+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

حساس بودن والدين نسبت به ويژگیهاى رفتار جنسى كودكان خود و اينكه چگونه و از چه سنى بايد كودك خود را دراين زمينه آگاه كنند تا دركسب هويت جنسى خويش موفق باشند، محور بخش نخست گفتگو بود كه از نظر خوانندگان محترم گذشت. دكتر قاسم زاده در واپسين بخش اين گفتگو به ساير موقعيتهايى اشاره مى كند كه در مواجهه والدين با كودكان و در خصوص رفتارهاى جنسى بايد مورد تأمل و دقت قرار گيرد. اين گفتگو را بخوانيد.


* چنانچه پدر و مادرى پاسخ سؤالى را ندانند، بايد چه برخوردى داشته باشند؟


نه تنها در مورد مسائل جنسيتى، ممكن است در زمينه ديگرى هم سؤال كنند كه پدر و مادر جوابش را ندانند. آنها مى توانند به صراحت و سادگى ابراز كنند كه نمى دانند و بگوييد كه بيا با هم به سراغ كتابى برويم و جواب سؤالاتمان را بگيريم و يا با همراهى، او را به سمت مشاور يا معلمى راهنمايى كنند كه در اين صورت، نوعى انعطاف پذيرى هم به بچه ها ياد مى دهيم كه اگر آنها هم چيزى نمى دانند، به دنبال اطلاعات غلط و منابع نادرست نروند. يكى از تكنيكهاى ديگر در موقعيتهايى كه والدين جواب سؤال را نمى دانند يا غافلگير مى شوند، حفظ خونسردى است و سپس با تسلط به نفس خود، برگشت سؤال به طرف مقابل است كه مثلاً گفته شود كه خودت در اين مورد چى فكر مى كنى؟ كه هم از اين طريق ميزان اطلاعات او را مى فهميم و اينكه اطلاعاتش را از كجا به دست آورده و هم در آن زمان مى توانيم جوابى كه درخور نياز و متناسب با سن او باشد، هرچند ساده بيان كنيم. آنچه توصيه مى شود، اين است كه در اين موقعيتها هيچگاه نبايد دروغ گفت و يا سؤالى را سركوب كرد. والدين مى توانند تا حدى كه مى دانند، پاسخگو باشند و بقيه اطلاعات را به زمان ديگر موكول كنند.


* خانم دكتــــر! روشـــهاى ترساندن از رفتارهاى جنســـى و يا برخوردهاى سركوبگـــرانه يا حتى سهل گيـــرانه چه عواقبى مى تواند در پـــى داشته باشد؟


عواقب بسيار مضرى در پى دارد. وقتى كودك نياز به گرفتن پاسخ خود را احساس كند و به نوعى با سركوب مواجه شد. او كه دست نمى كشد، وقتى كنجكاوى او ارضا نشد، به دنبال راههاى ديگر مى رود يا از همسالان خود مى پرسد و يا در شبكه هاى اينترنتى، اطلاعاتى به دست مى آورد و حالا اينكه چه اطلاعاتى و از چه طريق و به چه ميزانى، خدا مى داند و اين روش تأثيرات بسيار بدى بر شخصيت كودك مى گذارد؛ چرا كه ممكن است اطلاعات به دست آمده به هر طريق مناسب با نيازهاى سنى او نباشد و حتى در مواردى موجب بلوغ زودرس كودكان شود. به عبارتى هر پدر و مادرى بايد بدانند كه اگر جواب سؤال كودكان را سركوب كنند و يا به تمسخر و خنده بگيرند، كودك به دنبال راه ديگرى جهت يافتن پاسخش مى رود.


يا در بسيارى از خانواده ها براى بازداشتن بچه ها از آگاهى در مورد ويژگيها و رفتارهاى جنسى از روشهاى ترساندن استفاده مى كنند كه اصلاً كارساز نيست. بخصوص در مورد دختران در هنگام ازدواج عواقب خود را نشان مى دهد. خيلى وقتها وقتى عدم برقرارى ارتباط درست از جانب زنان در زندگى خانوادگى پيگرى مى شود و به اين نكته پى مى برند كه در دوران كودكى و نوجوانى، آنها را از چيزى ترسانده اند يا سؤالى يا كنجكاوى آنها در مورد رفتار و ويژگيهاى جنسى سركوب شده است. در واقع از كودكى يا نوجوانى، روابط و رفتارهاى جنسى را به عنوان يك تابوى بد و يك الگوى نادرست تلقى كرده اند، بنابراين روابط آنها با همسرانشان دچار اشكال مى شود. همانطور كه اشاره كردم، رفتارهاى جنسيتى در تمام عمر در زندگى ما نقش دارند و اگر در سن كودكى و نوجوانى به درستى آموزش داده نشود، خود را در بزرگسالى به صورت انحرافاتى ذهنى، روانى و جسمى نشان مى دهند.


* چنانچه پـــــدر و مـــادرى نسبت به گفتگــــو درباره اينگـــــونه رفتارها معذب باشند، چه بايد بكنند؟


ببينيد! اين حالت در جوامع شرقى و به عبارتى سنتى مثل جامعه ما وجود دارد. مسائل جنسى با يك نوع منفى بودن، يك نوع بد بودن و زشتى يا حداقل صحبت در مورد آن، با يك نوع ممانعت درونى همراه است. بنابراين يك امر فرهنگى ـ اجتماعى است. ولى نبايد چنين باشد و اگر والدينى چنين احساسى دارند، بايد بدانند ميان خصوصى بودن مسائل جنسى و ممنوعيت درباره گفت و گو در مورد آن، تفاوت وجود دارد. به عبارتى ما نبايد هيچ ممنوعيتى چه از نظر اطلاعى كه خودمان مى خواهيم به فرزندان بدهيم و چه از نظر سؤالاتى كه بچه ها در اين زمينه دارند، داشته باشيم. حتى اگر مسائلى هم پيشرس است و مورد كنجكاوى بچه ها قرار مى گيرد، نبايد معذب بود و از پاسخ دادن اجتناب كرد و احساسات خود را مخفى نمود، بلكه والدين مى توانند در قدم اول اطلاعاتى ساده و كوتاه، متناسب با سن كودك به او بدهند و اطلاعات ديگر را به زمان ديگر وعده دهند، ولى بچه ها نبايد از اينكه در مورد مسائل جنسى مى خواهند اطلاعات كسب كنند، احساس ناراحتى كنند و يا حس كنند كه پدر يا مادرشان از پاسخگويى معذب مى شوند.


البته بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه مسائل جنسى يك مسائل خصوصى است. بنابراين به نوعى، بايد به بچه ها بخصوص بزرگتر كه مى شوند، آموزش داده شود كه از نظر نوع سؤال و مكان سؤال بايد رعايت كرده و هر سؤالى را در هر جايى از والدينشان نپرسند. در جامعه ما كه تا حدى سنتى است و حد و حدودهايى براى اين مسائل وجود دارد، نبايد اين طور برداشت شود كه پدر و مادرها نيز در پاسخگويى به فرزندانشان در مورد مسائل جنسى معذب هستند. بايد تمرين كرد و در عين حال هم از خصوصيات مراحل رشد آگاه شد. اگر هر پدر و مادرى خود را به انواع توانمنديها، چه از نظر محتوى سؤالات و چه از جهت مهارت در هدايت پاسخ مجهز كند و بپذيرد كه آگاهى فرزندان از ويژگيها، رفتارها و مسائل جنسى لازم و ضرورى است، ديگر معذب نخواهد بود.


* آمـــــوزش امور جنســــى شامل چه بخشهايى است؟


اكثر خانواده ها بر اين باورند كه آموزش امور جنسى تنها در اين خلاصه مى شود كه به كودكان آموزش دهند كه كودك چگونه متولد مى شود، اما شايد اين ساده ترين بخش آموزش است. البته كه در هر سنى اين امور و بخشها مى تواند متفاوت باشد. مثلاً در دوران كودكى، بچه ها جدا از اينكه اول هويت خودشان را مى خواهند بدانند، در مورد تفاوتهاى جنسى و آشنايى با بهداشت اندامهاى جنسى نيز كنجكاوند. به تدريج در سن بلوغ به دنبال بيشترين اطلاعات هستند. آموزش در مورد ساختار جسمى زن و مرد، حالتهاى عاطفى دوران بلوغ، بيماريهايى كه مربوط به مسائل جنسى است، وظايفى كه مربوط به جنسيتشان است، به عبارتى نقشها و تفاوتهاى مربوط به امور جنسى، خويشتندارى در امور جنسى، چگونگى برقرار كردن رابطه با ديگران و زيان جسمى و روانى است. يكى ديگر از مسائل دوران بلوغ كه بچه ها بايد بدانند، روابط صحيح و درست بين دو جنس است. چون تا دوران كودكى، روابط معمولى است، روابط بين دختر و پسر از نظر جنسيتى، خيلى برايشان تفاوتى ندارد. ولى در دوران بلوغ، تمايل به برقرارى ارتباط خيلى بيشتر است و از آنجا كه اين ارتباط طبيعى و ضرورى است، بايد قبل از آن، يا در هنگام بلوغ، رفتارهاى جنسيتى درست و مناسب را بياموزند. مثلاً مى توان در اين سنين، از طريق فعاليتهاى گروهى و همكارى با هم، كه كاملاً هدايت شده باشد، نوع ارتباط سالم با يكديگر را آموزش ببينند.


* شما به اهميت سن بلــــوغ اشاره كرديد، بهتــــرين شـــروع مكالمه براى آشنا كردن بچه ها با مسائل جنسيتى در اين سن، چه مى تواند باشد؟


در سن بلوغ، فرض بر اين است كه بچه ها، آن اطلاعات اوليه سن بلوغ را داشته باشند در واقع آنچه مهم است در ابتدا در اين سنين، با تغييرات بلوغ آشنا شوند و همين صحبت از تغييرات بلوغ مى تواند شروع مكالمه و به تدريج محور صحبت باشند. اينكه گفته شود كه يك فرد در حين بلوغ، يك سرى تغييراتى از نظر جسمى، روانى و عاطفى كرده و خلق و خوى او تغيير مى كند. به عقيده من، حتى بهتر است شروع صحبت از اين رفتارها باشد تا رفتارهاى جنسيتى. چرا كه اگر نوجوانى در آستانه بلوغ به خوبى اين مرحله از رشدش را درك كند و به درستى اين مسير را طى كند تا به دوره جوانى برسد، يقيناً بهتر مى تواند خيلى از مسائل، ويژگى ها و رفتارهاى جنسيتى بعدى را درك كند و با آنها آشنا شوند. ولى آنچه در اين قضيه مهم است، تدريجى گفتن آن است. والدين بايد آگاه باشند كه نبايد هيچ اطلاعاتى از جمله اطلاعات دوران بلوغ را يكدفعه به فرزند خود بگويند. بلكه به تدريج به مرور زمان و در وقت مناسب بايد اين اطلاعات ارائه شود. حتى در اين سنين نيز مى توان از كتابهاى مناسب استفاده كرد. بدين صورت كه ابتدا مقدمه اى در مورد كتاب و موضوع آن گفته شده و توضيحاتى ساده و كوتاه داده شود. سپس كتاب را به او بدهند و سپس فرزند خود را از پاسخگويى به هر سؤالى كه هنگام مطالعه كتاب برايش پيش مى آيد مطمئن كنند.


* آيا خانــــواده تنها از طــــريق گفتگو، طرح سؤال و يا پاسخ به پــــرسش مى تواند در آموزش رفتارهاى جنسيتـــى نقش بازى كند؟


خير، تنها نقش خانواده را نمى توان محدود به همين زمينه ها دانست. خانواده به دو صورت نقش بازى مى كند. يكى به صورت مستقيم. يعنى همين زمينه ها كه شما ذكر كرديد مثل طرح پرسش يا پاسخ به سؤالات فرزندان و ديگرى به صورت غيرمستقيم، و آن الگوهايى است كه ارائه مى دهد. مثلاً احترامى كه پدر و مادر براى هم قائلند، يك سرى ارزشهايى را به بچه ها منتقل مى كنند كه نه تنها در دوران كودكى بلكه در دوره بزرگسالى، در روابطشان با جنس مخالف تأثيرگذار است. از طرف ديگر اين ارزشها در خانواده مى تواند، بينش بچه ها را نسبت به رفتارهاى جنسى و نقشهاى جنسيتى وسعت داده و تجربه هاى ارزشمندى در آينده كسب كنند.


* غيــــر از منبع خانــــواده، چه منابع ديگرى مى توانند در آگاه كـــــردن فــــرزندان در اينگونه مــــوارد مؤثر باشند؟


ببينيد منابع آموزشى چون آمادگى، پيش دبستانى و مدارس مى توانند در صورت درست عمل كردن در اين زمينه بسيار مفيد باشند. بچه ها در مرحله آمادگى پيش دبستانى، يعنى زير ۶ سال، فقط بايد كنجاويهايشان برطرف شود و اگر درست رفع نشود، اين كنجكاوى اذيتشان مى كند. در مهدكودك، ميزان نياز آنها كمتر است و در خيلى از كشورها مثل كشور سنتى ما، بر نقش مدرسه هم تأكيد مى كند، چون وقتى مى بينند كه پدر و مادرها به دلايل مختلف عدم اطلاع يا ناتوانى در برقرارى ارتباط با فرزندان و صحبت در اينگونه موارد، از طرح چنين موضوعاتى ابا دارند، لذا در اينجا نقش مدرسه خيلى برجسته مى شود كه متأسفانه نظام آموزشى ما هم يك نظام بسته اى است. البته كه در سالهاى اخير بهتر شده ولى اغلب تصور بر اين است كه اگر اطلاعاتى بدهد، ممكن است اين اطلاعات بيشتر ايجاد مشكل كند و درحالى كه اينطور نيست.


هرقدر دانش آموزان، اطلاعاتى در حد نياز خودشان بيشتر داشته باشند، بهتر مى توانند مسائل و مشكلاتشان را حل كنند. من به خاطر دارم كه ۶ يا ۷ سال پيش، جزواتى تحت عنوان «بهداشت بلوغ پسران و دختران» را وزارت بهداشت با همكارى يونيسف تهيه كرد و به مرحله چاپ رسيد كه آموزش و پرورش آنها را در مدارسى توزيع كند. چون يكى از راه هاى مؤثر در اين سن اين است كه از طريق كتاب، سؤالاتى براى آنها مطرح شود كه يا در خانواده و يا در مدرسه، به آنها پاسخ داده شود. ولى تا مدتها اين كتابها توزيع نشد. چه از طرف برخى از مسؤولين آموزش و پرورش و چه از طرف برخى مدارس ممانعت مى شد. درحالى كه كتابها، كاملاً علمى تأليف شده بودند. و حال بعد از چند سال اين توزيع صورت گرفته است. بنابراين نه تنها گاهى اوقات خانواده هاى ما سنتى است، بلكه نظامهاى آموزشى ما هم سنتى است. مثل مسأله ايدز كه يك زمانى، اصلاً اجازه طرح آن در مدارس نبود ولى بعد از مدتى كه متوجه شدند نمى توان در مقابل واقعيتها ايستاد و بچه ها را از اين جريانات دور نگه داشت، آموزشهايى در زمينه ايدز در مدارس صورت مى گيرد. بنابراين درحال حاضر هم، يكسرى آموزشهايى در مورد مسائل جنسيتى ولى به صورت كلى و بيشتر در مورد بلوغ، بهداشت آن و تغيير خلق و خوى در اين سنين داده مى شود. چرا كه نظام آموزشى ما به اين نتيجه رسيده است كه هر نوع ممنوعيتى نتيجه معكوس خواهد گذاشت.

 

+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

 

تعـــــــــريف

خودارضائــي يك رفتار خود تحريكي است كه به منظور كسب لذت صورت مي‌پذيرد. كودكان ممكن است خود را با دست يا شئي ديگري مالش دهند. آنها هنگام انجام اين عمل معمولاً مشغول، برافروخته و مبهوت به نظر مي رسند. ممكن است يك كودك اين عمل را چندين بار در روز يا فقط يك بار در هفته انجام دهد. خودارضايي به طور شايع زماني رخ مي‌دهد كه كودك خواب‌آلود، خسته و تحت فشار است يا مشغول ديدن تلويزيون مي‌باشد.

 

علـــــل:

بروز خودارضايي به صورت گهگاه رفتاري طبيعي در بسياري از نوپايان و كودكان پيش‌دبستاني است. قريب به يك سوم كودكان در اين محدوده سني وقتي مشغول كاوش درباره اندام خويش هستند پديده خودارضايي را كشف مي‌كنند و اغلب اين عمل را ادامه مي‌دهند چون احساس خوبي نسبت به آن پيدا مي‌كنند. برخي از كودكان به كرات خود را ارضا مي‌كنند چرا كه از چيزي ناراحت هستند، مثل وقتي كه پستانك از آنها گرفته شده است. برخي ديگر در واكنش به تنبيه يا فشار براي متوقف كردن كامل خودارضايي، آن را ادامه مي‌دهند. خودارضايي هيچ دليل پزشكي مشخصي ندارد. تحريك نواحي تناسلي (مثلاً در اثر عفونت) منجر به درد يا خارش ميشود، نه خودارضايي.

 

سيــــر قابـــــــل انتظــــار:

وقتي كودك شما به پديده خودارضايي پي مي‌برد، به ندرت آن را به صورت كامل كنار مي‌گذارد و ممكن است هر زمان ناراحتي يا منازعه‌اي در منزل رخ دهد به آن روي آورد. تا سن 5 يا 6 سالگي،‌اكثر كودكان برخي ملاحظات را درنظر مي‌گيرند و ممكن است فقط در خلوت خود به آن اقدام نمايند. در زمان بلوغ در پاسخ به جهش ناگهاني هورمون‌ها و سائق‌هاي جنسي خودارضايي به شكل پديده‌اي عمومي در مي‌آيد.

 

ســــــوء تعبيـــــرهاي رايــــــــج:

خودارضائــي به هيچ نوع آسيب يا صدمه جسمي منجر نمي‌گردد. اين پديده غيرطبيعي يا شديد محسوب نمي‌شود مگر آنكه به شكل ارادي و پس از 5 يا 6 سالگي در ملاء عام انجام شود. به خاطــر داشته باشيد خودارضايي بدين معنـــي نيست كه كودك شما انحراف جنســي دارد، بي‌مبالات است يا ميل جنسي در او بيش از حد افزايش يافته است. فقط در مواردي كه بزرگسالان در پاسخ به خودارضايي يك كودك واكنش شديد نشان دهند و آن را پديده‌اي كثيف يا پليد معرفـــي نمايند، ممكن است كودك از نظر هيجاني لطمه ببيند و مثلاً دچار احساس گناه شود.

 

نكاتــــــي را دربـــاره خودارضايـــــــــي كـــــــــودكان مــــــــرور كنيــم:

1- اهداف و نگرش واقعي داشته باشيد، خاتمه بخشيدن به خودارضايي غيرممكن است. اين واقعيت را بپذيريد كه كودك شما اين عمل را فرا گرفته است.

2- خودارضايــي را در هنگام چـــرت زدن و خوابيدن ناديده بگيريد. در چنين زمان‌هايي كــودك خود را تنها بگذاريد. كـــودك را از دمــر خوابيدن منـع نكنيد و اگــر دستانش ميان پاهايش است از او پـــرس و جو نكنيد.

3- در ساير وضعيت‌ها توجه كودك خود را به امر ديگري منعطف سازيد يا در مورد او انضباط مقرر را انجام دهيد. ابتدا سعي كنيد حواس او را به يك وسيله بازي يا فعاليت ديگر معطوف نماييد.
4- اين روش را با پرستار يا مربي مهد كودكتان در ميان بگذاريد. از مراقب يا مربي كودكتان بخواهيد مانند شما ابتدا سعي كنند حواس كودك را پرت نمايند. اگر اين مسئله كارساز نبود، آنها بايد با گفتن توصيه‌هايي مانند تو بايد الان به ما ملحق شوي،‌توجه او را به خودشان جلب نمايند. خودارضايي در مهد فقط در زمان خواب قابل چشم‌پوشي مي‌باشد.
5- تماس فيزيكي خود را با كودكان افزايش دهيد. برخي كودكان وقتي در طول روز بيشتر در آغوش گرفته ميشوند و مورد نوازش قرار مي‌گيرند كمتر دست به خودارضايي مي‌زنند. سعي كنيد مطمئن شويد كودكتان حداقل يك ساعت از زمان اختصاصي براي بودن با شما و دريافت عواطف به شكل تماس جسمي برخوردار مي‌باشد.
6- اشتباهات شايع. شايع‌ترين اشتباهي كه والدين انجام مي‌دهند سعي در خاتمه بخشيدن كامل به خودارضايي است. اين امر منجر به جنگ قدرتي مي‌گردد كه در نهايت والدين بازنده آن خواهند بود. كودكان نبايد به خاطر خودارضايي كتك بخورند، سخنراني بشنوند يا مورد عتاب قرار بگيرند. خودارضايي را با صفاتي مانند بد، كثيف، شيطاني يا گناه‌آلود ملقب نفرماييد. دستان كودك را نبنديد، هيچ نوع بند و بستي به كار نبريد. تمام اين روش‌ها تنها به مقاومت كودك و احتمالاً به مهار جنسي او در آينده منجر خواهد گشت.

 

 انجمن روانپزشکـی کـودک و نـوجوان ایــران


   برچسب‌ها: خودارضايی در كودكان
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

 آموزش لمس بد و خوب به کودکان 

 

دكتر دانيل گلمن

برگردان: حميدرضا بلوچ

 

 Image

 

 

يكي از موارد آموزنده كه بايد مورد توجه قرار بگيرد سوءاستفاده جنسي از كودكان است. در آمريكا هر ساله در حدود دويست‌هزار مورد سوءاستفاده جنسي گزارش مي‌شود كه هر ساله 10درصد به آن اضافه مي‌شود. بيش‌تر كارشناسان معتقدند كه بين 20 تا 30 درصد از اين تعداد را دختران و تقريبا نيمي از آن را قربانيان پسر تشكيل مي‌دهد.


با توجه به اين خطر، بسياري از مدارس برنامه‌هايي را براي جلوگيري از سوءاستفاده‌هاي جنسي از كودكان تنظيم كرده‌اند. در بيشتر اين برنامه‌ها آموزشهاي مختلفي درباره سوءاستفاده جنسي به بچه‌ها آموخته مي‌شود، براي نمونه آگاه كردن آنها در مورد تفاوت بين لمس «خوب و محترمانه» و لمس «بد و زشت»، هوشيار كردن آنها نسبت به خطرات وتشويق كردن آنها براي گزارش كردن اين اعمال خلاف به افراد بزرگسال. تحقيقات نشان داده است كه اين آموزشها در كاهش جرايم بي‌تاثير نبوده است اما بچه‌هايي كه تحت آموزشهاي جامع و گسترده شامل تقويت قابليتهاي اجتماعي و عاطفي مربوطه قرار داشته‌اند بهتر توانسته‌اند از خود در برابر تهديدات جنسي محافظت كنند. آنها بهتر از بچه‌هاي ديگر مي‌توانند از فرد خطاكار بخواهند كه آنها را رها كند، داد و هوار راه بياندازند و با فرد خلافكار گلاويز شوند، يا او را تهديد به لو دادن كنند، و هنگامي كه رفتار ناشايستي با آنها شد عملا آن را به والدين خود بگويند. ويژگي اخير ( گزارش كردن عمل خلافكار) يكي از بهترين راههاي پيشگيري‌كننده است.


در تحقيقي كه بر روي تعدادي كودك‌آزار چهل‌ساله صورت گرفت هريك از آنها به طور متوسط در هر ماه ( از دوران نوجواني خود به بعد) يك قرباني داشته‌اند. گزارشي درباره‌ يك راننده اتوبوس و يك معلم كامپيوتر نشان داد كه آنها هر ساله سيصد بچه را مورد آزار قرار داده‌اند ولي حتي يك بچه از سوءاستفاده جنسي آنها گزارش نداد تا اينكه يكي از پسرهايي كه توسط معلمش مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته بود همان عمل را با خواهرش انجام داد و بدين ترتيب راز خلافكاران برملا شد. بچه‌هايي كه تحت آموزش برنامه‌هاي جامع و مفصل‌تر قرار داشتند سه برابر بيش‌تر از بچه‌هايي كه برنامه‌های كوتاه مدت را پشت سر گذاشته‌ بودند احتمال داشت كه سوء رفتارهاي جنسي را گزارش دهند. مجريان اين برنام‌ها آموزش‌هاي مختلفي در مورد بهداشت و مسايل جنسي به بچه‌ها مي‌دهند و از والدين مي‌خواهند تا آنچه در مدرسه آموزش داده مي‌شود در خانه نيز براي بچه‌ها تكرار كنند. بچه‌هايي كه والدينشان چنين كرده‌اند خيلي بهتر از ديگران در مقابل تهديد به سوءرفتار جنسي مقاومت كرده‌اند.


علاوه بر آن قابليت‌هاي اجتماعي و عاطفي تاثير قاطعي در اين زمينه دارند. براي بچه كافي نيست كه فقط چيزهايي درباره‌ي لمس «بد» و «خوب» بداند بلكه او نياز به خودآگاهي دارد تا بفهمد چه زماني در موقعيت نامناسب يا ناراحت كننده قرار دارد. او بايد آنقدر اعتماد به نفس داشته باشد كه بتواند حتي در مقابل فرد بزرگسالي كه سعي دارد از او سوءاستفاده كند جسورانه بايستد و از خود محافظت كند. يك بچه همچنين نياز به روش‌هايي براي جلوگيري از سوء رفتار فرد خلافكار دارد، هرگونه عملي اعم از فرار تا تهديد به لو دادن او. براساس همين دلايل، برنامه‌هاي مفصل آموزشي به بچه‌ها ياد مي‌دهند كه چگونه بر خواسته‌هاي خود تاكيد ورزند و به جاي كناره‌گيري، بر احقاق حقوق خود پافشاري كنند و حد و مرز خود را بشناسند و از آنها دفاع كنند.


بنابراين موثرترين برنامه‌ها علاوه بر ارائه‌ اطلاعات جامع در مورد سوءرفتار جنسي، شامل آموزش مهارت‌هاي اجتماعي و عاطفي اساسي است. اين برنامه‌ها به كودك ياد مي‌دهد كه روش‌هاي مثبت‌تري را براي حل كشمكش‌هاي دروني خود بيابد، اعتماد به نفس بيش‌تري داشته باشد، اگر اتفاقي برايش رخ داد خودش را سرزنش نكند، و احساس كند كه در حمايت والدين و معلمان خود قرار دارد و مي‌تواند به آنها رجوع كند و اگر اتفاق ناخوشايندي برايش اتفاق افتاد بتواند آن را به ديگران بگويد.

 


   برچسب‌ها: آموزش لمس بد و خوب به کودکان
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

غریزه جنسی یکی از غرایز مهم انسان است و تلاش در جهت ارضای درست و مناسب آن نه تنها مذموم نیست، بلکه بسیار نیکو و پسندیده می باشد. غریزه جنسی که از لحظه تولد در نهاد فرد وجود دارد هیچگاه نباید خاموش شود، بلکه باید از طریق آموزش صحیح تحت کنترل قرار گیرد. کنجکاوی و پرسشهای کودکان در زمینه مسائل جنسی، امری کاملا عادی و طبیعی است. کودکان برای این که زندگی شاد و سالمی داشته باشند باید در زمینه مسائل جنسی اطلاعاتی صحیح و متناسب با سن و درک خود کسب کنند و در این زمینه هیچکس بهتر از والدین نمی تواند اطلاعاتی درست در زمینه فوق را در اختیار کودک و نوجوان قرار دهد.

کوتاهی والدین در پاسخگویی به سئوالات جنسی فرزندان باعث می شود تا آنها از طریق منابع مختلفی همچون: دوستان، کتب، مجلات، اینترنت و ... به اطلاعاتی نادرست و گمراه کننده دست پیدا کنند که این اطلاعات می توانند منجر به ناراحتی ها و اختلالات گوناگونی در کودک و نوجوان گردند. اما اگر والدین به موقع و در زمان مناسب، اطلاعات درست در زمینه مسائل جنسی به کودک ارائه دهند، از بروز بسیاری از جرائم، انحرافات جنسی، خاطرات تلخ، تجربه نادرست و ... تا حد زیادی پیشگیری می کنند و میل کودک و نوجوان را به تجربه نادرست امور جنسی کاهش می دهند.

متاسفانه بسیاری از والدین به دلایل متعددی از جمله: نداشتن آگاهی، احساس شرم و ناراحتی، نگرش منفی به امور جنسی، قبیح دانستن بیان مسائل مربوط به امور جنسی، هراس از پیامدهای منفی این اطلاعات، انداختن بار این مسئولیت بر دوش مدرسه، داشتن باورهای غلط همچون: کودک خودش روزی بزرگ می شود و به این مسائل پی می برد ( یواش یواش چشم و گوشش باز می شود ) و یا این که اگر پدر و مادر درباره مسائل جنسی با کودک خود حرف بزنند، حرمت بین آنها شکسته می شود و ... نه می خواهند و نه می توانند در مورد مسائل جنسی با کودک و نوجوان خود به گفتگو بپردازند.

همیشه در زندگی، اولین ها ( اتفاقات، خاطرات، تجارب، تماسها و ... ) چه خوب و چه بد، تاثیری عمیق و ماندگار در ذهن افراد برجای می گذارند. مثلا: اگر کودک یا نوجوان در بیرون از منزل به وسیله منابع مختلفی که ذکر گردید به طور نامناسبی با مسائل جنسی آشنا شود، کار و تلاش والدین در زمینه آموزش جنسی دو برابر خواهد شد. زیرا در وهله اول باید افکار نامناسب و آموخته های نادرست فرد در زمینه امور جنسی تغییر یابد و سپس آموزش مناسب و صحیح آغاز شود. هر کدام از شما والدین اندکی بیاندیشید و به خاطر آورید که اولین بار چگونه، چه موقع، و به وسیله چه کسی اطلاعاتی در زمینه امور جنسی در دسترس شما قرار گرفت. آیا به خود نمی گوئید « ای کاش والدینم اولین کسانی بودند که مرا از این امور آگاه می ساخنتد؟ ». اگر واقعا فرزندتان را دوست دارید و علاقه مندید تا شاد و سالم کند، باید اولین فردی باشید که به دور از هرگونه احساس شرم و هراس، درباره امور جنسی با او صحبت می کنید و به کنجکاویهای او در حد امکان پاسخ می دهید.

والدین باید بدانند که برای آغاز آموزش جنسی، سن مشخص و ثابتی وجود ندارد و صبر کردن تا زمانی که کودک به مدرسه رود و در آنجا اطلاعاتی در زمینه امور جنسی کسب کند به هیچوجه جایز نیست. کودکان از طریق پرسش ها و کنجکاویهای خود، موعد مقرر را اعلام می دارند و والدین باید آموزش را شروع کنند. بهترین زمان برای پاسخگویی به پرسشهای کودکان درباره امور جنسی، اولین باری است که کودک پرسشی را مطرح می کند. کودکان تا سن شروع مدرسه، در زمینه های گوناگون از جمله امور جنسی، اطلاعاتی از محیط، اطرافیان و دوستان خود به دست می آورند. بهتر است که این اظلاعات و آگاهیهای اولیه درباره امور جنسی از طریق والدین در اختیار کودک قرار داده شود.

اگر کودک یا نوجوان پرسشی درباره امور جنسی مطرح می کند، باید تا جایی که امکان دارد به پرسش او در حد خواسته شده پاسخ گفته شود. پاسخ باید بدون احساس شرم، ناراحتی، گناه، ساده در حد سن و درک کودک یا نوجوان و در عین حال خلاصه و صادقانه ارائه گردد. زیرا آنها دوست دارند واقعیت را بشنوند. پاسخها همچنین باید در حد پرسشهای کودک و نوجوان باشد و فراتر از پرسشها پاسخی داده نشود. زیرا موجب خستگی و سردرگمی کودک و نوجوان خواهد گردید. والدین از همان ابتدا باید سعی کنند هنگام بحث درباره اعضای مختلف بدن از لغات صحیح و علمی آنها استفاده کنند و از کاربرد لغات بی معنی و کنایات جدا اجتناب ورزند.

 

کودکان دوره پیش دبستانی:

کنجکاوی در زمینه مسائل جنسی در سنین پیش دبستانی ( 3 – 5 سالگی ) امری کاملا عادی و طبیعی است. پرسشهای کودک ناشی از کنجکاوی اوست و منظورش کسب آگاهی به امور صرف جنسی نیست. از این رو، والدین باید به همان صورتی که به پرسشهای غیر جنسی کودک بادقت و صحیح پاسخ می دهند، به پرسشهای جنسی او نیز دقیق و صحیح جواب دهند تا کنجکاوی کودک به طریق درستی ارضاء گردد. کودکان در دوره پیش دبستانی نسبت به خصوصیات جسمانی خود و پی بردن به تفاوتهای جنسی بین دختر و پسر کنجکاوند و به هنگام استحمام، توالت و یا تعویض لباس به بدن خود و اطرافیان نگاه می کنند. والدین نباید در برابر کودک لخت ظاهر شوند و یا در مقابل او نزدیکی جنسی کنند. چنانچه به هنگام تعویض لباس زیر، کودک برجسب تصادف وارد اطاق شود، والدین نباید بر سر کودک فریاد بکشند، بلکه بهتر است فورا لباس خود را بپوشند.

 

سئوالات کودکان درباره اینکه بچه از کجا و چگونه به وجود می آید؟

اگر کودکی در سنین سه تا پنج سالگی بپرسد « بچه از کجا می آید؟ »، بهتر است به او گفته شود « از شکم مادر ». اگر والدین انتظار کودکی را دارند باید فرزند خود را به موقع از این موضوع آگاه سازند و حتی به او اجازه دهند تا حرکت نوزاد را در شکم مادر لمس کند. کودک ممکن است از مادر بپرسد « بچه چگونه از شکم مادر بیرون می آید؟، مادر در جواب خواهد گفت « زمانی که بچه در داخل رحم به اندازه کافی بزرگ می شود و قادر است در خارج از شکم مادر زندگی کند آنوقت مادر به بیمارستان می رود تا به کمک پزشک بچه از شکم مادر بیرون آورده شود ». اگر کودک بپرسد « بچه از کجا بیرون می آید؟ »، مادر بهتر است بگوید « بین پاهای مادر محفظه ای وجود دارد که بچه به کمک پزشک از آنجا بیرون می آید». چنانچه کودک سئوال کند « رحم مادر چه اندازه است؟ »، مادر می تواند بگوید « بادکنک را که دیده ای، اگر در آن بدمیم بزرگ می شود و اگر بادش را خالی کنیم کوچک می شود. رحم مادر نیز همچون بادکنک زمانی که بچه در درون آن قرار دارد بزرگ می شود و پس از خروج بچه مجددا کوچک می گردد». اگر کودک در ادامه سئوالاتش بپرسد « مادر بگذار راه خروج بچه را ببینم »، مادر در جوابش بهتر است بگوید « نه، این عضو جزئی از بدن من است و به کسی نشان داده نمی شود ».

سئوال دیگری که معمولا کودک پیش دبستانی از والدین می پرسد این است که « بچه چگونه به وجود می آید؟ »، والدین در پاسخگویی به این سئوال باید قدرت درک کودک را در نظر گیرند و جوابی ارائه دهند که به خوبی برای کودک قابل فهم باشد. در غیر اینصورت، جواب به جای آنکه آموزنده باشد گمراه کننده خواهد بود. مثلا بچه های خردسال بهتر است از طریق بازی و داستانها متوجه شوند که موجود پرنده چگونه به وجود می آید. برای کودکان در سنین بالاتر می توان ازدواج پرمحبت و زندگی مشترک پدر و مادر و سپس تشکیل جنین را به طوری که قابل درک باشد توضیح داد. اگر جوابهایی ارائه شده با واقعیت و میزان درک و فهم کودک هماهنگ باشد، حس کنجکاوی او را ارضاء خواهد کرد.

 

کودکان دوره دبستان:

کودکان در سنین دبستان نیز به کنجکاویهای خود درباره امور جنسی ادامه می دهند. کودکان در این دوره نیز همچون دوره پیش دبستانی با دوستان خود درباره امور جنسی صحبت می کنند. از اینرو، والدین و معلمان باید مهارتها و آگاهی های کودک را به حدی افزایش دهند که بتواند درباره رد یا قبول مطالب شنیده شده بدرستی قضاوت کرده و تصمیم مناسب بگیرد. در این دوره کنجکاویها به زندگی زناشویی، اعضای جنسی و ارتباط با جنس مخالف معطوف می شود. والدین و معلمان با بحث های دوستانه و نظارت و کنترل دقیق در رفتارها و رفت و آمدهای کودک، باید شیوه های صحیح برخورد با امور جنسی را به کودک آموزش دهند. کودکان همچنین در پایان دوره دبستان، باید توسط افراد آگاه و مطلع با تغییرات جسمانی و روانی دوره بلوغ آشنا شوند تا به هنگام وقوع آن دچار دلهره و نگرانی نگردند.

 

بلوغ:

بلوغ بحرانی ترین دوره زندگی هر فردی است. سن بلوغ در دختران و پسران متفاوت است. دختران معمولا در حدود ده تا یازده سالگی و پسران در حدود سیزده تا چهارده سالگی به سن بلوغ می رسند. دختران باید در ابتدا با عادت ماهانه آشنا شوند و بدانند که به هنگام بلوغ چه تغییراتی از نظر جسمانی و روانی در آنها پدید می آید. مادران باید با دختر خود درباره عادت ماهانه صحبت کنند. مادران می‌توانند تجربه اولین عادت ماهانه خویش و مسائل روحی، روانی و جسمانی حاصل از آن‌ را برای دختر خود تعریف کرده و به وی یادآور شوند که عادت ماهانه یک پدیدهٔ کاملا طبیعی در تمام دختران و بانوان بوده و مانند سایر مسائل مربوط به ارگانیسم بدن آنان است و نباید موجب نگرانی و ناراحتی در آنان گردد. توصیه می شود در مورد عادت ماهانه، مادر با دخترش صحبت کند و پدر با پسرش درباره خصوصیات دوره بلوغ نظیر رویاهایی که با انزال همراه است به گفتگو بنشیند.

 

علائم بلوغ در دختران و پسران:

بلوغ در دختران و پسران با علائم بخصوصی همراه می باشد. بلوغ در دختران با پیدایش اولین عادت ماهانه، بزرگ شدن و برجستگی پستانها، بزرگ شدن لگن، رویش مو در زیر بغل و اطراف دستگاه جنسی و پیدایش رفتارهای زنانه همراه است و در پسران با اولین انزالهای حاوی اسپرماتوزوئید، رویش مو در صورت و زیر بغل و اطراف آلت تناسلی، دورگه شدن صدا و پیدایش رفتارهای جدید همراه است. اگر والدین در دوره های قبل از بلوغ، کودک را در امور جنسی به طریق درستی راهنمایی کرده باشند، مواجهه صحیح با امور جنسی در دوره بلوغ برای نوجوان کار ساده ای خواهد بود. در این دوره، ارائه اطلاعات درباره امور جنسی تاکید بر نیروی عقل و همراه با درک و تفاهم و محبت، از دلهره و نگرانی نوجوان به مقدار قابل توجهی می کاهد. به نوجوان باید اطمینان داده شود که بروز غریزه جنسی در این دوره امری کاملا عادی و طبیعی است.

در دوره بلوغ، نوجوان برای کسب موقعیت اجتماعی، جلب محبت و نیل به استقلال تلاش می کند. و همچنین می کوشد تا مهارتها و روابطش را گسترش دهد و بدان وسیله مورد پذیرش گروه های مختلف قرار گیرد. نوجوان برای پذیرفته شدن در گروه و جامعه، شخصیت خود را با دیگران هماهنگ می سازد و سعی می کند به طرز تفکر همسالانش احترام گذاشته و مقررات گروه را رعایت کند. گاهی اوقات نیز با عقاید و گفتار دیگران مخالفت می ورزد. نوجوان به دوستی با جنس مخالف نیز علاقه دارد و تمایل دارد مورد پذیرش و اعتماد جنس مخالف قرار گیرد. لذا ساعاتی از روز را صرف رسیدگی به ظاهر نظیر توجه بیش از حد به لباس پوشیدن و نحوه گفتار خود می کند. نوجوان در برابر هرگونه زورگویی و تحکم سر به شورش می گذارد. بنابراین والدین در برخورد با نوجوان نباید به زور و قدرت متوسل شوند بلکه باید از طریق بحث منطقی و راهنمایی صحیح، رابطه بین خود و نوجوان را بهبود بخشند. والدین باید بخاطر داشته باشند که پیشنهاد غیرمستقیم همواره زودتر و بهتر از دستور مستقیم، همکاری و تشریک مساعی نوجوانان را جلب می کند.

 

منبع:

1. شفیع آبادی، عبدالله. ( 1379 ). فنون تربیت کودک. تهران: انتشارات چهر.


   برچسب‌ها: آموزش امور جنسی به کودکان و نوجوانان
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

رفتارهــاي ناسازگارانه:

رفتارهايي هستند كه با نظر پدر و مادر ، اطرافيان و جامعه سازگاري ندارد. رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسيار بدي را در اطرافيان ايجاد مي كند به طوري كه خود نيز تحت تأثير واكنش هاي ناخوشايند آن، از سوي ديگران واقع مي شوند.

 

انــــواع رفتــــارهاي ناسازگارانه : روانشناسان معمولاً رفتارهاي ناسازگار را در سه طبقه تقسيم بندي مي كنند:
1. اختلال بيش فعالــــي و كمبود توجه
2. اختلال لجبازي و نافرمانـــي
3. اختلال سلــــوك
گرچه شباهت هاي زيادي بين آن ها وجود دارد، ولي ويژگي هاي متمايز كننده اي هم در آن ها به چشم مي خورد. ممكن است علايم هر سه طبقه در يك كودك ديده مي شود كه براي آشنايي بيشتر به رفتارهاي هر كدام اشاره مي نماييم.


كــــودكان بيش فعـــال و كمبـــود توجه :
- نمي توانند رفتارشان را كنترل و تنظيم كنند.
- نمي توانند رفتارهاي هماهنگ و مناسب با اطرافيان، از خود نشان دهند.
- با علامت هايي مثل كم توجهي، حواس پرتي و كمبود تمركز همراه مي باشند.
- رفتارهاي تكانشي آن ها بيش از حد معمول است.
- در كارهايي كه به آنها علاقه و مهارت داشته باشند، هيچ تفاوتي با همسالان خود ندارند.
- خيلي سريع توسط محرك هاي خارجي دچار حواس پرتي مي شوند واز كار خود وظيفه اصلي خود (غالباً تكاليف مدرسه) باز مي مانند.
- اغلب وسايلشان را گم مي كنند و فــــراموشكارند.
- مرتب حـــركت مي كنند و آرام و قرار ندارند.
- ميان صحبت ديگـــــران مي پرند و تأمل ندارند.
- نوبت را رعايت نمــــي كنند.
- ســــريع از كوره در رفته و اشيا را به سوي ديگران پرتاب مي كنند.
- رفتارهاي جسورانه و خطـــرناكي از خود نشان مي دهند.
- در توجه به جــــزئيات ناتوانند.
- در صحبت كــــردن مستقيم با آنان، به نظر مـــي رسد به گوينده توجــــهي ندارند و گوش نمـــي كنند.
- قادر به پي گيـــري دستورات نيستند و كارها را نيمه كارها رها مي كنند.
- از كارهايي كه نياز به تلاش ذهني دارد اجتناب مي كنند.


كــــودكان لجباز و نافـــــرمان :
- رفتارهاي منفــي و نابهنجار از آنها زياد ديده مي شود.
- از قوانين روزمره ســـرپيچي مي كنند.
- زود قهـــــر مي كنند و قشقرق به راه مي اندازند.
- با بزرگتــرها بيش از حد بحث و جدل مي كنند.
- ديگران را در امور مقصر مي دانند و از آزار و اذيت و ناسزاگويي به آنان دريغ ندارند.
- عصبانـــي و زود رنج اند.
- رفتارهاي خشــــــونت آميــــز دارند.
- كينه توز و انتقام گيـــرنده اند.


كــــودكان اختلال سلــــوك : - معمولاً به حقوق ديگـــران تجاوز مي كنند.
- رفتارهايي مانند قلدري و تهديدي ديگــــران دارند.
- در نزاع و كتك كاري از وسايل خطرناك مانند چاقو و ... استفاده مي كنند.
- معمولاً دست به ســـرقت مي زنند.
- به اموال عمومـــي و ديگران تخريب مي رسانند.
- فرار از خانه و مدرسه در آنها بيشتــــر ديده مي شود.


علل و انگيــــزه هاي ناسازگاري فــــــرزندان :


1. علل ارثـــــي :

گروهي معتقدند بسياري از ناسازگاري هاي كودكان ريشه در سرشت و طينت آن ها دارد كه به همراه ژن از طريق والدين به آن ها منتقل مي شود.


2. علل زيستــــــــــي :

مانند نقص عضو، اختلال در بينايي و شنوايي و اختلال در مغز و دستگاه هاي عصبي در قبل يا حين يا بعد از تولد مي تواند از ديگر عوامل باشد.


3. علل روانــــي :

مانند وجود فشارهاي دروني، ميل به استقلال، وجود تعارض و كشمكش در زندگي روزمره خصوصاً زماني كه كودك خود را بي پناه و بدون پشتوانه احساس كندف عادات عصبي مانند ناخن جويدن و انگشت مكيدن و .. در او مشاهده مي شود.

 
4. علل عاطفــــــــــي :

مانند احساس محروميت از محبت والدين، ناكامي از دستيابي به اهداف مورد علاقه، ولادت كودك جديد در خانواده، عدم امنيت عاطفي به هر دليل ممكن.


5. علل اجتماعــــي :

مانند نابساماني و اختلاف و درگيري بين اعضاي خانوادهف متاركه ي والدين، بدآموزي از الگوهاي خانه و مدرسه و جامعه، عدم مقبوليت در بين ديگران، يادگري رفتارهاي نامطلوب از گروه همسالان، عدم نظارت كافي والدينف عدم وجود قانون منصفانه و قاطع در خانه و مدرسه، مشكلات اقتصادي و ....


6. علل تربيتـــــي‌:

مانند عدم يا افراط محبت، ناهماهنگي بين عاملان تربيتي در خانه و مدرسه و جامعه، برآورده كردن تمام خواسته هاي كودك بدون چون و چرا و يا بالعكس، تنبيه بدني و آزارهاي رواني، مقايسه و تحقير و سرزنش كودك و ...


چگونه با رفتــــارهاي ناسازگارانه فـــــرزندان برخورد كنيم ؟


* اگر خود تحت فشارهاي رواني ناشي از زندگي و كار قرار داريم و نمي توانيم رفتار و گفتار خود را كنترل كنيم، بهتر است قبل از انجام هر كاري در مورد فرزند به فكر روشي براي كنترل فشارهاي خود باشيم كه تحقيقات نشان داده است اگر والدين بتوانند برخي رفتارهاي خود را تغيير دهند فرمانبري كودك بيشتر خواهد شد.


* افكار غلط و انحرافي درباره فرزند خود نداشته باشيم. مثلاً فرزندم اين كار را مي كند تا حرص مرا در بياورد. يا او باعث تمام مشكلات در خانه است. چنين افكاري زمينه به وجود آمدن احساس بسيار بد را نسبت به فرزند مهيا مي كند و يقيناً بر رفتار ما و او اثر منفي مي گذارد.


* از ارائه دستورات مبهم، كلي و تكراري اجتناب كنيم. مثلاً به جاي اين كه بگوييم «خودت را جمع و جور كن» شفاف و مشخص بگوييم كه از او چه مي خواهيم مثلاً دوست دارم تا پنج دقيقه ديگر دفتر و كتاب هايت را از وسط اتاق جمع كني.


* به جاي سخنراني و بحث و جدل، كوتاه و مؤثر با لحني محكم ولي در كمال آرامش به او گوشزد كنيم كه رفتارش در ما چه تأثيري گذاشته و اگر از اين رفتار خود دست برندارد چه عاقبتي در انتظار اوست.


* به ياد داشته باشيم عاقبتي را براي او مشخص كنيم كه شدني و كوتاه مدت باشد. مثلاً نگوييم « براي هميشه ازاين خانه خواهم رفت» يا «حق نداري از اين به بعد تلويزيون تماشا كني» بهتر است بگوييم امروز از ديدن اين برنامه محروم هستي و يا اين هفته تو را به پارك نمي برم.


* انجام دادن خواسته هايمان را وظيفه او ندانيم بلكه بعد از انجام دادن دستوراتمان او را با كلام و هداياي مورد علاقه تشويق نماييم.


* با مشاركت فرزندمان ليستي از مهمترين قوانين در خانه به ترتيب و همراه با روش انجام دقيق آن ها تهيه كرده و پس از مشخص كردن نوع محروميت براي انجام ندادنشان، با قاطعيت اجرا كنيم.


* عوامل مشكل ساز را شناسايي و در جهت رفع آنها اقدام نماييم.

 
* به نيازهاي جسمي، عاطفي، رواني، اجتماعي، اقتصادي فرزندان بيشتر توجه كنيم.


* سعي كنيم فرصتي را ايجاد كنيم تا كودكان بتوانند نسبت به رفتارهاي نامناسب خود فكر كنند.

 
* ارتباط خود را با مدرسه و مسؤولان بيش از پيش تقويت كنيم.


* ار تنبيه بدني اكيداً خودداري نموده و در صورت نياز از محروم سازي هاي كوتاه مدت استفاده كنيم.


* براي شنيدن مسائل و مشكلات فرزندان وقت گذاري كنيم.


* از ســــرزنش و تحقير كردن و مقايسه فرزندان جداً خودداري كنيم.

 

* علايم هشدار دهنده خشم را به فرزندان آموزش دهيم تا بتوانند خشم خود را بهتر كنترل كنند از جمله علايم : علايم جسمي مثل (افزايش ضربان قلب، سريع شدن تنفس، عرق كردن، سفت شدن عضلات ، داغ شدن بدن و ...) علايم فكري مثل (ازش متنفرم، مي خوام بزنمش، داره به من زور ميگه و ...) علايم رفتاري مثل (داد زدن، تهديد كردن، لرزيدن، لگد و كتك زدن، گريه كردن و ...)


* روشهاي آرامش دهي را به آنها آموزش دهيم از جمله : 
- تنفس عميق : يعني دم عميق با يك شماره و نگهداري هوا در شش ها تا چهار شماره و بعد بازدم آهسته با دو شماره
- تجسم : يك تصوير آرامش بخش مثلاً خود را شناور داخل يك قايق كه به آرامي همراه امواج تكان مي خورد تجسم كنيد يا تصور يك ساعت شني كه عصبانيت مثل دانه هاي شن به آرامي از بدنش خارج مي شود. 
- روش آدم آهني و عروسك پارچه اي : از او مي خواهيم مثل يك آدم آهني عضلات خود را سفت كند و بعد از پانزده ثانيه عضلات خود را سفت كند و بعد از پانزده ثانيه عضلات خود را مثل يك عروسك پارچه اي شل كند. 
- حرف زدن هاي مثبت با خود : ولش كن، بي خيال، خونسرد باش، نمي گذارم مرا عصباني كند و ...


* يكي از دلايل عصبانيت و ناراحتي فرزندان اين است كه نمي توانند احساسات خود را به درستي بيان كنند، با كمك عكس و فيلم و نقاشي يا صورتك هاي كارتوني انواع احساسات مثل ( خشم، ترس، شادي و غم و....) را به آنها آموزش دهيم.


* چون بسيار از ناسازگاري هاي كودكان به دليل عدم آشنايي والدني با مهارت هاي زندگي است توصيه مي شود مهارت هاي ارتباطي مثل گوش دادن، ابراز وجود، حق مسأله و تصميم گيري و ديگر مهارت هاي زندگي را خود بياموزيم و به فرزندانمان نيز آموزش دهيم.(جهت آشنايي بيشتر مي توانيد به بروشورهاي مهارت هاي زندگي از شماره 34 تا 44 مراجعه فرماييد)


* در مورد كودكان بيش فعال علاوه بر موارد فوق رعايت موارد زير تأكيد مي شود: 
- دارو درماني مستمر زير نظر روانپزشك كه ممكن است تا چند سال طول بكشد، چرا كه با تشخيص و مراقبت درست اكثريت قريب به اتفاق آنان تا پايان دوره نوجواني درمان مي شوند. 
- تأمين خواب مناسب شبانه به هر طريق ممكن، حتي با اعلام خاموشي براي تمامي اعضاي خانواده، مثلاً ساعت 9 شب.
- پرهيز از خوردن قند و شكر، نوشابه گازدار، كاكائو، چيپس، پفك و ... 
- آموزش والدين در زمينه شيوه برخورد با آنها و نحوي كمك كردن به فرزند بيش فعالشان در انجام كارهاي روزانه.

 


   برچسب‌ها: فرزندان ناسازگار
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

توضيح مرگ به كودكان يكي از سخت ترين كارها براي اولياست، بخصوص هنگامي كه خود آنها با غم مرگ عزيزي دست به گريبان هستند. اما مرگ يك بخش غيرقابل انكار از زندگي است و چه بخواهيم و چه نخواهيم، از خردسالي، كودكان نسبت به آن كنجكاو مي شوند و به فهميدن و پرسيدن درباره روشهايي كه احساس غم مربوط به آن را به طور طبيعي نشان بدهد، علاقه مند هستند. شايد باعث تعجب باشد كه بدانيد حتي كودكان كم سن و سال هم از مرگ آگاه هستند. كودكان در قصه هايشان يا برنامه هاي تلويزيون از مرگ مي شنوند، يا در اطراف خود حيوانات خانگي يا خياباني مرده را مي بينند. علي رغم اين موارد، هيچ كدام از كودكان مفهوم مرگ را نمي دانند. آنها نمي توانند مفهوم هميشگي بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مي گيرند. آنها تصور مي كنند كه اجساد هنوز مي خورند و مي خوابند و كارهاي هميشگي خود را انجام مي دهند، فقط با اين فرق كه اين كارها را يا در آسمانها و يا در زير خاك انجام مي دهند. حتي وقتي يكي از اوليا يا خواهران و برادران كودك در گذشته است او نمي تواند اين اتفاق را براي آنها در نظر بگيرد.


واكنش كودكان نسبت به مـــرگ
اصلاً تعجب نكنيد اگر كودك در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت كند يا نخواهد به مهد كودك هميشگي اش برود، چرا كه كودك در جست وجوي علت پريشاني و غمگيني بزرگترها است و مي خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش تغيير كرده است. او با خودش فكر مي كند چرا به ناگهان جهان اطرافش اين همه نگران كننده شده است. از سوي ديگر، ممكن است كودكي هم باشد كه اصلاً واكنشي به مرگ نشان ندهد يا گاه گاهي در بين شادي و خوشحالي هاي كودكانه اش به ياد آن بيفتد كه اين هم كاملاً طبيعي است و دليل سنگدلي كودك نيست. اصولاً كودكان اين مفهوم را كم كم و به آهستگي درك مي كنند و نبايد انتظار داشت كه همه موضوع را در يك لحظه يا يك روز بفهمند و حتي بسياري از آنها تا وقتي كه كاملاً احساس امنيت نكنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمي دهند، يعني فرايندي كه ممكن است ماهها تا سالها به طول بينجامد، بخصوص اگر مرگ عزيزي را شاهد بوده باشند. بعضي از كودكان رفتارهايي انجام مي دهند كه به نظر عجيب مي رسد؛ مثل بازيهاي تشييع جنازه يا اداي مردن كسي را درآوردن. اين هم امري طبيعي است، حتي اگر به نظر بزرگترها غير معقول باشد. بنابراين اين روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نبايد از كودك گرفت.


احساسات خود را در مورد مــــرگ توضيح بدهيد
سوگواري يك واكنش بسيار مهم براي التيام غم مرگ عزيزان است و اين هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نبايد با سوگواري شديد، وحشت زده كرد ولي از طرفي هم نبايد مسأله را بي اهميت جلوه داد. به كودك بايد توضيح داد كه بزرگترها هم نياز به گريه كردن دارند و اينكه ما به خاطر از دست دادن كسي ناراحت هستيم. در غير اين صورت كودك كنجكاوانه تغييرات خلقي شما را درك مي كند و بخصوص وقتي حس كند مسأله اي وجود دارد ولي شما سعي در مخفي كردن آن داريد، نگران تر مي شود.


به سؤالات كـــودك پاسخ دهيد
كنجكاوي كودكان درباره مرگ يك امر عادي است و نبايد از سؤالات آنها فرار كرد بلكه بهتر است از فرصت پيش آمده استفاده كرد و به كودك كمك كنيم تا بتواند با مسأله از دست دادن ديگران روبرو بشود.


جوابهاي آسان و كوتاه بدهيد. كودكان قدرت درك اطلاعات پيچيده و سنگين را ندارند.بنابراين سعي كنيد براي توضيح مرگ وارد جزئيات و بحثهاي پيچيده آن نشويد. آنچه براي كودكان درك بهتري دارد، توضيح مرگ به عنوان توقف تمام كارهاي جسماني است. مثلاً به او گفته شود مردن اين گربه يعني اينكه او ديگر راه نمي رود يا غذا نمي خورد و چيزي را نمي بيند و هيچ دردي را احساس نمي كند و جسم آن ديگر كار نمي كند. كودكان نياز دارند در مورد خودشان اطلاعاتي داشته باشند. ممكن است بپرسند كه من كي مي ميرم؟ كه در جواب بهتر است گفته شود هيچ كس نمي داند كه چه وقت مي ميرد، ولي بيشتر ما زمان خيلي خيلي زيادي زندگي مي كنيم. من مطمئنم كه تو تا وقتي كه خيلي پير بشوي، زندگي مي كني. يا ممكن است كودك بپرسد: مامان، تو كي مي ميري؟ اين سؤال معمولاً براي اوليا خيلي تكان دهنده است. عملاً منظور كودك از اين نوع سؤال اين است كه آيا تو از من مراقبت مي كني و يا چه كسي بعد از اين از من مراقبت مي كند، بنابراين بهتر است به كودك گفته شود مامان قوي و سالم است و وقت زيادي پيش تو خواهد ماند. حتي به كودكان زير 10 سال توصيه مي شود اوليا بگويند: مامان نمي ميرد، بابا نمي ميرد . بنابراين اگر اينگونه جواب بدهيم كه فرزند عزيزم همه ما يك روزي مي ميريم، براي كودك مانند اين است كه بگوييم ما همين امروز مي ميريم.


واژه هاي مسأله ساز
در بخش نخست، به چگونگي نگاه كودكان به مقوله مرگ و اينكه آنها نمي توانند مفهوم هميشگي بودن مرگ را درك كنند و در عوض آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مي گيرند، اشاره شد و همچنين نكته هايي براي ايجاد ارتباط مناسب با كودكان مطرح شد. در بخش پاياني، ساير نكات مهم در اين زمينه مورد بررسي قرار مي گيرد. از عبارت هايي كه به يك امر خوب اشاره مي كند، پرهيز كنيد. عبارت هاي معمول بزرگترها در مورد مرگ مثل: در آرامش استراحت كردن يا خواب ابدي يا رفتن به يك جاي دور براي خردسالان بسيار گيج كننده است. پس نگوييد كه پدر بزرگ خوابيده است يا به يك جاي دور رفته است . كودك ممكن است با اين توضيحات از رفتن به تختخواب نگران شود و فكر كند كه او هم ممكن است بخوابد و ديگر برنگردد يا اگر شما به خريد و كار برويد، فكر كند كه شما هم برنمي گرديد. مرگ را هر چه قابل لمس تر براي او توضيح بدهيد. مثلاً بگوييد: پدر بزرگ خيلي خيلي پير شده بود و بدنش قادر به كار كردن نبود. اگر پدر بزرگ قبل از مرگ مريض بوده است اطمينان حاصل كنيد كه كودك بفهمد مريض شدن مثل سرما خوردن معني مردن نمي دهد. به او توضيح بدهيد كه اين مريضي ها نمي تواند كسي را بكشد. در مورد كاربرد واژه هاي خداوند و بهشت با احتياط كامل رفتار كنيد. زيرا اين مفاهيم را براي يك كودك 10 ساله يا حتي كوچكتر به كار مي بريد و هدف شما اين است كه او را آرام كنيد پس مراقب باشيد او را بيشتر، گيج و مضطرب نكنيد.


براي مثال اگر بگوييد: مادر بزرگ الان خيلي خوشحال است چون توي بهشت است كودك فكر مي كند چطور وقتي مادر بزرگ واقعاً خوشحال است، همه كساني كه دور و بر من هستند، اين قدر ناراحتند؟ يا مثلاً اگر بگوييد كه عمو آنقدر خوب بود كه خداوند او را پيش خودش برد. كودك فكر مي كند اگر خدا عمو را پيش خودش برده چون خوب بوده، پس ممكن است مامان، من يا هر كس خوب ديگري را نيز پيش خودش ببرد!! يا اگر من هم خيلي خوب باشم مي توانم بروم پيش خداوند و بابا بزرگ را ببينم يا اينكه سعي كنم بچه بدي باشم تا بتوانم بيشتر پيش بابا و مامان بمانم! بنابراين عبارتي به كار ببريد كه او را نگران تر نكند. مثلاً بگوييد: ما خيلي ناراحتيم كه بابا بزرگ ديگر پيش ما نيست و ما خيلي دلتنگ او مي شويم ولي خوب است كه بداني او الان پيش خداوند است.

 

منتظر واكنش هاي مختلفي از سوي كودك باشيد.

كودكان علاوه براحساس غم درباره مرگ، احساس گناه يا خشم نيز پيدا مي كنند. بخصوص اگر متوفي يك فرد نزديك خانواده باشد. مثلاً كودك ممكن است فكر كند خواهرش به خاطر حسادت هاي او مرده است يا چون او خواهرش را كتك مي زده و اذيت مي كرده، مرده است و از اين احساس به احساس گناه برسد. گاهي ممكن است كودك نسبت به متوفي خشمگين بشود كه چرا او را ترك كرده و رفته، يا حتي نسبت به شما، پزشكان و پرستاران احساس خشم كند.


از سوي ديگر كودك ممكن است با بروز رفتاري كاملاً بي تفاوت شما را متعجب كند. مثلاً بگويد حالا كه بابا پيش ما نيست، من راحت تر مي توانم بازي كنم! از اينگونه عبارات تعجب نكنيد و آنها را به حساب ناتواني كودك از درك مفهوم پيچيده مرگ بگذاريد. كودكان نمي توانند آنطور كه بزرگترها معني و اثر مرگ را درك مي كنند، اين موضوع را درك كنند، بنابراين چنين كودكاني سنگدل و بي احساس نيستند. انتظار تكرار سؤالات كودك را داشته باشيد، سؤالات تكراري در مورد مرگ و توضيح علائم غم و ناراحتي براي كودك، ممكن است مدت ها به طول بينجامد. حتي با بزرگتر شدن وي و رشد مهارت هاي شناختي او، سؤالات تازه تري مطرح مي شود. نگران نباشيد كه توضيحات شما ناقص بوده، چرا كه سؤالات تكراري كودكان يك امر طبيعي است. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه با صبر هر چه تمامتر به آنها پاسخ دهيد.


به كودك كمك كنيد خاطرات خوب فرد فوت شده را به ياد بياورد. صحبت از شيريني با او بودن و اجازه تعريف از گذشته دادن به كودك خيلي آرامش مي دهد. كودكان به روش هاي قابل لمس براي سوگواري نيازمند هستند، بنابراين به جاي شركت در مراسم تدفين، كودك زير 10 سال مي تواند در خانه شمع روشن كند يا يك آواز براي فرد در گذشته بخواند، تصوير او را بكشد يا در مراسم ديگر سوگواري شركت داده شود. دادن يك وسيله از فرد فوت شده به كودك، براي ايجاد احساس آرامش در او بسيار مؤثر است؛ مثلاً مي توان يك گردنبند از مادر بزرگ را در اتاقش گذاشت.

 

گاهي اوقات مادر به علت سقط جنين دچار سوگ مي شود. در اين موارد كودك نيز نگران مادر مي شود حتي بدون اينكه بداند حاملگي و تولد چه معني مي دهد. او ممكن است احساس گناه كند و يا به سوگ از دست رفتن نقش خواهر يا برادر خودش بنشيند كه شما از قبل به او وعده داده بوديد. در اين مواقع كودك احتياج دارد مطمئن شود اينگونه مرگ و مير خيلي نادر است، بخصوص اگر شما قصد بارداري ديگري داريد. به كودك بايد توضيح داد: بچه فوت شده به اندازه كافي بزرگ نشده بود كه بتواند به دنيا بيايد و بيرون از شكم مامان زندگي كند . به كودك خود اجازه بدهيد با كشيدن يك نقاشي يا درست كردن يك كاردستي در اين باره سوگواري خود را نشان بدهد.


در مواقعي كه از تلويزيون يك حادثه را مشاهده مي كنيد، كودك شما اضطراب و نگراني شما را درك مي كند. بنابراين به او بگوييد: از اينكه مردم ناراحت شده اند و با سختي روبه رو هستند من هم ناراحت هستم. ولي در كنار تو خواهم بود و از تو مراقبت خواهم كرد. سعي كنيد كه كودك هر چه زودتر به زندگي هميشگي و روزمره اش برگردد، فعاليت ها و برنامه هاي هميشگي به كودك كمك مي كند كه زودتر احساس امنيت و آرامش كند. در شرايط دشواري كه خود شما از يك غم بزرگ در رنج هستيد، انتظار رفتار كامل و بدون اشكال از خود نداشته باشيد. در اين مواقع ممكن است شما جلوي كودك گريه كنيد يا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشيد كه اينها همه طبيعي است، بنابراين از دوستان و اقوام كمك بخواهيد و به ياد داشته باشيد هرچه شما به خودتان بيشتر كمك كنيد تا با مسأله سوگ كنار بياييد، به كودكتان نيز بيشتر مي توانيد ياري برسانيـد.


   برچسب‌ها: چگونه با كودک از مرگ بگوييم
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

روان شناسان امروزه از " كودك توانا " سخن می گویند، چون آنها توانایی های بسیاری را كه كودكان با آن به دنیا می آیند، تشخیص داده اند. دانشمندان در دوره های مختلف جنبه های گوناگونی از شخصیت كودك را بررسی كرده اند. در سالهای اخیر،" مهارتهای شناختی كودكان " موضوع تحقیقات زیادی بوده است. در نتیجه اكنون در مورد فهم و ادراك كودك در مقایسه با 24 سال پیش به اطلاعات بیشتری دست یافته ایم.


سال اول زندگــــــی" گــزل " روان شناس مشهور معتقد است:یكی از تغییرات آشكار و قابل توجه در سال اول زندگی، رشد جسمانی بچه هاست؛ زیرا در این مدت قد حدود 50 درصد رشد كرده و وزن كودك دو برابر شده است. ضمن اینكه تناسب بدن هم تغییر می كند. بسیاری از تغییرات دوران كودكی دستكم تا اندازه ای ناشی از مراحل همگانی عوامل بیولوژیكی در دستگاه عصبی مركزی است كه در علم روان شناسی به آن "رسش" می گویند. این مسأله زمینه را برای ظاهر شدن عملكرد روان شناختی آماده می كند گرچه این امر به تنهایی نمی تواند باعث بروز خصوصیت روان شناختی شود، اما محدوده زودترین و نزدیكترین زمان بروز آن را تعیین می كند.


رشد حــــركتی در دوران كودكــــیبررسی های كیگان نشان می دهد رشد حركتی در دوران كودكی مثال خوبی است از عملكردهایی كه به رسش بستگی دارند. بعد از شش ماهگی كودكان می توانند بدون كمك دیگران بنشینند، سپس سینه خیز بروند و سرانجام راه بیفتند. هر چند كه این توانایی ها به رسش بستگی دارند، ولی تمرین مهارتهای حركتی نیز در آن مؤثر است. نكته قابل توجه اینكه زمان ظاهر شدن عملكردهای حركتی كودك از قبیل راه رفتن، تقریباً ارتباطی با "هوش" و یا "رشد جسمانی" بعدی او ندارد.


رابطه رشد شناختــــی و ادراكهمچنین او معتقد است، رشد شناختی در سال او ل زندگی در قلمروهای گوناگونی بروز می كند كه از میان آنها چهار قلمرو اهمیت خاص دارند. اولین آنها "ادراك" است. كودك در سال اول زندگی خود قادر است كه اشیا و كیفیت آنها مانند رنگ، استحكام، عمق و شكل را درك كند. البته آنها در این دوره سنی به حركات متضاد و تغییر در اندازه یا وضعیت فضایی اجسام نگاه می كنند.


تشخیص محــــركهای مشابه
طبق تحقیقات همین روان شناس دومین توانایی شناختی كودكان "تشخیص اطلاعات " است. كودكان می توانند محركهایی را كه به هم شباهت دارند، ولی یكسان نیستند تشخیص دهند. به عنوان نمونه تصاویر تكراری از یك چهره كه از زوایای گوناگون دیده می شود. روان شناسان دریافته اند كه كودكان تجربه هایشان را بازنمایی ذهنی می كنند. آنها به این عمل "طرح واره" می گویند. گرچه "طرح واره" عیناً همان شی نیست كه كودك با آن روبه رو می شود، اما بسیاری از خصوصیات آن را دارد. كودكان این طرح واره ها را برای تشخیص شباهت یا همسان بودن اشیای جدید از شیء قبلی به كار می برند.


تـــــوانایی رده بندی در كــــودكان
كیگان می نویسد سومین توانایی شناختی، توانایی "رده بندی" است كه همان گروه بندی اشیا یا امور براساس مشخصه های مشترك می باشد. به عنوان مثال، در سن یك سالگی كودكان احتمالاً اشیا را برحسب رنگ رده بندی می كنند، یا انواع غذاها را با هم در یك گروه قرار می دهند و آنها را از چیزهای غیر خوراكی جدا می كنند. از سوی دیگر، كودكان به اموری كه تاكنون ندیده اند یا تجربه نكرده اند بیشتر توجه نشان می دهند. بنابر اعتقاد روان شناسان كودك، این مسأله ناشی از "فرضیه ناهمگونی توجیهی" است.


افـــزایش حافظه
چهارمین توانایی شناختی كودك در سال اول زندگی "افزایش حافظه" است. كیگان و هامبورگ در همین زمینه معتقدند:كودكان خردسال می توانند محركی را كه قبلاً دیده اند به یاد آورند، آنها بعد از شش ماهگی رفته رفته می توانند اموری را كه مربوط به زمان حال نیست به خاطر آورند و اطلاعاتی درباره چیزهایی كه در گذشته تجربه كرده اند، در ذهنشان مرور كنند.


زمــــان شـــروع تـــرس در كــــودكان
تحقیقات فری برگ نشان می دهد در شش ماهه دوم زندگی، در كودكان ترسهای خاصی ایجاد می شود. در این دوره سنی معمولاً بچه ها از غریبه ها می ترسند. به همین دلیل نیز هنگامی كه مادر یا مراقب آشنا از آنها جدا می شود، دچار اضطراب و ناراحتی می شوند. جالب اینكه این ترسها در كودكان با فرهنگهای گوناگون، اطفال بینا یا نابینا و همچنین بچه هایی كه در مهدكودك بزرگ می شوند همزمان است. بنابراین، به این نتیجه می رسیم كه ایجاد توانایی های شناختی در شروع ترسهای گوناگون دخالت دارد.


دوران حســـی، حــركتی رشدبراساس نظریه رشد شناختی "پیاژه" دو سال اول زندگی "دوران حسی،حركتی رشد" تلقی می شود. در این دوره سنی كودك اغلب در پی كارهایی است كه او را با اجسام مرتبط كند، به عنوان مثال بازی با اسباب بازی هایش و یا پرتاب كردن و دستكاری اشیای مختلف.


مـــراحل رشد ذهنـــی در دوران حســـی، حــــركتیپیاژه معتقد بود كه رشد ذهنی در دوران حسی،حركتی شش مرحله مربوط به هم را می گذراند. در این مراحل كودك بتدریج در رابطه با محیط پاسخهایی دریافت می كند كه به سوی راههای انعطاف پذیر و متنوعی برای كنش متقابل با محیط پیش می رود. یكی دیگر از توانایی هایی كه كودك در این مرحله به آن دست پیدا می كند فهمیدن این مسأله است كه اشیایی كه دور از چشم اویند نیز وجود خارجی دارند كه به این مرحله "پایداری شی" می گویند.


رشد كـــودكان محصول رسش و تجـــربه با محیط است
پیاژه فرض را بر این داشت كه رشد به طور كلی هم محصول رسش و هم تجربه با محیط است. ولی تأكید او بر دومی بود. او رشد دوران كودكی را تدریجی و مداوم می دانست و معتقد بود هر مرحله به مرحله دیگر افزوده می شود. یكی از توانایی های عمده در این دوران توانایی برنامه ریزی و عملی كردن آن در مدتی كوتاه است.


تأثیـــر مادر در رشد اجتماعی كـــودك
سه نظریه عمده درباره رشد اجتماعی كودك بر رابطه بین كودك و مادر به عنوان عاملی بسیار مهم تأكید می كند. طبق نظریه روانكاوی، كشش كودكان برای دست یافتن به لذت حسی سبب می شود تا انرژی عاطفی خود را صرف افرادی كنند كه از طریق رفع نیازهایی مانند رفع گرسنگی یا تشنگی در آنها مؤثرند. نظریه دیگری كه از نظریه روانكاوی نشأت گرفته است، بر پی ریزی حس اعتماد در دوران كودكی است دورانی كه مادر از كودك مراقبت دایمی می كند و پیوند عاطفی بین آنها مستحكم می شود. در نظریه كردارشناسی مطالعاتی در زمینه دلبستگی كودكان به مادرانشان انجام شده است. نظریه پردازان چنین مطرح كرده اند كه نوزاد انسان به طور ژنیتكی آماده است تا به افرادی كه از او مراقبت می كنند دلبسته شود، و این دلبستگی ها از لحاظ تكاملی دارای ارزش هستند، به دلیل اینكه به كودك كمك می كنند تا خود را با محیط سازش دهند. از این رو این دلبستگی ها سبب می شود كه بزرگسالان از كودك مراقبت كنند و او را از خطر دور نگه دارند. براساس این نظریه دلبستگی عامل بسیار مهمی در سلامت و رشد عاطفی و اجتماعی كودك دارد. بنابراین او به دلیل دلبستگی به والدین خود، ارزشها و معیارهای آنان را می پذیرد


   برچسب‌ها: مراحل رشد و شخصیت كودک
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

در عين حال که وجود رابطه اي صميمي و همبازي شدن با بزرگسالي مهربان براي ايجاد احساس اعتماد و ارزش، رفع نيازمنديها، پاسخ به پرسشها و حل مشکلات کودک الزامي است، کنش متقابل با کودکان ديگر نيز در اين فرايند نقشي عمده بازي مي کند. همسالان و همبازيها در شکل گيري شخصيت، رفتار اجتماعي، نظام ارزشي و نحوه نگرشهاي يکديگر دخالت دارند. کودکان به وسيله سرمشق دهي و سرمشق گيري در مورد اعمالي که تقليد کردني است و با ارزشيابي فعاليت هاي يکديگر و بازخوردي که به يکديگر مي دهند، در همديگر تاثير مي گذارند.

 

کودکان بسياري از مهارتهاي اجتماعي را از راه کنش متقابل يکديگر ياد مي گيرند. آنان مي آموزند که چگونه چيزي بدهند و چيزي بگيرند؛ در فعاليتهاي دسته جمعي شرکت کنند؛ از جنب و جوش و تماشاي ديگران لذت ببرند؛ احساسات ديگران را درک کنند؛ توانايي هاي خود را ارزيابي کنند؛ اعتماد به نفس کسب کنند و به تدريج از خانواده مستقل ، و با جامعه سازگار شوند. مراحل رشد و تکامل کودکان در انتخاب همبازي (6 تا 8 ماهه) کودکان 6 تا 8 ماهه بيشتر با محيط بازي شان سرو کار دارند تا اسباب بازي يا همبازي خود. در اين دوره معمولاً، به کودکان ديگر توجه نمي شود. هنگامي که تماس با کودک ديگر به وجود مي آيد، اگر اين تماس دوستانه باشد، چيزي بيش از لبخند زدن، يا احتمالاً گرفتن کودک ديگر ديده نمي شود. و وقتي برخورد پرخاشجويانه اي به وجود آيد، بيشتر به صورت کلي ظاهر مي شود که ممکن است به شکل تلاش در گرفتن اسباب بازي از ديگري بروز کند. (9 تا 13 ماهه ) کودکان، از 9 تا 13 ماهگي، بيشتر به اسباب بازي توجه دارند تا همبازي. از آنجا که کودکان در اين دوره به اسباب بازي خيلي اهميت مي دهند، به دعوا بر سر آنها با کودکان ديگر گرايش دارند. بر خلاف مشاجرات قبلي، دعوا شخصي تر مي شود، هر چند باز هم اسباب بازي بيش از همبازي مرکز توجه است؛ يعني هنوز خصومت واقعي به ميان نيامده است. معمولاً کودکان کوچک تر تمايل دارند به تنهايي بازي کنند و هنگامي که با اسباب بازي هاي خود مشغول هستند، نظارت شخصي بزرگسالان که آنان را دوست دارد، برايشان لذت آور است.

 

کــــودکان 14 و 18 ماهه

کودکان بين سنين 14و 18 ماهگي طرز تلقي خود را نسبت به همبازي هاي شان تغيير مي دهند و چون نيازهاي مربوط به اسباب بازي تا حدود زيادي ارضا مي شوند، مشاجرات با ديگران نيز کاهش مي يابد.

 

کــــودکان 19 تا 25 ماهه

براي کودکان 19 تا 25 ماهه اسباب بازي و همبازي ها اهميت بيشتري مي يابد و ارتباط اجتماعي بيشتر مي شود. کودکان، براي انطباق با وضع همبازي شان، رفتار خويش را تغيير مي دهند.

 

کــــودکان دو تا سه ساله

کودکان دو تا سه ساله، معمولاً دوست دارند در نزديکي يکديگر بازي کنند و هر کدام با اسباب بازي ها و کارهاي خودشان مشغول باشند. در حقيقت، تمايل دارند که به تنهايي و در ميان جمع کودکان بازي کنند. در اين مرحله (دو تا سه سالگي) تمايلي به سهيم کردن ديگران در اسباب بازي هايشان ندارند؛ چون هنوز مفاهيم قرض دادن و حس مالکيت در آنان به خوبي شکل نگرفته است و از سوي ديگر مي ترسند که ديگران اسباب بازي هايشان را بشکنند و يا خراب کنند.

 

کــــودکان چهار ساله

کودک چهار ساله دلش مي خواهد با ديگران معاشرت کند، ولي هنوز آماده نيست مشکلاتي را که ميان او و همبازي اش به وجود مي آيد حل کند و حتماً بايد بزرگ تران در اين کار دخالت کنند. کودکان چهار ساله بيشتر تمايل دارند با چهار سالگان بازي کنند. آنان به گفت وگوهاي دور و درازي مي پردازند و نقشه هاي طويلي مي کشند و اغلب ميانشان نزاع در مي گيرد و آخر کار خود را حق به جانب مي پندارند.

 

کــــودکان پنج و شش ساله

کودک، از پنج و شش سالگي به بعد، مي تواند همبازي مناسبي براي خود پيدا کند. در ابتداي اين مرحله، کودک معمولاً ستيزه جو و به هنگام بازي خود خواه است. اما نبايد اجازه داد اين صفات جزو خلق وخوي هميشگي آنان بشود. لازم است کم کم راه و روش سلوک و سازش با بچه هاي ديگر را ياد بگيرند. آنان وقتي با همديگر بازي مي کنند، با هم حرف مي زنند و اغلب به کمک هم در بازي ادامه مي دهند. آنان، با کارهاي مشترکي که انجام مي دهند، تجاربي را از يکديگر مي آموزند و فوايد همکاري و کارهاي مشترک را درک مي کنند.

 


   برچسب‌ها: نقش همبازيها در رشد شخصيت کودک
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

" الينور روزولت " مي گويد:

"حقوق جهاني بشر از مكانهاي كوچك نزديك به خانه شروع مي شود."

 

برای پرورش روحيه استقامت در كودكان، اوليا می بايستی حس خوشبختی، احترام گذاشتن و مسئوليت پذيری نسبت به خود و ديگران را با تشخيص اين موضوع كه هر فردی در روی كره زمين يك نعمت است، در بچه ها تقويت كنند. والدين می توانند با به كار بستن راهكارهای ذيل روحيه استقامت در برابر حوادث را در ميان كودكان خود بالا ببرند:


۱- در مورد استقامت صحبت كنيد.
تعليم استقامت يك مرحله در حال اجراست و اين كاري نيست كه در يك لحظه بتوان به آن دست يافت. به صحبت كردن در مورد تفاوتها و درك و فهم آنها هر روز علاقه نشان دهيد. يك راه تسلي بخشيدن به كودكان صحبت كردن در مورد مسائل اجتماعي است. بگذاريد كودكان بدانند كه هيچ موضوعي غير قابل گفتگو نيست.


۲- نداشتن استقامت را در كودكان تشخيص دهيد.
مسائل كليشه اي و ناآگاهيهاي فرهنگي را كه در فيلمها، برنامه هاي تلويزيوني، بازيهاي كامپيوتري و بقيه موارد ديده مي شود متذكر شويد. در مورد تعصبات و پيش داوری هایی که گاها بين افراد خانواده پيش مي آيد، بحث كنيد. هيچ لحظه اي را از دست ندهيد. با مطالب مناسب شروع كنيد و اجازه دهيد كودكان بيشتر صحبت كنند و همينطور شما شنونده خوبي براي آنها باشيد.


۳- وقتي از جانب كودكتان بي استقامتي مي بينيد، درباره آن بحث كنيد.
هنگامي كه كودك حرفي مي زند يا كاري مي كند كه منعكس كننده تعصبات و گرايش ها و يا رفتاري كليشه اي است، به او تسلي خاطر دهيد. موضوع بحث را به سمت موضوعاتی از قبيل خوشبختي، احترام و ... سوق دهيد.


۴- به هنگام نابردباري و بي استقامتي كودكان خود، از آنها حمايت كنيد.
با دانستن و تشخيص مسائل و مشكلاتي كه كودكان با آنها رو به رو هستند، به آنها احترام بگذاريد. اين تجربه را كوچك نپنداريد و از نظر عاطفي كودكان را حمايت كنيد.


۵- در كودكان خود درك درست داشتن از هويتهاي گروهي و همسالان آنها را تشويق كنيد.به آنها يادآور شويد كه داشتن غرور در گروه همسالان آنها نبايد باعث بي احترامي و بي توجهي به گروههاي ديگر شود و در آخر بايد از تحقير و پايين آوردن گروههاي ديگر به منظور بالا بردن گروه خود اجتناب شود.


۶- استقامت و بردباري در فرهنگ هاي مختلف را به كودكان خود نشان دهيد.با تهيه و خواندن كتاب هايي در مورد استقامت و بردباري در فرهنگ هاي مختلف، ديدن سايت هاي اينترنتي مفيد در اين مورد، گوش دادن به موسيقي ملل و مطالعه ادبيات كشورها و فرهنگ هاي مختلف بسيار مفيد است.


۷- فرصتهايي را براي كودكان ايجاد كنيد تا به تفاوتهاي ميان خود و ديگران پي ببرند. خوب نگاه كنيد ببينيد كودك چگونه واژه " عادي " (

normal) را تعريف مي كند، تعريف آن را پر و بال دهيد. به نشانه ها و علائق ديني كه در انواع اماكن مذهبي وجود دارد، توجه كنيد. از زمينهاي بازي كه در آن كودكان متفاوتي ديده مي شود، ديدن كنيد ... در اين اماكن مردم از اخلاق و نژاد متفاوت، پيش زمينه هاي اقتصادي – اجتماعي – ساختار خانوادگي و غيره وجود دارند. كودك را تشويق كنيد كه وقتش را با بزرگترها مثل پدر بزرگ و مادر بزرگها بگذراند.


۸- كودكان را تشويق كنيد كه در اجتماع حضور بيشتري داشته باشند و به همنوعان خود كمك كنند.


۹- در مقابل تفاوتها صادق باشيد.
به بچه ها نگوييد كه ما همه مثل هم هستيم. همه ما دنيا را از جهات مختلف تجربه مي كنيم و اين تجارب ما هستند كه اهميت دارند.


۱۰ نمونه رفتاري شويد كه انتظار دارد همان رفتار را از آنها ببينيد.
به عنوان يك ولي و به عنوان اولين مدل براي كودكتان در رفتارتان با ديگران ثابت باشيد. مثلاً: شما چطور در موارد عاطفي با دختر و پسرتان رفتار مي كنيد؟ آيا پسرتان را از گريه كردن منع مي كنيد و به دخترتان كه گريه مي كند قوت قلب مي دهيد؟ آيا تن صداي شما در صحبت كردن با يك گروه خاصي از افراد فرق مي كند؟ به ياد بياوريد كه ممكن است بگوييد: هر كاري را كه مي گويم انجام بده و آن كاري را كه مي كنم انجام نده، اما در واقع، اعمال و رفتار شما بيشتر از سخنان شما تاثيرگذار خواهد بود. داشتن تحمل و بردباري نه تنها يك مزيت بلكه يك ضرورت است

.

 

" با شناخت کودک خود و با دانستن و تشخيص مسائل و مشكلاتي كه كودكان با آنها رو به رو هستند به آنها احترام بگذاريد و بدین ترتیب آنها را بردبار و مقاوم بار بیاورید."

 

ماهنامـــــه کـــودک

+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۶

لکنت زبان چیست؟

لکنت زبان نوعی اختلال گفتار است که مشکلاتی را در برقراری ارتباط با سرعت مناسب و به طور پیوسته و روان ایجاد می نماید. در واقع لکنت عبارت است از تکرار، کشش و یا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه که فرد قصد بیان آن را دارد. در اینجامعمولا همراه با تلاش برای بیان درست کلمات، تغییراتی نیز در سر گردن به شکل پلک زدن، شکلک در آوردن، لرزش فک، لبها و یا کج کردن سر دیده می شود.

 

لکنت به طور معمول در چه زمانی شروع می شود؟

شروع لکنت به طور شایع در سنین 7 – 2 سالگی می باشد.معمولا بعد از 12 سالگی ابتلابه لکنت زبان دیده نمی شود، مگر در مواردیکه سانحه مغزی جدی اتفاق افتاده باشد. بنابراین لکنت در زمانی که کودک با سرعت زیاد در حال یادگیری زبان است به شکل تدریجی روع می شود.

 

آیا لکنت زبان شیوع بالایی دارد؟

میزان شیوع لکنت در جمعیت کلی حدود یک درصد و در پسران سه برابر دختران می باشد. در خانواده هایی که پدر یا مادر سابقه لکنت داشته باشند، احتمال ابتلا در فرزندان سه تا پنج برابر بیشتر از خانواده هایی است که در آن ها مشکلی وجود ندارد. موفقیت های آموزشی، شغلی و اجتماعی می توانند تا حدودی تحت تاثیر لکنت قرار گیرند. با این وجود در طول تاریخ، افراد بر جسته و موفق زیادیوجود داشته اند که بیشتر عمرشان با این اختلال گفتاری همراه بوده اند. از جمله این افراد می توان وینسون چرچیل، سرایوسکی سینوتون، چارلز داروین ناپلئون اول و تئودورروزولت را نام برد.

 

چرا کودک من لکنت دارد؟

واقعیت آن است که لکنت زبان بر اساس متغیرهایی شامل عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی که روی هم تاثیر متقابل دارند به وجود می آید. بعضی کودکان برای ابتلا به لکنت زمینه آسیب پذیری موروثی دارند. اضطراب و تنش، باعث تشدید لکنت می شود ولی به نظر نمی رسد که در ایجاد آن نقشی داشته باشد. عواملی که سبب بروز اختلال می شوند کاملا با عواملی که سبب تداوم و وخامت  آن می گردند متفاوتند و این عوامل ثانوی را می توان تحت کنترل قرار داد.

 

آیا مشکلات مغزی می تواند سبب بروز لکنت شود؟

گزارش هایی از بررسی های تصویر برداری از مغز براین نکته دلالت دارند که شاید تفاوت های ظریفی درساختار و فعالیت مغزی بعضی بزرگسالان مبتلا با سایر افراد وجود داشته باشد، ولی ر حال حاضر دلایل مکتوبی وجود ندارد که نشان دهد این تفاوت ها بر نوع گفتار فرد موثر و یا عامل لکنت می باشند. مهم آن است که برای کمک به کودک نیازی نیست که منتظر به دست آوردن این اطلاعات باشیم، بلکه اکنون نیز می توانیم به او کمک کنیم.

 

اگر کودک من از لکنت زبان دیگران تقلید کند آیا ممکن است خودش مبتلا به لکنت شود؟

خیر، اغلب افراد مبتلا بدون آنکه قبلا لکنت شخص دیگری را شنیده باشند شروع به لکنت کرده اند و تقلید کردن در ایجاد این اختلال جایگاهی ندارد.

 

آیا لکنت می تواند پس از یک حادثه غیر منتظره یا ضربه ناگهانی شروع شود؟

در اغلب موارد شروع لکنت مانند بهبودی آن تدریجی است. لکنت بندرت پس از یک ضربه ناگهانی شروع می شود و اکثر کودکانی که این حوادث یا ضربه های غیر منتظره را تجربه می کنند به لکنت مبتلا نخواهند شد.

 

پیش آگهی لکنت زبان و سیر آن چگونه است؟

به طور کلی 80-50 درصد تمام کودکان مبتلا به لکنت و بیشتر موارد خفیف به طور خود بخودی بهبود می یابند. از میان کودکانی که لکنت زبانشان تا بزرگسالی ادامه می یابد، فقط یک سوم موفقیت های شغلی و تحصیلی شان تحت تاثیر قرار می گیرد. البته در سنین دبستان ممکن است کودک دچار اشکال در برقراری ارتباط با همسن و سالان و مشکلات تحصیلی در اثر اجتناب از صحبت کردن در جمع کلاس شود. اگر کودک در محدوده سنین پیش دبستانی است و لکنت او به تازگی شروع شده، احتمال موفقیت و بهبودی بالاست ولی در کودکان سنین دبستانی که مدت زیادی است که دچار اختلال هستند، احتمال کمی وجود دارد که روانی گفتار به طور کامل به حالت طبیعی برگردد. بنابراین شناسایی و مداخله زودرس در این اختلال اهمیت زیادی دارد. 

 

آیا باید کودک مبتلا به لکنت را مثل سایر کودکان خود تربیت کنیم؟

تمام قوانین، مسئولیت ها، تشویق ها و محدودیت هایی را که در مورد سایر کودکان  به کار می برید، برای فرزند مبتلا نیز اجرا کنید. او باید خود را مانند بقیه همسن و سالان خود ببیند با این تفاوت که فقط گاهی لکنت پیدا می کند. البته در مواردی باید دقت بیشتری داشته باشید، گاهی انتظارات خارج از توان از وی داشتن، باعث افزایش فشار و تنش و در نتیجه تشدید لکنت او می شود. در کودکی که لکنت دارد، اختصاص دادن زمان کافی برای صحبت کردن وی احساس بهتری را در او ایجاد می کند و می تواند لکنت او را کاهش دهد.

 

برای کمک به کودک، ما به عنوان والدین چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟ 

 

* با آرامش کامل به آنچه کودک می گوید گوش دهید نه به اینکه چگونه می گوید.

* بگذارید خودش حرفش را تمام کند، شما جمله او را کامل نکنید.

* هنگام صحبت کردن با او تماس چشمی داشته باشید.

* کودک زمانی که خودش آغاز به صحبت می کند، راحت تر از زمانی است که از او سوالی پرسیده می شود، پس برای اینکه خودبخود سر صحبت را باز کند، با او در مورد فعالیتهایی که به آن ها علاقه مند است صحبت کنید و در فواصل چند لحضه سکوت کنید و در فواصل چند لحظه سکوت کنید تا اگر مطلبی دارد بیان کند.

* برای پاسخ دادن به سوال به کودک فشار نیاورید.

* پس از اینکه صحبتش تمام شد، با آرامش و با به کار بردن تعدادی از لغات خودش به او پاسخ دهید.

* هرگز هنگام صحبت کوکدک از عباراتی چون زودباش، الان صحبت نکن کار دارم استفاده نکنید.

* هرگز به او نگوییدکه چه کار کند تا لکنت نداشته باشد. عباراتی نظیر یواش، آهسته، نفس عمیق بکش، آرام تر صحبت کن از این قبیلند.

* حداکثر روزی 15 دقیقه را به صحبت آرام با کودک اختصاص دهید. مثلا برای او کتاب بخوانید.

* کودک را در فعالیت هایی که به خوبی از عهده آن ها بر می آید شرکت دهید و توانایی های او را تشویق کنید.

* کودکانی که لکنت دارند، معمولا وقتی در گروه قرار می گیرند و همراه سایرین مطالبی را بیان می کنند یا شعر یا آوازی را از بر می خوانند، مشکلی ندارند، این موقعیت ها را برای کودک فراهم کنید.

* کودک را در بهترین شرایط بدنی نگه دارید، بیماری جسمی به احتمال زیاد باعث افزایش لکنت می شود.

 

کدامیک از مداخلات والدین می توانند باعث تشدید لکنت زبان گردند؟

  • کامل کردن جملات کودک
  • دستپاچه کردن و وادار کردن او به تکمیل جملاتش
  • قطع کردن نابجای گفتار کودک
  • انتقاد مکرر و اصلاح تلفظ صداها و کلمات کودک
  • شتاب زدگی در زندگی روزمره
  • درخواست اینکه در حضور دوستان، بستگان و یا همسایه ها چیزی را تعریف کند.

برای درمان لکنت زبان کودکان به چه درمانگرانی باید مراجعه کنیم؟

لکنت و درمان آن یکی از حوزه های تخصصی کار گفتار درمانگران می باشد. در مواردی که فشارهای روانی موجود در روابط بین فردی، خانواده و ... در تشدید لکنت دخیل هستند، لازم است مشاوره روانشناختی یا روانپزشکی صورت گیرد و در صورت نیاز مداخلات دیگری نظیر روان درمانی فردی، خانواده درمانی و در موارد خاص درمان دارویی نیز صورت گیرد.

 

آیا دارو درمانی در درمان لکنت کمک کننده است؟

دارو درمانی در درمان خود اختلال تاثیری ندارد، مگر اینکه دارو را در مورد اختلالات همراه با این مشکل که روی آن تاثیر منفی می گذارند، به کار ببریم.

 

طول مدت برنامه درمانی چقدر است؟

در موارد خفیف به خصوص د کودکان پیش دبستانی تنها چند هفته و در موارد شدید گاهی تا 18 ماه به طول می انجامد.


 پروفسور سلطانزاده


   برچسب‌ها: لکنت زبان در کودکان
   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش