+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

1 ـ قالَ الاْمامُ علىّ بن أبی طالِب أمیرُ الْمُؤْمِنینَ (عَلَیْهِ السلام) :
إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَهِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَهِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَیْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّیْنِ لِلشَّهادَهِ، وَ عِنْدَ دَعْوَهِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَیْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ.([1])
حضرت امیر المومنین امام علی (علیه السلام) فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید:
موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد ـ فى سبیل اللّه ـ موقع ناراحتى و آه كشیدن مظلوم. در چنین موقعیت ها مانعى براى استجابت دعا نیست.

 

2ـ قالَ(علیه السلام): اَلْعِلْمُ وِراثَهٌ كَریمَهٌ، وَ الاْدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَ الْفِكْرَهُ مِرآهٌ صافِیَهٌ، وَ الاْعْتِذارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ، وَ كَفى بِكَ أَدَباً تَرْكُكَ ما كَرِهْتَهُ مِنْ غَیْرِكَ.([2])
فرمود: علم; ارثیه اى با ارزش، و ادب; زیورى نیكو، و اندیشه; آئینه اى صاف، و پوزش خواستن; هشدار دهنده اى دلسوز خواهد بود. و براى با أدب بودنت همین بس كه آنچه براى خود دوست ندارى، در حقّ دیگران روا نداشته باشى.

 

3ـ قالَ(علیه السلام): اَلـْحَقُّ جَدیدٌ وَ إنْ طالَتِ الاْیّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إنْ نَصَرَهُ أقْوامٌ.([3])
فرمود: حقّ و حقیقت در تمام حالات جدید و تازه است گر چه مدّتى بر آن گذشته باشد. و باطل همیشه پست و بى أساس است گر چه افراد بسیارى از آن حمایت كنند.

 

4ـ قالَ(علیه السلام): اَلدُّنْیا تُطْلَبُ لِثَلاثَهِ أشْیاء: اَلْغِنى، وَ الْعِزِّ، وَ الرّاحَهِ، فَمَنْ زَهِدَ فیها عَزَّ، وَ مَنْ قَنَعَ إسْتَغْنى، وَ مَنْ قَلَّ سَعْیُهُ إسْتَراحَ.([4])
فرمود: دنیا و اموال آن، براى سه هدف دنبال مى شود: بى نیازى، عزّت و شوكت، آسایش و آسوده بودن. هر كه زاهد باشد; عزیز و با شخصیّت است، هر كه قانع باشد; بى نیاز و غنى گردد، هر كه كمتر خود را در تلاش و زحمت قرار دهد; همیشه آسوده و در آسایش است.

 

5ـ قالَ(علیه السلام): لَوْ لاَ الدّینُ وَ التُّقى، لَكُنْتُ أدْهَى الْعَرَبِ.([5])
فرمود: چنانچه دین دارى و تقواى الهى نمى بود، هر آینه سیاستمدارترین افراد بودم ـ ولى دین و تقوا مانع سیاست بازى مى شود ـ .

 

6ـ قالَ(علیه السلام): اَلْمُلُوكُ حُكّامٌ عَلَى النّاسِ، وَ الْعِلْمُ حاكِمٌ عَلَیْهِمْ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْعِلْمِ أنْ تَخْشَى اللّهَ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْجَهْلِ أنْ تَعْجِبَ بِعِلْمِكَ.([6])
فرمود: ملوك بر مردم حاكم هستند و علم بر تمامى ایشان حاكم خواهد بود، تو را در علم كافى است كه از خداوند ترسناك باشى; و به دانش و علم خود بالیدن، بهترین نشانه نادانى است.

 

7ـ قالَ(علیه السلام): ما مِنْ یَوْم یَمُرُّ عَلَى ابْنِ آدَم إلاّ قالَ لَهُ ذلِكَ الْیَوْمُ: یَابْنَ آدَم أنَا یَوُمٌ جَدیدٌ وَ أناَ عَلَیْكَ شَهیدٌ.
فَقُلْ فیَّ خَیْراً، وَ اعْمَلْ فیَّ خَیْرَاً، أشْهَدُ لَكَ بِهِ فِى الْقِیامَهِ، فَإنَّكَ لَنْ تَرانى بَعْدَهُ أبَداً.([7])
فرمود: هر روزى كه بر انسان وارد شود، گوید: من روز جدیدى هستم، من بر اعمال و گفتار تو شاهد مى باشم. سعى كن سخن خوب و مفید بگوئى، كار خوب و نیك انجام دهى. من در روز قیامت شاهد اعمال و گفتار تو خواهم بود. و بدان امروز كه پایان یابد دیگر مرا نخواهى دید و قابل جبران نیست.

 

8ـ قالَ(علیه السلام): فِى الْمَرَضِ یُصیبُ الصَبیَّ، كَفّارَهٌ لِوالِدَیْهِ.([8])
فرمود: مریضى كودك، كفّاره گناهان پدر و مادرش مى باشد.

 

9ـ قالَ(علیه السلام): الزَّبیبُ یَشُدُّ الْقَلْبِ، وَ یُذْهِبُ بِالْمَرَضِ، وَ یُطْفِىءُ الْحَرارَهَ، وَ یُطیِّبُ النَّفْسَ.([9])
فرمود: خوردن مویز ـ كشمش سیاه ـ قلب را تقویت، مرض ها را برطرف، و حرارت بدن را خاموش، و روان را پاك مى گرداند.

 

10ـ قالَ(علیه السلام): أطْعِمُوا صِبْیانَكُمُ الرُّمانَ، فَإنَّهُ اَسْرَعُ لاِلْسِنَتِهِمْ.([10])
فرمود: به كودكان خود أنار بخورانید تا زبانشان بهتر و زودتر باز شود.

 

11ـ قالَ(علیه السلام): أطْرِقُوا أهالیكُمْ فى كُلِّ لَیْلَهِ جُمْعَه بِشَیْء مِنَ الْفاكِهَهِ، كَیْ یَفْرَحُوا بِالْجُمْعَهِ.([11])
فرمود: در هر شب جمعه همراه با مقدارى میوه ـ یا شیرینى،... ـ بر اهل منزل و خانواده خود وارد شوید تا موجب شادمانى آن ها در جمعه گردد.

 

12ـ قالَ(علیه السلام): كُلُوا ما یَسْقُطُ مِنَ الْخوانِ فَإنَّهُ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داء بِإذْنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، لِمَنْ اَرادَ أنْ یَسْتَشْفِیَ بِهِ.([12])
فرمود: آنچه اطراف ظرف غذا و سفره مى ریزد جمع كنید و بخورید، كه همانا هركس آن ها را به قصد شفا میل نماید، به اذن حق تعالى شفاى تمام دردهاى او خواهد شد.

 

13ـ قالَ(علیه السلام):لا ینبغى للعبد ان یثق بخصلتین: العافیه و الغنى، بَیْنا تَراهُ مُعافاً اِذْ سَقُمَ، وَ بَیْنا تَراهُ غنیّاً إذِ افْتَقَرَ.([13])
فرمود: سزاوار نیست كه بنده خدا، در دوران زندگى به دو خصوصیّت اعتماد كند و به آن دلبسته باشد: یكى عافیت و تندرستى و دیگرى ثروت و بى نیازى است. زیرا چه بسا در حال صحّت و سلامتى مى باشد ولى ناگهان انواع مریضى ها بر او عارض مى گردد و یا آن كه در موقعیّت و امكانات خوبى است، ناگهان فقیر و بیچاره مى شود، ـ پس بدانیم كه دنیا و تمام امكانات آن بى ارزش و بىوفا خواهد بود و تنها عمل صالح مفید و سودبخش مى باشد ـ .

 

14ـ قالَ(علیه السلام): لِلْمُرائى ثَلاثُ عَلامات: یَكْسِلُ إذا كانَ وَحْدَهُ، وَ یَنْشطُ إذاكانَ فِى النّاسِ، وَ یَزیدُ فِى الْعَمَلِ إذا أُثْنِىَ عَلَیْهِ، وَ یَنْقُصُ إذا ذُمَّ.([14])
فرمود: براى ریاكار سه نشانه است: در تنهائى كسل و بى حال، در بین مردم سرحال و بانشاط مى باشد. هنگامى كه او را تمجید و تعریف كنند خوب و زیاد كار مى كند و اگر انتقاد شود سُستى و كم كارى مى كند.

 

15ـ قالَ(علیه السلام): اَوْحَى اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى إلى نَبیٍّ مِنَ الاْنْبیاءِ: قُلْ لِقَوْمِكَ لا یَلْبِسُوا لِباسَ أعْدائى، وَ لا یَطْعَمُوا مَطاعِمَ أعْدائى، وَ لا یَتَشَكَّلُوا بِمَشاكِلِ أعْدائى، فَیَكُونُوا أعْدائى.([15])
فرمود: خداوند تبارك و تعالى بر یكى از پیامبرانش وحى فرستاد : به امّت خود بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاى دشمنان مرا میل نكنند و هم شكل دشمنان من نگردند، وگرنه ایشان هم دشمن من خواهند بود.

 

16ـ قالَ(علیه السلام): اَلْعُقُولُ أئِمَّهُ الأفْكارِ، وَ الاْفْكارُ أئِمَّهُ الْقُلُوبِ، وَ الْقُلُوبُ أئِمَّهُ الْحَواسِّ، وَ الْحَواسُّ أئِمَّهُ الاْعْضاءِ.([16])
فرمود: عقل هر انسانى پیشواى فكر و اندیشه اوست; و فكر پیشواى قلب و درون او خواهد بود; و قلب پیشواى حوّاس پنج گانه مى باشد، و حوّاس پیشواى تمامى اعضاء و جوارح است.

 

17ـ قالَ(علیه السلام): تَفَضَّلْ عَلى مَنْ شِئْتَ فَأنْتَ أمیرُهُ، وَ اسْتَغِْنِ عَمَّنْ شِئْتَ فَأنْتَ نَظیرُهُ، وَ افْتَقِرْ إلى مَنْ شِئْتَ فَأنْتَ أسیرُهُ.([17])
فرمود: بر هر كه خواهى نیكى و احسان نما، تا رئیس و سرور او گردى; و از هر كه خواهى بى نیازى جوى تا همانند او باشى. و خود را نیازمند هر كه خواهى بدان ـ و از او تقاضاى كمك نما ـ تا اسیر او گردى.

 

18ـ قالَ(علیه السلام): أعَزُّ الْعِزِّ الْعِلْمُ، لاِنَّ بِهِ مَعْرِفَهُ الْمَعادِ وَ الْمَعاشِ، وَ أذَلُّ الذُّلِّ الْجَهْلُ، لاِنَّ صاحِبَهُ أصَمُّ، أبْكَمٌ، أعْمى، حَیْرانٌ.([18])
فرمود: عزیزترین عزّت ها علم و كمال است، براى این كه شناخت معاد و تأمین معاشِ انسان، به وسیله آن انجام مى پذیرد. و پست ترین ذلّت ها جهل و نادانى است، زیرا كه صاحبش همیشه در كرى و لالى و كورى مى باشد و در تمام امور سرگردان خواهد بود.

 


19ـ قالَ(علیه السلام): جُلُوسُ ساعَه عِنْدَ الْعُلَماءِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِنْ عِبادَهِ ألْفِ سَنَه، وَ النَّظَرُ إلَى الْعالِمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِنْ إعْتِكافِ سَنَه فى بَیْتِ اللّهِ، وَ زیارَهُ الْعُلَماءِ أحَبُّ إلَى اللّهِ تَعالى مِنْ سَبْعینَ طَوافاً حَوْلَ الْبَیْتِ، وَ أفْضَلُ مِنْ سَبْعینَ حَجَّه وَ عُمْرَه مَبْرُورَه مَقْبُولَه، وَ رَفَعَ اللّهُ تَعالى لَهُ سَبْعینَ دَرَجَهً، وَ أنْزَلَ اللّهُ عَلَیْهِ الرَّحْمَهَ، وَ شَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِكَهُ: أنَّ الْجَنَّهَ وَ جَبَتْ لَهُ.([19])
فرمود: یك ساعت در محضر علماء نشستن ـ كه انسان را به مبدأ و معاد آشنا سازند ـ از هزار سال عبادت نزد خداوند محبوب تر خواهد بود. توجّه و نگاه به عالِم از إعتكاف و یك سال عبادت ـ مستحبّى ـ در خانه خدا بهتر است. زیارت و دیدار علماء، نزد خداوند از هفتاد مرتبه طواف اطراف كعبه محبوب تر خواهد بود، و نیز افضل از هفتاد حجّ و عمره قبول شده مى باشد. همچنین خداوند او را هفتاد مرحله ترفیعِ درجه مى دهد و رحمت و بركت خود را بر او نازل مى گرداند، و ملائكه شهادت مى دهند به این كه او اهل بهشت است.

 


20ـ قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَم، لا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِكَ الَّذى لَمْ یَأتِكَ عَلى یَوْمِكَ الَّذى أنْتَ فیهِ، فَإنْ یَكُنْ بَقِیَ مِنْ أجَلِكَ، فَإنَّ اللّهَ فیهِ یَرْزُقُكَ.([20])
فرمود: اى فرزند آدم، غُصّه رزق و آذوقه آن روزى كه در پیش دارى و هنوز نیامده است نخور، زیرا چنانچه زنده بمانى و عمرت باقى باشد خداوند متعال روزىِ آن روز را هم مى رساند.

 

21ـ قالَ(علیه السلام): قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ شُجاعَتُهُ عَلى قَدْرِ نَفَقَتِهِ، وَ صِداقَتُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلى قَدْرِ غِیْرَتِهِ.([1])
فرمود: ارزش هر انسانى به قدر همّت اوست، و شجاعت و توان هر شخصى به مقدار گذشت و احسان اوست، و درستكارى و صداقت او به قدر جوانمردى اوست، و پاكدامنى و عفّت هر فرد به اندازه غیرت او خواهد بود.

 

22ـ قالَ(علیه السلام): مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ أخیهِ تَبَرُّكاً بِهِ، خَلَقَ اللّهُ بَیْنَهُما مَلِكاً یَسْتَغْفِرُ لَهُما حَتّى تَقُومَ السّاعَهُ.([2])
فرمود: كسى كه دهن خورده برادر مؤمنش را به عنوان تبرّك میل نماید، خداوند متعال ملكى را مأمور مى گرداند تا براى آن دو نفر تا روز قیامت طلب آمرزش و مغفرت نماید.

 

23ـ قالَ(علیه السلام): لا خَیْرَ فِى الدُّنْیا إلاّ لِرَجُلَیْنِ: رَجَلٌ یَزْدادُ فى كُلِّ یَوْم إحْساناً، وَ رَجُلٌ یَتَدارَكُ ذَنْبَهُ بِالتَّوْبَهِ، وَ أنّى لَهُ بِالتَّوْبَهِ، وَالله لَوْسَجَدَ حَتّى یَنْقَطِعَ عُنُقُهُ ما قَبِلَ اللهُ مِنْهُ إلاّ بِوِلایَتِنا أهْلِ الْبَیْتِ.([3])
فرمود: خیر و خوبى در دنیا وجود ندارد مگر براى دو دسته: دسته اوّل آنان كه سعى نمایند در هر روز، نسبت به گذشته كار بهترى انجام دهند. دسته دوّم آنان كه نسبت به خطاها و گناهان گذشته خود پشیمان و سرافكنده گردند و توبه نمایند، و توبه كسى پذیرفته نیست مگر آن كه با اعتقاد بر ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت باشد.

 

24ـ قالَ(علیه السلام): عَجِبْتُ لاِبْنِ آدَم، أوَّلُهُ نُطْفَهٌ، وَ آخِرُهُ جیفَهٌ، وَ هُوَ قائِمٌ بَیْنَهُما وِعاءٌ لِلْغائِطِ، ثُمَّ یَتَكَبَّرُ.([4])
فرمود: تعجبّ مى كنم از كسى كه اوّلش قطره اى آب ترش شده و عاقبتش لاشه اى متعفّن ـ بد بو ـ خواهد بود و خود را ظرف فضولات قرار داده است، با این حال تكبّر و بزرگ منشى هم مى نماید.

 

25ـ قالَ(علیه السلام): إیّاكُمْ وَ الدَّیْن، فَإنَّهُ هَمٌّ بِاللَّیْلِ وَ ذُلٌّ بِالنَّهارِ.([5])
فرمود: از گرفتن نسیه و قرض، خود را برهانید، چون كه سبب غم و اندوه شبانه و ذلّت و خوارى در روز خواهد گشت.

 

26ـ قالَ(علیه السلام): إنَّ الْعالِمَ الْكاتِمَ عِلْمَهُ یُبْعَثُ أنْتَنَ أهْلِ الْقِیامَهِ، تَلْعَنُهُ كُلُّ دابَّه مِنْ دَوابِّ الاْرْضِ الصِّغارِ.([6])
فرمود: آن عالم و دانشمندى كه علم خود را ـ در بیان حقایق ـ براى دیگران كتمان كند، روز قیامت با بدترین بوها محشور مى شود و مورد نفرت و نفرین تمام موجودات قرار مى گیرد.

 

27ـ قالَ(علیه السلام): یا كُمَیْلُ، قُلِ الْحَقَّ عَلى كُلِّ حال، وَوادِدِ الْمُتَّقینَ، وَاهْجُرِ الفاسِقینَ، وَجانِبِ المُنافِقینَ، وَلاتُصاحِبِ الخائِنینَ.([7])
فرمود: در هر حالتى حقّ را بگو و مدافع آن باش، دوستى و معاشرت با پرهیزگاران را ادامه ده، و از فاسقین و معصیت كاران كناره گیرى كن، و از منافقان دورى و فرار كن، و با خیانتكاران همراهى و هم نشینى منما.

 

28ـ قالَ(علیه السلام): فى وَصیَّتِهِ لِلْحَسَنِ (علیه السلام): سَلْ عَنِ الرَّفیقِ قَبْلَ الطَّریقِ، وَعَنِ الْجارِ قَبْلَ الدّارِ.([8])
ضمن سفارشى به فرزندش امام حسن (علیه السلام) فرمود: پیش از آن كه بخواهى مسافرت بروى، رفیق مناسب راه را جویا باش، و پیش از آن كه منزلى را تهیّه كنى همسایگان را بررسى كن كه چگونه هستند.

 

29ـ قالَ(علیه السلام): اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلیلٌ عَلى ضَعْفِ عَقْلِهِ.([9])
فرمود: فخر كردن انسان به خودش، نشانه كم عقلى او مى باشد.

 

30ـ قالَ(علیه السلام): أیُّهَا النّاسُ، إِیّاكُمْ وُحُبَّ الدُّنْیا، فَإِنَّها رَأْسُ كُلِّ خَطیئَه، وَبابُ كُلِّ بَلیَّه، وَداعى كُلِّ رَزِیَّه.([10])
فرمود: اى گروه مردم، نسبت به محبّت و علاقه به دنیا مواظب باشید، چون كه علاقه و محبّت به دنیا اساس هر خطا و انحرافى است، و دروازه هر بلا و گرفتارى است، و نزدیك كننده هر فتنه و آشوب; و نیز آورنده هر مصیبت و مشكلى است.

 

31ـ قالَ(علیه السلام): السُّكْرُ أرْبَعُ السُّكْراتِ: سُكْرُ الشَّرابِ، وَسُكْرُ الْمالِ، وَسُكْرُ النَّوْمِ، وَسُكْرُ الْمُلْكِ.([11])
فرمود: مستى در چهار چیز است: مستى از شراب (و خمر)، مستى مال و ثروت، مستى خواب، مستى ریاست و مقام.

 

32ـ قالَ(علیه السلام): أللِّسانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ.([12])
فرمود: زبان، همچون درّنده اى است كه اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختى به جسم و ایمان) خواهد زد.

 

33ـ قالَ(علیه السلام): یَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظّالِمِ أشَدُّ مِنْ یَوْمِ الظّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ.([13])
فرمود: روز داد خواهى مظلوم بر علیه ظالم سخت تر است از روزى كه ظالم ستم بر مظلوم مى كند.

 

34ـ قالَ(علیه السلام): فِى الْقُرْآنِ نَبَأُ ما قَبْلَكُمْ، وَخَبَرُ ما بَعْدَكُمْ، وَحُكْمُ ما بَیْنِكُمْ.([14])
فرمود: قرآن احوال گذشتگان، و أخبار آینده را در بردارد، و شرح وظایف شما را بیان كرده است.

 

35ـ قالَ(علیه السلام): نَزَلَ الْقُرْآنُ أثْلاثاً، ثُلْثٌ فینا وَفى عَدُوِّنا، وَثُلْثٌ سُنَنٌ وَ أمْثالٌ، وَثُلْثٌ فَرائِض وَأحْكامٌ.([15])
فرمود: نزول قرآن بر سه قسمت است: یك قسمت آن درباره اهل بیت عصمت و طهارت : و دشمنان و مخالفان ایشان; و قسمت دیگر آن، اخلاقیّات و ضرب المثلها; و قسمت سوّم در بیان واجبات و احكام إلهى مى باشد.

 

36ـ قالَ(علیه السلام): ألْمُؤْمِنُ نَفْسُهُ مِنْهُ فى تَعَب، وَالنّاسُ مِنْهُ فى راحَه.([16])
فرمود: مؤمن آن كسى است كه خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بیندازد و دیگران از او در أمنیّت و آسایش باشند.

 

37ـ قالَ(علیه السلام): كَتَبَ اللّهُ الْجِهادَ عَلَى الرِّجالِ وَالنِّساءِ، فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مالِهِ وَنَفْسِهِ حَتّى یُقْتَلَ فى سَبیلِ اللّه،
وَجِهادُ الْمَرْئَهِ أنْ تَصْبِرَ عَلى ماتَرى مِنْ أذى زَوْجِها وَغِیْرَتِهِ.([17])
فرمود: خداوند جهاد را بر مردان و زنان لازم دانسته است. پس جهاد مرد، آن است كه از مال و جانش بگذرد تا جائى كه در راه خدا كشته و شهید شود. و جهاد زن آن است كه در مقابل زحمات و صدمات شوهر و بر غیرت و جوانمردى او صبر نماید.

 

38ـ قالَ(علیه السلام): فى تَقَلُّبِ الاْحْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ.([18])
فرمود: در تغییر و دگرگونى حالات و حوادث، فطرت و حقیقت اشخاص شناخته مى شود.

 

39ـ قالَ(علیه السلام): إنّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَلا حِسابَ، وَغَداً حِسابٌ وَ لا عَمَل.([19])
فرمود: امروزه - در دنیا - زحمت و فعالیّت، بدون حساب است و فرداى قیامت، حساب و بررسى اعمال و دریافت پاداش است.

 

40ـ قالَ(علیه السلام): إتَّقُوا مَعَاصِیَ اللّهِ فِى الْخَلَواتِ فَإنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِم.([20])
فرمود: دورى و اجتناب كنید از معصیت هاى إلهى، حتّى در پنهانى، پس به درستى كه خداوند شاهد اعمال و نیّات است; و نیز او حاكم و قاضى خواهد بود.

 

 

 

منابع  حدیث و روایت :

[1] ـ أمالى صدوق : ص 97، بحارالأنوار: ج 90، ص 343، ح 1. [2] ـ أمالى طوسى : ج 1، ص 114 ح 29، بحارالأنوار: ج 1، ص 169، ح 20. [3] ـ وسائل الشّیعه: ج 25، ص 434، ح 32292. [4] ـ وافى: ج 4، ص 402، س 3. [5] ـ أعیان الشّیعه: ج 1، ص 350، بحارالأنوار: ج 41، ص 150، ضمن ح 40. [6] ـ أمالى طوسى: ج 1، ص 55، بحارالأنوار: ج 2، ص 48، ح 7. [7] ـ أمالى صدوق: ص 95، بحارالأنوار: ج 68، ص 181، ح 35. [8] ـ بحار الأنوار: ج 5، ص 317، ح 16، به نقل از ثواب الأعمال. [9] ـ أمالى طوسى : ج 1، ص 372، بحارالأنوار: ج 63، ص 152، ح 5. [10] ـ أمالى طوسى: ج 1، ص 372، بحارالأنوار: ج 63، ص 155، ح 5. [11] ـ عدّه الدّاعى: ص 85، ص 1، بحارالأنوار: ج 101، ص 73، ح 24. [12] ـ مستدرك الوسائل : ج 16، ص 291، ح 19920. [13] ـ بحارالأنوار: ج 69، ص 68، س 2، ضمن ح 28. [14] ـ محبّه البیضاء: ج 5، ص 144، تنبیه الخواطر: ص 195، س 16. [15] ـ مستدرك الوسائل: ج 3، ص 210، ح 3386. [16] ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 96، ح 40. [17] ـ بحارالأنوار: ج 70، ص 13. [18] ـ نزهه الناظر و تنبیه الخاطر حلوانى: ص 70، ح 65. [19] ـ عدّه الدّاعى: ص 75، س 8، بحارالأنوار: ج 1، ص 205، ح 33. [20] ـ نزهه الناظر و تنبیه الخاطر حلوانى: ص 52، ح 26.[1] ـ نزهه الناظر و تنبیه الخاطر حلوانى: ص 46، ح 12. [2] ـ اختصاص شیخ مفید: ص 189، س 5. [3] - وسائل الشیعه: ج 16 ص 76 ح 5. [4] ـ وسائل الشّیعه: ج 1، ص 334، ح 880. [5] ـ وسائل الشّیعه: ج 18، ص 316، ح 23750. [6] ـ وسائل الشّیعه: ج 16، ص 270، ح 21539. [7] ـ تحف العقول: ص 120، بحارالأنوار: ج 77، ص 271، ح 1. [8] ـ بحارالأنوار: ج 76، ص 155، ح 36، و ص 229، ح 10. [9] ـ اصول كافى: ج 1، ص 27، بحارالأنوار: ج 1، ص 161، ح 15. [10] ـ تحف العقول: ص 152، بحارالأنوار: ج 78، ص 54، ح 97. [11] ـ خصال : ج 2، ص 170، بحارالأنوار: ج 73، ص 142، ح 18. [12] ـ شرح نهج البلاغه ابن عبده: ج 3، ص 165. [13] ـ شرح نهج البلاغه فیض الاسلام: ص 1193. [14] ـ شرح نهج البلاغه فیض الاسلام: ص 1235. [15] ـ اصول كافى، ج 2، ص 627، ح 2. [16] ـ بحارالأنوار: ج 75، ص 53، ح 10. [17] ـ وسائل الشّیعه: ج 15، ص 23، ح 19934. [18] ـ شرح نهج البلاغه فیض الإسلام: ص 1183. [19] ـ شرح نهج البلاغه ابن عبده: ج 1، ك 41. [20] ـ شرح نهج البلاغه ابن عبده: ج 3، ص 324.


   برچسب‌ها: چهل حدیث از امیرالمومنین حضرت امام علی, ع
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

 

1ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء ( سلام الله علیها) : نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَهُ أنْبیائِهِ.([1])
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: ما أهل بیت پیامبر، وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود; و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.

 

2ـ عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: أتَیْتُ فاطِمَهَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْها، فَقُلْتُ: أیْنَ بَعْلُكِ؟ فَقالَتْ(علیها السلام): عَرَجَ بِهِ جِبْرئیلُ إلَى السَّماءِ، فَقُلْتُ: فیما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِكَهِ تَشاجَرُوا فى شَیْىء، فَسَألُوا حَكَماً مِنَ الاْدَمِیّینَ، فَأَوْحىَ اللّهُ إلَیْهِمْ أنْ تَتَخَیَّرُوا، فَاخْتارُوا عَلیِّ بْنِ أبی طالِب (علیه السلام).([2])
عبد اللّه بن مسعود گوید: روزى بر فاطمه زهراء(علیها السلام)وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت كجا است؟ فرمود: همراه جبرائیل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براى چه موضوعى؟! فرمود: بین عدّه اى از ملائكه الهى مشاجره اى شده است; و تقاضا كرده اند یك نفر از آدم ها بین ایشان حكم و قضاوت نماید; و خداوند به ملائكه وحى فرستاد: خودتان یك نفر را انتخاب نمائید; و آن ها هم حضرت علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) را برگزیدند.

 

3ـ قالَتْ(علیها السلام): وَهُوَ الإمامُ الرَبّانى، وَالْهَیْكَلُ النُّورانى، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَهُ الاْطْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَهُ دائِرَهِ الإمامَهِ.([3])
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در تعریف امام علىّ (علیه السلام) فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده اى حقّ گو و هدایتگر است، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

 

4ـ قالَتْ(علیها السلام): أبَوا هِذِهِ الاْمَّهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىٌّ، یُقْیمانِ أَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.([4])
فرمود: حضرت محمّد (صلى الله علیه وآله) و علىّ (علیه السلام)، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند; و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

 

5ـ قالَتْ (علیها السلام): مَنْ أصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.([5])
فرمود: هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

 

6ـ قالَتْ (علیها السلام): إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ أحَبَّ عَلیّاً فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.([6])
فرمود: همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ (علیه السلام) در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

 

7ـ قالَتْ (علیها السلام): إلهى وَ سَیِّدى، أسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاهِ شیعَتى، وَشیعَهِ ذُرّیتَى.([7])
فرمود: خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آن ها را برگزیده اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى.

 

8ـ قالَتْ (علیها السلام): شیعَتُنا مِنْ خِیارِ أهْلِ الْجَنَّهِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.([8])
فرمود: شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آن هائى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

 

9ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّى أكْرَهُ أنْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّى سَأُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَریعَ الاْجابَهِ.([9])
حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد; متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم. و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

 

10ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ! لا كَلَّمْتُكَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوه.([10])
پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.

 

11ـ قالَتْ (علیها السلام): إنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، أنَّكُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضیتُمانى، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لأشْكُوَنَّكُما إلَیْهِ.([11])
هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.

 

12ـ قالَتْ (علیها السلام): لا تُصَلّى عَلَیَّ اُمَّهٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبى رَسُولِ اللّهِ فى أمیر الْمُؤمنینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَ أخَذُوا إرْثى، وَ خَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى أبى بِمُلْكِ فَدَك.([12])
فرمود: افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

 

13ـ قالَتْ (علیها السلام): إلَیْكُمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ أبى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِحَد عُذْوٌ.([13])
خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان، عذرى براى شما باقى نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت؟

 

14ـ قالَتْ (علیها السلام): جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَكُمْ مِنَ الشّـِرْكِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزیهاً لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَ الزَّكاهَ تَزْكِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ([14])
فرمود: خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را براى استحكام أساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

 

15ـ قالَتْ (علیها السلام): یا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالى وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.([15])
فرمود: اى ابا الحسن! ـ همسرم ـ ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره اى از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش.

 

16ـ قالَتْ (علیها السلام): مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَهَ أیّام أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّهَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.([16])
فرمود: هر كه بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گوید: عرضه داشتم: آیا در زمان حیات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حیات ما باشد; و یا پس از مرگ.

 

17ـ قالَتْ (علیها السلام): ما صَنَعَ أبُو الْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِب2ُهُمْ.([17])
فرمود: آنچه را امام علىّ (علیه السلام) ـ نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت ـ انجام داد، وظیفه الهى او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آن ها را محاسبه و مجازات مى نماید.

 

18ـ قالَتْ (علیه السلام): خَیْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ.([18])
فرمود: بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

 

19ـ قالَتْ (علیها السلام): أوُصیكَ یا أبَا الْحَسنِ أنْ لا تَنْسانى، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى.([19])
ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نكن; و به زیارت و دیدار من ـ بر سر قبرم ـ بیا.

 

2۰ـ قالَتْ (علیها السلام): إنّى قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَهِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَأى، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریر ظاهِر، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ.([20])
در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه اى روى بدنش تشییع مى كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت ـ و بلانكاردى ـ كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده ـ بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ـ ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

 

21ـ قالَتْ (علیها السلام): ... إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى أراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح.([1])
مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء (علیها السلام)پنهان گشت، وقتى رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم، دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.

 

22ـ قالَتْ (علیها السلام): أصْبَحْتُ وَ اللهِ! عاتِقَهً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَهً لِرِجالِكُمْ.([2])
بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

 

23ـ قالَتْ (علیها السلام): إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما أمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَأنْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.([3])
فرمود: اگر آنچه را كه ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى، تو از شیعیان ما هستى وگرنه، خیر.

 

24ـ قالَتْ (علیها السلام): حُبِّبَ إلَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَهُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.
فرمود: سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا; و انفاق و كمك ـ به نیازمندان ـ در راه خداوند متعال.

 

25ـ قالَتْ (علیها السلام): أُوصیكَ اَوّلاً أنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَهِ اُخْتى أمامَهَ، فَإنَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.([4])
در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم أمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است. همانا مردان در هر حال، نیازمند به زن مى باشند.

 

26ـ قالَتْ (علیها السلام): الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّهَ تَحْتَ أقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّهَ.([5])
فرمود: همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش، چون بهشت زیر پاى مادران است; و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

 

27ـ قالَتْ (علیها السلام): ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.([6])
فرمود: روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

 

28ـ قالَتْ (علیها السلام): اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّهَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.([7])
فرمود: تبسّم و شادمانى در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى از عذاب خواهد بود.

 

29ـ قالَتْ (علیها السلام): لا یَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَر.([8])
فرمود: كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دست هایش آلوده باشد، ـ چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید ـ كسى جز خودش را سرزنش نكند.

 

30ـ قالَتْ (علیها السلام): اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإنْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنى حَتّى أدْعُو.([9])
روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود ـ و دیگران ـ دعا كنم.

 

31ـ قالَتْ (علیها السلام): إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً وَلایُبالى.([10])
فرمود: همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت.

 

32ـ قالَتْ (علیها السلام): الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاهِ فى مَنْزِلِهِ إلاَّ الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ.([11])
فرمود: هر شخصى نسبت به مركب سوارى، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در أُلویّت است، مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و مردم بخواهند با او نماز جماعت را إقامه نمایند.

 

33ـ قالَتْ (علیها السلام): یا أبَه، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَوُقُوفَ النّاسِ عُراهً یَوْمَ الْقیامَهِ، وا سَوْأتاهُ یَوْمَئِذ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.([12])
اظهار داشت: اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد ـ و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ـ.

 

34ـ قالَتْ (علیها السلام): إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَهِ، أشْفَعُ عُصاهَ أُمَّهِ النَّبىَّ 6.([13])
فرمود: هنگامى كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاكاران امّت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، را شفاعت مى نمایم.

 

35ـ قالَتْ (علیها السلام): فَأكْثِرْ مِنْ تِلاوَهِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَهٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى أُنْسِ الاْحْیاءِ.([14])
ضمن وصیّتى به امام علىّ (علیه السلام) اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

 

36ـ قالَتْ (علیها السلام): یا أبَا الحَسَن، إنّى لأسْتَحى مِنْ إلهى أنْ أكَلِّفَ نَفْسَكَ ما لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ.([15])
خطاب به همسرش امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) كرد و اظهار نمود: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آنرا نداشته باشى.

 

37ـ قالَتْ (علیها السلام): خابَتْ أُمَّهٌ قَتَلَتْ إبْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.([16])
فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

 

38ـ قالَتْ (علیها السلام): ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَهِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَهِ ایجاباً لِلْعِّفَهِ.([17])
فرمود: خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى ها و جنایت ها; و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد; و دزدى نكردن، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.

 

39ـ قالَتْ(علیها السلام): وَ حَرَّمَ - اللّه - الشِّرْكَ إخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إلاّ وَ أنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ أطیعُوا اللّه فیما أمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إنَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.([18])
فرمود: خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند; پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید. بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت.

 

40ـ قالَتْ (علیها السلام): أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلى أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَهَ نَبیّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ(علیه السلام).([19])
فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ ـ یعنى خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى و متابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا ـ و دین ـ اختلاف نمى كردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین) مى گردید كه او نهمین فرزند از حسین (علیه السلام) مى باشد.

 

 

[1] ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211. [2] - اختصاص شیخ مفید: ص 213، س 7، بحارالأنوار: ج 37، ص 150، ح 15. [3] ـ ریاحین الشّریعه: ج 1، ص 93. [4] ـ تفسیر الإمام العسكرى (علیه السلام): ص 330، ح 191، بحارالأنوار: ج 23، ص 259، ح 8. [5] ـ تنبیه الخواطر معروف به مجموعه ورّام: ص 108 و 437، بحار: ج 67، ص 249، ح 25. [6] ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 مجمع الزّوائد: ج 9، ص 132. [7] ـ كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254. [8] ـ بحارالأنوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11. [9] ـ اصول كافى: ج 1، ص 460، بیت الأحزان: ص 104، بحارالأنوار: ج 28، ص 250، ح 30. [10] ـ صحیح مسلم: ج 2، ص 72، صحیح بخارى: ج 6، ص 176. [11] ـ بحارالأنوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم: ج 2، ص 72، بخارى: ج 5، ص 5. [12] ـ بیت الأحزان: ص 113، كشف الغمّه: ج 2، ص 494. [13] ـ خصال: ج 1، ص 173، احتجاج: ج 1، ص 146. [14] ـ ریاحین الشّریعه: ج 1، ص 312، فاطمه الزّهراء (علیها السلام): ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار. [15] ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 200، ح 30. [16] ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 185، ح 17. [17] ـ الإمامه والسّیاسه: ص 30، بحارالأنوار: ج 28، ص 355، ح 69. [18] ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 54، ح 48. [19] ـ زهره الرّیاض ـ كوكب الدّرى: ج 1، ص 253. [20] ـ تهذیب الأحكام: ج1، ص 429، كشف الغمّه: ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.[1] ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 91، ح 16، إحقاق الحقّ: ج 10، ص 258. [2] ـ دلائل الإمامه: ص 128، ح 38، معانى الأخبار: ص 355، ح 2. [3] ـ تفسیر الإمام العسكرى (علیه السلام): ص 320، ح 191. [4] ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 192، ح 20، أعیان الشّیعه: ج 1، ص 321. [5] ـ كنزل العمّال: ج 16، ص 462، ح 45443. [6] ـ مستدرك الوسائل: ج 7، ص 336، ح 2، بحارالأنوار: ج 93، ص 294، ح 25. [7] ـ تفسیر الإمام العسكرى (علیه السلام): ص 354، ح 243، مستدرك الوسائل: ج 12، ص 262، بحارالأنوار: ج 72، ص 401، ح 43. [8] ـ كنزل العمّال: ج 15، ص 242، ح 40759. [9] ـ دلائل الإمامه: ص 71، س 16، معانى الأخبار: ص 399، ضمن ح 9. [10] ـ تفسیر التّبیان: ج 9، ص 37، س 16. [11] ـ مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه: ص 33 و 52. [12] ـ كشف الغمّه: ج 2، ص 57، بحار الأنوار: ج 8 ، ص 53، ح 62. [13] ـ إحقاق الحقّ: ج 19، ص 129. [14] - بحارالأنوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13. [15] ـ أمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 228. [16] ـ مدینه المعاجز: ج 3، ص 430. [17] ـ ریاحین الشّریعه: ج 1، ص 312، فاطمه الزهراء (علیها السلام): ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه. [18] - همان مدرك قبل. [19] ـ الإمامه والتبصره: ص 1، بحارالأنوار: ج 36، ص 352، ح 224.


   برچسب‌ها: چهل حدیث و روایت از حضرت فاطمه زهرا, س
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

 

۱ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى )عَلَیْهِ السَّلام( : یَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِیّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ یُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.([1])
امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفیف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تا همیشه غنى و بى نیاز باشى. نسبت به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند.

 

2ـ قالَ(علیه السلام): وَ نَحْنُ رَیْحانَتا رَسُولِ اللّهِ، وَ سَیِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّهِ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ یَتَقَدَّمُ، اَوْ یُقَدِّمُ عَلَیْنا اَحَداً.([2])
امام حسن مجتبی (علیه السلام) به دنباله وصیّتش در حضور جمعى از أصحاب فرمود: و ما دو نفر ـ یعنى حضرت و برادرش امام حسین (علیهما السلام) ـ ریحانه رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) و دو سرور جوانان اهل بهشت هستیم، پس خدا لعنت كند كسى را كه بر ما پیشقدم شود یا دیگرى را بر ما مقدّم دارد.

 

3ـ قالَ(علیه السلام): وَ إنّ حُبَّنا لَیُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم، كَما یُساقِطُ الرّیحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.([3])
فرمود: همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بیت رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) سبب ریزش گناهان ـ از نامه اعمال ـ مى شود، همان طورى كه وزش باد، برگ درختان را مى ریزد.

 

4ـ قالَ(علیه السلام): لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ یَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا یُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.([4])
پس از شهادت پدرش امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام)، در جمع اصحاب فرمود: شخصى از میان شماها رفت كه در گذشته مانند او نیامده است، و كسى در آینده نمى تواند هم تراز او قرار گیرد.

 

5ـ قالَ(علیه السلام): مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَهٌ مُجابَهٌ، إمّا مُعَجَّلهٌ وَإمّا مُؤجَلَّهٌ.([5])
فرمود: كسى كه قرآن را ـ با دقّت ـ قرائت نماید، در پایان آن ـ اگر مصلحت باشد ـ دعایش سریع مستجاب خواهد شد ـ و اگر مصلحت نباشد ـ در آینده مستجاب مى گردد.

 

6ـ قالَ(علیه السلام): إنّ هذَا الْقُرْآنَ فیهِ مَصابیحُ النُّورِ وَشِفاءُ الصُّدُورِ.([6])
فرمود: همانا در این قرآن چراغ هاى هدایت به سوى نور و سعادت موجود است و این قرآن شفاى دل ها و سینه ها است.

 

7ـ قالَ(علیه السلام): مَنَ صَلّى، فَجَلَسَ فى مُصَلاّه إلى طُلُوعِ الشّمسِ كانَ لَهُ سَتْراً مِنَ النّارِ.([7])
فرمود: هر كه نماز ـ صبح ـ را به خواند و در جایگاه خود بنشیند تا خورشید طلوع كند، برایش پوششى از آتش خواهد بود.

 

8ـ قالَ(علیه السلام):إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ، فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.([8])
فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود میدان مسابقه قرار داد. پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودى الهى از یكدیگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمایند.

 

9ـ قالَ (علیه السلام): مَنْ أدامَ الاْخْتِلافَ إلَى الْمَسْجِدِ أصابَ إحْدى ثَمان: آیَهً مُحْكَمَهً، أَخاً مُسْتَفاداً، وَعِلْماً مُسْتَطْرَفاً، وَرَحْمَهً مُنْتَظِرَهً، وَكَلِمَهً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدى، اَوْ تَرُدُّهُ عَنْ الرَّدى، وَتَرْكَ الذُّنُوبِ حَیاءً اَوْ خَشْیَهً.([9])
فرمود: هركس جایگاه ـ عبادات ـ خود را در مسجد قرار دهد یكى از هشت فایده شاملش مى گردد: برهان ونشانه اى ـ براى معرفت ـ، دوست و برادرى سودمند، دانش واطلاعاتى جامع، رحمت و محبّت عمومى، سخن و مطلبى كه او را هدایت گر باشد، ـ توفیق إجبارى ـ در ترك گناه به جهت شرم از مردم و یا به جهت ترس از عقاب.

 

10ـ قالَ (علیه السلام): مَنْ أكْثَرَ مُجالِسَه الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّیادَهِ فى نَفْسِهِ، وَكانَتْ لَهُ وَلایَهٌ لِما یَعْلَمُ، وَ إفادَهٌ لِما تَعَلَّمَ.([10])
فرمود: هر كه با علماء بسیار مجالست نماید، سخنش و بیانش در بیان حقایق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و اندیشه اش باز و توسعه مى یابد و بر معلوماتش افزوده مى گردد و به سادگى مى تواند دیگران را هدایت نماید.

 

11ـ قالَ(علیه السلام): تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطیعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُیُوتِكُمْ.([11])
فرمود: علم و دانش را ـ از هر طریقى ـ فرا گیرید، و چنانچه نتوانستید آنرا در حافظه خود نگه دارید، ثبت كنید و بنویسید و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهید.

 

12ـ قالَ(علیه السلام): مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْیا زَهِدَ فیها.([12])
فرمود: هركس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و كسى كه دنیا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.

 

13ـ قالَ(علیه السلام): هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاث: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ; فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّینِ،، وَبِهِ لُعِنَ إبْلیسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّهِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ.([13])
فرمود: هلاكت و نابودى دین و ایمان هر شخص در سه چیز است: تكبّر، حرص، حسد. تكبّر سبب نابودى دین و ایمان شخص مى باشد و به وسیله تكبّر شیطان ـ با آن همه عبادت ملعون گردید. حرص و طمع دشمن شخصیّت انسان است، همان طورى كه حضرت آدم (علیه السلام) به وسیله آن از بهشت خارج شد. حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است و به همان جهت قابیل برادر خود هابیل را به قتل رساند.

 

14ـ قالَ(علیه السلام): بَیْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ أرْبَعُ أصابِع، ما رَأَیْتَ بَعَیْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَقَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیْكَ باطِلاً كَثیراً.([14])
فرمود: بین حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه كه را با چشم خود ببینى حقّ است; و آنچه را شنیدى یا آن كه برایت نقل كنند چه بسا باطل باشد.

 

15ـ قالَ(علیه السلام): ألْعارُ أهْوَنُ مِنَ النّارِ.([15])
فرمود: سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را، آسان تر است از معصیت و گناهى كه موجب آتش جهنّم شود.

 

16ـ قالَ(علیه السلام): إذا لَقى أحَدُكُمْ أخاهُ فَلْیُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.([16])
فرمود: وقتى انسان برادر مؤمن ـ و دوست ـ خود را ملاقات نمود، باید پیشانى و سجده گاه او را ببوسد.

 

17ـ قالَ(علیه السلام): إنَّ اللّهَ لَمْ یَخْلُقْكُمْ عَبَثاً، وَلَیْسَ بِتارِكِكُمْ سُدًى، كَتَبَ آجالَكُمْ، وَقَسَّمَ بَیْنَكُمْ مَعائِشَكُمْ، لِیَعْرِفَ كُلُّ ذى لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ، وأنَّ ماقَدَرَ لَهُ أصابَهُ، وَما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ یُصیبَهُ.([17]) وَ قالَ: مَنْ عَبَدَ اللّهَ، عبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء.([18])
فرمود: خداوند شما انسان ها را بیهوده و بدون غرض نیافریده و شما را آزاد، رها نكرده است. لحظات آخر عمر هر یك معیّن و ثبت مى باشد، نیازمندى ها و روزى هركس سهمیّه بندى و تقسیم شده است تا آن كه موقعیّت و منزلت شعور و درك اشخاص شناخته گردد. و نیز فرمود: هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداى متعال همه چیزها را مطیع او گرداند.

 

18ـ قالَ(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَیَّ! لا تُواخِ أحَداً حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَإذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَهَ، وَ رَضیتَ الْعِشْرَهَ، فَآخِهِ عَلى إقالَهِ الْعَثْرَهِ، وَ الْمُواساهِ فىِ الْعُسْرَهِ.([19])
به بعضى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با كسى دوستى و برادرى بر قرار نكن مگر آن كه او را از هر جهت بشناسى و مورد اطمینان باشد، پس هنگامى كه چنین فردى را یافتى در همه امور با او باش.

 

19ـ سُئِلَ(علیه السلام): عَنِ الْبُخْلِ؟ فَقالَ: هُوَ أنْ یَرىَ الرَّجُلُ ما أنْفَقَهُ تَلَفاً، وَما أمْسَكَهُ شَرَفاً.([20])
از حضرت پیرامون بُخل سؤال شد؟ در جواب فرمود: معناى آن چنین است كه انسان آنچه را به دیگرى كمك و انفاق كند فكر نماید كه از دست داده و تلف شده است و آنچه را ذخیره كرده و نگه داشته است خیال كند برایش باقى مى ماند و موجب شخصیّت و شرافت او خواهد بود.

 

20ـ قالَ(علیه السلام): تَرْكُ الزِّنا، وَكَنْسُ الْفِناء، وَغَسْلُ الاْناء مَجْلَبَهٌ لِلْغِناء:([21])
فرمود: انجام ندادن زنا، جاروب و نظافت كردن راهرو و درب منزل، و شستن ظروف سبب رفاه و بى نیازى مى گردد.

 

21ـ قالَ(علیه السلام):السِّیاسَهُ أنْ تَرْعى حُقُوقَ اللّهِ، وَحُقُوقَ الاْحْیاءِ، وَحُقُوقَ الاْمْواتِ.([22])
فرمود: ـ مفهوم و معناى ـ سیاست آن است كه حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگان را رعایت كنى.

 

22ـ قالَ(علیه السلام): ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ.([1])
فرمود: هیچ گروهى در كارهاى ـ اجتماعى، سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و ... ـ با یكدیگر مشورت نكرده اند مگر آن كه به رشد فكرى و عملى و... رسیده اند.

 

23ـ قالَ(علیه السلام): اَلْخَیْرُ الَذّى لا شَرَّفیهِ: ألشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَهِ، وَالصّبْرُ عَلَى النّازِلَهِ.([2])
فرمود: آن خوبى كه شرّ و آفتى در آن نباشد شكر در مقابل نعمت ها و صبر و شكیبائى در برابر سختى ها است.

 

24ـ قالَ(علیه السلام): یَابْنَ آدَم! لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِ عُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا فى یَدَیْكَ لِما بَیْنَ یَدَیْكَ، فَإنَّ الْمُؤْمِنَ بَتَزَوَّدُ وَ الْكافِرُ یَتَمَتَّعُ.([3])
فرمود: اى فرزند آدم از موقعى كه به دنیا آمده اى، در حال گذراندن عمرت هستى، پس از آنچه دارى براى آینده ات (قبر و قیامت) ذخیره نما، همانا كه مؤمن در حال تهیّه زاد و توشه مى باشد; ولیكن كافر در فكر لذّت و آسایش است.

 

25ـ قالَ(علیه السلام): إنَّ مَنْ خَوَفَّكَ حَتّى تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَیْرٌ مِمَّنْ یُؤْمِنْكَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ.([4])
فرمود: همانا كسى تو را ـ در برابر عیب ها و كم بودها ـ هشدار دهد تا آگاه و بیدار شوى، بهتر است از آن كسى كه فقط تو را تعریف و تمجید كند تا بر عیب هایت افزوده گردد.

 

26ـ قالَ(علیه السلام): القَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ قَرُبُ نَسَبُهُ.([5])
فرمود : بهترین دوست نزدیك به انسان، آن كسى است كه در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خویشاوندى نزدیكى هم نداشته باشد. و بیگانه ترین افراد كسى است كه از محبّت و دلسوزى بیگانه باشد گرچه از نزدیك ترین خویشاوندان باشد.

 

27ـ وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّهِ؟ فَقالَ(علیه السلام): شُحُّ الرَّجُلِ عَلى دینِهِ، وَإصْلاحُهُ مالَهُ، وَقِیامُهُ بِالْحُقُوقِ.([6])
از حضرت (علیها السلام) پیرامون مُروّت و جوانمردى سؤال شد، فرمود: جوانمرد كسى است كه در نگهدارى دین و عمل به آن تلاش نماید، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعایت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.

 

28ـ قالَ(علیه السلام): عَجِبْتُ لِمَنْ یُفَكِّرُ فى مَأكُولِهِ كَیْفَ لایُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَیَجْنِبُ بَطْنَهُ ما یُؤْذیهِ، وَیُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما یُرْدیهِ.([7])
فرمود: تعجّب مى كنم از كسى كه در فكر خوراك و تغذیه جسم و بدن هست ولى درباره تغذیه معنوى روحى خود نمى اندیشد، پس از غذاهاى فاسد شده و خراب دورى مى كند. و عقل و قلب و روح خود را كارى ندارد ـ هر چه و هر مطلب و برنامه اى به هر شكل و نوعى باشد استفاده مى كند ـ .

 

29ـ قالَ(علیه السلام): غَسْلُ الْیَدَیْنِ قَبْلَ الطَّعامِ یُنْفِى الْفَقْرَ، وَبَعْدَهُ یُنْفِى الْهَمَّ.([8])
فرمود: شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستى را مى زداید و بعد از آن ناراحتى ها و آفات را از بین مى برد.

 

30ـ قالَ(علیه السلام): حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ.([9])
فرمود: كسى كه عادت سؤال و حالت پرس و جو دارد مثل آن است كه نصف علم ها را فرا گرفته باشد.

 

31ـ قالَ(علیه السلام): إنّ الْحِلْمَ زینَهٌ، وَالْوَفاءَ مُرُوَّهٌ، وَالْعَجَلهَ سَفَهٌ.([10])
فرمود: صبر و شكیبائى زینت شخص، وفاى به عهد علامت جوانمردى، و عجله و شتابزدگى (در كارها بدون اندیشه) دلیل بى خردى مى باشد.

 

32ـ قالَ(علیه السلام): مَنِ اسْتَخَفَّ بِإخوانِهِ فَسَدَتْ مُرُوَّتُهُ.([11])
فرمود: كسى كه دوستان و برادرانش را سبك شمارد و نسبت به آن ها بى اعتناء باشد، مروّت و جوانمردیش فاسد گشته است.

 

33ـ قالَ(علیه السلام): إنّما یُجْزى الْعِبادُ یَوْمَ الْقِیامَهِ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.([12])
فرمود: همانا در روز قیامت بندگان به مقدار عقل و درك و شعورشان مجازات مى شوند.

 

34ـ قالَ(علیه السلام): إنَّ الْقُرْآنَ فیهِ مَصابیحُ النُّورِ، وَ شِفاءُ الصُّدُورِ، فَیَجِلْ جالَ بَصَرُهُ، وَ لْیَلْجَمُ الصِّفّهَ قَلْبِهِ، فَإنَّ التَّفْكیرَ حَیاهُ الْقَلْبِ الْبَصیرِ، كَما یَمْشی الْمُسْتَنیرُ فىِ الظُّلُماتِ بِالنُّورِ.([13])
فرمود: همانا در قرآن چراغ هاى روشنائى بخش; و شفا بخش دردها و گرفتارى هاى درونى وجود دارد، پس كسى كه (خود را) با قرآن جلى دهد چشمانش قوى و روشن مى گردد; وقلب و درون خویش را صفا خواهد داد، چون كه تفكّر و اندیشه (در قرآن سبب) حیات قلبِ آگاه مى باشد، همچنان كه شخص روشن دل در تاریكى ها به وسیله نور چراغ حركت مى نماید و راه مى رود.

 

35ـ قالَ(علیه السلام): ألْمِزاحُ یَأْكُلُ الْهَیْبَهَ، وَ قَدْ أكْثَرَ مِنَ الْهَیْبَهِ الصّامِت([14])
فرمود: مزاح و شوخى ـ هاى زیاد و بیجا ـ شخصیّت و وقار انسان را از بین مى برد، و چه بسا افراد ساكت داراى شخصیّت و وقار عظیمى مى باشند.

 

36ـ قالَ(علیه السلام): أللُؤْمُ أنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَهَ.([15])
فرمود: از علائم پستى شخص، شكر نكردن از ولى نعمت است.

 

37ـ قالَ(علیه السلام): لَقَضاءُ حاجَهِ أخ لى فِى اللّهِ أحَبُّ مِنْ إعْتِكافِ شَهْر.([16])
فرمود: هر آینه برآوردن حاجت و رفع مشكل دوست و برادرم، از یك ماه اعتكاف، در مسجد ـ و عبادت مستحبّى، نزد من ـ بهتر و محبوب تر است.

 

38ـ قالَ(علیه السلام): إنَّ الدُّنْیا فى حَلالِها حِسابٌ، وَ فى حَرامِها عِقابٌ، وَفِى الشُّبَهاتِ عِتابٌ، فَأنْزِلِ الدُّنْیا بِمَنْزَلَهِ المیتَهِ، خُذْمِنْها مایَكْفیكَ.([17])
فرمود: چیزهاى دنیا اگر حلال باشد حساب و بررسى مى شود و اگر از حرام به دست آید عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختى و ناراحتى خواهد داشت. پس باید دنیا (و موجوداتش) را همچون میته و مردارى بشناسى كه به مقدار نیاز و اضطرار از آن استفاده كنى.

 

39ـ قالَ(علیه السلام): وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَأنَّكَ تَعیشُ أبَداً، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأنّكَ تَمُوتُ غدَاً.([18])
فرمود: در دنیا ـ از نظر اقتصاد و صرفه جوئى و... ـ چنان برنامه ریزى كن مثل آن كه مى خواهى همیشه دوام داشته باشى، و نسبت به آخرت به نوعى حركت و كار كن مثل این كه فردا خواهى مُرد.

 

40ـ قالَ(علیه السلام): أكْیَسُ الْكَیِّسِ التُّقى، وَ أحْمَقُ الْحُمْقِ الْفُجُورَ، الْكَریمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَ السُّؤالِ.([19])
فرمود: زیرك ترین و هوشیارترین افراد، شخص باتقوا و پرهیزكار مى باشد; أحمق و نادان ترین افراد، كسى است كه تبه كار و اهل معصیت باشد; گرامى ترین و باشخصیّت ترین افراد، آن كسى است كه به نیازمندان پیش از اظهار نیازشان، كمك نماید.

 

 


[1] ـ نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 79، ح 33، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 8. [2] ـ كلمه الإمامُ الْحَسَن (علیه السلام): 7، ص 211. [3] ـ كلمه الإمامُ الْحَسَن (علیه السلام): 7، ص 25، بحارالأنوار: ج 44، ص 23، ح 7. [4] ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 183، س 2 و ص 185. [5] ـ دعوات الرّاوندى: ص 24، ح 13، بحارالأنوار: ج 89، ص 204، ح 21. [6] - بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ضمن ح 6. [7] ـ وافى: ج 4، ص 1553، ح 2، تهذیب الأحكام: ج 2، ص 321، ح 166.2 [8] ـ تحف العقول: ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 511، ح 1479. [9] ـ تحف العقول: ص 235، س 7، مستدرك: ج 3، ص 359، ح 3778. [10] ـ إحقاق الحقّ : ج 11، ص 238، س 2. [11] ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 235، س 7. [12] - كلمه الإمام الحسن (علیه السلام): ص 140. [13] ـ أعیان الشّیعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6. [14] - تحف العقول: ص 229، س 5، بحارالأنوار: ج 10، ص 130، ح 1. [15] ـ كلمه الإمام حسن (علیه السلام): ص 138، تحف العقول: ص 234، س 6، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4. [16] ـ تحف العقول: ص 236، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4. [17] - تحف العقول: ص 232، س 2، بحار الأنوار: ج 75، ص 110، ح 5. [18] ـ تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 427، بحار: ج 68، ص 184، ضمن ح 44. [19] - تحف العقول: ص 164، س 21. بحار الأنوار: ج 75، ص 105، ح 3. [20] ـ أعیان الشّیعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7. [21] ـ كلمه الإمام حسن (علیه السلام): ص 212، بحارالأنوار: ج 73، ص 318، ح 6. [22] ـ همان مدرك: ص 57.[1] ـ تحف العقول: ص 233، أعیان الشّیعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4. [2] ـ تحف العقول: ص 234، س 7، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4. [3] ـ نزهه الناظر و تنبیه الخاطر: ص 79، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6. [4] ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 242، س 2. [5] ـ تحف العقول: ص 234، س 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 106، ح 4. [6] ـ تحف العقول: ص 235، س 14، بحارالأنوار: ج 73، ص 312، ح 3. [7] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام)، ص 39، بحارالأنوار: ج 1، ص 218، ح 43. [8] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام): ص 46. [9] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام) : ص 129. [10] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام) : ص 198. [11] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام) : ص 209. [12] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام) : ص 209. [13] ـ نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 73، ح 18، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 15. [14] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7. [15] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4. [16] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام): ص 139. [17] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام): ص 36، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6. [18] ـ كلمه الإمام الحسن (علیه السلام) ص 37، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6. [19] ـ إحقاق الحقّ : ج 11، ص 20 س 1، بحارالأنوار: ج 44، ص 30.


   برچسب‌ها: چهل حدیث و روایت از حضرت امام حسن, ع
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

1- قالَ الاْمامُ سید الشهداء أبُوعَبْدِ اللّهِ الْحُسَیْن(عَلَیْه السلام) :
إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَهً فَتِلْكَ عِبادَهُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَهً فَتِلْكَ عِبادَهُ الْعَبْیدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَهٌ الْأحْرارِ، وَ هِیَ أفْضَلُ الْعِبادَهِ.([1])
حضرت امام حسین (علیه السلام) فرمود: همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن یك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى دیگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستایش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند; و این نوع، عبادت آزادگان است كه بهترین عبادات مى باشد.

 

2- قالَ(علیه السلام): إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا یَرْجُوهُ، وَ إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَه، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.([2])
فرمود: همانا سخاوتمندترین مردم آن كسى است كه كمك نماید به كسى كه امیدى به وى نداشته است.
و بخشنده ترین افراد آن شخصى است كه ـ نسبت به ظلم دیگرى با آن كه توان انتقام دارد ـ گذشت نماید.
صله رحم كننده ترین مردم و دید و بازدید كننده نسبت به خویشان، آن كسى ست كه صله رحم نماید با كسى كه با او قطع رابطه كرده است.

 

3- قیلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ (علیه السلام): مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْحْسانِ، قیلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا یُعنیكَ.([3])
از حضرت سؤال شد كرامت و فضیلت انسان در چیست؟
در پاسخ فرمود: كنترل و در اختیار داشتن زبان و سخاوت داشتن، سؤال شد نقص انسان در چیست؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفید و سودمند نباشد.

 

4- قالَ(علیه السلام): النّاسُ عَبیدُالدُّنْیا، وَ الدّینُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّیّانُونَ.([4])
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنیا هستند و مذهب، بازیچه زبانشان گردیده است و براى إمرار معاش خود، دین را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سینه مى زنند ـ .
پس اگر بلائى همانند خطر ـ مقام و ریاست، جان، مال، فرزند و موقعیّت، ... ـ انسان را تهدید كند، خواهى دید كه دین داران واقعى كمیاب خواهند شد.

 

5- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ لا یُسىءُ وَ لا یَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ كُلَّ یَوْم یُسىءُ وَ یَعْتَذِرُ.([5])
ضمن فرمایشى فرمود: همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و همیشه عذرخواهى مى نماید.

 

6- قالَ(علیه السلام): إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل یَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.([6])
فرمود: كارها و أمور خود را همانند كسى تنظیم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقیب قرار مى گیرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى كه كارهایش صحیح باشد پاداش خواهد گرفت.

 

7- قالَ(علیه السلام): عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْیا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَیْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا.([7])
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنیا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهید كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفید و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشید كه غفلت نكنید.

 

8- قالَ(علیه السلام): لا تَقُولَنَّ فى أخیكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ یَقُولَ فیكَ إذا تَوارَیْتَ عَنْهُ.([8])
فرمود: سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.

 

9- قالَ(علیه السلام): یا بُنَىَّ! إیّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لایَجِدُ عَلَیْكَ ناصِراً إلاّ اللهَ.([9])
فرمود: بپرهیز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه یاورى غیر از خداوند متعال نمى یابد.

 

10- قالَ(علیه السلام): إنّی لا أری الْمَوْتَ إلاّ سَعادَه، وَ لاَ الْحَیاهَ مَعَ الظّالِمینَ إلاّ بَرَماً.([10])
فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بینم; و زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم.

 

11- قالَ(علیه السلام): مَنْ لَبِسَ ثَوْباً یُشْهِرُهُ كَساهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ ثَوْباً مِنَ النّارِ.([11])
فرمود: هركس لباس شهرت - و انگشت نما از هر جهت - بپوشد، خداوند او را در روز قیامت لباسى از آتش مى پوشاند.

 

12- قالَ(علیه السلام): أنَا قَتیلُ الْعَبَرَهِ، لایَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّ اِسْتَعْبَرَ.([12])
فرمود: من كشته گریه ها و اشك ها هستم، هیچ مؤمنى مرا یاد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هایش جارى خواهد شد.

 

13- قالَ(علیه السلام): لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمى إلىَ الْیُمْنى، وَ اعْتَذَرَ لى فىِ الاُْخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ أَنَّ أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ (علیه السلام) حَدَّثَنى أَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللهِ (صلى الله علیه وآله)یَقُولُ: لا یَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ یَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل.([13])
فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم، از او مى پذیرم و گذشت مى نمایم، چون كه پدرم امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) از جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت نمود: كسى كه پوزش و عذرخواهى دیگران را نپذیرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.

 

14- قیلَ لِلْحُسَیْنِ بن علىّ(علیه السلام): مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً؟
قالَ: مَنْ لَمْ یُبالِ الدُّنْیا فى یَدَیْ مَنْ كانَتْ.([14])
از حضرت سؤال شد: با شخصیّت ترین افراد چه كسى است؟
در جواب فرمود: آن كسى است كه اهمیّت ندهد كه دنیا در دست چه كسى مى باشد.

 

15- قالَ(علیه السلام): مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانیهِ وَ كِفایَتِهِ.([15])
فرمود: هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نماید; خداى متعال او را به بهترین آرزوهایش مى رساند و امور زندگیش را تأمین مى نماید.

 

16- قالَ(علیه السلام): احْذَرُوا كَثْرَهَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ یَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَل أرَبَعَ: إمّا لِمَهانَه یَجِدُها فی نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَهِ إلى تَصْدیقِ النّاسِ إیّاهُ. وَ إمّا لِعَىّ فی الْمَنْطِقِ، فَیَتَّخِذُ الاْیْمانَ حَشْواً وَصِلَهً لِكَلامِهِ. وَ إمّا لِتُهْمَه عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَیَرى أَنَّهُمْ لایَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْیَمینِ. وَ إمّا لاِرْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَیْرِ تَثْبیت.([16])
فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانید كه همانا انسان به جهت یكى از چهار علّت سوگند یاد مى كند: در خود احساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصدیق و تأیید كنند، سوگند مى خورد.
و یا آن كه گفتارش معیوب و به دور از حقیقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقویت و جبران كند.
و یا در بین مردم متّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نماید.
و یا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گوید ـ و زبانش به سوگند عادت كرده است.

 

17- قالَ(علیه السلام): أیُّما إثْنَیْنِ جَرى بَیْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ أَحَدُهُما رِضَى الاْخَرِ، كانَ سابِقَهُ إلىَ الْجَنّهِ.([17])
فرمود: چنانچه دو نفر با یكدیگر نزاع و اختلاف نمایند و یكى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پیشقدم شود، همان شخص سبقت گیرنده، جلوتر از دیگرى به بهشت وارد مى شود.

 

18- قالَ(علیه السلام): وَ اعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیْكُمْ مِنْ نِعَمِ الله عَلَیْكُمْ، فَلا تَمیلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِماً.([18])
فرمود: توجّه داشته باشید كه احتیاج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است، پس نسبت به نعمت ها روى، بر نگردانید; وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.

 

19- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَم! اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَیْنَ یَدَی اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَیْكَ یَوْمَ تَزِلُّ فیهِ الْأقْدام.([19])
فرمود: اى فرزند آدم، بیاد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنین بیاد آور كه در پیشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر علیه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.

 

20- قالَ(علیه السلام): مُجالَسَهُ أهْلِ الدِّناءَهِ شَرٌّ، وَ مُجالَسَهُ أهْلِ الْفِسْقِ ریبَهٌ.([20])
فرمود: همنشینى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد یختى خواهد گشت; و همنشینى و مجالست با معصیت كاران موجب شكّ و بدبینى خواهد شد.

 

21- قالَ(علیه السلام): إنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْیا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أهْلَها لِلْفَناءِ.([21])
فرمود: به درستى كه خداوند متعال دنیا ـ و اموال آن ـ را براى آزمایش افراد آفریده است.و همچنین موجودات دنیا را جهت فناء ـ و انتقال از این دنیا به جهانى دیگر ـ آفریده است.

 

22- قالَ(علیه السلام): لا یَأمَنُ یوم الْقِیامَهِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ فی الدُّنْیا.([1])
فرمود: كسى در روز قیامت از شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد، مگر آن كه در دنیا از خداوند متعال ترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصیت نگردد ـ .

 

23- قالَ(علیه السلام): لِكُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفارِ.([2])
فرمود: براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.

 

24- قالَ(علیه السلام): مَنْ قَرَءَ آیَهً مِنْ كِتابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِماً، یُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْف مِأهُ حَسَنَه.([3])
فرمود: هركس آیه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نماید، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن یكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نماید.

 

25- قالَ(علیه السلام): سَبْعَهُ أشْیاء لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِم: فَأوّلُها آدَمُ((علیه السلام))، ثُمَّ حَوّاء، وَ الْغُرابُ، وَ كَبْشُ إبْراهیم((علیه السلام))، وَ ناقَهُ اللهِ، وَ عَصا مُوسى ((علیه السلام))، وَ الطَّیْرُالَّذى خَلَقَهُ عیسىَبْنُ مَرْیَم (علیهما السلام).([4])
ضمن جواب سؤال هاى پادشاه روم، فرمود: آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفریده شده اند، عبارتند از:
حضرت آدم (علیه السلام) و همسرش حوّاء.
و كلاغى كه براى راهنمائى دفن هابیل آمد.
و گوسفندى كه براى قربانى، به جاى حضرت اسماعیل(علیه السلام) آمد.
و شترى كه خداوند براى پیامبرش، حضرت صالح فرستاد.
و عصاى حضرت موسى (علیه السلام).
و هفتمین موجود آن پرنده اى بود كه توسّط حضرت عیسى (علیه السلام)آفریده شد.

 

26- قالَ(علیه السلام): إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّهِ ما مِنْ صَباح إلاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللهِ تَعالى.([5])
فرمود: همانا ـ نامه كردار و ـ أعمال این امّت، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.

 

27- قالَ(علیه السلام): إجْتَنِبُوا الْغِشْیانَ فی اللَّیْلَهِ الَّتى تُریدُون فیها السَّفَرَ، فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَهً.([6])
فرمود: در آن شبى كه قصد مسافرت دارید، با همسر خود زناشوئى نكنید، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسیار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.

 

28- قالَ(علیه السلام): الرّكْنُ الْیَمانی بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّهِ، لَمْ یَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَیْنَ الرُّكْنَیْنِ ـ الأسْوَد وَ الْیَمانی ـ مَلَكٌ یُدْعى هُجَیْرٌ، یُؤَمِّنُ عَلى دُعاءِالْمُؤْمِنینَ.([7])
فرمود: رُكن یَمانىِ كعبه الهى، دربى از درب هاى بهشت است و مابین ركن یمانى و حجرالأسود ملك و فرشته اى است كه براى استجابت دعاى مؤمنین آمّین مى گوید.

 

29- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْغِنى وَ اْلِعزَّ خَرَجا یَجُولانِ، فَلَقیا التَّوَكُلَّ فَاسْتَوْطَنا.([8])
فرمود: عزّت و بى نیازى ـ هر دو ـ شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دویدند، چون به توكّل برخورد كردند، آرامش پیدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.

 

30- قالَ(علیه السلام): مَنْ نَفَّسَ كُرْبَهَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ.([9])
فرمود: هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نماید، خداوند متعال مشكلات دنیا و آخرت او را اصلاح مى نماید.

 

31- قالَ(علیه السلام): مَنْ والانا فَلِجَدّى (صلى الله علیه وآله وسلم) والى، وَ مَنْ عادانا فَلِجَدّى عادى.([10])
فرمود: هر كه ما را دوست بدارد و پیرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم)مى باشد.
و هركس با ما دشمن و كینه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) خواهد بود.

 

32- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَمَ! أُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ أبْنائِكَ، كَیْفَ كانُوا، وَ حَیْثُ حَلّوُا، وَ كَأَنَّكَ عَنْ قَلیل قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.([11])
فرمود: اى فرزند آدم، بیاد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعیّت و موقعیّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند.
و بیندیش كه تو نیز همانند آن ها به ایشان خواهى پیوست ـ پس مواظب اعمال و رفتار خود باش ـ .

 

33- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَمَ، إنَّما أنْتَ أیّامٌ، كُلَّما مَضى یَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ.([12])
فرمود: اى فرزند آدم، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است ـ بنابراین لحظات عمرت را غنیمت شمار كه جبران ناپذیر است ـ .

 

34- قالَ(علیه السلام): مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِیَهِ اللهِ كانَ أفْوَتُ لِما یَرْجُو وَ أسْرَعُ لِمَجیىءِ ما یَحْذَرُ.([13])
فرمود: هركس از روى نافرمانى و معصیتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سریع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بیمناك مى باشد مبتلا مى گردد.

 

35- قالَ(علیه السلام): الْبُكاءُ مِنْ خَشْیَهِ الله نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُكاءُ الْعُیُونِ، وَ خَشْیَهُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَهِ اللهِ.([14])
فرمود: گریان بودن به جهت ترس از ـ عذاب ـ خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود: گریان بودن چشم و خشیت داشتن دل ها یكى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.

 

36- قالَ(علیه السلام): لا یَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.([15])
فرمود: بینش و عقل و درك انسان تكمیل نمى گردد مگر آن كه ـ أهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقایق، تبعیّت و پیروى كند.

 

37- قالَ(علیه السلام): أَهْلَكَ النّاسَ إثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.([16])
فرمود: دو چیز مردم را هلاك و بیچاره گردانده است:
یكى ترس از این كه مبادا در آینده فقیر و نیازمند دیگران گردند.
و دیگرى فخر كردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر دیگران است.

 

38- قالَ(علیه السلام): مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَیْهِ الاْفْضَلَیْنِ مُحَمَّد وَ عَلىّ، و أطاعَهُما، قیلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى أیِّ الْجِنانِ شِئْتَ.([17])
فرمود: هر شخصى كه حقّ والدینش محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) ، و علىّ (علیه السلام) را كه با شرافت و با فضیلت ترین انسان ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ایشان تبعیّت و اطاعت كند; در قیامت به او خطاب مى شود: هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى، مى توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى.

 

39- قالَ(علیه السلام): مَنْ طَلَبَ رِضَى اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ الله اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَ كَّلَهُ اللهُ إلَى النّاسِ.([18])
فرمود: هركس رضایت و خوشنودى خداوند را ـ در أمور زندگى ـ طلب نماید گرچه همه افراد از او رنجیده شوند، خداوند مهمّات و مشكلات او را كفایت خواهد نمود.
و كسى كه رضایت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند أمور این شخص را به مردم واگذار مى كند.

 

40- قالَ(علیه السلام): إنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَل.([19])
فرمود: شیعیان و پیروان ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ـ آن كسانى هستند كه أفكار و درون آن ها از هر گونه حیله و نیرنگ و عوام فریبى سلامت و تهى باشد.

 

 

 

[1] - تحف العقول: ص 177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5. [2] - نهج الشّهاده: ص 39، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4. [3] - مستدرك الوسائل: ج 9، ص 24، ح 10099 به نقل از مجموعه شهید. [4] - محجّه البیضاء: ج 4، ص 228، بحارالأنوار: ج 75، ص 116، ح 2. [5] - تحف العقول: ص 179، بحارالأنوار: ج 75، ص 119، ح 2. [6] - بحارالأنوار: ج 2، ص 130، ح 15 و ج 75، ص 127، ح 10. [7] - نهج الشّهاده: ص 47. [8] - بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 10. [9] - وسائل الشّیعه: ج 11، ص 339، بحارالأنوار: ج 46، ص 153، ح 16. [10] - بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ضمن ح 4، و ص 381، ضمن ح 2. [11] - كافى: ج 6، ص 445، ح 4. [12] - أمالى شیخ صدوق: ص 118، بحارالأنوار: ج 44، ص 284، ح 19. [13] - إحقاق الحقّ: ج 11، ص 431. [14] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 348، س 11. [15] - تنبیه الخواطر: ص 427، س 14، بحارالأنوار: ج 68، ص 183، ح 44. [16] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 429، س 6. [17] - محجّه البیضاء: ج 4، ص 228. [18] - نهج الشّهاده: ص 38. [19] - نهج الشّهاده: ص 59. [20] - نهج الشّهاده: ص 47، بحارالأنوار: ج 78، ص 122، ح 5. [21] - نهج الشّهاده: ص 196.[1] - بلاغه الحسین(علیه السلام): ص 285، بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ح 5. [2] - وسائل الشّیعه: ج 16، ص 65، ح 20993، كافى: ج 2، ص 439، ح 8. [3] - اصول كافى: ج 2، ص 611، بحارالأنوار: ج 89، ص 200، ح 17. [4] - تحف العقول: ص 174، و بحارالأنوار: ج 10، ص 137، ح 4. [5] - بحارالأنوار: ج 70، ص 353، ح 54، به نقل از عیون الأخبارالرّضا(علیه السلام). [6] - وسائل الشّیعه: ح 20، ج 3، ص 243، بحارالأنوار: ج 100، ص 292، ح 39. [7] - مستدرك الوسائل: ج 9، ص 391، ج 1، بحارالأنوار: ج 69، ص 354، ح 11. [8] - مستدرك الوسائل: ج 11، ص 218، ح 15، بحارالأنوار: ج 75، ص 257، ح 108. [9] - مستدرك الوسائل: ج 12، ص 416، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4. [10] - ینابیع المودّه: ج 2، ص 37، ح 58. [11] - نهج الشّهاده: ص 60. [12] - نهج الشّهاده: ص 346. [13] - اصول كافى: ج 2، ص 373، ح 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 120، س 6، وسائل الشّیعه: ج 16، ص 153، ح 3. [14] - نهج الشّهاده: ص 370، مستدرك الوسائل: ج 11، ص 245، ح 12881. [15] - نهج الشّهاده: ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11. [16] - بحارالأنوار: ج 75، ص 54، ح 96. [17] - نهج الشّهاده: ص 293، تفسیرالامام العسكرى (علیه السلام): ص 330، بحار: ج 23، ص 260، ح 8. [18] - أمالى شیخ صدوق: ص 167، مستدرك الوسائل: ج 12، ص 209، ح 13902. [19] - تفسیرالإمام العسكرى(علیه السلام): ص 309، ح 154، بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11.


   برچسب‌ها: چهل حدیث و روایت از حضرت امام حسین, ع
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

1- قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین (عَلَیْهِ السَّلام) :
ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْیَوْمِ الاْكْبَرِ:
مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَرِجْلاً حَتّى یَعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَهِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِیَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْب حَتّى یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.([1])
امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شداید صحراى محشر در امان است:
اوّل آن كه در كارگشائى و كمك به نیازمندان و درخواست كنندگان دریغ ننماید.
دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتى بیندیشد كه كارى را كه مى خواهد انجام دهد یا هر سخنى را كه مى خواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودى خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او مى باشد.
سوّم قبل از عیب جوئى و بازگوئى عیب دیگران، سعى كند عیب هاى خود را برطرف نماید.

 

2- قالَ(علیه السلام): ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِیابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ، وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطیئَتِهِ.([2])
فرمود: سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشت زبان از بدگوئى و غیبت مردم، خود را مشغول به كارهائى كردن كه براى آخرت و دنیایش مفید باشد.
و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود گریان و ناراحت باشد.

 

3- قالَ(علیه السلام): أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِقاءٌ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْیاء مِنْ كُلِّ قَبِیح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.([3])
فرمود: هركس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى و خوشنود است:
1 ـ خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نماید.
2 ـ راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.
3 ـ حیا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.
4 ـ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود.

 

4- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَیْر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً.([4])
فرمود: اى فرزند آدم، تا آن زمانى كه در درون خود واعظ و نصیحت كننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه كارهایت را اهمیّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى; در خیر و سعادت خواهى بود.

 

5- قالَ(علیه السلام): وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَلیل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِكَثیر، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ.([5])
فرمود: حقّى كه شكم بر تو دارد این است كه آن را ظرف چیزهاى حرام ـ چه كم و چه زیاد ـ قرار ندهى و بلكه در چیزهاى حلال هم صرفه جوئى كنى و به مقدار نیاز استفاده نمائى.

 

6- قالَ(علیه السلام): مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّهِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَهِ إلى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.([6])
فرمود: كسى كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاى نیك، سرعت مى نماید و شهوات را زیر پا مى گذارد; و هركس از آتش قیامت هراسناك باشد به درگاه خداوند توبه مى كند و از گناهان و كاهاى زشت دورى مى جوید.

 

7- قالَ(علیه السلام): طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَیاهِ وَمَذْهَبَهٌ لِلْحَیاءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّهُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر.([7])
فرمود: دست نیاز به سوى مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود.
و نیز موجب از بین رفتن حیاء و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طورى كه همیشه احساس نیاز و تنگ دستى نماید.
و هرچه كمتر به مردم رو بیندازد و كمتر درخواست كمك نماید بیشتر احساس خودكفائى و بى نیازى خواهد داشت.

 

8- قالَ(علیه السلام): اَلْخَیْرُ كُلُّهُ صِیانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.([8])
فرمود: سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است.

 

9- قالَ(علیه السلام): سادَهُ النّاسِ فى الدُّنْیا الأَسْخِیاء، وَ سادَهُ الناسِ فی الآخِرَهِ الاْتْقیاءِ.([9])
فرمود: در این دنیا سرور مرد، سخاوتمندان هستند; ولى در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود.

 

10- قالَ(علیه السلام): مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ یَوْمَ الْقِیامَهِ.([10])
فرمود: هركس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند مى گرداند.

 

11- قالَ(علیه السلام): مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَك، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَكَ الْجَنَّهُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَهُ.([11])
فرمود: هركس به دیدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زیارت نماید به امید آن كه به وعده هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند كرد، همچنین مورد خطاب قرار مى گیرد كه از آلودگى ها پاك شدى و بهشت گوارایت باد.
پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.

 

12- قالَ(علیه السلام): إنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى یَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَیْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.([12])
فرمود: چنانچه شخصى تو را بدگویى كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذیرا باش.

 

13- قالَ(علیه السلام): عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَیْفَ لایَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.([13])
فرمود: تعجّب دارم از كسى كه نسبت به تشخیص خوب و بد خوراكش اهتمام مىورزد كه مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر كارهایش اهمیّت نمى دهد، و نسبت به مفاسد دنیائى، آخرتى روحى، فكرى، اخلاقى و... بى تفاوت است.

 

14- قالَ(علیه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ كَسا مُؤْمِناً كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ.([14])
فرمود: هركس مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از میوه هاى بهشت اطعام مى نماید، و هر كه تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سیرآبش مى گرداند، و هركس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ كه بهترین نوع و رنگ مى باشد ـ خواهد پوشاند.

 

15- قالَ(علیه السلام): إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَهِ، وَالاْراءِ الْباطِلَهِ، وَالْمَقاییسِ الْفاسِدَهِ، وَلایُصابُ إلاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ ـ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَالرَّأْىِ هَلَكَ.([15])
فرمود: به وسیله عقل ناقص و نظریه هاى باطل، و مقایسات فاسد و بى اساس نمى توان احكام و مسائل دین را به دست آورد; بنابراین تنها وسیله رسیدن به احكام واقعى دین، تسلیم محض مى باشد; پس هركس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافى در امان است و هر كه به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود.
و شخصى كه با قیاس و نظریات شخصى خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاك مى گردد.

 

16- قالَ(علیه السلام): الدُّنْیا سِنَهٌ، وَالاْخِرَهُ یَقْظَهٌ، وَنَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.([16])
فرمود: دنیا همچون نیمه خواب (چرت) است و آخرت بیدارى مى باشد و ما در این میان رهگذر، بین خواب و بیدارى به سر مى بریم.

 

17- قالَ(علیه السلام): مِنْ سَعادَهِ الْمَرْءِ أنْ یَكُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَیَكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَتَكُونَ لَهُ أوْلادٌ یَسْتَعینُ بِهِمْ.([17])
فرمود: از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نماید و شریكان و مشتریانش افرادى صالح و نیكوكار باشند، و نیز داراى فرزندانى باشد كه كمك حال او باشند.

 

18- قالَ(علیه السلام): آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَهٌ، فَیَنْبَغى لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.([18])
فرمود: هر آیه اى از قرآن، خزینه اى از علوم خداوند متعال است، پس هر آیه را كه مشغول خواندن مى شوى، در آن دقّت كن كه چه مى یابى.

 

19- قالَ(علیه السلام): مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّه لَمْ یَمُتْ حَتّى یَرى رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم)، وَیَرَى مَنْزِلَهُ فى الْجَنَّهِ.([1])
فرمود: هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند، نمى میرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم); و نیز جایگاه خود را در بهشت رؤیت مى نماید.

 

20- قال(علیه السلام): یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ یَجِبُ عَلَیْكُمْ تُشارِكُوهُمْ فى الاْجْرِ.([2])
فرمود: شماهائى كه به مكّه نرفته اید و در مراسم حجّ شركت نكرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانى كه بر مى گردند، با آن ها ـ دیدار و ـ مصافحه كنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شریك باشید.

 

21- قالَ(علیه السلام): الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْیَقینِ.([3])
فرمود: شادمانى و راضى بودن به سخت ترین مقدّرات الهى از عالى ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.

 

22- قالَ(علیه السلام): ما مِنْ جُرْعَه أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَهُ غَیْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَهُ مُصیبَه رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر.([4])
فرمود: نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از یكى از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظى كه مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و دیگرى حالت بلا و مصیبتى كه مؤمن آن را با شكیبائى و صبر بگذراند.

 

23- قالَ(علیه السلام): مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ.([5])
فرمود: هركس مردم را عیب جوئى كند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش كند، دیگران او را متهّم به غیر واقعیّات مى كنند.

 

24- قالَ(علیه السلام): مُجالَسَهُ الصَّالِحیِنَ داعِیَهٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِیادَهٌ فِى الْعَقْلِ.([6])
فرمود: هم نشینى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خیر مى كشاند; و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزایش شعور و بینش مى باشد.

 

25- قالَ(علیه السلام): إنَّ اللّهَ یُحِبُّ كُلَّ قَلْب حَزین، وَ یُحِبُّ كُلَّ عَبْد شَكُور.([7])
فرمود: همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزین و غمگینى را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد); و نیز هر بنده شكرگذارى را دوست دارد.

 

26- قالَ(علیه السلام): إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم یَشْرُفُ عَلى جَمیعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباح فَیَقُولُ: كَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟
فَیَقُولُونَ: بِخَیْر إنْ تَرَكْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ.([8])
فرمود: هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مى شود و مى گوید: چگونه اید؟ و در چه وضعیّتى هستید؟
جواب دهند: اگر تو ما را رها كنى خوب و آسوده هستیم، چون كه ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار مى گیریم.

 

27- قالَ(علیه السلام): ما تَعِبَ أوْلِیاءُ اللّهُ فِى الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْیا لِلاْخِرَهِ.([9])
فرمود: دوستان و اولیاء خدا در فعالیّت هاى دنیوى خود را براى دنیا به زحمت نمى اندازند و خود را خسته نمى كنند بلكه براى آخرت زحمت مى كِشند.

 

28- قالَ(علیه السلام): لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.([10])
فرمود: چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مى دانستند هر آینه آن را تحصیل مى كردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب هاى خطرناك باشد.

 

29- قال(علیه السلام): لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ یَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا.([11])
فرمود: چنانچه تمامى اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف و تعریف كنند، قادر نخواهند بود.

 

30- قالَ(علیه السلام): ما مِنْ شَیْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّهِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَیْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ.([12])
فرمود: بعد از معرفت به خداوند چیزى محبوب تر از دور نگه داشتن شكم و عورت ـ از آلودگى ها و هوسرانى ها و گناهان ـ نیست، و نیز محبوبترین كارها نزد خداوند مناجات و درخواست نیازمندیها به درگاهش مى باشد.

 

31- قالَ(علیه السلام): إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.([13])
فرمود: با فضیلت ترین ومهمترین مجاهدت ها، عفیف نگه داشتن شكم و عورت است ـ از چیزهاى حرام و شبهه ناك ـ .

 

32- قالَ(علیه السلام): إبْنَ آدَم إنَّكَ مَیِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً.([14])
فرمود: اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پیشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع كننده و صحیح در مقابل سؤال ها) مهیّا و آماده كن.

 

33- قالَ(علیه السلام): نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَالْمَحَبَّهِ لَهُ عِبادَه.([15])
فرمود: نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.

 

34- قالَ(علیه السلام): إیّاكَ وَمُصاحَبَهُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأكْلَه أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَإیّاكَ وَمُصاحَبَهُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى كِتابِ اللّهِ.([16])
فرمود: بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون كه او به یك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را مى فروشد; و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله رحم مى باشد چون كه او را در كتاب خدا ملعون یافتم.

 

35- قالَ(علیه السلام): أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات: السّاعَهُ الَّتى یُعایِنُ فیها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَهُ الَّتى یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَهُ الَّتى یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ الله تَبارَكَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّهُ وَإمّا إلَى النّارِ.([17])
فرمود: مشكل ترین و سخت ترین لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است:
1 ـ آن موقعى كه عزرائیل بر بالین انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگیرد.
2 ـ آن هنگامى كه از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خیزد.
3 ـ آن زمانى كه در پیشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و كتاب و بررسى اعمال ـ قرار مى گیرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاوید مى شود و یا راهى دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد.

 

36- قالَ(علیه السلام): إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَهَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَدیدِ، وَجَعَلَ قُوَّهَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّهَ أرْبَعینَ رَجُلاً.([18])
فرمود: هنگامى كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر مى دارد ودل هاى ایشان را همانند قطعه آهن محكم مى نماید، و نیرو و قوّت هر یك از ایشان به مقدار نیروى چهل نفر دیگران خواهد شد.

 

37- قالَ(علیه السلام): عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَكَ دارَ الْبقاء.([19])
فرمود: بسیار عجیب است از كسانى كه براى این دنیاى زودگذر و فانى كار مى كنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را كه باقى و ابدى است رها و فراموش كرده اند.

 

38- قالَ(علیه السلام): رَأْیْتُ الْخَیْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أیْدِى النّاسِ.([20])
فرمود: تمام خیرات و خوبى هاى دنیا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال دیگران مى بینم (یعنى قناعت داشتن).

 

39- قالَ(علیه السلام): مَنْ لَمْ یَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فیهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ.([21])
فرمود: كسى كه بینش و عقل خود را به كمال نرساند ـ و در رُكود فكرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاكت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.

 

40- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَكَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.([22])
فرمود: همانا معرفت و كمال دین مسلمان در گرو رهاكردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او ـ و دیگران ـ سودى ندارد.
همچنین از ریا و خودنمائى دورى جستن; و در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكیبا بودن; و نیز داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است.

 

 


[1] ـ تحف العقول: ص204، بحارالأنوار: ج 75، ص 141، ح 3. [2] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 3. [3] ـ مشكاه الأنوار: ص 172، بحارالأنوار: ج 66، ص 385، ح 48. [4] ـ مشكاه الأنوار: ص 246، بحارالأنوار: ج 67، ص 64، ح 5. [5] ـ تحف العقول: ص 186، بحارالأنوار: ج 71، ص 12، ح 2. [6] ـ تحف العقول: ص 203، بحارالأنوار: ج 75، ص 139، ح 3. [7] ـ تحف العقول: ص 210، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3. [8] ـ تحف العقول: ص201، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3. [9] ـ مشكاه الأنوار: ص 232، س 20، بحارالأنوار: ج 78، ص 50، ح 77. [10] ـ مشكاه الأنوار: ص 166، س 3. [11] ـ مشكاه الأنوار: ص 207، س 18. [12] ـ مشكاه الأنوار: ص 229، س 10، بحارالأنوار: ج 78، ص 141، ح 3. [13] ـ أعیان الشّیعه: ج 1، ص 645، بحارالأنوار: ج 78، ص 158، ح 19. [14] ـ مستدرك الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8. [15] ـ مستدرك الوسائل: ج 17، ص 262، ح 25. [16] ـ تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 343، س 20. [17] ـ وسائل الشیعه: ج 17، ص 647، ح 1، ومشكاه الأنوار: ص 262. [18] ـ مستدرك الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3.[1] ـ من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص 146، ح 95. [2] ـ همان مدرك: ج 2، ص 147، ح97. [3] ـ مستدرك الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16. [4] ـ مستدرك الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21. [5] ـ بحار الأنوار: ج 75، ص 261، ح 64. [6] ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304. [7] ـ كافى: ج 2، ص 99، بحارالأنوار: ج 71، ص 38، ح 25. [8] ـ اصول كافى: ج 2، ص 115، وسائل الشّیعه: ج 12، ص 189، ح 1. [9] ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69. [10] ـ اصول كافى: ج 1، ص 35، بحارالأنوار: ج 1، ص 185، ح 109. [11] ـ اصول كافى: ج 1، ص 102، ح 4. [12] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 41، ح 3. [13] ـ مشكاه الأنوار: ص 157، س 20. [14] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 70، ص 64، ح 5. [15] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 140، ح 3. [16] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 74، ص 196، ح 26. [17] ـ بحار الأنوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شیخ صدوق. [18] ـ خصال: ج 2، ص 542، بحارالأنوار: ج 52، ص 316، ح 12. [19] ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 127، ح 128. [20] ـ اصول كافى: ج 2، ص 320، بحارالأنوار: ج 73، ص 171، ح 10. [21] ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 94، ح 26، به نقل از تفسیر امام حسن عسكرى (علیه السلام). [22] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129، ح 11.

 


   برچسب‌ها: چهل حدیث و روایت از حضرت امام سجاد, ع
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

1- قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر (عَلَیْه السلام) :
إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فیكَ خَیْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِكَ فَإنْ كانَ یُحِبُّ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ یُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیكَ خَیْرٌ; وَاللّهُ یُحِبُّك، وَ إذا كانَ یُبْغِضُ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ یُحِبّ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیكَ خَیْرٌ; وَ اللّهُ یُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.([1])
حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى كه در وجودت خیر و خوشبختى هست یا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصیت و گناه ناخوشایندى، پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد.
ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشى و به اهل معصیت عشق و علاقه ورزیدى، پس خیر و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد.
و هر انسانى با هر كسى كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد.

 

2- قالَ (علیه السلام): مَنْ كَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ، وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ.([2])
فرمود: هركس دنبال هتك حرمت - ناموس و آبروى - دیگران نباشد، خداوند متعال او را در قیامت مورد عفو و بخشش قرار مى دهد; و هركس غضب و خشم خود را از دیگران باز دارد، خداوند نیز خشم و غضب خود را در قیامت از او بر طرف مى سازد.

 

3- قالَ (علیه السلام): مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلایَتِنا فِی غِیْبَهِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهید مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَیْن.([3])
فرمود: كسى كه در زمان غیبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّریف) بر ایمان و ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهید از شهداى جنگ بدر و حنین به او عطا مى فرماید.

 

4- قالَ (علیه السلام): لَوْ أنَّ الاْمامَ رُفِعَ مِنَ الاْرْضِ ساعَهً، لَماجَتْ بِأهْلِها كَما یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأهْلِهِ.([4])
فرمود: اگر امام و حجّت خدا لحظه اى از روى زمین و از بین افراد جامعه برداشته شود، زمین اهل خود را در خود مى بلعد و فرو مى برد همان طورى كه دریا چیزهاى خود را در خود متلاطم و آشفته مى سازد.

 

5- قالَ (علیه السلام): إنَّ جَمیعَ دَوابِّ الاْرْضِ لَتُصَلّی عَلى طالِبِ الْعِلْمِ حَتّى الْحیتانِ فی الْبَحْرِ.([5])
فرمود: به درستى كه تمام موجودات و جانوراان زمین و بلكه ماهیان دریا براى تحصیل كنندگان علوم ـ اسلامى و معارف الهى ـ تحیّت و درود مى فرستند.

 

6- قالَ (علیه السلام): لَوْ أُوتیتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّیعَهِ لا یَتَفَقَّهُ فِی الدّینِ، لَأَوجَعْتُهُ.([6])
فرمود: اگر جوانى از جوانان شیعه را نزد من بیاورند كه به مسائل دین ـ و زندگى ـ آشنا نباشد، او را تنبیه و تأدیب خواهم كرد (تا به دنبال تحصیل مسائل دین برود).

 

7- قالَ (علیه السلام): مَنْ أفْتَى النّاسَ بِغَیْرِ عِلْم وَ لا هُدىً، لَعَنَتْهُ مَلائِكَهُ الرَّحْمَهِ وَ مَلائِكَهُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْیاهُ.([7])
فرمود: هركس درباره مسائل دین فتوا و نظریه اى دهد كه بدون علم و اطّلاع باشد، ملائكه رحمت و ملائكه عذاب او را لعن و نفرین مى كنند و گناه عمل كننده ـ اگر خلاف باشد ـ بر عهده گوینده است.

 

8- قالَ (علیه السلام): الصَّلاهُ عَمُودُ الدّینِ، مَثَلُها كَمَثَلِ عَمُودِ الْفِسْطاطِ، إذا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الاَْوْتادُ وَ الاَْطْناب، وَ إذا مالَ الْعَمُودُ وَانْكَسَرَ لَمْ یَثْبُتْ وَ تَدٌ وَ لا طَنَبٌ.([8])
فرمود: نماز ستون دین است و مثالش همانند تیرك و ستون خیمه مى باشد كه چنانچه محكم و استوار باشد میخ ها و طناب هاى اطراف آن پا بر جا خواهد بود ولى اگر ستون سُست یا كج باشد میخ ها و طنابهاى اطراف آن نمى تواند پا برجا باشد.

 

9- قالَ (علیه السلام): لا تَتَهاوَنْ بَصَلاتِكَ، فَإنَّ النَّبیَّ (صلى الله علیه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَیْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَیْسَ مِنّى، مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً، لا یَرِدُ عَلَىّ الْحَوْضَ، لا وَ اللهِ.([9])
فرمود: نسبت به نماز بى اعتنا مباش و آن را سبك و ناچیز مشمار، همانا كه پیامبر خدا هنگام وفات خود فرمود: هركس نماز را سبك شمارد و یا مسكرات بنوشد از ـ امّت ـ من نیست و بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.

 

10- قالَ (علیه السلام): بُنِیَ الاْسْلامُ عَلى خَمْسَهِ أشْیاء: عَلَى الصَّلاهِ، وَ الزَّكاهِ، وَ الْحَجِّ، وَ الصَّوْمِ، وَ الْوِلایَهِ، وَ لَمْ یُنادَ بِشَیْىء مِثْلَ ما نُودِىَ لِلْوِلایَهِ.([10])
فرمود: دین مبین اسلام بر پنج پایه و اساس استوار است: نماز، زكات، خمس، حجّ، روزه، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام).
سپس افزود: آن مقدارى كه نسبت به ولایت سفارش شده است نسبت به هیچ كدام تأكید نگردیده است و ولایت اساس و محور تمام اعمال مى باشد.

 

11- قالَ (علیه السلام): مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَیْرِنا هَلَكَ وَ اسْتَهْلَكَ.([11])
فرمود: هر كه خداوند را به وسیله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد.
و كسى كه غیر از ما اهل بیت ـ عصمت و طهارت ـ را وسیله گرداند ناامید و هلاك خواهد گشت.

 

12- قالَ (علیه السلام): الاْعْمالُ تُضاعَفُ یَوْمَ الْجُمُعَهِ، فَأكْثِرُوا فیها مِنَ الصَّلاهِ وَ الصَّدَقَهِ وَ الدُّعاءِ.([12])
فرمود: پاداش اعمال ـ بد یا خوب ـ در روز جمعه دو برابر دیگر روزها است، پس سعى نمائید در این روز نماز و صدقه و دعا بسیار انجام دهید.

 

13- قالَ (علیه السلام): مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا اسْتِعْفافاً عَنِ النّاسِ، وَ سَعْیاً عَلى أهْلِهِ، وَ تَعَطُّفاً عَلى جارِهِ، لَقَى اللهَ عَزَّ وَجَلَّ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیْلَهَ الْبَدْرِ.([13])
فرمود: هركس دنیا را به جهت یكى از این سه حالت طلب كند: بى نیازى از مردم، آسایش و رفاه خانواده و عائله اش، كمك و رسیدگى به همسایه اش.
روز قیامت در حالتى محشور مى گردد و به ملاقات خداوند متعال نایل مى شود كه صورتش همچون ماه شب چهارده، نورانى است.

 

14- قالَ (علیه السلام): ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللهُ لِأحَد فیهِنَّ رُخْضهً: أداءُ الاْمانَهِ إلَى الْبِرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبِّرِ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بِرَّیْنِ كانا اَوْ فاجِرَیْنِ.([14])
فرمود: خداوند سبحان در سه چیز رخصت قرار نداده است:
امانت را سالم تحویل صاحبش دادن، خواه آن كه صاحبش آدم خوبى باشد یا فاجر.
وفاى به عهد نسبت به هر شخصى خوب باشد یا بد.
پ

 

15- قالَ (علیه السلام): إنَّ الْجَنَّهَ وَ الْحُورَ لَتَشْتاقُ إلى مَنْ یَكْسَحُ الْمَسْجِدَ، اَوْ یَأخُذُ مِنْهُ الْقَذى.([15])
فرمود: همانا بهشت و حورالعین در انتظار افرادى است كه در نظافت و تمیز كردن مسجد سعى و تلاش نمایند.

 

16- قالَ (علیه السلام): إنَّما یَبْتَلِى الْمُؤمِنُ فِى الدُّنْیا عَلى قَدْرِ دینِهِ.([16])
فرمود: همانا مؤمن در این دنیا هر مقدارى كه دین و ایمان داشته باشد به همان اندازه مورد امتحان و آزمایش قرار مى گیرد.

 

17- قالَ (علیه السلام): لا یَكُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلّهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتّى یَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ، فَحینَئِذ یَقُولُ: هذا خالِصٌ لى، فَیَقْبَلُهُ بِكَرَمِهِ.([17])
فرمود: كسى به بندگى و ستایش گر حقیقى در برابر خداوند نمى رسد مگر آن كه از تمام افراد قطع امید كند و تنها امیدش خداى یكتا باشد.
در یك چنین حالتى خداوند گوید: این عمل خالصانه براى من است و آن را مورد قبول و عنایت خود قرار مى دهد.

 

18- قالَ (علیه السلام): اُقْسِمُ بِاللهِ وَ هُوَ حَقٌّ، مافَتَحَ رَجُلٌ عَلى نَفْسِهِ بابَ الْمَسْألَهِ إلاّ فَتَحَ اللهُ عَلَیْهِ بابَ فَقْر.([18])
فرمود: سوگند به خدائى كه بر حقّ است، چنانچه شخصى در موردى، تقاضاى خود را به یكى از هم نوعان خود بگوید و بدون توجّه به خداوند متعال درخواست كمك نماید، خداوند درى از درهاى فقر و تنگ دستى را بر او بگشاید.

 

19- قالَ (علیه السلام): مَنْ قَضى مُسْلِماً حاجَتَهُ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ثَوابُكَ عَلَىَّ وَلا اَرْضى لَكَ ثَواباً دُونَ الْجَنَّهِ.([19])
فرمود: هركس حاجتى را براى مسلمانى برآورده كند و گره از مشگلش بگشاید، خداوند متعال به او خطاب كند:
ثواب و پاداش تو بر عهده من خواهد بود و غیر از بهشت چیز دیگرى لایق تو نخواهد بود.

 

20- قالَ (علیه السلام): إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحى إلى شُعَیْب النَّبی(صلى الله علیه وآله وسلم): إنّى مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَهَ ألْف، أرْبَعینَ ألْفاً مِنْ شِرارِهِمْ وَ سِتّینَ ألْفاً من خِیارِهِمْ.
فقال: یارَبِّ هؤُلاءِ الاْشْرار فَما بالُ الاْخْیار؟ فَأوحىَ اللهُ إلَیْهِ: إنَّهُمْ داهَنُوا أهْلَ الْمَعاصى وَ لَمْ یَغْضِبُوا لِغَضَبی.([20])
فرمود: همانا خداوند متعال، براى حضرت شعیب (علیه السلام)وحى فرستاد: من از قوم تو یكصد هزار نفر را عذاب و هلاك مى نمایم كه شصت هزار نفر ایشان، اشرار و چهل هزار نفر دیگرشان از خوبان و عبادت كنندگان خواهند بود.
حضرت شعیب (علیه السلام) سؤال نمود: اشرار كه مستحقّ عذاب هستند ولى خوبان را چرا عذاب مى نمائى؟
خداوند وحى نمود: به جهت آن كه این افراد، نسبت به گناهكاران بى تفاوت بوده و با ایشان سازش مى كردند.

 

21- قالَ (علیه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً، أطْعَمَهُ اللهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ.([1])
فرمود: هركس مؤمنى را طعام دهد، خداوند از میوه هاى بهشتى روزى او گرداند.

 

22- قالَ (علیه السلام): مَنْ حَمَلَ أخاهُ عَلى رَحْلِهِ بَعَثَهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ إلىَ الْمَوْقِفِ عَلى ناقَهِ مِنْ نُوْقِ الْجَنَّهِ یُباهى بِهِ الْمَلائِكَهَ.([2])
فرمود: كسى كه برادرش را (و هركس كه در مسیر راه بدون وسیله است) سوار وسیله نقلیه خود كند ـ و حتّى الإمكان او را به مقصد برساند ـ خداوند متعال او را در قیامت سوار شترى از شترهاى بهشتى مى گرداند ـ كه سریع او را به مقصد برساند و از شدائد و سختى هاى محشر در امان گردد ـ، و به بر ملائكه مباهات و افتخار مى كنند.

 

23- قالَ (علیه السلام): إذا دَخَلَ أحَدُكُمْ عَلى أخیهِ فى بَیْتِهِ، فَلْیَقَعُدْ حَیْثُ یَأمُرُهُ صاحِبُ الرَّحْلِ، فَإنَّ صاحِبَ الْبَیْتِ أعْرَفُ بِعَوْره بَیْتِهِ مِنَ الدّاخِلِ عَلَیْهِ.([3])
فرمود: هنگامى به منزل یكى از برادران و دوستانتان وارد شدید، هر كجا به شما گفت بنشینید، بپذیرید و همانجا بنشینید، چون كه صاحب منزل بیش از دیگران به اسرار منزل خود آشنا و آگاه است.

 

24- قالَ (علیه السلام): اَلْجَنَّهُ مُحَرَّمَهٌ عَلَى الْفَتّانینَ الْمشّائینَ بِالنَّمیمَهِ.([4])
فرمود: بهشت ـ و نعمت هاى حیات بخش آن ـ براى اشخاص فتنه گر و سخن چینِ آشوب طلب، حرام است.

 

25- قالَ (علیه السلام): إنّا نَأمُرُ صِبْیانَنا بِالصَّلاهِ إذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنین، فَمُرُوا صِبْیانَكُمْ إذا كانوا بَنى سَبْعِ سِنین.([5])
فرمود: ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ كودكان خود را از دوران پنج سالگى به انجام نماز دستور مى دهیم، ولى شما ـ دوستان و پیروان ما ـ فرزندان خود را از سنین هفت سالگى وادار به نماز نمائید.

 

26- قالَ (علیه السلام): مَنْ حَمَلَ جِنازَهً مِنْ اَرْبَع جَوانِبِها، غَفَرَ اللهُ لَهُ اَرْبَعینَ كَبیرَهً.([6])
فرمود: هركس جنازه اى را تشییع نماید و چهار جانب تابوت را بر شانه خود حمل كند، خداوند چهل گناه از گناهانش را مى آمرزد.

 

27- قالَ (علیه السلام): خَفِ اللهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَیْكَ، وَ اسْتَحِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْكَ.([7])
فرمود: بترس از قدرت بى منتهاى خداوند متعال كه از ـ جهات مختلف ـ بر تو دارد، و از خداوند شرم و حیا كن ـ در انجام گناهان ـ به جهت آن كه از هر چیزى به تو نزدیك تر است.

 

28- قالَ (علیه السلام): الْحِكْمَهُ ضالَّهُ الْمُؤْمِنِ، فَحَیْثُ ماوَجَدَ أحَدُكُمْ ضالَّتَهُ فَلْیَأخُذْها.([8])
فرمود: دانش و حكمت، گمشده ـ ارزشمندى است براى ـ مؤمن كه هر كجا و نزد هركس یافت شود باید آن را دریافت نماید.

 

29- قالَ (علیه السلام): فِی الْمِلْحِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعینَ داء، ثُمَّ قالَ: لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِى الْمِلْحِ ما تَداوَوا إلاّ بِهِ.([9])
فرمود: نمك شفابخش و درمان كننده هفتاد نوع مرض و درد خواهد بود و افزود چنانچه مردم خواصّ نمك مى شناختند به چیزى غیر از نمك مداوا و درمان نمى كردند.

 

30- قالَ (علیه السلام): إنَّ الْمُؤمِنَ إذا صافَحَ الْمُؤمِنَ تَفَرَّقا مِنْ غَیْرِ ذَنْب.([10])
فرمود: همانا مؤمنى كه با برادر مؤمنش دیدار و مصافحه نماید، گناهانشان ریخته مى شود و بدون گناه از یكدیگر جدا خواهند شد.

 

31- قالَ (علیه السلام): مَثَلُ الْحَریصِ عَلَى الدُّنْیا مَثَلُ ذَرْوَهِ الْقَزِّ، كُلَّما ازْدادَتْ عَلى نَفْسِها لَفّاً كانَ أبْعَدُ مِنَ الْخُرُوجِ حَتّى تَمُوتَ غَمّاً.([11])
فرمود: تمثیل افراد حریص به مال و زیورآلات دنیا همانند كرم ابریشمى است كه هر چه اطراف خود بچرخد و بیشتر فعالیّت كند و تارهاى ابریشم را به دور خود بپیچد، خارج شدنش از بین آن تارها سخت تر گردد و چه بسا غیر ممكن مى شود تا جائى كه چاره اى جز مرگ نداشته باشد.

 

32- قالَ (علیه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ أخُ الْمُؤمِنِ لا یَشْتِمُهُ، وَ لا یُحَرِّمُهُ، وَ لا یُسیىءُ بِهِ الظَّنَّ.([12])
فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، باید او را دشنام ندهد، سرزنش و بدگوئى نكند، و او را از خوبیها محروم نگرداند، و به او بدگمان نباشد.

 

33- قالَ (علیه السلام): اَلْكَمالُ كُلُّ الْكَمالِ، التَّفَقُّهُ فِى الدّینِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النائِبَهِ، وَ تَقْدیرُ الْمَعیشَهِ.([13])
فرمود: تمام كمالات - معنوى و مادّى انسان - در فقاهت و شناخت دقیق و صحیح مسائل دین و معارف الهى است; و صبر و شكیبائى در مقابل ناملایمات، و نیز زندگى را با تدبّر و مدیریّت برنامه ریزى كردن مى باشد.

 

34- قالَ (علیه السلام): صِلِهُ الاْرْحامِ تُزَكّی الاْعْمالَ، وَ تُنْمِى الاْمْوالَ، وَ تَدْفَعُ الْبَلْوى، وَ تُیَسِّرُ الْحِسابَ، وَ تُنْسِىءُ فِى الاْجَلِ.([14])
صله رحم نمودن (پنج فایده دارد:) موجب تزكیه اعمال و عبادات مى شود، سبب رشد و بركت در اموال مى گردد، بلاها، آفات; و گرفتارى ها را دفع و بر طرف مى نماید، حساب (قبر و قیامت) را آسان مى گرداند و مرگ و أجل (معلّق) را تأخیر مى اندازد.

 

35- قالَ (علیه السلام): فَضْلُ صَلاهِ الْجَماعَهِ عَلى صَلاهِ الرَّجُلِ فَرْداً خَمْساً وَ عِشْرینَ دَرَجَهً فِى الْجَنَّهِ.([15])
فرمود: فضیلت و برترى نماز جماعت بر نماز فرادا و تنها، بیست و پنج درجه از مقامات بهشتى است.

 

36- قالَ (علیه السلام): وَ أمَّا الْمُنْجِیات: فَخَوْفُ اللهِ فِى السِّرَ وَ الْعَلانِیَهِ، وَ الْقَصْدُ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ كَلِمَهُ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ السّخَطِ.([16])
فرمود: از اسباب نجات، ترس از خدا در خفاء و آشكارا است، رعایت اقتصاد و صرفه جوئى در تمام حالات بى نیازى و نیازمندى، نیز رعایت انصاف و گفتن سخن حقّ و عدالت در همه حالت هاى خوشى و ناراحتى.

 

37- قالَ (علیه السلام): لا تَنالُ وِلایَتُنا إلاّ بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.([17])
فرمود: ولایت و شفاعت ما شامل نمى شود مگر افرادى را كه داراى عمل ـ صالح ـ و نیز پرهیز از گناه داشته باشند.

 

38- قالَ (علیه السلام): إنَّ أعْمالَ الْعِبادِ تُعْرَضُ عَلى نَبیِّكُمْ كُلَّ عَشیَّهِ خَمیس، فَلْیَسْتَحِ أحَدُكُمْ أنْ یُعْرِضَ عَلى نَبیِّهِ الْعَمَلَ الْقَبیح.([18])
فرمود: همانا تمام كارها و حركات بندگان در هر شب جمعه بر پیغمبر اسلام عرضه مى گردد، پس حیاء كنید از این كه عمل زشت شما را نزد پیغمبرتان ارائه دهند.

 

39- قالَ (علیه السلام): مَنْ عَلَّمَ بابَ هُدىً فَلَهُ مِثْلُ أجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَلایَنْقُصُ اُولئِكَ مِنْ أجُورِهِمْ.([19])
فرمود: هركس راه هدایت و سعادتى را بگشاید و یا به دیگران تعلیم دهد، اجر و پاداش او همانند كسى است كه به آن كار خیر عمل كرده باشد بدون آن كه از پاداش عمل كنندگان كسر شود.

 

40- قالَ (علیه السلام): اَرْبَعٌ مِنْ كُنُوزِالْبِرِّ: كِتْمانُ الْحاجَهِ، وَ كِتْمانُ الصَّدَقَهِ، وَ كِتْمانُ الْوَجَعِ، وَ كِتْمانُ الْمُصیبَهِ.([20])
فرمود: چهار حالت از كنزهاى نیك و پسندیده است: پوشاندن نیاز و حاجت خود را از دیگران، دادن صدقه و كمك به افراد به طور مخفیانه و محرمانه، دردها و مشكلات و ناراحتى ها را تحمّل كردن و هنگام مصیبت و حوادث، جزع و داد و فریاد نكردن.

 

 


[1] - اصول كافى: ج 2، ص 103، ح 11، وسائل الشّیعه: ج 16، ص 183، ح 1. [2] - كتاب الزّهد: ص 1، ح 9. [3] - إثبات الهداه: ج 3، ص 467. [4] - اصول كافی: ج 1، ص 179، ح 12. [5] - بحارالأنوار: ج 1، ص 137، ح 31. [6] - محاسن برقی: ج 1، ص 228. [7] - اصول كافی: ج 1، ص 42، ح 3، و مستدرك الوسائل: ج 17، ص 244. [8] - وسائل الشیعه: ج 4، ص 27، ح 4424. [9] - وسائل الشّیعه: ج 4، ص 23، ح 4413. [10] - وسائل الشّیعه: ج 1، ص 18، ح 10. [11] - أمالى شیخ طوسى: ج 1، ص 175. [12] - مستدرك الوسائل: ج 6، ص 64، ح 15. [13] - وسائل الشّیعه: ج 17، ص 21، ح 5. [14] - وسائل الشّیعه: ج 21، ص 490، ح 3. [15] - مستدرك الوسائل: ج 3، ص 385. [16] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 523، بحارالأنوار: ج 67، ص 210، ح 12، به نقل از كافى. [17] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 427، بحارالأنوار: ج 70، ص 111، ح 14 . [18] - عدّه الداعى: ص 99، س 15. [19] - مستدرك الوسائل: ج 12، ص 402، ح 6. [20] - الجواهرالسنّیه: ص 28، بحارالأنوار: ج 12، ص 386، ح 12، به نقل از كافى.[1] - محاسن برقى: ص 393، ح 4. [2] - بحارالانوار: ج 7، ص 303، ح 61. [3] - وسائل الشّیعه: ج 5، ص 322. [4] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 528. [5] - وسائل الشّیعه: ج 4، ص 31، ح 4434. [6] - وسائل الشّیعه: ج 3، ص 3، ح 153. [7] - بحارالأنوار: ج 68 ص336، ح 22. [8] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 468. [9] ـ تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 468. [10] - خصال صدوق: ج 1، ص 13. [11] - وسائل الشّیعه: ج 11، ص 318. [12] - تحف العقول: ص 221، بحارالأنوار: ج 78، ص 176، ح 5. [13] - تحف العقول: ص 213، بحارالأنوار: ج 78، ص 172، ح 5. [14] - تحف العقول: ص 218، بحارالأنوار: ج 74، ص 111، ح 71. [15] - وسائل الشّیعه: ج 17، ص 37. [16] - وسائل الشّیعه: ج 11، ص 174، ح 12. [17] - وسائل الشّیعه: ج 11، ص 196. [18] - وسائل الشّیعه: ج 11، ص 391. [19] - وسائل الشّیعه: ج 1، ص 436. [20] - تحف العقول: ص 215.


   برچسب‌ها: چهل حدیث و روایت از حضرت امام باقر, ع
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

 

1- قالَ الإمامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ (علیه السلام) :
حَدیثی حَدیثُ أبى، وَ حَدیثُ أبى حَدیثُ جَدى، وَ حَدیثُ جَدّى حَدیثُ الْحُسَیْنِ، وَ حَدیثُ الْحُسَیْنِ حَدیثُ الْحَسَنِ، وَ حَدیثُ الْحَسَنِ حَدیثُ أمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ حَدیثُ أمیرَالْمُؤْمِنینَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم)، وَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ.([1])
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: سخن و حدیث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یكى است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علىّ و كلام او از كلام رسول خدا مى باشد، كه سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.

 

2- قالَ(علیه السلام): مَنْ حَفِظَ مِنْ شیعَتِنا أرْبَعینَ حَدیثاً بَعَثَهُ اللهُ یَوْمَ الْقیامَهِ عالِماً فَقیهاً وَلَمْ یُعَذِّبْهُ.([2] )
فرمود: هركس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ كند ـ و به آن ها عمل نماید ـ، خداوند او را دانشمندى فقیه در قیامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.

 

3- قالَ (علیه السلام): قَضاءُ حاجَهِ الْمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ ألْفِ حَجَّه مُتَقَبَّله بِمَناسِكِها، وَ عِتْقِ ألْفِ رَقَبَه لِوَجْهِ اللهِ، وَ حِمْلانِ ألْفِ فَرَس فى سَبیلِ اللهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.([3])
فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.

 

4- قالَ (علیه السلام): أَوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاهُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ.([4])
فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

 

5- قالَ (علیه السلام): إذا فَشَتْ أرْبَعَهٌ ظَهَرَتْ أرْبَعَهٌ: إذا فَشا الزِّنا كَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِكَتِ الزَّكاهُ هَلَكَتِ الْماشِیَهُ، وَ إذا جارَ الْحُكّامُ فِى الْقَضاءِ اُمْسِكَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَهُ نُصِرُ الْمُشْرِكُونَ عَلَى الْمُسْلِمینَ.([5])
فرمود: هنگامى كه چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پدید آید:
چنانچه زنا رایج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهانى ـ فراوان شود.
چنانچه زكات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات نابود شود.
اگر حاكمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمایند باران ـ رحمت خداوند ـ نمى بارد.
و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشركین بر مسلمین پیروز آیند.

 

6- قالَ (علیه السلام): مَنْ عابَ أخاهُ بِعَیْب فَهُوَ مِنْ أهْلِ النّارِ.([6])
فرمود: هركس برادر ـ ایمانى خود را برچسبى بزند و او ـ را متّهم كند از اهل آتش خواهد بود.

 

7- قالَ (علیه السلام): الصَّمْتُ كَنْزٌ وافِرٌ، وَ زَیْنُ الْحِلْمِ، وَ سَتْرُالْجاهِلِ.([7])
فرمود: سكوت همانند گنجى پربهاء، زینت بخش حلم و بردبارى است; و نیز سكوت، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى باشد.

 

8- قالَ (علیه السلام): اِصْحَبْ مَنْ تَتَزَیَّنُ بِهِ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ یَتَزَّیَنُ لَكَ.([8])
فرمود: با كسى دوستى و رفت و آمد كن كه موجب عزّت و سربلندى تو باشد، و با كسى كه مى خواهد از تو بهره ببرد و خودنمائى مى كند همدم مباش.

 

9- قالَ (علیه السلام): كَمالُ الْمُؤْمِنِ فى ثَلاثِ خِصال: الْفِقْهُ فى دینِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَالتَّقْدیرُ فِى الْمَعیشَهِ.([9])
فرمود: شخصیّت و كمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احكام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگى او همراه با حساب و كتاب و برنامه ریزى دقیق باشد.

 

10- قالَ (علیه السلام): عَلَیْكُمْ بِإتْیانِ الْمَساجِدِ، فَإنَّها بُیُوتُ اللهِ فِى الاْءرْضِ، و مَنْ أتاها مُتَطَهّراً طَهَّرَهُ اللهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ كُتِبَ مِنْ زُوّارِهِ.([10])
فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون كه آن ها خانه خداوند بر روى زمین است; و هر كسى كه با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهیر مى نماید و در زمره زیارت كنندگانش محسوب مى شوند.

 

11- قالَ (علیه السلام): مَن قالَ بَعْدَ صَلوهِ الصُّبْحِ قَبْلَ أنْ یَتَكَلَّمَ: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ إلاّ بِاللهِ الْعَلىّ الْعَظیمِ» یُعیدُها سَبْعَ مَرّات، دَفَعَ اللهُ عَنْهُ سَبْعینَ نَوْعاً مِنْ أنْواعِ الْبَلاءِ، أهْوَنُهَاالْجُذامُ وَالْبَرَصُ.([11])
فرمود: هر كسى بعد از نماز صبح پیش از آن كه سخنى مطرح كند، هفت مرتبه بگوید: «بسم الله الرّحمن الرّحیم، لا حول و لا قوّه إلاّ بالله العلیّ العظیم» خداوند متعال هفتاد نوع بلا از او دور گرداند كه ساده ترین آن ها مرض پیسى و جذام باشد.

 

12- قالَ (علیه السلام): مَنْ تَوَضَّأَ وَ تَمَنْدَلَ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَهٌ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ وَلَمْ یَتَمَنْدَلْ حَتّى یَجُفَّ وُضُوئُهُ، كُتِبَ لَهُ ثَلاثُونَ حَسَنَهً.([12])
فرمود: هركس وضو بگیرد و با حوله خشك نماید یك حسنه دارد و چنانچه خشك نكند سى حسنه خواهد داشت.

 

13- قالَ (علیه السلام): لاَفْطارُكَ فى مَنْزِلِ أخیكَ أفْضَلُ مِنْ صِیامِكَ سَبْعینَ ضِعْفاً.([13])
فرمود: اگر افطارى روزه ات را در منزل برادر - مؤمنت - ، انجام بدهى ثوابش هفتاد برابر اصل روزه است.

 

14- قالَ (علیه السلام): إذا أفْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْماءِ الْفاتِرِ نَقى كَبِدُهُ، وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ، وَ قَوىَّ الْبَصَرَ وَالْحَدَقَ.([14])
فرمود: چنانچه انسان روزه خود را با آب جوش افطار نماید كبدش پاك و سالم باقى مى ماند، و قلبش از كدورت ها تمیز و نور چشمش قوى و روشن مى گردد.

 

15- قالَ (علیه السلام): مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ فِى الْمُصْحَفِ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ، وَ خُنِّفَ عَلى والِدَیْهِ وَ إنْ كانا كافِرَیْنِ.([15])
فرمود: هر كه قرآن شریف را از روى آن قرائت نماید بر روشنائى چشمش افزوده گردد; و نیز گناهان پدر و مادرش سبك شود گرچه كافر باشند.

 

16- قالَ (علیه السلام): مَنْ قَرَءَ (قُلْ هُوَاللهُ أحَدٌ) مَرَّهً واحِدَهً فَكَأنَّما قَرَءَ ثُلْثَ الْقُرآنِ وَ ثُلْثَ التُّوراهِ وَ ثُلْثَ الاْنْجیلِ وَ ثُلْثَ الزَّبُورِ.([16])
فرمود: هر كه یك مرتبه سوره توحید را تلاوت نماید، همانند كسى است كه یك سوّم قرآن و تورات و انجیل و زبور را خوانده باشد.

 

17- قالَ (علیه السلام): إنَّ لِكُلِّ ثَمَرَه سَمّاً، فَإذا أتَیْتُمْ بِها فأمسُّوهَاالْماء، وَاغْمِسُوها فِى الْماءِ.([17])
فرمود: هر نوع میوه و ثمره اى، مسموم و آغشته به میكرب ها است; هر گاه خواستید از آن ها استفاده كنید با آب بشوئید.

 

18- قالَ (علیه السلام): عَلَیْكُمْ بِالشَّلْجَمِ، فَكُلُوهُ وَأدیمُوا أكْلَهُ، وَاكْتُمُوهُ إلاّ عَنْ أهْلِهِ، فَما مِنْ أحَد إلاّ وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذامِ، فَأذیبُوهُ بِأكْلِهِ.([18])
فرمود: شلغم را اهمیّت دهید و مرتّب آن را میل نمائید و آن را به مخالفین معرّفى نكنید، شلغم رگ جذام را قطع و نابود مى سازد.

 

19- قالَ (علیه السلام): یُسْتَجابُ الدُّعاءُ فى أرْبَعَهِ مَواطِنَ: فِى الْوِتْرِ، وَ بَعْدَ الْفَجْرِ، وَ بَعْدَالظُّهْرِ، وَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.([19])
فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب.

 

20- قالَ (علیه السلام): مَنْ دَعا لِعَشْرَه مِنْ إخْوانِهِ الْمَوْتى لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ أوْجَبَ اللهُ لَهُ الْجَنَّهَ.([20])
فرمود: هركس كه در شب جمعه براى ده نفر از دوستان مؤمن خود كه از دنیا رفته اند دعا و طلب مغفرت نماید، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت.

 

21- قالَ (علیه السلام): مِشْطُ الرَّأسِ یَذْهَبُ بِالْوَباءِ، وَ مِشْطُاللِّحْیَهِ یُشَدِّدُ الاْضْراسَ.([21])
فرمود: شانه كردن موى سر موجب نابودى وَبا ـ و مانع ریزش مو ـ مى گردد، و شانه كردن ریش و محاسن ریشه دندان ها را محكم مى نماید.

 

22- قالَ (علیه السلام): أیُّما مُؤْمِن سَئَلَ أخاهُ الْمُؤْمِنَ حاجَهً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلى قَضائِها فَرَدَّهُ عَنْها، سَلَّطَ اللهُ عَلَیْهِ شُجاعاً فى قَبْرِهِ، یَنْهَشُ مِنْ أصابِعِهِ.([22])
فرمود: چنانچه مؤمنى از برادر ایمانیش حاجتى را طلب كند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش یك افعى بر او مسلّط گرداند كه هر لحظه او را آزار رساند.

 

23- قالَ (علیه السلام): وَلَدٌ واحِدٌ یَقْدِمُهُ الرَّجُلُ، أفْضَلُ مِنْ سَبْعینَ یَبْقُونَ بَعْدَهُ، شاكینَ فِى السِّلاحِ مَعَ الْقائِمِ (عَجَّلَ اللهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّریف).([23])
فرمود: اگر انسانى یكى از فرزندانش را پیش از خود ـ به عالم آخرت ـ بفرستد بهتر از آن است كه چندین فرزند به جاى گذارد و در ركاب امام زمان (علیه السلام) با دشمن مبارزه كنند.

 

 

24- قالَ (علیه السلام): إذا بَلَغَكَ عَنْ أخیكَ شَیْىءٌ فَقالَ لَمْ أقُلْهُ فَاقْبَلْ مِنْهُ، فَإنَّ ذلِكَ تَوْبَهٌ لَهُ. وَ قالَ (علیه السلام): إذا بَلَغَكَ عَنْ أخیكَ شَیْىءٌ وَ شَهِدَ أرْبَعُونَ أنَّهُمْ سَمِعُوهُ مِنْهُ فَقالَ: لَمْ أقُلْهُ، فَاقْبَلْ مِنْهُ.([1])
فرمود: چنانچه شنیدى كه برادرت ـ یا دوستت ـ چیزى بر علیه تو گفته است و او تكذیب كرد قبول كن. همچنین فرمود: اگر چیزى را از برادرت بر علیه خودت شنیدى و نیز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تكذیب كرد و گفت: من نگفته ام، حرف او را بپذیر.

 

25- قالَ (علیه السلام): لا یَكْمُلُ إیمانُ الْعَبْدِ حَتّى تَكُونَ فیهِ أرْبَعُ خِصال: یَحْسُنُ خُلْقُهُ، وَ سَیْتَخِفُّ نَفْسَهُ، وَ یُمْسِكُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ، وَ یُخْرِجَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ.([2])
فرمود: ایمان انسان كامل نمى گردد مگر آن كه چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیكو باشد، نفس خود را سبك شمارد، كنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد.

 

26-الَ (علیه السلام): داوُوا مَرْضاكُمْ بِالصَّدَقَهِ، وَ ادْفَعُوا أبْوابَ الْبَلایا بِالاْسْتِغْفارِ.([3])
فرمود: مریضان خود را به وسیله پرداخت صدقه مداوا و معالجه نمائید، و بلاها و مشكلات را با استغفار و توبه دفع كنید.

 

27- قالَ (علیه السلام): إنَّ اللهَ فَرَضَ عَلَیْكُمُ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فى أفْضَلِ السّاعاتِ، فَعَلَیْكُمْ بِالدُّعاءِ فى إدْبارِ الصَّلَواتِ.([4])
فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترین اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى كنید حوایج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست كنید.

 

28- قالَ (علیه السلام): كُلُوا ما یَقَعُ مِنَ الْمائِدَهِ فِى الْحَضَرِ، فَإنَّ فیهِ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داء، وَلا تَأكُلُوا مایَقَعُ مِنْها فِى الصَّحارى.([5])
فرمود: هنگام خوردن غذا در منزل، آنچه كه اطراف سفره و ظرف مى ریزد جمع كنید و میل نمائید كه در آن ها شفاى دردهاى درونى است، ولى چنانچه در بیابان سفره انداختید; اضافه هاى آن را رها كنید ـ براى جانوران ـ .

 

29- قالَ (علیه السلام): أرْبَعَهٌ مِنْ أخْلاقِ الاْنْبیاءِ: الْبِرُّ، وَ السَّخاءُ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَ الْقِیامُ بِحَقِّ الْمُؤمِنِ.([6])
فرمود: چهار چیز از اخلاق پسندیده پیغمبران الهى است: نیكى، سخاوت، صبر و شكیبائى در مصائب و مشكلات، اجراء حقّ و عدالت بین مؤمنین.

 

30- قالَ (علیه السلام): إمْتَحِنُوا شیعتَنا عِنْدَ ثَلاث: عِنْدَ مَواقیتِ الصَّلاهِ كَیْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَیْها، وَ عِنْدَ أسْرارِهِمْ كَیْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إلى أمْوالِهِمْ كَیْفَ مُواساتُهُمْ لاِخْوانِهِمْ فیها.([7])
فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:
1 ـ مواقع نماز، چگونه رعایت آن را مى نمایند.
2 ـ اسرار یكدیگر را چگونه فاش و یا نگهدارى مى كنند.
3 ـ نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگى مى كنند و حقوق خود را مى پردازند.

 

31- قالَ (علیه السلام): مَنْ مَلَكَ نَفْسَهُ إذا رَغِبَ، وَ إذا رَهِبَ، وَ إذَااشْتَهى، وإذا غَضِبَ وَ إذا رَضِىَ، حَرَّمَ اللهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.([8])
فرمود: هر كه در چهار موقع، مالك نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب; خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.

 

32- قالَ (علیه السلام): إنَّ النَّهارَ إذا جاءَ قالَ: یَابْنَ آدَم، أعْجِلْ فى یَوْمِكَ هذا خَیْراً، أشْهَدُ لَكَ بِهِ عِنْدَ رَبِّكَ یَوْمَ الْقیامَهِ، فَإنّى لَمْ آتِكَ فیما مَضى وَلاآتیكَ فیما بَقِىَ، فَإذا جاءَاللَّیْلُ قالَ مِثْلُ ذلِكَ.([9])
فرمود: هنگامى كه روز فرا رسد گوید: تا مى توانى در این روز از كارهاى خیر انجام بده كه من در قیامت در پیشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان كه من قبلا در اختیار تو نبودم و در آینده نیز پیش تو باقى نخواهم ماند، همچنین هنگامى كه شب فرارسد چنین زبان حالى را خواهد داشت.

 

33- قالَ (علیه السلام): یَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ أنْ یَكُونَ فیهِ ثَمان خِصال:
وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلاءِ، شَكُورٌ عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لا یَظْلِمُ الاْعْداءَ، وَ لا یَتَحامَلُ لِلاْصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَه.([10])
فرمود: سزاوار است كه هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد: هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام، هنگام بلاها و آزمایش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسایش شكرگزار، به آنچه خداوند روزیش گردانده قانع باشد.
دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذیّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحمیل ننماید، جسمش خسته; ولى دیگران از او راحت و از هر جهت در آسایش باشند

 

34- قالَ (علیه السلام): من ماتَ یَوْمَ الْجُمُعَهِ عارِفاً بِحَقِّنا عُتِقَ مِنَ النّارِ وَ كُتِبَ لَهُ بَرائَهٌ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ.([11])
فرمود: هركس كه در روز جمعه فوت نماید و از دنیا برود; و عارف به حقّ ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ـ باشد، از آتش سوزان دوزخ آزاد مى گردد; و نیز از عذاب شب اوّل قبر در امان خواهد بود.

 

35- قالَ (علیه السلام): إنَّ الرَّجُلَ یَذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَحْرُمُ صَلاهَ اللَّیْلِ، إنَّ الْعَمَلَ السَّیِّىءَ أسْرَعُ فى صاحِبِهِ مِنَ السِّكینِ فِى اللَّحْمِ.([12])
فرمود: چه بسا شخصى به وسیله انجام گناهى از نماز شب محروم گردد، همانا تأثیر گناه در ـ روان ـ انسان سریع تر از تأثیر چاقو در گوشت است.

 

36- قالَ (علیه السلام): لا تَتَخَلَّلُوا بِعُودِالرَّیْحانِ وَ لا بِقَضیْبِ الرُّمانِ، فَإنَّهُما یُهَیِّجانِ عِرْقَ الْجُذامِ.([13])
فرمود: به وسیله چوب ریحان و چوب انار، دندان هاى خود را خلال نكنید، زیرا كه تحریك كننده عوامل مرض جذام و پیسى مى باشد.

 

37- قالَ (علیه السلام): تَقْلیمُ الأظْفارِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ یُؤمِنُ مِنَ الْجُذامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْعَمى، وَ إنْ لَمْ تَحْتَجْ فَحَكِّها حَكّاً. وَ قالَ (علیه السلام): أخْذُ الشّارِبِ مِنَ الْجُمُعَهِ إلَى الْجُمُعَهِ أمانٌ مِنَ الْجُذامِ.([14])
فرمود: كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه موجب سلامتى از جذام و پیسى و ضعف بینائى چشم خواهد شد و اگر امكان كوتاه كردن آن نباشد سر آن ها را بتراش.
و نیز فرمود: كوتاه كردن سبیل در هر جمعه سبب ایمنى از مرض جذام مى شود.

 

38- قالَ (علیه السلام): إذا أوَیْتَ إلى فِراشِكَ فَانْظُرْ ماسَلَكْتَ فى بَطْنِكَ، وَ ما كَسَبْتَ فى یَوْمِكَ، وَ اذْكُرْ أنَّكَ مَیِّتٌ، وَ أنَّ لَكَ مَعاداً.([15])
فرمود: در آن هنگامى كه وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بیندیش كه در آن روز چه نوع خوراكى ها و آشامیدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و میل نموده اى.
و در آن روز چه چیزهائى را چگونه و از چه راهى كسب و تحصیل كرده اى; و در هر حال متوجّه باش كه مرگ تو را مى رباید; و سپس در صحراى محشر ـ جهت بررسى گفتار و كردارت ـ حاضر خواهى شد.

 

39- قالَ (علیه السلام): إنَّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إثْنَیْ عَشَرَ ألْفَ عالَم، كُلُّ عالَم مِنْهُمْ أكْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَموات وَ سَبْعِ أرَضینَ، ما یُرى عالَمٌ مِنْهُمْ أنّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عالَماً غَیْرُهُمْ وَ أنَاالْحُجَّهُ عَلَیْهِمْ.([16])
فرمود: همانا خداوند متعال، دوازده هزار جهان آفریده است كه هر یك از آن ها نسبت به آسمان ها و زمین هاى هفت گانه بزرگ تر مى باشد; و من ـ و دیگر ائمّه دوازده گانه ـ از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستیم.

 

40- قالَ (علیه السلام): حَدیثٌ فى حَلال وَ حَرام تَأخُذُهُ مِنْ صادِق خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیا وَ ما فیها مِنْ ذَهَب وَفِضَّه.([17])
فرمود: سخنى را درباره مسائل حلال و حرام و احكام دین خدا، از راست گوى مؤمنى دریافت كنى; بهتر و ارزشمندتر است از تمام دنیا و ثروت هاى آن.

 


   برچسب‌ها: چهل حدیث و روایت از حضرت امام صادق, ع
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

1- قالَ الإمام موسى بن جعفر الكاظم (علیه السلام) :
وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَع: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِیَهُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَهُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَهُ أنْ تَعْرِفَ ما یُخْرِجُكَ عَنْ دینِكَ.([1])
حضرت امام موسی كاظم (علیه السلام) فرمود: تمام علم مردم را در چهار مورد شناسائى كرده ام:
اوّلین آن ها این كه پروردگار و آفریدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پیدا كنى.
دوّم، این كه بفهمى كه از براى وجود تو و نیز براى بقاء حیات تو چه كارها و تلاش هائى صورت گرفته است.
سوّم، بدانى كه براى چه آفریده شده اى و منظور چه بوده است.
چهارم، معرفت پیدا كنى به آن چیزهائى كه سبب مى شود از دین و اعتقادات خود منحرف شوى (یعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنى).

 

2- قالَ(علیه السلام) : ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشیكاً، وَ ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَویلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَیْكُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.([2])
فرمود: نیست بلائى كه بر مؤمن وارد شود مگر آن كه به وسبله دعا سریع بر طرف مى گردد; و چنانچه دعا نكند طولانى خواهد، پس هنگامى مصیتى و بلائى وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع كنید

 

3- قالَ(علیه السلام) : لَیْسَ مِنْ دَواء إلاّ وَ هُوَ یُهَیِّجُ داءً، وَ لَیْسَ شَیْءٌ فِی الْبَدَنِ أنْفَعَ مِنْ إمْسَاكِ الْیَدِ إلاّ عَمّا یَحْتاجُ إلَیْهِ.([3])
فرمود: هیچ داروئى نیست مگر آن كه در اثر عوارض جنبى آن دردى دیگر را تهییج و تحریك مى نماید; و هیچ درمانى بهتر و سود مندتر از امساك و خوددارى نیست مگر در حال نیاز و ضرورت.

 

4- قالَ(علیه السلام): رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلایَعْرِفُونَهُ.([4])
فرمود: خداوند متعال رحمت كند بنده اى را كه در مسائل دینى تفقه و تحقیق نماید (فقیه و عالم باشد) و نسبت به مردم شناخت پیدا كند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.

 

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما یَخافُونَ، وَ أدُّوا الاْمانَهَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ.([5])
فرمود: اهل زمین مورد رحمت - و بركت الهى - هستند، مادامى كه خوف و ترس - از گناه و معصیت داشته باشند -، اداى امانت نمایند و حقّ را دریابند و مورد عمل قرار دهند.

 

6- قالَ (علیه السلام) : بِئْسَ الْعَبْدُ یَكُونُ ذاوَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ.([6])
فرمود: بد شخصى است آن كه داراى دو چهره و دو زبان مى باشد، - كه در پیش رو چیزى گوید و پشت سر چیز دیگر -.

 

7- قال (علیه السلام) : مَنِ اسْتَشارَ لَمْ یَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِراً.([7])
فرمود: كسى كه در امور زندگى خود ـ با اهل معرفت ـ مشورت كند، چنانچه درست و صحیح عمل كرده باشد مورد تعریف و تمجید قرار مى گیرد و اگر خطا و اشتباه كند عذرش پذیرفته است.

 

8- قالَ (علیه السلام) : مَنْ لَمْ یَكُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَكَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ ـ یعنی الشّیطان ـ.([8])
فرمود: هر كسى عقل و تدبیرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش - یعنى; شیاطین إنسى و جنّى و نیز هواهاى نفسانى - به راحتى او را مى فریبند و منحرف مى شود.

 

9- قالَ (علیه السلام): ما قُسِّمَ بَیْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.([9])
فرمود: چیزى با فضیلت تر و بهتر از عقل، بین بندگان توزیع نشده است، (تا جائى كه) خواب عاقل - هوشمند - افضل و بهتر از شب زنده دارى جاهل بى خرد است.

 

10- قالَ (علیه السلام) : لا تَدْخُلُوا الْحَمّامَ عَلَى الرّیقِ، وَ لا تَدْخُلُوهُ حَتّى تُطْعِمُوا شَیْئاً.([10])
فرمود: بعد از صبحانه، بدون فاصله حمّام نروید; همچنین سعى شود با معده خالى داخل حمام نروید، بلكه حتّى الامكان قبل از رفتن به حمّام قدرى غذا بخورید.

 

11- قالَ (علیه السلام) : اِیّاكَ وَ الْمِزاحَ، فَاِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ ایمانِكَ، وَ یَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَكَ.([11])
فرمود: بر حذر باش از شوخى و مزاح ـ بى جا ـ چون كه نور ایمان را از بین مى برد و جوانمردى و آبرو را سبك و بى اهمیّت مى گرداند.

 

12- قالَ (علیه السلام) : اللَّحْمُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ، وَالسَّمَكُ یُذیبُ الْجَسَدَ.([12])
فرمود: خوردن گوشت، موجب روئیدن گوشت در بدن و فربهى آن مى گردد; ولى خوردن ماهى، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر مى گرداند.

 

13- قالَ (علیه السلام) : مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نیَّتُهُ زیدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَ أهْلِهِ مُدَّ فى عُمْرِهِ.([13])
فرمود: هر كه زبانش صادق باشد اعمالش تزكیه است، هر كه فكر و نیّتش نیك باشد در روزیش توسعه خواهد بود، هر كه به دوستان و آشنایانش نیكى و احسان كند، عمرش طولانى خواهد شد.

 

14- قالَ (علیه السلام) : اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَیْهِ الْمَلائِكَهُ وَ بُقاعُ الاَْرضِ.([14])
فرمود: زمانى كه مؤمن بمیرد، ملائكه و ممتازترین قسمتهای زمین براى او گریه مى كنند.

 

15- قالَ (علیه السلام) : الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ كُلِّ خَیْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَهً أنْمِلَهً كانَ خَیْراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّى شَرْقَها وَ غَرْبَها كانَ خَیْراً لَهُ.([15])
فرمود: مؤمن (همیشه، در همه حالات) در معرض خیر و سعادت خواهد بود، چنانچه (در سختى قرار گیرد و) بندهاى بدنش قطعه قطعه گردد برایش خیر و خوشبختى است; و اگر هم تمام شرق و غرب دنیا در اختیارش قرار گیرد، نیز برایش خیر و سعادت است.

 

16- قالَ(علیه السلام): مَنْ اَرادَ أنْ یَكُونَ أقْوىَ النّاسِ فَلْیَتَوَكَّلْ علَى اللّهِ.([16])
فرمود: هركس بخواهد (در هر جهتى) قوى ترینِ مردم باشد باید توكّل در همه امور، بر خداوند سبحان نماید.

 

17- قالَ (علیه السلام) : أداءُ الاْمانَهِ وَ الصِّدقُ یَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِیانَهُ وَ الْكِذْبُ یَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ.([17])
فرمود: امانت دارى و راست گوئى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند; ولیكن خیانت در امانت و دروغ گوئى موجب فلاكت و بیچارگى و سبب تیرگى دل مى باشد.

 

18- قالَ (علیه السلام) : أبْلِغْ خَیْراً وَ قُلْ خَیْراً وَ لا تَكُنْ إمَّعَه.([18])
فرمود: نسبت به هم نوع خود خیر و نیكى داشته باش، و سخن خوب و مفید بگو، و خود را تابع بى تفاوت و بى مسئولیّت قرار مده.

 

19- قالَ (علیه السلام) : تَفَقَّهُوا فى دینَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصیرَهِ، وَ تَمامُ الْعِبادَهِ، وَ السَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفیعَهِ وَ الرُّتَبِ الْجَلیلَهِ فِى الدّینِ وَ الدّنیا.([19])
فرمود: مسائل و احكام اعتقادى و عملى دین را فرا گیرید، چون كه شناخت احكام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، كلید بینائى و بینش و اندیشه مى باشد و موجب تمامیّت كمال عبادات و اعمال مى گردد; و راه به سوى مقامات و منازل بلندمرتبه دنیا و آخرت است.

 

20- قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الْفَقیهِ عَلَى العابِدِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْكَواكِبِ، وَ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فى دینِهِ لَمْ یَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً.
وَ قالَ (علیه السلام) : عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلكِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ. ([20])
فرمود: ارزش و فضیلت فقیه بر عابد همانند فضیلت خورشید بر ستاره ها است; و كسى كه در امور دین فقیه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود.
و نیز فرمود: عالم را به جهت عملش تعظیم و احترام كن و با او منازعه منما، و اعتنائى به جاهل مكن ولى طردش هم نگردان، بلكه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعلیمش بده.

 

21- قالَ (علیه السلام) : دَخَلْتُ إلَیْهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْنی شیعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَه یُصَلِّی عَلَیْها، وَ خاتَم یَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواك یَسْتاكُ بِهِ، وَ سُبْحَه مِنْ طینِ قَبْرِ أبی عَبْدِ اللّهِ ع فیها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّهً، مَتى قَلَّبَهَا ذاكِراً لِلّهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ حَبَّه أرْبَعُونَ حَسَنَهً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِیاً یَعْبَثُ بِها كُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَهً.([21])
فرمود: شیعیان و دوستان ما (در هر حال و در هر كجاكه باشند) از چهار چیز نباید بى نیاز باشند:
جانمازى كه بر آن نماز بخوانند، انگشترى كه در دست نمایند، مسواكى كه دندانهاى خود را به وسیله آن مسواك كنند; و تسبیحى از تُربت امام حسین (علیه السلام) كه داراى 34 دانه باشد و به وسیله آن ذِكر گوید، كه خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حَسَنِه در نامه اعمالش ثبت مى نماید; و چنانچه آن را دست گیرد بدون آن كه ذِكرى و دعائى بخواند 20 حسنه به او داده مى شود.

 

22- قالَ (علیه السلام) : صَلوهُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللهِ لِكُلِّ مُؤمِن.([1])
فرمود: انجام نمازهاى مستحبّى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزدیك مى نماید.

 

23- قالَ (علیه السلام) : مَثَلُ الدّنیا مَثَلُ الْحَیَّهِ، مَسُّها لَیِّنٌ وَ فى جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ، یَحْذَرُهَاالرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَ یَهْوى اِلَیْهَاالصِّبْیانُ بِأیْدیهِمْ.([2])
فرمود: مَثَل دنیا همانند مار است كه پوست ظاهر آن نرم و لطیف و خوشرنگ، ولى در درون آن سمّ كشنده اى است كه مردان عاقل و هشیار از آن گریزانند و بچّه صفتان و بولهوسان به آن عشق مىورزند.

 

24- قالَ (علیه السلام) : مَثَلُ الدُّنیا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ كُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشاً حَتّى یَقْتُلُهُ.([3])
فرمود: مَثَل دنیا (و اموال و زیورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دریا است كه انسانِ تشنه، هر چه از آن بیاشامد بیشتر تشنه مى شود و آنقدر میل مى كند تا هلاك شود.

 

25- قالَ (علیه السلام) : لَیْسَ الْقَبْلَهُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَهِ وَ الْوَلَدِ الصَّغیرِ.([4])
فرمود: بوسیدن لب ها و دهان ـ براى یكدیگر در هر حالتى ـ صحیح نیست مگر براى همسر و یا فرزند كوچك.

 

26- قالَ (علیه السلام) : مَنْ نَظَرَ بِرَأیْهِ هَلَكَ، وَ مَنْ تَرَكَ أهْلَ بَیْتِ نَبیِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَكَ كِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبیِّهِ كَفَرَ.([5])
فرمود: هركس به رأى و سلیقه خود اهمیّت دهد و در مسائل دین به آن عمل كند هلاك مى شود، و هركس اهل بیت پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم را رها كند گمراه مى گردد، و هركس قرآن و سنّت رسول خدا را ترك كند كافر مى باشد.

 

27- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ.([6])
فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را كه زیاد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اى را كه بیكار باشد.

 

28- قالَ (علیه السلام) : التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِیَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.([7])
فرمود: تواضع و فروتنى آن است كه آن چه دوست دارى، دیگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره دیگران انجام دهى.

 

29- قالَ (علیه السلام) : یُسْتَحَبُّ غَرامَهُ الْغُلامِ فى صِغَرِهِ لِیَكُونَ حَلیماً فى كِبَرِهِ وَ یَنْبَغى لِلرَّجُلِ أنْ یُوَسِّعَ عَلى عَیالِهِ لِئَلاّ یَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.([8])
فرمود: بهتر است پسر را در دوران كودكى به كارهاى مختلف و سخت، وادار نمائى تا در بزرگى حلیم و بردبار باشد; و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نیاز كند تا آرزوى مرگش را ننمایند.

 

30- قالَ (علیه السلام) : لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ یَوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَیِّئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَیْهِ.([9])
فرمود: از شیعیان و دوستان ما نیست، كسى كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نیّاتش خوب بوده، سعى كند بر آن ها بیفزاید و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نماید.

 

31- قالَ (علیه السلام) : ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن، فَیُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشیكاً، وَ ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَویلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَیْكُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.([10])
فرمود: بلائ و گرفتارى بر مؤمنى وارد نمى شود مگر آن كه خداوند جلّ و على بر او الهام مى فرستد كه به درگاه بارى تعالى دعا نماید; و آن بلا سریع بر طرف خواهد شد.
و چنانچه از دعا خود دارى نماید، آن بلا و گرفتارى طولانى گردد.
پس هر گاه فتنه و بلائى بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زارى نمائید.

 

32- قالَ (علیه السلام) : ما فِى الْمیزانِ شَیْیءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاهِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد.([11])
فرمود: در میزان الهى نیست عمل و چیزى، سنگین تر از ذكر صلوات بر محمّد و اهل بیتش (صلوات الله علیهم اجمعین).

 

33- قالَ (علیه السلام) : قَلیلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ كَثیرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.([12])
فرمود: اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر أجر خواهد داشت گرچه قلیل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زیادكار و خدمت و عبادت كند پذیرفته نخواهد بود.

 

34- قالَ (علیه السلام) : وَشَعْرُ الْجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْبِ، وَأرْخىَ الْمَفاصِلَ، وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إنَّ النُّورَهَ تَزیدُ فِى ماءِالصُّلْبِ، وَ تُقَّوِى الْبَدَنَ، وَتَزیدُ فى شَخْمِ الْكُلْیَتَیْنِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ.([13])
فرمود: موهاى بدن ـ زیر بغل و اطراف عورت ـ چنانچه بلند شود سبب قطع و كمبود آب كمر، سستى مفاصل استخوان و ضعف سینه و گلو خواهد شد، استعمال نوره سبب تقویت تمامى آن ها مى باشد.

 

35- قالَ (علیه السلام) : ثَلاثَهٌ یَجْلُونَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إلَى الخُضْرَهِ، وَ النَّظَرُ إلَى الْماءِالْجارى، وَ النَّظَرُ إلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ.([14])
فرمود: سه چیز بر نورانیّت چشم مى افزاید: نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جارى و نگاه به صورت زیبا.

 

36- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّه، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِكَ الْحُجَّهُ.([15])
فرمود: همانا زمین در هیچ موقعیّتى خالى از حجّت خدا نیست و به خدا سوگند كه من خلیفه و حجّت خداوند هستم.

 

37- قالَ (علیه السلام) : ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ كَفَّتَىِ الْمیزانِ كُلَّما زیدَ فى ایمانِهِ زیدَ فى بَلائِهِ.([16])
فرمود: مؤمن همانند دو كفّه ترازو است، كه هر چه ایمانش افزوده شود بلاها و آزمایشاتش بیشتر مى گردد.

 

38- قالَ (علیه السلام) : إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَیْسَ عَلَیْنَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِكَ إلَیْنا.([17])
فرمود: شماها مأمور شده اید كه ـ از ما اهل بیت رسول الله ـ سؤال كنید، ولیكن جواب و پاسخ آن ها بر ما واجب نیست بلكه اگر مصلحت بود پاسخ مى دهیم وگرنه ساكت مى باشیم.

 

39- قالَ (علیه السلام) : ما ذِئْبانِ ضارِبانِ فى غَنَم قَدْ غابَ عَنْهُ رُعاؤُها، بِأضَرَّ فى دینِ مُسْلِم مِنْ حُبِّ الرِّیاسَهِ.([18])
فرمود: خطر و ضرر علاقه به ریاست براى مسلمان بیش از دو گرگ درّنده اى است، به گله گوسفندى كه چوپان ندارند حمله كنند.

 

40- قالَ (علیه السلام) : الإیمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَه، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإیمانِ بِدَرَجَه، وَ الْیَقینُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَه، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَیْیءٌ أقَلُّ مِنَ الْیَقینِ.([19] )
فرمود: ایمان، یك درجه از اسلام بالاتر است; تقوى نیز، یك درجه از ایمان بالاتر; یقین، یك درجه از تقوى بالاتر و برتر مى باشد و درجه اى كمتر از مرحله یقین در بین مردم ثمره بخش نخواهد بود.

 


   برچسب‌ها: چهل حدیث و روایت از حضرت امام كاظم, ع
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

1- قال الامام علىّ بن موسى الرّضا (علیه السلام) :
مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.([1])
حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمود: هر مؤمنى كه قبر امام حسین علیه السلام را كنار شطّ فرات )در كربلا( زیارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زیارت كرده باشد.

 

2- كَتَبَ (علیه السلام): أبْلِغْ شیعَتى: إنَّ زِیارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّه، فَقُلْتُ لاِبى جَعْفَر (علیه السلام): ألْفُ حَجَّه؟!
قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّه، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.([2])
حضرت به یكى از دوستانش نوشت: به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زیارت ـ قبر ـ من معادل است با یك هزار حجّ.
راوى گوید: به امام جواد (علیه السلام) عرض كردم: هزار حجّ براى ثواب زیارت پدرت مى باشد؟!
فرمود: بلى، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار ـ یعنى یك میلیون ـ حجّ ثواب زیارتش مى باشد.

 

3- قالَ (علیه السلام): أوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَیْهِ، الصَّلاهُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاهُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.([3])
فرمود: اوّلین عملى كه از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود، بقیه اعمال و عبادات نیز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

 

4- قالَ (علیه السلام): لِلصَّلاهِ أرْبَعَهُ آلاف باب.([4])
فرمود: نماز داراى چهار هزار در (جزء و شرط) مى باشد.

 

5- قالَ (علیه السلام): الصَّلاهُ قُرْبانُ كُلِّ تَقىّ.([5])
فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهیزكارى را - به خداوند متعال - نزدیك كننده است.

 

6- قالَ (علیه السلام): یُؤْخَذُ الْغُلامُ بِالصَّلاهِ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنینَ.([6])
فرمود: پسران باید در سنین هفت سالگى به نماز وادار شوند.

 

7- قالَ (علیه السلام): فَرَضَ اللهُ عَلَى النِّساءِ فِى الْوُضُوءِ أنْ تَبْدَءَ الْمَرْئَهُ بِباطِنِ ذِراعِها وَ الرَّجُلُ بِظاهِرِ الذِّراعِ.([7])
فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است كه از جلوى آرنج دست، آب بریزند و مردان از پشت آرنج. (این عمل از نظر فتواى مراجع تقلید مستحبّ مى باشد).

 

8- قالَ (علیه السلام): رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْیى أمْرَنا، قیلَ: كَیْفَ یُحْیى أمْرَكُمْ؟
وَ قالَ (علیه السلام) : یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ.([8])
فرمود: رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نماید، سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.

 

9- قالَ (علیه السلام): لَتَأمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْلَیَسْتَعْمِلَنَّ عَلَیْكُمْ شِرارُكُمْ، فَیَدْعُو خِیارُكُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ.([9])
فرمود: باید هر یك از شماها امر به معروف و نهى از منكر نمائید، وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرین كنند مستجاب نخواهد شد.

 

10- قالَ (علیه السلام): مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى مایُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَكْثُرْ مِنْ الصَّلوهِ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.([10])
فرمود: كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمّد و اهل بیتش(علیهم السلام)صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش ـ اگر حقّ الناس نباشد ـ محو و نابود گردد.

 

11- قالَ (علیه السلام): الصَّلوهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبیحَ وَالتَّهْلیلَ وَالتَّكْبیرَ.([11] )
فرمود: فرستادن صلوات و تحیّت بر حضرت محمّد و اهل بیت آن حضرت (علیهم السلام) در پیشگاه خداوند متعال، پاداش گفتن «سبحان الله، لا إله إلاّ الله، الله اكبر» را دارد.

 

12- قالَ (علیه السلام): لَوْخَلَتِ الاْرْض طَرْفَهَ عَیْن مِنْ حُجَّه لَساخَتْ بِأهْلِها.([12])
فرمود: چنانچه زمین لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد.

 

13- قالَ (علیه السلام): عَلَیْكُمْ بِسِلاحِ الاْنْبیاءِ، فَقیلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْنْبِیاءِ؟ یَا ابْنَ رَسُولِ الله! فَقالَ (علیه السلام): الدُّعاءُ.([13])
فرمود: بر شما باد به كارگیرى سلاح پیامبران، به حضرت گفته شد: سلاح پیغمبران(علیهم السلام)چیست؟
در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال; و دعا كردن و از او كمك خواستن مى باشد.

 

14- قالَ (علیه السلام): صاحِبُ النِّعْمَهِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَهُ عَلى عَیالِهِ.([14])
فرمود: هر كه به هر مقدارى كه در توانش مى باشد، باید براى اهل منزل خود انفاق و خرج كند.

 

15- قالَ (علیه السلام): المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهیرٌ وَ رَحْمَهٌ وَلِلْكافِرِ تَعْذیبٌ وَ لَعْنَهٌ، وَ إنَّ الْمَرَضَ لا یَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لا یَكُونَ عَلَیْهِ ذَنْبٌ.([15])
فرمود: مریضى، براى مؤمن سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى كافر عذاب و لعنت خواهد بود.
سپس افزود: مریضى، همیشه همراه مؤمن است تا آن كه از گناهانش چیزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد.

 

16- قالَ (علیه السلام): إذَا اكْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلا یَدَعْ أنْ یَأكُلَ بِاللَّیْلِ شَیْئاً، فَإنَّهُ أهْدَءُ لِنَوْمِهِ، وَ أطْیَبُ لِلنَّكْهَهِ.([16])
فرمود: وقتى كه مرد به مرحله پیرى و كهولت سنّ برسد، حتماً هنگام شب ـ قبل از خوابیدن ـ مقدارى غذا تناول كند كه براى آسودگى خواب مفید است، همچنین براى هم خوابى و زناشوئى سودمند خواهد بود.

 

17- قالَ (علیه السلام): إنَّما یُرادُ مِنَ الاْمامِ قِسْطُهُ وَ عَدْلُهُ، إذا قالَ صَدَقَ، وَ إذا حَكَمَ عَدَلَ، وَ إذا وَعَدَ أنْجَزَ.([17])
فرمود: همانا از امام و راهنماى جامعه، مساوات و عدالت خواسته شده است كه در سخنان صادق، در قضاوت ها عادل و نسبت به وعده هایش وفا نماید.

 

18- قالَ (علیه السلام): لا یُجْمَعُ الْمالُ إلاّ بِخَمْسِ خِصال: بِبُخْل شَدید، وَ أمَل طَویل، وَ حِرص غالِب، وَ قَطیعَهِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَهِ.([18])
فرمود: ثروت، انباشته نمى گردد مگر با یكى از پنج خصلت:
بخیل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حریص بر دنیا بودن، قطع صله رحم كردن، آخرت را فداى دنیا كردن.

 

19- قالَ (علیه السلام): لَوْ أنَّ النّاسَ قَصَّرَوا فِى الطَّعامِ، لاَسْتَقامَتْ أبْدانُهُمْ.([19])
فرمود: چنانچه مردم خوراك خویش را كم كنند و پرخورى ننمایند، بدن هاى آن ها دچار امراض مختلف نمى شود.

 

20- قالَ (علیه السلام): مَنْ خَرَجَ فى حاجَه وَ مَسَحَ وَجْهَهُ بِماءِالْوَرْدِ لَمْ یَرْهَقْ وَجْهُهُ قَتَرٌ وَلا ذِلَّهٌ.([20])
فرمود: هركس هنگام خروج از منزل براى حوایج زندگى خود، صورت خویش را با گلاب خوشبو و معطّر نماید، دچار ذلّت و خوارى نخواهد شد.

 

21- قالَ (علیه السلام): إنَّ فِى الْهِنْدِباءِ شِفاءٌ مِنْ ألْفِ داء، ما مِنْ داء فى جَوْفِ الاْنْسانِ إلاّ قَمَعهُ الْهِنْدِباءُ.([21])
فرمود: گیاه كاسنى شفاى هزار نوع درد و مرض است، كاسنى هر نوع مرضى را در درون انسان ریشه كن مى نماید.

 

22- قالَ (علیه السلام): السَّخیُّ یَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِیَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ، وَالْبَخیلُ لا یَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِكَیْلا یَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ.([22])
فرمود: افراد سخاوتمند از خوراك دیگران استفاده مى كنند تا دیگران هم از امكانات ایشان بهره گیرند و استفاده كنند; ولیكن افراد بخیل از غذاى دیگران نمى خورند تا آن ها هم از غذاى ایشان نخورند.

 

23- قالَ (علیه السلام): شیعَتُنا المُسَّلِمُونَ لاِمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَكُنْ كَذلِكَ فَلَیْسَ مِنّا.([23])
فرمود: شیعیان ما كسانى هستند كه تسلیم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى ـ در عمل و گفتار ـ خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنین نباشد از ما نیست.

 

24- قالَ (علیه السلام) مَنْ تَذَكَّرَ مُصابَنا، فَبَكى وَ أبْكى لَمْ تَبْكِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْكِى الْعُیُونُ، وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیى فیهِ أمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.([24] )
فرمود: هر كه مصائب ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ را یادآور شود و گریه كند یا دیگرى را بگریاند، روزى كه همه گریان باشند او نخواهد گریست، و هر كه در مجلسى بنشیند كه علوم و فضائل ما گفته شود همیشه زنده دل خواهد بود.

 

25- قالَ (علیه السلام): الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَهِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَه، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَهِ مَخْذُولٌ، وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَهِ مَغْفُورٌ لَهُ.([25])
فرمود: انجام دادن حسنه و كار نیك به صورت مخفى، معادل هفتاد حسنه است; و آشكار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشكار نكردن خطا و گناه موجب آمرزش آن خواهد بود.

 

26- أنَّهُ سُئِلَ مَا الْعَقْلُ؟ فَقالَ (علیه السلام): التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّهِ، وَ مُداهَنَهُ الاْعْداءِ، وَ مُداراهُ الاْصْدِقاءِ.([26])
از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد كه عقل و هوشیارى چگونه است؟
حضرت در جواب فرمود: تحمّل مشكلات و ناملایمات، زیرك بودن و حركات دشمن را زیر نظر داشتن، مدارا كردن با دوستان مى باشد - كه اختلاف نظرها سبب فتنه و آشوب نشود -.

 

27- قالَ (علیه السلام): مابَعَثَ اللهُ نَبیّاً إلاّ بِتَحْریمِ الْخَمْرِ، وَ أنْ یُقِرَّ بِأنَّ اللهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ.([1])
فرمود: خداوند هیچ پیغمبرى را نفرستاده مگر آن كه در شریعت او شراب و مُسكرات حرام بوده است، همچنین هر یك از پیامبران معتقد بودند كه خداوند هر آنچه را اراده كند انجام مى دهد.

 

28- قالَ (علیه السلام): لا تَتْرُكُوا الطّیبَ فى كُلِّ یَوْم، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَیَوْمٌ وَ یَوْمٌ، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَفى كُلِّ جُمْعَه.([2])
فرمود: سعى نمائید هر روز، از عطر استفاده نمائید و اگر نتوانستید یك روز در میان، و اگر نتوانستید پس هر جمعه خود را معطّر و خوشبو گردانید (با رعایت شرائط زمان و مكان).

 

29- قالَ (علیه السلام): إذا كَذِبَ الْوُلاهُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إذا جارَالسُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَهِ، وَ إذا حُبِسَتِ الزَّكاهُ ماتَتِ الْمَواشى.([3])
فرمود: هرگاه والیان و مسئولان حكومت دروغ گویند باران نمى بارد، و اگر رئیس حكومت، ظلم و ستم نماید پایه هاى حكومتش سست و ضعیف مى گردد; و چنانچه مردم زكات ـ و خمس مالشان را ـ نپردازند چهارپایان مى میرند.

 

30- قالَ (علیه السلام): الْمَلائِكَهُ تُقَسِّمُ أرْزاقَ بَنى آدَمِ ما بَیْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلى طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فیما بَیْنَهُما نامَ عَنْ رِزْقِهِ.([4])
فرمود: ما بین طلوع سپیده صبح تا طلوع خورشید ملائكه الهى ارزاق انسان ها را سهمیه بندى مى نمایند، هركس در این زمان بخوابد غافل و محروم خواهد شد.

 

31- قالَ (علیه السلام): مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللهُ قَلْبَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ.([5])
فرمود: هركس مشكلى از مؤمنى را بر طرف نماید و او را خوشحال سازد، خداوند او را در روز قیامت خوشحال و راضى مى گرداند.

 

32- قالَ (علیه السلام): إنّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إذا رَأیْناهُ بِحَقیقَهِ الإیمانِ وَ بِحَقیقَهِ النِّفاقِ.([6])
فرمود: همانا ما اهل بیت عصمت و طهارت چنانچه شخصى را بنگریم، ایمان و اعتقاد او را مى شناسیم كه اعتقادات درونى و افكار او چگونه است.

 

33- قالَ (علیه السلام): لا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً إلاّ أنْ یَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال: سُنَّهٌ مِنَ اللهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ نَبیِّهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ وَلیّهِ، أمَّا السَّنَّهُ مِنَ اللهِ فَكِتْمانُ السِّرِّ، أمَّا السُّنَّهُ مِنْ نَبِیِّهِ مُداراهُ النّاسِ، اَمَّا السُّنَّهُ مِنْ وَلیِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى النائِبَهِ.([7])
فرمود: مؤمن، حقیقت ایمان را درك نمى كند مگر آن كه 3 خصلت را دارا باشد:
خصلتى از خداوند، كه كتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پیغمبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) كه مدارا كردن با مردم باشد، خصلتى از ولىّ خدا كه صبر و شكیبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد.

 

34- قالَ (علیه السلام): إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِكْمَهِ، یَكْسِبُ الْمَحَبَّهَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر.([8])
فرمود: همانا سكوت و خاموشى راهى از راه هاى حكمت است، سكوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سكوت راهنمائى براى كسب خیرات مى باشد.

 

35- قالَ (علیه السلام): مِنَ السُّنَّهِ التَّزْویجُ بِاللَّیْلِ، لاِنَّ اللهَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَكَناً، وَالنِّساءُ إنَّماهُنَّ سَكَنٌ.([9])
فرمود: بهترین وقت براى تزویج و زناشوئى شب است كه خداوند متعال شب را وسیله آرامش و سكون قرار داده، همچنین زنان آرام بخش و تسكین دهنده مى باشند.

 

36- قالَ (علیه السلام):ما مِنْ عَبْد زارَ قَبْرَ مُؤْمِن، فَقَرَأ عَلَیْهِ «إنّا أنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَلِصاحِبِ الْقَبْرِ.([10])
فرمود: هر بنده اى از بندگان خداوند بر قبر مؤمنى جهت زیارت حضور یابد و هفت مرتبه سوره مباركه ـ إنّا أنزلناه ـ را بخواند، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را مورد بخشش و آمرزش قرار مى دهد.

 

37- قالَ (علیه السلام): الاْخُ الاْكْبَرُ بِمَنْزِلَهِ الاْبِ.([11])
فرمود: برادر بزرگ جانشین و جایگزین پدر خواهد بود.

 

38- قالَ (علیه السلام): انَّما تَغْضَبُ للهِِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلا تَغْضَبْ لَهُ بِأكْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ.([12])
فرمود: چنانچه در موردى خواستى غضب كنى و براى خدا برخورد نمائى، پس متوجّه باش كه غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضایت و خوشنودى خداوند، اِعمال كن.

 

39- قالَ (علیه السلام): خَیْرُ الاْعْمالِ الْحَرْثُ، تَزْرَعُهُ، فَیَأكُلُ مِنْهُ الْبِرُّ وَ الْفاجِرُ، أمَّا الْبِرُّ فَما أكَلَ مِنْ شَیْىء إسْتَغْفَرَ لَكَ، وَ أمَّا الْفاجِرُ فَما أكَلَ مِنْهُ مِنْ شَیْىء لَعَنَهُ، وَ یَأكُلُ مِنهُ الْبَهائِمُ وَ الطَّیْرُ.([13])
فرمود: بهترین كارها، شغل كشاورزى است، چون كه در نتیجه كشت و تلاش، همه انسان هاى خوب و بد از آن استفاده مى كنند.
امّا استفاده خوبان سبب آمرزش گناهان مى باشد، ولى استفاده افراد فاسد و فاسق موجب لعن ایشان خواهد شد، همچنین تمام پرنده ها و چرندگان از تلاش و نتیجه كشت بهره مند خواهند شد.

 

40- قالَ (علیه السلام): مَنْ تَرَكَ السَّعْیَ فى حَوائِجِهِ یَوْمَ عاشُوراء، قَضَى اللهُ لَهُ حَوائجَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ، وَ قَرَّتْ بِنا فِى الْجِنانِ عَیْنُهُ.([14])
فرمود: هركس روز عاشوراى امام حسین (علیه السلام)، دنبال كسب و كار نرود (و مشغول عزادارى و حزن و اندوه گردد)، خداوند متعال خواسته ها و حوائج دنیا و آخرت او را برآورده مى نماید; و در بهشت چشمش به دیدار ما - اهل بیت - روشن مى گردد.

 


   برچسب‌ها: چهل حدیث و روایت از حضرت امام رضا, ع
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۸

1- قالَ الإمام أبوجعفر محمّد التقی الجواد (علیه السلام) :
الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.([1])
حضرت امام محمد جواد (علیه السلام) فرمود: مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است:
توفیق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت كسى كه او را نصیحت نماید.

 

2- قالَ(علیه السلام) : مُلاقاهُ الاْخوانِ نَشْرَهٌ، وَ تَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَ إنْ كانَ نَزْراً قَلیلا.([2])
فرمود: ملاقات و دیدار با دوستان و برادران - خوب - ، موجب صفاى دل و نورانیّت آن مى گردد و سبب شكوفائى عقل و درایت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذیرد.

 

3- قالَ (علیه السلام): إیّاكَ وَ مُصاحَبَهُ الشَّریرِ، فَإنَّهُ كَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ، یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ یَقْبَحُ أثَرُهُ.([3])
فرمود: مواظب باش از مصاحبت و دوستى با افراد شرور، چون كه او همانند شمشیرى زهرآلود، برّاق است كه ظاهرش زیبا و اثراتش زشت و خطرناك خواهد بود.

 

4- قالَ (علیه السلام): كَیْفَ یُضَیَّعُ مَنِ اللهُ كافِلُهُ، وَكَیْفَ یَنْجُو مَنِ الله طالِبُهُ، وَ مَنِ انْقَطَعَ إلى غَیْرِاللهِ وَ كَّلَهُ اللهُ إلَیْهِ.([4])
فرمود: چگونه گمراه و درمانده خواهد شد كسى كه خداوند سَرپرست و متكفّل اوست.
چطور نجات مى یابد كسى كه خداوند طالبش مى باشد.
هر كه از خدا قطع امید كند و به غیر او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار مى كند.

 

5- قالَ (علیه السلام): مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْیَتْهُ الْمَصادِرُ.([5])
فرمود: هركس موقعیّت شناس نباشد; جریانات، او را مى رباید و هلاك خواهد شد.

 

6- قالَ (علیه السلام): مَنْ عَتَبَ مِنْ غَیْرِارْتِیاب أعْتَبَ مِنْ غَیْرِاسْتِعْتاب.([6])
فرمود: سرزنش كردن دیگران بدون علّت و دلیل سبب ناراحتى و خشم خواهد گشت، در حالى كه رضایت آنان نیز كسب نخواهد كرد.

 

7- قالَ (علیه السلام): أفْضَلُ الْعِبادَهِ الاْخْلاصُ.([7])
فرمود: با فضیلت ترین و ارزشمندترین عبادت ها آن است كه خالص و بدون ریا باشد.

 

8- قالَ (علیه السلام): یَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) وَ كَنّیهِ.([8])
فرمود: زمان ولادت امام عصر (علیه السلام) بر مردم ـ زمانش ـ مخفى است، و شخصش از شناخت افراد غایب و پنهان است.
و حرام است كه آن حضرت را نام ببرند; و او همنام و هم كنیه رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم است.

 

9- قالَ (علیه السلام): عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ.([9])
فرمود: عزّت و شخصیّت مؤمن در بى نیازى و طمع نداشتن به ـ مال و زندگى ـ دیگران است.

 

10- قالَ(علیه السلام): مَنْ أصْغى إلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللهِ فَقَدْ عَبَدَاللهَ، وَ إنْ كانَ النّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إبلیس فَقَدْ عَبَدَ إبلیسَ.([10])
فرمود: هركس به شخصى سخنران علاقمند و متمایل باشد، بنده اوست، پس چنانچه سخنور براى خدا و از ـ احكام و معارف ـ خدا سخن بگوید، بنده خداست، و اگر از زبان شیطان ـ و هوى و هوس و مادیات ـ سخن بگوید، بنده شیطان خواهد بود.

 

11- قالَ (علیه السلام): لا یَضُرُّكَ سَخَطُ مَنْ رِضاهُ الْجَوْرُ.([11])
فرمود: كسى كه طالب رضایت خداوند متعال باشد، دشمنى ستمگران، او را زیان و ضرر نمى رساند.

 

12- قالَ (علیه السلام): مَنْ خَطَبَ إلَیْكُمْ فَرَضیتُمْ دینَهُ وَ أمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إلاّ تَفْعَلُوهُ تَكْنُ فِتْنَهٌ فِى الاْرْضِ وَ فَسادٌ كَبیرْ.([12])
فرمود: هر كه به خواستگارى دختر شما آید و به تقوا و تدیّن و امانتدارى او مطمئن مى باشید با او موافقت كنید وگرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگى در روى زمین خواهید شد.

 

13- قالَ (علیه السلام): لَوْسَكَتَ الْجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ.([13])
فرمود: چنانچه افراد جاهل و بى تجربه ساكت باشند مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمى شوند.

 

14- قالَ (علیه السلام): مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبیحاً كانَ شَریكاً فیهِ.([14])
فرمود: هر كه كار زشتى را تحسین و تأیید كند، در عقاب آن شریك مى باشد.

 

15- قالَ (علیه السلام): مَنِ انْقادَ إلَى الطُّمَأنینَهِ قَبْلَ الْخِیَرَهِ فَقَدْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَهِ وَالْعاقِبَهِ الْمُغْضِبَهِ.([15])
فرمود: هركس بدون تفّكر و اطمینان نسبت به جوانب (هر كارى، فرمانى، حركتى و...) مطیع و پذیراى آن شود، خود را در معرض سقوط قرار داده; و نتیجه اى جز خشم و عصبانیّت نخواهد گرفت.

 

16- قالَ (علیه السلام): مَنِ اسْتَغْنى بِاللهِ إفْتَقَرَ النّاسُ إلَیْهِ، وَ مَنِ اتَّقَى اللهَ أحَبَّهُ النّاسُ وَ إنْ كَرِهُوا.([16])
فرمود: هر كه خود را به وسیله خداوند بى نیاز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر كه تقواى الهى را پیشه خود كند خواه ناخواه، مورد محبّت مردم قرار مى گیرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.

 

17- قالَ (علیه السلام): عَلَّمَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَلّیاً(علیه السلام)ألْفَ كَلِمَه، كُلُّ كَلِمَه یَفْتَحُ ألْفُ كَلِمَه.([17])
فرمود: حضرت رسول (صلى الله علیه وآله وسلم)، یك هزار كلمه به امام علىّ(علیه السلام)تعلیم نمود كه از هر كلمه اى هزار باب علم و مسأله فرعى باز مى شود.

 

18- قالَ (علیه السلام): نِعْمَهٌ لاتُشْكَرُ كَسِیَّئَه لاتُغْفَرُ.([18])
فرمود: خدمت و نعمتى كه مورد شكر و سپاس قرار نگیرد همانند خطائى است كه غیرقابل بخشش باشد.

 

19- قالَ (علیه السلام): مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاْجَلِ، وَ حَیاتُهُ بِالْبِرِّ أكْثَرُ مِنْ حَیاتِهِ بِالْعُمْرِ.([19])
فرمود: فرارسیدن مرگ انسان ها، به جهت معصیت و گناه، بیشتر است تا مرگ طبیعى و عادى، همچنین حیات و زندگى ـ لذّت بخش ـ به وسیله نیكى و إحسان به دیگران بیشتر و بهتر است از عمر بى نتیجه.

 

20- قالَ (علیه السلام): لَنْ یَسْتَكْمِلَ الْعَبْدُ حَقیقَهَ الاْیمانِ حَتّى یُؤْثِرَ دینَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ یُهْلِكَ حَتّى یُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دینِهِ.([20])
فرمود: بنده اى حقیقت ایمان را نمى یابد مگر آن كه دین و احكام الهى را در همه جهات بر تمایلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد.
و كسى هلاك و بدبخت نمى گردد مگر آن كه هواها و خواسته هاى نفسانى خود را بر احكام إلهى مقدّم نماید.

 

21- قالَ (علیه السلام): عَلَیْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَریضَهٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَهٌ، وَ هُوَ صِلَهُ بَیْنَ الاْخْوانِ، وَ دَلیلٌ عَلَى الْمُرُوَّهِ، وَ تُحْفَهٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَهِ.([21])
فرمود: بر شما باد به تحصیل علم و معرفت، چون فراگیرى آن واجب و بحث پیرامون آن مستحبّ و پرفائده است.
علم وسیله كمك به دوستان و برادران است، دلیل و نشانه مروّت و جوانمردى است، هدیه و سرگرمى در مجالس است، همدم و رفیق انسان در مسافرت است; و أنیس و مونس انسان در تنهائى مى باشد.

 

22- قالَ (علیه السلام): خَفْضُ الْجَناحِ زینَهُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زینَهُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زینَهُ الْحِلْمِ.([22])
فرمود: تواضع و فروتنى زینت بخش علم و دانش است، أدب داشتن و اخلاق نیك زینت بخش عقل مى باشد، خوش روئى با افراد زینت بخش حلم و بردبارى است.

 

23- قالَ (علیه السلام): تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوى، وَ اعْلَمْ أنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَیْنِ اللهِ، فَانْظُرْ كَیْفَ تَكُونُ.([23])
فرمود: در زندگى، صبر را تكیه گاه خود، فقر و تنگ دستى را همنشین خود قرار بده و با هواهاى نفسانى مخالفت كن.
و بدان كه هیچگاه از دیدگاه خداوند پنهان و مخفى نخواهى ماند، پس مواظب باش كه در چه حالتى خواهى بود.

 

24- قالَ (علیه السلام): مَنْ أتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَهُ الْقَبْرِ.([24])
فرمود: هركس ركوع نمازش را به طور كامل و صحیح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.

 

25- قالَ (علیه السلام): الْخُشُوعُ زینَهُ الصَّلاهِ، وَ تَرْكُ ما لا یُعْنى زینَهُ الْوَرَعِ.([25])
فرمود: خشوع و خضوع زینت بخش نماز خواهد بود، ترك و رها كردن آنچه (براى دین و دنیا و آخرت) سودمند نباشد زینت بخش ورع و تقواى انسان مى باشد.

 

26- قالَ(علیه السلام): الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىُ عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ، وَ مَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.([26])
فرمود: امر به معروف و نهى از منكر دو مخلوق الهى است، هر كه آن ها را یارى و اجراء كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مى گیرد و هر كه آن ها را ترك و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار مى گیرد.

 

27- قالَ (علیه السلام): إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ أنْفَسَهُ لِیَأجُرَهُ عَلى ذلِكَ.([27])
فرمود: همانا خداوند متعال بهترین و عزیزترین ثروت و فرزند مؤمن را مى گیرد (و هلاك و نابود مى گرداند)، چون دنیا و متعلّقات آن بى ارزش است تا در قیامت پاداش عظیمى عطایش نماید.

 

28- قالَ له رجل: أَوصِنى بَوَصِیَّه جامِعَه مُخْتَصَرَه؟
فَقالَ (علیه السلام): صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَهِ وَ نار الاْجِلَهِ.([1])
شخصى به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصیحتى كامل و مختصر عطا فرما؟
امام (علیه السلام) فرمود: اعضاء و جوارح ـ ظاهرى و باطنى ـ خود را از ذلّت و ننگ سریع و زودرس، همچنین از آتش و عذاب آخرت، در أمان و محفوظ بدار.

 

29- قالَ (علیه السلام): فَسادُ الاْخْلاقِ بِمُعاشَرَهِ السُّفَهاءِ، وَ صَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَهِ الْعُقَلاءِ.([2])
فرمود: معاشرت و همنشینى با بى خردان و افراد لااُبالى سبب فساد و تباهى اخلاق خواهد شد; و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشیار، موجب رشد و كمال اخلاق مى باشد.

 

30- قالَ (علیه السلام): الاْدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَیْرُ، وَ هذا لا یُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ یُوصَلْ بِها إلى رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَ الْجَنَّهِ، وَ الاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّریعَهِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَكُونُوا أُدَباءَ حَقّاً.([3])
فرمود: مفهوم و معناى ادب از نظر مردم، تنها خوب سخن گفتن است كه ركیك و سبك نباشد، ولیكن این نظریّه قابل توجّه نیست تا مادامى كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزدیك نگرداند.
بنابر این ادب یعنى رعایت احكام و مسائل دین، پس با عمل كردن به دستورات الهى و ائمّه اطهار (علیهم السلام)، ادب خود را آشكار سازید.

 

31- قالَ (علیه السلام): ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّهُ: الاْنْصافُ فِى الْمُعاشَرَهِ، وَ الْمُواساهُ فِى الشِّدِّهِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلى قَلْب سَلیم.([4])
فرمود: سه خصلت جلب محبّت مى كند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردى در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنویات.

 

32- قالَ (علیه السلام): التَّوْبَهُ عَلى أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ.([5])
فرمود: شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران كردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ ، تصمیم جدّى بر این كه دیگر مرتكب آن گناه نشود.

 

33- قالَ (علیه السلام): ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ: إقامَهُ الْفَرائِض، وَاجْتِنابُ الْمَحارِم، واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَهِ فِى الدّین.([6])
فرمود: سه چیز از كارهاى نیكان است: انجام واجبات الهى، ترك و دورى از گناهان، مواظبت و رعایت مسائل و احكام دین.

 

34- قالَ (علیه السلام): وَ حَقیقَهُ الاْدَبِ: اِجْتِماعُ خِصالِ الْخیْرِ، وَ تَجافى خِصالِ الشَّرِ، وَ بِالاْدَبِ یَبْلُغُ الرَّجُلُ الْمَكارِمَ الاْخْلاقِ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ، وَ یَصِلُ بِهِ اِلَى الْجَنَّهِ.([7])
فرمود: حقیقت ادب و تربیت عبارت است از: دارا بودن خصلت هاى خوب، خالى بودن از صفات زشت و ناپسند. انسان به وسیله أدب - در دنیا و آخرت - به كمالات اخلاقى مى رسد; و نیز با رعایت أدب نیل به بهشت مى یابد.

 

35- قالَ (علیه السلام): إنَّ بَیْنَ جَبَلَىْ طُوس قَبْضَهٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّهِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً یَوْمَ الْقِیامَهِ مِنَ النّار.([8])
فرمود: همانا بین دو سمت شهر طوس قطعه اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود ـ و با معرفت زیارت كند ـ، روز قیامت از آتش در أمان خواهد بود.

 

36- قالَ (علیه السلام): مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتى بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ.([9])
فرمود: هركس قبر عمّه ام ـ حضرت معصومه سلام الله علیها ـ را با علاقه و معرفت در قم زیارت كند، أهل بهشت خواهد بود.

 

37- قالَ (علیه السلام): مَنْ زارَ قَبْرَ أخیهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَهَ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْكْبَرِ.([10])
فرمود: هركس بر بالین قبر مؤمنى حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مباركه «إنّا أنزلناه» را بخواند از شداید و سختیهاى صحراى محشر در أمان قرار مى گیرد.

 

38- قالَ (علیه السلام): ثَلاثٌ یَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ: كَثْرَهُ الاْسْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ كَثْرَهِ الصَّدَقَهَ.([11])
فرمود: سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خداى متعال مى باشد:
نسبت به گناهان و خطاها، زیاد استغفار و اظهار ندامت كردن.
اهل تواضع كردن و فروتن بودن.
صدقه و كارهاى خیر بسیار انجام دادن.

 

39- قالَ(علیه السلام): الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعینُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَكاءٌ.([12])
فرمود: انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسى كه راضى به ظلم باشد، هر سه شریك خواهند بود.

 

40- قالَ (علیه السلام): التَّواضُعُ زینَهُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَهُ زینَهُ الْكَلامِ، وَ الْعَدْلُ زینَهُ الاْیمانِ، وَالسَّكینَهُ زینَهُ الْعِبادَهِ، وَالْحِفْظُ زینُهُ الرِّوایَهِ.([13])
فرمود: تواضع و فروتنى زینت بخش حسب و شرف، فصاحت زینت بخش كلام، عدالت زینت بخش ایمان و اعتقادات، وقار و ادب زینت بخش اعمال و عبادات; و دقّت در ضبط و حفظ آن، زینت بخش نقل روایت و سخن مى باشد.


   برچسب‌ها: چهل حدیث و روایت از حضرت امام جواد, ع
   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش