من نمی خواهم جاهای دیدنی را به شما نشان بدهم بلکه میخواهم حواس شما را جمع کنم که خدای ناکرده سر شما کلاه نرود.
اول از همه هیچگاه از خدا نخواهید که ساکن مشهد بودید و هر هفته به زیارت می آمدید. ساکنین مشهد به جز تعدادی محال ممکن است ماهی یک بار هم به زیارت بیایند. بهانه هایشان هم گرفتاریهای معمول زندگی است که بی شک به شما هم که تازه ساکن مشهد شده اید سرایت میکند.
اگر با ماشین شخصی به مشهد می آیید به خاطر داشته باشید که به هیچکس در خیابان راه ندهید اگر چنین کنید در نظر اهالی شهر بهشت، شما خیلی گاگول و خپل تشریف دارید. به خانمها اصلا راه ندهید در این صورت شما دارید دختر بازی میکنید. از خانمتان که بغل دست شماست خجالت بکشید.
سر چهار راه سپر به سپر ماشین جلویی ترمز کنید. هرگز با سرعت مجاز در خیابان حرکت نکنید. پلاک ماشین خود را بکنید یا روی آن گل بمالید. سعی کنید پلاک را کسی نبیند. بیخیال پلیس شوید. چند هزار تومان جریمه ارزشش را دارد که مردم نفهمند شما شهرستانی هستید و گر نه اگر کمی شل به هم بگردید فحش و ناسزا برای اینکه خیابان را بند آورده اید از هر طرف نثارتان میشود.
اگر با تاکسی به این طرف و آن طرف میروید حتما اول با راننده سر کرایه به توافق برسید. به هیچوجه بر اساس تاکسی متر پول ندهید که جگرتان کباب میشود البته اگر تاکسی گیر آوردید. تاکسی های تلفنی سه رقمی را اصلا بیخیال شوید. اگر با اتوبوس شرکت واحد به جایی می روید اصلا با آن آقایی که پشت رل نشسته نگاه نکنید. اگر سوالی دارید از مسافران بپرسید چون شما ارث پدر آن آقا را خورده اید و هیچکس جز همان آقا از این راز بزرگ خبر ندارد.
در مورد خرید کردن و سوغاتی برای اهل و عیال بیخیال شوید و یا در موقع برگشت از پایانه های مسافربری شهر خودتان خرید کنید مطمئن باشید ضرر نمیکنید.
هنگامی که از مسافر خانه بیرون می آیید سرتان را مثل بچه خوب پایین بیندازید و به سمت حرم برویید اصلا به مغازهای دور و بر نگاه نکنید. از بقالی ها چیزی نخرید. اگر خیلی گرسنگی به شما فشار آورد با وسیله ای از محدوده حرم خارج شوید در کوچه پس کوچه های شهر یک بقالی پیدا کنید و از آنجا خرید کنید اگر حوصله نداشتید و از همان بقالی و سوپر مارکت اطراف حرم خرید میکنید به خاطر داشته باشید به قیمتها اصلا اعتراض نکنید چون وظیفه شماست که پول آب و برق و شاگردانه و اجاره مغازه وغیره... را بپردازید و در آخر از محلی به نام بازار رضا دوری کنید چون بر خلاف اسمش فقط فروشنده از خرید شما رضایت دارد. برای گشت و گذار محل بدی نیست ولی جدا به شما توصیه میکنم از خرید در این مکان صرفنظر کنید و وقتی قیمتها را ببینید و یا اگر جنسی را که به قیمت ارزان خریده اید بعدا وارسی کنید آن موقع متوجه عرایض بنده میشوید ولی حیف که پشیمانی سودی ندارد.
به خاطر همین مهمان نوازیهای بنده و همشهریهای محترمم است که طول مدت اقامت هموطنان و زوار علی بن موسی الرضا از یک هفته به دو روز کاهش پیدا کرده است.
محمود دهقان
اتاق کناری که با شیشه، دیوارش کرده بودند و بچه ها با اسباب بازی های مک دونالدی بازی می کردند آنقدر صدا تولید کرده بود که صدای ملچ و مولوچ بزرگترها و آروقهاشان تقریبا بنظر نمی رسید. بچه ها می خندیدند و از سرسره پایین می آمدند. چیزی که من هرچه فکر می کردم دلیلی برای آنهمه خندیدنش نمی یافتم.
ترجیح دادم حواسم بیشتر به صدای خوردن بزرگترها باشد که درکش برایم خیلی راحت تر بود.
نفر جلویی ام مردی بود میان سال که دختر بچه دو سه ساله اش را بغل گرفته بود. دخترک سرش را روی شانه پدر ول کرده بود و با حسرت به اتاق شیشه ای نگاه می کرد. احساس کردم تمام آرزویش از این دنیا، تنها بودن در آن اتاق است. تمام حواسش به صدای بچه ها بود و خنده هاشان. اما تلاشی هم برای ملحق شدن به جمع آنها نمی کرد. شاید هم قبلا تلاشهایش را برای رسیدن به تنها آرزویش در این عالم کرده و ثمره اش تنها نصیحت های آمرانه پدر بوده.
دلم می خواست آرزویش را برآورده کنم. چه جرمی کرده که باید از حالا صدای خوردن و آروق زدن بزرگترها را بشنود؟
با خودم خیلی کلنجار رفتم و بالاخره تقه ای روی شانه مرد میان سال زدم. لبخندی مصنوعی روی صورتم کاشتم و همچنان که با انگشت اشاره اتاق شیشه ای را نشان می دادم گفتم:
"بزار بره بازی کنه"
دخترک سرش را برداشت و از جهت انگشت منظورم را فهمید. خوشش آمده بود که کسی هم توی عالم آدم گنده ها برایش شده غول چراغ جادو.
اما پدر با نگاهی دلهره وار به اتاق و شلوغی آن تنها به گفتن "نه متشکرم"بسنده کرد.
حالا دیگر دختر تنها، من را نگاه می کرد. لبخندی زدم، با لبخندی پاسخ داد. شروع کردم به ادا درآوردن. چشمم را چپ می کردم. لبو لوچه ام را بالا و پایین می کردم. گردنم را می چرخاندم. دخترک هم بلند بلند می خندید. آنقدر که چند بار نفسش بالا نیامد. حسابی جو گیر شده بودم. بالا و پایین می پریدم. فقط چشمان او برایم مهم بود. برایم اهمیتی نداشت چشمان بزرگتری که دارند از تعجب گرد می شوند. دخترک هم با معرفت بود. بلند بلند می خندید و نگاهش را بر نمی داشت و وقتی آرام می شدم با صدایی دوباره من را به ادامه دلقک بازی تشویق می کرد.
نوبت به آنها رسید. مرد میانسال غذا را گرفت و رفت گوشه ای نشست. اما هنوز دخترک نگاهش دنبال من بود.
من از همان جا برایش ادا می فرستادم و او هم آنقدر بلند می خندید که بتوانم صدایش را بشنوم.
هات داگم را که گرفتم رفتم و روی صندلی کناریشان نشستم.
دخترک خوشحال شد که کنارش آمدم. دست بردار نبودم. یک لقمه ساندویچ و چهار پنج دقیقه ادا و مسخره بازی برای دخترک. پدرش هم از فرصت استفاده می کرد و بزور توی دهان دخترش سیب زمینی سرخ کرده می چپاند و با لبخندی هم اعلام رضایت می کرد.
تقریبا انتهای غذایم بود که دخترک آرام شد. انگشتش را طرف صورتم گرفت و خیلی جدی نگاهم کرد. دوباره ادا درآوردم ولی نخندید و انگشتش را گذاشت دهانش.
وقتی بر مسخره بازی اصرار می کردم اعصابش خرد می شد. انگشت اشاره اش را طرف صورتم پرت می کرد و دوباره توی دهانش می گذاشت.
گیج شده بودم. تمام اداهایی که تا چند لحظه پیش با آنها صدای خنده اش رستوران را برداشته بود کمترین تاثیری رویش نداشت. اصرار دخترک بر نشان دادن انگشت اشاره و بعد گذاشتنش در دهان بیشتر شده بود. نمی فهمیدم چه می خواهد.
به فکرم رسید که شاید منظورش خوردن کمی از غذای من باشد. یک دانه سیب
زمینی سرخ کرده بردم سمت صورتش ولی با پشت دست روی زمین انداخت. چیزهایی می
گفت. شاید به همان زبان عالم زر که دیگر یادم رفته بود. احتمالا فحش هم
میداده که چرا نمی فهمم زبانش را و یا چرا یادم رفته زبان مادری ام را.
حواسم را جمع کردم که چه ارتباطی بین انگشت اشاره و دهان وجود دارد. توی افکارم کمی گشتم و یک چیز دیگر یافتم.
شاید می خواهد ببوستم؟ با خنده زیر لب گفتم:
شنیده بودم دخترای امروزی زود به بلوغ فکری میرسن اما دیگه نه تو سن و سال تو.
ولی چاره ای هم نداشتم معتاد صدای خنده هایش شده بودم. حتی به قیمت نظاره کردن چشمهای بزرگترها. صورتم را نزدیک لبانش کردم آنقدر که دم و بازدم سریعش را روی گونه هایم حس می کردم. دخترک کمی مات مانده بود و بعد از چند ثانیه اصرار من بر نگه داشتن گونه هایم در کنار لبش، دو دستش را بالا آورد و چنان کوبید روی سرم که از درد دستش گریه اش بلند شد. بیچاره شوهرش...
مرد میان سال هم با نگاهی ابراز معذرت خواهی کرد و با چند بار بالا و پایین انداختن دخترک در بغلش دوباره آرامش کرد. دخترک هم سرش را ول کرد روی شانه پدر. سرم را بردم پایین و دوباره کمی ادا درآوردم اما دخترک اعتنایی نمی کرد.
ای کاش می دانستم که آرزوی الانش از دنیای آدم گنده ها چیست که برایش برآورده کنم، به هر قیمتی. اما نمی فهمیدم. غذایم هم تقریبا تمام شده بود.
لقمه آخر انگار زهر مار بود که با زور نوشابه فرستادمش پایین. بلند شدم. از صدای حرکت صندلی دخترک متوجه خیال رفتنم شد. سرش را بلند کرد. توی صورتش نگرانی موج میزد. انگار تمام غصه های عالم در دل کوچکش خانه کرده اند. لبانش نشان می داد بزحمت دارد بغضش را نگه می دارد که دوباره بالا و پایین رفتن ها در بغل پدرش را تحمل نکند.
با نا امیدی و التماس دوباره انگشت اشاره اش را بطرف صورتم گرفت و بعد هم در دهانش گذاشت.
دیگر نمی توانستم تحمل کنم. احساس گناهی مثل همان گناه های دنیای آدم گنده ها؛ داشت بیچاره ام می کرد. بسرعت به سمت درب خروج رفتم. سنگینی فشار بدرقه چشمان دخترک را به خوبی روی شانه هایم احساس می کردم. در را که باز کردم صدای گریه اش بلند شد. اما بهتر دیدم با همان پرتابهای توی بغل پدرش آرام شود.
عرض خیابان را بدون توجه به بوقهای ممتد و داد و بیدادهای راننده ها رد کردم. باید زودتر از آنجا دور می شدم. اولین اتوبوس را بدون توجه به مقصد سوار شدم و روی صندلی کنار پنجره تنم را ول کردم. سرم را گرم دنیای آدم بزرگها کردم، شاید که یادم برود انگشت کوچک اشاره اش را. شیشه تمیز بود. آنقدر سابیده بودندش که راحت می توانستم مثل آینه خودم را در آن ببینم و دیدم...
دیدم آنچه را که دخترک آنهمه نگرانش بود. انگشت اشاره ام را بالا آوردم. لکه سس گوجه فرنگی را از چانه ام گرفتم و توی دهانم گذاشتم.
فکر می کنید بوی بدن انسان، در بین موجودات دیگر چه رتبه ای را دارد؟ شاید شما هم جز آن دسته افرادی باشید که با شنیدن این جمله زیاد تعجب نکنید: بویی که حاصل از تعرق پوستی بدن انسان است، از بدبوترین بوهای بدن در بین موجودات زنده روی زمین است!
به گزارش دیسکاوری ، بوی تند بدن عرق کرده یک انسان بزرگسال در قلمرو جانوران منحصر به فرد است. یکی از دلایل این مسئله این است که تقریبا ما در تمام قسمت های پوست بدن تعریق داریم و همزمان با بوی عرق ما، موجودات دیگری که روی پوست ما زندگی می کنند هم از خود بویی متساعد می کنند که به بوی بدن ما اضافه می شود.
به گفته محققین، بوی منحصر به فرد بدن انسان دست کم دو نوع پشه را جذب می کند. بنابراین فهمیدن این که چه چیزی در عرق انسان وجود دارد که حشرات را جذب می کند، ممکن است در آینده به پیشگیری از انتقال بیماری هایی مانند مالاریا و تب زرد کمک نماید.
روی پوست ما، موجودات ریزی زندگی می کنند که از مواد موجود روی پوست و درون عرق، برای متابولیسم خودشان استفاده می کنند. این موجودات ریز یا میکروارگانیسم ها، مواد غیرفرار را به مواد فرار تبدیل می کنند.
رنیت اسمالگنگ از دانشگاه ویگنینگن به اتفاق همکارانش در مطالعه تازه خود، ساختار شیمیایی عرق بدن انسان را مورد بررسی قرار داده است. آن ها بر این باورند که مواد فرار مرتبط با عرق از مهم ترین جذب کننده های حشرات ناقل بیماری های خطرناک هستند.
اما عرق بدن انسان از چه موادی تشکیل شده است؟ در واقع عرق بدن ترکیبی است از دی اکسید کربن، آمونیاک، اسید لاکتیک و هفت اسید کربوکسیلیک دیگر که همین هفت تا، بوی عرق را به وجود می آورند. به گفته محققین بوی این مواد خیلی برای پشه ها جذاب است.
البته ما دلمان نمی خواهد که در قلمرو حیوانات، لقب بدبوترین را داشته باشیم و خیلی دوست داریم که این لقب را به موجود دیگری بدهیم، اما مطالعات پیشین همه نشان داده اند که پرنده ها و سایر پستانداران، کم تر از ما مواد فرار در عرق خود دارند و به همین دلیل هم عرق بدن آن ها به اندازه عرق بدن انسان بو ندارد. برای مثال، محققین لابه لای پرهای مرغ یا بین موهای زرافه فقط چند اسید کربولیک پیدا کردند.
در مطالعه جدید، محققین، مقدار فعالیت، توزیع و میزان ترشح غدد پوستی را بین انسان و سایر نخستی ها مقایسه کردند. بر اساس این بررسی ها، اگر توزیع غدد را در نظر بگیریم، بوی بدن انسان باید بیشتر شبیه به بوی بدن شامپانزه ها و گوریل ها باشد. اما عرق آن ها با ما فرق دارد: در عرق گوریل ها و شامپانزه ها میزان زیادی روغن وجود دارد که احتمالا برای حفظ موهای روی پوستشان است. اما از بدن انسان بزرگسال دائما آب، پروتئین، آمینو اسیدها، اوره، آمونیاک، اسید لاکتیک و نمک های مخصوص دفع می شود که اغلب این مواد فاسد می شوند. در دوران بلوغ غدد ترشح کننده این مواد می رسند و منبع تجمع باکتری ها می شوند. برای همین بوی بدن کودکان تند نیست. اما پشه های بدسلیقه به عرق شیرین تر نوزادان و کودکان علاقه کمی دارند و بوی بدن بزرگ ترها را ترجیح می دهند!
البته بوی بدن انسان با بلوغ جنسی و انتخاب همسر هم مرتبط است. دانشمندان معتقدند ما انسان ها حتی می توانیم فقط از روی بوی دست، بوی بدن خود را شناسایی کنیم.
به علاوه برخلاف باورهای پیشین، بوی بدن مردها تندتر یا شدیدتر از زن ها نیست، چون میزان مواد بودار در عرق زن و مرد مساوی است و اگر می بینید مردها بیشتر عرق می کنند، بدانید که احتمالا فقط آب بیشتری دفع می کنند.
مطالعات نشان می دهند که پشه ها و حشراتی هستند که جذب دی اکسید کربن می شوند. برخی از آن ها به خاطر دی اکسید کربن موجود در بازدم به سراغ انسان می آیند و بسیاری از حشره هایی که خون می مکند، جذب مواد بودار عرق می شوند.
شاید مطالعات آینده بتوانند ما را از شر موادی در عرق بدن که حشره های خون خوار را به سمتمان می کشند نجات بدهند. به علاوه شاید بتوان از بوی عرق بدن انسان برای جذب پشه ها به سایر موجودات و در نتیجه انجام مطالعات بیشتر بدون قربانیان انسانی استفاده کرد.
به گزارش فارس، مهین زارع در جمع مدیران با اشاره به اهمیت ازدواج و نقش آن در تکامل جوانان، اظهار داشت: امروزه و طی سال های اخیر این مقوله در کشور بعضا دچار تحولاتی شده است که در این راه همواره شاهد فراز و نشیب هایی هستیم.
وی افزود: دین مبین اسلام دستورات متعدد و سفارشات متنوعی را در مورد ازدواج و اهمیت آن به مسلمانان سفارش کرده و در همین راستاست که تا می توانیم باید جامعه را در راستای ازدواج آگاهانه، آسان و بموقع راهنمایی کنیم.
معاون سازمان ملی جوانان هرمزگان در ادامه با بیان اینکه این سازمان به همراه تشکل های مردم نهاد طی سال جاری برنامه های متعددی را در راستای ترغیب هر چه بیشتر جوانان به ازدواج و پایداری ازدواج ها اجرایی کرده، اضافه کرد: امید است با توجه بیشتر در برنامه های کلان به سازمان های مردم نهاد شاهد حصول نتایج هر چه بهتر در این راستا باشیم.
زارع در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به علل ناپایداری برخی از ازدواج ها و افزایش آمار طلاق در استان یادآور شد: علل متعددی به عنوان عوامل طلاق و جدایی زوجین در سال های اولیه زندگی تا کنون احصا شده که در این میان باید با رصد و سنجش دلایل نسبت به تقلیل و ارائه راه حل ها کوشا باشیم.
این مسئول با اشاره به پدیده ازدواج های غیرقانونی ادامه داد: در سال های گذشته مشاهده می شد که برخی از اتباع خارجه و به ویژه افاغنه غیرمجاز اقدام به ازدواج با اتباع ایرانی می کردند که حاصل این امر در بعد قابل توجهی گسترش زنان و کودکان بی سرپرست است.
معاون سازمان ملی جوانان هرمزگان با بیان اینکه در پی اطلاع رسانی و ارتقای درک جامعه از تبعات نامطلوب ازدواج های غیرقانونی با اتباع غیرمجاز افاغنه شاهد فروکش کردن این نوع ازدواج ها طی سال های اخیر در استان هستیم، در ادامه سخنان خود نسبت به تغییر هویت برخی از اتباع چینی برای ازدواج با دختران ایرانی در قشم هشدار داد و افزود: اتباعی از کشور چین در قشم حضور دارند که با تغییر هویت خود با دختران ایرانی ازدواج می کنند که به نظر می آید باید در این بخش پیشگیری های لازم به عمل آید چرا که در صورت گسترش این پدیده باید شاهد تولد فرزندان بی هویت و بی سرپرست در اینگونه مناطق باشیم.
زارع اضافه کرد: ارتباط حوزه اجتماعی سازمان ملی جوانان را که نگاه می
کنیم مشاهده می شود گزارش هایی مبنی بر این وجود دارد که جوانان و کودکانی
هستند که به دلیل عدم مشخص بودن هویتشان نمی توانند در مراکز آموزشی و
سوادآموزی حضور یابند.
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: دوپینگ در ایران با مشکلات خاصی همراه است که از آن جمله می توان به عدم مشاوره ورزشکاران با افراد مطلع و اخذ اطلاعات غلط از افراد ناآگاه و سودجو، شیوع بالای مصرف دارو در ورزشکاران آماتور، استفاده از داروهای غیرمتناسب با نوع ورزش و داروهای پرعارضه و استاندارد نبودن مکمل های ورزشی در کشور اشاره کرد.
دکتر فرزین حلب چی ادامه داد: با توجه به شیوع بالا و خطرات مصرف داروهای غیرمجاز برای سلامت مردان، باید به عوارض جانبی داروهای پرمصرف در کشور یعنی استروئیدهای آنابولیک، محرک ها، هورمون رشد و داروهای ادرارآور توجه ویژه ای شود.
وی درباره عوارض جانبی استروئیدهای آنابولیک ابراز داشت: استروئیدهای آنابولیک از مشتقات هورمون مردانه تستوسترون هستند که در ورزشکاران با هدف افزایش وزن، حجم و قدرت عضلات مورد سوء استفاده قرار می گیرند. بعضی از عوارض جسمانی و روانی سوء مصرف این ترکیبات در بین دو جنس یکسان و مشترک است.
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه داد: عوارض استفاده از این دارو شامل مواردی همچون عوارض قلبی عروقی، افزایش فشار خون، تجمع آب در بدن، افزایش خطر تشکیل لخته در بدن، افزایش چربی بد و کاهش چربی خوب خون، افزایش غلظت خون، اختلال در عضله قلب، به هم خوردن ریتم طبیعی قلب، افزایش خطر سکته قلبی و خطر مرگ ناگهانی است.
بنابراین با توجه به عوارض جانبی متعدد و خطرناک داروهای غیرمجاز و عدم
دستیابی ورزشکاران به فواید مورد انتظار، استفاده از این داروها جنبه های
مهمی از سلامت مردان را چه در زمان مصرف و چه سال ها پس از مصرف، مورد
تهدید قرار می دهند و ورزشکاران باید از مصرف این مواد خطرناک خودداری
کنند.
این سوتی ها خیلی زود فراموش میشوند ولی اگر فرد مشهوری باشد ممکن سوتی او حتی در تاریخ ثبت شود.
وزن اطلاعات
با بالا رفتن سن، وزن هم بیشتر میشود چون به اطلاعات موجود در مغز اضافه میشود!
ولید دیواک قایق سوار لس آنجلسی
به ترتیب
بر اساس حروف الفبا به ترتیب قد بکشید!
کیسی استنگل از بزرگان بیسبال
کاربرد مخالفت
اگر شما با من مخالفت نکنید از کجا می توانم بفهمم که حق با من است؟
سامویل گلدوین سینماگر معروف خطاب به سیدنی کینگزلی نویسنده
شش یا هشت
پیتزا فروش: پیتزاتون رو شش تیکه کنم یا هشت تیکه؟
دن اوسینسکی: بهتره شش تیکه کنین فکر نمی کنم بتونم هشت تا تیکه رو بخورم!
دن اوسینسکی بازیکن بیس بال تیم رد ساکس
گذشت
مردم فیلیپین زیبایی می خواهند من مجبورم زیبا به نظر بیایم تا مردم بیچاره فیلیپین ستاره ای داشته باشند تا از محله های فقیر نشین به او نگاه کنند!
ایملدا مارکوس همسر رئیس جمهور فیلیپین
عطر بوگندو
اوه عزیرم چه بوی گند خوبی می دهی!
مایکل کرتیز کارگردان سینما خطاب به هنر پیشه زنی که خودش را معطر کرده بود
زندگی مرده ها
آنهایی که از زلزله سانفرانسیسکو جان سالم به در برده اند خدا را شکر می کنند که زنده ماندند اما بدون شک آنهایی که مرده اند دیگر هرگز زندگیشان مثل قبل نمی شود!
باربارا باکسر نماینده کالیفرنیای امریکابه گزارش بانکی دات آی آر، با داستان 10 تولد جالب و عجیب در دنیا آشنا خواهیم شد.
1. زنی که سه فرزند خود را در روزهای 10/10/2010 و 9/9/2009 و 8/8/2008 به دنیا آورده است!
خانواده میشیگان تولد فرزندان خود را که به ترتیب دختر بزرگشان در
تاریخ 8/8/2008 و سپس پسرشان را در تاریخ 9/9/2009 برگزار می کنند، در عین
ناباوری دختر و فرزند سوم آنان در تاریخ 10/10/2010 به دنیا می آید. اتفاقی
که در هر 50 میلیون نفر برای یک نفر ممکن است اتفاق بیافتد.

2. نوزادی که در ساعت 11:01 در تاریخ 01/11/2011 به دنیا آمده است!
خانمی در مینستوتای آمریکا فرزندش را دقیقا در ساعت 11 و یک دقیقه روز سه شنبه در تاریخ 1/11/2011 به دنیا می آورد. تصاویر ضبط شده از لحظه تولد این نوزاد نیز این امر را تایید می کند که وی دقیقا در ساعت مورد اشاره به دنیا آمده است.

3. دو خواهر دو قلویی که در یک روز و در یک بیمارستان صاحب فرزند شده اند.
این دو خواهر دو قلو که با یکدیگر بسیار صمیمی بودند بهترین لحظه زندگی خود را با هم سهیم شدند. فاصله تولد فرزندان این دو خواهر دوقلو تنها 14 دقیقه بوده است.

4. پنج عضو یک خانواده صاحب یک تاریخ تولد هستند.
در یک اتفاق عجیب و از روی شانس و یا یک برنامه تصادفی پنج نفر از اعضای یک خانواده در یک تاریخ به دنیا آمده اند. کوچکترین عضو این خانواده که هم اکنون میلا نام دارد در تاریخ 29 مارچ همچون سایر اعضای خانواده اش به دنیا آمده است.

5. زنی که خود برای به دنیا آوردن فرزندش به تنهایی اقدام به سزارین کرد!
خانم اینس رامیز تنها زنی است که شخصا اقدام به سزارین کرده و این کار را با موفقیت به پایان برده است. او که به علت فقر و دوری مسافت از اولین درمانگاه آن هم در گذر از راه های سخت العبور، مجبور به این کار شده بود در زیر تنها نور مهتاب شب و در شبی سخت این اتفاق را به صبح می رساند و زمانی که کمک به وی می رسد او هوشیار در کنار نوزاد به دنیا آمده اش دراز کشیده بود.

6. زنی که سه ساعت پس از تشخیص باردار بودن وی، فرزندش را به دنیا آورد.
در تمام طول بارداری بلیندا ویت با مراجعه به بیمارستان محلی از ناراحتی و حال خود شکایت داشت، اما پزشکان بیماری او را یک ورم مزمن تشخیص داده بودند. تا شب به دنیا آمدن دختر کوچک سالم آن ها می رسد. در آن زمان هم پزشک تشخیص بارداری سه ماه را می دهد. در حالی که سه ساعت پس از این تشخیص نوزاد سالم دختر به دنیا می آید. البته این امر برای بلیندا بسیار غیر منتظره و شوک آور بود.

7. دو قلو هایی که تنها به فاصله یک دقیقه از هم به دنیا آمده اند اما در سالهای متفاوت!
یک زوج جوان آمریکایی در آخرین دقایق تحویل سال 2010 میلادی صاحب فرزند پسر خود شدند. در حالی که در آغاز سال 2011 پسر دوم این زوج به دنیا آمد. ساعت 11:59 شب آخر سال مدیسون کارین به دنیا آمد و در ساعت 12 همان شب یعنی در ورود به سال 2011 آیدن اورت به دنبال برادرش پا به این دنیا گذاشت.

8. مادری که اول صاحب یک فرزند، سپس دوقلو و پس از آن سه قلو می شود.
جالب تر از آنچه که به دنیا آوردن این فرزندان داشته است، رعایت توالی این حادثه نیز هست.

9. زوجی که دوبار صاحب فرزندان دوقلو آن هم دوقلو های سیاه و سفید پوست شدند.
فرزندان این زوج انگلیسی یک بار با وجود تفاوت در رنگ پوست و چشمانشان تعجب و شگفتی بسیاری را بر انگیخته بودند. اما به دنیا آمدن مجدد فرزندان دوقلوی آنان برای بار دوم، تنها نکته متعجب کننده برای آنان نبود، که تکرار تفاوت نوزدان دوقلو به همان شکل در رنگ پوست و رنگ چشمان بیش از گذشته آنان را شگفت زده کرد.

10. مادری که فرزندی تقریبا در اندازه خود به دنیا آورد!
استیسی هرالد که خود از بیماری کوتولگی رنج می برد، فرزندی سالم به دنیا آورد که چندان اندازه قدش با مادرش تفاوت نمی کند!

گربه ها معمولا به صفت های خوبی معروف نیستند! خیلی ها بر این باورند که گربه فقط برای گرفتن غذا و توجه، به صاحبش اهمیت می دهد و رابطه اش با انسان فراتر از این ها نمی رود. اما به نظر می رسد که این افراد سخت در اشتباه هستند و رابطه گربه ها با انسان ها خیلی پیچیده است. به خصوص اگر صاحب گربه زن باشد، این رابطه خیلی جدی تر هم می شود.
به گزارش دیسکاوری ، مطالعات جدید محققین نشان می دهد که دلبستگی گربه ها به انسان ها و به خصوص به زن ها، به عنوان یک شریک اجتماعی، خیلی فراتر از یک تلاش ساده برای دریافت غذاست. این مطالعه، اولین مطالعه ای است که جزییات پویایی های زیرین ارتباط گربه و انسان را بررسی می کند و نشان می دهد که این روابط چه قدر به روابط انسانی شبیه هستند، تا جایی که می توان گفت گربه ها در بسیاری از موارد درست مثل کودک انسان رفتار می کنند.
جان دی، از محققین مرکز تغذیه حیوانات خانگی والثم، در این مطالعه شرکت داشته است و در این باره می نویسد: «معمولا از غذا به عنوان پاداش رفتار محبت آمیز استفاده می شود و ارتباط انسان ها و گربه ها در مورد غذا، خیلی به ارتباط نوزادانی که زبان باز نکرده اند با مراقبینشان شبیه است. هم گربه ها و هم نوزادان دست کم با زمان غذا خوردن و نوع غذا تحت کنترل مراقب در می آیند.»
برای این مطالعه که به سرپرستی کرت کوترشال از دانشگاه وین انجام شد، ارتباط 41 گربه با صاحبانشان ضبط و بررسی شد. سپس در دوره های زمان بندی شده مشخصی، رفتار گربه و مراقبش مورد بررسی قرار گرفت. حتی شخصیت مراقب و گربه هم در یک آزمایش جداگانه سنجیده شد. فکر می کنید شخصیت گربه را چه طور سنجیدند؟ در واقع محققین گربه را در شرایطی قرار دادند که تنها بود و یک عروسک جغد از بالای دیوار با چشمان باز و بزرگ به او نگاه می کرد. آن ها گربه را غافل گیر می کردند و عکس العمل های او را ثبت می کردند.
در بین مردان، گربه طرفداران زیادی دارد. اما به نظر می رسد که گربه ها، چه نر باشند و چه ماده، زن ها را ترجیح می دهند. یکی از نتایج جالب این مطالعه این است که گربه ها بیشتر به مراقبین زن خود نزدیک می شوند و رفتارهایی مثل این که روی پاهای مراقب بپرند را بیشتر در مورد زن ها انجام می دهند. از طرف دیگر هم زن ها در مقایسه با مردها، رابطه قوی تری با گربه هایشان دارند.
همچنین به نظر می رسد که گربه ها محبت را فراموش نمی کنند و اگر به آن ها لطفی کنید، بعدا جبران می کنند. بنابراین اگر با خواسته های گربه راه بیایید و به نیازهایش آن طور که دوست دارد رسیدگی کنید، در زمان دیگری گربه سعی می کند مطابق میل شما رفتار کند. البته گربه ها معمولا در برقراری ارتباط مرزی دارند در حالی که مراقبین دوست دارند با گربه یک ارتباط اجتماعی داشته باشند.
در نهایت نتایج این مطالعه نشان می دهد که گربه براحتی می تواند هم برای مردان و هم برای زنان دوست خوبی باشد. رابطه گربه و انسان ویژگی هایی مثل جذابیت دوطرفه، سازگاری شخصیتی، تسهیل تعامل، ابراز محبت و ایجاد حس اجتماعی را شامل می شود. یک انسان و یک گربه می توانند کاملا دو طرفه تعاملات خاص و پیچیده ای بین خود برقرار کنند و درک متقابلی از تمایلات و ترجیحات یکدیگر نشان بدهند.
سگ هايي که مدال تمدن اند!؟
افزايش نگرانکننده بانوان و آقايان سگباز در خيابانها

قيمت اين سگهاي تزييني که مدل پشمالو و پاکوتاه آن بيشتر مورد علاقه تهرانيها قرار گرفته، از قيمت يک ميليون و پانصد هزار تومان آغاز شده، تا حدود چهار ميليون تومان در بازار عرضه ميشود که بسته به داشتن گذرنامه ! کارت واکسن و... اين مبلغ متغير است که البته اين مبلغ درباره سگهاي بزرگ و از نژادهاي هيکلي و قدرتمند از سه ميليون آغاز و تا 15 ميليون قيمت دارد.
از حدود يک سال پيش و به دنبال بيتوجهي نهادهاي فرهنگي و اجتماعي کشور، فروش حيوانان خانگي به ويژه سگ در شهرها به ويژه در تهران به طرز نگرانکنندهاي افزايش يافته، به گونهاي که نمود آن به راحتي در خيابانهاي شهر و نيز درون برخي اتوموبيلها کاملا مشهود است.
، قيمت اين سگهاي تزييني که مدل پشمالو و پاکوتاه آن بيشتر مورد علاقه تهرانيها قرار گرفته، از قيمت يک ميليون و پانصد هزار تومان آغاز شده، تا حدود چهار ميليون تومان در بازار عرضه ميشود که بسته به داشتن گذرنامه ! کارت واکسن و... اين مبلغ متغير است که البته اين مبلغ درباره سگهاي بزرگ و از نژادهاي هيکلي و قدرتمند از سه ميليون آغاز و تا 15 ميليون قيمت دارد.
در اين باره، مجيد، يکي از فروشندگان حيوانات خانگي گفت: حسادت به هنگام خريد حيوانات خانگي به ويژه سگها کاملا مشهود است، به گونهاي که گاه برخورد ميکنيم بانواني ـ که حتي همراه خانواده خود براي خريد سگ مراجعه کردهاند ـ اظهار ميکنند سگ فلاني، فلان قيمت و با اين مشخصات است، پس سگ من بايد بهتر باشد.
اين در حالي است که برخي از اين افراد، اصلا هيچ اطلاع از نحوه مراقبت از حيوانات خانگي نداشته و بارها نيز شاهد مراجعه آنان به هنگام بيماري و حتي مرگ حيواناتشان بودهايم که اين نشان از اين دارد که متأسفانه اين حيوانات خانگي، به ابزاري براي نشان دادن تمدن و کلاس و اشرافيگري تبديل شده که پس از مدتي نيز خانوادهها از اين تب ميافتند.

گذشته از مراکز و کلينيکهاي دامپزشکي که حتي شبانهروز و تلفني مشغول به کار هستند، آرايشگاهها و مکانهايي براي اين حيوانات مانند مهدکودک ايجاد شده که در اين زمينه فعاليت ميکنند؛ براي نمونه، هزينه يک بار آرايش سگ و رنگ ناخن و ... از دستکم پانزده هزار تومان گرفته تا دويست هزار تومان نيز ميرسد و اين در حالي هست که مراجعان با کمال ميل اين مبالغ را پرداخت ميکنند؛ البته غذاي سگ، شيريني، شير و داروهاي اين حيوانات و آويزهايي که به اين سگها ميآويزند، خود از لحاظ مالي و هزينهاي، جايگاه ويژهاي دارد که کار هر کسي نيست خرمن کوفتن!
رفتار افرادي که مانند غربيهاي متمدن! حيوانات خانگي به ويژه سگ را با آرايشهاي جالب در خيابانها و آن هم با تفاخر ميگردانند، نه تنها موجب جريحهدار شدن عفت عمومي بلکه باعث ترس و دلهره ديگر عابران و مردم ميشود که گاه به دعوا و بحث نيز ميانجامد؛ اما اين سگداران بدون هيچ ابايي با سگهاي خود ـ چه در اتومبيل و چه در خيابان و پارکها ـ مشغول گشت و گذار هستند و اين در حالي است که مسئولان برخورد با مظاهر، بدحجابي و بيحجابي را اولويت کار خود قرار داده و با اين مسائل که به مراتب بيشتر از بدحجابي، جامعه و فرهنگي غني ايران را مورد تعرض قرار داده و عفت عمومي را جريحهدار ميکند، هيچ برخوردي نداشته و واکنشي نشان نميدهند!

دکتر مجيد ابهري، متخصص علوم رفتاري نيز درباره رشد پديده سگبازي در جامعه گفته است: نگهداري سگ ميتواند نشانهاي از خلأ فرهنگي و پارهاي از عقدههاي روحي و رفتاري و کمبودهايي در زندگي شخصي باشد. از سوي ديگر، وابستگي عاطفي به اينگونه حيوانات به ويژه در کودکان و نوجوانان منجر به بروز ضربههاي روحي شديدي به آنها ميشود و حتي در مواردي که به دلايلي از جمله مرگ، حيوان از صاحبش دور ميشود، اين ضربات روحي جبرانناپذير خواهد بود.
نگهداري از سگ، نشانهاي از کمرنگ شدن اعتقادات و باورهاي مذهبي است.گفتني است، پيشتر به دليل ممنوعيتها، قبحي که در جامعه بود اين بود که دارندگان سگها، اواخر روز و به هنگام غروب و بيشتر شبها به خيابانگردي و گشت و گذار ميآمدند اما هماکنون و متأسفانه، قبح و مسائل عرضي جامعه به کنار رفته و اين افراد اين گونه پردهدري ميکنند!
منبع : تابناک
.:: This Template By : web93.ir ::.