+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.

وقتی پیرمرد طمع کار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشنهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت: اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود...

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود.

در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت!

سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد. تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد:

1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.
2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.
3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.

لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد. به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید؟!

و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:

دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود. در همین لحظه دخترک گفت: آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است!

و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است. نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود.

1ـ همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.
2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم.
3ـ هفته شما می تواند سرشار از افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه باشد.


   
+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
بعضی افراد فکر می کنند اغلب مردم خودخواه و احمقند. تعجبی ندارد اگر مردم از آنها خوششان نیاید. اما نحوه قضاوت ما درباره سایر افراد، می تواند بسیار بیشتر از آنچه فکر می کنیم بیانگر شخصیت خودمان باشد!

به گزارش ساینتیفیک آمریکن ، نتیجه مطالعه مشترکی که در دانشگاه ویک فارست، دانشگاه نبراسکا و دانشگاه واشینگتن انجام شده، نشان می دهد دانشجویانی که بیشتر تمایل دارند در خصوص همسالان خود مثبت اندیش باشند- یعنی دوستان خود را افرادی قابل اعتماد، مودب و از نظر احساسی باثبات می دانند- رضایت بیشتری از زندگی خود دارند، کمتر دچار افسردگی می شوند و حتی نمرات بهتری در امتحانات خود می گیرند.

به طور کلی، زنان بیشتر از مردان نظر مثبتی نسبت به دیگران دارند. نتایج بررسی بر روی گروهی از داوطلبان هم کلاسی نشان داد افرادی که با دید مثبت به دیگران نگاه می کنند، احتمال بیشتری دارد که از سوی همسالان خود مورد توجه قرار گیرند و از نظر آنها به عنوان افرادی خوش مشرب، باوجدان و با احساس شناخته می شوند.

از طرف دیگر، افرادی که نظر منفی نسبت به دیگران دارند احتمال بیشتری دارد که اشخاصی نامطبوع، ضد اجتماعی و خودخواه باشند. داستین وود، روانشناس و سرپرست گروه تحقیقاتی می گوید: «شما می توانید تنها با توجه به اینکه یک فرد چطور دیگران را توصیف می کند، نکات مختلف زیادی درباره یک شخص بفهمید. ثبات این تمایلات نشان می دهد که آنها به صورت لنزهایی عمل می کند که تجربیات شما را درباره دیگران پررنگ یا کم رنگ می کنند.»

به گفته وود، این بدان معنی است که درک و شناخت یک فرد از دیگران، به سختی تغییر می کند.


   
+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
از جمله رسالت هایی که یک رسانه به عنوان چشم بیدار جامعه دارد، یادآوری نقاط قوت و ضعفی است که در همه حوزه های رفتاری آحاد جامعه ـ چه آنان که رسما مسئولیتی دارند و چه آنان که هرچند رسما مسئولیتی ندارند، به عنوان عضوی از یک اجتماع انسانی در قبال حقوق خود وظایفی نیز دارند ـ در جریان است و رسانه برای اصلاح عیوب و نواقص از یک سو و تقویت نقاط قوت از سوی دیگر، وظیفه دارد دست کم این مسائل را بازگو و حتی الامکان پیگیری کند.

به گزارش «تابناک»، مطلب زیر، ماجرای یک رخداد واقعی است که برای یکی از همکاران رسانه ای ما ـ البته در رسانه ای دیگر ـ افتاده، که با وجود اذعان به تمام زحماتی که خدمتگزاران مردم در نهادی چون نیروی محترم انتظامی متحمل می شوند، به حکم وظیفه در راستای بیان برخی کاستی ها به امید اصلاح، آن را منتشر می کنیم:

اینجا ایران است. شما در پایتخت ایران یعنی تهران زندگی میکنید. صبح را مانند تمام روزهای دیگر آماده رفتن به محل کار، دانشگاه، مدرسه و یا هر جای دیگری که مقصد نام دارد، میشوید؛ اما امروز شما دو اتفاق را خواهید دید که یکی تکراری است و دیگری برای شما تازگی دارد.

 

پرده اول (اتفاق اول):

از در مترو مصلی خارج میشوید و به خیابان شهیدان قنبرزاده میرسید، باز هم مانند هر روز این خیابان را تا «خرمشهر» پیاده میروید و باز هم در راه، مأموران راهنمایی و رانندگی را میبینید که خیابان سه بانده قنبرزاده را مانند تنگه هرمز و شاید هم کانال سوئز کرده و نزدیک به هفت تا هشت مأمور با دو اتومبیل، در حال برخورد قاطع با متخلفین هستند که تخلفشان، پلاک اتومبیلشان است، اگر امروز زوج باشد، فردها متخلفند و اگر فرد باشد، زوجها متخلف.

هرچند قاطعیت مأمورین را در اجرای قانون که مطمئنا در راستای تأمین منافع من و هر شهروند دیگری است، در دل تحسین می کنی، باز هم دلت طاقت نمی آورد و در مورد برخی برخوردها با رانندگان ـ که شاید طبیعی هم باشد ـ با سلام و عرض خسته نباشید، یکی دو نکته را به مأمورین یادآور می شوی... .

تا اینجا احساس نسبتا خوبی داری و پیش خودت می گویی، اگر همه افراد جامعه وظیفه خود را در قبال جامعه درست انجام دهند، چه اتفاقات خوبی می افتد و عمل به قانون، سرانجام سود کلانی را نصیب کل جامعه می کند.

پرده دوم (رخداد دوم):

ساعت بیست و سی دقیقه شب است. اذان دقایقی پس از ساعت 18 گفته شده است. این بار راه برگشت را مترو شهید بهشتی انتخاب میکنی و خودت را از خیابان خرمشهر به قنبرزاده و از قنبرزاده به شهید بهشتی میرسانی. دو نفر از دوستانت هم تو را در این راه همراهی میکنند و هر سه نفر شما با کیفهای حامل لپ تاپ خسته از فعالیت روزانه راهی منزل هستید.

چند ده متر تا مترو شهید بهشتی فاصله است که میبینی سه موتور سیکلت اندکی جلوتر از شما توقف میکنند و خیلی عادی به شما سه نفر خیره میشوند. روی هر کدام از موتورها دو انسان ورزیده جلوس کرده و البته قیافه هایشان به دکتر و مهندس نمی خورد!

قدری جلوتر هر شش نفر قمه ها و چاقوهایشان را زیر گلوی شما گذاشته و یا در جایی میان آسمان و زمین در حال چرخاندن آنها هستند. شما درمانده و بی پناه هستید و ناچار به پذیرش درخواست معقولانه آنان میشوی! که البته چاشنی فحش را به همراه داشت و خدا را شکر جیغ و داد زنان و دختران اجازه شنیدن این الفاظ را به کسی نمیداد، وسایل و زندگی ات را به آنان میسپاری و دعای خیرت را بدرقه راهشان میکنی!

دقایقی بعد، مردم تو را مجاب میکنند که با پلیس 110 تماس بگیری و تو که به دلیل برخی تجربه های دیگر از این کار خودداری می کنی، بالاخره این کار را انجام میدهی؛ پلیسی که قرار است، به قول سردار رادان هیمنه نیروی انتظامی را به رخ دزدان و قاتلان بکشد... .

ناامیدانه تماس میگیری و در عین استرس و وحشت میگویی: سلام، من و دو دوستم... و در پایان این را هم اضافه میکنی که توقع اعزام نیرو نداری و تنها در باب اطلاع رسانی تماس گرفته ای.

آن آقایی که احتمالا در یک ساختمان گرم و راحت دارد به تلفن شما پاسخ میدهد، میگوید: شما سرجایتان باشید، من نیرو می فرستم تا صورت جلسه کنند، حتما همان جا بمانید، آدرستان دقیقا کجاست؟

بیست دقیقه میگذرد و لرزش ناشی از سرما بر رعشه ناشی از ترس و استرس دوچندان میشود. باز با «110» تماس میگیرید و شرح ماجرا می دهید و باز وعده اعزام نیرو را میشنوید.

ده دقیقه دیگر می گذرد.

برای بار سوم... بیست دقیقه دیگر میگذرد.

و این بار برای دفعه چهارم و پنجم تماس میگیرید، ولی کسی صدای شما را نمیشنود، فقط صدایی سرد و بیروح از پشت گوشی در برابر این گفته شما که روزنامه نگار هستید، میگوید: خب، پس سیاسی هستید برای همین شما را... .

تو بی خیال می شوی و به سمت خانه به راه می افتی، در راه خانه و در تاکسی نشسته ای که با شماره‎ای پنج رقمی یا کمتر و بیشتر، در هر صورت غیر استاندارد با شما تماس میگیرند و احتمالا با قیافه ای حق به جانب ـ چون صدایش گواه بود ـ به شما میگوید: آقا الآن نیروی ما اومده بهشتی، چرا شما نیستید؟!

و شما متحیر از این سرعت عمل یک ساعت و ده دقیقه ای نیروی انتظامی می مانید چه بگویید... و شاید تنها چیزی که به ذهنت راه می یابد، اینکه فرق رفتار پرسنل یک مجموعه، در این دو رخداد چیست و چرا در پرده اول، آن همه قاطعیت، ولی در پرده دوم... و بعد اینکه با خودت می گویی، من که به خیال خودم خبرنگارم و شاید دستم بیشتر به جایی بند باشد وضعیتم این است؛ وای به حال... .

من، میثم تولایی، همه این اتفاقات روز گذشته برایم پیش آمد و هنوز هیچ شکایتی و هیچ صورت جلسه ای از شب گذشته توسط نیروی انتظامی و دستگاه قضایی برایمان تنظیم نشده است... .


   
+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
آیا می دانید آبجو (بدون الکل) یا همان ماءالشعیر تا چه میزان برای عملکرد ارگان های مختلف بدن مفید است؟

در متن ذیل نوشیدن آبجوی بدون الکل یا ماء الشعیر  مد نظر بوده و توصیه می شود. الکل در نوشیدنی ها، ماده ای مضر برای سلامتی است. الکل حلال چربی و غشاء سلولهای عصبی بوده و موجب پاره ای اختلالات عصبی از سنین میان سالی به بعد می شود.

 1- ضد سکته قلبی

شانس سکته قلبی در کسانی که آبجو می نوشند بین 40 تا 60 درصد کمتر از کسانی است که لب به آبجو نمی زنند. نوشیدن نیم لیتر آبجو در روز میانگین این تحقیق می باشد.

2- ضد لخته شدن خون

مواد سازنده آبجو از شما در مقابل لخته شدن خون محافظت می کنند.

3- ضد فشار خون

نتیجه آخرین تحقیقات محققین هلندی و دانشگاه هاوارد ثابت می کند که نوشیدن مقدار کم آبجو فشار خون شما را تحت کنترل نگاه می دارد.

4- ضد دیابت

نوشیدن آبجو می تواند از دیابت جلوگیری کند. آبجو خورها بندرت دچار مرض قند می شوند.

5- دوای حافظه

آبجو می تواند حافظه را تقویت کند، کسانی که آبجو می نوشند، کمتر به بیماری آلزایمر مبتلا می شوند.

6- محافظ استخوان

آبجو تاثیر مثبت در استحکام استخوان ها داشته و از پوکی استخوان جلوگیری می کند.

7- طولانی کننده عمر

کسی که یک تا دو گیلاس آبجو در روز می نوشد، عمر طولانی تری خواهد داشت.

8- ضد اسهال

اسید و میکروب های آبجو مانع از فعالیت میکروب های بوجود آورنده دل پیچه و اسهال می شوند.

9-  ضد استرس

محققین دانشگاه مونترال تائید کرده اند که چند گیلاس آبجو در روز فشار ناشی از کار و مشکلات روزانه را سبک می کند. کسانی که آبجو نمی نوشند بسیار بیشتر دچار استرس هستند.

10- ضد سنگ کلیه و مثانه

محققین فنلاندی مدعی هستند که منیزیم آبجو شانس ابتلا به سنگ کلیه را تا 40 درصد کاهش می دهد.

11- داروی بی خوابی

یک گیلاس آبجو در شب می تواند به جای قرص خواب آور عمل نماید.

12- ضد سرطان

در آبجو عناصری وجود دارند که می توانند در رشد تومورهای سرطانی مانع ایجاد کنند.

13- آبجو، دوست پوست

بعضی از ویتامین های آبجو از پوست محافظت کرده و برای سلامت آن مفید می باشند. آبجو پوست شما را شفاف و قابل انعطاف تر می کند.

14- ضد سرماخوردگی

کسانی که آبجو گرم می نوشند دیرتر سرما می خورند. نوشیدن آبجوی گرم به جریان خون و نحوه تنفس کمک می کند..

15- مفید برای خانم های حامله

کمبود (Folic Acid) می تواند باعث زایمان زودرس و نارسایی های جنینی بشود. یک لیتر آبجو بیشتر از حد نیاز بدن، آن مواد را تأمین می کند.

16- شربت اشتها

گاز کربنیک و ویتامین های ب کمپلکس آبجو باعث تحریک اشتها می شوند.

17- دوای ترش کردن معده

مصرف یک لیتر و نیم آبجو در هفته سدی در مقابل باکتری هایی است که باعث ترش کردن معده می شوند.

8- دافع تشنگی

مواد آبجو کمک می کنند که تشنگی شما بهتر و سریعتر از نوشیدن آب رفع شود.

19- کلید لاغری

تحقیقات نشان می دهد، مردمی که با اعتدال آبجو می نوشند، به نسبت کسانی که نمی نوشند کمتر دچار اضافه وزن می شوند. یک گیلاس آبجو کالری کمتری هم به نسبت یک گیلاس آب میوه دارد.

20- زیبا کننده مو

مواد معدنی و ویتامین های آبجو از مو محافطت کرده و در زیبایی آن تاثیر می گذارند.

نکته ها:

- از بین تمام ماء الشعیر های موجود در بازار، بهترین آنها نوع بدون طعم و ساده می باشد.

- موارد گفته شده بالا دستورالعمل درمان یا جایگزینی برای توصیه های پزشک شما نیست و صرفا مطالبی عمومی است. لذا در صورت احساس مشکل خاصی حتما با پزشک خود مشورت کنید.

  منبع : دیافراگم

   
+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
همه چیز در یک آن اتفاق می افتد و در این حال، زمان ارزش فراوانی پیدا می کند. برای همه ما این اتفاق پیش آمده که در حین خوردن خوراکی، جسمی خارجی راه تنفسی مان را بند آورده و حالت خفگی به ما دست داده است.

مغز انسان در صورت نرسیدن اکسیژن، در فاصله 6-4 دقیقه دچار مرگ می شود.

متأسفانه سالانه هزاران نفر به این شکل زندگی خود را از دست می دهند. دو سوم از این افراد را کودکانی تشکیل می دهند که اغلب آنها سن زیر سه سال دارند، در عین حال این خطر همه را تهدید می نماید.

حرکت تکنیکی و ساده هایملیخ شما را قادر می سازد تا در حد امکان، اشخاص را از خطر خفگی نجات دهید. با یادگیری این روش، حتی می توانید خود را نیز از خطر خفگی برهانید. فرد در حال خفگی نه می تواند صحبت کند و نه توانائی تنفس دارد، لذا به کمک شما سخت نیازمند است. هیچگاه به پشت شخص در حال خفگی نزنید، چرا که ممکن است کار مشکل تر شود (مگر آنکه نیم تنه بالائی شخص رو به پائین باشد).

خندیدن و یا حرف زدن در حین جویدن غذا و بلعیدن آن ممکن است باعث ایجاد حالت خفگی گردد. به هنگامی که حالت خفگی دست می دهد، هرگز محلی را که دیگران در آن هستند ترک نکنید و همانند شکل زیر، با اشاره وضعیت خود را به آنان بفهمانید.

تأثیر این تکنیک به این دلیل است که در حالت قطع تنفس بیمار، هنوز مقدار قابل توجهی هوا داخل ششها باقی است و با فشردن سریع دستها بر روی شکم مصدوم (بین قفسه سینه و ناف)، ششها فشرده می شوند و هوای موجود در آنها به سمت نای حرکت می کند و جسم خارجی را به سمت بیرون حلق می راند. خفگی در کودکان اغلب به دلیل بلعیدن جسم خارجی رخ می دهد. در مورد به کارگیری این تکنیک برای کودکان با احتیاط کامل عمل کنید.

نشانه های شخص در حال خفگی

  1. ناتوانی در تنفس و صحبت کردن
  2. ناتوانی در سرفه کردن
  3. تغییر رنگ صورت به کبودی
  4. از دست دادن هوشیاری
     

مراقبت از کودکان
از آنجا که کودکان تمایل دارند اشیاء را به دهان بگذارند و ببلعند، پیش بینی های زیر را در مورد آنها رعایت کنید:

  1. هرگز اسباب بازی های کوچک را که ابعادشان 4×2 سانتیمتر و یا کوچکتر است، در اختیار کودکان قرار ندهید. به همین شکل مراقب قطعات کوچک جدا شدنی اسباب بازی ها نیز باشید.
  2. قرص های داروئی را پس از حل کردن در آب به کودکان بدهید.
  3. این اشیاء را از دسترس کودکان دور نگه دارید: سکه، دکمه، بادکنک باد نشده، نخود، لوبیا، دانه تسبیح، تیله های شیشه ای و سنگی...
  4. این خوراکی ها را نیز از دسترس کودکان دور نگه دارید: ذرت بو داده، آجیل، یخ، شکلات، سبزیجات خام، هویج...
  5. کودک در حال خوردن خوراکی نباید بدود، راه برود و یا بازی کند.


چگونه خودمان را از خطر خفگی نجات دهیم

  1. یک دستتان را مشت کنید و انگشت شست خود را بر روی شکم (بین قفسه سینه و ناف) بگذارید.
  2. این دست را محکم با دست دیگرتان بگیرید و هر دو دست را با حرکت سریع رو به بالا فشار دهید. همچنین می توانید بر روی جسمی ثابت و افقی (مانند لبه میز، صندلی، نرده، ...) خم شوید و شکمتان را با حرکات سریع به لبه جسم فشار دهید.
  3. این حرکت را تا خارج شدن جسم خارجی ادامه دهید.


خردسالان

در ابتدا سعی کنید جسم خارجی را (در صورتی که قابل مشاهده است) با گرداندن انگشت در داخل دهان نوزاد خارج نمائید. باید مراقب باشید که این کار شما جسم خارجی را بیشتر در حلق کودک فرو نبرد.

در صورتی که با انگشت موفق به خارج کردن جسم خارجی نشدید، مانند شکل بالا، پنج بار با پاشنه دست به پشت نوزاد بزنید. سر نوزاد باید پائین تر از بدنش قرار بگیرد.

در صورتی که با استفاده از روشهای قبلی مشکل برطرف نشد، دو انگشت میانی را مانند شکل، در وسط قفسه سینه نوزاد بگذارید و پنج بار به سرعت رو به پایین فشار دهید. سر نوزاد در این حالت نیز باید پائین تر از بدنش قرار بگیرد.

کودکان

همانگونه که پیشتر توضیح داده شد، ابتدا یک دستتان را مشت کنید و انگشت شست خود را بر روی شکم کودک (بین قفسه سینه و ناف) بگذارید. سپس این دست را محکم با دست دیگرتان بگیرید و هر دو دست را با حرکت سریع رو به بالا فشار دهید. شدت بالا کشیدن نباید به حدی باشد که کودک از روی زمین بلند شود.

بزرگسال (هوشیار)

پشت سر شخص مصدوم بایستید و دستانتان را به نحوی که قبلاً توضیح داده شد به دور کمر وی گره بزنید. آنگاه آنها را بر روی شکم مصدوم به طرف بالا فشار دهید. این حرکت را چند بار تکرار کنید. در صورتی که شخص بر روی صندلی نشسته باشد، می توانید این حرکت را از پشت صندلی انجام دهید.

بزرگسال (بیهوش)

پاشنه یک دست را مقداری بالاتر از ناف قرار دهید. دست دیگرتان را بر روی آن بگذارید. دستانتان را چند بار به سرعت به سمت بالا فشار دهید تا جسم خارجی به طرف بیرون هدایت شود. در مورد کودکان، می توانید این حرکت را با کمک دو انگشت میانی دستانتان انجام دهید.

تذکرات مهم

  1. در صورتی که شخص مصدوم می تواند سرفه کند، نیازی به کاربرد این روش نیست.
  2. مانور هایملیخ برای کودکان کمتر از یک سال توصیه نمی شود و در مورد خردسالان و کودکان باید با احتیاط و ملایمت فراوان رفتار کرد.
  3. در صورتی که در مورد مصدوم مردد به سکته و یا خفگی هستید، مبنا را بر خفگی بگذارید. چرا که موارد مشاهده شده خفگی در حین غذا خوردن به مراتب بیش از سکته می باشد.
  4. از آنجا که گاهی جسم خارجی ممکن است به سمت داخل ششها هدایت شود و یا در حین عملیات نجات آسیبی به اندامها برسد، لازم است که شخص مصدوم توسط پزشک معاینه شود.

 


   
+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاک البرز که مردمانش در زمان توقف کرده اند.

 به گزارش خبرنگار مهر در کرج‏، سکوت حکمفرماست و کسی کاری به کار کسی ندارد. در کوچه ها اثری از رد پای تکه آهنهایی که در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی که چون تابلو نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدک می کشند.

نه تنها شبها پای تلویزیون نمی نشینند که به شب نشینی هم اعتقادی ندارند. عروسی و عزا ندارند و مراسمی چون جشن تولد، سالگرد ازدواج و... برای آنان معنا و مفهومی ندارد.

مهمان نواز هستند به شرطی که احدی از زنان قصد ورود به روستای آنان را نداشته باشد. همانطور که تا کنون کسی از دنیای بیرون زنان آنان را ندیده است. متمول هستند و از طریق فروش زمینهای پدریشان در تبریز روزگار می گذرانند.

شناسنامه ندارند و جزو آمار جمعیت ایران به حساب نمی آیند. هیچگونه خدمات دولتی را دریافت نمی کنند.

جایی که هرگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند

اینجا ایستا است؛ مرموزترین روستای ایران! جایی که هیچگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند و بدون آب لوله کشی، گاز، برق، درمانگاه، ماشین آلات، وسایل ارتباطی و ... زندگی می کنند.

گروهی از پیروان میرزا صادق مجتهد تبریزی، فقیه مشهور دوره مشروطه که با الهام از آرای تجددستیز او چنین زندگی را در زمانه تسلط مدرنیته سامان داده اند.

میرزا صادق مجتهد تبریزی از فقهایی بود که در هر دو حیطه نظر و عمل، بسیار بر طرد مطلق اندیشه تجدد و دستاورد هایش تاکید می کرد و تا پایان عمر بر عدم جواز استفاده از ابزار تکنولوژیک و امور جدید و مدرن فتوا می داد.

اهالی روستای ایستا واقع در شرق طالقان اوقات شرعی نماز را با شاخصه های خود استخراج کرده و آغاز و پایان ماه مبارک رمضان را نیز با رویت خویش تعیین می کنند، به رویای صادقانه معتقدند، آنان به شدت منتظر ظهور امام مهدی (عج) هستند.

فرزندان آنان بعد از رسیدن به سن تکلیف مختارند که با آنان زندگی کنند یا به شهر تبریز بازگردند، هیچگونه فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته و باورهای خود را تبلیغ نمی کنند.

اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند

اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند و از امکانات رفاهی جدید مانند آب لوله کشی، گاز، برق، تلفن، رادیو و تلویزیون و... استفاده نمی کنند.

کودکان آن روستا به سبک سنتی و مکتب خانه ای با فراگیری دروسی همانند واجبات و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید سواددار می شوند.

ساعت مچی و دیواری در محل زندگی "اهل توقف" وجود ندارد و سیمان و آهن در معماری خانه های آنان به کار نرفته است.

آنان به نحو اسرارآمیزی از مردم فاصله می گیرند و کمتر کسی را به خانه خود راه می دهند.

از هر نوع مظاهر مدرنیته و تکنولوژی دوری می کنند و با این عزلت گزینی و انتخاب زندگی رهبانی، هاله ای از شایعات و سخنان عجیب را در اطراف خود پراکنده اند.

اهالی بومی طالقان که به درستی نمی دانند اینان از کجا آمده اند و چه مرام و مسلکی دارند، گاه آنان را اسماعیلی مذهب و زمانی دراویش ترک دنیا گفته قلمداد می کنند که در انتظار ظهور امام مهدی (آخرین پیشوای شیعیان) هستند...


   
+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
«عباس امیری» بازیگر سینما و تلویزیون امروز صبح هنگام رفتن به محل فیلمبرداری پروژه تلویزیونی «صبح بخیر سرکار» بر اثر سانحه تصادف در بیمارستانی در فومن درگذشت.

فارس: محمد ناجی تهیه کننده پروژه تلویزیونی «صبح بخیر سرکار» گفت: عباس امیری ساکن رشت بود و ما همراه گروه در فومن مستقر بودیم تا بتوانیم صحنه های فیلم را در نقاط مختلف فومن و اطراف تصویربرداری کنیم. ایشان اصرار داشت که پس از پایان کار به محل سکونت خود مراجعت کنند ما نیز برای رفاه حال ایشان سرویسی را در نظر گرفتیم تا هر روز پس از اتمام کار او را به محل زندگی اش در رشت ببرند.

وی ادامه داد: امروز صبح (7 اسفندماه) ساعت 8:30 در جاده رشت فومن به دلیل لغزندگی جاده بر اثر بارندگی، ماشین حامل ایشان تصادف کرد. البته تصادف خیلی شدیدی نبود و اورژانس در محل حاضر شده و ایشان را به یکی از بیمارستان های فومن منتقل می کنند.

وی در ادامه توضیح داد: در بیمارستان احیای قلب صورت گرفت اما ایشان براثر عارضه قلبی فوت کردند. البته هنوز گزارش دقیقی به ما ارائه نشده است که تصادف علت اصلی مرگ بوده یا عارضه قلبی چون سانحه تصادف خیلی شدید نبود و دو نفر سرنشین (راننده و دستیار تدارکات) آسیب جدی ندیدند، اما متاسفانه ما بازیگر خوب و همکار عزیزمان را از دست دادیم که از این ضایعه بسیار متاثر و اندوهگین هستیم.

زنده یاد امیری متولد سال 1329 بود و فعالیت هنری خود را در سال 1364 با فیلم آتش در زمستان ساخته حسن هدایت آغاز کرد.

به گزارش فارس، زنده یاد امیری در آثار سینمایی و تلویزیونی بسیاری نظیر حضرت یوسف (1386)، جایی در دوردست (1384)، سفر به هیدالو (1384)، به من نگاه کن (1381)، اثیری (1380)، تیک (1380)، قاعده بازی (1376)، هفت سنگ (1376)، اعتراف (1375)، روز شیطان (1373)، روز واقعه (1373)، دمرل (1372)، عصیان (1372)، حمله خرچنگها (1371)، افسانه مه پلنگ (1370)، گرگهای گرسنه (1370)، عروس (1369)، ا - منفی (1368)، تفنگ های سحرگاه (1367) و آتش در زمستان (1364) اشاره کرد.

یکی از نقش هایی که بیشتر از سایر نقش هایی که مرحوم «امیری» ایفا کرد و بیشتر در اذهان و خاطره ها ماند، نقش کاهن معبد آمون در مجموعه تاریخی «یوسف پیامبر(ع)» بود. زنده یاد امیری به قدری در این نقش منفی قوی ظاهر شد که کمتر مخاطبی بود که با نقش کاهن معبد آمون ارتباط برقرار نکرده باشد و نسبت به این کاهن و کارهایش حس بدی نداشته باشد.

آخرین نقشی که از این بازیگر روی آنتن تلویزیون رفت، نقش «عامر بن مسعود» در مجموعه تلویزیونی «مختارنامه» به کارگردانی «داوود میرباقری» بود.

این بازیگر در گفت وگو با فارس، درباره فعالیت های اخیرش هم به فارس گفته بود: من فعلا بعد از حضور در کلاه پهلوی و حضور در یک تله فیلم، به دلیل نامساعدی حالم در حال استراحت هستم ولی انتخاب نقش هایم بستگی به نوع کار دارد، کارهای خوب تاریخی را می پذیرم اما به دلیل بالا رفتن سن و سختی حضور در آثار تاریخی، اخیرا کمی به سمت آثار اجتماعی متمایل شده ام.


   
+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
فقط دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه سالمی یا مریضی.

اگر سالم هستی، دیگه چیزی نمونده که نگرانش باشی؛

اما اگه مریضی، فقط دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه دست آخر خوب می شی یا می میری.

اگه خوب شدی که دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛

اما اگه بمیری، دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه به بهشت بری یا به جهنم.

اگر به بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛

ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شی که وقتی برای نگرانی نداری!

پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره!!


   
+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
آیا می دانید هنگام کار با ابزارهای الکترونیکی خود، ممکن است چه اشتباه هایی مرتکب شوید که به ضررتان تمام شود و امنیت تان را در دنیای پیچیده فناوری مدرن به خطر بیاندازد؟

کریستوفر نول از نویسندگان وب سایت PCWorld در مطلب به بدترین عاداتی اشاره کرده که هر یک از کاربران رایانه ها ممکن است به علت نا آگاهی، عدم توجه یا حتی تنبلی گرفتارش شده باشند و ندانند که این اشتباه ها تا چه حد می تواند به ضررشان تمام شود.

1. عدم استفاده از سیستم امنیتی نرم افزارها

شاید شما فکر کنید نیازی به آنتی ویروس (نرم افزارهایی که سیستم رایانه را در مقابل ویروس ها، بدافزارها و دیگر نرم افزارهایی که بدون اطلاع کاربر بر روی سیستم رایانه نصب و راه اندازی می شوند، محافظت می کند) ندارید و فقط به این اکتفا کنید که سایت های مورد استفاده تان را می شناسید و روی لینک های ناآشنا کلیک نمی کنید و ای میل های غیرعادی را باز نمی کنید. اما بهتر است از هر محافظی- هر چیزی- استفاده کنید تا سیستم تان را در مقابل هکرهایی که از وجود شما خوشحالند(!) و درست شما را هدف قرار داده اند، حفاظت کنید. برای شروع می توانید از نسخه های رایگان آنتی ویروس ها استفاده کنید.

2. تنبلی در تهیه فایل پشتیبان (بک آپ)

بعضی ها با افتخار اقرار می کنند که هیچ اعتقادی به تهیه فایل پشتیبانی ندارند و بدترین موضوع این است که خودشان هم می دانند کار بدی است و معمولا اعتراف شان را این طور آغاز می کنند که: «می دانم کار بدی می کنم اما ...». این دسته افراد بهتر است یادشان باشد که تمام هارددیسک های رایانه ها بالاخری روزی از کار خواهند افتاد و هارد شما هم استثنا نیست! پس تا دیر نشده دست به کار شوید و برای آشنایی با این کار از خودآموزهایی که در اینترنت پیدا می شود، کمک بگیرید.

3. دست کم گرفتن بک آپ

تصور کنید دزد به خانه تان آمده و لپ تاپتان را دزدیده، اما شما چندان ناراحت نمی شوید؛ چراکه دیشب از تمام فایل هایتان بک آپ گرفته اید.... اما نه! بک آپ را روی حافظه جانبی ذخیره کرده بودید که درست کنار لپ تاپتان بود و آقای دزد آن را هم برده! پس حالا می توانید بنشینید و یک دل سیر گریه کنید؛ هم به حال لپ تاپ نازنین تان و هم تمام اطلاعاتی که روی بک آپ درایوتان ذخیره داشتید. اما اگر بک آپ تان را در مکان دیگری نگه داشته بودید، قطعا حال و روز بهتری داشتید؛ پس بهتر است چند بک آپ از اطلاعات تان داشته باشید و در چند مکان متفاوت نگهداری کنید تا در چنین مواقعی خود را سرزنش نکنید.

4. پاسخ دادن به هرزنامه ها!

هیچ وقت تا به حال از خودتان پرسیده اید که چرا حجم هرزنامه ها (اسپم ها) هر روز بیشتر از روز قبل می شود و این کار چه سودی برای فرستنده های این هرزنامه ها دارد؟ خب پاسخ این سوال کاملا واضح است: تا زمانی که تعداد زیادی از دریافت کنندگان هرزنامه ها به این نامه ها علاقه و توجه نشان می دهند، این روند صعودی ادامه خواهد داشت. شما به سادگی می توانید با کلیک بر روی لینک «حذف من» (remove me)، پاسخ دندان شکنی به این گونه ای میل ها بدهید. البته اگر این هرزنامه ها از سوی برندهای معتبر فرستاده شده، ارزش یک بار دیده شدن را دارند! این شعار را سرمشق خود قرار دهید: «اگر شما بخشی از راه حل نیستید، پس بخشی از مشکل خواهید بود». برای رفع مشکل هرزنامه ها هم می توانید از سیستم مبارزه با هرزنامه که در ایمیل تان تعبیه شده، کمک بگیرید.

5. حرکت با رایانه روشن

اگر در خانه عادت دارید همان طور که با رایانه کار می کنید، آن را بغل گرفته و از این طرف به آن طرف ببرید، هیچ اشکالی ندارد اما به خاطر خودتان هم که شده، این کار را با رایانه محل کارتان نکنید. هارد درایوهای چرخشی رایانه ها، به راحتی آسیب می بینند، به خصوص اگر در مکان های محدود و کوچک قرار بگیرند که خیلی سریع «داغ می کنند». بنابراین بهتر است رایانه محل کار را همان طور که روشن است، از این سو به آن سو نبرید و در خودرویتان نگذارید که بد می بینید! سعی کنید حتما قبل از جابجا کردنش، آن را خاموش کنید. اصولا ویندوز، تنظیماتی را برای دکمه پاور رایانه ها قائل شده که هم زمان با بستن لپ تاپ، رایانه را به طور خودکار خاموش کند.

6. استفاده از لپ تاپ در تخت خواب

اگر عاشق این هستید که در تخت خواب لم دهید و لپ تاپ تان را روی تشک بگذارید و روشن کنید، بهتر است به این نکته دقت کنید که بالش و تشک های پف دار، جلوی خروجی هوای لپ تاپ را گرفته و با ممانعت از تهویه هوا، رایانه را داغ می کنند. پس بهتر است یک میز یا پایه کوچک زیر لپ تاپ تان قرار دهید تا بین بالش و خروجی هوای رایانه فاصله ایجاد شود. در ضمن، اگر در حالت نامتعارفی به کار با رایانه و تایپ بپردازید، مسلما از لحاظ فیزیکی آسیب خواهید دید. پس نکات ارگونومیک را هم از یاد نبرید!

7. چاپ همه چیز!

در حال حاضر همه نوع ابزاری برای ذخیره دیجیتال اطلاعات وجود دارد، پس چه نیازی به چاپ (پرینت) کردن آن هاست؟ حتی فرم هایی را که نیاز به امضا دارند، می توان با گزینه «امضای دیجیتال» به سرانجام رساند. حتی می توان برای انتقال یا آرشیو کردن فایل ها نیز، یک نسخه PDF از آن ها تهیه کرد.

8. بردن دوربین به ساحل دریا

وجود یک دانه ماسه در شاتر یا مکانیزم زوم دوربین، کافی است تا دوربین تان را جزغاله کند! اگر مجبور به عکاسی از ساحل دریا هستید، دوربین را در یک قاب «ضدآب» یا یک کیف پلاستیکی قرار دهید. بهتر از همه این است که یک دوربین ضد آب تهیه کنید.

9. گذاشتن لپ تاپ در خودرو

اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که لپ تاپ را روی صندلی خودرو رها می کنید و تنها به قفل کردن درب های خودرو اکتفا می کنید، خیلی خوش شانسید که هنوز لپ تاپ تان را ندزدیده اند! چرا که کافی است شیشه خودرویتان را با ضربه ای خرد کنند. البته اگر فکر می کنید خیلی زرنگ هستید و لپ تاپ تان را درست وسط خیابان- جایی که از ماشین پیاده می شوید و پارک می کنید- داخل صندوق می گذارید که جلوی چشم نباشد، باز هم اشتباه بزرگی می کنید.

یادتان باشد همیشه کسانی هستند که بدون جلب توجه شما، مواظب رفتارتان هستند و منتظر فرصتی برای سرقت اموال باارزش لحظه شماری می کنند. در ضمن باز کردن صندوق به مراتب راحت تر از شکستن شیشه اتومبیل است! پس حداقل اگر راه دیگری جز قرار دادن لپ تاپ در صندوق ندارید، قبل از حرکت و در همان پارکینگ منزل تان این کار را انجام دهید و آن را تا حد امکان در گوشه از صندوق مخفی کنید. اما بهترین راه، همراه بردن لپ تاپ یا استفاده از قفل سفر است.

10. تمام ای میل های من!

اگر تا به حال هیچ کدام از ای میل های دریافتی تان را پاک نکرده اید، باید به شما تبریک گفت! با این کار تقریبا هیچ وقت نمی توانید دنبال پیغام های مورد نظرتان بگردید! مگر اینکه آن ها را دسته بندی کرده و با نام گذاری های واضح، یک آرشیو درست و حسابی از پیغام های الکترونیک تان تهیه کرده باشید. البته بهتر است به کلید «حذف» (Delete) هم کمی بیشتر توجه کنید!

11. از کلیدهای میان بر غافلید

آیا می دانستید که هنوز هم افراد زیادی نمی دانند که Ctrl-C همان کپی و Ctrl-V همان جاگذاری یا پیوست (paste) است؟ قاعدتا لازم نیست تمام کاربران رایانه تمام کلیدهای میان بر ترکیبی با Alt و Ctrl و Shift را یاد بگیرند، اما هرچه بیشتر با Alt-F4 ها آشنا شوید، زودتر کارتان تمام می شود! همین حالا شروع کنید و چند میان بر برای خاموش کردن رایانه و ... و همچنین میان برهای ویندوز 7 را یاد بگیرید.

12. نصب بیش از حد برنامه های ناکارآمد

«چرا ویندوز من این قدر کند است؟» اگر کمی دقت کنید، خواهید دید که شما چند برنامه با یک کارآیی نصب کرده اید که همین باعث آسیب دیدگی ویندوزتان شده. پس بهتر است تا جایی که می توانید، این برنامه های غیرضروری را پاک کنید.

13. دور انداختن رسیدها

تجربه ثابت کرده که همیشه وقتی رسید خرید سخت افزاری را دور می اندازیم، همان سخت افزار صدمه دیده و نیاز به تعمیر پیدا می کند؛ اما چون به کاغذ خرید و برگه ضمانت دسترسی ندارید، دیگر نمی توان از خدمات پس از فروش دستگاه مورد نظر استفاده کرد. پس بهتر است رسیدتان را نگه دارید که بعدا پیشمانی سودی نخواهد داشت.

14. وقتی رایانه تان قهوه ای می شود!

مسلما وقتی مقداری قهوه، چای یا هر مایع دیگری روی لپ تاپ تان بریزد، طرف کاملا اعصابش به هم می ریزد. اما توصیه های وجود دارد که می تواند در چنین شرایطی کارساز باشد: به محض اینکه مایعی روی رایانه تان ریخت، آن را سریع کاملا تمیز کنید. اما در اینترنت به دنبال «توصیه هایی برای تعمیر اورژانسی» بگردید تا بتوانید سخت افزارهای دستگاه را نجات دهید.

15. ذخیره پوشه ها در مکان های مختلف

آیا زمانی که قبض برق به دست تان می رسد، آن را به هر گوشه ای که دم دست تان باشد، پرت می کنید؟ مسلما این طور نیست. پس با پوشه های اطلاعات تان هم بهتر برخورد کنید و درست مثل دسته بندی ای میل، آن ها را دسته بندی کنید.

16. بازدید از ویکی پدیا

اگر برای کسب اطلاعات مجبور به استناد به سایت هایی مانند ویکی پدیا هستید که کاربران اینترنت می توانند اطلاعاتش را تکمیل کرده یا حتی تخیلات شان را به جای اطلاعات در صفحه های مورد نظر بنویسند، بهتر است برای دریافتن اصل موضوع، روی پاورقی های صفحه ها کلیک کنید.

18. ارسال آنلاین عکس های خصوصی و عمومی

وقتی قصد دارید عکس هایی از فضاهای عمومی یا حتی آلبوم شخصی تان را در سایت های اجتماعی بگذارید، بیشتر دقت کنید و به وضعیت تمام افرادی که در اطراف تان هستند توجه کنید تا بعدا از اظهار نظرات دیگران پشیمان نشوید! یا حداقل می توانید پروفایل تان را تصحیح کنید تا همه اعضای این شبکه ها به مسائل خصوصی شما دسترسی نداشته باشند.

19. نادیده گرفتن مشخصات

در دنیای فناوری امروز، سه طبقه بندی برای هر محصولی وجود دارد: نسخه خام، نسخه ای برای کاربر و نسخه ای «نهایی» که هر کدام قیمت متفاوتی دارد. مشکل این است که در بسیاری موارد نسخه نهایی هیچ کاربری بیشتری نسبت به نسخه خام ندارد و حتی تجهیزات اضافه تری دارد که اصلا به درد کاربر نمی خورد؛ اما شما ترجیح می دهید نسخه گران ترش را بخرید چرا که واقعا به تفاوت هایش دقت نمی کنید. شاید متوجه شدن این تفاوت ها نیاز به ساعت ها جستجو و مطالعه اینترنتی داشته باشد؛ اما تمام این تلاش ها، ارزشش را دارد.

20. یک رمز برای همه چیز

اگر رمز کاربری اینترنت، کارت بانک، گوشی موبایل، ایمیل و ... شما همه و همه یک رمز واحد است، شما به شدت در خطرید و هر آن ممکن است اطلاعات آنلاین تان سرقت شود. البته نمی توان برای هر کدام از این موارد یک رمز خاص داشت اما حداقل می توان تعدادی رمز متفاوت داشته باشید و بهترین هایشان را برای کاربری های مهم ترتان بگذارید. نرم افزاری با عنوان «مدیریت رمز» (password manager) می توان کمک کننده باشد.

21. ای میل قابل عرضه

ایمیل دم دستی تان را به خبرنامه ها ندهید؛ منظور همان ای میلی است که به دوستان تان می دهید. ایمیل قابل عرضه، ای میلی است که هر دو هفته یک بار چک می شود و دقیقا همین موضوع علت ایجاد جی میل بود.

22. قفل نکردن گوشی هوشمند موبایل

متاسفانه معمولا وقتی کسی یک گوشی موبایل پیدا می کند، اولین کاری که می کند این است که تمام تلفن های بین المللی اش را با آن شماره گیری می کند و دلی از عزا در می آورد. راحت ترین کار، تعبیه کردن یک پین کد است!

  منبع : خبرآنلاین

   
+ ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
پزشکان انگلیسی اعلام کردند: مردان قد بلند بیشتر از مردان کوتاهتر در معرض ابتلا به سرطان اندامهای تولید مثلی هستند.

از میانگین یک متر و 79 سانتیمتر بیشتر در ازای هر دو اینچ افزایش قد، احتمال ابتلا به این سرطان 13 درصد افزایش پیدا میکند.

آمارها نشان میدهد که در انگلیس، حدود دو هزار مرد هر سال به این سرطان مبتلا میشوند.

مجله انگلیسی سرطان در این باره مینویسد: در این کشور از هر 210 مرد یک نفر به این سرطان مبتلا میشود.

دکتر مایکل بلیز کوک از موسسه ملی سرطان آمریکا در مریلند این مطالعه آماری را انجام داده است.

دکتر کوک تصریح کرد: هر چند ما در بررسی هایمان به رابطه بین قد و سرطان دستگاه تناسلی در مردان پی برده ایم، اما هنوز از علت این ارتباط آگاه نیستیم.

وی خاطرنشان کرد: سایر فاکتورها مثل سابقه خانوادگی و ژنهای معیوب موروثی البته در ابتلا به این سرطان مهمتر هستند به طوری که خطر بروز سرطان را تا 20 درصد تشدید میکنند.

به گزارش روزنامه تلگراف، به علاوه عوامل دیگری شامل سابقه پزشکی، نژاد و سن نیز در بروز این سرطان نقش دارند.

البته پزشکان تاکید کردند: این رابطه نباید سبب نگرانی مردان قد بلند شود، چون در واقع کمتر از چهار مورد از هر یکصد مورد برآمدگی در اندامهای تولید مثل ممکن است، سرطانی باشند.

 

  منبع : سیمرغ

   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش