+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳
فقط چند ساعت از ظهر 31 شهريور گذشته بود كه هواپيماي محمد و خالد از پايگاه سوم شكاري همدان بلند شد. اما حالا بعد از 32 سال اين دو خلبان كه يكي شيعه بود و ديگري اهل سنت، كم‌كم هواي نشستن در خاك ميهن به سرشان افتاده است.

به گزارش رجانيوز، 13 فروردین ماه سال 1358 براي اولين بار شهر مهران توسط ارتش عراق بمباران شد. از آن روز تا يك سال و نيم بعد كه بعثي‌ها رسما به ايران حمله كردند، چندين درگيري بين نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي و هواپيماهاي متجاوز عراقي شكل گرفت.

پرواز با آلفارد، نشستن در كوت

31 شهريور 59 عملیاتی با نام انتقام از سوی نیروی هوایی ارتش طرح ریزی شد. قرار بود دو گروه پروازی به نام‌های "البرز" و "آلفارد" از دو پایگاه سوم شکاری همدان و پایگاه ششم شکاری بوشهر به پرواز درآيند. ابتدا در ساعت 16:30 نخستین گروه پروازی با نام البرز از پایگاه ششم به پرواز در می آمد و پایگاه هوایی شعبیه را بمباران می کرد.
سپس در ساعت 17:25 گروه پروازی دوم با نام آلفارد از پایگاه سوم شکاری به پرواز در می آمد و پایگاه هوایی کوت را بمباران می کرد.

چهار فانتوم گروه اول بلند شدند. ارتش عراق كه انتظار اين عمليات را نداشت غافلگير شد و تا بخودش بيايد اهداف مد نظر بمباران شده بد تا حدي كه نقل ميكنند خلبان هواپیمای چهارم به دلیل این که اکثر هدف ها منهدم شده بود، به سختی هدفی را پیدا و آن را منهدم می کند!

شهيد محمد صالحي

اما كار گروه دوم سخت‌تر بود. پدافند عراق هوشيار شده بود و اين كار را براي گروه پروازی آلفارد كمي دشوار مي‌كرد. هدف آنها پایگاه هوایی کوت در استان میسان عراق بود كه طبق برنامه ريزي بمباران شد اما یک فروند فانتوم مورد هدف موشک پدافند زمین به هوای پایگاه کوت قرار گرفت.

باباي طلا

يكي از سرنشينان فانتوم ايراني سرلشگر شهيد خالد حيدري بود؛ او در سال 1329 در روستای قلقله از توابع شهرستان مهاباد متولد شده بود. او پس از سپری کردن دوره خدمت سربازی در آزمون ورودی دانشکده خلبانی شرکت کرد و با قبولی در این آزمون به نیروی هوایی و دانشکده خلبانی وارد شد. خالد حیدری پس از طی دوره یک ساله مقدماتی در ایران سال 1353 جهت فراگرفتن دوره‌های تکمیلی به مدت دو سال به امریکا اعزام شد و پس از آموزش پرواز با هواپیماهای تی 37 و تی 38 و اف 4 به عنوان خلبان شکاری به ایران بازگشت و پس از 6 ماه حضور در پایگاه یکم شکاری در سال 1356 به پایگاه سوم شکاری منتقل شد.

شهيد خالد حيدري

همسر اين شهيد اهل سنت آخرين ديدارش با او را چنين روايت مي‌كند: آخرین روز تابستان 59 در همدان پایگاه سوم شکاری نوژه بودیم. مرخصی داشت و در خانه ماند. به دلیل حمله هواپیماهای عراقی مرخصی‌اش لغو شده بود و باید می‌رفت. من مخالفت می‌کردم اما او مدام مرا قانع می‌کرد و اصرار به رفتن داشت.

نماد يادبود شهيد خالد حيدري

یادم می‌آید روز اولی که عراق حمله کرد، بعد از دو ساعت که می‌خواست از خانه خارج شود، گفت:"من می‌روم شاید برگشتنی نباشم، نزد مادرم برو، اینجا امن نیست." ساکی که نقشه‌های جنگی‌اش در آن بود را برایش حاضر کردم و به خواست خودش تکه‌ای از موهای دخترمان "طلا" را برایش گذاشتم. هر کس یک بار شهید حیدری را می‌دید شیفته‌اش می‌شد و دوست داشت دوستی و دیدارش را ادامه دهد. وقتی شهید شد ما خبر نداشتیم. تا اینکه همه همرزمانش بازگشتند اما خبری از او نشد. ماموریت او خارج از مرزهای ایران بود و من همواره منتظر بازگشتش بودم.

امام قلبش درد مي‌كند

پدر پانته‌آ ديگر خلبان فانتومي بود كه در دجله سقوط كرد و سالها بعد در عمليات لايروبي اين رودخانه، لاشه‌اش بدست آمد اما هنوز خبري از خلبانهايش نبود. سرلشگر شهيد محمد صالحي سال 1328 در تهران متولد شد؛ 4 برادر و یک خواهر بودند و محمد آخرین فرزند خانواده. «محمد» خیلی باهوش بوده و در سال 1346 در رشته پزشکی پذیرفته می‌شود اما به دلیل علاقه‌ای که به پرواز داشت، به نیروی هوایی ارتش رفت؛ او دوره آموزش اولیه را در ایران سپری کرده و برای تکمیل دوره تخصصی پرواز به آمریکا اعزام شد.

شهيد محمد صالحي در آمريكا

وقتی که حضرت امام(ره) در بهمن 1357 وارد ایران شدند، محمد جزو نخستین افراد نظامی‌ بود که به دیدار ایشان رفت؛ وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در پایگاه هوایی شهید نوژه و به ویژه افشای جریان کودتای نقاب که همان ابتدای انقلاب در پایگاه هوایی همدان (شهید نوژه) طراحی شد، نقش مهمی ایفا کرد.

شهيد محمد صالحي

خود محمد خاطره‌اش درباره يكي از عملياتهاي مبارزه با ضد انقلاب غرب كشور را اينطور تعريف مي‌كند: «با گروهی به قصرشیرین رفتیم. ضدانقلاب یکی از بال‌های هواپیمایم را زده بودند و با یک بال توانستم هواپیما را به پایگاه برسانم و از این سانحه جان سالم به در ببرم». بعد از این ماجرا، محمد مورد تشویق فرماندهان وقت قرار گرفت. آخرين ديدار او با خانواده‌اش هم رواتي خواندني دارد:

«ظهر روز 31 شهریور 59 بود؛ همسرم به خانه آمده بود تا غذا بخوریم؛ برای ناهار کلم پلو درست کرده بودم؛ با توجه به حمله هواپیماهای بعث عراق، صدای انفجار در فضا پیچید. محمد به سرعت آماده شد تا برود؛ متوجه شدم که برای چه می‌رود؛ در منزل را بستم؛ به او التماس کردم؛ به پاهایش افتادم که نرود؛ اما محمد گفت: «من برای دفاع از مملکتم آموزش دیدم؛ الآن زمانی هست که من باید بروم برای دفاع از مملکت؛ نابود کردن بعثی‌ها برای ما فقط 10 دقیقه زمان می‌برد.»

از یک طرف هم دختر دو ساله‌مان گریه می‌کرد؛ او هم به پای پدرش افتاده بود؛ گریه‌های من هم نتوانست جلوی رفتن، محمد را بگیرد؛ همسرم با خواهش و آرامش دادن به من سعی کرد که مثل همیشه از خانه بیرون برود؛ ابتدا قرآن را بوسید؛ دخترم و مرا هم بوسید و رفت به پروازی که برگشتی، نداشت.»

پدر محمد يكسال فراق او. را تحمل كرد و مادرش دو سال. دو سال بعد از شهادت محمد، جمع محمد و پدر و مادرش جمع شده بود.

اما همسر و دختر شهيد صالحي خاطراتي شنديني از او دارند. همسرش تعريف مي‌كند: «بعد از قبولی دخترمان در دانشگاه، همین طور با شهید حرف زدم و گفتم: «ببین دخترمان بزرگ شده و می‌خواهد به دانشگاه برود»؛ همان شب در خواب دیدم که شهید با یک پَر بزرگی که در دست دارد، مرا باد می‌زند؛ او می‌خواست به من «خسته نباشید» بگوید.»

شهيد محمد صالحي

یکی از خاطرات مربوط به نخستین روزهایی است که امام(ره) به ایران بازگشته بودند؛ از پایگاه شهید نوژه به خانه آمد؛ دیدم که چشم‌های «محمد» از شدت گریه قرمز و متورم شده است؛ جریان را پرسیدم و او گفت: «امام قلب‌شان ناراحت شده و الان در بیمارستان هستند».

همسرم برای سلامتی امام خمینی(ره) نماز حاجت خواند و از خدا خواست که شفای امام را بدهد. او برای سلامتی امام نذر کرده بود که گوسفندی قربانی کند.

وقتی حال امام(ره) بهتر شد، «محمد» می‌خواست نذرش را ادا کند. آن موقع هم پادگان آماده باش بود و پرسنل نمی‌توانستند از پایگاه هوایی همدان بیرون بروند اما در زمان کوتاهی خودمان را به کرج رساندیم و پس از ادای نذر، به همدان برگشتیم.

بابا را احساس مي‌كردم

دختر شهيد هم تعريف مي‌كند: «در طول دورانی که من و مادر باهم زندگی ‌کردیم، با مشکلات متعددی روبرو ‌شدیم؛ شب‌ها قبل از خواب مسائل را به بابا می‌گفتم؛ بابا هم به خوابم می‌آمد و راهکار را نشان می‌داد. معمولاً هفته‌ای یک بار به قطعه 50 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) که یادبود 80 شهید جاویدالاثر نیروی هوایی است، می‌رویم. یادبود بابا هم در آنجاست؛ چند وقتی بود که در دلتنگی‌هایم به آنجا می‌رفتم و گریه می‌کردم؛ یک شب بابا به خوابم آمد؛ مرا در آغوش گرفت و گفت: تو هر کاری بخواهی من برای تو انجام می‌دهم؛ فقط تو گریه نکن؛ وقتی تو اشک می‌ریزی، بدن من می‌لرزد و عرش خدا تکان می‌خورد. صبح که از خواب بیدار شدم؛ احساسم این بود که آن دیدار رؤیایی حقیقی بود؛ چون هنوز بابا را احساس می‌کردم. یک بار هم مادر به شدت دچار کمردرد شد؛ طوری که نمی‌توانست راه برود و او را با ویلچر جابه جا می‌کردیم؛ پدرم به خوابم آمد و آدرس یک پزشک را داد؛ مشکل مامان با استفاده نسخه دارویی آن پزشک، برطرف شد»

شهيد محمد صالحي در كنار دخترش

حالا 32 سال گذشته است. 32 سال از روزهايي كه مادر پانته‌آ براي دخترش هديه مي‌خريد و به او مي‌گفت اينها را بابا برايت فرستاده است. 32 سال از زماني كه خانواده شهيد خالد حيدري چشم به راه او بدند و اين اواخر خود را به نماد يادبودش در مهاباد سرگرم مي‌كردند. و 32 سال از زماني كه پيكر اين دو شهيد در قبرستاني در همان كوت عراق دفن شده بود و حالا دارد براي طواف به دور حرم ثامن الحجج(ع) در روز عرفه راهي مشهد مقدس مي‌شود.


   برچسب‌ها: خلبان شهید, شهادت خلبانان
   
+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳

به گزارش همراهان نیوز به نقل از صراط ، آداب و رسوم های عجیبی ، هنوز در برخی نقاط جهان با وجود پیشرفت‌های فراوان بشر وجود دارد.




در یکی از قبایل اندونزی رسم است که جنازه مردگان خود را مومیایی و در روز تولدش آن مرحوم را با لباس شیک در جمع خود قرار می دهند.


   برچسب‌ها: آداب و رسوم کشور ها, اندونزی, رسم ترسناک
   
+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳

حالا آن حماسه در اطاق عمل بیمارستان طالقانی دیده می‌شد هر بار که خواستیم برادر روحانی که از ناحیه سینه ترکش خورده به اطاق عمل ببریم ممانعت می‌کرد و می‌گفت من حالم بهتر است.

به گزارش فرهنگ به نقل از فارس، آنچه می خوانید خاطره ای است از یک جوان خراسانی که روزهای سخت خرمشهر به این شهر رفت و در کنار مردم این شهر شجاعانه ایستادگی کرد.

 
 
*یکماه و نیم از شروع جنگ می‌گذشت بهداری استان خراسان نیرو جمع می‌کرد تا اولین گروه پزشکی و پیراپزشکی خود را به کمک خوزستان جنگ زده و مجروح بفرستد. خیلی این در و اون در زدم تا تونستم من هم به عنوان تکنسین رادیولوژی راهی آن دیار بشم. هشتاد و شش نفر بودیم که در جمع بدرقه دوستان با اتوبوس به هلال احمر تهران رفتیم و از اونجا به قسمت‌های مختلف تقسیم شدیم البته اون زمان وضع به مرتبی و منظمی حالا نبود عده‌ای به طرف غرب و عده‌ای به طرف جنوب با هواپیمای سی یکصد و سی روانه شدیم.
 
 
در فضای آسمان اهواز وضعیت قرمز بود به اصفهان رفتیم و روز بعد مجددا رهسپار اهواز گشتیم. می‌گفتند انبار مهمات، راه آهن و فرودگاه اهواز توسط افلقیهای دون بمباران شده. در حاشیه ترمینال فرودگاه عده‌ای مجروح منتظر هواپیما بودند به تهران و مناطق دیگر برده شوند.
 
ما وقتی پیاده شدیم در حالی که همگی شعار (ما مسلح به الله اکبریم) را می‌خواندیم به طرف ترمینال هواپیمایی که مجروح وجود داشت رفتیم. به وضوح دیده می‌شد که وضع غیر عادی بود ولی مجروحین و کادر پرسنلی بهداری روحیه خوبی داشتن و به ما خوش آمد می‌گفتن و خوشحال بودن و بر حسب وظیفه‌ای که داشتیم هر یک به طرف مجروحی روانه شدیم. اعم از پزشک و بهیار و امدادگر و تکنیسن و دیگر کادر و از همان ابتدا شروع به پرستاری و درمان و تزریق و بررسی وضع عمومی مجروحین کردیم.
 
از هلال احمر اهواز با مینی بوس به طرف آبادان حرکت کردیم. از دور دود سیاهی از آبادان بلند بود و در گوشه و کنار جاده لوله‌های نفت خراب و آتش گرفته بود از دارخوین گذشتیم و به مدخل شهر آبادان رسیدیم، دل توی قفسه سینه می‌طپید. سنگر بندی کرده بودن و صدای توپ و خمپاره می‌آمد.
 
نامه را نشان دادیم و اجازه ورود به شهر گرفتیم راننده مینی بوس یک راست ما را به بیمارستان هلال احمر آبادان برد. محلی را برای اسکان ما در نظر گرفته بودند. ساک‌هایمان را گذاشتیم و به محوطه بیمارستان آمدیم، در مهد کودک بیمارستان‌ عده‌ای که نتونسته بودن از شهر خارج بشن و یا نمی‌خواستن خارج بشن چادر زده و اینجا و اونجا مشغول ساختن سنگر و پر کردن کیسه‌های شنی و ساختن کوکتل بودن. دنیای دیگری بود همه منتظر بودن. منتظر چی. خدا می‌دانست، شاید منتظر ایثار. صدای خمسه خمسه مرتب بگوش می‌رسید که به یک جای شهر اصابت می‌کرد. اصلا وضع اینجا با جاهای دیگه که ازش رد شده بودیم زمین تا آسمان فرق می‌کرد.
 
همه جورش بودن از بچه بغلی نیمه سال، پیرزن و خانم‌های جوان مردان جوان و پیر همه رقم بودن پا برهنه و با کفش‌ بی جان و مکان صدای عجیبی مثل انفجار بگوش رسید، هم همه شد گفتن لامروت‌ها پمپ بنزین زدن.
 
عده‌‌ای به طرف پمپ بنزین روانه شدن تا احیانا به مجروحین و محل حادثه دیده کمک کنند. دود غلیظی هم از طرف شمال بلند بود.
 
هنوز چند قدم در محوطه برنداشته بودیم که با بلندگو گروه پزشکی و پیراپزشکی خراسان را به کمک خواستن همه چیز برایمان تازگی داشت.
 
هنوز به در ساختمان اصلی بیمارستان نرسیده بودیم که وانتی به سرعت جلوی پای ما ترمز کرد. پشت وانت مجروحی که حال وخیمی داشت دیده می‌شد، همگی بسیج شده بودن تا نفس رو به مجروح بر گردونن ولی مثل اینکه قدری دیر شده بود. ماساژ خارجی قلبی هم کاری از پیش نبرد. بی فایده بود زیرا شهید شده و به عرش اعلاء پیوسته بود. این اولین شهیدی به حساب می‌آمد که ما در محل دیدیم در عین متاثر بودن نفرین نثار صدامیان کافر می‌کردیم.
 
پزشکان به اطاق عمل و بهیار سر کار تعین شده رفتن و من هم طبق دستور پزشکان مشغول رادیو گرافی با دستگاه پرنابل از مجروحین شدم خیلی کارها می‌شد کرد.
 
آری دوست عزیز این عکس بچه‌ای رو که توی این کتاب می‌بینی من ازش عکس گرفتم در حالی که با چشمان عسلی خودش که گریان هم بود و نور امید و عشق درش موج می‌زد نگاهم می‌کرد. رادیو گرافیش را انجام دادم یک دستش قطع شده و پایش زخمی بود بچه را بغل کردم در حالی که چیزی نمی‌گفتم یعنی در واقع چی می‌تونستم بگم، خواباندمش و بکار عادی خود که همانا عکسبرداری از زخم‌ها باشه مشغول گشتم.
 
شب چند دقیقه‌ای دست داد تا استراحت کنیم. در محوطه داخل بیمارستان داخل سنگر دراز کشیده بودیم که ناگاه صدای رگبار ضد هوایی بلند شد تمام آبادان یک پارچه آتش شده بود و پدافند‌ها بطرف هواپیمای دشمن که از فاصله خیلی دور رد می‌شدن آتش کردند مگر می‌شد خوابید. یه ریز خمسه خمسه می‌زدن، هر آن فکر می‌کردی یکیش به بیمارستان اصابت می‌کنه ویژ ویژ ویژ ویژ و بعد بمب، بمب، بمب، بمب و همینطور تا صبح ادامه داشت. هر چه فریاد می‌زدن برید توی سنگر خواهر و برادارا سنگر بگیرین، اما گوش شنوا نبود. انگار نقل و نبات بود که از آسمان می‌بارید.
 
 
بکار معمولی و کمک به همدیگر مشغول بودن روز بعد زمزمه بین مردم پیچید.
 
 
- خبر دارین؟ اومدن دارخوین رو گرفتن و دارن محاصرمون می‌کنن.
 
 
شاید اکثر غریب با اتفاق می‌گفتن هیچ اشکال نداره تا آخرین نفر همینجا می‌میریم و دفاع می‌کنیم خیلی‌ها ناراحت بودن و ناسزا می‌گفتن پس دولتی‌ها چکار می‌کنن پس این کمکی که می‌خواستن بفرستن چی شد؟ چهل روزه که می‌خوان کمک راهی کنن حتما وقتی خرمشهر و آبادان از دست رفت می‌خوان کمک و نیرو بفرستن.
 
 
می‌گفتن یک عده رو موقع بیرون رفتن از شهر و ورود به شهر گرفتن و به اسیری بردن. بی‌دین‌ها به زن و بچه‌ مردم هم رحم نمی‌کنند از این طرف هم مرتب به کوی ذوالفقاری نیش می‌زدن و حمله می‌کردن. همین بچه‌های آبادان و خرمشهر خرد و کلان و پیرزن و پیرمردا بودن که شجاعانه جلوی اونها رو سد کرده بودن هر چی نیرو بود فقط میشه گفت محلی بودن. دقیقا نمی‌دونم شاید از جاهای دیگه هم بودن ولی هر چه بود کم بود و مقاومت شجاعانه مردم تا حالا جلوی عراقی‌ها را گرفته بود.
 
خبر آوردن که بیمارستان آرین سابق یا طالقانی بین راه آبادان و خرمشهر احتیاج شدید به پزشک و کادر پیراپزشکی دارده، تقریبا غیر از یکی دو نفر از بچه‌های اعزامی از خراسان بقیه به بیمارستان طالقانی رفتیم بیمارستانی محکم و بتون آرمه‌ای بود. چهار طبقه فورا تقسیم شدیم به بخش‌هایی مختلف، میشه گفت بیشترمون به اطاق عمل بیمارستان رفتیم.
 
لباس سبز برایمان آوردن و پوشیدیم و بلافاصله به اطاق عمل وارد شدیم.
 
وضع عادی نبود مرتب آمبولانس‌ مجروح و شهید می‌آورد من هم قبول کردم که رادیو گرافی‌های فوری اطاق عمل را به صورت پرتابل بگیرم و در همان اطاق عمل گوشه‌ای را به عنوان تاریک خانه درست کردم و شروع به کار نمودم.
 
هنوز چند دقیقه‌ای از ورودمان به محل جدید نگذشته بود که مجددا تعدادی مجروح و شهید آوردن. صحنه‌ای روحانی پیش آمده بود.
 
مجروح‌ها را یکراست به اطاق عمل آورده بودند. یکی از همکاران که خرمشهری و از پرسنل اطاق عمل بود مسئول تزریق آمپول و سرم به مجروحین شد. 
 
روی چند نفر را با ملافه پوشانده بودن به خیال اینکه هنوز زنده‌ان یکی از خواهرا وقتی ملافه یکی از شهدایی که اشتباها به بالا آورده شده بود پس زد ناگهان مثل دیوانه‌ها و افراد غیر عادی فریاد جگر خراشی کشید و خود را روی نعش جوانش انداخت. به طوری که کسی را یارای نگهداری او نبود. خشم و غضب تمام وجودش را فرا گرفته بود جنون گرفته و شعرهای حماسه‌ای می‌خواند.
 
آخه اون شهید، برادرش بود که ناگهان مواجه شده با خواهرش، بدون اینکه هیچ کدوم متوجه این موضوع باشند. کربلایی بود و زینب (س) و امام حسین (ع) لحظه لحظه شکوه بود و عظمت، کجا بهتر از این میشه خاطره دهم محرم را زنده کرد و خون‌ها را بجوش نیاورد.
 
گریه‌ امان نمی‌داد. من چی داشتم براش بگم من کجا و گفته‌هام کجا و شکوه و عظمت آن صحنه کجا زبان قادر به بازگو کردن نبود.
 
راهب ابراهیم جعفری را آورده بودن، از شیعه‌های جنوب لبنان بود. در خرمشهر می‌جنگید از ناحیه ناف ترکش خورده بود. می‌خواستیم عملش کنیم. گفت: قدری صبر کنید لحظه مرگ و زندگی بود. زمانی که با مرگ فاصله‌ای نبود دستور داد برام خاک بیارید فورا از توی حیاط براش خاک آوردن ریخت روی زانو‌هایش و تیمم کرد گفت مرا رو به قبله کنید همانطور که روی برانکارد خوابیده بود رو به قبله کردیمش و شروع به نماز خواندن نمود. بچه‌ها دورش خلقه زده بودن و منتظر بودن که نماز تمام بشه بالاخره نمازش تمام شد. یکی از نادر چیزها اینکه، ترکش نزدیک ستون فقرات کمرش قرار داشت و از ناحیه ناف به داخل رفته بود. بدون اینکه روده کوچک و یا روده بزرگ و یا دیگر احشاء شکمی آسیب دیده باشد همه چیز سالم بود.
 
 
پزشک جراح می‌گفت: معجزه است ترکش به این بزرگی و پاره نشدن روده‌ها امکان نداره. چرا جناب دکتر پیش خدا همه چیز امکان داره تازه این یکی از کارهای خیلی کوچیک خداست.
 
یکی از شب‌ها خبر آوردن که خوابگاه مجروحین بیمارستان هلال احمر آبادان با راکت زدن چند مجروح و پرسنل شهید شدن و از بیمارستان طالقانی کمک خواستن.
 
شبانه با مینی بوس به هلال احمر آمدیم. به استراحتگاه مجروحین راکت خورده بود و بعضی از مجروحین مجروحتر شده بودن و بعضی هم شهید، مجروحین حادثه جدید را به قسمت بیمارستان انتقال داده و مجددا پانسمان و دارو و درمان شدند و بعضی را به بیمارستان طالقانی منتقل نمودند.
 
وقتی با مینی بوس به بیمارستان طالقانی بر می‌گشتیم با خمپاره مورد حمله قرار گرفتیم مینی بوس چپ شد و باز عده‌ای به جراحتشان افزوده شد و بعضی از همکاران هم مجروح گردیدند.
 
یادم می‌آد که آب خوردن نداشتیم به علت محاصره بیماران را هم نمی‌توانستیم به جاهای دیگر منتقل نماییم لباس استریل در اطاق عمل وجود نداشت. بیماران را با سرم فیزیولژی شستشو می‌دادن بچه‌ها مجبور بودن آب شط را که بوی نفت می‌داد بخورن. موقع شام و یا نهار همه دور هم به نون و خرما قناعت می‌کردیم دیگر از خواب خبری نبود مگر می‌شه خوابید مرتب مجروح بود که می‌امد آخر مگر امکان داشت در چنین وضعی مجروحین را گذاشت و خوابید ولی از حق نباید گذشت که همه تشنه خواب بودند. بعضی‌ها با قرص و دارو و بر خواب غلبه می‌کردن و بعضی از فرصت‌ها استفاده می‌کردن و در گوشه‌ای چرت می‌زدن هر کس هر کاری از دستش می‌آمد انجام می‌داد گاهی به تنهایی نمی‌رسیدم که عکس بگیریم دیگران کمک می‌کردن.
 
چند بار بیمارستان مورد حمله قرار گرفت ساختمان می‌لرزید دکتر جراح فریاد می‌زد بی دین‌ها لحظه‌ای دست نگهدارید تا شکم پاره شده این مجروح را بخیه کنم.
 
لحظه به لحظه خبر می‌آوردن که خرمشهر داره سقوط می‌کنه تکاوران از جان و دل مایه می‌ذاشتن تا از حمله صدامیان کافر جلوگیری کنن.
 
شب سقوط خرمشهر بود تاب و توان وجود نداشت در یک آن 60 مجروح آورده بودن از همه نوع تکاور بسیجی، سپاهی، مردمی، روحانی، بزرگ و کوچک و دختر و پسر.
 
حتی خواهران هم شجاعانه دفاع و جنگ می‌کردن و یک نمونه بارز آن را دیدم.
 
مژده را می‌گویم نمونه کامل یک شیرزن خواهری که هم امداد گر بود و هم رزمنده اسلحه به دست و جعبه کمک‌های اولیه به پشت قدم بقدم خرمشهر  را راه می‌رفت جایش تیر می‌انداخت و بالا سر مجروح که می‌رسید پانسمان اولیه انجام می‌داد و به پشت جبهه می‌فرستاد وقتی او را به اتاق عمل آوردند دیدمش همین که ازش عکس رادیوگرافی گرفتم متوجه شدم که دست و پا و دنده‌هایش شکسته و نفس به سختی می‌کشه.
 
بیمارستان طالقانی 5 اطاق جهت عمل جراحی بیشتر نداشت و مجروح در حدود 60 الی 70 نفر بودن با 5 اطاق چکار میشه کرد؟ به طرف هر کس که می‌رفتی تا او را به اطاق عمل ببری می‌گفت: برادر من حالم بهتره اون یکی که حالش بدتره اول ببرید و نفر بعد و انسان یاد مجاهدین اسلام و قضیه تشنگی مجروحین می‌افتاد که می‌گفتند آن یکی از من تشنه‌تر است اول به او آب بدهید و نفر بعد می‌گفت برادر دیگرمان تشنه‌تر است و همینطور الی آخر.
 
و حالا آن حماسه در اطاق عمل بیمارستان طالقانی دیده می‌شد هر بار که خواستیم برادر روحانی که از ناحیه سینه ترکش خورده به اطاق عمل ببریم ممانعت می‌کرد و می‌گفت من حالم بهتر است یکی دیگر را ببرید در آخر وقتی خواستیم برادر روحانی مان را به اطاق عمل ببریم دیگر دیر شده بود و او به شهادت رسیده بود.

   برچسب‌ها: اتاق عمل, بیمارستان طالقانی
   
+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳
مدیرعامل باشگاه پرسپولیس گفت: به برگزاری جام حذفی بدون حضور ملی‌پوشان به شدت اعتراض داریم. این مساله را پیگیری خواهیم کرد و کوتاه نخواهیم آمد.
رویانیان: به فدراسیون اعتراض می کنیم
به گزارش افکارنیوز  محمد رویانیان در گفت‌وگو با سایت باشگاه پرسپولیس با ذکر این مطلب افزود: این تصمیم به هیچ وجه منطقی نیست. در هیچ جای فوتبال دنیا چنین تصمیم‌هایی گرفته نمی‌شود. همه جا لیگ و جام حذفی در کنار بازی‌های ملی و با حضور ملی پوشان برگزار می‌شود. هیچ جا اینطور نیست که جامی را بدون حضور ملی‌پوشان برگزار کنند.

مدیر عامل باشگاه پرسپولیس، ادامه داد: ما نهایت همکاری را با فدراسیون و تیم ملی انجام دادیم و خواهیم داد، بیشترین ملی پوشان را داشتیم و بیشترین همکاری صورت گرفت. هر دو، سه هفته در میان به خاطر ملی پوشان، لیگ تعطیل شده است و در این میان پرسپولیس بیش از همه تیم ها متضرر شد چرا که ملی پوشان پرتعداد خود را برای روزهای متمادی و حتی برای چند هفته در تمرین‌ها در اختیار نداریم. در همین تعطیلی اخیر لیگ، تمرین‌های ما گاه با ۱۲ نفر برگزار شد و برای انجام یک بازی دوستانه ناچار بوده‌ایم علاوه بر سه، چهار بازیکن امید که در فهرست حضور دارند ۵، ۶ بازیکن هم از تیم امید به خدمت بگیریم تا بتوانیم تعداد نفرات را به حد نصاب لازم برسانیم.

رویانیان تصریح کرد: با تمام این اوصاف به خاطر منافع ملی و کمک به صعود تیم ملی ایران به رقابتهای جام جهانی هیچ اعتراضی نکردیم. کلامی حرف نزدیم و حتی گلایه نکردیم ولی اینکه قرار باشد جام حذفی بدون حضور ملی پوشان برگزار شود، قابل قبول نیست و به شدت نسبت به آن معترض هستیم. هیچ جای دنیا چنین اتفاقی روی نمی دهد. این برخلاف موازین بین المللی فوتبال است.

وی خاطرنشان کرد: باشگاهی مثل پرسپولیس برای لیگ و جام حذفی سرمایه گذاری و برنامه ریزی کرده است چطور انتظار دارند، تیمی مثل پرسپولیس بدون هفت ملی پوش خود در مسابقات شرکت کند. در حالی که بسیاری از تیم‌ها با تمام قوا در میدان حاضر می‌شوند. آیا چنین رقابتی، عادلانه و منصفانه است؟ آیا ایجاد شرایط برابر برای تیم‌های حاضر در مسابقات که از موازین بین المللی فوتبال است، اینگونه اجرا می شود؟

رویانیان در پایان افزود: فصل گذشته با تغییر تاریخ داربی بازی‌های جام حذفی را آن طور از ما گرفتند و برای این فصل چنین اتفاقی عادلانه نیست. باید بگویند کجای دنیا چنین اتفاقی می‌افتد؟ ما به شدت نسبت به این موضوع اعتراض داشته و آن را پیگیری خواهیم کرد. آیا سارمان لیگ حاضر است خسارت وارده به پرسپولیس به خاطر برگزاری جام حذفی بدون حضور ملی پوشان را بپردازد؟ این تصمیم عادلانه نیست و امیدواریم در آن بازنگری شود. بنده هم در بازگشت با مسئولان سازمان لیگ صحبت خواهم کرد تا تصمیمی گرفته شود که عادلانه باشد، نه اینکه برخی تیم ها متضرر شوند و برخی منتفع.

به گزارش مشرق، علی کاظمی دبیر سازمان لیگ به ایسنا گفته بود احتمال دارد جام حذفی بدون حضور ملی‌پوشان تیم‌ها برگزار شود.
+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳
هفته‌ی گذشته در زیمباوه و در یک مسابقه‌ی فوتبال پس از آن کمک داور به یک گل را دلیل آفساید مردود اعلام کرد،‌ توسط یکی از تماشاچیان بوسیله‌ی چماق مورد حمله قرار گرفت.

به گزارش فرارو به نقل از تلگراف، اسحاق بوفانا‌ کمک داور و ۳۴ ساله پس از اصابت ضربه به سرش به زمین افتاد و در محل جان باخت. متهم به قتل یکی از تماشاچیان به نام اونیسمو سیچانی سی و یک ساله است که از آفساید گیری داور عصبانی شده بود.

سخنگوی پلیس میدلند در این رابطه به یک روزنامه‌ی محلی زیمباوه گفت : "سو تفاهمی که میان داور و طرفدار پیش آمد موجب شد تا سیچانی با یک چماق ضربه‌ای به سر بوفانا بزند. بوفانا سپس به زمین افتاد و در جا مرد. ضارب پس از اینکه متوجه شد داور مرده است از صحنه متواری شد."
سیچانی هم‌اکنون به اتهام قتل از سوی پلیس تحت تعقیب قرار گرفته است.

   
+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳

فساد اخلاقي و ناهنجاري‌هاي اجتماعي در اروپا هر روز به شكل جديدي ظاهر مي‌شود كه يكي از تازه‌ترين آنها تبليغات روسپي خانه روي پيراهن بازيكنان فوتبال است. درحالي كه بحران اقتصاد يونان را فرا گرفته يك تيم فوتبال آماتور راه جديدي را براي پرداخت صورتحساب‌ها و هزينه‌هاي تيم پيدا كرده و آن بهره گيري از كمك‌هاي مالي يك روسپي‌خانه است.

به گزارش همراهان نیوز به نقل از "انتخاب" ، البته اعضاي اين تيم كه موسوم به "ووكه فالس لاريسا" است در عوض اين كمك مالي، پيراهن‌هايي صورتي را بر تن مي‌كنند كه نام اين روسپي خانه بر آن نقش بسته است. روسپيگري در يونان قانوني است و اين گونه مراكز تحت مقررات دولتي فعاليت مي‌كنند اما اينكه يك روسپي خانه حامي مالي يك تيم فوتبال باشد مخالفت‌هايي را برانگيخته است.


   برچسب‌ها: تبلیغات در فوتبال, فوتبال و دلالی, بی
   
+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳
به زنان کره ای گفته شد نمی توانید وارد ورزشگاه شوید اما آنها گفتند: "ما که جومونگ و یانگوم می دیم بهتون، بذاریم بریم؟!" و ما هم ترسیدیم دیگر به ما فیلم و سریال کره ای ندهند و اجازه دادیم بروند داخل!

 همان طور که دیدید و شاید هم ندیدید و شنیدید! در بازی ایران و کره جنوبی، بانوان کره ای با خیال راحت در استادیوم آزادی حضور داشته و تیم مورد علاقه ی خودشان را تشویق می کردند.

سئوال اساسی اول: چرا بانوان کره ای حق دارند بیایند استادیوم و فوتبال را از نزدیک ببینند؟!

پاسخ احتمالی اول: چون بانوان کره ای به زبان فارسی تسلط ندارند و اگر یک وقت داور بد قضاوت کرد یا تماشاگران هوس کردند از خجالت بازیکنان و مربی تیم حریف در بیایند و از خانواده داور یا بازیکنان تیم حریف یادی کردند(!) آنها متوجه نمی شوند!

پاسخ احتمالی دوم: کره ای ها کلاً زنان و مردانشان شبیه هم هستند و در نتیجه فرقی نمی کند که طرف خانم باشد یا آقا! ... البته شاید همین شباهتشان باعث شده کسی متوجه نشود اینها خانوم هستند و آنها بتوانند وارد استادیوم شوند!



پاسخ احتمالی سوم: اینها خارجی هستند! نمی فهمند! باور کنید دم در استادیوم 20 دقیقه داشتیم برایشان توضیح می دادیم که ورود خانم ها به ورزشگاه ممنوع می باشد، اما متوجه نمی شدند! و آخرش هم آمدند تو! در میان نیروهایمان خانم نداشتیم که بتوانیم این بانوان کره ای را گرفته و نگذاریم بروند داخل! نکند توقع داشتید ما خودمان ... ای بابا!

پاسخ احتمالی چهارم: اتفاقاً به آنها گفته شد نمی توانند وارد ورزشگاه شوند اما آنها گفتند: "ما که جومونگ و یانگوم می دیم بهتون، بذاریم بریم؟!" و ما هم ترسیدیم دیگر به ما فیلم و سریال کره ای ندهند و اجازه دادیم بروند داخل!

پاسخ احتمالی پنجم: چون آنها مهمان هستند و ما مهمان نواز!

***
سئوال اساسی دوم: یک بانوی ایرانی اگر بخواهد وارد ورزشگاه شود و فوتبال را از نزدیک ببیند بایستی چی کار کند؟!

پاسخ احتمالی اول: اول برود کره! بعد زبان کره ای بیاموزد! و بعد خودش را یک بانوی کره ای جا بزند و وارد استادیوم شود!


پاسخ احتمالی دوم:  استادیوم میآن چی کار؟! مگه تلویزیون چش هست؟! از همون تلویزیون ببینن خب!

پاسخ احتمالی سوم: برود فوتبال بانوان ببیند!

پاسخ احتمالی چهارم: برود مهمان شود!

***
سئوال اساسی سوم: با توجه به اینکه عباسی (وزیر ورزش و جوانان) در مورد تذکر نماینده مردم تهران درباره عدم رعایت شئونات بانوان کره ای در ورزشگاه آزادی گفت: "حضور بانوان کره ای دست ما نبود و آنها مهمان بودند." کلاً کدام نظریه صحیح است؟!

نظریه اول: شانس آوردیم این بازی در تابستان و اوج گرمای هوا برگزار نشد!



نظریه دوم: خوب شد با کره بازی داشتیم و این مهمان ها کره ای بودند، اگر با یک تیم اروپایی بازی داشتیم معلوم نبود این مهمان ها از مهمان نوازی ما چه سواستفاده هایی که نمی کردند!

نظریه سوم: آقای عباسی کلاً خیلی مهمان نواز هستند و پیش از این هر وقت میهمان به منزلشان می آمده و بچه میهمان اقدام به شکستن تلویزیون و ... می کرده هیچی نمی گفتند! چون "آنها مهمان بودند!"؛ همه ی ما بایستی مهمان نوازی را از ایشان بیاموزیم!

نظریه چهارم: میهمان هر کاری دلش بخواهد می تواند انجام دهد!

عصر ایران

   برچسب‌ها: زنان کره ای, زن در کره, زنان شاغل
   
+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳
به گزارش  خانه ملت، نادر قاضی پور در نشست علنی امروز (چهارشنبه 3 آبان) مجلس شورای اسلامی در اخطاری با استناد به اصل 121 قانون اساسی خطاب به رئیس جمهور گفت: آقای رئیس جمهور یک نامه محرمانه را به رئیس قوه قضائیه نوشتند و رئیس قوه هم جواب محرمانه دادند پس چرا نامه محرمانه آشکار و فاش می شود.

عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس در ادامه افزود: چرا مشکلات اصلی جامعه ارز، اشتغال، تهیه مواد غذایی و مسکن را از یاد برده اید پس مسئول ایجاد اشتغال و تهیه ارز و کنترل بازار مگر رئیس جمهور نیست؟

نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی افزود: آقای رئیس جمهور شما رئیس شورای عالی امنیت ملی هستید و ایجاد امنیت جامعه به عهده شماست اما شواهد چیز دیگری را نشان می دهد.

وی با طرح این سؤال از رئیس جمهور که شما می خواهید به زندان اوین بروید تا چه کسی را ببینید اظهار داشت: بجای سرکشی از زندان به فکر نان شب مردم و کارگران و کشاورزان باشید
 


   برچسب‌ها: ریس قوه قضائیه
   
+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳
رییس قوه قضاییه با تاکید بر این‌که مسائل میان مسئولان و اختلاف سلیقه‌ها و حتی «برخی مناقشه‌ها» نباید موجب تشویش اذهان شود به نامه اخیر رییس‌جمهور اشاره کرد و گفت:‌ به زودی به صورت مستدل و حقوقی به موارد طرح شده در این نامه پاسخ خواهم داد.
بر خلاف میلم جواب احمدی نژاد را می دهم
به گزارش افکارنیوز به نقل از ایسنا، آیت‌الله صادق آملی لاریجانی در جلسه امروز مسئولان عالی قضایی با اشاره به این‌که به ادعای صیانت از حقوق اساسی ملت نمی‌توان به حدود و ثغور قانونی قوای دیگر تعرض و موجب اختلافات شد، تصریح کرد:‌ این جانب به مصلحت نمی‌دانم که اینگونه نامه‌نگاری‌ها علنی باشد؛ جلسه سران قوا به منظور بررسی و حل و فصل همین مسائل است که در مواردی هم مطالب جدی در آن مطرح شده است و اشاره به حقوق اساسی ملت بهانه‌ای برای علنی شدن این مسائل نیست.

رییس قوه قضاییه با تاکید بر این‌که «برخلاف میل باطنی‌ام به‌زودی پاسخ حقوقی و مستدل به دعاوی مطرح‌شده در نامه اخیر رئیس‌جمهور خواهم داد» ریشه اصلی نامه اخیر را فهم نادرست از حدود اختیارات قانونی روسای قوا دانست و افزود: اگر موارد مطرح‌شده در این نامه که برداشتی نادرست از وظایف روسای قوای سه‌گانه و حدود و ثغور وظایف است، پاسخ داده نشود ممکن است برخی ذهن‌ها گمان کنند که موارد مطرح شده منطبق با قانون است.

رئیس دستگاه قضا شورای نگهبان را مرجع قانونی برای تفسیر قانون اساسی دانست و با تاکید بر این‌که «اگر هرکدام از مسئولان در کارها و برنامه‌ها و گفتار خود خلوص نیت داشته باشند بسیاری از مشکلات قابل حل است» اظهار کرد: قانون اساسی خط‌کشی روشنی برای چگونگی حل اختلاف میان سران قوا دارد و تفسیر قانون اساسی نیز با شورای نگهبان است.

آیت‌الله آملی لاریجانی تصریح کرد: تقریبا تمام آنچه را که در این نامه به قوه قضاییه نسبت داده شده، خلاف می‌دانم و اعلام می کنم این تصور که رئیس‌جمهور نظارت بر دیگر قوا را حق خود بداند تصور کاملا باطلی است.

آیت‌الله آملی لاریجانی با بیان مستندات قانونی در تفسیر اصل ۱۱۳ قانون اساسی گفت: شورای نگهبان در آخرین نظریه تفسیری خود تصریح کرده است که اصل ۱۱۳ قانون اساسی به معنای نظارت رئیس جمهور بر سایر قوا نیست و در بند دوم آن تصریح شده است که شما در حیطه مسئولیت‌ها و وظایف و کیفیت اعمال وظایف از سوی مسئولان قوا، حق دخالت ندارید.

رئیس قوه قضاییه تصریح کرد: قوه قضاییه و هرکدام از سازمان‌های زیرمجموعه آن از جمله سازمان زندان‌ها برحسب قانون اساسی و یا قوانین عادی وظایفی مشخص و روشن دارند و اجرا و مدیریت عالی آنها برحسب اصل ۱۵۷ قانون اساسی با رئیس قوه قضاییه است.

آیت‌الله آملی لاریجانی نامه اخیر رئیس‌جمهور را مصداقی از برداشت و فهم ناصحیح از قانون دانست و گفت: اگر ادعا شود که رئیس‌جمهور حق دارد بدون هماهنگی و اجازه دستگاه قضایی به زندان‌ها سر بزند این خلاف قانون اساسی است.

رئیس دستگاه قضا تمام مسئولان را به صیانت از قانون اساسی و پایبندی به آن دعوت کرد و با تاکید بر این‌که اختلاف نظر پیش آمده نه بر سر سازمان زندان‌ها که درباره حد و مرز وظایف و اختیارات رئیس‌جمهور است اعلام کرد:‌ امیدوارم تمام مسئولان کشور پایبند به قانون اساسی و اجرای دقیق آن باشند.

آیت‌الله آملی لاریجانی به درخواست رئیس‌جمهور مبنی بر بازدید از زندان اوین و ادعای مربوط به مخالفت قوه قضاییه با این درخواست اشاره و تاکید کرد: ما هیچگاه نگفته‌ایم که رئیس‌جمهور نمی‌تواند به زندان‌ها سر بزند بلکه پاسخ ما این بود که به دلیل وجود پاره‌ای اوهام و شبهات و شائبه‌ها که ممکن است در ذهن مردم پیش آید به مصلحت نیست که در حال حاضر این دیدار انجام شود و هرگاه قوه قضاییه مصلحت دانست هماهنگی‌های لازم برای این دیدار را انجام می‌دهد.

رئیس قوه قضاییه از بازدید دوره‌ای و مستمر مسئولان از زندان‌های سراسر کشور از جمله بازدید چندین نفر از وزرا، استانداران و فرمانداران سراسر کشور، نمایندگان مجلس و ائمه جمعه و حتی ده‌ها هیات از کشورهای خارجی و سازمان‌های بین‌المللی خبر داد و با اعلام این موضوع که قوه قضاییه در "اصل بازدید "از زندان‌ها مشکل و حساسیتی ندارد، گفت:‌ اینجانب به عنوان رئیس قوه قضاییه پیش از این و در جلساتی که مربوط به بررسی مشکلات و بودجه و امکانات زندان‌های کشور بود اعلام کردم که اگر مسئولان دولت مشکلات قوه قضاییه و بویژه سازمان زندان‌ها را قبول ندارند، خودشان بیایند و از زندان‌ها بازدید کنند و برحسب این نظر هم تاکنون تعدادی از وزرا و سایر مسئولان از زندان‌های مختلف بازدید کرده‌اند و حال چگونه می‌توان پذیرفت که قوه قضاییه مخالف دیدار رئیس‌جمهور از زندان‌ها است.

رئیس دستگاه قضا تاکید کرد: رئیس‌جمهور نباید گمان کند که حق الزام نسبت به سایر قوا را دارد، یا تصور نماید که می‌تواند بدون اذن قوه قضاییه از دادگاه‌ها و زندان‌ها بازدید کند.

آیت‌الله آملی لاریجانی نامه اخیر رئیس‌جمهور را دستمایه و خوراک خبری رسانه‌های ضدانقلاب و دشمنان نظام توصیف کرد و افزود: جمله‌ها و کلمات ایشان دستمایه رسانه‌های غربی شده و حال می‌پرسند و ادعا می‌کنند که ببینید در زندان‌های ایران چه خبر است که رئیس‌جمهور هم نمی‌تواند از آن بازدید کند، در حالی‌که اینجانب با قاطعیت اعلام می‌کنم که در زندان‌های ایران قوانین به نحو کامل اجرا می‌شود.

رئیس قوه قضاییه تاکید کرد: باتوجه به نامه اخیر و شرایط پیش آمده به هیچ وجه بدون هماهنگی اجازه بازدید از زندان اوین داده نخواهد شد.

رئیس قوه قضاییه در بخش دیگری از سخنان خود به مسائل و مشکلات اقتصادی و نابسامانی‌های بازار ارز اشاره کرد و از مسئولان اجرایی خواست تمام تلاش خود را به حل و فصل مشکلات مردم معطوف کنند.

آیت‌الله آملی لاریجانی گفت: مسئولان اجرایی کشور به تمام معنا مسئول و موظف هستند که وضع مالی کشور و بازار را مدیریت و از اتخاذ سیاست‌هایی که موجب بروز مشکلات شود، پرهیز کنند.

رئیس قوه قضاییه تاکید کرد: در کنار دستگاه اجرایی قوه قضاییه نیز به صورت قاطع با اخلالگران امور اقتصادی برخورد خواهد کرد اما سهم دستگاه قضایی در این زمینه محدود است و دولت باید با سیاست‌های ثابت و معقول، بازار اقتصادی و ارزی را مدیریت کند.

رئیس قوه قضاییه در ابتدای سخنان خود با تبریک فراررسیدن روز عرفه و عید قربان،‌ این ایام را موجب برکت و فرصتی برای قرب الهی دانست و ابراز امیدواری کرد: تمام مومنان از این ایام پربرکت بخوبی استفاده کنند.

آیت‌الله آملی لاریجانی شب و روز عرفه و نیز عید قربان را فرصتی مناسب برای استجابت دعا و قرار گرفتن در صراط مستقیم الهی توصیف کرد و گفت:‌ برحسب روایات متعدد خداوند متعال در روز عرفه هیچ درخواستی را از بندگان خود رد نمی‌کند و ان‌شاءا... تمام مومنان از این فرصت مناسب بخوبی استفاده می‌کنند.

رئیس قوه قضاییه افزود: دعا و درخواست بندگان از خداوند متعال از مهم‌ترین راه‌های عبودیت و قرار گرفتن در صراط مستقیم است.

آیت‌الله آملی لاریجانی با اشاره به این‌که در این ایام پربرکت مومنان در حق برادران دینی خود دعا کنند، تصریح کرد:‌ دعا کردن در حق برادر دینی بسیار تاکید شده است و در روایات آمده است که اگر برای دیگری دعا کنید صدهزار برابر بیشتر نصیب خودتان خواهد شد و دعا برای دیگران به استجابت نزدیک‌تر است.

بر اساس گزارش اداره کل روابط عمومی و تشریفات قوه قضاییه، در جلسه امروز مسئولان عالی قضایی، آیین‌نامه اجرایی قانون نظارت بر رفتار قضات به تصویب نهایی رسید.

این آیین‌نامه در ۵ فصل، ۵۳ ماده و ۷ تبصره بررسی و به تصویب مسئولان عالی قضایی رسید.

   
+ ۱۳۹۱/۰۸/۰۳

به گزارش همراهان نیوز به نقل از شریان نیوز ، اهمیت صنعت گردشگری در قرن حاضر بر کسی پوشیده نیست و  سومین پدیده اقتصادی پویا و در حال توسعه پس از صنایع نفت و خودرو به شمار می رود.


سازمان توسعه و همکاری جهانی، این صنعت را پس از بانکداری، دومین بخش خدمات در تجارت بین المللی معرفی کرده و براساس آمار و ارقام انتشار یافته از سوی سازمان جهانی تجارت، میزان سرمایه گذاری در بخش گردشگری به درصد کل سرمایه گذاری بین المللی خواهد رسید.

بانک ها، وزارت مسکن، شهرداری ها، وزارت نیرو و تمام دستگاه های اجرایی، برای رسیدن به نقطه مطلوب در توسعه زیرساخت های صنعت گردشگری علاوه بر ارائه تسهیلات باید به این سازمان کمک کنند تا از ظرفیت گردشگری تمام استان ها در بهبود شرایط کشور استفاده شود.

مسئولین مربوطه با  نصب العین قرار دادن فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اولویت گردشگری به دنبال تعمیم آن به سراسر کشور هستند.

رهبر معظم انقلاب در پایان سفر به خراسان شمالی در جمع اعضای هیئت دولت، گردشگری را در رتبه دوم از 3 اولویت استان خراسان شمالی برشمردند.

حضرت آیت الله خامنه ای به مسئولان توصیه کردند:  با اولویت دادن به گردشگری منطقه و برنامه ریزی برای بازدید حداقل بخشی از زوار امام هشتم از جاذبه های مهم گردشگری استان، به بهبود اوضاع عمومی خراسان شمالی همت گمارید.


در همین راستا سید حسن موسوی (معاون رئیس جمهور) ظمن لبیک گفتن به فرامین رهبری در سفر به خراسان شمالی به ایشان نامه نوشت و متن نامه به این شرح است:
«بسمه تعالی
محضر مبارک حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای (مدظله‌العالی)
رهبر معظم انقلاب اسلامی
سلام‌علیکم
جمهوری اسلامی ایران که میوه شیرین انقلاب شکوهمند ملت سلحشور ایران اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) است، با زعامت امام‌گونه حضرتعالی در بیش از دو دهه گذشته مسیر پیشرفت و بالندگی را در عرصه‌های گوناگون طی کرده است و اینک که فرزندان و سربازان شما در دولت مکتبی و مردمی جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد، توفیق خدمتگزاری به ایران عزیز را در عرصه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دارند، فرمایشات جنابعالی در جریان سفر به استان خراسان شمالی مبنی بر اهمیت گردشگری را نشانه بارز هوشمندی جمهوری اسلامی متناسب با شرایط زمانی و موجب شورانگیزی و خودباوری هر چه بیشتر خود می‌دانند خانواده بزرگ مدیران، کارشناسان، کارکنان و دوستداران میراث فرهنگی، صنایعی دستی و گردشگری با افتخار به ابراز محبت و عنایت مقتدای خویش نسبت به فرزندان و سربازانش، با تمام توان و انگیزه در جهت تحقق منویات حضرتعالی برای پیشرفت و تعالی این حوزه راهبردی آماده خدمتگزاری است و در این مسیر هیچ تردید و تزلزلی را به خود راه نخواهد داد.

در آخر ، آقای موسوی امید است که با عظمی راسخ در سازمان گردشگری از تمام ضرفیت های موجود برای ارتقاع سطح این صنعت در تمام کشور استفاده شود.کشور ما با وجود طبیعت بسیار چشم نواز و دارا بودن فرصت های بسیار بی نظیر چه در زمینه گردشگری و چه در زمینه صنایع دستی قادر خواهد بود به مقام نخست در این زمینه در منطقه دست یابد.

یکی از مسائل قابل توجه که فرصت های گردشگری را در ایران بسیار فراوان می کند سفر کردن مسلمانان با خیالی آسوده به کشور ما برای زیارت مشاهده مشرفه و همچنین استفاده از امکانات سیاحتی کشور است .


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش