دانلود موزیک ویدئو نقی ، شاهین نجفی + مستندات , تصاویر , نقد و بررسی :::.
به همراه دانلود موزیک ویدئو "تو هیچی نمی دونی" با صدای "مهران باقری" در پاسخ به حرمت شکنی وی
دانلود در دو کیفیت و حجم متفاوت ، با لینک های مستقیم و کمکی
![]()
.::: دانلود موزیک ویدئو نقی ، شاهین نجفی + مستندات , تصاویر , نقد و بررسی :::.
به همراه دانلود موزیک ویدئو "تو هیچی نمی دونی" با صدای "مهران باقری" در پاسخ به حرمت شکنی وی
دانلود در دو کیفیت و حجم متفاوت ، با لینک های مستقیم و کمکی
![]()
همان طور که مستحضر هستید چندی پیش آهنگ جدید شاهین نجفی به اسم نقی منتشر شده ،
شاهین نجفی، خواننده رپ، اهل گیلان، که ید طولایی در خزعبل گویی و استفاده از کلمات رکیک و ناپسند دارد در تازه ترین اقدام خود، با انتشار آلبومی به برخی امامان معصوم (ع) و مقدسات دین توهین کرده است.
اول باید بگوییم که شاهین نجفی قبلأ در یکی از صحبت های خود اشاره کرده که کلا هیچ چیز را لایق پرستش نمیداند و خدا وشیطان بیشتر قابل ترحّم هستند تا پرستش. شاهین در قسمتی از یکی از ترانه های خود به نام "شر اعظم" این گونه میگوید: (مارح وت یارب زج هد جس) ، که اگر این جمله را به سبک ریورس یا برگردان موسیقی گوش دهیم جمله (سجده جز برای تو حرام) را خواهیم شنید. اگر شاهین نجفی در صحبت های خود اشاره کرده که هیچ چیزی را نمی پرستد ، پس این جمله چه معنایی می تواند داشته باشد؟! :
پس سجده جز بر چه کسی حرام است ؟!
همچنین باید اشاره کنیم که این عقائد مربوط به شیطان پرستان می باشد و شاهین نجفی از این عقائد به شدت استفاده میکند.
در ادامه شاهد لینکهای دانلود ترانه و موزیک ویدئو نقی شاهین نجفی خواهید بود ، لازم به ذکر است یکی از خوانندگان کشورمان با نام مهران باقری ، در پاسخ به اهانت شاهین نجفی به امام هادی (ع) و مقدسات اسلام عزیز ، موزیک ویدئویی را تحت عنوان "تو هیچی نمی دونی" ساخته که در ادامه شاهد خواهید بود! همچنین پیشاپیش از انتشار بعضی از متون و تصاویر غیر اخلاقی و توهین آمیز ، از حضور شما کاربران پوزش می طلبیم و انتشار این متون و تصاویر صرفا جهت اطلاعات بیشتر شما و شناخت هر چه بهتر شما از این خواننده مرتد و .... می باشد!
جهت مشاهده جزییات و تصاویر بیشتر و همچنین دانلود موزیک ویدئو ها به ادامه مطلب بروید ...
![]()
و اما این آهنگ جدید (نقی) علاوه بر این که شنوندگان را از انتظار ظهور امام زمان دور میکند دارای مسائل دیگری هم هست:
به طور مثال پوستراین آهنگ در حالی منتشر شده است که در
طراحی آن سراسر توهین به حرم مقدس امام رضا و ائمه (ع) است
که این امر موجب واکنش های منفی در این خصوص شده است.
در این پوستر با کج کردن حرم امام رضا و ائمه (ع)
تشبیه آن به سینه زن!!!
گذاشتن کلاغ به جای کبوتر و …
حرمت شکنی سنگینی علیه مذهب ما ایرانیان انجام داده.
![]()
کاور آهنگ جدید شاهین نجفی گنبد رو شبیه سینه یک زن در آورده و اون پرچم هم پرچم همجنسگراها می باشد.
(با عرض پوزش مجدد از شما کاربران به جهت انتشار این تصویر)
معانی اشعار این آلبوم سعی در القاء خرافه بودن این موضوع به مخاطب شده است .
همچنین در شعر این آهنگ ظهور امام زمان (ع) را نیز به سخره گرفته است .
شبکه BBC نیز با اقدامی کم سابقه در حمایت از این حرکت زشت برای سایتی که اولین بار این آهنگ را پخش نموده است جایزه ویژه در نظر گرفته است و آن را تابو شکنی و انقلاب بزرگ فرهنگی خوانده است .
![]()
یکی از مراجع تقلید در پاسخ به استفتائی در خصوص توهین شاهین نجفی به ائمه اطهار هرگونه اهانت به مقام شامخ امام (ع) را موجب ارتداد دانست.
![]()
متن استفتاء ارائه شده محضر آیتالله مکارمشیرازی به این
شرح است:
محضر مبارک مرجع تقلید جهان تشیع
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته)
با سلام و احترام؛
نظر به اینکه اخیراً فردی به نام شاهین نجفی که از
خوانندگان موسیقی در خارج از کشور است در قالب متن شعر و ارائه
تصویری موهن به ساحت مقدس حضرت بقیةالله (روحی فداه) و حضرت امام علیالنقی
الهادی (علیه السلام) و حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) اهانت
کرده و در راه ترویج این اهانت فایل صوتی و تصویری آن را در پربینندهترین
سایتهای اطلاع رسانی قرار داده است.
خواهشمند است تکلیف شرعی شیعیان و دوست داران اهل بیت (علیهم
السلام) را در این خصوص بیان فرمایید.
در پاسخ آیتالله مکارم شیرازی به این استفتا آمده است:
بسمه تعالی
هرگونه اهانت به مقام شامخ امامان معصوم (علیهم السلام) و
توهین آشکار به آنها اگر توسط فرد مسلمانی صورت گیرد موجب ارتداد است و اگر توسط غیر مسلمانی باشد داخل در عنوان سابّ النبی (صلی
الله علیه وآله) است.
![]()
لازم به ذکر است سایت شاهین نجفی توسط گروه جهاد مجازی هک شد!
جهت مشاهده تصویر هک سایت وی به همراه سند اینجا کلیک کنید
دانلود موزیک ویدئو شاهین نجفی :
لینک های دانلود ویدئو کلیپ نقی - کیفیت عالی
لینک مستقیم I | لینک مستقیم II | لینک کمکی I | لینک کمکی II | حجم : 26.3MB
لینک های دانلود ویدئو کلیپ نقی - کیفیت موبایل
لینک مستقیم I | لینک مستقیم II | لینک کمکی I | لینک کمکی II | حجم : 8.2MB
پسورد :
www.farsimode.com
دانلود موزیک ویدئو تو هیچی نمی دونی مهران باقری در پاسخ به اهانت شاهین نجفی :
![]()
لینک های دانلود ویدئو کلیپ تو هیچی نمی دونی - کیفیت عالی
دانلود حجم : 26.7MB
پسورد :
www.farsimode.com
منبع
: فارسی
مد


شاهین نجفی (لاشخور نجسی)
حدود سال 2006 میلادی
گروهی تحت عنوان تپش 2012 متشکل از چندین نفر با ملیتهای مختلف در زمینه موسیقی اعلام موجودیت میکند. سرپرست این گروه یک ایرانیست که سالها قبل از کشور خارج شده و در آلمان زندگی میکند. وی پیش از آغاز پروژه تپش 2012 سه بار به ایران سفر میکند و بعدها در رابطه با سفرهاش به ایران میگوید که علت اصلی سفرهایش بررسی مسائل و مشکلات موجود در جامعه ایران بوده است.
نکته ای عجیب در نام گذاری این گروه به چشم میخورد. اینکه به چه علت در نام گروه سال 2012 قید شده است در حالی که تاریخ تشکیل این گروه سالها قبل از آن میباشد. سرپرست این گروه در پاسخ به این سوال میگوید: «فکر می کنم یکی از معدود گروه های ایرانی باشیم که هدف مان را را در اسم گروه مان گنجانده ایم ... 2012 اشاره به پروژه ای دارد که همه اعضای گروه برای رسیدن به آن تلاش میکنند. هدف ما در اسم این گروه است. ما دوست داریم در سال 2012 در ایران کنسرت بدهیم.»
وی در ادامه متذکر میشود که گروه تپش 2012 صرفا یک گروه موسیقی نیست. بلکه سازمان و پروژه ای باز است که ما دو سال است کار روی آن را شروع کرده اند.

سال 2009
شاهین نجفی که در سال 2005 از ایران خارج شده بود، در این گروه به چهره ای برجسته تبدیل شد و انتقادها و اعتراضهایش به حکومت و حتی باورهای مردم شهرت می یابد. در این میان فعالیتهای این گروه اوج می یابد و با تمام توان در ایام انتخابات 88 و اغتشاشات بعد از آن ایفای نقش میکند.

اما مدتی بعد که گروه به موعد مقرر یعنی سال 2012 نزدیک تر میشود شاهین نجفی به بهانه های مختلفی از گروه جدا میشود و بعد هم دلیل آنرا انتشار بدون اجازه یک ترانه عنوان میکند و در ادامه قید میکند که از اشتباه گروه تپش 2012 چشم پوشی کرده است.
سال 2012
سال 2012 یعنی موعد مقرر برای گروه تپش 2012 فرا می رسد اما گروه تپش که هدف اصلی اش قرار بود در سال 2012 محقق شود هیچ کار قابل توجهی ارائه نمیدهد. در همین هنگام کمی آنطرف تر عضو برجسته این گروه که حالا در ظاهر یک فرد مستقل شناخته میشود ترانه ای سراسر توهین و اهانت به اعتقادات مردم منتشر میکند. حالا این شاهین نجفی بود که به جای گروه تپش و در ظاهر به تنهایی هدف را نشانه رفته بود.

این ترانه به قدری وقیح و اهانت آمیز بود که به سرعت اعتراضات شدیدی را برانگیخت و درست در سال 2012 که قرار هست پایان دنیا باشد و مقارن با هدف تشکیل گروه تپش 2012 است جنجال عظیمی برپا کرد، اما از آنجایی که حالا لاشخور نجسی (شاهین نجفی) دیگر عضو گروه تپش نیست اعتراضات مردمی فقط متوجه شخص وی میشود نه آن گروه کذایی و این مطلب در اذهان عمومی شکل میگیرد که این موسیقی صرفا یک حرکت نابخردانه و طنز بوده است و هیچ عقبه فکری و هدفی پشت آن وجود ندارد. اما با دقتی عمیقتر پرسشهایی به ذهن خطور میکند که نشان از عمق این حرکت توهین آمیز دارد:
چرا این موسیقی هدف حمله هتاکانه خود را به سمت جد امام زمان(عج) قرار داده است؟
اینکه در این موسیقی عبارتی توهین آمیز به امام عصر(عج) بارها تکرار میشود چه ارتباطی با مضمون موسیقی دارد؟
آیا شکل گیری این موسیقی به این نحو صرفا یک اتفاق ناآگاهانه بوده است؟
و....

یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب.
هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. "
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شكن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد.
" تو تقلب كردی، این نامردیه "
هیزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با كاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به كاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره.
نكته اخلاقی: هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و مفیده


این روزها با آغاز روزهایی از سال که دمای
هوا بیش از روزهای پیش میشود ، شهرمان هم بیش از پیش مذین به هوا و هوس
میشوند. از جمله میتوان به خیابانهای شهر اشاره کرد که مملو از برادران و
خواهران گرامی ، الاف و البته بدپوشش میشود.
برای نمونه؛ در مرکز شهر
منتظر تاکسی هستی. توجهات به کنار پیادهرو جلب میشود. پسرهایی را
میبینی که از بینشان دختران بدحجابی (قریب به بیحجاب) هستند که به نظر
میرسد به اندازه چند سانت، انواع کرم و لوازم آرایشی به صورتشان
مالیدهاند. به یاد جمله دکتر شریعتی میافتی که میگفت: من میتوانم
معجزه کنم!!، کافی است یک دستمال به من بدهید تا زیبایی اکثر خانمها را از
آنها بگیرم!!. دخترها با تیکهها و متلکهای پسرها مواجه میشوند. اگر
پسندیدند که سفیدی دندان نشان میدهند و اگر بدشان آمد که با مقداری بدو
بیراه بسنده میکنند!!. معلوم نیست که در آینده ، میخواهیم سر از کجاها
در بیآوریم …
به نظرتان مقصر این وضع چه کسی یا چه کسانی میتوانند باشند!؟.
من؟، شما؟ مسئولین ؟ یا شاید همه !!؟.
ممکن است شما با من هم فکر باشید یا نباشید.
ولی به نظرم همهی ما به نوعی و در اندازههای مختلف در ایجاد اینگونه
معضلهای اجتماعی مقصر هستیم. کم توجهی و تقریباً بیتوجهی به فریضه امربه
معروف و نهی از منکر از طرف مردم ، کم کاریهای عیان در بخش مدیریت فرهنگی و
رویکردهای شبه لیبرالیستی دولت در این بخش و هزار چیز دیگر باعث شده کار
به جایی برسد که مخصوصاً جوانان ما از دین ، تمایل به دینگرایی و از
نشانههای دینداری دوری کنند. به نظر میرسد در این بین وظیفه مسئولین از
بقیه سنگینتر است. زیرا آنها ابزار کافی را دارند. ولی متاسفانه شاهد
خروجیهایی غیر از آنچه باید باشد هستیم. برای مثال ورزشکاران ، هنرمندان و
کسانی که به نوعی الگوی جامعه ، مخصوصاً جوانان هستند و از ابزارهای قابل
استفاده مسئولین در امر گسترش فرهنگ اسلامی میتوانند باشند ، با بیتوجهی و
بیبرنامگی مسئولین به عاملی برای گسترش فرهنگ بیحجابی، بدپوششی و کلاً
به عاملی برای ترویج فرهنگ غربی تبدیل شدهاند.
بعد از گذشت ۳۴ سال از
انقلاب اسلامی، آقایان هنوز قادر نبوده و نیستند تا شهدامان را، آن هم نه
شهدای صدر اسلام!، بلکه شهدای همین روزها، مثل شهید احمدی روشنها را که
مطمئناً بهترین الگو مخصوصاً برای جوانانمان هستند را بدون هزینههای
میلیاردی فوتبالیستها یا سوپر استارهای سینما ، به همراه ناز و اتفارهای
آنها، به جامعه معرفی کنند. احساس میکنم بسیاری از مسئولین ذیربط در این
قضیه به شکلی در انجام وظایف خود کوتاهی میکنند و هر نهاد ، سازمان ،
ارگان یا هر دستگاهای با وجود بودجهها و نامهای عریض و طویل، با هزار
بهانه مندرآورده این وظیفه را از گرده خود برمیدارد. معلوم نیست این روند
تا کی و کجا باید ادامه داشته باشد......
1- ثبات انواع :
الف- قدمت
ب- خلقت
ثبات انواع شامل نظريه خلقت و نظريه قدمت انواع است . نظريه ثبات انواع بر اساس قدمت مي گويد انسان از هيچ نوع ديگري مشتق نشده است و اين طور نيست كه براي مثال 100 ميليون سال پيش پيدا شده باشد بلكه قدمت دارد و اگر تا بينهايت به عقب بازگرديم انسان و انواع ديگر وجود داشته اند. اين نظريه مورد قبول فيلسوفان همچون ارسطو و ابن سينا بوده است.
نظريه خلقت اثبات انواع را بر اساس حدوث انواع مي داند . به طوريكه يك نوع كه تا كنون نبوده است يك باره آفريده شد . اين نظريه برداشت عالمان ديني از كتب ديني بود و بين مردم رواج داشته است .
2- تبديل انواع :برخلاف فرضيه ثبات انواع , خلقت انسان را تدريجي مي داند و شامل دو نظريه لامارك و داروين است .
الف- نظريه لامارك بيان مي كند كه اعضا ی اندام هاي يك جانور در طي كار وكاربرد آنها تحول مي يابد و اين تحول و تعديل , اكتسابي و وراثتي است, يعني با توارث منتقل مي شود. براي مثال مي توان دراز شدن گردن زرافه را بر اثر گردن كشيدن به سوي برگ هاي درختان بلند نام برد. و البته تحليل رفتن اندام ها نيز در اثر عدم كاربرد آنها به ارث مي رسند.
ب- داروين با ارائه تئوري تكامل مي خواهد بگويد خلقت انسان تدريجي بوده و انسان تكامل يافته حيوانات پيشتر است . داروين در كتاب تبار انسان (1872) بحث هايي درباره شباهت نزديك انسان به گوريل كرده است و سعي مي كند نشان دهد چگونه مي توان مميز انسان را بر اساس تعديل تدريجي نياكان آدم نماي او در جريان انتخاب طبيعي توجيه و تعليل كرد.
آنچه در نظريات او جالب و حائز اهميت است آن است كه او مصر بر آن بود كه اخلاق و توانايي هاي رواني انسان با قواي ديگر حيوانات تضاد درجه اي دارند.
يعني تفاوت نوعي نيست بلكه فقط در شدت و ضعف است و مي توان براي حيوانات نيز قايل به درجات ضعيفي از احساس تفهيم و تفاهم شد .
بنابراين داروين ادعا مي كرد كه تفاوت اساسي بين انسان و حيوان نيست. هاكسلي به عنوان يكي از طرفداران داروين ادعا مي كرد : بين انسان و عاليترين ميمونها تفاوت كمتري است تا بين عالي ترين و پست ترين ميمونها .
اصول مهم داروينيسم
نظريه تكامل داروين بر اصول موضوعه يا فرضيه هايي متكي است كه اهميت فراواني دارند : دو اصل از اين اصول با افكار لامارك نيز مطابقت دارد :
تغييرات تصادفي
1-نخستين اصل مورد قبول داروين اين است كه جهان در حركت و تغيير دائمي است. انواع موجودات دچار تغيير و تحول مي شوند , انواع جديد به وجود مي آيند در حاليكه انواع ديگري مي ميرند و از بين مي روند. او با اتكا به فسيلهايي كه ديرين شناسان مطالعه كرده بودند به اين نتيجه رسيد كه هر چه اين موجودات قديمي تر باشند با موجودات امروزي شباهت كمتري دارند و هر كجا كه طبيعت جاندار را مشاهده كنيم واقعيت هايي را در مي يابيم كه جز با قبول تكامل قابل توجيح نيست.
2-اصل دوم كه داروين از لامارك اخذ كرده , اين است كه جریان تكامل اصولاً تدريجي است يعني دگرگوني ناگهاني و جهش تكاملي وجود ندارد.
3- اين كه در نظر لامارك حركت موجودات جهان از تعدادي خطوط مستقل از يكديگر تشكيل شده است كه هر كدام از يك نسل خلقت خود به خودي يا خلق الساعه تشكيل يافته است كه به تدريج تكامل يافته اند. در نظريه داروين برعكس اندام هايي كه مشابه يكديگرند با هم خويشاوندند و همه منشأ واحدي دارند . به نظر او همه پستانداران از يك نوع قديمي منشأگرفته اند و حشرات از يك گروه اند.
اين اصل به اينجا ختم مي شود كه همه اندام هاي زنده يك نوع در روي زمين داراي يك منشأ هستند , يعني حيات منشأ واحدي دارد.
4-چهارمين اصل داروين مربوط به انتخاب اصلح مي شود كه آن را پايه اصلي كل نظام داروين مي دانند , به نظر داروين تكامل نه وابسته به چند گرايش است كه لامارك به صورت كم و بيش مرموزي عنوان كرده بود و نه حاصل تصادف و اتفاق است بلكه تكامل نتيجه انتخاب است .
به نظر داروين انتخاب در دو مرحله انجام مي گيرد : مرحله اول با ظهور همه نسل ها و با تنوع بسيار زياد موجودات زنده مطابقت دارد. مرحله دوم منطبق با انتخاب اصلح به معناي اخص است كه در اثر منازعه براي حيات صورت گرفته است .
ديدگاه داروين در اين زمينه تحت تأثير مالتوس قرار گرفت : لب كلام مالتوس اين بود كه جمعیت كره زمين بسيار سريع تر از گياهان و رستني هاي گياهي افزايش مي يابد. به سخن ديگر در حاليكه شمار انسان ها باتصاعد هندسي افزايش مي يابد رستني هاي خوراكي با تصاعد عددي افزايش مي يابد و بنابراين نظريه اصل تنازع بقا توسط داروين به وجود مي آيد و آن در ديدگاه اسپنسر بدين معنا است كه انسان ها در مبارزه با محيط شان هستند و براي اينكه بهتر باقي بمانند لازم است سياستي دنبال شود كه در آن هيچ حمايتي از ضعيف تر ها به عمل نيايد. اسپنسر در اين زمينه مي گويد كمك به تكثير بدها عملاً مثل اين است كه براي فرزندانمان مغرضانه انبوهي از دشمن فراهم آوريم.
استدلال اسپنسر در مورد بقاي اصلح را مي توان چنين صورت بندي نمود:
1- انتخاب طبيعي ضامن بقاي اصلح است .
2- شخص ب از گرسنگی مي ميرد چون مريض , پير يا فقير است.
3- بنابراين انسان ها اخلاقاً بايد از كمك به شخصي ب خوداري كنند تا بقاي اصلح تضمين شود.
به گمان اسپنسر نابودي موجوداتي كه توانايي كمتري براي انطباق با محيط دارند هم طبيعي و هم ضروري بوده و سبب تعالی جامعه و نژاد ها مي شود. و از همين رو بايد از هرگونه كمك به فرودستان پرهيز كرد. اسپنسر نظريه انتخاب طبيعي داروين را بقاي اصلح ناميد و آن را به ابزار توجيه ايدئولوژيك نابرابري هاي اجتماعي – اقتصادي تبديل كرد.
به گمان داروين تعادل نسبي جمعيت جانداران به بهاي نابودي شماري از هر نوع تحقق مي يابد:
هر جانداري بايد از لحظه تولد براي بقا با رقبا و عوامل ناسازگار محيط دست و پنجه نرم كند .
هر گروهي كه وسايل لازم براي مبارزه نداشته باشد محكوم به نابودي است . به نظر داروين اين كوشش براي زنده ماندن يا تنازع بقا در طبيعت , عامل اصلي انتخاب جانداران داراي صفات ممتاز براي بقا ی تكثير است. از بين افراد يك نوع جانور يا گياه ممكن است يك يا چند فرد با ويژگی خاصي زاده شوند كه ياور آنها در تنازع بقا باشد . اين گونه افراد بيش از هم نوعان خود باقي مي مانند و به توليد مثل مي پردازند و ويژگی خود را از طريق وراثت به فرزندان خود منتقل مي كنند . بدين ترتيب ويژگی هاي ممتاز ارثي نسل به نسل تشديد مي شود .
سامنر از جامعه شناسان و داروينيست هاي معروف معاصر آمريكا هم معتقد است اگر بقاي اصلح را نپسنديم راه ديگري جز بقاي ناصالحان براي ما باقي نمي ماند. از اين نظر همگام با اسپنسر مخالف دخالت دولت براي كمك به شكست خوردگان بود .
لستروارد : ضمن تأييد اصل تكامل اعتقاد داشت جامعه اوليه ويژگی اش سادگی و فقر اخلاقي بود در حاليكه جامعه نوين پيچيده تر و خوشبخت تر و برخوردار از آزادي است . وي همچنين معتقد بود كه انسان ها از صورت هاي پست تر به پايه كنوني تكامل يافته اند.
داروينيسم اجتماعي:
در اواخر قرن 19 اصول نظريه تكامل به طرز وسيعي بر جامعه شناسی حاكم شد . داروينيسم اجتماعي به سبب تأثير بسزايي که اصل انواع داروين بر انديشه و تفكر تكاملي گذاشت به این اسم ناميده شد. داروينيسم اجتماعي مفاهيمي را كه توسط داروين عنوان شده بود براي تفسير ماهيت كه كاركرد جامعه به كار گرفت.
هربرت اسپنسر با الهام گرفتن از زیست شناسي و نظريات داروين فكر تطور اندامواره ای را به عنوان پيشرفت تدريجي زندگی اجتماعي از اشكال ساده به سوي اشكال پيچيده، از همساني ساده به طرح نا همساني فزاينده مطرح ساخت و قصد داشت قوانين تكامل را بر جامعه بشري منطبق سازد. وي همچنين كوشيد قوانين طبيعي حاكم بر حيات زيستي انسان را بر سرنوشت انسان در تاريخ تعميم دهد .
پيامدهاي داروينيسم اجتماعي
برخی از پارادایم هایی که درنتیجه ظهور و توسعه نظریه داروینیسم اجتماعی به وجود آمدندعبارتند از:
1- پارادايم فضاي حياتي راتزل
بر اساس اين پارادايم راتزل اعتقاد داشت كه هر آلماني براي داشتن يك زندگی مطلوب، نيازمند به حداقل 60 متر مربع فضا است. اين پارادايم زمينه توسعه طلبي ارضي را فراهم نمود.
2- پارادايم قايق نجات
براساس اين پارادايم دنيا همچون قايقي است كه با افزايش جمعيت شرايط غرق شدن قايق فراهم مي شود. بنابراين و ناگزير برخي از انسان ها بايد از بين بروند تا اكثريت به سرمنزل مقصود برسند.
3- پارادايم نژاد برتر
بر اساس اين پارادايم نژاد سفيد(ژرمن) برتر از نژاد هاي ديگر است.
وضعيت كنوني داروينيسم اجتماعي
1-امروزه بسياري از اصول اين مكتب منسوخ گرديده و از درجه اعتبار ساقط گشته اند.
2-در متون فارسي بندرت به اين مكتب به صورت خاص پرداخته شده و اطلاعات اعم از ترجمه و تأليف در اين زمينه بسيار محدودند.
منابع:
1-ریتزر،جرج،1384،نظریه جامعه شناسی دردوران معاصر،ترجمه محسن ثلاثی،تهران:انتشارات علمی
2-انتخابی،نادر،1383،جدال علم وفلسفه دراندیشه مارکس، تهران:هرمس
3-توسلی،غلامعباس،1369،نظریه های جامعه شناسی،تهران:انتشارات سمت
4-اچ ترنر،جاناتان و ال بیگلی،1384،پیدایش نظریه جامعه شناسی،ترجمه عبدالعلی لهسایی زاده،شیراز:نوید
5-کوزر،لوئیس و برنارد روزنبرگ،1378،نظریه های بنیادی جامعه شناختی،ترجمه فرهنگ ارشاد،تهران:نی
www.bayran.blogfa.comمنبع........
.:: This Template By : web93.ir ::.