+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰
لوگوی یورو 2012
 
حسن تقدس‌نژاد فومنی معاون اداری مالی سازمان صداوسیما درباره خرید پخش زنده مسابقات فوتبال یورو ۲۰۱۲، گفت: «ما از هفته گذشته اقدام به خرید امتیاز پخش زنده این مسابقات کردیم. البته صحبت‌های انجام شده هنوز در مرحله مذاکره و این امتیاز خریداری نشده است.»
 
وی درباره رقم پیشنهادی خرید این امتیاز گفت: «رقمی که برای خرید به ما گفته شده خیلی بالاست. در واقع ۱۰ برابر دوره‌های قبل است و طبق عرف نیست.»
 
معاون اداری مالی سازمان صداوسیما ادامه دارد: «در دوره‌های قبل قیمت پیشنهادی آنها چهار میلیارد تومان بوده ولی در این دوره ۴۰ میلیارد تومان شده است. البته ما امتیاز پخش مسابقات یورو را خریداری می‌کنیم، اما نه با این قیمت.»
 
تقدس‌نژاد اعلام کرد: «آن‌ها به دنبال پول هستند و ما به دنبال انجام کار درست هستیم. به همین دلیل حتما امتیاز پخش زنده مسابقات فوتبال یورو ۲۰۱۲ را با قیمت عادلانه خریداری می‌کنیم.»
 
خرید پخش زنده مسابقات فوتبال از سوی سازمان صداوسیما مسئله دیروز و امروز نیست و هر سال ایران دیرتر از بقیه کشورهای حاشیه خلیج فارس اقدام به خرید این امتیاز می‌کند. البته مسئولان همیشه آنقدر دیر اقدام به خرید امتیاز پخش بازی‌ها می‌کنند تا قیمت‌ها کاملا شکسته شود.
 
البته پخش بازی‌ها بدون آنکه حق پخش آن خریداری شود در برنامه «پارک ملت» هم از سوی سیامک رحمانی سردبیر روزنامه تماشا و یکی از ورزش نویسان کشورمان مطرح شد و او اعلام کرد پخش زنده این مسابقه بدون خرید حق پخش اشکال شرعی دارد. گرچه با هدایت مجری این بحث به سرانجام مشخصی نرسید.
 
از سوی دیگر با راه‌اندازی پخش آزمایشی شبکه ورزش اختلافاتی میان شبکه سه و ورزش برای پخش مسابقات یورو و المپیک هم ایجاد شده است. البته شبکه سه برای قانع کردن مسئولان صدا و سیما لیگ قهرمانان اروپا را به شکل منظم پخش کرد تا بتواند مسابقات فوتبال یورو ۲۰۱۲ را پخش کند.
 
البته قبل از ایام نوروز هم پخش مسابقات فوتبال از شبکه سه حذف شد و پخش سریال‌های طنز شبانه که با ایرادهای عمده‌ای روبه‌رو بود همچون «خانه اجاره‌ای» جایگزین شده بود که مورد انتقاد مردم قرار گرفت، به همین دلیل دوباره پخش مسابقات از سر گرفته شد.

   برچسب‌ها: خرید, پخش زنده, مسابقات, فوتبال
   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰

قدرتمندترین فرد مشهور جهان کیست ؟!

مجله فوربس ، خواننده و بازیگر مشهور هالیوود ، جنیفر لوپز را به عنوان قدرتمندترین فرد مشهور جهان انتخاب کرد.

 لوپز

این خواننده مشهور آهنگ موفق ” روی زمین” که داور برنامه پر بیننده ” امریکن آیدل” نیز هست ، سال گذشته حدود ۵۲ میلیون دلار درآمد داشت و همین درآمد هنگفت به او کمک کرد تا در جدول رده بندی قدرتمندترین افراد مشهور جهان که هر سال توسط مجله فوربس تهیه می شود صدر نشین شود. این مجله هر سال ۱۰۰ نفر از قدرتمندترین افراد مشهور جهان را انتخاب می کند و آنها را بر حسب میزان حضور در رسانه ها ، درآمد و میزان طرفداران آنها در شبکه های اجتماعی رده بندی می کند.

 

در جدول امسال این مجله ، اپرا وینفری ستاره مشهور و محبوب تلویزیون در مکان دوم قرار گرفت و جاستین بیبر جایگاه سوم را به خود اختصاص داد . در حالیکه ریحانا ، خواننده آهنگ مشهور”چتر” در مکان چهارم این جدول ایستاد و لیدی گاگا که سال گذشته صدرنشین این جدول بود ، امسال در ردیف پنجم قرار گرفت. بریتنی اسپیرز، داور جدید برنامه “ایکس فاکتور” ، کیم کاردیشان ، کتی پری ، تام کروز و استیون اسپیلبرگ نیز به ترتیب جایگاه ششم تا دهم این جدول را از آن خود کردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1391ساعت 16:36  توسط  

برترین برند های جهان در سال ۲۰۱۲

برترین برندهای جهان

   برچسب‌ها: برترین, برند های, جهان, در
   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰
مجله فوربس ، خواننده و بازیگر مشهور هالیوود ، جنیفر لوپز را به عنوان قدرتمندترین فرد مشهور جهان انتخاب کرد.

 لوپز

این خواننده مشهور آهنگ موفق ” روی زمین” که داور برنامه پر بیننده ” امریکن آیدل” نیز هست ، سال گذشته حدود ۵۲ میلیون دلار درآمد داشت و همین درآمد هنگفت به او کمک کرد تا در جدول رده بندی قدرتمندترین افراد مشهور جهان که هر سال توسط مجله فوربس تهیه می شود صدر نشین شود. این مجله هر سال ۱۰۰ نفر از قدرتمندترین افراد مشهور جهان را انتخاب می کند و آنها را بر حسب میزان حضور در رسانه ها ، درآمد و میزان طرفداران آنها در شبکه های اجتماعی رده بندی می کند.

 

در جدول امسال این مجله ، اپرا وینفری ستاره مشهور و محبوب تلویزیون در مکان دوم قرار گرفت و جاستین بیبر جایگاه سوم را به خود اختصاص داد . در حالیکه ریحانا ، خواننده آهنگ مشهور”چتر” در مکان چهارم این جدول ایستاد و لیدی گاگا که سال گذشته صدرنشین این جدول بود ، امسال در ردیف پنجم قرار گرفت. بریتنی اسپیرز، داور جدید برنامه “ایکس فاکتور” ، کیم کاردیشان ، کتی پری ، تام کروز و استیون اسپیلبرگ نیز به ترتیب جایگاه ششم تا دهم این جدول را از آن خود کردند.


   برچسب‌ها: قدرتمندترین, فرد, مشهور, جهان
   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰

هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
مثال: کبریت > کربیت ، تبریز> تربیز
2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال: گازوئیل > قازوئیل ، تگرگ > تجرج ، کامپیوتر > قامپیوتیر
3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
مثال:
گوجه فرنگی > قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)
ماهی تابه > مایتابو
4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
مثال:
قند > گند
گلابی > قلابی
آقای رئیس > آی رئیس
5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر> مدور
6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
مثال > میثال
ابتدا > ایبتیدا
چراغ > چیراگ
7- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:
مثال: من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد > من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن > مرتیچه چثافت درست رانندجی چُن
سلام آقای دکتر > سلام آی دُهتر
زبان بیسیک > زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ > چخار موخونو ؟
چُرَک > چُرَه (بمعنی نان در زبان تری)
8- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم > من به شما نبودی !
9- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟ > حالش خوبی ؟
(با اندکی تصرف )
دوستان ترک این موضوع جنبه شوخی دارد لطفا ناراحت نشوید


   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰

يک روز بز زنگوله پا از بچه هاش خداحافظي کرد که برود دشت و صحرا علف بخورد و برايشان شير بياورد. مامان بزي به بچه ها سپرد که در را به روي مامور گاز و برق
و آب و گرگ باز نکنند. بچه ها هم که بر خلاف آمار و ارقام رسمي گرسنه بودند به مادرشان قول دادند که در را باز نکنند. چند دقيقه که گذشت گرگ که ديد بز زنگوله پا
 از خانه بيرون رفته در خانه را زد. شنگول پرسيد: کيه؟ گرگ گفت: منم، منم مادرتون شير يارانه اي آوردم براتون. شنگول گفت: تو مادر ما نيستي.
 چون دروغ مي گي.
گرگ با دست زد تو پيشانيش و رفت و چند دقيقه ي ديگه آمد و در زد و گفت: منم، منم مادرتون شير مدت دار آوردم براتون.
منگول گفت: اگه تو مادر مايي بگو ببينم يه پاکت شير رو چند خريدي؟ گرگ کمي فکر کرد و گفت: هزار تومن. منگول گفت: برو گرگ بي حيا!
تو مادر ما نيستي چون شير در عرض اين هفته شده هزار و صد تومن هرچند نرخ تورم هنوز يه رقميه!
گرگ دوباره زد به پيشانيش و رفت بقالي محلشون ولي هرچيزي خواست براي بچه ها بخرد آنقدر گران شده بود که نتوانست و دست از پا درازتر برگشت پشت
در و کوبيد به در و گفت: بچه ها! منم، منم مادرتون، با وجود کنترل قيمت ها هيچي نتونستم بخرم براتون. شنگول خنديد و گفت: بچه ها! بچه ها!
 بدوين بياين مامان اومده.
و در را باز کرد و گرگ پريد تو و شنگول و منگول را يک لقمه ي چپ کرد، بعد از مسوولان که اين فرصت را برايش فراهم کرده بودند تشکر کرد و نگاهي به اطراف انداخت
و لامپ کم مصرف خانه را خاموش کرد که در مصرف منابع محدود انرژي صرفه جويي بشود و راهش را کشيد و رفت.
اما بچه ها بشنويد از آن طرف که مامان بزي رفت و رفت تا برسه به صحرا و دشت ولي همه جا شده بود باغ و ويلاي شخصي و جاده ي آسفالته.
 همينجور که دنبال يک وجب علف مي گشت يک بي ام دبليو کروکي کنارش ايستاد و پسر جواني که راننده اش بود و باباش ساليانه از يک کارمند فلک زده کمتر ماليات مي داد گفت:
 آبجي! مياي بريم کثافتکاري؟ ننه بزي اين طرف را نگاه کرد، آن طرف را نگاه کرد، وقايع کاشمر و استخر صدف و خميني شهر را در ذهن مرور کرد و به خاطر
امنيتي که وجود دارد احساس آرامش خاطر کرد، بعد ياد قيمت شير افتاد. خلاصه چند لحظه اي چک و چانه زدند و بي ام دبليو گرد وخاک کرد و دور شد و وقتي گرد
و خاک کنار رفت مامان بزي ديگر کنار جاده نبود.
شب که مامان بزي با دست پر به خانه رسيد ديد در بازست. اول با خودش گفت کي در را باز گذاشته؟ اينجوري که بر اثر تبادل گرمايي بيرون و داخل خونه کلي انرژي با
ارزش هدر مي ره بعد ترسيد که نکند صاحبخانه با حکم تخليه آمده ولي وقتي داخل شد حبه ي انگور از زير ميز بيرون پريد و ماجرا را برايش تعريف کرد.
 ننه بزي که شنيد بچه هايش را گرگ خورده دو دستي زد تو سرش و گفت: خاک به سرم شد! گوشت کيلويي هيجده هزار تومن رو گذاشتم دم دست گرگ!
 بعد ماشين حساب برداشت و وزن شنگول و منگول را حساب کرد و دوباره زد تو سر خودش. تازه يادش افتاد که دو نفر هم سهميه ي يارانه ي نقدي اش کم مي شود
 براي همين دوباره زد توي سرش و به حبه ي انگور گفت تو بشين سريال ستايش رو ببين که وقتي برگشتم برام تعريف کني من هم ميرم دخل گرگه رو بيارم.
بعد رفت بالا پشت بام خانه ي گرگه و پا کوبيد. گرگه که يک بسته سوپ آماده را با سه ليتر آب قاطي کرده بود تا شکم بچه هايش را سير کند ديد خاک از سقف ريخت
 تو سوپ، فرياد زد: کيه کيه! تاپ تاپ مي کنه، سوپ منو پر خاک مي کنه! بچه ي وسطي گفت: بابا گرگي! شعرت قافيه نداشت. گرگ چنان ناسزايي به
بچه اش گفت که حتا روزنامه ي پرتيراژ صبح هم رويش نمي شود آن را بکند تيتر درشت. يکي از بچه گرگها گفت:‌بابا!‌سوپ به جهنم! بگو از جلو ديش بره کنار
خير سرمون داريم فارسي وان مي بينيم ها!‌ گرگ اين را که شنيد رفت تو کوچه و بزي را ديد. بعد با بز زنگوله پا قرار گذاشتند که عصر وسط جنگل دوئل کنند، حالا چرا
همان موقع دوئل نکردند شايد مي خواستند خبر بيست و سي را ببينند و بعد با خيال راحت بميرند.
گرگه رفت پيش دندانپزشک و گفت که چون چند ساعت ديگر بايد شکم يک بز را پاره کند مي خواهد دندانپزشک دندان هايش را تيز کند. دندانپزشک محترم وقتي هزينه ي تيز
 کردن دندان را گفت دود از مخ گرگ بلند شد و گرگ گفت: ببينم مگه شما دندانپزشک ها قسم نخورديد؟ دندانپزشک فاکتور خريد جنس هايش را که با وجود پيشرفت علم و
 تکنولوژي و خودکفايي در تمامي زمينه ها ده دست مي چرخيد تا وارد کشور شود نشان گرگ داد، ماليات ارزش افزوده را حساب کرد، پول برق و آب و هفته اي يک بار
تنظيم ديش ماهواره را هم به اقلام اضافه کرد. گرگ سوتي کشيد و دست کرد جيب اش يک نخود درآورد و گفت: من با اين نخود مي خواستم شب براي بچه ها آش بپزم اون
رو هم مي دم به شما. دندانپزشک که لجش درآمده بود تمام دندان هاي گرگ را کشيد و به جايش پنبه گذاشت.
بز زنگوله پا هم رفت پيش استاد آهنگر و گفت که شاخ هايش را تيز کند. استاد هم هزينه ي تيز کردن شاخ را که اتحاديه داده بود ضربدر افزايش قيمت ميلگرد کرد
 و حاصل را دو بار در ارزش افزوده ضرب کرد و کل هزينه را غير نقدي با مامان بزي حساب کرد.
وقتي از جاش بلند شد چون حسابي سرحال آمده بود شاخ هاي بز زنگوله پا را جوري تيز کرد که انگار شاخ خواهر مادر خودش باشد و بهش گفت: برو زن!
خدا به همرات! اگه گرگ نخوردت باز هم به ما سر بزن بعد نشست پاي ديس پلوي هندي و با دست شروع کرد به خوردن.
خلاصه بچه ها، در دوئلي که در اعماق جنگل درگرفت مامان بزي زد و شکم آقا گرگه را پاره کرد ولي اگر فکر مي کنيد بعد از يک روز که از هضم شدنشان گذشته بود
شنگول و منگول از آن تو پريدند بيرون بايد بهتان عرض کنم که اشتباه فکر کرديد! از شکم گرگه فقط باد معده خارج شد.
بز زنگوله پا وقتي ديد چيزي توي شکم به پشت چسبيده ي گرگ بينوا نيست خواست راهش را بکشد و برود که يک دفعه يک ون کنار پايش ترمز کرد و او را به جرم زنگوله
بستن به پا براي جلب توجه در انظار عمومي و به خطر انداختن سلامت جنگل سوار ون کردند و بردند و هرچي مامان بزي گفت که بز زنگوله پاست به خرج شان نرفت که
نرفت.
حبه ي انگور هم وقتي سريال ستايش تمام شد يک ساعتي اشک ريخت و بدبختي هاي خودش يادش رفت بعد هم گرفت خوابيد و تا صبح خواب هاي خوش ديد


   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰

I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم  
 
So you would like to Interview me? “God asked”
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟ 
 
If you have the time “I said”
گفتم : اگر وقت داشته باشید 
 
God smiled
خدا لبخند زد 
 
My time is eternity
وقت من ابدی است  
 
What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟
 
What surprises you most about humankind?
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟ 
 
Go answered …
خدا پاسخ داد … 
 
That they get bored with childhood
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند 
 
They rush to grow up and then long to be children again
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند  
 
That they lose their health to make money
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند
 
And then lose their money to restore their health
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند 
 
By thinking anxiously about the future That
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند 
 
They forget the present
زمان حال فراموش شان می شود 
 
Such that they live in neither the present nor the future
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال 
 
That they live as if they will never die
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد 
 
And die as if they had never lived
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند 
 
God’s hand took mine and we were silent for a while
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم 
 
And then I asked …
بعد پرسیدم …
 
As the creator of people what are some of life’s lessons you want them to learn?
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟
 
God replied with a smile
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد  
 
To learn they cannot make anyone love them
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد 
 
What they can do is let themselves be loved
اما می توان محبوب دیگران شد  
 
learn that it is not good to ompare themselves to others
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند 
 
To learn that a rich person is not one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد  
 
But is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد 
 
To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم  
 
And it takes many years to heal them
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد  
 
To learn to forgive by practicing forgiveness
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن   
 
To learn that there are persons who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند   
 
But simply do not know how to express or show their feelings
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند 
 
To learn that two people can look at the same thing and see it differently
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند  
 
To learn that it is not always enough that they are forgiven by others
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند   
 
They must forgive themselves
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند  
 
And to learn that I am here
و یاد بگیرن که من اینجا هستم 

 

Always
همیشه


   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰
دقیقا الان این کله داوره کجاست؟؟؟

داره چیو داوری می کنه؟؟؟

کله دو بنده قرمزه کجاست؟؟؟

اصلا کله هارو یکی برای من تحلیل کنه من که موندم!!!


   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰
یعنی دم مدیر ساختمونش گرم خیلی باحاله...

فقط صدای زناشویی شما بزرگ استش منو کشته


   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰
من واقعا همینجا از همه معلما تشکر می کنم

واقعا اگه میدونستم

معلما این کارو برای تعلیم و تربیت ما می کنن

بیشتر ازشون تشکر می کردم!!!

معلمانم ازتون تشکر می کنم که خودتونو...


   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۰
دخترها واقعا تو این حالتا این شکلین نگو نه که تابلو میشی

و اینجاست که دختر ها منو میکشن بخاطر این پستم!!!


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش