+ ۱۳۹۱/۰۲/۲۹
وقتی به خرمدره می رود «شو» اجرا کند برگزارکنندگان این برنامه از فرط آزمندی به جای 3000 صندلی برای 4000 صندلی بلیت گران بفروشند و کودکان نازنین مردم را در یک محوطه تنگ گرد آورند و در نهایت نادانی و جهالت و بی رحمی حتی اجازه ندهند پهلوی مادرهایشان بنشینند!
آفتاب: خسرو معتضد در یادداشتی در روزنامه قدس نوشت:

نبود تفریحات و سرگرمی ها در کشور سبب می شود یک مجری زن برنامه های کودک تلویزیون که تنها هنر او این است که صدایش را ریز و زیر و میو میو می کند و من هیچ هنر خاصی در هنرنمایی ایشان ندیده ام و حتی یک دستور درست و حسابی به کودکان نمی دهد که مثلاً دست خود را پس از رفتن به آبریزگاه بشویید یا دهانتان را پس از غذا خوردن یا هنگام صبح مسواک بزنید.

وقتی به خرمدره می رود «شو» اجرا کند برگزارکنندگان این برنامه از فرط آزمندی به جای 3000 صندلی برای 4000 صندلی بلیت گران بفروشند و کودکان نازنین مردم را در یک محوطه تنگ گرد آورند و در نهایت نادانی و جهالت و بی رحمی حتی اجازه ندهند پهلوی مادرهایشان بنشینند!

...من وقتی شرح حال کودکان مقتول و مصدوم را خواندم مرتعش شدم. نوگلان زیبا و نوشکفته و دوست داشتنی که در سراسر جهان مورد علاقه و احترام مردم اند در اینجا یا مورد آزارهای سادیستی قرار می گیرند یا خاله شادونه که من نمی دانم ایشان چه هنری جز نازک کردن صدای خود دارد و وقتی به ولایتی می رود که در آنجا هیچ وسیله سرگرمی و تفریح و تفرجی برای کودکان وجود ندارد و با به جا گذاشتن چندین قربانی که من مطمئن هستم نفرین آنان و مادرهایشان دامان عوامل این حادثه را خواهد گرفت.

مگر زبان این خانم که می گوید و در مقام دفاع از خود دلیل می آورد که پس از پایان برنامه این حادثه رخ داد لال بود که قبل از آنکه تشریفش را ببرد با همان شیرین زبانی و صدای نازک خود (گویا از فرصتی که تلویزیون در اختیارش گذاشته حسن استفاده می کند، تور ایرانگردی گذاشته. قرار است شهر به شهر ایران برود و...) آری با همان شیرین زبانی خود که به نظر من بسیار بی مزه است و تکراری و به سن و سال ایشان هم نمی خورد، به بچه ها می گفت: «نازنینان من، سرجایتان بمانید و یکی یکی از سالن خارج شوید.» یا به متصدیان سالن دستور می داد همه درهای سالن را باز کنید و مراقبت نمایید بچه ها به مادرهایشان ملحق شوند. خیر این کار را نکردند، چون عجله داشتند زودتر به گروه بپیوندند و حق و حقوق بابت شو و شیرین زبانی را مطالبه کنند. واقعاً که این پول لعنتی، چه ها که نمی کند.

...من از این خانم و نیز مدیر برگزاری این مراسم می پرسم: ناخدای هر کشتی وظیفه وجدانی دارد هر گاه کشتی در آستانه غرق شدن قرار گرفت تا تخلیه تمام نفرها در کشتی بماند. شما که به نامتان 4000 موجود مظلوم و بی گناه را گردآوردند و با اداره بد سالن باعث مرگ آنان شدند زبانتان مشکلی داشت؟ چرا به بچه ها تذکر ندادید، آرام و بانظم سالن را ترک کنند و به مادران خود ملحق شوند؟
+ ۱۳۹۱/۰۲/۲۹
ازدواجهای زیر سن قانونی در استانهای جنوبی همچون هرمزگان، سیستان و بلوچستان و خوزستان موجب پدید آمدن بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی شده است که جامعه تاوان سنگین این ازدواجها را می دهد.
آفتاب:  ازدواج‌های زیر سن قانونی در استان‌های جنوبی همچون هرمزگان، سیستان و بلوچستان و خوزستان موجب پدید آمدن بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی شده است که جامعه تاوان سنگین این ازدواجها را می دهد. 

به گزارش مهر، ازدواج امری است پسندیده که یک جامعه را به تعالی می رساند اما ازدواج های زودرس و نامطلوب که از روی اجبار یا از سر ناچاری صورت می گیرد به مثابه از چاله به چاه افتادن است، بیراهه ای که به تباهی ختم می شود، هزینه های گزاف بی توجهی نسبت این مسئله بر دوش تمام افراد جامعه خواهد بود.

ازدواج به عنوان مهمترین رخدادی است که موفقیت یا شکست این پیوند مقدس می تواند بر جامعه تاثیر گذارد، در گذشته براساس سنت ها و اعتقادات دینی، بزرگترها فرزندان خود را از سنین نوجوانی برای تشکیل خانواده یاری می رساندند، لیکن با گذر از جامعه سنتی به جامعه نیمه مدرن در کشور و به تبع آن تغییر کارکرد خانواده و انتظارات هر فرد، ازدواج کودکان معضلاتی را به وجود آورده است.

معضل ازدواج زودهنگام صرفاً یک معضل فردی و خانوادگی نیست بلکه به دلیل پیامدهای زیانبار اجتماعی آن، مسئله مربوط به کل جامعه تلقی می‌شود و راه حل اجتماعی نیز می‌طلبد.

آمار 10 ساله استان نشان می دهد که ازدواج های زودرس افزایش یافته، تا جایی که به گفته غلامپور، مدیرکل پیشین ثبت احوال هرمزگان وقوع ازدواج‌های زودرس و با ثبت قانونی در استان هرمزگان در هشت ماهه سال 89، 458 مورد واقعه ازدواج زیر 14 سال در استان به ثبت رسیده که پنج مورد آن بدون منع قانونی در زیر 10 سال اعلام شده است. 107 مورد از اینگونه ازدواج‌ها در بندرعباس و 78، 37، 72، 10، 34، 26، 6، 46 و 24 مورد نیز به ترتیب در شهرستان‌های میناب، رودان، جاسک و بشاگرد، بندرخمیر، بستک، بندرلنگه، پارسیان، قشم و حاجی‌آباد به ثبت رسیده است که طبق آمار موجود، شوهران در اینگونه ازدواج‌ها دارای سنین بین 17 تا 27 سال هستند. همچنین در 10 ماهه سال 90 تنها شش واقعه ازدواج با زوج های زیر 10 سال ثبت شده که نسبت به سال گذشته 3.57 درصد کاهش نشان می دهد.

ازدواج نوجوانان در استان هرمزگان پدیده نو و تازه ای نیست اما به نظر می رسد در کنار دغدغه های برخی مسئولان نسبت به افزایش سن ازدواج، در این میدان گوی را دست گرفته و به آهستگی رو به اوج نهاده است.

بیشتر پژوهشگران معتقدند که ازدواج های نابهنگام و نامطلوب تاثیر بسزایی در افزایش آمار طلاق دارد به طوریکه به گفته یک پژوهشگر فعال حوزه کودکان با استناد به پیمان نامه جهانی حقوق کودک که افراد زیر ۱۸ سال را کودک دانسته، در حال حاضر ۲۵ هزار نفر از کودکانی که ازدواج کرده بودند، طلاق گرفته‌اند.

چنین آمارهایی دور از انتظار نیست زیرا از دیدگاه روانشناسی رشد، بیشتر نوجوانان واقع گرا نیستند لذا اکثر آنها مسئولیت کافی برای ازدواج ندارند.

فتحیه قنادی، مشاوره تحصیلی و تربیتی در این رابطه بیان داشت: سن ازدواج بستگی به شرایط بومی و فرهنگی خانواده ها دارد، به نظر می رسد که ازدواج زودرس یکی از ویژگیها و مقتضیات خانواده های استان هرمزگان شده است.

این مشاوره تحصیلی و تربیتی در ادامه با اشاره به اینکه ازدواج زودرس ماحصل بی سوادی و کم سوادی خانواده است، گفت: ازدواج زودهنگام دختران در خانواده های پرجمعیت که از نظر اقتصادی در تنگنا هستند بیشتر اتفاق می افتد، زیرا والدین بودن دختران را هزینه و بار اضافی بر هزینه خانوار می دانند.

بررسی ها نشان می دهد که ازدواج دختران در سنین کودکی در خانواده هایی که پدر معتاد، بیمار روانی، بیسواد یا کودک تک والد یا والد ناتنی داشته باشند و از لحاظ اقتصادی اجتماعی در سطح پایینی باشند، بیشتر است.

قنادی در ادامه می افزاید: این واقعه نابهنگام در مناطق حاشیه نشین این استان که عمدتأ مهاجرهایی با سطح اقتصادی پایین هستند، فقر به همراه تداخل فرهنگی بیشتر مشاهده می شود.

وی با بیان به اینکه در ازدواج زودرس هیچ هدف و تدبیری وجود ندارد و باعث می شود چرخه ای از آسیب بوجود آید، تصریح کرد: مبنای صحیح ازدواج بر سلامت جامعه تاثیر بسزایی دارد ابتدا باید مبنای آن شناسایی شود چرا که ازدواج در سن پایین و قبل از بلوغ فکری، زوج نوجوان با انتظارات متفاوت و برآورد نشده مواجه می کند.

از سویی ازدیاد موالید که یکی از تبعات ازدواج زودرس است، موجب شده که هرمزگان به عنوان یکی از پر زاد و ولدترین استان در کشور شناخته شود.

این مشاور تحصیلی و تربیتی با بیان اینکه دخترانی که زودتر از عرف اجتماعی ازدواج می کنند پس از آگاهی از حقوق خانوادگی و اجتماعی از دست رفته خود برای تغییر موقعیت فعلی تلاش می کنند، افزود: این افراد به دلیل نداشتن مهارت های اجتماعی و سواد کافی، زندگی زناشویی به سوی ناسازگاری و طلاق و همچنین دیگر خواهی سوق داده می شود، نه تنها خود و همسرشان بلکه به تبع آن فرزندان آنان هم دچار آزار و آسیب های روانی و اجتماعی خواهند شد.

تاثیر مخرب ماهواره بر نوجوانان باعث افزایش ازدواج زودرس می شود

وی با اشاره به تاثیر مخرب ماهواره بر خانواده ها به ویژه برای نوجوانان بیان داشت: کمرنگ شدن آموزه های دینی در بعضی خانواده ها باعث سست شدن اعتقادات مذهبی نوجوانان شده و بروز بلوغ های روانی، عاطفی وعارضی از طریق وسایل جمعی غیرمعقول نظیر ماهواره منجر به روابط نامتعارف بین نوجوانان یا ازدواج های زودرس می شود.

قنادی با بیان اینکه هم فکری و دخالت صاحب نظران علوم تربیتی در مسائل اجتماعی و پایه گذاری اهداف ضروری است در ادامه تصریح کرد: جابجایی پی در پی مسئولان ذیربط وعدم مدیریت علمی و نبود برنامه بلند مدت و همچنین بی ثباتی در سیاستگذاری کلان اقتصادی و اجتماعی این آسیب ها بوجود آورده است.

این مشاوره تحصیلی و تربیتی عنوان کرد: آموزش از طریق ایجاد فرهنگسراها و دایر کردن کلاس های هنری و فنی و حرفه ای در مناطق محروم و حاشیه نشین این استان یکی از راهکارهای موثر در بالا بردن سطح زندگی و آگاهی خانواده ها به ویژه دختران از حقوق خود در جامعه است.

عصمت لطفی زاده، مسئول دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بهزیستی هرمزگان در این رابطه بیان داشت: آسیب های ازدواج زودهنگام دختران بیش از ازدواج دیرهنگام است و همچنین دختران زیر 18 سالی که ازدواج می کنند، مشکلات جسمی و روانی جدی زندگی آنان و کودکانشان را تهدید می کند.

افزایش همسرآزاری در ازدواج‌های زودهنگام
مطالعات نشان می دهد دخترانی که به صورت زودهنگام به ازدواج اجباری در سنین زیر ۱۸ تن داده اند، بیشتر به قبول خشونت خانگی و تنبیه توسط شوهرانشان باور دارند. ازدواج زودهنگام منجر به طلاق و جدایی بیشتری هم می شود.

افزایش خشونت خانگی
این کارشناس دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی با بیان به اینکه مشاوره اجباری قبل از ازدواج و تایید سلامت روانی پدر و مادر برای تشکیل یک خانواده سالم در جامعه ضروری است افزود: عدم وجود سلامت روانی زوجین چرخه ای از آسیب های اجتماعی چون خشونت های خانگی و به تبعات آن دیگر معضلات اجتماعی را بوجود می آورد.

وی با اشاره به اینکه یک زوج ابتدا باید درک درستی از زندگی داشته باشند، عنوان کرد: آموزش نقش موثری در ایجاد خانواده موفق دارد اما زمانی قابلیت اجرا پیدا می کند که همه جانبه باشد و همچنین پایه اصلی آن پیشگیری است.

این کارشناس در ادامه گفته خود افزود: آموزش به تنهایی نمی تواند موثر شود، همیاری همه دستگاه ها به خصوص آموزش و پرورش که متولی بچه ها است در ارتقا سطح زندگی افراد جامعه موثر واقع می شود.

به هر روی مطالعات بیشماری نشان می دهد که ازدواج در سنین نوجوانی احتمال ناشادکامی و طلاق را افزایش می دهد و در مقابل آن ریتم کاهش نرخ طلاق با افزایش سن کندتر می شود.

کم توجهی بسیاری از فعالان حقوق زنان و کودک و نبود نهاد متولی کودکان در کشور باعث شده امور کودکان در حاشیه رها شود و این در حالی است که ازدواج نابهنگام کودکان به ویژه دختران تحت تاثیر شدید عقب ماندگی جامعه قرار دارد و در مقابل پیشگیری ازدواج زودرس و نامطلوب می تواند بسیاری از کودکان را از ورطه فقر و محرومیت رها ساخت.

باید توجه داشت که نوجوانان متاهل به خدمات حمایتی گوناگون نیاز دارند تا اینکه آنها هم بتوانند به ازدواجی موفق دست یابند. از سویی رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون می تواند به عنوان مهمترین عامل در شکل دهی مفاهیم مربوط به ازدواج و روابط بین فردی تاثیرگذارتر عمل کند.
+ ۱۳۹۱/۰۲/۲۹
نکته مبهم و البته مبهم درخصوص این مصوبه و میزان یارانه‌ای که به هر ایرانی تعلق خواهد گرفت، "مجموع افرادی" که امسال در شمول دریافت یارانه نقدی قرار خواهند گرفت؛ آیا در سال جاری مبلغ کل ۴۸ هزار میلیارد تومان یارانه نقدی که طبق مصوبه مجلس باید مستقیم بین سرپرستان خانوار توزیع شود، بین ۷۵ میلیون ایرانی توزیع خواهد شد و یا این رقم به ۶۵ میلیون ایرانی تعلق خواهد گرفت؟
آفتاب: سرانجام پس از کش‌وقوس‌های متعدد، تکلیف یارانه‌ها در بودجه امسال توسط مجلس شورای اسلامی مشخص شد.

مجلس شورای اسلامی رقم ۶۶ هزار ميليارد تومان را به عنوان درآمد حاصل از اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها برای سال 91 به تصویب رساند.

طبق این تصمیم مجلس و بر اساس ماده ۷ قانون هدفمند كردن يارانه‌ها که دولت را مجاب كرده كه حداكثر تا ۵۰ درصد خالص وجوه حاصل از اين اجراي اين قانون را در قالب پرداخت نقدي و غيرنقدي به سرپرستان خانوار پرداخت كند، دولت در سال جاری باید مبلغ ۴۸ هزار ميليارد تومان از منابع حاصل از اجراي قانون هدفمندي را به حساب سرپرستان خانوار واریز کند.

اما نکته مبهم و البته مبهم درخصوص این مصوبه و میزان یارانه‌ای که به هر ایرانی تعلق خواهد گرفت، "مجموع افرادی" که امسال در شمول دریافت یارانه نقدی قرار خواهند گرفت؛ آیا در سال جاری مبلغ کل ۴۸ هزار میلیارد تومان یارانه نقدی که طبق مصوبه مجلس باید مستقیم بین سرپرستان خانوار توزیع شود، بین ۷۵ میلیون ایرانی توزیع خواهد شد و یا این رقم به ۶۵ میلیون ایرانی تعلق خواهد گرفت؟

در توضیح این مسئله باید گفت که كميسيون تلفيق مجلس شوراي اسلامي برای سال جاری "اقشار مرفه" جامعه را از دريافت يارانه نقدی معاف! کرده است و به عبارت دیگر امسال صرفا ۶۵ ميليون نفر يارانه نقدی دریافت خواهند کرد.

گرچه هنوز مسئولان دولتی خبر حذف 10 میلیون ایرانی از فهرست یارانه بگیرها را رسما اعلام نکرده اند اما این خبر چند روز پیش هم از سوی خبرگزاری نزدیک به دولت(ایسنا) هم منتشر شد تا احتمال تحقق این تصمیم بیشتر شود.

با این اوصاف و در صورتی که قرار باشد امسال ۱۰ میلیون نفر ایرانی از لیست دریافت یارانه نقدی حذف شوند، این سوال مهم مطرح می شود که این ۱۰ میلیون نفر چه کسانی خواهند بود؟

آیا این ۱۰ میلیون ایرانی که قرار است امسال یارانه‌ نقدی آنها قطع شود، همان کسانی هستند که در اواخر سال ۹۰ "پیامک سازمان هدفمندی یارانه‌ها" مبنی بر مراجعه به سایت رفاهی برای اعلام انصراف از دریافت یارانه را دریافت کرده‌اند؟!

در صورت صحت این مسئله باید از دوستان محترم دولتی پرسید، مبنا و معیار آنها برای ارسال "پیامک اعلام انصراف از دریافت یارانه" به یک میلیون و ۵۰۰ هزار سرپرست خانوار بر چه اساسی بوده است و آیا تمام این افراد که قرار است در سال جاری از دریافت یارانه نقدی محروم شوند، به لحاظ مالی "متمول و مرفه" محسوب می‌شوند؟!

اما در خصوص این موضوع چند نکته قابل تامل است؛ نخست اینکه با اندکی دقت در لیست افرادی که پیامک اعلام انصراف از دریافت یارانه برای آنها ارسال شده می‌توان دریافت که حداقل بخشی از افراد این لیست از قشر آسیب‌پذیر و کم‌درآمد جامعه هستند و در عین حال هر یک از ما در اطراف و آشنایان خود، افراد متمول‌ و مرفهی را سراغ داریم که این پیامک را دریافت نکرد‌ه‌اند. حتی مسئولان سازمان هدفمندی یارانه ها هم به وجود خطا در پیامک های ارسالی اذعان کردند.

بر این اساس می‌توان گفت بانک اطلاعات یا مبنایی که دولت بر اساس آن این لیست یک میلیون و ۵۰۰ هزار سرپرست خانوار "مرفه" را گزینش کرده، چندان نمی‌تواند مورد اطمینان و مبنای چنین انتخابی باشد.

از سوی دیگر اگر قرار است امسال قطعا ۱۰ میلیون نفر از لیست دریافت‌کنندگان یارانه حذف شوند و اساس حذف این تعداد، همان پیامک‌های ارسالی سازمان هدفمندی است پس به چه دلیل رئیس سازمان هدفمندی به کرات از طریق رسانه‌ها اعلام کرد که "اعلام انصراف از دریافت یارانه‌ها اجباری نیست و افرادی که پیامک را دریافت کرده‌اند و مایل به انصراف نیستند صرفا باید با مراجعه به سایت رفاهی عدم تمایل به انصراف خود را اعلام کنند."

همچنین اگر قرار است دریافت‌کنندگان پیامک سازمان هدفمندی از لیست دریافت‌کنندگان یارانه نقدی حذف شوند ـ جدای از تمایل و یا عدم تمایل آنها ـ دیگر چه نیازی بود که برای مراجعه با سایت رفاهی آن هم تا یک مهلت مقرر (۱۲ اردیبهشت) آن حجم گسترده تبلیغات و فضای روانی مخرب صورت گیرد؟!

با توجه به این واقعیت ها، اگر قرار است طبق مصوبه كميسيون تلفيق مجلس در سال جاری ۱۰ ميليون نفر از اقشار "مرفه" از دريافت يارانه معاف شوند، ضروری است که راهکار، معیار و نحوه انتخاب این تعداد ایرانی نیز مشخص شود تا خدایی‌ناکرده، افراد کم‌بضاعت و آسیب‌پذیر جامعه به اشتباه در لیست افراد محروم از یارنه نقدی قرار نگیرند.

بر این اساس، نکته مهمی که باید مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد، اصل امکان برآورد تمکن مالی افراد بر اساس بانک اطلاعاتی است که دولت در اختیار دارد؛ چرا که دولت صرفا قادر به برآورد اموال منقول و غیرمنقولی است که به‌صورت رسمی در مراکز دولتی به ثبت می‌رسند و بر این اساس بسیاری از اموال، درآمد‌ها و داریی‌های افراد که به صورت رسمی در جایی به ثبت نمی‌رسند، قابل احراز نخواهد بود بنابر این صرفا تکیه به چنین بانک اطلاعاتی برای تفکیک افراد "مرفه" جامعه از "غیرمرفه" نمی‌تواند منطقی و صحیح باشد.

البته آنچه پیش از همه این توصیه ها لازم به نظر می رسد، اطلاع رسانی صحیح، به موقع و شفاف مسئولان دولتی درباره قانون هدفمند کردن یارانه هاست. متاسفانه در نتیجه آگاهی رسانی ناقص و مبهم مسئولان از ابتدای اجرای این قانون، ده ها شایعه و خبر شوک انگیز درباره یارانه های نقدی و نرخ اقلام در جامعه رواج پیدا کرده و در نبود اطلاعات درست، فشارهای روانی و نگرانی های زیادی را به مردم تحمیل کرده است.

به همین دلیل مهمترین نیاز این روزها اطلاع رسانی سریع، شفاف و صریح مسئولان سازمان هدفمندی به مردم و ارائه واقعیت ها و جزئیات اجرای مرحله دوم قانون مذکور است.

منبع: جابر سعادتی صدر/ جهان
+ ۱۳۹۱/۰۲/۲۹

خبرگزاری فارس: طویل‌ترین مزار جهان با 30 متر طول در کشور عمان قرار دارد و متعلق به یکی از مشهورترین پیامبران الهی است.

خبرگزاری فارس: طویل‌ترین قبر جهان متعلق به کیست + عکس

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، طویل‌ترین قبر جهان متعلق به «عمران نبی» است که 80 سانتی‌متر عرض و 30 متر طول دارد. البته این بدان معنا نیست که قد حضرت عمران(ع) 30 متر بوده است، بلکه برای تکریم آن حضرت چنین مزار طویلی در نظر گرفته‌اند.

 

موقعیت جغرافیایی کشور عمان در منطقه خاورمیانه

 

کشور عمان در جنوب دریای عمان قرار دارد. مقبره عمران نبی(ع) در شهر «صلاله» مرکز استان «ظُفار» قرار دارد و ظفار، جنوبی‌ترین استان عمان است. این کشور از سمت غرب با سه کشور امارات متحده عربی، عربستان سعودی و یمن همسایه است.

 

نمای بیرونی مقبره عمران‌نبی کنار مسجدی به همین نام

 

صلاله نه تنها از حیث وجود زیارتگاه عمران نبی(ع) یک شهر زیارتی محسوب می‌شود، بلکه به دلیل موقعیت ویژه خود، مرکز فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عمان به حساب می‌آید و قطب گردشگری این کشور است.

 

 

اما «عمران» کیست؟

«عمران» یکی شخصیت‌های مشهور در قرآن کریم و نام مشترک پدر حضرت موسی(ع) و حضرت مریم(س) است.

البته به اعتقاد اکثر مفسران از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی (تفسیر نمونه، ج 2، ص 390)، عمرانی که قرآن از آن نام می‌برد همان پدر مریم مقدس است.

در آیه 33 سوره مبارکه «آل عمران» آمده است: إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ؛ خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه (المیزان، ج 3، ص 4-191) می‌نویسد: مراد از «آل ابراهیم» در این آیه معصومانی هستند که از طریق حضرت اسماعیل به ابراهیم خلیل می‌‌رسند و آنها پیامبر اسلام (ص)‌ و خاندان معصوم ایشان هستند.

 

 

مرحوم علامه در روایتی که گفت‌وگوی امام رضا(ع) با مأمون را حکایت کرده می‌آورد که مأمون سوال کرد: آیا خداوند عترت پیامبر (ص)‌ را بر سایر مردم برتری داده است؟ و حضرت فرمود: خداوند برتری عترت بر سایر مردم را در آیات قرآن روشن کرده است. مأمون پرسید: در کجای قرآن؟ امام رضا (ع) فرمود: در آیه «اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ».

همچنین این مفسر گرانسنگ ذیل «آل عمران» عمران را پدر حضرت مریم معرفی می‌کند و مراد از آل عمران در آیه را حضرت مریم، حضرت عیسی یا آن دو به علاوه همسر عمران می‌داند.

 

 

علامه طباطبایی در تفسیر خود (المیزان، ج 3، ص 260) چنین بیان می‌کند که «آل عمران» در این آیه یکی از ذریه ابراهیم است، پس با آوردن آل عمران دوباره آل ابراهیم را ذکر کرده است. زیرا آل ابراهیم چه از طریق اسماعیل و چه از طریق اسحاق شامل هر دو عمران و همه پیامبران و معصومان پس از ابراهیم می‌شود.

 

تصویری از قبر عمران نبی در نیم قرن پیش

 

در واقع، «آل ابراهیم» موسی و پیامبر اسلام و برگزیدگان خاندان او را شامل می‌شود، زیرا همه از دودمان ابراهیم هستند. به همین دلیل است که قرآن کریم حضرت ابراهیم(ع) را موحد و مسلمان معرفی می‌کند: مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (آل عمران/ 67)

آیت‌الله مکارم شیرازی در تفسیر خود (نمونه، ج 2، ص 594 و 606) می‌نویسد: حضرت ابراهیم نه یهودی و نه مسیحی بلکه مسلمان بود، چنانچه او سال‌ها پیش از موسی و عیسی می‌زیسته و تورات و انجیل پس از وی نازل شده است.

باید توجه داشت که «مسلم» در اصطلاح قرآن تنها به معنای پیروان پیامبر اسلام نیست، بلکه اسلام به معنای تسلیم مطلق بودن در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هرگونه شرک و دوگانه‌پرستی است که حضرت ابراهیم پرچمدار آن بود.

گزارش از؛ محمد حسین کلهر


   برچسب‌ها: طویل‌ترین قبر جهان متعلق به کیست, عکس
   
+ ۱۳۹۱/۰۲/۲۹
*برزن: ریشه تاریخی کلمه زن، بر + زن، زن برتر، زن برتر از مرد

*راهزن: راننده ای که مونث باشد (مثال: راهزن کامیون، راهزن اتوبوس، راهزن وانت، راهزن تاکسی، راهزن موتور، راهزن الاغ)

*ظنین: در متون تاریخی به صورت زنین آمده است، جمع مکسر زن، زنها

*زنجان: سرور، همان زن به شیوه صمیمانه، چیزی که همه مردها مجبورند بگویند

*نازنین: مرد، نا + زن + این (این یارو که زن نیست)، یک نوع فحش رکیک

*مرزنگوش: کاربرد خاصی ندارد اما با توجه به ریشه تاریخی آن (مرد + زن + گوش) نتایج زیر برداشت می شود:

1. مردی که به حرف زنش گوش می کند.
2. زنی که گوش مردش را می کشد.
3. مردی که گوش زنش گوشواره می کند.

*زنگوله: مرد خرفت، هر مردی یکی از کسانی که زن ها به راحتی گول شان می زنند.

*زنبیل: نیروی امنیتی اجتماعات زنانه، زنی که با بیل دفاع می کند، گاهی در معانی زن کشاورز نیز آمده است.

*زنبور: زنی که به رنگ بور علاقه مند است.

*زندان: (به فتح ز) محل اجتماعات بانوان، ردیف اول کلاس

*زندان انفرادی الکترونیک: پشت میز کامپیوتر حاوی یاهو مسنجر

*غش در معامله: وقتی کسی در معامله ای آنقدر سود یا ضرر کند که از شدت هیجان غش کند

*دیگه زنگ نزن: نقاش ساختمان احساساتی خطاب به نرده آهنی بعد از مالیدن ضدزنگ

*باباکرم: بابا بهت میگم نمیشنوم! – چرا متوجه نیستی!؟

*نوکرم: شنوایی خود را تازه از دست داده ام

*زیاده خواهی: در گویش شمالی: زیاد هست... میخوای؟

*پروپیمان: پیمان پرفشنال، پیمان حرفه ای

*نوکرم: کرمی در کار نیست، هیچ بخششی وجود ندارد.

*هندوانه: مرغ دونده

*Imagin: من یک جن هستم

*ای لولیان: ای کسانی که توی لوله گیر کردین

*باشگاه: گاهی باش / نری پیدات نشه

*درگیر: کسی که به در گیر کرده

*مسنجر: کسی که در سن پیری و وقتی موقع بازی می بازد، جر می زند

*مخلص: احمق – بدون مخ

  منبع : برترین ها
+ ۱۳۹۱/۰۲/۲۹
فرزند بزرگ خانواده مدام از دومی ایراد می گیرد؟ فرزندتان اوقات بدی را در مدرسه داشته ؟ خب زندگی گاهی سخت می شود و مدارا کردن با همه همیشه امکان پذیر نیست و برخی اوقات کودک مجبور است کاری را که دوست ندارد، انجام دهد اما این که چطور بتواند این شرایط را مدیریت کند، واقعا مهم است. مطمئن باشید کودک تان بیشتر از آنچه تصور می کنید می تواند خود را کنترل کند.

وقتی کودک نگران باشد، تمرکز بر کارهای مهم روزمره برایش سخت خواهد بود و اضطراب می تواند تمام قسمت های زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد به گونه ای که دچار بدخوابی شود، مدام خسته باشد و نتواند با دوستانش بازی و تفریح کند.

به این ترتیب سلامت او تحت الشعاع قرار می گیرد. وقتی کودک دچار نگرانی باشد نمی تواند تکالیف مدرسه را درست انجام دهد، اتاقش را مرتب کند، تغذیه مناسب داشته باشد و... هیچکدام از این موارد خوب نیست اما چگونه می توان نگرانی های کودکان را از بین برد و به آن ها یاد داد آن را کنترل کنند؟

در این مقاله برخی نگرانی های کودکان مطرح شده و والدین باید بتوانند این نگرانی ها را به شکل مناسب برای آن ها برطرف کنند.

جیغای خواهرم منو دیوونه کرده، من از دستش چی کار کنم؟!

راهکار پدر و مادر:

بله خواهرها و برخی اوقات برادرها می توانند یکدیگر را ناراحت کنند ولی نباید باعث خلق و خوی بد در تو شوند. کاملا طبیعی است که تو با خواهر و برادرت مخالفت کنی. زمانی که اوضاع بهتر است و در حال دعوا کردن نیستید با هم صحبت کنید و سعی کنید دلیل دعوای تان را کشف کنید. آیا دعوا سر این بوده که چه کسی کنترل تلویزیون را در دست داشته باشد؟ یا بر سر اسباب بازی با هم دعوا کرده اید؟ شاید هم بر سر مرتب کردن اتاق با هم جنگیدید. سعی کن با خواهرت درباره این موضوعات صحبت کنی تا مسائل حل و فصل شوند. مطمئن باش با حل مشکلات هر دو شادتر خواهید بود. اوقات تلخی نه برای تو خوب است نه برای خواهرت. وقتی عصبانی می شوی سعی کن یک فعالیت دیگر انجام دهی، مثلا برو با دوستانت بازی کن یا حتی با دوچرخه از سوپرمارکت محل برای خانه خرید کن. در نهایت اگر نتوانستید با یکدیگر کنار بیایید، مدتی از هم دوری کنید. نگران نباش، خیلی زود وقتی کمی بزرگ تر شدید این بحث ها هم تمام خواهد شد بنابراین انرژی ات را ذخیره کن تا بتوانی فعالیت های بهتری انجام دهی و سعی نکن او را تغییر دهی.

از بس مشق نوشتم انگشتام ورم کرد؛ یکی به من بگه چی کار کنم؟

راهکار پدر و مادر:

پس از یک روز طولانی در مدرسه خیلی سخت است که با کوله باری از تکلیفی که باید انجام دهی به خانه برگردی اما واقعیت این است که تکلیف شب همیشه هست و تو باید بتوانی از پس آن بربیایی. وقتی به خانه می آیی یک استراحت کوتاه به خودت بده و کتاب ها را فراموش کن. فعالیت بدنی می تواند انرژی و تمرکز را به تو برگرداند. در واقع 20 دقیقه ورزش می تواند باعث فعالیت بهتر مغز شود و تو راحت تر بتوانی تکالیفت را انجام دهی. کمی راه برو، یک موسیقی گوش بده یا یک بازی فیزیکی انجام بده. می توانی با بچه های دیگر یک بازی نیم تا یک ساعته انجام دهی. این کارها باعث می شود مغز تو یک استراحت کوتاه کند و باعث جریان خون شود. به این ترتیب احساس بیداری و انرژی بیشتری می کنی. اگر مشقت واقعا زیاد است من می توانم با معلمت صحبت کنم و این مشکل را حل کنم. حواست باشد که بهترین استفاده را از وقتت در مدرسه بکنی چون گاهی می توانی خیلی از تکالیفت را در مدرسه انجام دهی و به این ترتیب کار کمتری در خانه داشته باشی.

 

من نه بلدم فوتبال بازی کنم، نه دوست دارم! اشکالی داره؟!

راهکار پدر و مادر:

هیچ کس دوست ندارد کاری را انجام دهد که در آن خوب نیست اما آیا واقعا تو فوتبالت خوب نیست یا فقط در یکی، 2 بازی بد عمل کرده ای؟ حتی فوتبالیست های خوب هم بازی های بد دارند اما هیچ وقت تسلیم نمی شوند. آن ها بازی می کنند چون آن را دوست دارند بنابراین بهتر است چیزی را که دوست داری، کشف کنی، ببین واقعا چه چیزی را دوست داری، فوتبال؟ موسیقی؟ یا... شاید وقتی نگرانی از خوب بودن را کنار بگذاری، بتوانی از آنچه انجام می دهی لذت بیشتری ببری. ورزش برای بدنت خوب است اما اگر این ورزش باعث استرس تو شود به گونه ای که از ساعت های ورزش متنفر باشی، شاید بهتر باشد با یک استراحت کوتاه ورزش های مختلف را امتحان کنی تا ببینی چه چیزی برایت مناسب است.

 

بهترین دوستم باهام قهر کرده و دوستای تازه پیدا کرده. ازش بپرسم چرا؟

راهکار پدر و مادر:

این موضوع کمی سخت است. اگر تو واقعا دوستت را دوست داری، باید بدانی که چرا از تو ناراحت شده است اما یادت باشد همین طور که تو بزرگ می شوی طبیعی است که دوستان تو هم تغییر کنند. بچه ها چیزهای جدید را دوست دارند و با آن هایی دوست می شوند که علائق مشترک دارند بنابراین ممکن است این اتفاق برای دوست تو هم افتاده باشد. این اشتباه تو نیست و این موضوع تو را آدم بدی جلوه نمی دهد.

سعی کن دوستی های جدیدی با بچه هایی ایجاد کنی که با آن ها علائق مشترک داری. به این ترتیب دیگر نگران دوستان قدیمی که دیگر در اطراف شما نیستند، نخواهی بود. در این میان اگر احساس تنهایی کردی می توانی بیشتر با خانواده وقت بگذرانی. می توانی بخشی از تفریح های خود را با خانواده و برادر و خواهرت داشته باشی. ما پیشنهاد می کنیم این بار با برادرت بازی کنی و دفعه بعد مطمئنا تو دوست خوبی پیدا خواهی کرد.

معلمم منو دوست نداره. نمی دونم چرا؛ حالا چی کار کنم؟

راهکار پدر و مادر:

مدرسه ای که بدانی معلمت به تو علاقه ندارد جای سختی خواهد بود. استرس و اضطراب می تواند تمرکز را مختل کند و تو را از سلامت دور کند. در مورد احساسی که باعث شده فکر کنی معلم دوستت ندارد با ما بیشتر صحبت کن. در این صحبت ها معمولا می توان علت این احساسات را ریشه یابی کرد. این که تو از دیگران برای حل مشکلت کمک بخواهی و آن ها کمک می کنند اضطرابت را کنار بگذاری. شاید بهترین کار این باشد که ما با معلمت صحبت کنیم. امیدواریم همه چیز در کلاس برای تو بهتر شود و تو بتوانی راحت تر در یادگیری تمرکز کنی و نمرات خوبی بگیری.همه ما گاهی نگران می شویم اما تنها نگرانی نمی تواند مشکلی را حل کند. تو باید کاری انجام دهی تا بتوانی این نگرانی ها را با اقدامی عملی از بین ببری. هر وقت مشکلی داشتی می توانی با والدینت صحبت کنی و از آن ها بخواهی به تو کمک کنند.

  منبع : برترین ها
+ ۱۳۹۱/۰۲/۲۹
چگونه دوستت دارم ؟ بگذار بشمرم . . .

چگونه دوستت دارم ؟

بگذار بشمرم . . .

تو را به عمق و عرض و طول دوست دارم

با احساسات نامرئی

به اندازه پایان هستی

من تو را مثل هر روز دوست دارم

مثل نیاز انسان به آفتاب و شمع

تو را آزادانه دوست دارم

مثل تلاش انسان برای رسیدن به حق

تو را خالصانه دوست دارم

مثل احساس بعد از دعا

تو را با اندوه قدیمی

و ایمان کودکی ام دوست دارم

با عشقی که سال ها گم کرده ام

با نفسم و با معصومیت از دست رفته ام

با اشک ها ، لبخندها

و تمام هستی ام

و اگر خدا بخواهد

بعد از مرگم

تو را بیش از این ها دوست خواهم داشت . . .

  برگرفته از گزیده اشعار عاشقانه جهان نوشته Elizabeth Barrett Browning
+ ۱۳۹۱/۰۲/۲۹
رئیس سازمان زندانهای کشور از جایگزینی تکنولوژی و یا همان دستبندهای الکترونیکی به جای زندان برای متهمان خبرداد.

غلامحسین اسماعیلی در مورد اجرای قانون حبس الکترونیک که در برنامه پنجم توسعه به آن اشاره شده گفت: در این قانون آمده است که بخشی از بزهکاران را با ساز و کار قانونی به جای نگهداری در حبس و زندان دارای حصار در خارج از زندان تحت مراقبتهای الکترونیکی قرار دهیم.

رئیس سازمان زندانها افزود: استفاده از این تکنولوژی در هر حال هم به نفع افراد هست و هم به نفع سازمان زندانها است زیرا موجب کاهش جمعیت زندانیان می شود.

رئیس سازمان زندانها در مورد امنیت این روش برای کنترل زندانیان گفت: در مطالعات ما دیده شده است که اگر مجرمی خواست این تکنولوژی را به نوعی از کار بیاندازد به سرعت سیستم هشدار داده و متهم در هر مکانی که باشد ردیابی و دستگیر می شود.

اسماعیلی اظهار داشت: مطالعات بسیار زیادی در مورد حبس الکترونیک انجام شده است و هم اکنون به دنبال بستن قرارداد هستیم. البته این بحث هم مطرح است که این طرح به صورت مناقصه محدود اجرا شود یا عمومی که در حال مطالعه هستیم.

رئیس سازمان زندانها در پاسخ به اینکه آیا شرکتهای داخلی توانسته اند نمونه هایی را به شما معرفی کنند گفت: هنوز هیچ تولیدکننده داخلی نمونه ای از دستبند الکترونیک ارائه نکرده است ولی برخی گفته اند ما می توانیم بسازیم ولی ما به عنوان بهره بردار به دنبال نمونه عینی موجود هستیم. اگر ساختند و ارائه دادند از نمونه داخلی استفاده می کنیم.

  منبع : فردانیوز
+ ۱۳۹۱/۰۲/۲۹
گاهی وقتی می شنویم یک نفر کلیه اش را برای فروش گذاشته، کلی توی دلمان به او بد و بیراه می گوییم و مدام به این و آن می گوییم: می بینی چه دوره و زمانه ای شده، مردم به خودشان هم رحم نمی کنند؛ خوشی زده زیر دلشان؛ نمی دانند چکار کنند، کلیه شان را می فروشند. بعد هم به خودمان می بالیم که عجب آدم های خوبی هستیم که فکرمان اصلا به طرف این چیزها نمی رود و برای به دست آوردن پول، دست به چنین کارهایی نمی زنیم.

حتی یکبار به خودمان تلنگر نمی زنیم که چرا یک نفر باید از خیر کلیه کوچولوی دوست داشتنی اش بگذرد. فکر نمی کنیم که وقتی انجام چنین کاری برای ما سخت است، خوب برای او که کلیه اش را می فروشد هم سخت است؛ این همه سختی کشیدن به خاطر چیست؟

کلیه ای که می رود تا شادی بیاید!

معمولا وقتی افراد می خواهند ازدواج کنند، خوشحال هستند؛ سر و سامان می گیرند و از بلاتکلیفی راحت می شوند؛ آرامش آنها بیشتر می شود؛ ولی انگار بعضی ها نمی خواهند این خوشحالی ها دوام داشته باشد. می خواهم درباره "حامد" بگویم؛ او که یک روز نشست و با خودش فکر کرد که باید زن بگیرد و مثل بقیه جوان های هم سن و سال خودش زندگی تشکیل بدهد و در نتیجه ازدواج کرد، ولی حالا به نظر نمی رسد حامد از ازدواجش خوشحال باشد. وقتی شنید باید یخچال "سایدبای ساید" بخرد، یا اجاق گاز گران قیمت و به قول مادر زنش، "چشم درآر" بخرد، وقتی شنید باید عروسی اش مجلل باشد و توی بهترین تالار شهر؛ حتما توی ذوقش خورد؛ حتما خانه و ماشین هم ضمیمه این لیست بلندبالا بوده است. خوب عروس است، حق دارد، آرزو دارد؛ ولی به چه قیمتی؟ به قیمت فروش کلیه اش؟ به قیمت از دست دادن عضوی از بدن؟

حتما با خودش فکر کرده که طلاق بگیرد و خودش را از دست این هزینه ها راحت کند، ولی مهریه 1000 سکه ای کاملا راه جدایی را بسته و فقط باید پول عروسی را جور کند. شاید حامد هیچ وقت فکر نمی کرد که زن گرفتن اینقدر دردسر داشته باشد. نمی دانم وجود یخچال "سایدبای ساید" و تلوزیون LCD و انواع کالای های گران قیمت می توانند جای کلیه حامد را بگیرند؟

حامد دلش نمی خواهد برای گرفتن پول به کسی رو بزند؛ شاید هم می خواهد، ولی می داند جواب مثبت نمی گیرد، پس کاری نمی کند؛ تنها امیدش شده همین یک کلیه. 12 میلیون تومان روی آن قیمت گذاشته؛ دقیقا همان مقداری که برای خرج عروسی و تهیه لوازم زندگی مشترک احتیاج دارد. به کسی هم نگفته که چنین قصدی دارد. نمی دانم باید دعا کنم برای کلیه اش مشتری پیدا شود یا نه.

کلیه ای که می رود تا شادی بیاید!

نمی دانم سارا توی زندگی چقدر سختی کشیده؛ پدر ندارد تا مثل من و خیلی از دانشجوهای دیگر خرج تحصیل را بدهد. دوبار رفته دانشگاه و هربار به خاطر مشکلات مالی انصراف داده، حالا هم به این نتیجه رسیده که تنها راه، فروش کلیه است. فقط 21 سال دارد و برای او خیلی زود است که به این مسایل فکر کند، ولی به هر حال سارا در این سن رسیده که کلیه اش را حراج کند! نمی دانم بعدها که ازدواج کرد و خواست مادر شود برایش مشکلی ایجاد می شود یا نه؟ این سوال را از او می پرسم و می گوید: "می دانم، ولی می خواهم تا ته این خط بروم! نمی دانم انتهای این خط کجاست و نمی خواهم که بدانم." سارا درس خواندن را دوست دارد و تا حالا هم تنها درس خوانده و کار دیگری بلد نیست که بتواند از آن طریق درآمدی داشته باشد.

نمی دانم پدر سارا اگر بشود که دخترش برای تامین هزینه های دانشگاه قصد دارد کلیه اش را بفروشد چه حسی پیدا می کند؟ خوشحال می شود که بالاخره هزینه تحصیل دخترش تامین شده و یا نگران سلامتی او می شود؟ نمی دانم چرا انگار هیچ کس افرادی مثل سارا را نمی بیند؛ شاید هم نمی خواهند ببینند.

دوست ندارم جای تو باشم مسعود! وقتی طلبکارها با یک عالمه چک برگشتی آمدند جلوی خانه ات و زن و بچه ات را تهدید کردند؛ وقتی همسرت زنگ می زند و به تو می گوید که چطور آبرویت را توی کوچه و خیابان بردند و به تو تهمت دزدی زدند، چه حالی شدی؟ ریختی به هم؟ به همه رو زدی شاید کسی کمک کند و مشکل حل شود، ولی نشد که نشد. حتما فکرت پیش پسرخاله ات بود که با اطمینان پولت را به او سپردی و او رفت؛ رفت که رفت. حالا تو مانده ای و طلبکارها. چاره ای نماند؛ مجبور شدی آگهی بزنی و کلیه ات را بگذاری برای فروش؛ آن هم برای پرداخت قرض و حفظ آبرو.

وقتی داشتی آگهی را می نوشتی حتما یاد این هم افتادی که 15 بار رفتی و خون اهدا کردی و گفتی در راه خدا. به این هم فکر کردی که دوست داشتی اگر روزی خواستی کلیه ات را بدهی، آن را به بیماری که نیاز دارد اهدا کنی، ولی انگار تقدیر چیز دیگری خواسته و حالا تو اینجایی؛ در جایگاه یک فروشنده کلیه! به خانواده ات هم نگفتی که ناراحت نشوند و از این بیشتر نگران گرفتاری های تو نباشند.

خیلی سخت است که مادرت توی بیمارستان باشد و با درد، شب را روز کند. خیلی سخت است وقتی می روی خانه و سلام می کنی، مادر جواب سلام تو را ندهد؛ نباشد که بدهد! روی تخت بیمارستان باشد و با درد، شب را روز کند. هر روز به او سر بزنی و ببینی که دارد آب می شود و تو هیچ کاری نمی توانی بکنی.

هر روز به خودت ناسزا بگویی که چرا آنقدر پول ندارم که مادرم را نجات بدهم. آخرش خودت و خواهرت می نشینید و تصمیم می گیرید؛ جان مادرتان را می خرید، آن هم به ازاء کلیه تان. می گویید: "وقتی مادر بفهمد حتما ناراحت می شود، ولی اصلا مهم نیست، مهم این است که مادر داخل خانه باشد و روشنی بدهد، امید بدهد؛ باشد و زیر سایه اش زندگی کنیم. مهم این است که باشد و مادری کند." به این ترتیب "مریم" می آید و آگهی فروش کلیه خودش و خواهرش را توی اینترنت منتشر می کند. مریم فقط 25 سال دارد و خواهرش دو سال از خودش کوچکتر است. حالا این دو خواهر اهوازی منتظر نشسته اند تا تلفن زنگ بزند و مشتری قیمت بدهد؛ برای آنها مهم نیست که کلیه ها را چند بفروشند؛ فقط هزینه عمل مادر باید تامین شود.

"وقتی می بینی شوهرت 400 میلیون تومان بدهکار است، چه می توانی بکنی؟ دست روی دست بگذاری تا شوهرت را ببرند زندان؟" این پاسخ "فاطمه" است، وقتی از او می پرسم که چرا کلیه اش را برای فروش گذاشته. ناراحت است، خیلی ناراحت. نمی توانم او را درک کنم. حتما زندگی اش را دوست دارد، شوهرش را دوست دارد. می گوید: "به دلایلی شوهرم مجبور شد از افرادی زیادی قرض بگیرد؛ تقصیر خودش نبود، برایش مشکل درست کردند. تا حالا توانسته ایم پول را جور کنیم، فقط مانده 30 میلیون تومان که آن هم اگر کلیه هایمان را بفروشیم درست می شود و از دست هرچه طلبکار و قرض و قوله است، راحت می شویم. کلیه ام را می دهم، در ازای زندگی مشترکمان." راست می گوید؛ راحت می شوند، ولی قیمت این راحتی خیلی گران است؛ به این راحتی ها به دست نمی آید.

کلیه ای که می رود تا شادی بیاید!

یک روز برایت اتفاقی می افتد که به کسی نمی گویی؛ بین خودت و خدا نگهش می داری، ولی با خدا یک عهد می بندی؛ یک عهد بزرگ. بعد منتظر می نشینی تا زمانش برسد و عهد خود را عملی کنی. استوار پای عهد خود ایستاده ای و هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند تو را منصرف کند. وقتی شرایط فراهم شد، می روی و آگهی می زنی که "من مرتضی، 26 ساله، کاملا سالم، می خواهم کلیه ام را به کسی که واقعا نیازمند است، اهدا کنم. گروه خونی O+ هر جای ایران هم که باشد، می آیم."

نمی دانم زمانی که این آگهی را نوشتی چه حسی داشتی. نمی دانم با خدای خودت چه عهدی بستی که بابت آن عهد چنین کاری می کنی. راستش منتظر دیدن هر نوع آگهی بودم، به جز این آگهی. فهم این موضوع برای ذهن من دشوار است. دلم می خواهد باور کنم، ولی نمی توانم. زمانی که گفتی عازم مشهد هستی و می روی تا به پدر و نان آور یک خانواده که حالا به خاطر دیالیز نمی تواند کار کند، کلیه ات را اهدا کنی، تازه باورم شد که راست می گویی. نمی دانم شاید تو خیلی مرفه هستی که بابت دادن کلیه ات حتی یک ریال هم نمی خواهی؛ شاید هم تو در دنیای دیگری سیر می کنی که من و امثال من از آن بی خبریم؛ دنیایی که مردانگی هنوز توی رگهایش جریان دارد.

توی دنیای مادی ما که چنین چیزی ممکن نیست؛ می دانم که به مشکلات بعد از اهدا کلیه هم فکر کرده ای.

داغ می شوی وقتی پای حرفهای این افراد می نشینی؛ جوش می آوری. حس می کنی اکسیژن هوا ناگهان تخلیه شده و هیچ راهی برای نفس کشیدن نداری. انگار زمین و زمان به هم ریخته. دلت برای کلیه ات تنگ می شود و دست می گذاری گوشه پایین قفسه سینه ات. کلیه هایت را لمس می کنی و خیالت راحت می شود که سر جایشان هستند، ولی حامد، سارا، مسعود و فاطمه را فراموش نکنیم؛ حقیقت همین است که می بینی؛ در همین همسایگی ما چند نفر کمک می خواهند و خودشان را به آب و آتش می زنند که فردی پیدا شود و به آنها کمک کند تا مشکل آنها حل شود.

کلیه ای که می رود تا شادی بیاید!

به گزارش ایسنا، همین نزدیکی ها پدری شرمنده دخترش شده و مادری کنج بیمارستانی خوابیده و محتاج تنها چند هزار تومان پول درمان است؛ ولی انگار همه چیز عادی شده و درد و رنج مردم، مال مردم است، نه مال ما. وقتی از نزدیک می بینی کسی مشکلی دارد و برای حل آن مشکل راضی می شود عضوی از بدن خود را حراج کند، تازه می فهمی آگهی فروش کلیه یعنی چه؟ دل بزرگی می خواهد نوشتن این آگهی. در همین نزدیکی ها، توی همین شهر شلوغ و رنگارنگ، مردمی هستند که برای مرهم گذاشتن روی دردها، از جان هزینه می کنند.

  منبع : آفتاب نیوز

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش