
قلمی از قلمدان قاضی افتاد.
شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید.
قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟
مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی
"عبید زاکانی"
مايكل كه تقريباً ريز جثه بود و اساساً آدم ملايمي بود چيزي نگفت اما راضي هم نبود.
روز بعد هم دوباره همين اتفاق افتاد و مرد هيكلي سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روي صندلي نشست
و روز بعد و روز بعد
اين اتفاق كه به كابوسي براي مايكل تبديل شده بود خيلي او را آزار مي داد. بعد از مدتي مايكل ديگر نمي تواست اين موضوع را تحمل كند و بايد با او برخورد مي كرد. اما چطوري از پس آن هيكل بر مي آمد؟
بنابراين در چند كلاس بدنسازي، كاراته و جودو و ... ثبت نام كرد. در
پايان تابستان، مايكل به اندازه كافي آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم
را هم پيدا كرده بود.
بنابراين روز بعدي كه مرد هيكلي سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» مايكل ايستاد، به او زل زد و فرياد زد: «براي چي؟»
مرد هيكلي با چهره اي متعجب و ترسان گفت: «تام هيكل كارت استفاده رايگان داره.»
نوبت راننده که رسید فرشتهای نگاهی عمیق به کارنامهاش انداخت و بهش گفت: شما بفرمائید بهشت.
نوبت کشیشه که رسید فرشته نگاهی به کارنامهاش کرد و بی معطلی گفت: شما برید جهنم که به خدمتتون برسند.
کشیشه تا اینو شنید صدای اعتراضش بلند شد که: این بی عدالتیه که این یارو ، راننده اتوبوس به بهشت بره و من به جهنم. من که تمام عمرم را تو کلیسا صرف عبادت خدا کردهام.
فرشته با مهربانی بهش گفت: ببین، اون یارو رانننده اتوبوس وقتی رانندگی میکرد تمام سرنشینان اتوبوس هر کاری داشتند ول میکردند فقط دعا میکردند ولی تو ، وقتی موعظه میخوندی تمام کسانی که تو کلیسا بودند خوابشون میگرفت.

روزی شخصی بر سر جالیز رفت که خیار بدزدد.
پیش خودش گفت: این گونی خیار را میبرم و با پولی که برای آن میگیرم، یک مرغ میخرم.
مرغ تخم میگذارد، روی آنها مینشیند و یک مشت جوجه در میآید،
به جوجهها غذا میدهم تا بزرگ شوند،
بعد آنها را میفروشم و یک گوسفند میخرم،
گوسفند را میپرورم تا بزرگ شود،
او را با یک گوسفند جفت میکنم،
او تعدادی بره میزاید و من آنها را میفروشم.
با پولی که از فروش آنها میگیرم، یک مادیان میخرم،
او کره میزاید، کرهها را غذا میدهم تا بزرگ شوند،
بعد آنها را میفروشم
با پولی که برای آنها میگیرم، یک خانه با یک باغ میخرم.
در باغ خیار میکارم و نمیگذارم احدی آنها را بدزدد.
همیشه از آنجا نگهبانی می کنم.
یک نگهبان قوی اجیر میکنم، و هر از گاهی از باغ بیرون میآیم و داد میزنم: آهای تو، مواظب باش.
آن فرد چنان در خیالات خودش غرق شد که پاک فراموش کرد در باغ دیگری است و با بالاترین صدا فریاد میزد.
نگهبان صدایش را شنید و دواندوان بیرون آمد، آن فرد را گرفت و کتک مفصلی به او زد. بيچاره تازه فهميد كه همش رويا بوده است.

با نصب نرم افزارهاي جديد کليه رايانه ها در ساعات ملکوتي اذان براي اداي فريضه نماز به مدت 10 دقيقه به طور خودکار shutdown مي شوند و هرگونه تلاشي براي جلوگيري از خاموش شدن رايانه به انفجار آن و تخريب ساختمان هاي اطراف منجر خواهد شد.
نصب پيامبر ( yahoo messenger سابق) روي رايانه ها بايد با اجازه وزارت ارشاد باشد.
پيامبر شما بجاي گزينه send to all از گزينه send to all muslims برخوردار باشد.
اگر دو جنس مخالف قصد چت داشته باشند بايد ابتدا صيغه جاري شود.
اگر دو جنس حتي موافق هم باشند باز جاري کردن صيغه احتياط واجب است چون امکان دارد طرف مقابل asl دروغکي داده باشد و خود را جنس موافق شما جا زده باشد.
استفاده از بعضي smiley (شکلک)هاي ياهو گناه کبيره است و حکم آن مانند اين است که انسان گوشت برادر خود را بخورد. احتياط مستحب آن است که اصلاً از اين شکلکها استفاده نشود.
بجاي گفتن hi بايد از عبارتsoavrvb استفاده شود که همان مختصر شده عبارت salam_on_alaikom_va_rahmatollahe_va_barakato است.
در بيان سرعت انتقال خطوط بجاي بيت از «بِيت»، بجاي کيلوبيت از «اهل بيت» و بجاي مگابيت از «اهل بيت عصمت و طهارت» استفاده شود.
در پسوردها حتماً بايد از نام ائمه استفاده شود به اضافه سه کاراکتر اضافه (& ، # و @) براي جلوگيري از حدس زدن پسورد توسط بقيه. شايان ذکر است استفاده از کاراکتر $ تا زمان برقراري رابطه با آمريکا مجاز نمي باشد.
براي ارتباط ات بين شبکه اي بايد فقط از فيبر نوري استفاده شود چون نور واژه مقدسي است و بهيچ وجه نبايد از ارتباطات بي سيم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره مي شويد.
کليه کافي نت ها موظف به تغيير نام خود به «چاي شبکه» هستند. استفاده کنندگان از اينترنت فقط اجازه مشاهده سه سايت زير را دارند، بقيه سايت ها بايد قبل از تاسيس از مراجع ذيربط (بي ربط) مجوز داشته باشند.
صدور مجوز براي هر سايت با برقرار بودن شرايط ذيل حاصل مي گردد
در هنگام مشاهده سايت ، ابتدا بايد يک flash نمايش داده شود که مضمون فلش يادآور روزهاي جبهه و جنگ باشد.
فونت لينک ها حتماً بايد کوفي باشد.
بجاي استفاده از فونتهاي «نازنين»، «ميترا» و «سينا» بايد از فونتهاي «زينب» و «غلامحسين» و«کبري» استفاده شودروزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است. تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند. نامه را مينويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد.
در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا آشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند.
اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا ميآد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته.من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم. همه چيز براي ورود تو رو به راهه. فردا ميبينمت. اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه. واي چه قدر اينجا گرمه!!
.:: This Template By : web93.ir ::.