راندن
شیطان...با توجه به اینکه روزه با بسیاری از برنامه های مثبت و سازنده
پیوند دارد، بی فایده نیست که همگان از ارزش روزه و روزهدار آگاه شده
ایمان آنان و عشق و محبتشان به این فرمان کمنظیر الهی
بیش از پیش گردد.
کلمه رمضان از لغت رمض گرفته شده و دانایان لغت رمض را به دو گونه توجیه کردهاند.
1_ تابش نور خورشید با حرارت هر چه تمام تر بر ریگ و سنگ
2_ باریدن باران شدید در اواخر پاییز.
اگر رمضان به معنای اول باشد باید گفت: روزه واقعیتی است که همچون حرارت شدید مفاسد و پلیدی ها و تجاوزات و طغیان های غرایز را میسوزاند و آدمی را به میدان پاکی نزدیک می کند.
و اگر به معنای دوم باشد باید گفت: روزه همچون بارانی که طبیعت را شستشو میدهد روان انسان را از آلودگی پاک کرده و به آدمی نیروی مقاومت داده و جسم را از خطرات رسوبات غذایی به سنگر امان میبرد و به همین معنا روایتی از رهبر اسلام (ص) رسیده آنجا که فرمودهاند:
« ارمض الله فیه ذنوب المومنین »؛ رمضان زمانی است که خداوند بخاطر عمل روزه، مردم مومن را شستشو داده و پاک میکند.
صوم رمضان یعنی: خودداری کردن از آنچه شرع و مکتب الله اجازه نداده و بیتردید گروه خودداران در پیشگاه الهی بخاطر اجرای فرمان دوست از اعتبار خاصی برخوردارند، و نزد پروردگار و وجدان خویش رو سپیدند.
حضرت علی(ع) می فرماید: به هنگامی که آدم به زمین آمد تابش خورشید چهرهی دل آرایش را تیره کرد آدم از این پیش آمد دیگرگون بود. جبرئیل به حضرتش گفت: میل داری رویت سپید گردد؟ گفت آری عرضه داشت روز سیزده و چهارده و پانزده ماه را روزه بگیر. هر روزی که روزه گرفت یک سوم کبودی پوست از بین رفت و به روز سوم تمام چهره سپید شد اگر در این روایت جای تاویل باشد باید گفت روزه عامل بدست آوردن آبرو و اعتبار در پیشگاه خداست.
رمضان زمانی است که ابتدایش رحمت، و دههی دومش زمان غرق شدن در رحمت و عاقبتش آزادی از آتش جهنم است، این آزادی از عذاب آخرت، عکس العمل آزادی انسان از سوء خلق طغیان غرایز و شهوات و بد کرداری بوسیلهی روزه ماه رمضان است روزهای که همراه با شرایط انجام گرفته باشد.
پیامبر عزیز(ص) در خطبه جمعه آخر شعبان در توضیح برنامههای رمضان چنین فرمودند: ماهی بر شما سایه می افکند که در ظرف آن لیلةالقدر است، شب قدری که از هزار ماه با ارزشتر است.
خدای بزرگ روزه این ماه
را بر شما واجب نموده و یک نماز مستحب را در شب آن مساوی با هفتاد نماز در
شبهای دیگر قرار داده آن کسی که در این ماه به کار نیکی دست بزند و برنامه
خدا پسندانهای انجام دهد ثوابش برابر با واجبی از واجبات خداست، و هر کس
عمل واجبی انجام دهد اجرش به اندازه هفتاد واجب در وقت دیگر است.
پیامبر اکرم فرمود:در روزه تابستان چون رنج تشنگی به انسان روی آورد خداوند
هزار ملک را مامور آدمی میکند تا بهشت و نعمت الهی را به او بشارت دهند و
او را نوازش کنند و چون افطار گردد خطاب میرسد چه بوی خوشی داری، سپس به
ملائکه میفرماید: شاهد باشید مغفرتم را نصیبش کردم.
آری ای مردم، رمضان ماه استقامت و فراهم آوردن نیرو است و مزد مردم با استقامت بهشت است.1
رمضان ماه مساوات است ماهی که باید ثروتمندان مادی و معنوی به تمام کمبودهای مردم تهیدست رسیدگی کنند، و دردهای معنوی را درمان نمایند، در این ماه نباید گروهی سیر و دستهای گرسنه باشند، عدهای غرق در هدایت، و قشری گرفتار ضلالت، در این ماه است که خداوند روزی بندگان فرمان بر را زیاد میکند و این مساله واقعیتی است که قرآن از آن خبر داده « آنگاه که مردم خویشتن داری بدست آرند و از گناه و نافرمانی بپرهیزند تمام درهای برکات آسمان و زمین را به رویشان می گشاییم».2
رهبر اسلام(ص) می
فرماید: «در رمضان چهار برنامه از خداوند بخواهید دو برنامه برای جلب عنایت
حق، و دو برنامه از آن برنامههایی که از آن بینیاز نیستند، اما دو
برنامه اول یکی قرار گرفتن در حصار توحید و دور شدن از شرک نیستند یکی طلب
بهشت، و دیگری آزادی از آتش جهنم.
سوره های شیطان کوب قرآن
پیامبر (ص) میفرمود: هر آن کس که ماه رمضان را درک کند و خود را در مسیر آمرزش حق قرار ندهد در کدام زمان میخواهد به جبران کمبودها برخیزد!
و نیز فرمود: اگر خداوند به آسمان ها و زمین در چنان زمانی اجازه سخن گفتن دهد. به تمام روزه داران میگفتند برنامه شما به بهشت منتهی میگردد، و باز فرمودند: برای بهشت دری است به نام ریان و آن اختصاص به روزه داران دارد، آخرین روزهداری که از آن وارد شود بسته می گردد.
پیامبر بزرگ میفرمود: روزه دار اگر غیبت نکند و بخوابد خوابش عبادت است.
رسول اکرم (ص) به مردم فرمود: طرحی را به شما بیاموزم که انجامش شیطان را از شما دور خواهد کرد به دوری بین مشرق و مغرب پاسخ گفتند: آری فرمودند: روزه رویش را سیاه میکند دستگیری از تهیدستان پشتش را میشکند دوستی در راه خدا، و تحمل رنج عمل شایسته ریشهاش را میکند و توبه و بازگشت به حق رگ و پی او را جدا میکند برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن روزه است.
پیشوای اسلام فرمود: به هنگام رمضان در تابستان چون رنج تشنگی به انسان روی آورد خداوند هزار ملک را مامور آدمی میکند تا بهشت و نعمت الهی را به او بشارت دهند و او را نوازش کنند و چون افطار گردد خطاب میرسد چه بوی خوشی داری، سپس به ملائکه میفرماید: شاهد باشید مغفرتم را نصیبش کردم.
و نیز فرمود: آن کس که از روی ایمان و عشق به خدا روزه بگیرد و حسابگر باشد و گوش و چشم و زبان را از گناه باز دارد، در حوزه رحمت گذشته و آینده الهی قرار گیرد و اجر ثابت قدمان نصیبش میشود.3
امیر المومنین(ع) میفرماید: روزهی جسد، خودداری از غذاست ولی با اراده و اختیار خویش البته برای مزد و فرار از عذاب و روزه روان، خودداری حواس پنجگانه است از گناه و پاک داشتن دل از تمام عوامل شر، و روزهی دل نیکوتر است از روزهی زبان و روزه زبان بهتر است از روزه شکم[4].
از مجموع روایات استفاده میشود که روزه، عمل سادهای نیست و تنها گرسنگی و تشنگی مایهی بوجود آمدن حقیقت روزه نمیباشد، بلکه روزه بزرگترین میدان تمرین برای پاکسازی جسم از امراض گوناگون و تزکیه روان از مفاسد اخلاقی و منور کردن دل به نور خداست.
با چنین روزهای روزی فراوان میگردد، و اجتماع سالم گشته و آدمی در پیشگاه حق کسب آبرو میکند و در جهان بعد از بهشت بهرهمند شده و از عذاب جهنم دور خواهد ماند.
منبع : پایگاه استاد حسین انصاریان
محمدی - گروه دین و اندیشه تبیان
روزه داری
درآمد:
روزه تشریع و اختراع بزرگ خداوند است و قدمت طولانی دارد . از تورات و انجیل فعلی برمی آید که روزه، در میان یهود و نصاری و ملل دیگر مرسوم و معمول بوده است .
خود حضرت موسی(ع) چهل روز روزه داشته است . همچنین از انجیل برمی آید که خود حضرت مسیح هم چهل روز روزه داشته است . پس روزه و رمضان، دو برادر کلانسال هستند در میان بشریت و از آوازه بلندی برخوردارند .
روزه اثرات فردی، اجتماعی، تربیتی، بهداشتی و درمانی زیادی را در جوامع بشری ببار آورد و ببار می آورد و اثرات مادی و معنوی فراوانی را در وجود انسان می گذارد .
پیامبر اسلام(ص) در حدیث بسیار معروفی می فرماید: «صوموا تصحوا .» روزه بگیرید تا سالم شوید .
خوشبختانه بعد از گذشت حدود هزار و چهار صد سال، تازه دنیا دارد بر سر عقل می آید و بحث «روزه درمانی » را مطرح می کند، هر چند هر کس نمی تواند به عمق و فلسفه روزه، بطور دقیق پی ببرد .
امروزه در بحثهای روان شناسی، بحث «فراروان » مطرح است ولی بطور یقین، غیر از انسانهای کامل و مؤمنین واقعی، کسی نمی تواند این کلام حضرت امیر(ع) را درک کند که فرمود:
«صوم النفس امساک الحواس الخمس عن المآثم و خلو القلب من جمیع اسباب الشر» روزه جان یعنی چه؟ و چه کسی می تواند آن را درک و سپس عمل بکند؟ !
به هر حال ، در این نوشتار کوتاه سعی شده به این پرسش پاسخ دهیم که:
آیا روزه اثرات درمانی دارد یا خیر و گستره آن تا کجاست؟ لذا در این مقاله در چند عنوان بحث نمودیم که عبارتند از:
1 - درآمد 2 - تعریف، اهمیت و ضرورت 3 - انواع روزه 4 - فلسفه روزه، 5 - سوژه های تربیتی روزه و رمضان 6 - خداحافظ رمضان 7 - جشن روزه دار و عید واقعی 8 - نتیجه و در پایان کتابنامه .
تعریف، اهمیت و ضرورت:
در فرهنگ قرآن، از روزه به «صوم » تعبیر شده است . صوم در لغت به معنای برخاستن است بی آنکه بعد از آن کاری شود .
نزد بعضی صوم به معنای نگاه داشتن است . هر یک از دو معنا مناسبت دارد با معنای شرعی و آن نگاه داشتن خود است بر وجه شرع در روز از آنچه در شرع او را مفطر خوانند با نیت. 1
در جای دیگر آمده: صوم به معنای روزه . همچنین است صیام .
اصل آن امساک از مطلق فعل است، خوردن باشد، یا گفتن، یا رفتن .
صوم اسلامی امساک مخصوصی است از طعام و چیزهای دیگر که از طلوع فجر شروع شده و با رسیدن شب به پایان می رسد. 2
در التبیان از صوم چنین تعریف شده است:
«الصوم فی الشرع هو الامساک عن اشیاء مخصوصة علی وجه مخصوص ممن هو علی صفات مخصوصة و من شرط انعقاد النیة .» 3
روزه در شرع، عبارت است از: 1 - خودداری کردن از خوردن اشیاء خاص و ویژه، 2 - بر وجه مخصوص، 3 - از کسانی که دارای خصوصیات ویژه هستند، 4 - به شرط بستن نیت .
به هر تقدیر در رساله عملیه آمده:
روزه آن است که انسان برای اطاعت فرمان خدا، از اذان صبح تا مغرب، از چیزهایی که روزه را باطل می کند خودداری نماید .
حضرت امیر (ع) می فرمایند: «اگر خدا رخصت کبر ورزیدن را به یکی از بندگانش می داد، به یقین منتی را بر پیامبران گزیده و دوستانش می نهاد، لکن خدای سبحان بزرگمنشی را بر آنان ناپسند دید و فروتنی را پسندید. پس پیامبران - از روی فروتنی - گونه های خود را بر زمین چسبانیدند، و چهره های خود را به خاک مالیدند، و برابر مؤمنان فروتنی نمودند و خود مردمانی مستضعف بودند . خدای شان به گرسنگی آزمود و به سختی مبتلایشان فرمود، و با ترس و بیماری امتحانشان کرد و با زیر و زبر کردنشان در سختیها، ایمانشان را پدید آورد.»
اهمیت:
اهمیت روزه آنقدر زیاد است که با زندگی و زنده ماندن انسان عجین است.
روزه زباله ها و مواد اضافی و جذب نشده بدن را می سوزاند، و در واقع بدن را
«خانه تکانی» می کند .
روزه در احادیث
ضرورت:
در این برهه از زمان، بخاطر مصنوعی گشتن زندگی و خوردنیها و نوشیدنیهای شیمیایی زا، زندگی و محیط زیست بشر، با خطر جدی مواجه گشته است .
یکی از بهترین راه درمان این همه بیماریهای جسمی و روانی «روزه درمانی » است که به روزه شکم، جسم را درمان بخشیم و با روزه نفس، جان و روان خود را .
یکی از فقره های دعای ماه رمضان که دعای بین المللی هم هست این است که: «اللهم اشف کل مریض» خدایا تمام بیماران جهان را شفاببخش .
به امید روزی که جهانیان به خاطر درمان بیماری جسمشان هم که شده سراسیمه به روزه درمانی روی بیاورند و عظمت های اسلام را قطره ای بنوشند .
انواع روزه:
روزه به عبارات مختلف، تقسیمات مختلفی را به خود اختصاص می دهد .
تقسیمات روزه در فقه عبارت است از:
1 - روزه واجب، 2 - روزه حرام، 3 - روزه مستحب، 4 - روزه مکروه .
روزه های واجب عبارتند از:
1 - روزه ماه رمضان، 2 - روزه قضاء ماه رمضان، 3 - روزه کفاره، 4 - روزه قضای پدر [یا مادر] بر پسر بزرگتر، 5 - روزه های نذر و عهد، 6 - روزه های استیجاری .
روزه های حرام عبارتند از:
1 - عید فطر (اول شوال)، 2 - عید قربان (دهم ماه ذی الحجة)، 3 - روزه های ضرری، 4 - روزه های مستحبی زن و فرزند اگر حق شوهر از بین برود و باعث اذیت پدر و مادر شود جایز نیست .
روزه های حرام دیگر نیز هست که در کتابهای مفصل گفته شده است .
روزه های مکروه عبارتند از:
1 - روزه روز عاشورا، 2 - روزی که انسان شک دارد روز عرفه است یا روز عید قربان، 3 - روزه میهمان بدون اجازه میزبان .
روزه های مستحب:
روزه تمام روزهای سال، غیر از روزهای حرام و مکروه که در بالا بیان گشت، مستحب است، ولی بعضی از روزها تاکید بیشتری دارد . که برای توضیح بیشتر به رساله عملیه، به همین بخش مراجعه نمائید .
تقسیم روزه به اعتبار دیگر:
امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند:
«صیام القلب عن الفکر فی الآثام افضل من صیام البطن عن الطعام » 4
روزه دل از [برای] اندیشه در [ترک] گناهان، بهتر از روزه شکم است از غذا خوردن و آشامیدن .
در این حدیث شریف به دو نوع روزه اشاره شد:
1 - روزه جان .
2 - روزه جسم .
روزه جسم مرحله نازله روزه است و گستره آن محدود به زمان خاص می باشد . روزه جسم و شکم آسان است و هر کس با اراده اندک می تواند از عهده آن برآید .
نخوردن و نیاشامیدن چند ساعت، چیزی نیست که برای یک انسان متدین مشکل ساز باشد . انسان توانایی دارد چندین روز، چیزی نخورد و نیاشامد و در عین حال زنده و سالم بماند .
آنچه مهم است، روزه جان است که دامنه بسیار گسترده دارد و در عین حال بسیار سخت و دشوار است. چیزی نیست که هر کس بتواند به آسانی بدان دسترسی پیدا کند و یا به صرف دست یازیدن به روزه جسم و شکم، بتواند بدان دست یابد .
ملازمه ای بین روزه جسم و روزه جان وجود ندارد. روزه جسم و شکم، تنها می تواند مقدمه ای برای رسیدن به مرحله روزه جان باشد . رفع و دفع از خطورات ذهنی، خیالات، شبهات، انگیزه ها و غرضها، شهوات عملی و ...، چیزی نیست که به صرف روزه جسم بدست آید .
در مرحله روزه دل، تمام اعضا و جوارح انسان روزه دار است .
گوش انسان روزه دارد . چشم و نگاه انسان روزه دارد . زبان انسان روزه دارد . ذهن انسان روزه دارد . نفس کشیدن و نفسها روزه دارند . در خوردن و خوابیدن و در خلوت و جلوت روزه دارند .
در حدیثی دیگر، امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:
«صوم النفس امساک الحواس الخمس عن سائر المآثم و خلو القلب من جمیع اسباب الشر».5
روزه جان، خودداری کردن حواس پنجگانه از باقیمانده گناهان است و خلوت و آسوده ماندن دل از تمام اسباب پلید .
اگر «جان» انسان روزه باشد، حواس پنجگانه، برای همیشه حواسش جمع خواهد بود و به سوی پلیدیها و پلشتیها، پا نخواهد نهاد .
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «بندگان خدا؛ پرهیز از نافرمانی خدا،
دوستان او را از در افتادن در حرامهای او نگه داشته است، و دل آنان را به
ترس وی همراه داشته است; چندانکه شبها بیدارشان می دارد، و روزهای گرم را
با تشنگی بر آنان به سر می آرد. آسایش عقبی را با رنج دنیا به دست آورند، و
سیرآبی - آنجا - را با تشنگی خوردن - در اینجا»
این نماز و روزه و حج و جهاد
هم گواهی دادنست از اعتقاد 6
علی (ع) می فرمایند:
«صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام ».7
ماه رمضان، روزه
روزه جان از خوشیهای (پست) دنیا سودمندترین روزه ها است .
سرچشمه تمام بیماریهای روانی، شبهات علمی واخورده است و شهوات عملی .
برای مبارزه با این نوع بیماریهای خطرساز و خانمانسوز چه باید کرد؟
آیا با «سلاحهای هسته ای » می توان آن را مهار کرد؟ بطور یقین جواب این سؤال منفی است و اگر تمام سلاحهای گرم و سرد موجود در دنیا را بر سر «شهوات عملی » فرو نشانند، نه تنها شعله آتش آن خاموش نمی شود بلکه آتش آن شعله ورتر خواهد گشت . سرطان پنهانی است که با هیچ دارویی درمان نیابد .
تنها راه معقول مبارزه با آن، «سیر و سلوک علمی و عملی» است و این بدست نمی آید مگر از راه دین خداپسند و آن دین خداپسند، دین اسلام است که دارای شاخ و برگهای بیشماری است .
روزه یکی از شاخ و برگهای دین اسلام است که در درمان بیماریهای روانی بسیار نقش آفرین است، همانطوری که به اعتراف دوست و دشمن، در درمان بیماریهای «تن» نقش بسزایی دارد .
در بخشی از کتاب «روزه روش نوین برای درمان بیماریها» آمده:
«امساک و روزه اختیاری و منظم، آثار مخصوصی در بدن پدید می آورد که بیماریهای غیر قابل علاج از نظر پزشکان را بهبودی می بخشد . همان بیماریهایی که اگر تمام داروها و وسایل پزشکی جهان را در اختیار پزشکان قرار دهید آنها را قابل علاج نمی دانند . » 8
خلاصه:
چرا یک طبیب روسی براساس تجربیات و بدعت، بحث «روزه درمانی » را مطرح کرد و روزه درمانی هم نمود ولی مسلمانان از منابع و مبانی بزرگ اسلامی چنین استفاده هایی را نبردند و از غریبه ها، سبقت نگرفتند؟!
آیا از کلام زیبای حضرت امیر(ع) «روزه درمانی و درمان هر بیماری » بدست نمی آید؟! معنای دقیق و عمیق این حدیث نورانی چه می تواند باشد؟ !
«صوم النفس امساک الحواس الخمس عن سائر المآثم و خلو القلب من جمیع اسباب الشر» یعنی چه؟
آیا با عمل به این حدیث زیبا تمام بیماریهای روانی و فراروانی درمان نمی گردد؟ ! آیا در صورت عمل به اینگونه روایات، جوامع انسانی به مدینه فاضله تبدیل نمی گردد؟!
فلسفه روزه
1 - تقویت اراده و ایمان:
علی (ع) می فرمایند:
«ان افضل ما توسل به المتوسلون الی الله سبحانه الایمان به و برسوله ...»
همانا بهترین چیز که نزدیکی خواهان به خدای سبحان بدان توسل می جوید، ایمان به خدا و پیامبر، و جهاد در راه خداست، که موجب بلندی کلمه مسلمانی است و یکتا دانستن پروردگار که مقتضای فطرت انسانی است; و برپا داشتن نماز که آن ستون دین است، و دادن حق مستمندان - زکات - که واجب شرع مبین است . و روزه ماه رمضان که نگهدارنده از عقاب است - و بازدارنده عذاب9 ایمان به اینکه روزه ماه رمضان نگهدارنده از عقاب است و بازدارنده عذاب خود باعث تقویت ایمان می گردد و موجب امیدواری نسبت به سرنوشت آینده و چنین کاری ایمان و اراده انسان را قوی می کند و سرنوشت و آینده انسان را روشن و از هاله ابهام بدر می آورد .
علی (ع) در جای دیگر می فرمایند:
«علیکم بصیام شهر رمضان فان صیامه جنة حصینة » . 10
بر شما باد به روزه ماه رمضان، زیرا روزه این ماه سپری است، نگهدارنده از آتش جهنم .
2 - خودسازی:
روزه دروازه بزرگ عبادت است . به این معنا که خودسازی و مقاومت در انجام عبادات را از روزه باید شروع نمود . 11
امیرالمؤمنین در این زمینه می فرمایند:
«بندگان خدا؛ پرهیز از نافرمانی خدا، دوستان او را از در افتادن در حرامهای او نگه داشته است، و دل آنان را به ترس وی همراه داشته است; چندانکه شبها بیدارشان می دارد، و روزهای گرم را با تشنگی بر آنان به سر می آرد. آسایش عقبی را با رنج دنیا به دست آورند، و سیرآبی - آنجا - را با تشنگی خوردن - در اینجا - .» 12
این پیام خداوند است که:
«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا » . 13
به دنبال هر سیاهچاله، دو سپید چشمه ای است .
به دنبال هر تشنگی ای، تشریفات و تشویقاتی است و به دنبال هر گرسنگی و خودسازی، سودی .
امیرالمؤمنین(ع) در این زمینه به درمانگاه و درمانگران بزرگی اشاره می کند که هم مجهز به تمام امکانات درمانی هستند و هم مجهز به درمانگران متخصص .
می فرماید: «... خمص البطون من الصیام» 14
مردمی که چشمانشان از گریه تباه، شکمهایشان از روزه لاغر، و به پشت چسبیده، لبهایشان از دعا خشک، و پژمرده گردیده، رنگها زرد از شب زنده داری - بسیار - بر رخسارشان گرد فروتنی پدیدار .
مولوی می گوید:
هست روزه ظاهر، امساک طعام
روزه مـعنـا، تـوجـه دان تمام
ایـن دهـان بستـن دهانی باز شد
که خورنده دانه های راز شد
جــوع مر خاصــان حق را داده اند
تـا شود از جـوع شیر زورمند
به هر تقدیر «روزه درمانی» را بیگانگان از اسلام عزیز و روح آیات و روایات ما گرفته اند، نه اینکه خودشان خلاقیت به خرج داده اند و آن را کشف کرده اند .
سعدی گوید:
اندرون از طعام خالی دار
تا در او نور معرفت بینی
تهی از حکمتی بعلت آن
که پری از طعام تا بینی
حضرت امیر (ع) می فرمایند: «اگر خدا رخصت کبر ورزیدن را به یکی از بندگانش می داد، به یقین منتی را بر پیامبران گزیده و دوستانش می نهاد، لکن خدای سبحان بزرگمنشی را بر آنان ناپسند دید و فروتنی را پسندید. پس پیامبران - از روی فروتنی - گونه های خود را بر زمین چسبانیدند، و چهره های خود را به خاک مالیدند، و برابر مؤمنان فروتنی نمودند و خود مردمانی مستضعف بودند . خدای شان به گرسنگی آزمود و به سختی مبتلایشان فرمود، و با ترس و بیماری امتحانشان کرد و با زیر و زبر کردنشان در سختیها، ایمانشان را پدید آورد.»
حضرت امیر (ع) می فرمایند: «والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق » 15
خداوند روزه را واجب کرد تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد .»
خصال هفتگانه مخصوص روزه داران
اخلاص باید در آزمایشگاه بزرگ رمضان، کاربردی گردد، نه تنها اخلاص بلکه تمام تئوریهای دینی و ارزشی را باید آزمود و در آزمایشگاه بزرگ رمضان و ... ، کاربردی ساخت .
در جای دیگر حضرت امیر (ع) می فرمایند: «و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات، تسکینا لاطرافهم، و تخشیعا لابصارهم ...» .
و روزه گرفتن های دشوار، در روزهایی که واجب است تا اندامشان بیارامد با این کار، و دیده هایشان خاشع شود و جانهاشان خوار . و سبک ساختن دلهای آنان، و بردن خودبینی از ایشان، به فروتنی که در این عبادتهاست: از چهره های شاداب را به تواضع برخاک سودن، و با چسبانیدن اندامهای پاکیزه بر زمین، خردی خویش را نمودن، و رسیدن شکمها به پشت به فروتنی و خواری به خاطر روزه داری .» 16
بیگانگان بی خبر، از روزه در اسلام یا روزه ها و امساک هایی که خود تجویز می کنند را، فقط ضامن سلامی تن و جسم تنها می دانند ولی غافل از این که روزه در اسلام، بر فراروان هم اثر گذار است و بسیاری از بیماریهای روانی، فشارهای عصبی و فشارهای روانی را می توان از طریق روزه درمان کرد. و راز اصلی از روزه در اسلام، دست یافتن به سلامتی جان است، که اگر انسان به سلامتی جان دست نیابد، تمام هستی خویش را باخته است .
ولی موحدان واقعی، شیعیان و انسانهای کامل سلامتی تن را مرتبه نازله روزه می دانند و هدف بلند از روزه، درمان روانها و فراروان است بلکه برد و گستره روزه در اسلام، الی یوم القیامة ادامه دارد .
3 - استکبار زدایی و استکبار ستیزی:
بنیانگذار استکبار، ابلیس رجیم است، برای درمان بیماری استکبار، باید به ستیز با آن برخاست و از راه جهاد اصغر و بدنبال آن جهاد اکبر، با آن به مبارزه پرداخت .
این جنگ الی یوم القیامة ادامه خواهد داشت و پایان ندارد وصلح و سازش در آن صورت نمی گیرد . بقیه در صفحه 36
حضرت امیر (ع) می فرمایند:
«اگر خدا رخصت کبر ورزیدن را به یکی از بندگانش می داد، به یقین منتی را بر پیامبران گزیده و دوستانش می نهاد، لکن خدای سبحان بزرگمنشی را بر آنان ناپسند دید و فروتنی را پسندید. پس پیامبران - از روی فروتنی - گونه های خود را بر زمین چسبانیدند، و چهره های خود را به خاک مالیدند، و برابر مؤمنان فروتنی نمودند و خود مردمانی مستضعف بودند . خدای شان به گرسنگی آزمود و به سختی مبتلایشان فرمود، و با ترس و بیماری امتحانشان کرد و با زیر و زبر کردنشان در سختیها، ایمانشان را پدید آورد.» 17
اهداف همه پیامبران استکبار زدایی و استکبار ستیزی بود از یک طرف و تربیت نیروی انسانی بود از طرف دیگر .
علی(ع) در جای دیگر می فرمایند، یکی از اهداف بزرگ عبادات از جمله روزه، استکبار زدایی است .
می فرمایند: «والتصاق کرائم الجوارث بالارض تصاغرا، و لحوق البطون بالمتون من الصیام تزللا» . 18
و با چسبانیدن اندامهای پاکیزه بر زمین خردی خویش را نمودن، و رسیدن شکمها به پشت به فروتنی به خواری به خاطر روزه داری .
خلاصه:
به هر تقدیر بحث در این زمینه، دامنه گسترده دارد و در این نوشتار به سه هدف و فلسفه بزرگ روزه که همان درمان جسم و جان است اشاره شد که عبارتند از:
1 - تقویت اراده و ایمان .
2 - خودسازی .
3 - استکبار زدایی و استکبار ستیزی .
جهرمی زاده_گروه دین و اندیشه تبیان
منبع: پاسدار اسلام ، شماره 228 ، حجة الاسلام اصغر بابایی
ماه رمضان
شهر التمحیص (ماه پاك شدن)
امام زین العابدین (ع) در دعای استقبال و ورود به ماه رمضان در صحیفه سجادیه این ماه را شهر التمحیص نامیده اند. راغب اصفهانی می نویسد: "محص" به معنای تخلیص و رهایی شئ از عیب است. تمحیص به معنای تزكیه و تطهیر است. ماه رمضان ماه تصفیه بر نفس و پاك كردن و برطرف نمودن عیوب و دور كردن خود از گناهان است. ماه صاف كردن قلب و دل از پلیدی هاست. ماه شستن عداوتها و كینه ها و عقده ها و حسدها و سایر رذایل اخلاقی است. ماه تخلیص خویشتن از شر گناهان و نجات یافتن و حركت در مسیر فلاح و رستگاری و سعادت است. ماه پاكسازی قلب و روح و ماه خودسازی است.
باز امام سجاد(ع) در دعای وداع با ماه رمضان می فرمایند: درود بر تو ای همسایه ای كه دلها (بر اثر عبادت و بندگی) در آن نرم و فروتن گردید و گناهان (بر اثر آمرزش و عفو خدای متعال) در آن كم شد.
درود بر تو! چه بسیار گناهان را محو كردی و چه بسیار عیبها و زشتی ها را پوشاندی.
شهرالمغفره (ماه بخشایش)
پیامبر گرامی(ص) در فضیلت ماه رمضان فرموده اند: شهر رمضان شهر الله عز و جل و هو شهر المغفره ماه رمضان، ماه خدا و ماه مغفرت است.1
عبدالرحمان بن بشیر از قول امام علی بن الحسین زین العابدین (ع) نقل می كند كه آن حضرت در ارتباط با ماه رمضان فرمودند: هذا شهر المغفره ماه رمضان ماه مغفرت است.2
غفران و مغفرت این است كه انسان از عذاب و عقاب مصونیت پیدا كند، خدای متعال از تقصیرات او درگذرد، گناه او را بیامرزد و استغفار، تقاضای این وضعیت است از پروردگار با گفتار و كردار.
امام صادق(ع) از قول پدران خویش از قول حضرت علی(ع) نقل می كند كه ایشان فرمودند: در ماه رمضان زیاد استغفار و دعا كنید كه دعا، بلا را از شما دفع می كند و استغفار، گناهانتان را محو می كند. 3
پیامبر گرامی اسلام فرموده اند خدای متعال در سراسر ماه رمضان می گوید: آیا استغفار كننده ای هست تا گناه او آمرزیده شود و به مغفرت برسد؟ همچنین در جای دیگر فرموده اند: فرشتگان الهی روز و شب برای روزه داران در ماه رمضان طلب آمرزش می كنند. 4
امام صادق(ع) از قول پدران خویش از پیامبر گرامی نقل می كند كه فرمودند: كسی كه ماه رمضان روزه بگیرد، شهوت خود را حفظ كند، زبان خود را نگه دارد و از اذیت كردن مردم خودداری كند، خداوند همه گناهان او را می بخشد. 5
رسول خدا در خطبه شعبانیه می فرمایند: بدبخت كسی است كه از غفران الهی در این ماه بزرگ محروم بماند.
در روایت دیگری پیامبر گرامی فرموده اند: كسی كه در ماه رمضان آمرزیده نشود در كدام ماه آمرزیده می شود؟ 6
هشام بن حكم می گوید: امام صادق(ع) فرمودند: كسی كه در ماه رمضان آمرزیده نشود تا ماه رمضان آینده آمرزیده نمی شود مگر در عرفات در مراسم حج حاضر شود. 7
امام سجاد(ع) در دعای وداع با ماه رمضان می فرمایند: درود بر تو ای همسایه ای كه دلها (بر اثر عبادت و بندگی) در آن نرم و فروتن گردید و گناهان (بر اثر آمرزش و عفو خدای متعال) در آن كم شد
شهر العتق (ماه رهایی از آتش)
رمضان
رسول خدا در اهمیت ماه رمضان فرمودند: شهر رمضان شهر الله عز و جل و و هو شهر العتق من النار ماه رمضان ماه خدا و ماه آزادی از آتش است8 امام زین العابدین(ع) نیز در دعایی كه در ماه رمضان هر روز می خواندند این ماه را شهر العتق من النار نامیده اند.9
پیامبر گرامی در ارتباط با فلسفه نامگذاری ماه رمضان به ماه آزادی از آتش می فرمایند: ماه رمضان را شهر العتق نامیده اند چون در هر شب و روز این ماه ششصد بنده از آتش آزاد می شود و در آخر آن هم مثل آنچه در گذشته آزاد شده آزاد می شود.10
و در كلام دیگر می فرمایند: كسی كه در ماه رمضان روزه بگیرد و شهوت و زبان خویش را حفظ كند و از اذیت و آزار دیگران خودداری كند خداوند متعال او را از آتش جهنم نجات می دهد و آزاد می كند.11
امام محمد باقر(ع) نیز می فرمایند هنگامی كه حضرت موسی بن عمران (ع) با خدای متعال سخن گفت پرسید: خدایا پاداش كسی كه در روشنایی روز به خاطر رضایت تو روزه بگیرد چیست؟ خدای متعال به او وحی كرد: ای موسی بهشت من و امان از ترس روز قیامت و آزادی از آتش جهنم، پاداش اوست.12
شهر الانابه (ماه بازگشت به سوی خدا)
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله ص در توصیف ماه رمضان می فرماید: هو شهر الانابه ماه رمضان ماه انابه است. 13
امام علی بن الحسین زین العابدین(ع) نیز چنین فرموده اند: هذا شهر الانابه این ماه، ماه انابه است.14
راغب اصفهانی در مفردات خود در توضیح این كلمه می نویسد: النوب رجوع الشی مره بعد اخری و الانابه الی الله تعالی الرجوع الیه بالتوبه و اخلاص العمل. توبه بازگشتن به سوی چیزی است مرتبه ای بعد از مرتبه دیگر و انابه به سوی خداوند بازگشتن به سوی اوست با توبه و اخلاص عمل.
امام خمینی(ره) در ارتباط با تفاوت توبه و انابه در چهل حدیث این گونه نوشته اند: حقیقت توبه رجوع از احكام و تبعات طبیعت است به سوی احكام روحانیت و فطرت. چنانكه حقیقت انابه رجوع از فطرت و روحانیت است به سوی خداوند و سفر كردن و مهاجرت نمودن از بیت نفس است به سوی سر منزل مقصود. پس منزل توبه مقدم بر منزل انابه است.
امام سجاد (ع) در دعای هر روز ماه رمضان از خدای متعال چنین می خواسته
اند: اللهم ارزقنی فیه الانابه بار خدایا در این ماه انابه را نصیب و روزی
من بگردان.
پیامبر گرامی در ارتباط با فلسفه نامگذاری ماه رمضان به ماه آزادی از آتش
می فرمایند: ماه رمضان را شهر العتق نامیده اند چون در هر شب و روز این ماه
ششصد بنده از آتش آزاد می شود ودر آخر آن هم مثل آنچه در گذشته آزاد شده
آزاد می شود
شهر الطهور (ماه طهارت و پاكیزگی)
امام چهارم حضرت علی بن الحسین (ع) در صحیفه سجادیه در دعای خویش هنگام رسیدن ماه رمضان، این ماه را شهر الطهور نامیده اند، راغب اصفهانی در توضیح این كلمه در مفردات می نویسد: طهارت دو قسم است طهارت جسم و طهارت روح و كلمه طهور بر وزن فعول در لغت یا مصدر است همچون وضوء و وقود و یا اسم است: اما غیر مصدر همچون فطور كه اسم است برای آنچه با آن افطار می شود و یا صفت است همچون رسول و طهور آنگونه كه اصحاب شافعی گفته اند از نظر لفظ به معنای مطهر نیست زیرا فعول از افعل و فعل بنا نمی شود فقط از فعل بنا می شود ولی طاهر دو قسم است یكی آنكه طهارت از خودش تجاوز نمی كند. مثل طهارت لباس كه طاهر غیر مطهر است و دیگری طهارتی است كه طهارت از خودش تعدی می كند و خدای متعال به همین اساس آب را طهور نامیده است كه پاك و پاك كننده است.
ماه رمضان ماه پاك شدن و ماه پاكیزگی است. به تعبیری هم خود ماه پاك است و هم طهارت از آن به انسانها سرایت می كند و آنها را پاك می كند. در این ماه فصل نوینی از طهارت به روی انسان گشوده می شود.
امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع) می فرماید: هنگامی كه هلال ماه رمضان را دیدی بگو: اللهم انی اسئلك خیر هذا الشهر و طهوره. بار خدایا خیر و خوبی این ماه و پاكی آن را از تو درخواست می كنم. 15
امام سجاد در صحیفه، در دعای وداع با این ماه می فرماید: درود بر تو برای آنكه با بركات و نیكی ها بر ما وارد شدی و پلیدی گناهان را از ما شستی.
شهر البركه (ماه بركت)
رمضان
پیامبر گرامی(ص) در توصیف ماه رمضان چنین فرموده اند: شهر رمضان شهر الله عز و جل و هو شهر البركه ماه رمضان ماه خدا و ماه بركت است. 16 صاحب مفردات می گوید:
بركت، ثبوت خیر و خوبی الهی در شئ است و مبارك آن چیزی است كه در او خیر است.
ماه رمضان منشاء و مبداء و مركز و محور خیر و بركت است و در روایات متعددی ماه مبارك نامیده شده است.
سلمان فارسی (رض) می گوید: پیامبر گرامی(ص) در آخرین روز ماه شعبان فرمودند: ای مردم! ماه رمضان، ماه مبارك شما را فرا گرفت.17
در جای دیگر فرموده اند: این ماه رمضان ماه مباركی است، روزه در آن را خداوند واجب گردانید، درهای بهشت در این ماه باز و دستهای شیاطین بسته است. 18
امام صادق(ع) می فرماید: هنگامی كه ماه رمضان می رسید پیامبر گرامی(ص) می فرمودند: بار خدایا در ماه رمضان برای ما بركت بده و ما را به روزه و نماز آن یاری نما و كارهای ما را در این ماه قبول فرما.
حارث نضری می گوید: امام صادق(ع) در آخر ماه شعبان فرمودند: ماه مباركی كه قرآن در آن نازل شده فرا رسید.19
ابی محمد هارون بن موسی تلعكبری نقل می كند امام صادق(ع) فرمودند: با فرا رسیدن ماه رمضان بگو بار خدایا ماه مبارك رمضان ماه نزول قرآن فرا رسید از تو می خواهم كه مرا در این ماه بیامرزی و به من رحم كنی و من را از آتش جهنم نجات بدهی .20
خداوند ما را از بهره مندان این ماه پر خیر و فضیلت قرار دهد. آمین
تفسیر سوره حمد
قیصر، پادشاه روم به یكی از خلفای بنی عباس نوشت، ما در انجیل دیدهایم، هر كس سورهای را بخواند كه خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش جهنّم حرام میكند و آن هفت حرف عبارتست از «ثاء»، «جیم»، «خاء»، «زاء»، «شین»، «ظاء» و «فاء». ما، در تورات و انجیل آن سوره را نیافتهایم، آیا در كتب خود چنین سورهای را دارید؟ و اگر جواب مثبت است مراد از این حروف هفتگانه چیست؟
خلیفه عباسی، علماء و دانشمندان را جمع كرد و سؤال را مطرح نمود. لكن هیچ یك نتوانستند جواب سؤال را بدهند؛ به ناچار سؤال را از حضرت علی بن محمد بن الرضا ـ علیهمالسلام ـ پرسید.
حضرت هادی ـ علیهالسلام ـ فرمود: «آن سورهای كه آنها در جستجوی آن هستند و در كتب آسمانی سابق نیافتند، در قرآن مجید موجود است و آن سوره، «سوره حمد» است كه هیچ یك از این حروف هفتگانه در آن نمیتوان یافت.»
پرسیدند: «حكمت آن چیست؟ و این حروف علامت چیست؟»
حضرت فرمودند: «ث» اشاره به «ثبور» دارد؛ مراد از «ج» «جحیم»است؟ مقصود از «خ» «خبیث» است و «ز» اشاره به «زقّوم» دارد و «ش» «شقاوت» است و مراد از «ظ» ظلمت است و «ف» اشاره به «فرقت» دارد.»
این پاسخ را برای قیصر روم فرستادند؛ چون جواب به پادشاه رسید بسیار مشعوف شد و دانست كه دین حق همان اسلام است و لذا بلافاصله به اسلام گروید.
برگرفته از پایگاه: اندیشه قم
قرآن حکیم
ماه رمضان، بهار قرآن است. این بدان معنا نیست که تنها قرآن چون در این ماه نازل شده است مورد تکریم و احترام قرار گیرد و چندین ختم قرآن داشته باشیم؛ بلکه بدان معناست که در مدرسه رمضان، هر کسی می بایست خود را بسازد و آموزش و پرورش ببیند.
خداوند دو دوره آموزشی یکی در طول عمر آدمی و دیگری در هر سال زندگی برگزار می کند. شرایط ورود به این دوره های کوتاه مدت متفاوت است. در یکی که خصوصی و شخصی تر و هر ساله برگزار می شود، جز شرط بلوغ و توانایی جسمی، هیچ شرط دیگری مطرح نمی باشد.
در دومی شرایط کمی سخت تر است و مسئله استطاعت از جهات مختلف مطرح است و جنبه آموزشی آن فراگیرتر و مباحث آن اجتماعی تر می باشد.
نخستین دوره آموزشی کوتاه مدت در هر ماه رمضان برگزار می شود و دوره دیگر در مراسم و کنگره جهانی حج برقرار می گردد. هدف در هر دو دوره، مسئله تقوای الهی به دو شکل فردی و اجتماعی است. آنچه در پی می آید بایسته های قرآنی ماه رمضان و ضرورت توجه به مفاهیم قرآن در این ماه است که با هم آن را از نظر می گذرانیم.
مهجوریت زدایی از قرآن
ماه رمضان که آن را بهار قرآن نام نهاده اند از آن به ربیع القرآن یاد می کنند، ماه مهجوریت زدایی از قرآن می باشد. شخص می بایست در این دوره کوتاه مدت آموزشی و پرورشی شرایط را به گونه ای فراهم آورد تا از همه برنامه های آن سربلند و موفق بیرون آید.
اگر کسی بخواهد قوانین راهنمایی و رانندگی را به عنوان نمونه از مهجوریت به در آورد، می بایست آن را به درستی بیاموزد و در رانندگی خویش به کار گیرد.
هر کسی که بخواهد گواهی نامه راهنمایی و رانندگی را در اختیار داشته
باشد، می بایست نخست در کلاس های آموزشی کوتاه مدتی که از سوی نهادهای خاص
برگزار می شود شرکت کرده و آن را به درستی بیاموزد و امتحان دهد. هرگاه از
آزمون آن سربلند بیرون آمد، در همان دوره کوتاه مدت می بایست در کلاس های
عملی رانندگی شرکت کند و با بهره گیری از قوانین آموخته، رانندگی کند و
نشان دهد که تا چه اندازه می تواند راننده خوبی باشد. پس از برگزاری آزمون و
موفقیت در این دوره است که گواهی نامه رانندگی به وی داده می شود.
لازم است که هر دانش آموز و کارآموز رمضانی در ماه رمضان بیاموزد که چه
مقررات و قوانین انسان سازی در آیات قرآنی موجود است و در عمل، آن را تحت
شرایط ویژه رمضانی به کار گیرد و سپس در جاده های پر خطر ماه های دیگر سال
نشان دهد که در ماه رمضان چه آموخته است.
هر مومنی، نیز در این کلاس های رمضانی نشان می دهد که تا چه اندازه از
تقوای الهی و فطری برخوردار می باشد و با تمرین علمی و عملی و آموزش و
پرورش مستقیمی که در ضیافت الهی برگزار می شود و بسیاری از شرایط ویژه برای
هر روزه داری فراهم می آید، به دلیل آنکه دست های شیطان و پاهای یاران و
یاوران وی در بند می شود. می تواند همانند یک کارآموز در کلاس های
راهنمایی از تابلوهای خاص و امکانات و جاده ها و راه های ویژه بهره گیرد.
قرآن
در این دوره است که زمینه رشد و تعالی آموزشی و پرورشی برای هر کسی فراهم می آید و می تواند پس از گذراندن آزمون به عنوان مومن وارد جامعه ایمانی و قرآنی و امت اسلامی شود.
هر انسان رمضانی می بایست پس از پایان یک ماه رمضانی و گرفتن گواهی نامه <لعلکم تتقون> ، وارد جرگه امت شود. این بدان معناست که از این پس آن چه در دوره کوتاه مدت به شکل علمی و عملی آموخته است می بایست در سرتاسر زندگی خویش مراعات کند.
هرگاه راننده ای از عمل به قوانین و انجام آن خودداری کند، برای خود و دیگران خطرساز می شود، هم چنین هر کسی که در دوره رمضانی، آنچه را آموخته در پس از آن عمل نکند، برای خود و امت اسلامی خطرساز خواهد بود.
مهجوریت زدایی از قرآن عمل به قرآن و مفاهیم و آموزه های آن می باشد. اگر قرآن در زمانی که بسیاری از مردمانش حافظ قرآن بوده اند، سخن از مهجوریت قرآن می کند، به این معناست که قرآن در زندگی و رفتار مردم راه نیافته بود. دانستن و در حافظه داشتن مقررات و قوانین رانندگی بی آن که آن را در عمل مراعات کنند، به معنای مهجوریت قوانین و مقررات رانندگی است، هم چنین بی توجهی به مفاهیم و آموزه های قرآن در زندگی به معنای مهجوریت قرآن می باشد.
از این رو لازم است که هر دانش آموز و کارآموز رمضانی در ماه رمضان بیاموزد که چه مقررات و قوانین انسان سازی در آیات قرآنی موجود است و در عمل، آن را تحت شرایط ویژه رمضانی به کار گیرد و سپس در جاده های پر خطر ماه های دیگر سال نشان دهد که در ماه رمضان چه آموخته است.
مفاهیم زندگی
قرآن، کتاب راهنمای زندگی است و مفاهیم و آموزه های آن نیز این گونه می
باشند. مشکل جامعه ما این است که تنها قرآن و آموزه های آن را یاد می گیریم
و در عمل آن را به کار نمی بندیم. بسیاری از مفاهیم قرآنی را نمی شناسیم و
حتی در فرصت رمضانی به خود اجازه نمی دهیم تا وقت بیش تری برای آن بگذاریم
و آن ها را بیاموزیم و در زندگی خویش به کار بندیم و مشکلات گوناگون مادی
و معنوی و نیز دنیوی و اخروی خود را بدان حل و فصل کنیم.
هر فردی در کلاس آموزش رمضان می بایست در کنار آموزش و پرورش و تهذیب نفس
بیاموزد که انسان چگونه می تواند به آرامش و آسایش دست یابد و مشکلات فردی
و روحی خویش را حل و فصل کند.
اگر قرآن کتاب درمان و شفای انسان است و اگر کتاب راهنمای زندگی به سوی
سعادت و خوشبختی است، چرا به آن به دیده یک کتاب مفید و سازنده نمی نگریم و
از آن به درستی درس زندگی نمی آموزیم؟
بایسته های رمضانی قرآن
اگر چه دانشمندان و اندیشمندان جامعه ما به عنوان نخبگان، مسئول این معنا هستند که مفاهیم قرآنی را استخراج و به شکل ساده در اختیار گروه های مختلف سنی و علمی جامعه بگذارند و با عینی و ملموس سازی آن در جامعه، مشکلات و گرفتاری های شخصی و اجتماعی مردم را حل و فصل کنند، ولی هر یک از رمضانی ها نیز مکلف و موظف هستند تا هر آن چه را می دانند عمل کنند و هر مفهوم آشنای قرآنی را در زندگی روزمره خویش به کار بندند.
وظایف ملت و دولت
تحت این عنوان "بایسته های رمضانی" بسیار می توان نوشت، ولی آن چه منظور این نوشتار می باشد، بایسته هایی است که لازم است هر رمضانی برای زندگی قرآنی خویش آن را مورد توجه قرار دهد. البته این بایسته در دو بخش می تواند دسته بندی شود؛ زیرا برخی از آنها از امور فردی و در حوزه مسایل شخصی است و برخی دیگر در حوزه اجتماعی می باشد که مسئول اصلی آن نظام و دولت اسلامی است.
هر فردی در کلاس آموزش رمضان می بایست در کنار آموزش و پرورش و تهذیب نفس بیاموزد که انسان چگونه می تواند به آرامش و آسایش دست یابد و مشکلات فردی و روحی خویش را حل و فصل کند.
دولت مردان نیز می بایست بیاموزند که چگونه می توانند شرایط را برای تعالی و تکامل جامعه فراهم آورند و مشکلات کلیدی و اساسی جامعه را با برنامه ها و آموزه های قرآنی حل نمایند.
به نظر می رسد که راه رمضانی شدن و بهره گیری درست از شرایط ویژه و اختصاصی این ماه بزرگ قرآنی آن است که مفاهیم قرآنی را بشناسیم و در توسعه همه جانبه آن مشارکت کنیم و آن را در عمل به کار گیریم و خود را براساس آن تربیت کنیم تا پس از قبولی در ماه رمضان، در طول سال از آن بهره گیریم و کم تر چه کنیم چه کنیم؟ داشته باشیم.
نوشته ی فریده شفیعی ثانی - کارشناس ارشد الهیات و معارف اسلامی
شانس
سه کلمه بخت ، شانس و اتفاق از کلمات متداول در زندگى انسانهاست ، و حتى
گاهى در سخنان و نوشته هاى بزرگان و اندیشمندان نیز مشاهده مى شود. باید
دانست که هیچ معلولى در نظام هستى بدون علت رخ نمى دهد. منتهى آگاهى انسان
به علت آن پى مى برد و گاهى علت آن را درک نمى کند. اکثر انسان ها وقتى علت
چیزى را درک نکردند فورا آن را به بخت و شانس و اتفاق نسبت مى دهند. اگر
انسان این مسأله را بخوبى فهمید، آن گاه سه کلمه بخت، شانس و اتفاق براى او
حل خواهد شد.
سرچشمه پیدایش عقیده به شانس چند چیز است :
1- جهل بشر نسبت به ریشه حوادث و رویدادهاى طبیعى.
2- فرار از زیر بار مسئولیت ، و سرپوش گذاشتن روى نقاط ضعف ، و تبرئه کردن خود در برابر احساس شرمندگى و گناهکارى در پیشگاه وجدان .
انسان هرگز میل ندارد خود را کوچک و حقیر بداند و یا دیگران او را چنین فرض کنند؛ بلکه مى گوید: هر نوع توانایى در من وجود دارد اما فقط شانس و اقبال من بد است .
اما یک انسان اندیشمند و دانا بعد از وقوع حوادثى که علتى براى آنها نمى یابد؛ آنها را بدون علت تصور نمى کند و یا این که آن را به بخت، شانس و اتفاق مربوط نمى سازد. بلکه به ریشه یابی می پردازد و نقایص را برطرف می کند.
و متأسفانه این افکار غلط دامنگیر افراد بسیار مى باشد و چون علتى را نمى یابد، اینگونه برداشت مى کنند. و با آن کلمات به انکار قانون کلى علت و معلول مى پردازند.1
تحقیقات جدید نشان مى دهد که افراد، خوش شانس متولد نمى شوند بلکه خود در مسیر زندگى با تلاش و کوشش اقبالشان را به سوى خوبى سوق مى دهند.
به گزارش سایت اینترنتى "آناتوا" محققان دانشگاه "هارتفورد شایر" در یک مطالعه ده ساله به منظور یافتن عامل خوش اقبالى ؛ به بررسى زندگى 400 نفر از افراد خوش اقبال و بد اقبال پرداختند.
به گفته دکتر "ریچارد وایزمن " از اساتید این دانشگاه افراد خوش اقبال در زندگى خود از چهار اصل استفاده مى کنند.
1- افزایش تعداد فرصتهایى که در زندگى براى انسان پیش مى آید.
این افراد در زندگى خویش همواره از موقعیتهاى جدید استقبال مى کنند و علاوه بر ایجاد موقعیتهاى جدید، متوجه فرصت هاى جدیدى هستند که به سوى آنها روى آوردند.
2- با تکیه بر الهامات درونى و حدسیات خود، تصمیمات موثرى مى گیرند و سعى مى کنند تا در هنگام تصمیم گیرى در یک موضوع ؛ ذهن خود را از موضوع هاى دیگر پاک کنند.
تحقیقات جدید نشان مى دهد که افراد، خوش شانس متولد نمى شوند بلکه خود در مسیر زندگى با تلاش و کوشش اقبالشان را به سوى خوبى سوق مى دهند.
3- همواره در زندگى خود انتظار خوش اقبالى دارند و این انتظار به آنها کمک مى کند در هنگام مواجهه با شکست ها و مشکلات پافشارى بیشترى کنند تا در روابط خود با دیگران موفق شوند.
4- این افراد اقبال بد را به خوش اقبالى تبدیل مى کنند.
آنها با استفاده از روش هاى مختلف روانشناسى بر موقعیت هاى نامناسب زندگى خود چیره مى شوند و آنها را به میل خود تغییر مى دهند.2
اگر بخواهیم از منظر دین و قرآن به اموری که بخت و شانس نام گرفته اند نظر کنیم میبینیم که اینها چیزی نیستند جز اراده خدا که آن هم به سبب و علتی خاص جاری میشود و نظم یک سره عالم فاقد حادثه ای بی علت است بدون علت فقط خداست و بس.
امداهاى الهى
از آیات قرآن چنین بر مى آید که سنت الهى بر یارى کردن کسانى است که
خالصانه در راه خداوند تلاش مى کنند این آیات را مى توان به پنج دسته تقسیم
نمود.
امداد الهی
دسته اول آیاتى است که وعده قطعى به نصرت مى دهند مانند آیه:« إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ»3 ؛ ما به طور مسلم رسولان خود و کسانى را که ایمان آورده اند در زندگى دنیا و روزى که گواهان به پا مى خیزند یارى مى دهیم .
دسته دوم آیاتى است که کد مى دهد و مواردى که خداوند امداد نموده یادآورى مى نماید مانند آیه
«لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِی مَوَاطِنَ كَثِیرَةٍ وَیَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَیْئًا وَضَاقَتْ عَلَیْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُم مُّدْبِرِینَ...» 4 ؛ خداوند شما را در میدان هاى زیادى یارى کرد (و بر دشمن پیروز شدید و در روز حنین (نیز یارى نمود) در آن هنگام که فزونى جمعیتشان شما را به اعجاب آورده بود، ولى هیچ مشکلى را براى شما حل نکرد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شد سپس پشت (به دشمن) کرده فرار نمودید. سپس خداوند "سکینه" خود را بر رسولش و بر مؤمنان نازل کرد و لشکرهایى فرستاد که شما نمى دیدید و کافران را مجازات کرد.
نصر و یارى خداوند را در هر زمانى مى توان دید. مانند - سقوط رژیم ستم شاهى - و پیروزى امام خمینى قدس سره ، سقوط دولت شوروى و شکست مارکسیسم، شکست آمریکا و اسرائیل در لبنان، شکست شوروى در افغانستان، شکست ذلت بار رژیم خودکامه صدام حسین در عراق، داستان هواپیماهاى آمریکایى در طبس .
دسته سوم آیاتى است که فایده امداد و نصر الهى را بیان مى کند.
«إِن یَنصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَ إِن یَخْذُلْكُمْ
فَمَن ذَا الَّذِی یَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَ عَلَى اللّهِ
فَلْیَتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُونَ»5 ؛ اگر خداوند شما را یارى کند هیچ کس بر
شما پیروز نخواهد شد و اگر دست از یارى بردارد کیست که بعد از او شما را
یارى کند و مومنان تنها بر خداوند باید توکل کنند.
کار خدا فراهم آوردن زمینه هاى رحمت است . او انسان را آفرید و به او عقل
داد و انواع مواهب را در اختیارش گذارد و این خود انسان ها هستند که باید
تصمیم بگیرند و قابلیت بهرمندى از رحمت بى پایان خداوند را در خود ایجاد
کنند.
آیه فوق افراد با ایمان را ترغیب مى کند که علاوه بر تهیه همه گونه وسایل ظاهرى به قدرت شکست ناپذیر خدا تکیه کنند.
فرعون براى نابودى حضرت موسى همه گونه برنامه ریزى کرده بود وى به مقصود
خود نرسید و خداوند حضرت موسى را در خانه فرعون حفظ نمود - نمرود برنامه
وسیعى را تدارک دیده بود براى از بین بردن حضرت ابراهیم ولى خداوند او را
حفظ نمود.
بارش رحمت الهی
دسته چهارم آیاتى است که حمایت و نصر الهى را مشروط مى کند به یارى رساندن مومنان و حمایت کردن از ارزشهاى الهى مى داند و مى فرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْكُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ »6 اى کسانى که ایمان آوردید اگر خدا را یارى کنید شما را یارى مى کند و گام هایتان را استوار مى دارد.
طبیعى است که نصر و یارى خداوند از مومنان بى حساب و کتاب نیست . روى شایستگى ها و لیاقت ها صورت مى گیرد آنها که فرمان خدا را زیر پا مى گذارند و از فراهم ساختن نیروهاى مادى و معنوى غفلت مى کنند هرگز مشمول یارى خداوند خداوند نخواهند شد.
دسته پنجم آیاتى است که به نوع امدادهاى الهى اشاره نموده است مانند آیات زیر:
1- نزول فرشتگان براى ایجاد آرامش مومنان7 2- افکندن رعب و وحشت در دل هاى مشرکان 8
3- نزول باران 9
رحمت الهى
یکى از سنت هاى الهى در دنیا فضل و رحمت به همگان است قرآن مى فرماید:
«وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكَـاةَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ» 10 ؛ و رحمتم همه چیز را فرا گرفته و آن را براى آنها که پرهیزکارند و زکات را مى پردازند و آنها که به آیات ما ایمان مى آورند مقرر خواهم داشت .
شکى نیست که کار خدا فراهم آوردن زمینه هاى رحمت است . او انسان را آفرید و به او عقل داد و انواع مواهب را در اختیارش گذارد و این خود انسان ها هستند که باید تصمیم بگیرند و قابلیت بهرمندى از رحمت بى پایان خداوند را در خود ایجاد کنند و شرائطى همچون تقوا و دادن زکاه و ایمان به مقدسات و... در خود فراهم نمایند چنین نیست که دریافت رحمت هاى ویژه الهى بدون هیچگونه رنج و زحمتى باشد. و عوامل شانس و بخت و اقبال اساسی در دایره سراسر نظم الهی ندارد . باید همواره بر خدا توکل کرد و با تکیه بر قدرت بی پایان او به آینده ای روشن اندیشید که به یقین موفقیت واقعی و خوش اقبالی واقعی به دست اوست.
با سلام! آیا آیه ای در قرآن برای درخواست ازدواج از حق
تعالی وجود دارد که گره گشای بخت برای دختران باشد؟(البنه به جز آیه 74
سوره فرقان )
پاسخ : با عرض سلام
سحر و جادو و بستن بخت از امورى است كه واقعیت دارد البته یادگیرى و یاد
دادن آن حرام است. شایان ذكر است: گرچه سحر و جادو واقعیت دارد ولى نیامدن
خواستگار براى دختر اصلا دلیل بسته شدن بخت نمى باشد و غالب آنچه امروزه در
میان مردم در این باره شایع است بىاساس مىباشد و اكثر كسانى كه به این
امور مىپردازند كلاه بردارانى هستند كه از این طریق قصد اخاذى و پر كردن
جیب خود را دارند. ولى اگر بر فرض موردى پیدا شد كه سحرى در كار بود
راههایى براى بطلان آن وجود دارد:
1- استعاذه به خداوند و خواندن سورههاى فلق و ناس.
2- خواندن و نوشتن آیات 75 تا 82 سوره یونس.
3- دعا و تضرع به درگاه خداوند.
4- درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند.
موفق باشید...تبیان
اولین زنی که نماز خواند
68 سال قبل از هجرت در خانوادهاى از قبیله هاشم در خانواده ای که یکی از ثروتمندان قریش بودند، دختری به دنیا آمد که او را خدیجه نامیدند. خانواده ی خدیجه از نظر شرافت خانوادگى و نسبتهاى خویشاوندى ، یکی از بزرگترین قبیلههاى عرب بود . این خاندان در همه حجاز (عربستان) نفوذ داشت . که این بزرگى و نجابت و شرافت از رفتار و گفتار خدیجه مشخص بود . پدرش خویلدبن اسد قریشى و مادرش فاطمه دختر زائد بن اصم نام داشتند.
خدیجه در بین اقوام خود کم نظیر، و به حسن اخلاق و سخاوت معروف بود. حتى قبل از اسلام وى را «طاهره» و «مبارکه» و «سیده زنان» مىخواندند. ایشان از بزرگترین بانوان اسلام به شمار مىرود . و اولین زنىبود که اسلام آورد. همانطور که علىبن ابىطالب (علیه السلام ) اولین مردى بود که اسلام آورد . اولین زنى که نماز خواند ، خدیجه بود. او انسانى روشن بین و دور اندیش بود . با گذشت ، علاقهمند بهمعنویات ، متین و با وقار ، معتقد به حق و حقیقت. همین شرافت براى او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت .
جالب این است او از کسانى بود که انتظار ظهور پیامبر اکرم (ص) مىکشید و همیشه به دنبال نشانههاىنبوت مىگشت .
چه مىتوان گفت در شان کسى که مایه آرامش خاطر رسول خدا (ص) بود ؟ ! حضرت محمد (ص) هر وقت از بدی های قریش و اذیتهاى ایشان آزرده خاطر مىشدند ، به دیدن خدیجه می رفتند و از دیدن ایشان شاد می شدند.
خدیجه کبری در پیشگاه خداوند چنان مقام والایى داشت که پروردگار بارها
براو درود و سلام فرستاد . طبق روایتى از حضرت امام محمد باقر (ص) : پیامبر
اکرم (ص) هنگام باز گشت از معراج ، به جبرئیلفرمود : آیا حاجتى دارى ؟
جبرئیل عرض کرد : خواستهام این است که از طرف خدا و من به خدیجه سلام
برسانى.
اولین زنی که نماز خواند
خدیجه سه سال قبل از هجرت به علت بیماری در سن 65 سالگى در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد . پیغمبر خدا (ص) شخصاً خدیجه را غسل داد و با پارچهاى که جبرئیل از طرف خداوند عزوجل براى خدیجه آورده بود ، کفن کرد . رسول خدا (ص) شخصاً درون قبر رفت و خدیجه را در خاک نهاد. او ازدوری خدیجه اشک مىریخت ، دعا مىکرد و برایش آمرزش مىطلبید. آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در «حجون» واقع است .
رحلت حضرت خدیجه کبری براى پیغمبر(صلی الله و علیه و آله) و دین مبین اسلام مصیبتى بزرگ بود .
بر اساس فتواي وهابيون:
«فخرالدين زيلعى حنفى» فتوايى را با استفاده و استناد به آيه اى از قرآن
کريم از «قاسم بن إبراهيم» نقل مى کند که بر اساس آن هر مردى مى تواند
تعداد "نه" همسر در آن واحد داشته باشد.
در لابلاى کتب حديثى و فقهى اهل سنت، روايات و فتواهايى تعجب برانگیز زیادی
ديده مى شود که پرسش های زیادی را در ذهن خواننده ايجاد مى کند. البته
بسیار از این احادیث و فتواها با نص صریح آیات قرآن کریم نیز در تعارض است.
به گزارش شیعه آنلاین «فخرالدين زيلعى حنفى» فتوايى را با استفاده و استناد به آيه اى از قرآن کريم از «قاسم بن إبراهيم» نقل مى کند که بر اساس آن هر مردى مى تواند تعداد "نه" همسر در آن واحد داشته باشد.
وى در این باره مى گويد: خداوند ازدواج با دو زن را با عبارت «مثنى» جايز دانسته است، و در ادامه اين عبارت را «ثلاث و رباع» با واو عطف که به معناى جمع است ذکر فرموده است، پس در اين صورت مجموع زنانى که براى انسان جايز است نه زن مى شود.
«فخرالدين زيلعى حنفى» در ادامه مى افزاد: «نخعى» و «إبن أبي ليلى» نيز چنين فتوايى را صادر کرده اند.
از اين مهمتر سخن کسانى است که حد و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند «شوکانى» به نقل از «ظاهرية»، و «ابن صباغ» و «عمرانى» و «قاسميه» از فرق زيديه و «نظام الدين أعرج»، او در تفسير آيه: "فانکحوا ما طاب لکم من النساء" مى گويد: گروهى از اين آيه اين گونه استفاده کرده اند که در تعداد همسر هيچ محدوديتى وجود ندارد زيرا آيه "اطلاق" دارد و خداوند عدد خاصى را بيان نفرموده است.
در همین حال «ابن حزم» در سخنى افتراء آميز شیعیان را متهم مى کند که آنان داشتن "نه" همسر را در آن واحد جايز مى دانند، ولى منبع و مرجع اين سخن را ذکر نکرده است.
متن جلسه هفتم اخلاق آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی در شب های ماه مبارک رمضان
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ
الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی
مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی
اَعدائِهِم اَجمَعين.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِي
إِذَا نَادَيْتُكَ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ أَقْبِلْ
عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ
يَدَيْكَ»
خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و صدایم را بشنو، هنگامی که تو را صدا
میزنم؛ به دعایم گوش فرا ده، آنهنگام که تو را میخوانم و رو به من فرما،
در آنزمان که با تو نجوا میکنم. همانا من به سوی تو فرار کردهام و در
مقابل تو ایستادهام.
مروري بر مباحث گذشته
گفته شد ماه مبارک رمضان، ماه بازگو کردن کلام ربّ و تلاوت قرآن نازل یا همان کلام الله است و همچنین ماه دعا است؛ به این معنا که عبد با ربّش سخن میگوید و خواستههایش را مطرح میکند. من در باب دعای غیرمأثور بحث میکردم و عرض کردم که دارای شرایط و آدابی است که بسیاری از آداب و شرایطش را هم عرض کردم.
آخر جلسه گذشته بحث ما به اینجا رسید که دعا برای دیگران اگر مستجاب شود، اثرش برای داعی بیش از آن چیزی است که به غیر میرسد. در اینجا من روایاتی را به عنوان نمونه مطرح کردم و آخر جلسه عرض کردم که ما در معارفمان آثار متعددی برای دعا کردن به غیر داریم؛ از جمله اینکه چندین برابر به او عنایت میشود و بالاتر از همه اینکه از دعای او دعایی متولد میشود که عرض کردم موجود نامرئی مثل فرشتگان برای انسان دعا میکنند و بالاتر از فرشتگان اینکه خودِ خداوند برای او دعا میکند. لذا عرض کردم آنچه که برای این آثار محوریت دارد، از خود گذشتگی است و اینکه انسان اینطور نباشد که در دعاهایش از نظر امور معنوی و مادی، فقط خودش را در نظر بگیرد. بلکه دیگران را هم در دعا بیاورد. این از خود گذشتگی و دعا کردن برای دیگران، اثرش برای انسان چهبسا بیشتر از آن دعای خود برای خود است.
توسعه دایره دعا برای دیگران در روایات
جلسه گذشته به عنوان نمونه روایاتی را مطرح کردم. حالا مجدّداً بهطور فهرستوار روایاتی را میخوانم؛ وگرنه در این باب روایات بسیاری داریم. یک دسته از روایات میآید سراغ «والد و ولد» که من روایاتش را خواندم. یعنی پدر برای فرزند و فرزند برای پدر دعا کند. دسته دیگر، روایاتی است که میبینیم دایره دعاها را وسیع میکند. دایره روایات دسته اوّل محدود به «پدر و فرزند» بود؛ اما دسته دوم دایره را وسیع میفرمایند و میگویند «خانواده». یعنی تنها محدود به پدر و فرزند نیست. بعد هم همینطور دایره را توسعه میدهند که عرض خواهم کرد.
• گام نخست: دعا برای اصلاحِ نفْسِ خویش
یک روایت از امام صادق (صلواتاللهعلیه) است که ایشان فرمودند: «كَانَ أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَقُولُ فِي دُعَائِهِ»؛ یعنی امام باقر (علیه السلام) در دعاهایی که ایشان میکردند، این جملات را میفرمودند. ببینید حضرت دعایشان را از کجا شروع میکنند؛ اینها همه جنبه آموزشی دارد: «رَبِّ أَصْلِحْ لِي نَفْسِي فَإِنَّهَا أَهَمُّ الْأَنْفُسِ إِلَيَّ»؛ پروردگارا، جانم را اصلاح فرما! ببینید برای چه چیزی دعا میفرماید. برای اصلاح نفْسِ خودشان. یعنی در دعاهایتان همهاش دنبال مسائل مادّی نباشید. گرچه انسان وقتی در بستر طبیعت و مادیّت قرار میگیرد، یک نوع تعلّق به مادیّت پیدا میکند و گرفتاریهای مادّی در نظرش جلوه میکند و همیشه پیش چشمش مجسّم است. لذا وقتی هم میخواهد دعا کند، سراغ همان امور مادّی میرود.
اما حضرت در اینجا میفرماید خدایا نفْسم را اصلاح فرما؛ این اصلاح نفْس اعمّ است از مسأله ملکات رذیله و آن مسائلی که در درون انسان میگذرد که باعث میشود که از مسیر انسانیت و الهیت منحرف شود. پس جمله اول دعای حضرت این بود که «رَبِّ أَصْلِحْ لِي نَفْسِي»؛ چرا؟ دلیل آن را هم میفرماید: «فَإِنَّهَا أَهَمُّ الْأَنْفُسِ إِلَيَّ»؛ زیرا جان من مهمترین جانها برای خودِ من است. یعنی، اینکه من نفْسم را از ملکات رذیله اصلاح کنم، بدونِ تعارف اهمیتش برای من بیشتر است تا اصلاحِ نفْسِ شما؛ چون در بحث اصلاحِ نفْس، جان من پیش خودم عزیزتر از جان دیگران است.
• گام دوم: دعا برای اطلاحِ ذُریّه
جمله دوم دعای امام باقر (علیهالسلام) این است: «رَبِّ أَصْلِحْ لِي ذُرِّيَّتِي فَإِنَّهُمْ يَدِي وَ عَضُدِي»؛ حضرت میآیند سراغ ذرّیّهشان که عبارت از کسانی است که به حسب ظاهر از نظر وجودی، از ایشان در این عالم ماده نشأت میگیرند، إلییومالقیامه. ذریّه معنایش این است، نه فقط پسر و پسرِ پسر و دخترِ پسرِ انسان. من یک وقتی در بحث تربیتی معنای ذریّه را گفتم و بحث کردم که میراث انسان عبارت از اولاد انسان است. میراث حقیقی، اولاد است؛ پول و مال و اینها نیست. چرا؟ چون اولاد دنباله وجودی من در این عالم است. در روایت هم این معنا را داریم که میراث حقیقیِ من ذراری من هستند. چون آنها دنباله وجودی من در این عالم هستند. لذا انسان که میمیرد و از این نشئه کوچ میکند، انقطاع کلّی ندارد.
حضرت میفرماید «رَبِّ أَصْلِحْ لِي ذُرِّيَّتِي فَإِنَّهُمْ يَدِي وَ عَضُدِي»؛ یعنی اینها دست و بازوی من هستند که برای من کار میکنند. در روایت دارد وقتی که شخص فوت کرد، بعد از او کار خیری را که از فرزندان و ذراری او صادر میشود، خیرش به او که در آن نشئه است هم میرسد. کار خوبی که ذُریّه من میکند، مثل این است که خودم آن کار را با دست و با بازویم کردم. اینکه حضرت میفرماید «فَإِنَّهُمْ يَدِي وَ عَضُدِي»، یکوقت خیال کنید که حضرت میخواهد بفرماید اینها تا من زنده هستم، مثلاً بیل دستشان میگیرند و دنبال من میآیند و زمین را شخم میزنند و برای من کار میکنند و...! یکوقت اشتباه برداشت نشود. حضرات ائمه (علیهمالسلام) اینگونه صحبت نمیکنند. بلکه حضرت اصلاح آنها را میخواهد و معنای اصلاح هم که همان اوّل معلوم شد.
• گام سوم: دعا برای اصلاحِ خاندان و خانواده
دعای سوم حضرت اینطور است: «رَبِّ وَ أَصْلِحْ لِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمْ لَحْمِي وَ دَمِي»؛ پروردگارا، خاندان من را اصلاح فرما! چرا؟ چون آنها گوشت و خون من هستند. اینها همه گویای همان حقیقتی است که من عرض کردم. یعنی میخواهند بفرمایند اینها از یک شجره وجودی نشأت میگیرند.
• گام چهارم: دعا برای اصلاحِ برادران و خواهرانِ ایمانی
جمله چهارم دعای حضرت این است: «رَبِّ أَصْلِحْ لِي جَمَاعَةَ إِخْوَتِي وَ أَخَوَاتِي وَ مَحَبَّتِي»؛ خدایا اصلاح کن گروه برادران و خواهران و دوستداران مرا! چرا؟ چون «فَإِنَّ صَلَاحَهُمْ صَلَاحِي». زیرا صلاح آنها، صلاح من است. اینطور نیست که من بیگانه با دیگران باشم. من این روایت را خواندم چون جلسه گذشته دعا برای دیگران را مطرح کردم.
اینجا چه بسا یک نوع ترتیب هم از این روایت به دست بیاید و آن اینکه اوّل خودم، بعد ذرّیهام، بعد اهل بیتم، و بعد هم میآید سراغ جماعت خواهرها و برادرها. چهبسا فراز سوم دعا که حضرت برای اهل بیتشان دعا کردند، خواهر و برادر نسبی را هم شامل شود. لذا چهبسا این خواهرها و برادرهایی که در فراز چهارم دعا مطرح فرموده است، عبارت از برادران ایمانی و خواهران ایمانی باشد. چون پیوندها مختلف است؛ بعضی پیوندها، پیوندهای روحی است که عبارت از پیوند ایمانی است؛ «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ». این اخوّت، اخوّت نسبی و پیوند جسمی نیست؛ پیوند روحی است. بنابر این در این روایت امام صادق (علیهالسلام) فرمود پدر من وقتی میخواست دعا کند، اینگونه دعا میکرد؛ آن هم راجع به امور معنوی که اوّلین دعایشان هم اصلاحِ نفْس بود.
تکرّر دعا برای دیگران
بحث بعدی، «تکرّر دعا برای دیگران» است که در روایت اینطور داریم که این اثر دارد. من به دو روایت اشاره میکنم؛ در یک روایت از پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل شده است که حضرت فرمود: «مَنْ دَعَا لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسَاً وَ عِشْرِينَ مَرَّةً نَزَعَ اللَّهُ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِهِ وَ كَتَبَهُ مِنَ الْأَبْدَالِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ». هرکسی در هر روز بیست و پنج مرتبه برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند، اثرش این است که خدا کینه را از دلش میزداید. یعنی دعا برای دیگران، نقش سازندگی روی نفْسِ دعا کننده دارد و این ملکه رذیله را خدا از نفْس او میکَنَد.
من این نکته را تذکر دهم؛ این دستورات و تأکیدها، برای ما جنبههای عملی و کاربردی دارد. آن کسانی که میبینند ـنعوذباللهـ اهل کینه هستند، یکی از راههای معالجهشان این است که روزی بیست و پنج مرتبه برای مؤمنین و مؤمنات دعا کنند؛ آنوقت میبینی که خدا عنایتی میکند و کینه را از دلت بیرون میکِشَد. بعد هم اثر بالاتر این تکرّر دعا برای غیر این است که میفرماید «وَ كَتَبَهُ مِنَ الْأَبْدَال»؛ یعنی خدا او را در ردیف «ابدال» مینگارد. به اولیای بزرگ خدا میگویند «ابدال». این اثر تکرّر دعا برای غیر است.
تعدّد در مَدعُوٌّ له
بحث بعدی، «تعدّد مَدعُوٌّ له» است؛ روایت از امام صادق (علیهالسلام) است: «مَنْ دَعَا لِأَرْبَعِينَ رَجُلًا مِنْ إِخْوَانِهِ قَبْلَ أَنْ يَدْعُوَ لِنَفْسِهِ اسْتُجِيبَ لَهُ فِيهِمْ وَ فِي نَفْسِهِ». یعنی هرکس قبل از اینکه خودش را دعا کند، چهل نفر از برادران مؤمنش را دعا کند، حاجتهایی که برای آنها خواسته، هم به آنها میدهند و هم به خودِ او میدهند.
در یک روایت اینطور دارد که اصلاً تو برای یک فرد دیگر بخواه، حاجت تو هم برآورده میشود. خودت حاجت داری، اما تو که تنها نیستی؛ شخص دیگری هم همین حاجت را دارد؛ تو بگو خدایا حاجت او را برآورده کن و حرفی از حاجت خودت به میان نیاور؛ اینجا حضرت میفرماید حاجت تو هم برآورده میشود. مثلاً اگر مریضی و میخواهی خدا تو را شفا بدهد، بگو «اللّهُمَّ اشْفِهِ» یا اگر زن است بگو «اللّهُمَّ اشْفِهَا»، یعنی خدایا او را شفا بده؛ یا بگو «اللّهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَریض». اثر این دعای تو این است که خدا تو را هم شفا میدهد. این بهتر از آن است که بگویی «اللّهُمَّ اشْفِنِی». روایت از پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) است که حضرت فرمود: «أُطْلُب العَافِیَۀَ لِغَیْرِکَ تَرْزُقْهَا فِی نَفْسِکَ». عافیت را برای دیگری بخواه، خدا همان را روزیِ تو میکند. نه اینکه به او نمیدهد؛ یعنی به تو هم میدهد.
ثمره دعا برای جمیع مؤمنین و مؤمنات
در روایتی از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است که حضرت فرمود: «إِذَا قَالَ الرَّجُلُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَ جَمِيعِ الْأَمْوَاتِ رَدَّ اللَّهُ عَلَيْهِ بِعَدَدِ مَا مَضَى وَ مَنْ بَقِيَ مِنْ كُلِّ إِنْسَانٍ دَعْوَةً». قبل از آنکه معنای این روایت را بگویم، این نکته را توضیح دهم که در علم منطق قضایا را تقسیمبندی میکنند و میگویند یکی از اقسام قضایا «قضیّه حقیقیّه» است. قضیّه حقیقیّه، قضیّهای است که در آن عنوانی را موضوع قرار میدهیم و حکمی را روی آن موضوع میگذاریم به این نحو که این عنوان هرجا و هر زمان، در هر عصر و در هر مکانی که تحقّق پیدا کند، آن حکم را دارد. یعنی هر وقت فردی از آن عنوان موجود شود، موضوع قضیّه موجود شده و لذا حکم هم هست. این حرف را آنجا در علم منطق میزنند؛ حالا من میخواهم اینجا از آن بحث استفاده کنم. وقتی میگویی «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات»، این جمله تو تمام مؤمنین و مؤمنات از آدم تا خاتم، از خاتم تا به قیامت را در بر میگیرد. آنوقت حضرت میفرماید به عدد هر کدام از اینهایی که تو برایشان دعا کردی، یک دعا برای تو درست میشود.
من با یک روایت دیگر میخواهم این را تکمیل کنم تا ببینید این ضریب چگونه بالا میرود. جلسه گذشته عرض کردم که دعا برای غیر، علّت تامّه برای این است که دعای دیگری از آن متولد شود و نسبت به آن موجود نامرئی که در ازای دعای تو برای تو دعا میکند، عرض کردم که اوّل فرشتهها هستند و بعد هم میرسد به خدا.
حالا به این روایت از امام هفتم (علیهالسلام) دقّت کنید: «مَنْ دَعَا لِإِخْوَانِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ عَنْ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَلَكاً يَدْعُو لَهُ». این روایت چیز دیگری میگوید؛ میفرماید تو دعا کردی برای مؤمنین و مؤمنات و دعای تو همه آنها را شامل شد؛ اینجا به عدد این دعایی که تو کردی برای آنها ـ یعنی به رقم کسانی که مَدعُوٌّ له تو بودند که کلّ مؤمنین و مؤمنات را در بر گرفته بود ـ به عدد هر کدام از اینها خدا یک فرشته مأمور میکند که او برای تو دعا کند. چون همین یک دعای تو وقتی پخش و منحلّ به ادعیه میشود، تبدیل به میلیاردها دعا میشود! یعنی تو میلیاردها نفر را دعا کردهای و به عدد هر یک از آنها، خدا یک فرشته را مأمور میکند که تو را دعا کند. یعنی یک دعا از دهان تو درآمد امّا چون برای کلّ مؤمنین و مؤمنات بود، این دعا منحلّ به ادعیه شد و به عدد این دعاهایی که برای دیگران کردی، خدا ملکی میآفریند که او برای تو دعا کند.
در دعا کردن خودخواه نباش!
این روایات گویای همین معنا است که انسان باید خودخواهی، خودپسندی و خودمحوری را در دعا کردن کنار بگذارد و نسبت به جمیع امور معنوی و مادی خیرخواه همه انسانها باشد و در دعاهایی که میکند این روحیه را داشته باشد. آنوقت خدا هم در ازای این روحیه اینطور به او تفضّل میکند. مقاماتی که اولیای بزرگ خدا و انبیا داشتند، برای همین بود. اینکه میگویند پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) «رَحمَةً لِلْعالَمِین» است، برای همین است که پیغمبر نمیخواست احدی در جهنم برود. حضرت نمیخواست هیچ انسانی به جهنم برود. انسان باید یک چنین حالتی داشته باشد و در دعاهایی که میکند هم این آثار را در نظر بگیرد.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیةالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
.:: This Template By : web93.ir ::.