جشنواره فیلم ساندنس۲۰۱۱
به فیلم«شرایط» که به تجربیات دو دختر ثروتمند ایرانی در حوزه موسیقی،
کلوپهای زیرزمینی، و تمایلات جنسی نسبت به هم، می پردازد تندیس خود را
اعطا کرد.
به گزارش مشرق، این فیلم به دلیل تمایلات همجنسگرایی موجود در آن، ابراز
شخصیت، و پرداختن موانع به اصطلاح فرهنگی در ایران، توجهات زیادی را در این
جشنواره به خود جلب کرد.
کارگردان فیلم، که یک زن ایرانیالاصل متولد آمریکاست، این فیلم را در
لبنان ساخته است. وی به رویترز اظهار داشته است: «امیدوارم با این کار
زمینه جدیدی در سینمای ایران به وجود آورده باشم. این فیلم به مسائل زیادی
میپردازد که سینمای ایران قبلا به آنها توجهی نداشته است از جمله تمایلات
جنسی، مذهب، تعصب، عقدههای روحی.»
جشنواره فیلم ساندنس (Sundance Film Festival) نام جشنواره سینمایی است که
از سال ۱۹۹۱ میلادی در ایالت یوتای آمریکا آغاز به کار کرده است. هدف تاسیس
این جشنواره حمایت از فیلمها و فیلمسازان مستقل عنوان شده است. این
جشنواره در ماه ژانویه هر سال در بخشهایی چون مستند، درام و فیلمهای
آمریکایی و جهان برگزار میشود.
فرهیختگان آنلاین: «آیتالله العظمی وحید خراسانی» استفاده از ماهواره را در صورتی كه خوف انحراف یا سستی در مسایل شرعی نباشد را بدون اشكال دانسته است. به گزارش ایسنا، آیتالله العظمی وحیدخراسانی در
پاسخ به پرسشی كه در بخش سوالات شرعی پایگاه اطلاعرسانی این مرجع تقلید
قرار گرفته است، استفاده از ماهواره در فرض پرسش مطرح شده، برای مقاصد مباح
و شرعی را با قید شرایطی بدون اشكال دانسته است.
| ||||
براي هيچ زن و شوهري، هيچ دليلي وجود ندارد كه زندگي ملالآوري را در كنار يكديگر داشته باشند. به خاطر داشته باشيد كه ملال از تكرار و امر و نهي حاصل ميشود، از اين رو براي جلوگيري از پيش آمدن آزردگي خاطر، بايد روشهايي مهرورزانه را در نظر بگيريد كه ميتوانيد براي ايجاد هيجان و روحيه در همسرتان از آنها استفاده كنيد، بعضي از اين شيوهها ممكن است در نظرتان رويايي باشد، اما ميشود به شما اطمينان داد كه آنها را براي خشنود ساختن همسرتان به كار ببريد. تا زندگيتان از حالت يكنواختي خارج شود.
1 آقاي خانه: براي همسرتان ترانه بخوانيد
از محل كارتان به او تلفن بزنيد، چه همسرتان خانهدار باشد، چه كار كند و بگوييد: «دوستت دارم» تلفن بزنيد و تنها بگوييد داشتيد به او فكر ميكرديد و او را متوجه كنيد كه او براي شما چه مفهومي دارد و شما ميخواستيد تنها به او بگوييد دوستت دارم، اگر صداي خوبي داريد يكي از ترانههاي عاشقانه معروف را برايش زمزمه كنيد، حتي اگر صدايتان هم خوب نيست، اين كار را انجام دهيد.
2 به همسرتان استراحت بدهيد
اگر بچههاي كوچكي داريد، يك شاخه گل سرخ را همراه با يادداشتي به اين مضمون روي بالش او قرار دهيد: «اين يادداشت از تو دعوت ميكند فردا صبح هر قدر كه ميخواهي بخواب، چون استحقاقش را داري، شوهر عاشقت از بچهها مواظبت خواهد كرد! وقتي از خواب بلند ميشوي ساعتي را صرف كارهاي خودت بكن» برو خريد و لذت ببر!
3 هديه مخفي برايش تهيه كنيد
يك هديه زيبا از قبيل؛ عطر يا يك لباس شيك براي همسرتان تهيه كنيد، آن را در بستهاي بپيچيد و در جايي از آشپزخانه يا جايي كه كمتر احتمال يافتن آن را دارد، مخفي كنيد تصور كنيد همسرتان در آشپزخانه مشغول آشپزي است، ناگهان در يكي از كابينتها را باز كند، آن وقت ببيند كه هديهاي در آنجا از سوي شما برايش تهيه شده است، چه حالي پيدا ميكند.
4 برايش نامه بنويسيد
نامه عاشقانه نوشتن تنها مربوط به روزهاي نامزدي نميشود، براي زن زندگيتان نامهاي عاشقانه بنويسيد، در نامه براي او بنويسيد كه او براي شما چه مفهومي دارد و بعضي از خاطرههاي عالي خود را كه با هم داشتهايد را ذكر كنيد، اينگونه نامهها ممكن است براي هميشه نگهداري شود و شايد روزي به نوههايتان نشان داده شود.
5 چشم انتظار او باشيد
يادداشتي برايش بنويسيد كه بر روي آن نوشته شده باشد، «سلام، زيباي من، اكنون به زني چشم دوختهام كه از صميم دل، دوستش دارم، نفسم به تو بسته است، تو زندگي من هستي!»
6 با هم غذا بپزيد
در روزهاي تعطيل يا بعدازظهرها كه شوهرتان زودتر به خانه ميآيد، پختن غذايي را به كمك يكديگر برنامهريزي كنيد، غذايي را انتخاب كنيد كه كمتر درست كردهايد، شب قبل يك كتاب آشپزي را با هم ورق بزنيد و با هم تصميم بگيريد كه كدام غذا را براي پختن انتخاب كنيد. براي خريد مواد غذايي با هم بيرون برويد و ميز غذا را با يكديگر بچينيد.
7 آرامش را به همسرتان هديه بدهيد
آخرين اثر نويسنده مورد علاقهاش را تهيه كنيد، پس از صرف شام، كتابي را به او هديه بدهيد و از او بخواهيد روي صندلي راحتي بنشيند، آرام و دور از دغدغه خاطرات كتاب را بخواند و خودتان به كارهاي خانه و نظافت منزل رسيدگي كنيد. مطمئن باشيد به خاطر اين رفتارتان زندگيتان شيرين ميشود و اين لطف شما را جبران خواهد كرد.
8 برايش مهماني خانوادگي بگيريد
يك مهماني غافلگيركننده با عنوان «تو استثنايي هستي» برايش برگزار كنيد و اقوام نزديك را دعوت كنيد، آنها را تشويق كنيد درباره استثنايي بودن شوهر شما مطلبي هر چند كوتاه بگويند، گرچه ممكن است اين كار باعث شود، شوهرتان خجالت بكشد، اما هر لحظه آن را دوست خواهد داشت.
9 زندگي را شيرين كنيد
مشاوران خانواده ميگويند: زندگيهايي شيرين است كه زن و شوهر در تمام امور خانواده همدل و يكرنگ باشند و به يكديگر كمك كنند، شما مرد خانه، اگر در خانه بيكاريد در هر امري كه ميتوانيد به خانمتان كمك كنيد، جارو بكشيد، گردگيري كنيد، آشپزي كنيد و... به ياد داشته باشيد، كه تنها شما دو نفر ميتوانيد زندگي را براي خود شيرين كنيد، نه شخص ديگري...
10 از او تعريف و تمجيد كنيد
اين كار را هم آقايان بايد انجام دهند هم خانمها... اگر در حضور زوجي ديگر هستيد، در برابرشان از همسر خود تعريف كنيد، ممكن است يكي از شما دو تا شرمنده شود، اما در خفا از اين كار لذت خواهيد برد، هم شما و هم همسرتان... فراموش نكنيد اگر در مقابل ديگران از او تعريف كنيد، سه برابر اثر بخشتر است.
سعید عبداللهی
دخترم
هيچ چيز را در اين جهان نمي توان يافت که شايسته آن باشد که دختري ناخن
پاي خود را به خاطر آن عريان کند.....برهنگي بيچارگي عصر ماست. به گمان من
تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است.
(بخشي از وصيتنامه منسوب به چارلي چاپلين)
پانزده
سال يا كمي بيشتر داشت، صورتش را برنزه كرده بود، يك شال حرير روي سرش
گذاشته بود، سر نه، پشت سرش گذاشته بود، موهايش را دكلره كرده بود، سفيدِ
سفيد مثل موهاي مادربزرگم. خدا ميداند چقدر مواد شيميايي روي سرش ريخته
بود كه موهايش اينطور سفيد شده بود. دخترك، صورتش را مثل نقاشيهاي معروف
ونگوگ كه رنگ برجسته است رنگ آميزي كرده بود، از كرم پودر و پنكك و سايه و
رژگونه و ريمل گرفته تا رژلب صورتي و برق لب و خط چشم و فرمژه و هزار و
يك قلم رنگ و لعاب ديگر...
نمي خواستم ناموس مردم را برايتان
اينطور توصيف كنم، ميخواستم آخرهمه تعريفها بگويم جاي خواهري، اما اگر من
خواهر داشتم هر طور شده از پوشيدن اين لباسها و اينطور آرايش كردن منصرفش
ميكردم. به خدا دلم ميسوزد، اينطور جلوه گري و خود را به نمايش هر چشم
پاك و ناپاكي گذاشتن، معنايش اين است كه اين دختر احساس بي ارزشي ميكند،
احساس ميكند كسي به او اهميت و ارزشي نداده است، نميدانم، جامعه،
خانواده، پدر، برادر، دوست، برايش ارزشي قائل نيستند.
مأمور نيروي انتظامي، داشت وظيفهاي كه به او محول شده را انجام ميداد.چند
نفري هم جمع شده بودند، در اين فكر بودم كه چرا بايد دراين مملكت چنين
صحنههايي را ببينيم، چرا به اينجا رسيده ايم، مردم دنيا چه ميگويند، اين
راه به كجا ختم ميشود، ذهنم پر شده بود از سئوالات جور واجور... ناگهان
دخترك جيغ بلندي كشيد، رشته افكارم از هم پاره شد.
... من ميخواهم آزاد باشم، راحت باشم، كسي با من كاري نداشته
باشد، ميخواهم هر چه دلم ميخواهد بپوشم، خدا انسان را آزاد آفريده، پس
من حق دارم لباسم را خودم انتخاب كنم يعني اين حق را هم ندارم، اين از
حداقل حقوق انسانها است، من نميخواهم از حقوق خود محروم باشم، اصلاً به
كسي چه مربوط است كه من چه ميپوشم...
دخترك چنان با عصبانيت صحبت ميكرد كه دستانش ميلرزيد، خودش را حق به جانب
ميدانست، كار به جايي رسيد كه مأمور نيروي انتظامي از او خواست سوار
ماشين گشت شود. صداي جيغ بلند تر شد و...
من خودم را از
جمعيت بيرون كشيدم، سرم گيج ميرفت، حالم بد شده بود؛ آنطرفتر يك پارك
بود، رفتم كنار حوض، روي صندلي نشستم. كاش اين صحنهها را نميديدم، كاش
اين برخورد يك جور ديگري اتفاق ميافتاد، كاش بيشتر به فكر جوانها بوديم،
كاش نميگذاشتيم كار به اينجا برسد، كاش مسئولان فرهنگي ما نقش پدر و مادر
را بازي ميكردند، كاش حريمها و حرمتها بيشتر حفظ ميشد، كاش حجب و حيا
نميمرد.
چرا با ديدي واقع بينانه به دختران خودمان آموزش نداديم، چرا آنها را در
برابر هجوم فرهنگهاي پوچ و ضد ارزش پرورش نداديم. مگر نميخواهيم مادران
فردا، سالم و تندرست باشند، مگر نميخواهيم نسل ما روح و جسم پاك داشته
باشند، سلامت باشند، با هوش باشند، پس چرا وقت نميگذاريم، چرا چهار نفر
دكتر و روانشناس را جمع نميكنيم براي اين معضل چارهانديشي كنيم، چرا
دخترانمان را در محيطي شاد و سالم جمع نميكنيم و بگوييم آخر دختر جان !
كدام انسان عاقلي به نام آزادي درب خانه خود را به روي همگان باز
ميگذارد!؟ اين كدام آزادي است كه به تو ميگويد گوهر با ارزش وجودت را در
معرض دزدان آبرو و شرف بگذار، اين كدام آزادي است كه به تو ميگويد خودت را پشت هزار قلم رنگ و مواد شيميايي مضر پنهان كن،
مگر تو چه كم داري، زيبايي؟
فكر مي كني چه كساني با اين وضع ميگويند كه تو زيبا شدهاي؟
چه كساني ميخواهند با تو همصحبت شوند؟
چه كساني از تو تعريف ميكنند ؟
اصلاَ آنها كه با اين شكل و شمايل به خيابانها ميآيند؟
چقدر در خانواده موفقند، چقدر همسر خوبي هستند، چقدر مادرخوبي هستند، چقدر سالم تر و پاكترند؟
آخر چرا پول بي زبان را، كه در اين روزگار از زير سنگ بيرون ميآيد، خرج يك
مشت مواد شيميايي آلوده ميكني كه پوستت را خراب كند. چين و چروك و اگزما
و انواع و اقسام امراض پوستي خطرناك ديگر را به جان ميخري كه به اصطلاح
زيبا شوي، براي چه كسي ؟ اصلا زيبايي كاذب موقتي چه ارزشي دارد؟
يك نفر بايد بيايد، بگويد: آخر دختر جان! اگر ما ميگوييم خودت را براي چشم چرانهاي ولگرد خيابان عريان نكن حرف بدي ميزنيم؟!
اگر ما ميگوييم زيباييت را براي كسي نگهدار كه عاشق وجودت باشد و برايت
يك زندگي واقعي بسازد، حرف بدي ميزنيم ؟! اصلا تو حرف حسابت چيست؟
مگر انسان موجودي تنها ست كه هر جور دلش ميخواهد رفتار كند، انسان موجودي
اجتماعي است، شما بايد به قوانين زندگي اجتماعي احترام بگذاري، آزادي شما،
تا جاي آزادي است كه به آزادي و آرامش ديگران صدمهاي نزند، اگر غير از
اين باشد كه ميشود قانون حيات وحش، تازه در آن صورت هم تو شانسي براي
آزادي نداري چون قانون وحوش اين است كه هر كس زورش بيشتر است زنده بماند،
بقيه محكوم به نابودي اند...
![]()
بله شما حق داري
لباس خودت را خودت انتخاب كني، اما بايد به پوشش عرف مردم جامعه كه ناشي
از دين و فرهنگ وآداب مردمان آن است، احترام بگذاري...
اين جملات بخشي از دلنوشتههاي من
در مورد اتفاق تلخ آن روز خيابان بود. اما اين مسأله بسيار مهم تر از حرف
زدن و نوشتن است. جامعه ما نياز جدي و عملي به احياي ارزشهاي اخلاقي و
انساني دارد.
جامعه، آينه فرهنگ، آداب و بينش يك اجتماع انساني است و پوشش، ظهور جلوهاي از اين آينه است. پوشش
زن ايراني هميشه تاريخ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام پوششي مناسب،
موقر و راحت بوده است. لباسهاي زنان ايراني، از جنس بسيار مرغوب، كار شده و
با رنگهاي بسيار شاد تهيه ميشده و تا مچ دست و پاها را ميپوشانده.
لباسي كه نشانگر وقار و حياي يك زن متمدن ايراني در جهان است. هويت تاريخي
زن ايراني در جهان منحصر به فرد و برجسته است.
ايرانيان از ديرباز به پاكدامني اهميت ميدادند و زنان ايراني پوشيده با
چادر يا پوششهاي ديگري كه موها را ميپوشاند و سر تا پا را در بر
ميگرفت، در ميان مردان ظاهر ميشدند. در يك مهر سنگي استوانهاي كه از
دوره هخامنشي برجاي مانده و اكنون در موزه لوور فرانسه نگهداري ميشود،
شاهزاده ايراني و نديمههايش ديده ميشود كه شاهزاده خانم، چادر و
نديمهها سرپوش يا سربند دارند. در طرحي كه روي سنگي در ارگيلي تركيه نقش
بسته است، زن ايراني باپوشش چادر و سوار بر اسب ديده ميشود. حتي
سرپوشهاي پارچهاي دوره هخامنشي از زير برفهاي منطقه پازريك روسيه پيدا
شده است.
ايرانيان از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بودهاند. نخستين ابزار ريسندگي و
بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش
از ميلاد مسيح بازميگردد. به علاوه، در قديميترين بخشهاي شهر باستاني
شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزنهاي سوراخدار پيدا شده است.
اين دستاوردهاي و نوآوريهاي ديگري كه در دورانهاي بعدي رخ داد، صنعت
پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد
اسكندر مقدوني، با آنكه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس
ايراني ميپوشيد.
ايرانيان نخستين مردماني بودند كه كت آستيندار و شلوار ميپوشيدند. مردمان
تمدنهاي ديگر، بابليها، آشوريها، يونانيها و روميها، شلوار
نميپوشيدند. ايرانيان حتي نوعي شلوار ويژه سواركاري نيز داشتند كه تنگ و
چسبان بود و اغلب از چرم ساخته ميشد.
شلوار در اصل شروال خوانده ميشد. عربها آن را سروال ناميدند و جمع آن را
سراويل ميگويند. در تركي و كردي نيز شروال گفته ميشود. مجارها آن را
شلواري مينامند و در لاتين به آن سارابارا ميگويند. در زبان انگليسي هم
به آن پيجاما گفته ميشود که از واژه ي پاي جامه ساخته شده که از واژههاي
فارسي کهن است.
.... (تلخیص)
همه اين شواهد، هويت اصيل، ايده آل و بي نظير پوشش ايراني را در تاريخ جهان مينماياند. اما پرسش اينجاست كه : با اين همه سابقه درخشان فرهنگي، چرا دختر ايراني امروز، احساس بي هويتي ميكند و دچار يك ايدئولوژي بي بند و باري ميگردد، تا جايي كه خود را همچون عروسكهاي غربي بزك كرده و با هزار توجيه نابخردانه در معرض نمايش عمومي ميگذارد؟
مگر ما چه كم
داريم كه فرزندان ما الگوهاي غربي را ميپذيرند و دنباله روي مانكنهاي بي
بندوبار غربي رفتهاند. مگر نه اين است كه جوامع غربي تا آنجا به راه
انحطاط رفتهاند كه معيارها و ارزشهايشان از اصالت اخلاق و انسانيت به
قساوت اميال شهواني و اغراض پست نفساني رسيده است.
چرا براي دختر امروز ايران، ارزشها رنگ ميبازد، هميشه يادمان باشد كه اين
دختران و پسران از غرب نيامدهاند، آنها مردان مريخي و زنان ونوسي نيستند،
آنها فرزندان ايران هستند، همان خواهران و برادران ما. براي آنها چه كرده
ايم و آنها را به چه راهي كشانده ايم. رفتار جوانان امروز ما، يك واكنش
اجتماعي ست به عملكرد دست اندركاران فرهنگي ما در اين سالها. جملهاي
ميديدم از بيانات رهبر معظم انقلاب كه در سالهاي اوايل انقلاب فرموده
بودند: «بازگشت به فرهنگ منحط غرب محال و محكوم است.»
ايشان همواره در بياناتشان، نگران اوضاع فرهنگي كشور بودهاند و نسبت به
برخي سياست گذاريها و حركتهاي دست اندركاران امور فرهنگي و نتايج عملكرد
آنها ابراز نارضايتي نمودهاند. حضرت آيت الله خامنهاي همواره اين تفكر
غرب را كه معتقد است، زن براي حضور و فعاليت در جامعه نبايد حجاب داشته
باشد، مطلقا مردود دانسته و با طرح اين پرسش ميفرمايند:
... سوال من اين است که با برداشتن
چادر در کشور ما زنهاي (پيش از انقلاب ) تا چهاندازه در فعاليتهاي
اجتماعي شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش، فرصتي داده شد، تا زنهاي
ما در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کنند.
زنهاي ايراني زماني وارد فعاليت اجتماعي شدند و کشور را با دستهاي تواناي
خود متحول کردند و مردهاي اين کشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه
کشيدند، که چادر سرشان کردند.»
بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) نيز در خصوص حجاب و شأن زن در صحيفه نور ج5 چنين ميفرمايد:
... در اسلام زن بايد حجاب داشته
باشد... ما نمىتوانيم و اسلام نمىخواهد كه زن به عنوان يك شى ء و يك
عروسك در دست ما باشد. اسلام مىخواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انسانى
جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمىدهيم تا زنان فقط شيئى براى مردان
و آلت هوسرانى باشند.
اما اسلام در مورد فلسفه پوشش چه مطالبي را مطرح ميكند.
شهيد مطهري در كتاب مسأله حجاب در اين باره ميگويد:
... فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند
چيز است. بعضي از آنها جنبه رواني دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي، و
بعضي ديگر جنبه اجتماعي، و بعضي مربوط است به بالا بردن احترام زن و
جلوگيري از ابتذال او...
حجاب در اسلام از يك مسأله كلي تر و اساسيتري ريشه ميگيرد و آن اين است كه اسلام
ميخواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به محيط
خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي كار و
فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت را با
لذتجویيهاي جنسي به هم ميآميزد، اسلام ميخواهد اين دو محيط را كاملا از
يكديگر تفكيك كند.
با اين تفاسير
آيا اين مساله آنقدر حائز اهميت نيست كه نسبت به اصلاح برخي قوانين و
سياستهاي فرهنگي عزم جدي داشته باشيم. به نظر ميرسد قواي سه گانه ما بايد
با تعامل با يكديگر هر چه زودتر نسبت به اصلاح وضعيت آشفته فرهنگي كشور
تصميمات عملي و جدي بگيرند.
عواملي چون بي بند و باري، فقر و بيكاري، سن ازدواج را روز به روز براي فرزندان ما بالاتر ميبرد. من
معتقدم اگر قرار باشد يك روز بياييم و روي ديوارها بنويسيم، ويدئو مخرب
تر است يا بمب اتم و 5 سال بعد در همه جاي ايران اسلامي ويدئو كلوپ راه
بياندازيم، معلوم است كه كار اصولي نكرده ايم. امروز هم با مسأله ماهواره
همان مشكل را داريم.
به جاي محكوم كردن و منع كردن جوانان در اين دنياي رسانه آزاد كه اطلاعات
از در و ديوار ميريزد، بايد به پرورش فكري جوانان بپردازيم و آنها را در
برابر اين هجوم واكسينه نماييم. جوان ما بايد بداند رفتن به چه راهي چه
نتايجي را برايش در پي دارد. تكليف جوانان و نوجوانان اين مملكت بايد روشن
باشد نبايد بدون برنامه ومقطعي عمل كرد.اگر قرار باشد كه در خيابان ها،
با مدلهاي عجيب و غريب غربي، برخورد گردد، بايد پيش از آن مدلهاي اسلامي
ايراني را تعريف و ترويج كرد. اگر مدل موي فلان، اسلامي ايراني نيست، پس
مدل موي اسلامي ايراني چيست؟
اسلام دين زندگي است، با تمام جزئياتش. اولين مسأله در اين امر ارائه
تعاريف و مصاديق است. يعني اصل تعريف و مصداق آن، مجري آن، و مرجع نظارت
بر آن بايد معين گردد. اكثر متوليان امور فرهنگي در طول اين سالها تنها به
نظريه پردازي در اين باره بسنده كردهاند، اما به نظر ميرسد جريانها و
حركتهاي فرهنگي جامعه ايراني، با قوهاي نيرومند تر از سياست گذاريهاي
دولتهاي مختلف و مجريان آن به پيش ميرود.
در اين ميان آموزش و پرورش و آموزش عالي در كتابهاي آموزشي و واحدهاي درسي
خود بهاندازه لازم برنامه ريزي نداشتهاند. از مباحثي مربوط به آموزش
آداب صحيح معاشرت در مقاطع ابتدايي گرفته تا فرهنگ شناسي ايراني اسلامي در
سطح عالي بايد كتب و واحدهاي درسي جامع و كاملي تدوين شود و نسبت به
آموزش آن جديتي خاص لحاظ گردد.
ما بايد نسبت به رفتار فرهنگي اجتماع
خود بسيار حساس و هوشيار باشيم جامعه جوان ما تشنه آموختن و امتحان كردن
است، نبايد اجازه دهيم تا محصولات غربي، خوراك جوانان ما و جوانان ما،
خوراك محصولات غربي گردند. براي مثال در حال حاضر تعريف، يا بهتر
است بگوييم، مصداق معقول و حساب شدهاي در مورد چگونگي پوشش در ميان
جوانان ما وجود ندارد. اگر بدانيم و بپذيريم كه پوشش مردمان يك سرزمين
ميتواند بيانگر فرهنگ و تمدن آن سرزمين و جزء افتخارات ملي آن ملت محسوب
گردد، چطور ميتوان نسبت به اين مسأله مهم بي تفاوت بود. امروز در جامعه
ما وضعيت پوشش به طور جدي از هم گسيخته و بي بند و بار است.
همه ما به آزادي انسانها ايمان داريم و به حقوق اجتماعي و شهروندي معتقديم. اما
اگر شهروندي، با نوع پوشش خود، بر بدنه تعريف شده فرهنگي اجتماعي جامعه
ما، آسيب برساند، حتي اگر مطلوب نظر وي بوده و برايش تعريف شده باشد، حق
ندارد به طور آزادانه از آن پوشش استفاده نمايد، زيرا در اينجا مسألهاي
بزرگتر و مهم تر از آزادي فردي مورد تجاوز و تهديد قرار ميگيرد و آن
آزادي اجتماعي است. اجتماع كه نبايد متأثر از فرد يا متأثر از يك
بنگاه تبليغاتي يا يك گروه اقليت باشد. اجتماع ما بايد به اجماع، تعاريف و
مصاديق معقول و معروف خود را بر اساس فرهنگ، آداب و شريعت ما تبيين و از
طريق ضابطين امر ابلاغ نمايد. جريان و بلوغ فرهنگ اجتماعي، يك پروسه
تاريخي عقيدتي است.
اصولا، زن ايراني در تاريخ، هرگز
نخواسته و نپذيرفته است، كه بدن خود را در انذار عمومي نيمه عريان كند، يا
لباسهايي آنقدر تنگ بپوشد كهاندام او نمايان و در چشم باشد. از
نظر زن ايراني، اين كار، نوعي خود فروشي است. در فلسفه پوشش ايراني، اصل،
بر حيا، مصونيت، حفظ و مراقبت از زيبايي ست. اما در فلسفه پوشش غربي اصل بر
بي قيدي، تظاهر، فريب و خود فروشي است. نوعي آزادي كاذب سياستمدارانه
براي استعمار فكري زنان.
خيلي از جوانان ما به دليل بي اطلاعي از چگونگي پوشش اصيل ايراني و نبود
تعريف و اجراي مدرن اين نوع پوشش در جامعه مبادرت به استفاده از پوششهاي
غربي نمودهاند. با اين تفاسير اگر در جامعه ايراني اسلامي ما برخي به اين
نتيجه رسيدهاند كه بايد خود را نيمه عريان كنند يا لباسهاي بسيار تنگ
غربي بپوشند، بايد ديد كه اين مسأله از كجا نشأت گرفته است
مرحوم دکتر علي شريعتي گويد:
... تجربه نشان ميدهد که به عنوان
اينکه دين فلان چيز را ميگويد، نميشود حجاب را بر زن تحميل کرد، و عبادت
را بر پسر تحميل کرد، مگر اينکه يک آگاهي انساني پيدا کند، و اينها
نماينده يک طرز فکر باشد.
... شما طرز فکر بچهها را عوض کنيد، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند
کرد ؛ شما نميخواهد مدلش را بدوزيد و تنش کنيد ! او خودش انتخاب ميکند.
شما را بطه عاشقانه بين او و اين عالم وجود برقرار کنيد ؛ او خودش به نماز
ميايستد. هي به زور بيدارش نکنيد!
بايد به نقد عملكردها و سياستها پرداخت و براي فرهنگ سازي و يا احياي
فرهنگي جامعه ايراني اسلامي اقدام سريع و جدي نمود. مسأله پوشش تنها، يكي
از مسائل فرهنگي ماست. مفهوم فرهنگ گستره كلاني را در بر ميگيرد، اما
نمايندگان فرهنگي ما چه كساني هستند و ايده آلهاي فرهنگي ما چيست ؟ چطور
بايد به سمت آنها حركت كرد و از چه كساني بايد كمك خواست؟ با اين تفاسير،
من ميگويم بايد بيشتر براي جوانانمان وقت بگذاريم، بيشتر، بيشتر،
بيشتر...
اگر می خواهید از بالا برج ایفل در پاریس پایتخت فرانسه
کل شهر پاریس رو مشاهده کنید به آدرس زیر مراجعه کنید
http://www.gillesvidal.com/blogpano/paris.htm
یا اینجا رو کلیک کنید
به گزارش واحد اطلاع رسانی شرکت نفت و گاز پارس، یک بانک سوئدی به نام کارنرجی (Carnergie) اخیراً نکات جالبی را در خصوص نفت منتشر نموده است که بد نیست شما نیز از آنها مطلع شوید.
اولین تولید نفت در جهان:
اولین تولید نفت در جهان به سال 327 باز می گردد، زمانی که مهندسین چینی از خطوط لوله بامبو برای حفاری در 240 متری زیر سطح زمین به منظور استخراج قطره های نفت استفاده می کردند. کارنرجی همچنین اشاره می کند که در آن زمان، نفت تحت عنوان «آب سوختنی» اطلاق می شد و از آن برای تبخیر آب دریا و تولید نمک استفاده می شد.
اولین تولید دریایی در جهان:
اولین تولید نفت در دریا خیلی هم در نقاط دور دریا نبود. در سال 1891، کارگرانی از شرکت نفت ریلی و بنکرز (riley and Banker’s Oil) در دریاچه بزرگ سنت مری از یک سکوی چوبی اقدام به حفاری برای یافتن نفت نمودند. این دریاچه حدود 70 مایلی غرب کلمبوس، در اوهایو واقع است.
عمیق ترین چاه دریایی در جهان:
پاسخ این سوال را همه ما به خوبی می دانیم. در سپتامبر 2009، چاه ترانس اوشن دیپ واتر هورایزن Transocean’s Deepwater Horizon با عمق 10.683 متری حفر گردید و آن را تبدیل به عمیق ترین چاه در جهان نمود. این رکورد مدت کوتاهی برقرار بود زیرا چاه Deepwater Horizon شش ماه بعد منفجر شد.
طولانی ترین چاه تولید نفت:
نمی دانم آیا حفاران نفت در Titusville، پنسیلوانیا می دانستند که پس از 150 سال کار ساخت دست آنها همچنان در حال استفاده است؟ چاه McClintock#1 در سال 1861 شروع به تولید نمود و امروز همچنان در حال تولید است. این چاه زمانی حدود 50 بشکه در روز تولید داشت اما هم اکنون تولید آن از حدود 12 بشکه در ماه تجاوز نمی کند.
برزگترین میدان نفتی دریایی جهان:
با 50 کیلومتر طول و 15 کیلومتر عرض، میدان صفانیا در عربستان سعودی بزرگ ترین میدان نفتی دریایی در جهان به شمار می رود. صفانیا که در سال 1951 کشف شد، حدود 37 میلیارد بشکه نفت و 151 میلیارد کیلومتر مکعب گاز در خود جای داده است. این میزان می تواند نیاز امریکا را به مدت 5 سال تأمین نماید.
بزرگ ترین میدان گازی دریایی جهان:
بخش شمالی پارس جنوبی در خلیج فارس بزرگ ترین میدان گازی دریایی جهان به شمار می رود. این میدان که مابین ایران و قطر مشترک است و حدود 3000 متر زیر سطح دریا قرار دارد، 51 تریلیون متر مکعب گاز را در خود جای داده است.
بزرگترین انفجار در طول تاریخ:
انفجار چاه ماکوندو و پس جریان های آن، که توسط Deepwater Horizon (لطفاً به بالا مراجعه شود) در حال حفر بود، حدود 9/4 میلیون بشکه نفت را به درون خلیج مکزیک روانه کرده است.
بزرگ ترین سکوی نفتی جهان:
بزرگ ترین سکوی نفتی جهان که حدود 59.500 تن وزن دارد، The Thunder Horse PDQ، از طریق سرمایه گذاری مشترک توسط دو شرکت معظمBP و ExxonMobil ساخته شده است.
علیرغم اندازه بزرگ آن، این سکو همچنان نسبت به عناصر مختلف شکننده است و طوفان سال 2005 دنیس این سکو را واژگون کرده است.
بزرگترین تأسیسات مخزن و تخلیه تولید شناور در جهان:
کیزومبا ExxonMobil-A دارای ظرفیت ذخیره سازی 2/2 میلیون بشکه نفت دارد که بزرگ ترین تأسیسات از این دست در جهان به شمار می رود. سازه 800 میلیون دلاری هم اکنون در خارج از سواحل آنگولا در حال بهره برداری می باشد.
کوچکترین مخزن و تخلیه تولید شناور در جهان:
تأسیسات مخزن و تخلیه تولید شناور Roc Oil در سواحل جنوب شرقی استرالیا واقع شده است، که می تواند 10.000 بشکه نفت در روز را نگهداری و تخلیه کند.
چشمان ما به گروهی از ویتامین ها نیازمند هستند تا همواره عملکرد مطلوبی داشته باشند و دیرتر دچار فرایند پیری شوند.
به گزارش ایسنا، این ویتامین ها با حرف B آغاز می شوند. در برخی افراد ویتامین های گروه B در کاهش خطر تحلیل رفتن لکه زرد بر اثر افزایش سن (AMD) نقش کلیدی دارند. تحلیل رفتن لکه زرد بر اثر افزایش سن علت بسیار شایع کاهش دید در دوران سالمندی است.
به گزارش پایگاه اینترنتی ریل ایج، بررسی های هفت ساله روی زنان میانسال مبتلا به بیماریهای قلبی و عروقی (یا دارای عوامل خطر این بیماری) نشان داده است در زنانی که طی این مدت مکمل ویتامین B مصرف می کردند، احتمال مبتلا شدن به تحلیل لکه زرد بر اثر افزایش سن، بسیار اندک بوده است. این 3 گروه از ویتامین های گروه B جادویی عبارت از B6 و B9 (فولیک اسید) و B12 هستند.
متخصصان چشم پزشکی در مورد چگونگی دور کردن این عارضه با افزایش سن از انسان نظر قطعی ندارند اما این احتمال وجود دارد که خاصیت ضد اکسیدانی این ویتامین ها سطح هوموسیستئین را کاهش می دهد - هوموسیستئین از نشانگرهای التهاب است که می تواند به رگهای خونی ظریف و کوچک چشم آسیب برساند.
متخصصان تاکید دارند که برنامه غذایی غنی از ویتامین B مزایای بسیاری از جمله پیشگیری از سکته برای سلامت فرد دارد. با مصرف مرتب منابع غذایی سرشار از ویتامین های B و اجرای دستورالعمل های زیر می توانید سلامت چشمانتان را ارتقا دهید.
1- غذاهای مناسب بخورید.
2- معاینه دوره ای چشمانتان را انجام دهید.
3- روش های خود را برای حفظ سلامتتان به روز و جدید کنید.
4- با مصرف 7/3 میلی گرم ویتامین B6 در روز می توانید جوان تر بمانید.

وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر می شدند ولی با خارهایشان یکدیگر را زخمی می کردند.
بخاطر همین تصمیم گرفتند از هم دور شوند ولی از سرما یخ زده می مردند...
از این رو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان منقرض شود.
پس دریافتند که بهتر است بازگردند و گردهم آیند و آموختند که:
با زخم های کوچکی که از همزیستی با کسان بسیار نزدیک بوجود می آید زندگی کنند، چون گرمای وجود دیگری مهمتر است.
و این چنین توانستند زنده بمانند.
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گرد هم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب (نه با بدی های) دیگران کنار آید و خوبی های آنان را تحسین نماید و سعی کند که بدی ها را به خوبی تبدیل کند.
1) شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسهاست.
۲) شکر تعادل مواد معدنی بدن را بر هم می ریزد. چرا؟ شکر ماده ای است فاقد ویتامین - فاقد مواد معدنی و فاقد فیبر. شکر ماده ای زائد است که بدن انسان قادر به هضم و جذب آن نیست از این رو برای اینکه ساختار ملکولی شکر شکسته شود بدن مجبور است از مواد معدنی محلول در بدن مصرف کند تا بتواند شکر را هضم کند. در نتیجه تعادل عناصر معدنی مثل کلسیم - منیزیوم - پتاسیم - سدیم و... را بر هم می ریزد.
۳) شکر سبب ترشح بیش از اندازه هورمون آدرنالین در بدن می شود. احساس اضطراب بیش از اندازه - آشفتگی و بدخلقی از نتایج آن هستند!
۴) شکر سبب بی حوصلگی است و کسانی که شکر مصرف می کند به هیچ عنوان میلی به ورزش کردن و فعالیت های بدنی ندارند.
۵) شکر در کودکان سبب کاهش هوش و پایین آمدن نمره های درسی است.
۶) برخلاف آنچه پزشکان به شما می گویند خوردن چیزهای چرب تری گلیسیرید را بالا نمی برد بلکه این خوردن شکر است که تری گلیسیرید را بالا می برد!
۷) شکر باعث ضعف سیستم دفاعی بدن در برابر کلیه بیماریها می گردد.
۸) شکر به کلیه ها آسیب می زند. عامل اصلی ایجاد سنگ کلیه مصرف شکر است.
۹) عامل اصلی سنگ مثانه مصرف شکر است.
۱۰) بر خلاف تصور همگان این شکر است که کلسترول بد خون LDL را به شدت بالا می برد و کلسترول خوب را پایین می آورد و در کل سبب بالا رفتن کلسترول می شود. این روغن حیوانی نیست که کلسترول را بالا می برد.
۱۱) شکر مقدار عناصر کروم و مس بدن را کاهش می دهد.
۱۲) شکر در جذب شدن کلسیم و منیزیوم اختلال ایجاد می کند. یعنی اگر لیوان شیر خود را با کیک یا شکلات میل می کنید هیچ کلسیمی در استخوانهای شما ذخیره نخواهد شد!
۱۳) شکر عامل اصلی سرطان ازجمله سرطانهای سینه و پروستات و کلون و رکتوم است.
۱۴) شکر مقدار گلوکز خون را بی جهت افزایش می دهد.
۱۵) شکر باعث ضعیف شدن بینایی است.
۱۶) شکر باعث باریک شدن رگهای خونی و در نهایت سکته می شود.
۱۷) شکر باعث ترش کردن معده است برخلاف تصور عامه که وقتی ترش می کنند چیزی شیرین می خورند تا آن را رفع کند!
۱۸) شکر ریسک مبتلا شدن به بیماریهای قلبی را زیاد می کند.
۱۹) پیرشدن زودهنگام بدن- سفیدشدن موها و چین و چروک پوست به دلیل مصرف خوراکیهای شیرین است نه مصرف گوشت و پروتئین!
۲۰) شکر میل به اعتیاد به مواد مخدر را زیاد می کند.
۲۱) شکر تنها عامل پوسیده شدن دندانهاست یعنی اگر شکر مصرف نشود کسی به دندانپزشک نیاز نخواهد داشت.
۲۲) شکر عامل اصلی چاق شدن است.
۲۳) شکر عامل آرتروز مفاصل است. کسانی که آرتروز دارند و مواد شیرین زیاد می خورند روز به روز بدتر می شوند.
۲۴) یکی از عوامل اصلی بیماری آسم مصرف شکر است.
۲۵) شکر باعث آپاندیسیت می شود.
۲۶) شکر عامل اصلی پوکی استخوان است. چگونه؟ شکر ماده ای زائد است که فاقد هرگونه ویتامین یا مواد معدنی است و بدن قادر به هضم و جذب آن نیست. از این رو سلولها مجبور هستند برای شکستن مولکولهای شکر از املاح کلسیم و منیزیم ذخیره در استخوانها استفاده کنند. هرچه بیشتر چیزهای شیرین مصرف شود کلسیم بیشتری از استخوانها خارج شده و در فرایند هضم شکر مصرف می شود. در نهایت استخوانها بعد از چند سال پوک می شوند. دلیل اصلی خرابی دندانها نیز همین است. کلسیم از دندانها استخراج شده و دندان به مرور پوسیده و خراب می شود. مصرف شیر در این هنگام سودی ندارد مخصوصا اگر همراه کیک و شیرینی باشد.
۲۷) شکر آب بذاق دهان را اسیدی می کند که برای دندانها ضرر دارد.
۲۸) شکر میزان ترشح هورمون رشد را کم می کند. جوانان کوتاه قد نتیجه مصرف شکر هستند.
۲۹) شکر عامل اصلی بالا رفتن فشار خون است.
۳۰) شکر ساختار پروتئین ها را به هم می ریزد در نتیجه بدن قادر به جذب آنها نخواهد بود.
۳۱) آلرژی به غذاهای گوناگون نتیجه مصرف شکر است.
۳۲) ایجاد اگزما در کودکان از عواقب مصرف شکر است.
۳۳) آب مروارید بر اثر مصرف شکر به وجود می آید.
۳۴) بزرگترین خطر شکر این است که ساختمان DNA را می شکند و آن را تغییر می دهد که در نتیجه سلولها سرطانی می شود.
۳۵) شکر سبب تولید رادیکالهای آزاد در خون و افزایش ریسک سرطان است.
۳۶) شکر فعالیت هورمونها را برهم می ریزد.
۳۷) مصرف شکر انعطاف پذیری ماهیچه ها و اندام بدن را کم می کند به طوری که با کوچکترین حرکت ورزشی عضلات منقبض می شوند و درد می گیرند.
۳۸) شکر سبب افزایش تقسیم سلولهای کبد و سرطان کبد می شود.
۳۹) شکر مقدار چربی کبد را زیاد می کند.
۴۰) شکر اندازه کلیه ها را بزرگ می کند.
۴۱) اختلال در کارپانکراس از اثرات شکر است.
۴۲) عامل یبوست و خشکی روده شکر است.
۴۳) سردردهای بی موقع و بی دلیل و میگرن بر اثر مصرف چیزهای شیرین است.
۴۴) شکر امواج مغزی دلتا- الفا و تتا را زیاد می کند که در نتیجه این افزایش قدرت تمرکز و تصمیم گیری در انسان از بین می رود.
۴۵) عامل اصلی افسردگی شکر است. مردم عامی تصور می کنند با خوردن چیزی شیرین روحیه شان شاد خواهد شد در حالیکه کاملا برعکس است. شادی حاصل از خوردن شیرینی به خاطر اعتیادی است که به آن دارید و با خوردن آن آرامش می یابید اما در روحیه و امواج مغزی شما اثر متضاد دارد.
۴۶) شکر ریسک بسته شدن رگهای خونی را زیاد می کند.
۴۷) وحشتناکترین بیماری قرن یعنی آلزایمر که با حواس پرتی های کوچک شروع
می شود بر اثر مصرف شکر به جود می آید. این به آن معناست که تا ۲۵ سال
دیگر نیمی از جمعیت میانسال کره زمین آلزایمر خواهند داشت و مرگ زجرآوری در
انتظارشان است.
دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد.
دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود، سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند.
ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود.
تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستانش، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می بیند...
مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود.
سالها بعد از پیروزی انقلاب، وقتی شاه از دنیا می رود، زن های شاه از ترس فرح، هر کدام به کشوری می روند و نامزد اوستا به فرانسه.
در همان روزها، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می شود و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد.
اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می سراید.
این غزل زیبا را از مهرداد اوستا با هم مرور می کنیم:
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بریدی و نبریدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم
مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم
چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم
به جز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم
نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، به دوش ناله کشیدم
جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم
به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم
وفا نکردی و کردم، به سر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟
.:: This Template By : web93.ir ::.