+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
آخرین نیوز: ظرف چند هفته آینده، آدرس های اینترنتی در کل دنیا تمام خواهد شد.
 

به گزارش برنا، وینت سرف (Vint Cerf)، معاون گوگل و یکی از پایه گذاران صفحات اینترنتی است که با استفاده از آدرس های پروتکل اینترنت (IP) توانست بین کامپیوترها ارتباط برقرار کند. وی اظهار داشته است که مسئولیت تمام شدن 4.3 میلیارد آدرس اینترنتی را به عهده می گیرد.

در سال 1997 در حالیکه سرف روی ماموریتی در سازمان دفاع آمریکا کار می کرد، موفق به ایجاد پروتکل IPv4 شد. به گفته وی، در آن روزها سرف حتی فکر نمی کرد که آدرس ها با این سرعت تمام شوند.

آدرس های IP یک سری شماره های واحدی هستند که به هر کامپیوتر، وب سایت و یا دیگر دستگاه های اینترنتی اختصاص داده می شود و با هم تفاوت دارند.

با توچه به تعداد بی شمار دستگاه هایی که اکنون به اینترنت وصل می شوند، آدرس های اینترنتی نیز با سرعت هر چه بیشتر رو به اتمام می روند. برای حل این بحران، یک پروتکل جدید (IPv6) در حال بروز رسانی است که هزارها میلیارد آدرس جدید ایجاد می کند.

   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
یک جوان 14 ساله آمریکایی پیشرفته ترین نرم افزاررا برای شرکت اپل ساخت.

 
http://www.bornanews.ir/Image/News/2011/1/10419_634313045837339107_l.jpg
 
به گزارش برنا، برخی سایت های عربی در گزارش خود منتشر کردند که "مارک زوکربرگ" موسس سایت اجتماعی فیسبوک و جوان ترین میلیاردرهای جهان، چندی پیش با اطمینان خاطر گفت که تضمین می دهد کاربران سایت وی به یک میلیارد نفر خواهد رسید.

گفته می شود فیسبوک در حال حاضر صدها میلیون کاربر در سراسر جهان دارد.

این در حالی است که یک جوان 14 ساله به نام "روبرت نای" از ایالت "یوتا" واقع درغرب آمریکا نیز اخیرا بهترین و پیشرفته ترین نرم افزار را برای شرکت "اپل" که طرح آن را داده بود اختراع کرد.

گفته می شود که این نرم افزار برای دو دستگاه آیفون هوشمند و آی پاد لمسی به کار می رود.

آی پاد جدید لمسی مانند آیفون هوشمند با لمس صفحه آن استفاده می شود و از لحاظ شکل ظهری بسیار شبیه به آیفون است.

امکان دانلود موسیقی از فروشگاه موسیقی اپل، امکان تماشای ویدئو های یتویوپ، قابلیت پخش بیش از 22 ساعت موسیقی و 5 ساعت ویدئو با یک بار شارژ کامل باتری از مهمترین ویژگی های آی پاد لمسی است.

گفتنی است که این نوع نرم افزار با وجود اینکه حدود یک از اختراع آن می گذرد بیش از دو میلیون نفر کاربررا به خود جذب کرده است.

   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
آخرین نیوز: محققان دانشگاه فلوریدا با طراحی یک نرم افزار که تصاویر 2 بعدی را به 3 بعدی تبدیل می کند، کمک بزرگی به نرم افزارهای امنیتی و روش های بیومتریک در تشخیص هویت افراد کرده اند.
 
 http://www.bornanews.ir/Image/News/2011/1/10260_634312938694370880_l.jpg

 
به گزارش برنا، ژین گوان و هانکی زوهانک دو محقق دانشگاه فلوریدا آتلانتا، عقیده دارند که فناوری تشخیص هویت افراد یا رمزگشایی به وسیله مشخصات فیزیکی افراد، راه حل مناسبی برای مدیریت اطلاعات هویتی و امنیتی افراد به حساب می آید.

این دو محقق، الگوریتم رایانه ای طراحی کرده اند که با بررسی زاویه دید تصاویر صورت، از عکس های 2 بعدی، تصاویر 3 بعدی ایجاد می کنند. به عقیده آنها با وجود تفاوت در چهره افراد، عکس های 2 بعدی همیشه دارای تشابهاتی هستند که حتی پیشرفته ترین رایانه ها هم در مواجه با آنها دچار سردرگمی می شوند و این فرصتی است که خلاف کاران و افراد سابقه دار برای تغییر هویت خود، از آن استفاده می کنند و با تبدیل تصاویر 2 بعدی به 3 بعدی علاوه بر آن که تشابهات از بین می روند، مشخصات صورت و حالت افراد که در تصاویر 2 بعدی از نظر پنهان هستند هم مشخص می شوند.

محققان بر این باورند که فناوری جدید را می توان جایگزین تست های بیومتریک، آزمایش اثر انگشت، عنبیه چشم افراد و آزمایش DNA کرد و تا حد زیادی اشتباهات و خطاهای احتمالی در آزمایش های قدیمی را کاهش داد.

نرم افزار جدید علاوه بر این که ابزاری پیشرفته در تشخیص هویت و نرم افزارهای امنیتی محسوب می شود، نوعی ابزار سرگرمی و امکانات مولتی مدیا برای تبدیل تصاویر 2 بعدی به 3 بعدی در تهیه پویا نمایی تبدیل خواهد شد.

   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
یک زن 50 ساله انگلیسی هزاران پوند برای جراحی پلاستیک هزینه کرد تا خود را به شکل دختر 28 ساله اش درآورد !

به گزارش آخرین نیوز یک نشریه انگلیسی نوشت: تصاویر «جانت» و دخترش «جین» نشان می‌دهد آنها اکنون شباهت ظاهری بسیاری از نظر وزن، رنگ مو و چهره پیدا کرده اند و شاید تفاوت آنها در رنگ چشم و اندکی اختلاف قد باشد.

Sample Image


براساس این گزارش جانت 10 هزار پوند برای جراحی‌های متعدد زیبایی خود هزینه کرده که این جراحی‌ها در کرواسی انجام شده است.
جانت با بیان اینکه وی سال‌ها احساس می‌کرد شبیه یک «کیسه کهنه» است!! می‌گوید: "ما اکنون شبیه دو خواهر دوقلو شده‌ایم و در مرکز توجه مردم قرار داریم."
وی می‌افزاید: "شاید اندکی احمقانه به نظر برسد که من برای شبیه شدن به دخترم جراحی زیبایی کرده‌ام اما او زیبا و جذاب است و چه کسی دوست ندارد شبیه جین شود؟!"
Sample Image

 

مادر 50 ساله اضافه می‌کند: "ما در حال حاضر به جای یک دختر و مادر شبیه دو خواهر دوقلو شده ایم. مردم در خیابان ما را اشتباهی می‌گیرند و می‌پرسند آیا شما خواهر هستید؟"
جین دختر این زن انگلیسی با ابراز خوشحالی از سیمای جدید مادرش می‌گوید: "ما اکنون از هر زمان دیگری به هم نزدیک تر شده ایم. مادرم از مدونا (خواننده آمریکایی)ی 52 ساله نیز بهتر است."
وی می‌افزاید: "تنها اختلاف در رنگ چشم و سایز کفش است. رنگ چشم من قهوه ای است و مال مادرم آبی. اندازه کفش‌های او نیز بزرگ تر است.

   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳

به گزارش آخرین نیوز، اغلب مردم برای حفظ اموال خود از دست دزدانی که همگام با پیشرفت های بشری، درحال پیشرفت در زمینه روشهای نو برای دزدی هستند، حاضرند هر کاری کنند تا وسایل و اموالشان از دست آنان در امان باشد. اما در این میان برخی از مردم روشهای بچه گانه ای را برای حفظ اموالشان انتخاب می کنند که آدمی را به خنده وا می دارند.

تصاویر زیر روشهای بعضاً خنده داری است که البته در ایران ما این روش ها جایگاه چندانی ندارد.

گفتنی است که با بکارگیری این روش ها در کشور امید چندانی نداشته باشید که دزدان ایرانی اموالتان را نبلعند!

 

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

 

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured

Scary Looking Locks   featured


   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
آخرین نیوز: اینجا نمی‌شود با پفک، تخمه و چیپس وارد سالن شد. آرامشی در کار نیست. ولو شدن روی صندلی محال است. گپ زدن‌های طولانی با بغل دستی هم شدنی نیست. اصلا کسی اینجا نمی‌آید تا با دیدن یک فیلم دراماتیک، خاطره درست کند. اینجا، هر چه هست، اتفاقات غیرمنتظره‌ای است که هیجان را در رگ‌های آدم جاری می‌کند تا آدرنالین خونش کم کم بالا برود. یک پادزهر و آنتی خستگی اساسی برای کسالت‌های عصر دیجیتال و روزمرگی‌های جوان‌ها تا چند دقیقه‌ای هرکسی را از فکر و خیال رها کند. اینجا، سینما چهار بعدی‌هایی است که یکی پس از دیگری تعدادش زیاد می‌شود و در دسترس همه قرار می‌گیرد تا همه از این اتفاق ویژه لذت ببرند. سینماهایی که در یک ضیافت کوتاه ربع ساعتی، شما را مهمان هیجان و اتفاق‌های غیرمنتظره‌اش می‌کند. اگر سر ماجراجویی و شوق کسب یک تجربه جدید را دارید، اگر آن‌قدر پول کنار نگذاشته‌اید که به این تلویزیون‌های سه‌بعدی دلخوش کنید، اگر در دم‌دم‌های جشنواره فیلم فجر از فیلم‌های دو بعدی دلزده شده‌اید، به یکی از این سینماهای دم‌دستتان پای بگذارید. آقایان، خانم‌ها این شما و این سینما با یکی دو بعد اضافه!
 
http://www.hamshahrimags.com/Images/News/Larg_Pic/2-11-1389/IMAGE634312981610077500.jpg

شهربازی‌ها آخرین تیر ترکش دنیای واقعی سرگرمی‌ها بودند. تا اسم تونل وحشت و ترن می‌آمد، دوز شور و هیجان ما آدم‌ها می‌رفت بالا و خاطره اولین‌باری که از آنها استفاده کردیم را به یاد می‌آوردیم. اما با ورود به عصر دیجیتال سرگرمی‌ها هم رنگ و بوی مجازی گرفتند و شهربازی‌ها خلوت شد و کسی دیگر دنبال تجربه لذت ترس‌ از ارتفاع وسایل بازی نبود. هر کسی می‌توانست در خانه بنشیند و بدون ترس در فضای مجازی از یک ارتفاع بلند بپرد و حتی اسلحه دستش بگیرد و بدون هراس از کسی و چیزی آدم بکشد! یکنواخت شدن این فضا پس از مدتی آدم‌ها را به فکر انداخت تا دست به کار شوند. بعد از مدتی تصمیم گرفتند که تلفیقی از فضای واقعی و مجازی را بسازند. سینمای چهاربعدی در ادامه همین استراتژی وارد دنیای سرگرمی‌ها شد و توانست با ظرفیتی که داشت، مخاطبان را جذب کند.
حالا این سینماها از خشکسالی شهربازی‌های کهنه و نیمه تعطیل، به میان پارک‌ها و خیابان‌ها آمده‌اند تا مخاطبان بیشتری جذب کنند و هر روز به تعداد طرفدارانشان اضافه شود. اتفاقی که هنوز جدید است و خیلی‌ها از این سرگرمی هیجان‌انگیز بی‌خبرند!

 سفر به سرزمین مجازی

آنهایی که تا به حال پایشان را در این سینماها نگذاشته‌اند، هیچ تصوری از دنیای آن ندارند. کافی است عزم کنند تا برای اولین بار، قدم در این سرزمین رویایی بگذارند تا چند دقیقه‌ای از هر فکر و خیالی فارغ شوند و یک دنیای مثلا ناشناخته را تجربه کنند؛ تجربه سفر به دوران ژوراسیک که باید با دایناسورها و غول‌های مجازی و اتفاقات عجیب و غریب دست و پنجه نرم کنند.
این روزها کسانی که گذرشان به پارک‌های بزرگ شهر می‌افتد، گوشه پارک یک سوله کوچک رنگی می‌بینند که بی‌شباهت به خانه بازی‌های شهربازی‌ها نیست. شمایل عجیب و غریبی دارد و روی در و دیوارش کله دایناسور و تصاویری از ترس و وحشت بیننده‌های این سینماها نصب شده. با دیدن تابلوی سردر سالن که نوشته «سینما چهاربعدی» در کله آدم یک علامت سوال بزرگ نقش می‌بندد که «تا سه بعدش را در این تبلیغات تلویزیونی شنیده بودیم، چهار بعدی دیگر چه حکایتی است؟!» کافی است 1500 تومان برای تهیه بلیت فیلم‌هایش خرج کنید تا این ابهام را از کله‌تان بیرون کند. بعضی از این سینماها مثل سینمای چهار بعدی پارک ملت یک ابتکار جالب هم زده‌اند. آنها با نصب یک مانیتور در بیرون از سالن نمایش، اتفاقاتی را که در سالن در حال رخ دادن است مثل یک دوربین مخفی، به بیرونی‌ها نمایش می‌دهند تا بقیه هم ترغیب شوند و ببینند آن تو چه خبر است. با ورود به سالن کوچک نمایش که 40 نفر بیشتر ظرفیت ندارد، یک عینک پلاستیکی نسبتا بزرگ می‌دهند دستت تا بتوانی تصویر سه بعدی نمایش را درک کنی.
«قرار است چه اتفاقی بیفتد؟»، «چرا صندلی‌ها این قدر بلند است؟»، «چرا صندلی‌های جلویی سوراخ دارد؟»؛ هر کس که روی صندلی می‌نشیند در اولین لحظه‌ها از بغل‌دستی‌اش این سوال‌ها را می‌پرسد. همه در گوش هم پچ‌پچ می‌کنند و در و دیوار سالن را نگاه می‌کنند. تا برق‌ها روشن است، مسؤول سالن بلیت‌ها را می‌گیرد و به مشتری‌ها عینک می‌دهد و آنها را به صندلی‌ها راهنمایی می‌کند. آقایی که البته چراغ قوه ندارد!

 بپا خیس نشی

با خاموش شدن سالن و شروع فیلم، هیجان کلید می‌خورد. نگاه بهت‌آلود تماشاچی‌ها به سمت پرده بزرگ روبه‌رویشان می‌رود. با دقت منتظرند ببینند چه اتفاق ویژه‌ای قرار است بیفتد. انیمیشن 15 دقیقه‌ای که دوبله هم نیست، روی پرده می‌رود تا فقط جلوه‌های بصری‌اش دیده شود و از دیالوگ‌هایش چیزی نفهمند. فقط نسخه کارتون «شرک» دوبله شده و حرف‌های بقیه انیمیشن‌ها را باید دست و پا شکسته فهمید. کاری که بعد از نمایش می‌فهمید خیلی هم لازم نبوده!
خلبانی از هلی‌کوپتر سقوط می‌کند و می‌افتد در دل یک جنگل. در همین صحنه اول می‌شود تفاوت سینمای دوبعدی و سه بعدی را فهمید! از بس با این تکنولوژی، خلبان در حال سقوط به تو نزدیک می‌شود که احساس می‌کنی الان است که روی سرت خراب شود. صدای باندهای بزرگ سالن هم بی‌تاثیر نیست. کم‌کم صدای تماشاچی‌ها هم شنیده می‌شود. بدجوری ذوق کرده‌اند و هیجان زیر پوست‌شان دویده. اما خیلی دیری نمی‌پاید که با ورود خلبان به جنگل با حیوانات وحشی و ترسناکی روبه‌رو می‌شود که بیننده‌ها هم اندازه آن خلبان از حیوانات می‌ترسند.
گره ماجرا اینجا باز می‌شود؛ تفاوت سینمای چهار بعدی با بقیه نمایان می‌شود. وقتی حیوان به سمت خلبان می‌آید، با زاویه‌ای که دوربین دارد، انگار به سمت تماشاچی می‌آید. با یورش حیوان، خلبان یکه می‌خورد و به سمت عقب پرت می‌شود. در همین لحظه همزمان با خلبان صندلی، شما را به عقب پرت می‌کند. اولین بار است که صندلی تکان می‌خورد و جیغ جمعیت می‌رود هوا. اگر یک آدم مسن در سالن بود، حتماً جانش را می‌گرفت کف دستش و می‌رفت بیرون! در حین تعقیب و گریز حیوانات با خلبان صندلی تکان‌های مداوم دارد و انگار آدم خودش در وسط معرکه است و دارد فرار می‌کند. هر کنشی که در انیمیشن روی خلبان انجام می‌شود، بیننده هم حس می‌کند. در یکی از همین تعقیب و گریز‌ها روی خلبان آب پاشیده می‌شود. از پشت صندلی جلویی به تمام هیکل خوش‌پوش شما آب پاشیده می‌شود تا بفهمید حکمت آن سوراخ‌های صندلی چه بوده! تا جمعیت خیس می‌شوند، عده‌ای جیغ می‌زنند و عده دیگری قهقهه. بیشتر صدای خانم‌ها می‌آید که غافلگیر شده‌اند و خیلی خوششان نیامده.
جز اینها افکت‌های دیگری هم هست که سر حالتان می‌آورد. وقتی در فضای مخوف جنگل، موش‌ها به سمت شما می‌آیند با شلنگ‌هایی که زیرپایتان نصب شده، احساس می‌کنید موش‌ها زیرپایتان در حال رژه رفتن هستند. هنوز این اتفاقات عادی نشده و جمع زیادی از سالن به ویژه خانم‌ها یک جیغ مفصل می‌کشند تا معلوم شود که افکت‌های سینما جواب داده‌اند. وقتی در فضای جنگل باد به صورت خلبان می‌خورد، از روبه‌رو و از پشت سرتان باد می‌وزد و می‌خورد به صورت و کله‌تان. بچه‌هایی که در سالن هستند، حسابی ذوق می‌کنند. یکی‌شان همان وسط سالن با زبان شیرینش به مادرش می‌گوید: «هر شب جمعه بیاییم اینجا. این طوری قول می‌دهم اذیت نکنم»
در گیر و دار این حرف‌ها، با گیر افتادن خلبان در یک فضای تاریک، یکهو چندتا از افکت‌ها همزمان اجرا می‌شود تا صدای جیغ ترس‌ها و شادی‌ها به اوج برسد. همزمان صدای وحشتناکی در سالن می‌پیچد و خفاش‌ها به سمت شما می‌آیند. آب با باد قاتی می‌شود و می‌خورد توی صورتتان. تکان‌های شدید و بی‌نظم صندلی که در طول نمایش ادامه دارد در آخر کار شدت می‌گیرد تا با یک تکان شدید، حسن ختام خاطره‌انگیزی داشته باشید! تماشاگرانی که هر لحظه با هر تغییری به وجد آمده‌اند، با تجربه‌ای جدید نسبت به شهربازی‌ها، سالن را ترک می‌کنند.

 مشتری راضی، صاحب سینما هم راضی!

«فوق‌العاده بود»، «خیلی حال داد»، «فکر نمی‌کردم این طوری باشه»؛ با گفتن این جمله‌ها به نظر می‌رسد هر کسی که از سالن بیرون می‌آید، راضی شده و از یک تجربه جدید لذت برده است. بهزاد سماواتی جوان که در فصل امتحانات دانشگاه به همراه دوستش به سینمای چهاربعدی پارک ملت آمده، از وقت گذاشتن برای این سینما راضی است؛ «اولین باری بود که آمدم این سینما. خوب بود. قبلش فکر می‌کردم الکی باشد ولی بعدش دیدم نه. خیلی تکنولوژی جالبی بود. خیلی هزینه کرده بودند. می‌ارزید. هیجان خوبی هم داشت.» دوست دانشجویش، آرش مسیح‌پور سینمای چهار بعدی را در کشور دیگری دیده ولی اولین بار بود که در ایران به این سینما می‌آمد؛ «من قبلا در کویت به این نوع سینما رفته بودم. آنجا تکنولوژی‌اش کمی با اینجا فرق می‌کرد. آنها از سه تا LCD در سالن استفاده می‌کردند که یکی روبه‌رو بود و آن دو تای دیگر هم در اطراف. تصویر این‌طوری طبیعی‌تر به نظر می‌رسید. در آن سالن‌ها تصویر با شما فاصله نداشت و تا نزدیک بینی شما هم می‌آمد. اما فضای سالن و زمان فیلم‌ها با آنجا فرقی ندارد.» آرش از نکات فنی کار هم مطلع است؛ «تکنولوژی‌اش به این صورت است که با دوربین دولنزی فیلم‌برداری می‌شود مثل اینکه دوتا دوربین در حال فیلم‌برداری است. آنها دوتا تصویر را می‌اندازند روی نمایشگر و مخاطب به وسیله عینک مخصوص دوتا تصویر را یکی می‌بیند. این یک تصویر سه بعدی است که می‌بینیم.»
علاوه بر مشتری‌ها، گویا صاحبان سینماها هم راضی هستند. سعید روغنی رئیس سینمای چهاربعدی پارک ملت تهران از استقبال مردم به‌خصوص جوان‌ها خبر می‌دهد؛ «با وجود سرما و تاریکی زودهنگام زمستان در روزهای تعطیل و آخر هفته، نزدیک به 1000 تا 1500 نفر به دیدن فیلم‌های ما می‌آیند. ما هم نهایت تلاش خود را به کار می‌بریم تا تماشاگرها راضی باشند. الحمدلله مسؤولان شهرداری از رئیس سازمان فرهنگی هنری تا شهردار منطقه و مدیر پارک با ما همکاری خوبی داشته‌اند که باید از آنها تشکر کنیم.» روغنی می‌گوید قرار است طرح احداث سینماهای چهاربعدی در تهران همچنان ادامه داشته باشد؛ «این سینماها در تهران، زیرنظر موسسه هاتف‌شهر است که خیلی هم زحمت می‌کشند. قرار است هم از لحاظ کمی، هم کیفی روی این سینماها کار شود. الان سینماهای ما 16 افکت دارد که تا 32 افکت قابل ارتقاست و به مرور این کار را خواهیم کرد. الان فیلم‌ها را با قیمت بالایی می‌خریم اما چون می‌خواهیم مشتری را راضی نگه داریم، سراغ فیلم‌های جدیدتر هم رفته‌ایم. مشتری‌هایی داریم که می‌آیند ماشین‌شان را پارک می‌کنند، فیلم را می‌بینند و بعد دوباره سوار می‌شوند و می‌روند. فقط برای سینما می‌آیند.»

 

منبع: گروه مجلات همشهری


   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
آخرین نیوز: پاساژ علاءالدين بامداد يكشنبه، دچار حريق شد و نيمي از مغازه‌هاي طبقه چهارم آن در آتش سوخت.

به گزارش ایسنا، در ساعت 3:43 بامداد امروز(یكشنبه) آتش‌نشانان ایستگاه‌های 1، 46، 40 و 18 از طریق تماس تلفنی در جریان وقوع آتش‌سوزی در خیابان جمهوری، نبش خیابان حافظ قرار گرفتند.

فتح‌الله تیموری، معاون عملیات سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران حاضر در محل درباره این حادثه گفت: آتش‌سوزی از یكی فروشگاه‌های طبقه چهارم این مجتمع شروع شده و از طریق فضاهای زیر سقف كه برای عبور سیستم تاسیساتی در نظر گرفته می‌شود به سرعت در حال گسترش و سرایت به دیگر فروشگاه‌ها بود.


 

وی گفت: آتش‌نشانان با بكارگیری تجهیزات خاموش كننده و ایمنی و تلاش همه جانبه موفق شدند شعله‌های آتش را مهار و آتش‌سوزی را در كمتر از 30 دقیقه كاملا خاموش كنند.

معاون عملیات سازمان آتش‌نشانی افزود: آتش‌نشانان با اجرای عملیات ایمن‌سازی و بررسی همه جانبه طبقات دیگر ساختمان و اطمینان از پیشگیری از خطرات احتمالی دیگر به ماموریت خود پایان دادند.

وی با اشاره به سرعت عمل و تلاش همه جانبه آتش‌نشانان گفت: در جریان فعالیت آتش‌نشانان برای جلوگیری از گسترش شعله‌های آتش و خاموش كردن آتش‌سوزی دو تن از مسئولان منطقه یك و معاون فرمانده یكی از ایستگاه‌ها دچار دود گرفتگی شدند و بر اثر برخورد اجسام سنگین به گردن آنان آسیب دیدند كه بلافاصله به مركز درمانی اعزام شدند.

تیموری، ساختمان این مجتمع را ناایمن خواند و گفت: از نظر كارشناسان ایمنی سازمان آتش‌نشانی این ساختمان ناایمن است و سامانه‌های اعلام و خاموش كردن آتش‌سوزی موثری برای آن در نظر گرفته نشده است.

وی با اشاره به بروز سه آتش‌سوزی در این مركز در سال‌های اخیر، افزود: با توجه به اینكه در این مجتمع تجاری فروشگاه‌های كوچك وجود دارد و انبوهی از لوازم جانبی گوشی تلفن همراه، رایانه و لوازم صوتی به صورت ناایمن در آنها انباشته شده است، بروز یك حادثه بسیار كوچك می‌تواند به فاجعه بزرگ با تلفات انسانی و خسارت‌های مالی تبدیل شود.

معاون عملیات سازمان آتش‌نشانی تهران همچنین تصریح كرد: علاوه بر بحث چیدمان كالاها در فروشگاه‌های این مجتمع، نمای كاذب شیشه‌ای فروشگاه‌ها بر ناایمنی این ساختمان افزوده است.

وی در تشریح این مورد گفت: نمای كاذب موجب می‌شود هر گونه آتش به صورت افقی و عمودی گسترش یابد و باعث سرایت شعله‌های آتش به صورت ناگهانی شود.

 


 

تیموری گفت: در این حادثه، آتش‌سوزی در بخش میانی ساختمان رخ داده بود و چنانچه از فروشگاه‌های كناری مشرف به نمای كاذب رخ می‌داد آثار تخریبی آن به علت وجود نمای كاذب یقینا بیشتر می‌شد.

معاون عملیات سازمان آتش‌نشانی تهران با بیان اینكه حدود 25 درصد از فروشگاه‌های طبقه چهارم این مجتمع تحت تاثیر دود، شعله و حرارت ناشی از این آتش‌سوزی قرار گرفته‌اند و كمتر از نیمی از آنها با زیان‌های مالی جدی روبرو شده‌اند افزود: با تلاش آتش‌نشانان از گسترش شعله‌های آتش به فروشگاه‌های طبقات دیگر این مجتمع جلوگیری و آتش‌سوزی در نطفه خاموش شد.


   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
آخرین نیوز: درحالی كه عوامل سریال قهوه تلخ در صدد شكستن ركورد فروش سریال نود قسمتی خود هستند فردی مدعی شده كه مهران مدیری، خشایار الوند و امیر مهدی ژوله از نام و مضمون كلی فیلمنامه وی به نام خودشان استفاده كرده اند.

به گزارش مهر؛ سید یزدان میرزادگی كه سابقه فعالیت هنری در بخشهای فیلمنامه نویسی، دستیاری كارگردانی و بازیگری در سینما و تلویزیون را در كارنامه كاری خود دارد، سه ماه پیش شكایت نامه ای علیه مهران مدیری، خشایار الوند و امیر مهدی ژوله طرح كرد مبنی بر اینكه عوامل تهیه و پخش سریال قهوه تلخ از نام و مضمون كلی فیلمنامه وی به نام خودشان استفاده كرده اند. او مدعی است در سال 85 فیلمنامه درام قهوه تلخ را نوشته و در تاریخ 15/7/85 در بانك فیلمنامه ایران آن را به ثبت رسانده است. در مضمون فیلمنامه وی، فردی قهوه تلخ را نوشیده و به زمان گذشته رفته و دوباره با نوشیدن همان قهوه به زمان حال برمی گردد.

اما مضمون فیلمنامه نوشته شده توسط امیرمهدی ژوله و خشایار الوند با عنوان قهوه تلخ نیز تقریبا همین مضمون را دارد با این تفاوت كه نوشته این دو نفر فیلمنامه ای طنز برای سریال است درحالی كه نوشته میرزادگی درام سینمایی است. با اینحال میرزادگی می گوید می توان مضمون یك فیلمنامه را بسط داد و آن را به سریال تبدیل كرد.

بعد از طرح شكایت میرزادگی از عوامل سریال قهوه تلخ، علی زارعی، وكیل پایه یك دادگستری و مشاور حقوقی كه وكالت پرونده شكایت یزدان میرزادگی از این افراد را بر عهده دارد در تاریخ 24 آبانماه امسال نامه ای به بازپرس دادسرای ناحیه 19 تهران نوشت و در بخشهایی از آن ذكر كرد كه با استناد به بند 1 ماده 2 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان كه هر نوشته هنری، مانند فیلمنامه اثر بوده و مورد حمایت این قانون است و استناد به ماده 3 قانون مرقوم، حقوق صاحب اثر شامل حق انحصاری نشر است و همچنین طبق ماده 17 این قانون حتی نام و عنوان و نشان ویژه ای كه معرف اثر است از حمایت این قانون برخوردار است و هیچكس در هر پست و مقامی نمی تواند آنها را برای اثر دیگری از همان نوع و یا مانند آن به ترتیبی كه القا شبهه كند به كار برد.

وی در نامه خود این سوال را مطرح كرد كه آیا استفاده از نام اثر موكل و محتوای اثر، آنهم در مهمترین قسمت فیلمنامه یعنی نوشیدن قهوه تلخ و بازگشت به زمان گذشته مصداق كامل نقض قانون حمایت از حقوق مولفان، منصفان و هنرمندان نیست؟
با توجه به ثبت اثر از جانب موكل در تنها مرجع ثبت فیلمنامه در ایران و همچنین اطلاع همگان از ثبت اثر و حتی انتشار عنوان اثر به نام موكل در مجله بانی فیلم در كنار نام آقای خشایار الوند و اثر ایشان (ماكسیما) كه اكنون ادعای نویسندگی قهوه تلخ را دارند و با توجه به پوسترهای تبلیغاتی چاپ شده در سال 86 توسط سازمان سینمایی فجر و سوابق موكل به نویسندگی جملگی حكایت از حقانیت موكل و صحت ادعای وی دارد.

زارعی در این نامه تقاضای جلوگیری از پخش سریال قهوه تلخ و صدور قرار مجرمیت را خواستار شده است. پس از آن موضوع پیگیری شد و عوامل سریال قهوه تلخ به دادسرا فراخوانده شدند. تا اینكه بعد از برگزاری جلسه ای، مهران مدیری، ژوله و الوند درخواست ده روز مهلت برای دریافت رضایت از سوی شاكی را اعلام كردند.

یزدان میرزادگی در تاریخ 7/9/1389 تنها رضایت حقوقی خود را درباره این پرونده اعلام كرد. اما او  می گوید: در این مدت عوامل سریال قهوه تلخ به صورت شفاهی قول انجام تعهداتی را به من دادند اما تا كنون به هیچیك از آن تعهدات عمل نكرده اند.

میرزادگی با بیان اینكه فیلمنامه سریال قهوه تلخ ثبت نشده است ادامه میدهد: اگر نویسندگان قبل از نوشتن هر متنی به بانك فیلمنامه مراجعه كنند دیگر شاهد آن نخواهیم بود كه دو نفر یك نام و محتوا را برای اثر خود انتخاب كنند.

علی زارعی، وكیل پرونده قهوه تلخ نیز اظهار كرد كه به دلیل تعهدات اخلاقی صحبتی نمی كنم. او عملی نشدن تعهدات شفاهی عوامل سریال قهوه تلخ را هم رد نكرد.

پرونده شكایت از عوامل سریال قهوه تلخ با وجود رضایت كتبی یزدان میرزادگی هنوز باز است و این نویسنده قصد دارد تا در صورت عملی نشدن تعهدات عوامل سریال قهوه تلخ، دوباره از مدیری، ژوله و الوند شكایت كند.


   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
بهنام صفوی که صدایی شبیه به رضا صادقی دارد برای خواندن ترانه تیتراژ «اخراجیها3» انتخاب شده است.

شبکه ایران: پس از پایان فیلمبرداری سومین قسمت از «اخراجیها» این روزها تدوین فیلم در حال انجام است تا فیلم برای نمایش در جشنواره فیلم فجر آماده شود.
 
به موازات تدوین بهنام ابطحی نیز کار ساخت موسیقی متن این کار را انجام داده ضمن اینکه یکی از خواننده های نزدیک به این آهنگساز یعنی بهنام صفوی که صدایی شبیه به رضا صادقی دارد برای خواندن ترانه تیتراژ «اخراجیها3» انتخاب شده است.
 
بهنام صفوی خواننده جوان ایرانی که در ابتدای سال جاری آلبومی با عنوان «عشق من باش» را به بازار موسیقی ارائه کرده بود و به لطف چند تک آهنگ این آلبوم و به خصوص قطعه‌ای به نام «خسته شدم» توجه مخاطبان را به خود جلب کرده بود، ترانه «اخراجیها3» را براساس کلامی از محمدحسین جعفریان و آهنگی از بهنام ابطحی می‌خواند.

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی


   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
مادر سرداران شهيد «مجيد و محسن صادقي» روز گذشته بر سر مزار فرزندانش در قطعه ۲۸ بهشت زهرا (س) جان سپرد.

به گزارش فارس ، قر‌ةالعين ناوان مادر شهيدان «مجيد و محسن صادقي» روز گذشته در حالي كه به همراه همسر و خانواده به قطعه ۲۸ بهشت زهرا (س) رفته بود، در هنگامه اذان ظهر و غبارروبي مزار فرزندان شهيدش در ۶۹ سالگي جان سپرد.

به گفته خانواده شهيدان صادقي روز گذشته وضعيت جسمي وي مساعد بود و عروج ملكوتي‌اش به صورت ناگهاني اتفاق افتاد.

پيكر مادر شهيدان صادقي صبح امروز با حضور همرزمان شهيدان، خانواده شهدا و ايثارگران و امت حزب‌الله تشييع و در قطعه ۵۵ بهشت زهرا (س) به خاك سپرده شد.

سردار شهيد «مجيد صادقي» متولد ۱۵ مرداد ۱۳۳۹بود كه در عمليات «والفجر ۴» با مسئوليت نيروي اطلاعات عمليات لشكر ۱۰ سيدالشهدا (ع) در ۱۲ آبان ۱۳۶۲ در منطقه پنجوين در حالي كه در انتظار تولد اولين فرزندش بود، در ۲۳ سالگي، به شهادت رسيد.

سردار سپاه اسلام شهيد «محسن صادقي» متولد ۲۱ فروردين ۱۳۴۴، پس از شهادت برادرش، در عمليات‌هاي مختلف دوران دفاع مقدس حضور يافت تا اينكه در عمليات مرصاد با مسئوليت فرماندهي گروهان از سپاه مخصوص ولي امر و در خط مقدم، طي شناسايي از سوي منافقان و پرتاب نارنجكي از سوي آنها، در تاريخ ۶ مرداد ۱۳۶۷ به شهادت ‌رسيد و پيكر مطهرش پس از ساعت‌ها تلاش به عقب بر‌گردانده شد.
شهيد «محسن صادقي» نيز همانند برادرش در ۲۳ سالگي و در حالي در آرزوي بر آغوش گرفتن نخستين فرزندش بود، به شهادت رسيد.


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش