+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
با نگاهي به اسامي پركارترين بازيگر مرد جشنواره بيست و نهم در مقايسه با جشنواره سال گذشته، مي‌توان به اين نتيجه دست يافت كه «حميد فرخ‌نژاد» كه با 7 فيلم در جشنواره حضور دارد.
فارس- «حامد بهداد» با 6 فيلم و «نيكي كريمي»با 5 فيلم پركارترين بازيگران مرد و زن در جشنواره بيست و نهم فيلم فجر هستند.

در حالي كه دو هفته تا شروع اين رويداد مهم باقي مانده، با مروري بر فيلم‌هاي احتمالي حاضر در جشنواره 29 فيلم فجر مي‌توان گفت در بخش پركارترين بازيگر مرد «حامد بهداد» با 6 فيلم و «مصطفي زماني» با 5 فيلم و در بخش پركارترين بازيگر زن «نيكي كريمي» با 5 فيلم در بيست و نهمين دوره جشنواره فيلم فجر حضور دارند.

اسامي بازيگران مرد و زن حاضر در اين دوره جشنواره فجر به همراه فيلم‌هاي آن به شرح زير است:

* بازيگران مرد:

1- حامد بهداد:
1- انتهاي خيابان هشتم (عليرضا اميني)، 2- پرتقال خوني (سيروس الوند)، 3- جرم (مسعود كيميايي)، 4- زندگي با چشمان بسته (رسول صدرعاملي)، 5- سعادت آباد (مازيار ميري)، 6- بيداري (فرزاد موتمن)


2- مصطفي زماني:
1- باگت (سامان مقدم)، 2- بانوي شهر ما (ابراهيم حاتمي‌كيا)، 3- سبب من (بهرام بهراميان)، 4- قصه پريا (فريدون جيراني)، 5- اينجا تاريك است (محمد رضا خاكي)

3- شهاب حسيني:
1- برف روي شيرواني داغ (هادي كريمي)، 2- جدايي سيمين از نادر (اصغر فرهادي)، 3- خانه پدري (كيانوش عياري)، 4-روايت «سوت پايان» (نيكي كريمي)

4- مهدي هاشمي:
1- آقا يوسف (دكتر علي رفيعي)، 2- آلزايمر «نسيان» (احمد رضا معتمدي)، 3- خانه پدري (كيانوش عياري) 4- مصائب چارلي (عليرضا سعادت‌نيا)

5- فرهاد اصلاني:
1- اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)، 2- من مادرم هستم (فريدون جيراني)، 3- سيزده پنجاه نه (سامان سالور)، 4- يك حبه قند (رضا ميركريمي)

6- اميرحسين آرمان:
1- يك حبه قند (رضا مير كريمي)، 2- قصه پريا (فريدون جيراني)، 3- برف روي شيرواني داغ (محمد هادي كريمي)، 4- شش نفر زير باران (علي عطشاني)

7- صابر ابر:
1- انتهاي خيابان هشتم (عليرضا اميني)، 2- اينجا بدون من (بهرام توكلي)، 3- سيزده پنجاه نه (سامان سالور)

8- پولاد كيميايي:
1- جرم (مسعود كيميايي)، 2- اينجا تاريك نيست (محمد رضا خاكي)، 3- زندگي با چشمان بسته (رسول صدرعاملي)

9- رضا كيانيان:
1- يك حبه قند (رضا ميركريمي)، 2- راه آبي ابريشم (محمد بزرگ‌نيا)، 3- بانوي شهر ما (ابراهيم حاتمي‌كيا)

10- داريوش ارجمند:
1- جرم (مسعود كيميايي)، 2- راه آبي ابريشم (محمد بزرگ‌نيا)، 3- بانوي شهر ما (ابراهيم حاتمي‌كيا)

11- رضا عطاران:
1- اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)، 2- اخلاقتو خوب كن (مسعود اطيابي)، 3- ورود آقايان ممنوع (رامبد جوان)

12- همايون ارشادي:
1- سبب من (بهرام بهراميان)، 2- باگت (سامان مقدم)، 3- پرنسيب «اصولگرا» (تهمينه ميلاني)

13- مهران رجبي:
1- خانه پدري (كيانوش عياري)، 2- ورود زنده‌ها ممنوع (رامبد جوان)، 3- شش نفر زيرباران (علي عطشاني)

14- نيما شاهرخ‌شاهي:
1- اخراجي‌هاي 3 (مسعود ده‌نمكي)، 2- مصادره «شبكه» ايرج قادري، 3- نفرين (علي توكل‌نيا)

15- بهرام رادان:
1- پرنسيب «اصولگرا» (تهمينه ميلاني)، 2- راه آبي ابريشم (محمد بزرگ‌نيا)

16- فريبرز عرب‌نيا:
1- پرتقال خوني (سيروس الوند)، 2- خاك و آتش (مهدي صباغ‌زاده)

17- حميد فرخ‌نژاد:
1- سبب من (بهرام بهراميان)، 2- شب و قسم به دلتنگي (رسول صدرعاملي)

18- حبيب رضايي:
1- اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)، 2- من مادرم هستم (فريدون جيراني)

19- عزت‌الله انتظامي:
1- زندگي با چشمان بسته (رسول صدرعاملي)، 2- راه آبي ابريشم (محمد بزرگ‌نيا)

20- اكبر عبدي:
1- مصادره (ايرج قادري)، 2- اخراجي‌هاي 3 (مسعود ده‌نمكي)

21- حسين ياري:
1- سعادت آباد (مازيار ميري)، 2- پرنده باز (عطا الله سليمانيان)

22- هادي ديباجي:
1- سيب و سلما (حبيب الله بهمني)، 2- گلوگاه شيطان (ابراهيم معيري)

23- فرامرز قريبيان:
1- آلزايمر«نسيان» (احمد رضا معتمدي)، 2- بهشت اينجاست (حميد سليميان)

24- جمشيد مشايخي:
1- جرم (مسعود كيميايي)، 2- سيزده پنجاه نه (سامان سالور)

25- مهران احمدي:
1- اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)، 2- سيزده پنجاه نه (سامان سالور)

26- رضا داوودنژاد:
1- خيابان‌هاي آرام (كمال تبريزي)، 2- مرهم (عليرضا داوودنژاد)

27- پارسا پيروزفر:
1- اينجا بدون من (بهرام توكلي)، 2- اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)

28- اشكان خطيبي:
1- اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)، 2- روايت «سوت پايان» (نيكي كريمي)

29- جمشيد هاشم‌پور:
1- ما سه نفر (مهرداد فريد)، 2- گلوگاه شيطان (حميد بهمني)

30- دانيال عبادي:
1- پرنسيب «اصولگرا» (تهمينه ميلاني)، 2- پايان دوم (يعقوب غفاري)

31- جعفر دهقان:
1- سيب و سلما (حبيب الله بهمني)، 2- گلوگاه شيطان (حميد بهمني)

32- امين حيايي:
1- اخراجي‌هاي 3 (مسعود ده‌نمكي)، 2- ساندويچ سرد «شش و بش» (بهمن گودرزي)

33- حميد گودرزي:
1- خيابان بيست و چهارم (سعيد اسدي)، 2- ما سه نفر (مهرداد فريد)

* بازيگران زن:

1- نيكي كريمي:
1- بيداري (فرزاد موتمن)، 2- جرم (مسعود كيميايي)، 3- روايت «سوت پايان» (نيكي كريمي)، 4- خيابان‌هاي آرام (كمال تبريزي)، 5- خيابان‌هاي آرام (سعيد اسدي)

2- آناهيتا نعمتي:
1- پرنسيب «اصولگرا» (تهمينه ميلاني)، 2- برف روي شيرواني داغ (هادي كريمي)، 3- پايان دوم (يعقوب غفاري)، 4- ساندويچ سرد «شش و بش» (بهمن گودرزي)

3- ليلا حاتمي:
1- آسمان محبوب (داريوش مهرجويي)، 2- سعادت آباد (مازيار ميري)، 3- جدايي نادر از سيمين (اصغر فرهادي)، 4- چيزهايي است كه نمي‌دانيم (فردين صاحب‌الزماني)

4- مهناز افشار:
1- قصه پريا (فريدون جيراني)، 2- سعادت آباد (مازيار ميري)، 3- باگت (سامان مقدم)

5- باران كوثري:
1- قصه پريا (فريدون جيراني)، 2- اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)، 3- من مادر هستم (فريدون جيراني)

6- پگاه آهنگراني:
1- ورود آقايان ممنوع (رامبد جوان) 2- آقا يوسف (علي رفيعي) 3- راه آبي ابريشم (محمد بزرگ‌نيا)

7- پريوش نظريه:
1- يك حبه قند (رضا مير كريمي)، 2- شب و قسم به دلتنگي (رسول صدرعاملي)، 3- زندگي با چشمان بسته (سول صدرعاملي)

8- طناز طباطبايي:
1- مرهم (عليرضا داوودنژاد)، 2- بانوي شهر ما (ابراهيم حاتمي‌كيا)، 3- سبب من (بهرام بهراميان)

9- گوهر خيرانديش:
1- خنده در باران (داريوش فرهنگ)، 2- بانوي شهر ما (ابراهيم حاتمي‌كيا)، 3- علفزار (محمد علي طالبي)

10- بهنوش بختياري:
1- اخراجي‌ها 3 (مسعود ده‌نمكي)، 2- ما سه نفر (مهرداد فريد)، 3- آژانس ازدواج (محمد درمنش)

11- هنگامه قاضياني:
1- سعادت آباد (مازيار ميري) 2- من مادرم هستم (فريدون جيراني)، 3- برف روي شيرواني داغ (هادي كريمي)

12- بهاره رهنما:
1- خنده در باران (داريوش فرهنگ)، 2- ما سه نفر (مهرداد فريد)، 3- جرم (مسعود كيميايي)

13- نگار جواهريان:
1- يك حبه قند (رضا ميركريمي)، 2- اينجا بدون من (بهرام توكلي)

14- مريلا زارعي:
1- بانوي شهر ما (ابراهيم حاتمي‌كيا)، 2- جدايي نادر از سيمين (اصغر فرهادي)

15- لادن مستوفي:
1- چشم (جميل رستمي)، 2- آقا يوسف (علي رفيعي)

16- مهتاب كرامتي:
1- آلزايمر «نسيان» (احمد رضا معتمدي)، 2- اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)

17- شقايق فراهاني:
1- بيداري (فرزاد موتمن) 2- خنده در باران (داريوش فرهنگ)

18- ترانه عليدوستي:
1- زندگي با چشمان بسته (سول صدرعاملي)، 2- انتهاي خيابان هشتم (عليرضا اميني)

19- پانته‌آ بهرام:
1- من مادرم هستم (فريدون جيراني)، 2- روايت «سوت پايان» (نيكي كريمي)

20- ويشكا آسايش:
1- پرتقال خوني (سيروس الوند)، 2- ورود آقايان ممنوع (رامبد جوان)

21- فاطمه معتمدآريا:
1- اينجا بدون من (بهرام توكلي)، 2- سبب من (بهرام بهراميان)

22- زيبا بروفه:
1- پرتقال خوني (سيروس الوند)، 2- پايان دوم (يعقوب غفاري)

23- مائده طهماسبي:
1- سبب من (بهرام بهراميان)، 2- شش نفر زير باران (علي عطشاني)

24- الهه حصاري:
1- ما سه نفر (مهرداد فريد)، 2- انتهاي خيابان هشتم (عليرضا اميني)

25- بيتا فرهي:
1- شب و قسم به دلتنگي (رسول صدرعاملي)، 2- ساندويچ سرد«شش و بش» (بهمن گودرزي)

26- لعيا زنگنه:
1- جرم (مسعود كيميايي)، 2- خيابان‌هاي آرام (كمال تبريزي)

بنابراين گزارش، با نگاهي به اسامي پركارترين بازيگر مرد جشنواره بيست و نهم در مقايسه با جشنواره سال گذشته، مي‌توان به اين نتيجه دست يافت كه «حميد فرخ‌نژاد» كه با 7 فيلم «به رنگ ارغوان» (ابراهيم حاتمي‌كيا)، «بيداري رؤياها» (محمدعلي باشه‌آهنگر)، «شكلات داغ» (حامد كلاهداري)، «همبازي» (غلامرضا رمضاني)، «شب واقعه» (شهرام اسدي)، «دموكراسي تو روز روشن» (علي عطشاني) و «آتشكار» (محسن اميريوسفي) در جشنواره سال گذشته حضور داشت، امسال با دو فيلم «سبب من» (بهرام بهراميان) و «شب و قسم به دلتنگي» (رسول صدرعاملي) در جشنواره حضور دارد و از نكات قابل توجه اين دوره از جشنواره بيست و نهم، حضور «مصطفي زماني» در 5 فيلم است كه با كارگردانان صاحب نام سينما حضور دارد كه در نوبه خود جالب به نظر مي‌رسد و «مصطفي زماني» نيز سال گذشته با فيلم‌هاي «آل» (بهرام بهراميان)، «كيفر» (حسن فتحي) و «بدرود بغداد» (عليرضا نادري) حضوري چشمگير در جشنواره فيلم فجر داشت.

همچنين «نگار جواهريان» كه سال گذشته با فيلم‌هاي «طلا و مس» (همايون اسعديان) و «هيچ» (عبدالرضا كاهاني) در جشنواره حضور داشت و سيمرغ بلورين جشنواره را از آن خود كرد، امسال با دو فيلم «يك حبه قند» (رضا مير كريمي) و «اينجا بدون من» (بهرام توكلي) حضور دارد.

 بازيگر صاحب نامي چون «پرويز پرستويي» هم با يك فيلم در ژانر دفاع مقدس در جشنواره بيست و نهم فيلم فجر حضور دارد ضمن اينكه نام «كامبيز ديرباز» در هيچ ليستي تا به حال ديده نشده است.

   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳

علت ترس چيست؟
علم و فناوري : هر انساني از ابتداي زندگي خود با مسئله اي به نام ترس روبه رو بوده و بارها و بارها آن را تجربه کرده است. ترس از آينده ، ترس از اتفاقات ناگوار و يا ترس از يک اتفاق غير منتظره همگي تجربه هايي است که افراد آنها  را در طول زندگي خود لمس کرده اند . با اين حال اخيرا دانشمندان انگليسي پس از ماه‌ها تلاش و بررسي بلاخره توانستند پاسخ اين سئوال مهم علم
عصب شناسي را كه محل اضطراب و وحشت در كدام قسمت مغز است پيدا كنند.دانشمندان پس از 9 ماه بررسي كشف كردند كه مركز اضطراب در هيپوكامپ، ناحيه‌اي در لوب مياني تمپورال كه معمولا با حافظه و آگاهي از مكان در ارتباط است، قرار دارد.اين محققان با انجام اسكن مغزي بر روي افراد ترسيده يا مضطرب فهميدند كه در زمان ترس، بخش هيپوكامپ فعال مي‌شود.
در اين آزمايشات اسكن‌هاي مغزي افراد داوطلب تجزيه و تحليل شده و به اطلاعات به دست آمده از پرسش‌نامه‌ها كه براي دستيابي به سطوح اوليه اضطراب فرد طراحي شده بود، اضافه شد. اكنون دانشمندان اميدوارند كه اين داده‌هاي جديد به پيشرفت داروها و درمان‌هاي جديد براي اختلالات اضطراب و افسردگي كمك كند.افراد مضطرب در رويارويي با مشكلات «يخ مي زنند»، پديده‌اي كه از آن به عنوان «مهار اخلاقي» ياد مي‌شود.كشف اين موضوع كه چرا برخي افراد در مواجهه با خطر احتمالي از ترس ميخكوب شده و برخي ديگر به آرامي با آن روبه رو شده و با آن مقابله مي‌كنند، كليد فهم اضطراب افراد است.اضطراب پديده‌اي پيچيده است كه تاكنون فهم كاملي از آن دست نداده و دانشمندان براي اندازه‌گيري آن قصد دارند تا آن را به يك رفتار تبديل كنند.همچنين در اين تحقيقات مشخص شد كه زنان اضطراب بيشتري نسبت به مردان دارند و از مسائل ساده‌تر از تهديد كلامي مانند وارد شدن به يك اتاق شلوغ يا حتي انتخاب يك وسيله جديد احساس ترس و نگراني مي‌كنند. البته  از نظر روان شناسي  ترسها معمولاً داراي يكي از دو منشاء زيرند:
1- ترسهاي ناشي از بيماري هاي رواني، نقايص ارثي، خواه در بدن و خواه در روان، كه در چنان صورتي افراد مورد استهزاء و مسخره ديگران قرار گرفته و ديگران به هر علت و انگيزه اي است او را به پستي نگاه مي كنند و طبعاً او از داشتن چنين وضعي و سرنوشتي ناراحت است.
2- گاهي ترسها اكتسابي هستند و ناشي از تربيت غلط دوران گذشته است كه ريشه هاي آن هنوز در اعماق وجود آدمي ديده مي شود. تحقيرها و تنبيه ها، بدآموزي هاي محيطي، روشهاي نادرست والدين در موضعگيري ها، مرعوب كردن ها، سركوبي هاي گذشته همه و همه در فرد اثر دارند.
در همه حال منشاء اساسي ترس را از روان خود آنان و از درون شان و هم از طرز تفكر آنها و از سوء برداشت شان در امور بايد جستجو كرد و اين حالت نشان مي دهد كه در آنان قدرت سازگاري با محيط نيست و با عواطف شان در كشمكش هستند.


   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳



barfنسیم آرامش: صبح با صداي باز شدن در از خواب بيدار شدم. همسرم را ديدم كه سيني به دست وارد اتاق شد. سيني را روي ميز كارم گذاشت و به طرف پنجره رفت. پرده‌ها را كنار كشيد و گفت: بلند شو. ببين چه برفي آمده است. با شنيدن اين جمله همسرم از پشت ميز بلند شدم و به كنار پنجره رفتم. هنوز كسل بودم. خميازه‌اي كشيدم و كمي چشم‌هايم را باز و بسته كردم. انگار خواب مي‌ديدم. كمي اخم كردم و دوباره برگشتم پشت ميزم. همسرم داشت كاغذهاي مچاله را از كف اتاق بر مي‌داشت كه گفت: در حال نوشتن مطلب دوباره خوابت برد؟ سري به علامت مثبت تكان دادم. بعد هم از اتاق بيرون آمدم. وقتي دوباره به اتاق برگشتم هيچ خبري از انبوه كاغذهاي مچاله كف اتاق نبود. سيني صبحانه هم ديگر روي ميز نبود. لباس پوشيدم تا از خانه بيرون بروم. همسرم گفت: صبحانه نخورده بيرون نرو. از آن همه لطف و محبت همسرم خجالت كشيدم. نمي‌دانستم در مقابلش چه بگويم بنابراين لبخندي زدم و از در بيرون رفتم.

پا به كوچه كه گذاشتم برف شروع به بارش كرد. چقدر زيباست. گاهي به آسمان نگاه مي‌كنم و برف‌ها مستقيما به صورتم مي‌ريزد. وقتي اولين دانه‌هاي سپيدبرف به روي گونه‌هاي گرمم مي‌نشيند قطره آبي را روي پوستم احساس مي‌كنم كه سرد است. چقدر جالب و چقدر شگفت‌انگيز است اين خلقت. باورش سخت است كه برف، قطره‌اي آب بي‌رنگي است كه در هواي سرد منجمد شده و بعد به رنگ سپيد در مي‌آيد و به صورت برف از ابرها مي‌ريزد. اين همه اقتدار و انديشه از وجود لايزال پروردگار متعال ساخته است چون اگر او به بندهاي حقيرش نينديشد چه بسا كه ما از تشنگي و گرسنگي خواهيم مرد. دوباره به آسمان نگاه مي‌كنم آنگاه كه رنگ مي‌بازد و سفيد مي‌شود از صبحگاه، چه درخشان است اين سپيدي و حالا اين سپيدي صبح در برف‌هاي روي زمين متجلي است. به اطرافم نگاه مي‌كنم پر است از درختان بي‌رنگ و بار. درختان فقط شاخه‌هايشان مانده است.

لحظه‌اي مي‌انديشم كه زمستان و برف نمادي از مرگ است. وقتي برگ ريز درختان به اتمام مي‌رسد و سرما به زمين رخت سپیدمي‌پوشاند برف نمادي از فناست. اما آيا به واقع چنين است. مرگ فناست. خير مرگ آغاز زندگي دوباره است، همان طور كه وقتي سرد مي‌شود. درختان جان مي‌سپرند به سرماي زمستان. وقتي برف مي‌آيد مي‌خوابند و زير هزاران دانه رختي سپيد

به تن مي‌كنند تا به موقع دوباره بيدار شوند. بعد از مدت‌ها كه لباسي سپيد به تن دارند اولين طليعه نور خورشيد زندگي دوباره است براي زمين. نور خورشيد گرما مي‌آفريند و برف‌ها شروع به آب شدن مي‌كنند.

هر دانه سپيد برف قطره‌اي مي‌شود و به تن و جان درختان نفوذ مي‌كند. درختان بيدار مي‌شوند و شروع به جوانه زدن مي‌كنند. پس هر مرگي آغازي است براي زندگي دوباره و هر زمستاني آغازي است براي بهاري دوباره.

پروردگارا! به خاطر زمستان و برف زيبايت متشكريم. به خاطر تمام الطافت سپاسگزاريم. به خاطر حقانيتت ممنونيم چون اگر به ما فكر نمي‌‌كردي هيچ خزاني وجود نداشت كه که پس از آن سبزی مي‌باشد. در برف‌ها به وجدانيت خداوند متعال پي بردم و هزاران هزار بار شاكر تمام الطاف خداوندي شدم.

يكي از بهترين لذت‌ها در برف راه رفتن است. وقتي كه برف‌ها در هم فشرده مي‌شوند صداي خش‌خش مي‌دهند. وقتي اين صدا را مي‌شنوي روح از بدنت پرواز مي‌كند و مانند پرنده‌اي سبكبال به همه جا سرك مي‌كشد.

بارش برف زيبايي را خلق مي‌كند كه برايت هميشه تازگي و زيباي خاصي دارد. سپيدي برف روحت را جلا مي‌دهد و ذهنت را باز مي‌كند. در عين حالي كه هوا بسيار سرد است اما به خاطر زيبايي‌هاي زمستان در وجودت احساس آنچنان گرمايي مي‌كني كه بي‌نهايت است. روان‌شناسي رنگ‌ها در مورد رنگ سفيد اعتقاد دارد كه سفيد نماد معصوميت و پاكي است و مي‌تواند در انسان‌ها احساس فضاي بيشتر به وجود آورد. وقتي رنگ لباس‌ها سفيد است در وجودت احساس بهتري داري تمام غم‌ها و غصه‌هايت فراموش مي‌شود با خودت حس مي‌كني تمام وجودت وسعت گرفته است. رنگ سفيد نشانگر سرما، پاكيزگي و آرامش است و براي همين كادر پزشكي از رنگ سفيد استفاده مي‌كنند. وقتي به خانه برگشتم سريع مشغول نوشتن در باره برف و زمستان شدم. انگار تمام وقت برف به من كمك مي‌كرد كه بنويسم. اين خودم نبودم كه مي‌نوشتم. وقتي نوشتن مطالب تمام شد همسرم فنجاني چاي برايم آورد. فنجان را به دست گرفتم و با او به بالكن رفتيم و زير آسمان خدا به زيبايي و قدرت خالق نگاه كرديم و شاكر شديم به خاطر نعمت و زيبايي كه در برف خلق شده است.

هدی حسینی


   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
در یکی از روزهای سرد زمستان سال 1383 مردی بلند قد، با چهره ای آرام وگندمگون در خانه فرهنگ ایران در پاریس در تب و تاب برگزاری نمایشگاه کوچک اما بسیار زیبای عکسهایش بود.

عکسها سیاه و سفید آقای آرتور شکوه بم، تخت جمشید و میدان عالی قاپو و بادگیرهای یزد را به زیبایی به تصویر کشیده بود. جمعی از هنرمندانی که با کارهایش آشنا بودند از جمله عکاسانی آمده بودند تا ایران را از نگاه این عکاس با تجربه فرانسوی ببینند.

آرتورِ سروکله مشکی شباهتی به فرانسویها نداشت و بیشتر شبیه مردمان جزیره کرس بود. او کم حرف و پرکار بود. یکی از انتشاراتیهای باسابقه که چندین اثر از او چاپ کرده بود به قول خودمان از سجایای اخلاقی و فروتنی این هنرمند می گفت و خود را عاشق کارهایش می دانست.

نمایشگاه عکس آرتور به خوبی و با رضایت هنرمند برگزار شد. از آن تاریخ رفت و آمدهایش به خانه فرهنگ بیشتر شد. او یکی دو طرح داشت که یکی از آنها عکاسی از امامزده های ایران بود. آرتور برای آن طرح ارزشی فراوان قائل بود. او بی درنگ توضیح می داد که به هیچ وجه قصد عکاسی ازبنا و معماریهای امامزاده ها راندارد.

او می گفت در سفرهایی که به ایران داشت به روستاهای مختلف می رفت تا راز ونیاز مردم با امامزاده ها را نظاره کند. برای آرتور هیچ چیز زیباتر از شکار لحظه های عرفانی خلوت مردم با امامزاده ها نبود. او هنگامی که از مشاهداتش از راز ونیاز مردم می گفت حالش دگرگون می شد. مکث می کرد، از حال و هوای زائرانی که دیده بود آهسته سخن می گفت.

آرتور در حسرت آن لحظه ها بود. او شکار این لحظه ها را می خواست. درجست و جوی چشمانی پر ازامید بود و دستانی که تا اوج آسمانها قد می کشند. شور و حالش مجال درنگ نمی داد. با کمک میراث فرهنگی، استانداری و دوستان استان فارس اسباب سفر فراهم شد.

پس از مدتی آرتور به پاریس بازگشت با عکسهای فراوانی که هیچکدام او را راضی نمی کرد. آرتور گویی دریافته بود که هیچ نامحرمی را توان ورود به اندرونی خلوت انس نیست. او ناتوانی علم و تکنولوژی و دوربینهای به روز و گرانقیمت را در برابر عظمت این لحظه های عرفانی دیده بود. او با یک دنیا حسرت بازگشته بود.امااین بار او آرزوی دیگری داشت. پس از این ناکامی در اندیشه ورود به دنیای دیگری بود.

او می خواست بار دیگر بختش را بیازماید . او می خواست با کمک دوربینش به دریای عاشقان حسین بپیوندد. او از شور حسینینان بسیار شنبده بود. قصه تشنگی، آفتاب، نیزه و هرمله را شنیده بود.  نام علی اکبر را میدانست و  خطبه دلاور زن تاریخ یعنی زینب قهرمان را خوانده بود. آرتور می خواست از عاشور تا اربعین در ایران باشد. او می خواست یکبار دیگر دوربین پیشرفته اش را بیازماید.

لابراتور قدیمی اش را دوست داشت هنوز به دوربینش باور داشت. یک ماه اقامت و زندگی در جمع عزاداران حسینی و به قول خودش شرکت در کارناوالهای عاشورا و خصوصا عکسبرداری از تعزیه ها پروژه این عکاس فرانسوی بود. بخت یارش بود. همه کارها به سرعت سامان یافت و او به سفر رویائیش شتافت.

ماجرای این سفر رابه کلی فراموش کرده بودم. مدتها پس از آن روز، آرتور تلفن کرد. صدایش می لرزید. باورم نمی شد، گوش تیز کردم، صدای یکی از مداحان معروف ایران را آن سوی خط می شنیدم. قرار ملاقاتی به سرعت تنظیم شد. او آمد. از پاپیون و کراوت خبری نبود. پیراهنی مشکی بر تن داشت. ریشهایش را مدتها به حال خود رها کرده بود. آشفته و عزادار. از دیدنش  درشگفت شدم. آهسته تر از پیش سخن می گفت. منقلب بود. از عکسهایش پرسیدم. اصلا برایش مهم نبود. از قصه کربلا می گفت. از عظمت امام حسین می گفت. از شقاوت خلیفه وقت و تنهایی فرزند پیامبر. از نوحه ها، اشکها، بر سینه وسرزدنها، ازاربعین می گفت.

او همیشه دوربینش را به همراه خود داشت. اما این بار دوربینش را جاگذاشته بود. او تسلیم شور وحال عاشقان کربلا بود. او گویی برای نخستین بار معنای «آب» را فهمیده بود وبا مفهوم «برادر» آشنا شده بود. «خواهر» برایش مفهومی تازه پیدا کرده بود.

 آرتور معنای پیمان، یار و نماز را دریافته بود. او بالا آمدن خورشید را پنجاه سال بود که می دید اما هرگز معنای ظهر را نمی فهمید. ظهر عاشورا را با شکوه ترین لحظه خلقت می دانست. او رمز و راز فراوانی در عدد چهل ( اربعین) می دید.

 او چشمش به دنیای دیگری باز شده بود. می گفت سالیانی است که دنیا را فقط از دریچه دوربین می دید اما برای نخستین بار دنیا را با چشمان خودش دیده است.

از ناتوانی دوربینش خرسند بود. از عکسهایش می پرسیدم بحث را عوض می کرد. از دوربینش سراغ می گرفتم هیچ نمی گفت... پس از اصرار فراوان اشکهایش را پاک کرد و گفت که در تعزیه های مختلف شرکت کردم. لحظه های حساس را که می خواستم عکاسی کنم بغضم می ترکید، دستم می لرزید و توان عکاسیم نبود.

او آن قدر غرق عاشورا شده بود که که عاشورا و اربعین را برای خود می خواست و نمی خواست برای دیگران تصویربرداری کند. او با  دنیای دیگری آشنا شده بود. دنیایی که دوربینها در آن نامحرمند.

دنیایی را که فقط با چشمان خود می توان دید. دنیایی که برای دیدنش باید به خویشتن خویش بازگشت وعدسی وجود را از زنگارها شست.

دنیای عاشقان حسین و اربعین حسینی

   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
ترجمه بی درنگ گفتاری در نسخه جدید اپلیکیشن مترجم گوگل، دیگر با یک مترجم تمام عیار روبرو هستید!

چند وقت پیش اپلیکیشن Word Lens برای آیفون سر و صدا به پا کرد، به کمک این اپلیکیشن می شد دوربین را به سمت تابلو یا متن انگلیسی گرفت و همزمان و بی درنگ، ترجمه اسپانیایی متن را روی همان تصویر روی دوربین دید!

چیز واقعا هیجان انگیزی بود. اما وبلاگ رسمی گوگل، بتازگی خبر هیجان انگیزتری منتشر کرده است.

در نسخه جدید اپلیکیشن مترجم گوگل برای اندروید، ویژگی گفتگو یا Conversation Mode گنجانده شده است.

فرض کنید که به اسپانیا رفته اید و می خواهید با یک اسپانیایی صحبت کنید اما فقط انگلیسی بلد هستید. شما می توانید اپ مترجم گوگل را باز کنید و به حالت گفتگو بروید.

حالا شروع به صحبت به انگلیسی کنید و از سلام و احوال پرسی شروع کنید. اپلیکیشن حرف های شما را به اسپانیایی می گرداند و به صورت صوتی برای مخاطبتان ترجمه می کند.

در مرحله بعد گوشی را به سمت دوست اسپانیایی تان بگیرید و از او بخواهید صحبت کند، باز هم گوشی حرف های او را ترجمه می کند و برایتان به انگلیسی قرائت می کند.

ویژگی ترجمه بی درنگ گفتاری در نسخه جدید مترجم گوگل، واقعا هیجان انگیز است. البته فعلا این ویژگی فقط برای برگردان گفتاری بین انگلیسی و اسپانیایی فعال شده است.

به نظر می رسد که آرزوی داشتن یه مترجم جهانی یا Universal translator که در انبوهی از سریال و آثار علمی -تخیلی مثل Star Trek به تصویر کشیده شده بود، در حال عملی شدن باشد.

در حال حاضر، کاربران در بیشتر از ۱۵۰ کشور دنیا از مترجم گوگل استفاده می کنند. مترجم گوگل هم اکنون از ۵۳ زبان مختلف پشتیبانی می کند. به علاوه در مورد ۱۵ زبان بدون نیاز به تایپ کردن کلمات و به صورت گفتاری می توان عبارات مورد نظر را به مترجم گوگل تحویل داد و ترجمه تحویل گرفت.

البته امکانات و دقت مترجم گوگل در مورد زبان فارسی، پایین است و نمی توان به صورت صوتی، متن فارسی تحویل مترجم گوگل داد و ترجمه تحویل گرفت.

اگر به مارکت گوگل دسترسی دارید، با استفاده از این بارکد می توانید، اپلیکیشن مترجم را نصب کنید:

اگر به مارکت دسترسی ندارید، می توانید آن را از اینجا با فرمت apk دانلود کنید.

توجه داشته باشید که شما باید قسمت تنظیمات گوشی یا تبلت اندرویدی خود بروید و در قسمت ورودی و خروجی صدا، تنظیمات متن به گفتار را اعمال کنید.

در این قسمت شما، باید در قسمت Pico TTS، موتورهای قرائت زبان های مورد نظر (انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی، ایتالیایی، فرانسوی) را دانلود کنید.
 

  منبع : یک پزشک

   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.

به گزارش فان کلوب به نقل از مهر، در حدود ۱۹٫۲ میلیون نفر انسان در سن ۱۸ سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.

ترس از مار (Ophidiophobia):

یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به هم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.

ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia):

شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را بشدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های ۱۱ ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها یا عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسر بچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.

ترس از مکان (Agoraphobia):

در حدود ۱٫۸ میلیون جوان ۱۸ ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.

ترس از دیگران (Xenophobia):

در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شما را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که ۱۵ میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن ۱۳ سالگی در نوجوانان آغاز می شود.

ترس از بلندی (Acrophobia):

یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود ۳ تا ۵ درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.

ترس از تاریکی (Lygophobia):

برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.

ترس از صاعقه (Astraphobia):

صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.

ترس از پرواز (Aviophobia):

ترسی است که در حدود ۲۵ میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در ۲۰ هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در ۱۰۰ و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.

ترس از سگ (Cynophobia):

حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.

ترس از دندانپزشک (Odontophobia):

در حدود ۹ تا ۲۰ درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.

  منبع : مه استار

   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
ژورنال Consumer Research بتازگی نتایج یک تحقیق را منتشر کرده که بر اساس آن ادعا کرده است که یک همبستگی بین حرف اول نام خانوادگی افراد و عادات خریدشان یافته است.

این فرنگی ها هم گاهی عجب تحقیقات عجیب و غریبی می کنند:

حتما دوستانی دارید که به شیوه وسواس گونه ای علاقه مند به خرید چیزهای نو و مدل های تازه اجناس هستند. اگر هم اهل مرور خبرهای فناوری باشید، حتما بارها تصاویری مردمی را دیده اید که شب قبل از عرضه همگانی یک گجت تازه یا کتاب تازه، بیرون فروشگاه اردو می زنند، تا نخستین کسانی باشند که آن چیز را تصاحب می کنند.

چه چیز باعث می شود که بعضی از افراد چنین خلق و خویی پیدا کنند. آیا نوع شخصیت و یا عشق به یک نویسنده یا شرکت فناوری، تنها عوامل دخیل هستند؟

ژورنال Consumer Research بتازگی نتایج یک تحقیق را منتشر کرده که بر اساس آن ادعا کرده است که یک همبستگی بین حرف اول نام خانوادگی افراد و عادات خریدشان یافته است.

بر این اساس، کسانی که نام خانوادگی شان با حروفی شروع می شود که در انتهای فهرست حروف الفبا قرار دارد، به صورت معنی داری، بیشتر احتمال دارد که مشتری های مشتاق خرید اجناس باشند.

محققان تصور می کنند که از آنجا که نام این افراد در دوران کودکی و دبستان در فهرست اسامی در آخر، قرار می گرفت و آنها مجبور می شدند که همیشه برای خوانده شدن اسمشان یا هر کار دیگری در دبستان، بیشتر از بقیه انتظار بکشند، دچار نوعی حالت بی صبری و ناشکیبایی می شوند که آثارش در بزرگسالی و در هنگام خرید، نمایان می شود!


   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
کارها روز به روز بیشتر می شود و سرمان شلوغ تر. اینترنت هم سبب شده با انبوهی از اطلاعات سر و کار داشته باشیم.

کارها روز به روز بیشتر می شود و سرمان شلوغ تر. اینترنت هم سبب شده با انبوهی از اطلاعات سر و کار داشته باشیم. در این میان یک سایت ساده با ایده ای خوب تلاش می کند همین الان آرامشی کوتاه به شما هدیه کند و در عین حال نشان بدهد که چقدر عجله داریم. ‏

به سایت ‏ ‏DoNothingFor2minutes ‏ مراجعه کنید. برای دو دقیقه نباید هیچ کاری انجام بدهید. آرام بنشینید و به صدای امواج دریا گوش دهید. به موس و کیبرد هم دست نزنید وگرنه باخته اید. دو دقیقه آرامش! ‏

نظرتان در موردش چیست؟ شاید برای همه دو دقیقه بیکار بودن کار آسانی نباشد.

  منبع : نارنجی

   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
دخترک خنده کنان گفت که چیست / راز این حلقه ی زر؟/ راز این حلقه که انگشت مرا/ این چنین سخت گرفته ست به بر؟

دخترک خنده کنان گفت که چیست

راز این حلقه ی زر؟

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین سخت گرفته ست به بر؟

راز این حلقه که در چهره ی او

این همه تابش و رخشندگی است؟

مرد حیران شد و گفت:

"حلقه ی خوشبختی ست،

حلقه ی زندگی است"

همه گفتند مبارک باشد

دخترک گفت: "دریغا که مرا

باز در معنی آن شک باشد"

 

سال ها رفت و شبی

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر

دید در نقش فروزنده ی او

روزها که به امید وفای شوهر

به هدر رفته، هدر

زن پریشان شد و نالید که وای

وای، این حلقه که در چهره ی او

این همه تابش و رخشندگی است

حلقه ی بردگی و بندگی است.

 

فروغ فرخزاد


   
+ ۱۳۸۹/۱۱/۰۳
در هر گوشه از جهان زنان برای زیباتر شدن شیوه ای را آموخته اند و به فرزندان شان آموزش داده اند.

گرچه این شیوه ها برای مدت زمانی منحصرا در اختیار این دسته بوده اما مهاجرت ها سبب شده بین مردم کشورهای مختلف رایج شود. شیوه هایی که دلیل ماندگاری اکثر آنها طبیعی بودن و اقتصادی بودنشان است.

ایران:

بند انداختن از جمله شیوه های مرسوم اپیلاسیون در خاورمیانه و جنوب شرقی آسیاست که منشا آن به ایران بر می گردد. زنان ایرانی به کمک یک نخ کتان نازک که بین گردن و دو دست قرار می گیرد، موهای زاید را برمی داشتند.

این همان کاری است که با موم گرم و سرد هم می توان انجام داد با این تفاوت که نخ سبب کش آمدن پوست نمی شود و وسیله ای عالی برای برداشتن موهای نواحی حساس به ویژه موهای صورت و ابرو است. درد بند کمتر از درد موچین است و کار هم سریع تر به اتمام می رسد. امروزه استفاده از بند در بسیاری از کشورها از جمله اسپانیا و کانادا بین زنان مرسوم است.

 هندوستان:

در تمامی نواحی جنوب آسیا استفاده از آرد نخود برای پاکسازی و لایه برداری پوست و مقابله با آکنه امری رایج است. زنان این کشور آرد نخود را با آب یا چای مخلوط کرده و به شکل خمیر در می آورند و بعد روی صورت می مالند تا جایی که پوست کاملا پاک شود و در نهایت پوست را می شویند. بعد از انجام این کار پوست کاملا نرم و تمیز است.

در ضمن در این کشور مردم از همین خمیر و در کنار آن از آب لیمو ترش برای سفید کردن آرنج و زانوهای خود استفاده می کنند.

 روسیه:

مردم روسیه صورت های شاداب و جوانی دارند. اکثر زنان سنتی این کشور علاقه ای به استفاده از وسایل آرایشی نداشته و معتقدند دلیل زیبایی پوستشان نوشیدن روزانه کفیر است.

کفیر نوعی نوشیدنی پرکالری و غنی از باکتری های پروبیوتیک کلسیم، پروتئین، ویتامین ها بویژه ویتامین B و ریزمغذی هاست. بررسی های فراوان نشان داده مصرف کفیر سبب هضم بهتر موادغذایی می شود و همین موضوع بر طراوت و زیبایی پوست اثر می گذارد.

 نیجریه:

نیجریه ای ها از نوعی درخت که در 20 کشور آفریقایی از سنگال تا سودان رشد می کند و ساحل نام دارد، روغنی می گیرند به نام کارتید که از آن هم به عنوان یک ماده غذایی و هم کرم مرطوب کننده پوست استفاده می کنند. طبق گفته اطبای سنتی آفریقا این شیره می تواند انواع ناراحتی های پوستی از جمله اگزما و آکنه را برطرف کرده و برای سرماخوردگی نیز بسیار مفید است.

مردم نیجریه میوه درخت ساحل را جمع می کنند و بعد از خشک شدن آن را می جوشانند. روغنی که روی سطح آب می آید را جمع می کنند و معتقدند این روغن غنی از مواد طبیعی ضد حشره است. در ضمن خواص ضدالتهابی و ضدمیکروبی هم دارد. مردم نیجریه حین سرماخوردگی و گریپ شدن بینی این روغن را به اطراف بینی خود می مالند و در صورت داشتن گلو درد آن را می خورند و برای زیباتر شدن و مرطوب نگه داشتن پوستشان روی بدن می مالند.

 ژاپن:

از جمله شیوه های زیبایی که مردم ژاپن به آن علاقه بسیاری دارند حمام کردن با گیاهان و عرقیات معطر است. ژاپنی ها معتقدند حمام کردن نوعی مدیتیشن است که نه تنها جسم بلکه روح را هم پاک می کند. به همین دلیل اکثر ژاپنی ها هر شب قبل از خوابیدن دوش می گیرند.

آنها ابتدا بدن خود را به کمک یک برس دسته بلند ماساژ داده و ناپاکی را بیرون می کشند و در نهایت با آب ولرم خود را شست و شو می دهند. بعد وان را با آب داغ پرکرده و در آن گل و برگ های معطر می ریزند و برای آنکه بدنشان خوشبو و پوستشان پاک شود مدتی در آن می خوابند. این کار سبب طراوت اپیدرم و شادابی پوست آنها می شود.

 برزیل:

برزیلی ها مدت هاست از گیاه آواکا هم به عنوان یک ماده غذایی و هم زیبایی استفاده کرده و از آن ماسک صورت، شامپو و کرم مرطوب کننده تهیه می کنند. این گیاه از 500 سال قبل از میلاد مسیح در مناطق لاتین ـ آمریکایی کشت می شده است و مملو از چربی های مونوی غیراشباع و 20 نوع ریزمغذی متفاوت شامل ویتامین های A، C، B6، E، زینک، آهن و پتاسیم است.

مصرف چربی آواکا سبب کاهش کلسترول خون، التهاب ها و کاهش ترشح انسولین می شود و محرک بازسازی سلولی است. برزیلی ها میوه این گیاه را با شیر و شکر مخلوط می کنند و روی پوستشان می مالند. حتی معتقدند نوشیدن این مایع سبب روشن شدن پوست بویژه پوست های سیاه می شود.

 آلمان:

آلمان ها توجه بسیار زیادی به حمام پا دارند. برخلاف کانادایی ها که به زیبایی پاهایشان اهمیتی نمی دهند، آلمان ها توجه بسیاری به این موضوع دارند و هر شب سعی می کنند برای 20 دقیقه پاهایشان را در حمامی از آب ولرم و نمک و روغن های گیاهی قرار دهند. بعد پاها را با سنگ پا ماساژ می دهند و از یک کرم مرطوب کننده استفاده می کنند.


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش