
ايرجميرزا مي فرمايد:
داد معشوقه به عاشق پيغام / كه كند مادر تو با من جنگ
هركجا بيندم از دور كند / چهره پرچين و جبين پر آژنگ
با نگاه غضب آلود زند / بر دل نازك من تير خدنگ
مادر سنگدلت تا زنده است / شهد در كام من و توست شرنگ
نشوم يكدل و يكرنگ تو را / تا نسازي دل او از خون رنگ
گر تو خواهي به وصالم برسي / بايد اين ساعت بي خوف و درنگ
روي و سينه تنگش بدري / دل برون آري از آن سينه تنگ
گرم و خونين به منش باز آري / تا برد زآينه قلبم زنگ
عاشق بي خرد ناهنجار / نه بل آن فاسق بي عصمت و ننگ
حرمت مادري از ياد ببرد / خيره از باده و ديوانه ز بنگ
رفت و مادر را افكند به خاك / سينه بدريد و دل آورد به چنگ
قصد سرمنزل معشوق نمود / دل مادر به كفش چون نارنگ
از قضا خورد دم در به زمين / و اندكي سوده شد او را آرنگ
وان دل گرم كه جان داشت هنوز / اوفتاد از كف آن بي فرهنگ
از زمين باز چو برخاست نمود / پي برداشتن آن آهنگ
ديد كز آن دل آغشته به خون / آيد آهسته برون اين آهنگ:
آه دست پسرم يافت خراش / آه پاي پسرم خورد به سنگ
پاينده باد ايران
مهدی سهیلی
برچسب: شعر-مادر-روز زن-روز مادر-برای مادر-هدیه-شعر برای مادر
تاج از فرق فلک برداشتن ،
جاودان آن تاج بر سرداشتن :
در بهشت آرزو ره یافتن،
هر نفس شهدی به ساغر داشتن،
روز در انواع نعمت ها و ناز،
شب بتی چون ماه در بر داشتن ،
صبح از بام جهان چون آفتاب ،
روی گیتی را منور داشتن ،
شامگه چون ماه رویا آفرین،
ناز بر افلاک اختر داشتن،
چون صبا در مزرع سبز فلک،
بال در بال کبوتر داشتن،
حشمت و جاه سلیمانی یافتن،
شوکت و فر سکندر داشتن ،
تا ابد در اوج قدرت زیستن،
ملک هستی را مسخر داشتن،
برتو ارزانی که ما را خوش تر است :
لذت یک لحظه "مادر" داشتن !
***
هر روز می گذشت از این زیر
پله ها
آهسته تا بهم نزند خواب ناز ما
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از این بغل کوچه می رود
چادر نماز فلفلی انداخته به سر
کفش چروک خورده و جوراب وصله دار
او فکر بچه هاست
هر جا شده هویج هم امروز می خرد
بیچاره پیرزن همه برف است کوچه ها
***
او مُرد ودر کنار پدر زیر
خاک رفت
اقوامش آمدند پی سر سلامتی
یک ختم هم گرفته شد و پُر بَدَک نبود
بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند
لطف شما زیاد
اما ندای قلب به گوشم همیشه گفت:
این حرف ها برای تو مادر نمی شود.
***
او پنج سال کرد پرستاری مریض
در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد
اما پسرچه کرد برای تو؟ هیچ، هیچ
تنها مریضخانه، به امّید دیگران
یک روز هم خبر: که بیا او تمام کرد.
در راه قُم به هر چه گذشتم عبوس بود
پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد
صحرا همه خطوطِ کج و کوله و سیاه
طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین
دریاچه هم به حال من از دور می گریست
تنها طواف دور ضریح و یکی نماز
یک اشک هم به سوره ی یاسین من چکید
مادر به خاک رفت.
***
این هم پسر، که بدرقه اش می
کند به گور
یک قطره اشک مُزد همه ی زجرهای او
اما خلاص می شود از سرنوشت من
مادر بخواب، خوش
منزل مبارکت.
***
آینده بود و قصه ی بی مادریّ
من
نا گاه ضجه ای که به هم زد سکوت مرگ
من می دویدم از وسط قبرها برون
او بود و سر به ناله برآورده از مغاک
خود را به ضعف از پی من باز می کشید
دیوانه و رمیده، دویدم به ایستگاه
خود را بهم فشرده خزیدم میان جمع
ترسان ز پشت شیشه ی در آخرین نگاه
باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش
چشمان نیمه باز:
از من جدا مشو.
***
می آمدم و کله ی من گیج و
منگ بود
انگار جیوه در دل من آب می کنند
پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم
خاموش و خوفناک همه می گریختند
می گشت آسمان که بکوبد به مغز من
دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه
وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد
یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان
می آمد و به مغز من آهسته می خلید:
تنها شدی پسر.
***

فرزاد حسنی به جرات یکی از جنجالیترین مجریان صداوسیما در دهه هشتاد بود و در برهوت مجریگری در سیما خوش درخشید، اما… همشهری جوان شرحی بر ظهور و افول این مجری در سیما به چاپ رسانده است.
به گزارش مشرق به نقل از همشهری جوان، صدای آشنایی که آن روزها باید او را در تلویزیون میدیدیم. با یک مدل موی جدید در یک دکور جدید تا باز هم قربان صدقه خودش برود و مرتب علی را صدا بزند (علی زاهدی تهیه کننده ثابت برنامههای کوله پشتی) و اساماس بخواند و با مهمانهایش کل کل کند و آخر برنامه هم خداحافظ همین حالا بگوید. ولی دیگر یک سال میشد که نه ا ز کولهپشتی در تلویزیون خبری بود و نه از مجری خوشبرو رویش.
فرزاد حسنی به جرات یکی از جنجالیترین مجریان صداوسیما در دهه هشتاد بود و در برهوت مجریگری در سیما خوش درخشید، اما… همشهری جوان شرحی بر ظهور و افول این مجری در سیما به چاپ رسانده است.
شبهای تابستان ۸۷ حولوحوش ساعت ۹ اگر رادیو را روشن میکردید و سری به موج رادیو جوان میزدید، صدای آشنایی میشنیدید؛ یک صدای خیلی آشنا که قرآن تفسیر میکرد و بحث دینی می کرد.
صدای آشنایی که آن روزها باید او را در تلویزیون میدیدیم. با یک مدل موی جدید در یک دکور جدید تا باز هم قربان صدقه خودش برود و مرتب علی را صدا بزند (علی زاهدی تهیه کننده ثابت برنامههای کوله پشتی) و اساماس بخواند و با مهمانهایش کل کل کند و آخر برنامه هم خداحافظ همین حالا بگوید. ولی دیگر یک سال میشد که نه ا ز کولهپشتی در تلویزیون خبری بود و نه از مجری خوشبرو رویش.
اتفافی که تا پایان دهه ۸۰ هم به جز درموارد استثنایی مثل شب یلدا ادامه پیدا کرد و خانه حسنی شد رادیو جوان و برنامههای رادیویی مثل سینما صدا.
چه از طرفداران فرزاد حسنی باشید و چه از مخالفانش، باید از این اتفاق ناراحت باشید. نه به خاطر یک مسأله خیلی ساده: چند سال وقت و زمان و انرژی برای ساختن ستارهای مثل او در تلویزیون، به همین راحتی از دست رفت. این بار سیستم ضد ستارهای تلویزیون هم جندان مقصر نبود؛ ستاره خودش خودکشی کرد.
این محبوبیت اتفاقی نبود. حسنی ویژگیهایی را برای اولین بار در اجرای تلویزیون وارد کرد. در برهوت صدا و سیما، هر موج جدیدی چه خوب و چه بد، سریع خودش را نشان میدهد و مخاطب خودش را پیدا میکند. موج مجریهای شیکپوش بچه مثبت نیم رخی گذشته بود و او برای اولین بار با سروشکلی خاص (صورت اصلاح کرده، شلوار جین تنگ، مدل موی خاص و…) در یک برنامه زنده از امام و دفاع مقدس دیگر مسائل ارزشی گفت بینندههای جوانی که تا قبل از آن عادت کرده بودند این حرف ها فقط از مجریهایی شبیه احمدزاده بشنوند، ناگهان با کسی روبهرو شدند که همان حرفها را میزد ولی شکل و قیافه دیگری داشت.
اما بیانصاف است که علت محبوبیت او را فقط به ظاهر متفاوتش نسبت بدهیم. زیرا این ظاهر متفاوت، یکی از ویژگیهای اصلی فرزاد حسنی در اجرا پنهان شده بود. تا قبل از او از برنامه من و گفتوگوی من و مهمان من خبری نبود. هویت مجریها، در داخل برنامهها تعریف میشد و از شخصیت حسینی و رفیعی و احمدزاده واقعی، چیزی دستگیرمان نمیشد. آنها مجری فلان برنامه بودند و تمام. ولی فرزاد حسنی آگاهانه یا ناآگاهانه، ویژگیهای شخصیاش را وارد اجرای تلویزیونی کرد و هویت مستقلی برای خودش درست کرد.
بینندگان دیگری با مجری کولهپشتی سروکار نداشتند با فرزاد حسنی سروکار داشتند که مجری کولهپشتی هم بود. همین تکیه بر ویژگی شخصی، هم طرفداران برنامهاش را اضافه کرد و هم مخالفانی که تعریفهای حسنی از خود و ارجاعات متعدد به خودش و اعتماد به نفس خاصش جلوی دوربین را بیش از حد میدانستند.
ولی همین گفتوگوی چالشی افراطی و تکیه بر ویژگیهای شخصی و اعتماد به نفسش، آخر به پاشنه آشیل او تبدیل شد و مرگ ستاره را رقم زد. کولاکی آمد و کولهپشتی برباد رفت و حالا باید صدای او را از رادیو جوان بشنویم و چهرههای سنگین و رنگین دیگری را جای او در تلویزیون ببینیم. ستاره خودکشی کرد، همین و تمام.
منبع خبر:
مشرق نیوز
برچسب ها: اخبار، اخبار جدید، اخبار روز، اخبار سینما، اخبار فرزاد حسینی، حوادث، خبر خودکشی فرزاد حسینی، خودکشی، خودکشی حسینی، خودکشی فرزاد حسینی، در مورد خودکشی فرزاد حسینی، در مورد فرزاد حسینی، دلیل خودکشی فرزاد حسینی، سینمای ایران و جهان، فان پورتال، فرزاد حسینی، فرزاد حسینی خودکشی، فرزاد حسینی خودکشی کرد، فرزاد حسینی مجری تلویزیون، فرزاد حسینی مجری تلویزیون خودکشی کرد
. . .

. . .
به دلیل بروز برخی مشکلات آلبوم “منو رها کن” با کمی تاخیر از سوی شرکت پخش، هفته دوم اسفند ماه منتشر خواهد شد.
به نقل از ببین نیوز – زنی عربی به نام بنت سعید در مسابقات کشتی کج بانوان
برچسب ها: تصاویر روز، تصاویر زن باحجاب عربی در مسابقات کشتی کج زنان، تصاویر مبارزات کشتی کج، تصاویر مبارزه زن باحجاب عربی در مسابقات کشتی کج !، حجاب و ورزش، دنیای کشتی کج، زن عرب، زن کشتی گیر، زنان محجبه در مسابقات، عکسهای زنان کشتی کج، مسابقات کشتی کج، کشتی زنان، کشتی کج بانوان، کشتی کج دختران، کشتی کج زنان، کشتی کج عربی، کشتی کج قهرمانی، گزارش تصویری

اول نوشت ! : این مطلب فقظ جنبه طنزگونه دارد ، ولاغیر !
لطفا به خانوما بر نخوره !
روحتون شاد بشه !
صبح ساعت ۵
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار میشود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند..
صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ،
سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بو-سید ن صورت
آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: باز هم خوابیده است
صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.
صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است
ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت میکند
ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباسهای آقای خانه درون تشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است…
ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار
به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود
را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکروفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV میباشد.
ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان میباشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.
عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباسهای خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد میکشد.
عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.
عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را میبرد.
شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.
شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوض خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.
شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد..
جدید: در رستوران ، پیتزا میل میفرمایند.
شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.
شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم: ….س-ا-نس- ور…
جدید: در حال مشاهده ما -هوار-ه هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید.
برچسب ها: behtarin matalebe jadid، golchine matalebe tanz، maltabe tanz، matlabe khandani، radsms.com، tamze esfand mah 88، tanze bahman mha 88، tanze emrooz، tanze jadid، tanze jaleb، taze zanane، tazne khandedar، بهترین مطالب خوادنی، بهترین مطالب خواندنی، بهترین مکطالب طنز بهمن ماه 88، تفاوت زن قدیم ایرانی با زن جدید ایرانی !، تفاوت زنان قدیم و زنان جدید، جدیدترین مطالب طنز، داستانک، سرگرمی، شوخی و طنز، طنز اسفند ماه 88، طنز امروز، طنز جدید، طنز زنانه، مطالب باحال و خواندنی، مطالب بامزه، مطالب جالب، مطالب جدید، مطالب خواندنی، مطالب خیلی جدید، مطالب خیلی خنده دار، مطالب طنز، مطلب طنز جدید، گلچین مطالب جالب، گلچین مطالب طنز
.:: This Template By : web93.ir ::.