با توجه به اینکه بسیاری از تصورات و توقعاتی که ما از رابطه جنسی داریم بر اساس اطلاعاتی است که به صورت غیرفعال به ما میرسد، مثلا با دیدن فیلمها، خواندن مطالب، صبحت با دوستان و... بنابراین برای اینکه توقعات واقعگرایانه و مشخصی داشته باشیم باید روند کسب اطلاعات را به صورت فعال و خودآگاه در آوریم.
مثلا فرد ابتدا به ساکن، خودش باید بداند، چه نوع لمسی را با چه شدت و فرکانسی در کجای بدنش دوست دارد، که وقتی در یک رابطه قرار گرفت بتواند این قضیه را با شریک جنسیاش در میان بگذارد. اینکه انتظار داشته باشید فرد مقابلتان این اطلاعات را به طور کامل از قبل داشته باشد و در جریان رابطه با شما به درستی به کار گیرد، خیلی واقعگرایانه نیست. یا اینکه شنیده باشید که مثلا در برقراری رابطه، در بار اول درد و خونریزی وحشتناک وجود دارد و بدون اینکه این قضیه را از نظر علمی و ساختار بدنی خود مورد بررسی قرار بدهید، قطعا ترس ناسالمی را در خودتان پرورش میدهید.
داشتن رفتار جراتمندانه را باید از موقعیتهای سادهتر، تمرین کرد. مثلا در مورد خوردن و نوشیدن! آیا میتوانید چیزی را که میخواهید بخورید و چیزی که نمیخواهید نخورید؟ یا برای نشان دادن اینکه همراه خوبی هستید بقیه غذایی که هست را میخورید یا چیزی را مینوشید که بعدا ممکن است حتی پشیمان هم بشوید؟ تمرین ابراز وجود در این موقعیتهای ساده و مهارت نه گفتن، حتما در مورد رابطه جنسیتان هم به کارتان خواهد آمد. البته درخصوص افراد کمرو و مبتلا به اضطراب اجتماعی شاید لازم باشد که چند جلسه با روانپزشک یا روانشناس در زمینه رفتار جراتمندانه کار کنند.
بعد از اینکه مرحله یک و دو را با موفقیت پشت سر گذاشتید نوبت اجرایی کردن این یادگیریهاست.
_ رابطه دلخواه خود را بر اساس آموختههایتان شکل دهید. البته گاهی اوقات بهخصوص وقتی خانمها خواسته جنسیشان را مطرح میکنند، آقا دچار شک و تردید میشود و این صور برای وی بهوجود میآید که خانم، تجربههای پیشین زیادی داشته است. بنابراین باید کل رابطه، اعتماد زوجین بهم و صمیمیت بینشان و فرهنگ دو طرف را در نظر گرفت.
_ اینکه همسر شما (زن یا مرد)، بدن خودش را به درستی بشناسد و حداقل تا حدی بداند که چه ترجیحات جنسی دارد، احتمال شکلگیری رابطه بهتری را بالا میبرد.
_ در مورد زوجینی که سالها در کنار هم زندگی کردهاند، بهتر است که این خواستهها به یکباره عنوان نشود که باعث شگفتی طرف مقابل از این تغییر رویه شود. بلکه بهتر است این سری پستها را بعد از مطالعه با همسرتان به اشتراک بگذارید و هر دو با هم به آرامی این مسیر را طی کنید، یادگیریهایتان را با هم در میان بگذارید و تغییرات جدید را در رابطهتان ایجاد کنید.
دوران عقد دورانی است كه روابط عاطفی بین شما و همسرتان شكل میگیرد و به اوج خود میرسد. دراین دوران باهم انس میگیرید، یکدیگر را می شناسید و قلق های همدیگر را تا حدود زیادی پیدا می کنید.
دوران عقد در واقع دورانی است که شما به لطف نزدیک تر شدنتان به همسر خود، شناختی از او به دست می آورید که شاید هیچ کس دیگر نتواند تا این حد او را بشناسد و این البته صرف نظر از لذتی است که از با هم بودن نصیب تان می شود.
در دوران عقد احساسات عاطفی شكل میگیرد و رابطه جنسی اگر كنترل شده و خفیف باشد میتواند به شكلگیری و ظهور این احساسات كمك زیادی كند. با این حال، رابطه جنسی تنها هدف ازدواج نیست و هیچ ازدواجی كه تنها براساس این رابطه شكل بگیرد پایدار و استوار نمیماند.
اما واقعا سوال خیلی از دختر و پسرهای عقد کرده است است که حد این روابط کجاست؟ شما در دوران عقد می توانید مثل یک زوج واقعی با هم رابطه داشته باشید یا باید همچنان از همدیگر فاصله بگیرید؟
اگر قرار باشد پاسخ این سوال را در یک عبارت بگوییم، باید بگوییم هیچ کدام! رابطه جنسی در دوران عقد تعاریف خاص خودش را دارد. شما شرعا همسر هستید و اگر یک رابطه کامل با هم داشته باشید که حتی منجر به بارداری شود، باز هم شرعا و قانونا کسی نمی تواند به شما خرده بگیرد. اما آنچه در این میان شک و تردید به وجود می آورد، عرف است.
در مقابل عرف نباید جبهه گرفت. همیشه آن چیزی که از قدیم باب بوده اشتباه نیست. بلکه ملاحظات دوران است که بر اساس تجربه رعایت می شود. شما و همسرتان بعد از عقد شرعا زن و شوهر هستید اما زن و شوهری که زندگی مشترکتان را هنوز آغار نکرده اید و وابسته به پدر و مادرتان هستید. این یعنی شما باید برخی از چهارچوب های زندگی دوران تجرد را همچنان حفظ کنید.
این چهارچوب ها می گوید که شما باید در دوران عقد از فرصت محرمیت و نزدیک تر شدنتان برای شناخت بیشتر استفاده کنید. در این بین حد متوسطی از روابط نزدیک جسمی می تواند عاطفه میان شما را تقویت کند و شما را با روحیات هم بیشتر آشنا کند اما این حد، اگر نادیده گرفته شود و رابطه جنسی کاملی شکل گیرد، شما قدرت تصمیم گیری در آینده را از دست خواهید داد.
مشکل فقط تغییرات جسمی که برای شما اتفاق می افتد نیست؛ یک رابطه جنسی کامل، شما را پایبند یکدیگر می کند. احساس تعهد می آورد، وابسته می کند و باعث می شود در جایی که باید تفکر منطقی داشته باشید احساسی تصمیم بگیرید. چگونه؟
شاید شما احساس کنید که همسر آینده تان دقیقا آن طور نیست که فکر می کردید و زندگی با او می تواند باعث بدبختی شما شود. در چنین شرایطی، رابطه جنسی شما را در فاز وابستگی عاطفی قرار می دهد و تصمیم گیری بر اساس منطق و جدایی برایتان دشوار می شود.
به همین دلیل است که می گویند روابط جنسی کامل خود را به زمانی موكول كنید كه باهم زندگی مشترك را آغاز کرده اید و به صورت مستقل جدا از پدر و مادر خود زندگی میكنید.
اما در مقابل قرار نیست شما از همسرتان دوری کنید و رابطه تان را با او در حد رابطه خواهر و برادری نگه دارید. حفظ رابطه شما، نیاز به نزدیک تر شدنتان دارد و این حاصل نمی شود، مگر وقتی که شما از چهارچوب های عرفی فاصله بگیرید و به یکدیگر عشق بورزید. بسیاری از مشكلات و اختلالاتی كه در دوران عقد به وجود میآید ناشی از عدم آگاهی زوجین به برقراری روابط درست جنسی است.
.:: This Template By : web93.ir ::.