+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۶
دانشمندان ادعا می کنند می توان از گرافن برای ساخت تلفنهای هوشمند به نازکی و انعطاف پذیری یک ورق کاغذ استفاده کرد.

گرافن به عنوان محکمترین ماده در جهان (100 برابر محکم تر فولاد) و نازک ترین ماده (یک اونس آن می تواند 28 زمین فوتبال را بپوشاند) می تواند فناوری تلفن همراه و پانلهای خورشیدی را متحول کند.

از آنجا که گرافن مانند مس رسانای برق است، می تواند به تولید تلفن همراه صفحه لمسی انعطاف پذیر و همچنین سلولهای خورشیدی شفاف و ارزان قیمت کمک کند.

همچنین می توان از گرافن برای ساخت پانلهای خورشیدی مورد استفاده در سطوح خودروهای برقی و هیبریدی و درمان بیماران آسیب نخاعی استفاده کرد. به گفته محققان ویژگی ها و خواص باورنکردنی گرافن از تنظیم منحصر به فرد اتم هایش نشأت می گیرد.

گرافن نیز مانند الماس و ذغال کاملا از کربن ساخته شده است. اما برخلاف این دو ماده، اتمهای کربن گرافن در ورقه های دو بعدی قرار گرفته اند و همین امر آن را بسیار انعطاف پذیر و محکم کرده است.

پیشرفتهایی که درصنعت گرافن در حال شکل گیری است، عرضه وسایل دیگری را با استفاده از این ماده به واقعیت نزدیک تر می کند.


   برچسب‌ها: تلفن, هوشمند, همراه, کاغذ
   
+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۶
دیوید بلین مرد 39 ساله انگلیسی قصد دارد طی یک اقدام عجیب، خود را به مدت سه شبانه روز تحت میلیون ها ولت جریان برق قرار دهد.

او جمعه شب برای این کار در نیویورک بر روی یک ستون 20 فوتی قرار گرفت.

دیوید بی باک یک لباس زنجیری به تن کرد و یک کلاه سیمی و یک نقاب ایمنی به عنوان مانعی برای جریان برق به سر گذاشت.

اتصال 72 ساعته یک مرد به برق (+عکس)

این برق توسط هفت کره فلزی موسوم به سیم پیچ تسلا جریان می یابد که در اطراف این ستون 20 فوتی قرار می گیرند.

او پیش از آغاز این اقدام شگفت انگیز با همسر و دخترش گفتگو می کرد و حدود 45 دقیقه دیرتر از زمان تعیین شده 7:30 عصر به محل مورد نظر رفت. پس از بالا رفتن به یک سکوی کوچک برای جمعیت حاضر در سالن دست تکان داد. او عصبی به نظر نمی رسید بلکه بیشتر مطمئن بود.

اوایل هفته گذشته او گفته بود قرار گرفتن بلند مدت در معرض توفانی از برق خطرات ناشناخته ای دارد. 72 ساعت و یا بیشتر یک میدان الکترومغناطیسی می تواند هر بلایی به سر مغز بیاورد. چیزهای ناشناخته از این جمله بسیارند.

او این اقدام را ایده بسیار بلندپروازانه خوانده است.

اتصال 72 ساعته یک مرد به برق (+عکس)

طی این مدت قرار است میلیونها ولت برق به بدن او اصابت کند. این نمایش به طور زنده از طریق اینترنت پخش می شود و مردم می توانند برای او پیام بنویسند و او نیز سعی خواهد کرد به سئوالات آنها پاسخ دهد.

طی این سه شبانه روز او قادر به خوردن چیزی نیست فقط می تواند از طریق یک لوله آب بنوشد. او گفته است از طریق آرامش، مدیتیشن و بازی با دخترش برای این نمایش آماده شده است و تلاش کرده تا به خواب نرود. وزن لباس فلزی اش 27 پوند است و به او امکان می دهد جریان برق از روی این لباس بگذرد و به پوست تنش نخورد.

اتصال 72 ساعته یک مرد به برق (+عکس)

او که خود را در منزلش برای این کار با شوکهای برقی متوسط آماده کرده است، می افزاید: این لباس زنجیری فلزی جریان برق را به اطراف می برد و عبور نمی دهد از این رو می تواند از من در برابر هر گونه احساس دردی حفاظت کند. اما به نظر می رسد قسمت دردناک ماجرا ایستادن به مدت سه شبانه روز، تحمل 27 پوند وزن لباس، نخوابیدن و نخوردن غذا است.

او همچنین پوتینهایی با کف آهنی به پا می کند و کلاه سیمی به سر دارد.

اتصال 72 ساعته یک مرد به برق (+عکس)

اتصال 72 ساعته یک مرد به برق (+عکس)

 

  منبع : تک ناز

   برچسب‌ها: رکورد, برق گرفتگی, انسان, عکس
   
+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۶
مهناز افشار در گفت و گویی با انتقاد از فریدون جیرانی اعلام کرده است که قرار بوده در برنامه نقد و تحلیل فیلم قصه پریا در برنامه هفت حضور پیدا کند اما پس از ممانعت حضور وی در تلویزیون تنها چند دقیقه قبل از شروع برنامه به وی اجازه حضور داده اند. افشار در این گفت و گو از رد کردن پیشنهاد بازی در فیلم درباره الی، خداحافظی از سینما، اقدام عجیبش در مراسم اختتامیه فیلم فجر و... توضیحات جالبی داده است که بخش های برگزیده آن را به نقل از مجله 24 می خوانید.

فقط گفتم ای وای. آقای کیمیایی!...

وقتی فیلم رئیس را دیدم فقط گفتم: "ای وای. آقای کیمیایی! کاش داستان استخوان بندی جدی و محکم تری داشت" ولی اسم آقای کیمیایی و سابقه و تجربه اش برای من مهم بود و واقعا خوشحالم فیلمی از ایشان در کارنامه ام دارم. با این همه غصه می خورم که چرا در فیلم دیگری از او بازی نکرده ام. چرا "رئیس" باید سهم من باشد.

من آدمی نیستم که بازیچه شوم

من سناریوی "قصه پریا" را خوانده ام و در آن هم بازی کرده ام. ولی متاسفانه آقای جیرانی توی برنامه "هفت" نشستند و گفتند قصه فیلم چیز دیگری بوده. این را می گویم چون آقای جیرانی کارگردان مورد علاقه ام است و خودش هم می داند و بارها هم به خودش گفته ام آقای جیرانی شما جزو کارگردانهایی هستید که جلوی دوربین شما راحتم. اما وقتی دعوت می شوم به برنامه هفت و بعد می گویند شما نمی توانید به تلویزیون بیایید من آدمی نیستم که بازیچه شوم.

حرفی که آقای فراستی می زد کاملا درست بود

آقای جیرانی چرا قصه فیلم عوض شد؟ آقای فراستی دارد قصه را تعریف می کند اما آقای جیرانی یک قصه دیگر را تعریف می کند. خب وقتی همه چیز اینقدر تغییر می کند دیگر چه می شود گفت؟ تمام آن سکانس ها که در فیلم می بینید در فیلمنامه هم بود اما نمی دانم در مونتاژ یا جابه جایی صحنه ها دیگر قصه اولیه را نداشت. حرفی که آقای فراستی می زد کاملا درست بود او می گفت انگار من و مصطفی زمانی و باران کوثری یک تابلو تبلیغاتی مبارزه با اعتیاد را برداشته ایم و راه می رویم.

ذکرهایم را گفتم و دو رکعت نماز شکر خواندم

من همیشه می گفتم بی انصاف ها! 15 سال است دارم کار می کنم، حتی یک فیلم خوب نداشته ام که کاندیدایم کنید؟ وقتی به من گفتند امسال برای "سعادت آباد" کاندید شده ای سر صحنه فیلم برف روی کاجها بودم. آن روزها حسابی خسته بودم. وقتی به من زنگ زدند و گفتند کاندید هستی خیلی خوشحال شدم. ذکرهایم را گفتم و دو رکعت نماز شکر خواندم. اینها را می گویم که بدانید چه حالی داشتم.

آمده ایم جایی که ادعا می کنیم آدمهای روشنی هستیم

همان زمان آقای میری زنگ زدند و تبریک گفتند. البته یکسری صحبت هایی شد که من را به عنوان بازیگر آن فیلم خوشحال نکرد. از من جزئیات نخواهید؛ ولی من را خوشحال نکرد و آن حال خوب را از من گرفت. وقتی هم وارد سالن سینما شدم آنقدر جو آنجا سنگین بود که باورم نمی شد. می خواستم آنجا خدا آنقدر به من انرژی می داد که آنجا فقط می گفتم: "آمده ایم جایی که ادعا می کنیم آدم های روشنی هستیم. بیایید بی خیال خط و جریان و رنگ و جناح به هنر احترام بگذاریم."

باور کنید نزدیک بود سه بار بخورم زمین

توی این شرایط اسم من را خواندند باور کنید نزدیک بود سه بار بخورم زمین. فقط می گفتم خدایا کمک کن نخورم زمین. از قبل هم روی کاغذ چیزهایی نوشته بودم که روی سن بخوانم. اول یاد خدا بود، بعد یاد خانواده‎ام و بعد هم می خواستم جایزه ام را به پدرم تقدیم کنم که عاشقانه دوستش دارم و در ادامه هم می خواستم جایزه را به عوامل "سعادت آباد" تقدیم کنم و آخر هم برای ایران آرزوی صلح و آبادی کنم. رفتم بالا و آنجا فقط از مادرم تشکر کردم؛ پدرم و سعادت آباد را یادم رفت.

از آقای فرهادی بپرسید برای فیلم درباره الی... تا دقیقه 90 منتظر من بودند یا نه؟

سوءتفاهمی که ایجاد شد این بود که ما- یعنی آدمهایی مثل من و ویشکا آسایش و... که نامزد جایزه بودیم- چون سر صحنه فیلم آقای پیمان معادی بودیم و می دانستیم چه اتفاقی دارد برای فیلم آقای فرهادی در برلین می افتد می خواستیم تبریکی به آنها بگوییم. من به عوامل جدایی نادر از سیمین تبریک گفتم و از آنها تشکر کردم. عده ای گفتند که مهناز افشار این کار را کرده که آقای فرهادی برای فیلم بعدی اش او را انتخاب کند. از آقای فرهادی بپرسید برای فیلم درباره الی... تا دقیقه 90 منتظر من بودند یا نه؟ اما چون آنها با بازیگر دیگری قرارداد بسته بودند من گفتم خوب نیست این کار را بکنم. پس من اگر می خواستم در فیلم آقای فرهادی بازی کنم آن موقع این کار را می کردم. من به آن فیلم احترام گذاشتم.

باز هم کار مدل مهناز افشار انجام دادم

خیلی احمقانه است اما واقعا اسم پدرم و سعادت آباد را یادم رفت روی سن بگویم. وقتی آمدم پایین و روی صندلی نشستم به خودم گفتم که من چرا این حرفها را نگفتم؟ خلاصه باعث سوء تفاهم شد. بخصوص از طرف آقای همایون اسعدیان که فکر می کرد من دارم سیاست به خرج می دهم و برای آینده ام سرمایه گذاری می کنم. فکر می کنم اعلام این مسئله از طرف ایشان کار بدتری بود. من الان در 34 سالگی ام دارم به این فکر می کنم که یک کارنامه خوب و پربار داشته باشم و بگویم خداحافظ. خیلی دغدغه فیلمهای بعدی ام را هم ندارم. اما برای آقای میری می خواستم توضیح بدهم. همان شب دیدمشان و به شان توضیح دادم. اما فکر کردم کافی نیست و به آقای جیرانی زنگ زدم و گفتم می خواهم بیایم و در هفت توضیح بدهم. باز هم کار مدل مهناز افشار انجام دادم؛ رفتم و گفتم ببینید من هول شده بودم. این هم برای آقای میری باعث سوء تفاهم شد. اما من همین جا اعلام می کنم هیچ نیتی پشت این کار نبوده و من سعادت آباد را واقعا دوست دارم.

آقای فرهادی قبل از اینکه با گلشیفته فراهانی صحبت کنند دنبال من بودند

من آن زمان ایران نبودم و آقای فرهادی به گفته خودشان قبل از اینکه با خانم گلشیفته فراهانی صحبت کنند دنبال من بودند و من را پیدا نمی کردند. دوستان عزیزی هم که تلفن من را در خارج از کشور داشتند به ایشان شماره نداده بودند. وقتی به ایران برگشتم آقای فرهادی با خانم فراهانی حرف زده بود. اما همان وقت مشکلاتی برای گلشیفته پیش آمده بود. به آنها گفته بودند اگر خانم فراهانی بازی کند فیلم اجازه پخش نخواهد گرفت و آقای فرهادی و عوامل فیلم خیلی پشت خانم فراهانی بودند اما گلشیفته هم نگران بود نکند به خاطر او فیلم به مشکل بر بخورد. آقای فرهادی به من گفت ما که از اول به دنبال تو بودیم. حالا هستی؟ گفتم نه! گفتم بروید و مطمئن باشید مشکلی پیش نمی آید. الان هم خوشحالم گلشیفته آن نقش را بازی کرد. چون فکر می کنم آدمها وقتی در جایشان قرار می گیرند دیگر آنجا مال آنهاست.

اصلا اجازه بازیگری به من داده نشد

خانواده من به شدت فیلم دوستند ولی اصولا بازیگری را در من نمی دیدند. می گفتند که مهناز اگر می خواهد کار هنری بکند نهایتا می رود معماری می خواند. من رشته تربیت بدنی در دانشگاه سراسری قبول شدم و دیدم چه بهانه خوبی است چند ترم این رشته را بخوانم. بعدا به واسطه همسر دایی ایم معرفی شدم که در دانشگاه سوره تدوین بخوانم. یعنی اصلا اجازه بازیگری به من داده نشد. کم کم مادرم با من آمد و سر تدوین با آقای مهرجویی و خانم مهرجویی و... آشنا شد و بعد به من اجازه دادند که بازی کنم. حتی موقع قرارداد اولم با من به دفتر فیلمسازی آمدند. خانواده ام برای من مهم است اما همیشه به شان گفته ام فکر کنید این هم یک شغل است؛ یک شغل که سخت تر از خیلی کارهاست.

خداحافظی و ورود به دنیای نویسندگی

اگر بخواهم از بازیگری خداحافظی کنم که خیلی هم نزدیک است، همیشگی خواهد بود. نمی توانم دوباره برگردم و دوباره خداحافظی کنم. بازیگری برای من مثل مجسمه ای است که در وجودم ساختمش فکر می کنم اگر بعد از این که آن را ساختم به ش دست بزنم کاملا خراب می شود. عکاسی بلد نیستم و کارگردانی هم نمی توانم بکنم. تدوین و فیلمبرداری نزدیک تر است به من. اما احتمال این که نویسنده شوم بیشتر است. مدتی است که نیمه شبها چهار خطی از ذهنم عبور می کند و یادداشت می کنم و حالا تصمیم گرفته ام دست نوشته هایم را به صورت کتاب چاپ کنم. نمی دانم چرا به نویسندگی علاقه مند شده ام. شاید چون خواهرم شعر می گوید و برادرم نقاش است و من استعداد هنری ندارم! این هم چند وقتی است که به ذهنم می آید و باورتان نمی شود.

بیوگرافی مهناز افشار :

مهناز افشار (متولد 1356 در تهران) بازیگر ایرانی سینما، بازیگری را با مجموعه تلویزیونی عشق گمشده در سال 1376 آغاز کرد و پس از آن با ایفای نقش در فیلم دوستان به کارگردانی علی شاه حاتمی در سال 1377 به سینما راه یافت و با ایفای نقش در فیلم شور عشق به کارگردانی نادر مقدس در سال 1379 به شهرت رسید.

شباهت زیاد وی به فائقه آتشین (گوگوش)، خواننده مشهور باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم شور عشق به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم خاکستری مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم نگین به سینما بازگشت. افشار در دههٔ هشتاد از چهره های تأثیرگذار سینمای تجاری ایران شد و در سال های پایانی این دهه با بازی در فیلم های کارگردانان متفاوت سعی کرد تصویر شناخته شده اش را تغییر بدهد. تلاشی که به دریافت چندین جایزه و تقدیرنامه از سوی منتقدان و جشنواره های داخلی ختم شد.

وی پس از چند بار ناکامی در رسیدن به سیمرغ بلورین، سرانجام توانست با بازی در فیلم سعادت آباد به کارگردانی مازیار میری، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر (1389) را کسب نماید. همچنین مهناز افشار در سی امین جشنواره فیلم فجر (1390)، دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن بخش نگاه نو، برای بازی در فیلم برف روی کاج ها به کارگردانی پیمان معادی را از آن خود کرد.

مهناز افشار در کودکی خیلی شیطنت می کرد و همیشه دوست داشت بوفه دار مدرسه باشد، یک بار بخاطر شیطنتهای فراوانش دو روز از مدرسه اخراج شد، عاشق آتاری مخصوصا بازی دزد و پلیس بود و ... به تماشای کارتون علاقه فراوانی داشت و از سیندرلا، صد و یک سگ خالدار، پلنگ صورتی، مورچه و مورچه خوار، سند باد، باربا پاپا، بامزی، هاچ زنبور عسل، خانواده دکتر ارنست و جودی ابوت بعنوان کارتونهای دوست داشتنی کودکی اش یاد میکند. رشته تحصیلی مهناز افشار در دبیرستان علوم تجربی بود و برای ادامه تحصیل بمدت چهار سال در یک موسسه غیر انتفاعی به تحصیل در رشته تدوین پرداخت.

مهناز افشار با فیلم دوستان به کارگردانی علی حاتمی در سال 1377 به سینما راه یافت به اتفاق محمد رضا گلزار با حضور در فیلمهای کما، زهر عسل، 13 گربه روی شیروانی، تله، آتش بس و کلاغ پر به نوعی میتوان گفت که یک زوج هنری تشکیل داده بودند. شایان ذکر است که فیلمهای یاد شده همگی از پر فروشهای زمان خود بوده اند.

به اعتقاد مهناز افشار بازی رئال خیلی سخت تر از انواع دیگر است در حالی که مخاطبان سینما به دیدن وی در فیلم هایی که صرفا گیشه را مد نظر داشتند عادت کرده بودند، مهناز افشار با ایفای نقش کوتاهی در فیلم سالاد فصل نشان داد که توانایی هایش بسیار بیشتر از حضور صرف در این فیلمهاست و با بازی در آتش بس مهر تاییدی بر این مدعا زد برای قبول یا رد یک پیشنهاد با تهمینه میلانی، فریدون جیرانی و محمدرضا شریفی نیا همیشه مشورت میکند و اعتقادی به داشتن مدیر برنامه ندارد.

مهناز افشار حضور در دعوت حاتمی کیا را برای خودش اتفاق بزرگی میداند و از این اتفاق ابراز خوشحالی میکند. قرار بود در سریال شمس العماره به کارگردانی سامان مقدم ایفای نقش نماید اما از حضور در این کار تلویزیونی انصراف داد. دلیل این انصراف جراحی دهان و لثه ذکر شد. در سالهای اخیر از مهناز افشار بعنوان پولسازترین سینمای ایران یاد شده و حضورش در هر فیلم با فروش خوبی مواجه بوده است.

مهناز افشار در میان ورزشها به اسکی و شنا علاقه دارد و به آنها می پردازد و البته والیبال هم جزو ورزشهای مورد علاقه ی اوست. در بیشتر نقشهایی که بازی کرده به ارائه کاراکتر یک دختر شوخ و اجتماعی و برون گرا می پردازد.

مهناز افشار کاراکترهای خاکستری را به نقشهای کاملا مثبت و کاملا منفی ترجیح میدهد و معتقد است خاکستری بودن یک کاراکتر کمک میکند که تماشاگر تا انتهای فیلم برود و منتظر کشف جدیدی باشد. همیشه دوست داشت نقشهای متفاوت و عجیب غریب بازی کند و می گوید:

"آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژ پشت نتردام را بازی کنم."

مهناز افشار می گوید تبریک تولد بهترین شادباشی است که تا کنون شنیده است و به معنای واقعی تولد را دوست دارد. خود را خیلی شکمو میداند و غذا خوردن را هم دوست دارد و می گوید:

"به نظرم دست پختم عالی است چون به دلیل شکمو بودنم برای غذا پختن وقت می گذارم و طعم غذا هم برایم اهمیت فراوانی دارد."

غذاهای مورد علاقه اش لوبیا پلو و ماکارونی است و به خاطر همین علاقه این غذاها را خیلی خوب می پزد. مهناز افشار می گوید در زندگی همه چیز را فقط از خدا میخواهم و بس.

مهناز افشار مدتی شوی لباس داشت اما به خاطر وقت گیر بودنش از این کار صرف نظر کرد. در سینما به قسمت و اتفاقات ناشی از آن که برای آدمها رخ میدهند اعتقاد دارد و می گوید:

"من معتقدم که مسیرم مشخص شده است."

در کودکی از کارهای سخت که هیجان زیادی داشت لذت میبرد و به همین دلیل هیچوقت دوست نداشت دکتر یا مهندس شود بلکه میخواست راننده کامیون باشد.

مهناز افشار پس از اینکه بازی در فیلم امشب شب مهتابه را به پایان رساند در آفریقای جنوبی فیلم کوتاهی با عنوان سیاه و سفید پیرامون زندگی نلسون ماندلا ساخت که در آن موضوع آپارتاید را مورد توجه قرار داده است. اگر قرار باشد برای معرفی دنیا به فضایی ها یک فیلم را انتخاب کند آن فیلم اشکها و لبخندها خواهد بود.

مهناز افشار عاشق تزیینات منزل است و دوست دارد هر چند سال یکبار فضای جدیدی برای خانه طراحی کند. همیشه وقتی فیلمهای خودش را می بیند احساس می کند راضی نیست و انگار خودش را در فیلمها دوست ندارد.

مهناز افشار جنگ را ترسناک ترین پدیده در دنیا می داند. در تنها دوره برگزاری مراسم زرشک زرین سینمای ایران فیلم شور عشق جایزه زرشک زرین را دریافت کرد. وی که در این فیلم بازیگر نقش اول بود اعتقاد دارد اختصاص یافتن زرشک زرین به شور عشق باعث شد که فیلم دیده شود. پول را خیلی دوست دارد و شاید عجیب باشد که به خرج کردنش (چه برای خودش و چه اطرافیانش) هم علاقمند است.

مهناز افشار تا قبل از حضور در فیلم دعوت تجربه اسب سواری نداشت و برای ایفای نقشی که در این فیلم داشت قبل از هر کاری به سوار کاری رفت.

مجموعه آثار مهناز افشار:

گمشده (مجموعه تلویزیونی، 1376)- دوستان (علی شاه حاتمی، 1377) - شیرهای جوان (محسن محسنی نسب، 1378) - شور عشق (نادر مقدس، 1378) - خاکستری (مهرداد میرفلاح، 1379) - نگین (اصغر هاشمی، 1380) - دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، 1381) - 13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382) - زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1382) - کما (آرش معیریان، 1382) - سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383) - آکواریوم (ایرج قادری، 1384) - کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، 1384) - چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384) - آتش بس (تهمینه میلانی، 1385) - محاکمه (ایرج قادری، 1385) - تله (سیروس الوند، 1385) - رئیس (مسعود کیمیایی، 1385) - تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386) - کلاغ پر (شهرام شاه حسینی، 1386) - انعکاس (رضا کریمی، 1386) - پوپک و مش ماشاالله (فرزاد موتمن، 1387) - شیرین (عباس کیارستمی، 1387) - دعوت (ابراهیم حاتمی کیا، 1387) - شبانه روز (امید بنکدار، کیوان علیمحمدی، 1387) - طبقه سوم (بیژن میرباقری، 1388) - پسر آدم، دختر حوا (رامبد جوان، 1388) - خاطره (نادر طریقت، 1388) - امشب شب مهتابه (محمدهادی کریمی، 1388) - سعادت آباد (مازیار میری، 1389) - قصه پریا (فریدون جیرانی، 1389) - برف روی کاج ها (پیمان معادی، 1389) - یه عاشقانه ساده (سامان مقدم، 1389) - هیچ کجا هیچ کس (ابراهیم شیبانی، 1390) - پل چوبی (مهدی کرم پور، 1390).

 

  منبع : قدس آنلاین

   برچسب‌ها: مهناز افشار, خداحافظی, بازیگری, دانلود
   
+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۶
یکی از نکاتی که باید در زندگی مد نظر قرار گیرد این است که زن و شوهر اطلاعات دقیقی از وضعیت جسمی و روحی یکدیگر داشته تا بتوانند به درک متقابلی از یکدیگر برسند. هر چقدر دانش و اطلاعات زوجین گسترش یابد، این مسأله به راحتی میسر خواهد شد.

لذا باید خانواده های گرامی به این نکته توجه داشته باشند برای اینکه آرامش بیشتری در محیط خانه مستولی و حاکم باشد: باید به این اصول اساسی گردن نهاد تا بتوان به تحکیم نهاد خانواده کمک کرد. روابط سالم و صحیح زوجین زمانی میسر می شود که زوجین در امر مبادله ی اطلاعات و احساسات، مسایل خاصی را رعایت کنند.

  • در این بخش، به این مسایل اشاره می شود:

اصل اول: درک متقابل یا همدلی دوطرفه

یکی از رایج ترین اشتباهات ارتباطی که همه ما مرتکب آن می شویم این است که گمان می کنیم وقتی کسی را می شناسیم، هر برداشتی که از اعمال، رفتار و گفتار او داشته باشیم صحیح و درست است. در این مواقع بیشتر تصور می کنیم که می دانیم طرف مقابل چه می گوید و چه منظوری دارد، حال آنکه اغلب معنا و مقصود صحیح طرف مقابل را درک نکرده و دچار نتیجه گیری شتاب زده و قضاوت اشتباه شده ایم. این نتیجه گیریهای شتاب زده و قضاوت های اشتباه همان فرضیه های خانمان براندازی هستند که به راحتی مهر و عشق میان زن و شوهر را از بین می برند و سبب ایجاد سوءتفاهم و تنش های عاطفی می شوند. خوشبختانه یا متاسفانه باید گفت که ارتباط حقیقی و موثر جز با درک کردن دیگران و فهمیدن احساس آنها ممکن نیست و رسیدن به این حد خود نیازمند درک واقعیتهای دیگری است؛ واقعیت هایی همچون :

_ آنچه در ظاهر می بینیم همیشه با واقعیتها همخوانی ندارد.
_ رفتار، اعمال و گفتاری که از طرف مقابل می بینیم بیانگر همه وجوه واقعی احساس او نیستند و می بایست به دنبال احساسات واقعی او در پس رفتار، اعمال و گفتارش باشیم.
_ آنچه پرسیدنش برای ما ساده است ممکن است برای طرف مقابل بسیار دشوار باشد.
_ آنچه شنیدنش برای ما ساده است ممکن است برای طرف مقابل دردناک باشد.
_ آنچه ما گمان می کنیم برای طرف مقابل مفید است ممکن است به نفع او نباشد.
_ افراد به شیوه های مختلف احساسات خود را بروز می دهند.
_ هر آنچه ما فکر می کنیم صددرصد درست نیست و هر آنچه دیگران می گویند صددرصد نادرست نیست. داوری کردن و قضاوتهای منفی، به راحتی می توانند مناسبات و روابط زناشویی ما را مختل کنند و تا زمانی که ما نتوانیم قضاوتهای میان افراد را به رسمیت بشناسیم ادامه پیدا می کنند.

اصل دوم: درک صحیح تفاوتها و احترام به آنها

همه ما کم و بیش از متفاوت ظاهرشدن می ترسیم. شاید به این دلیل که نگرانیم مبادا مضحکه دیگران شویم و یا موجبات شکست و ناکامی خود را فراهم آوریم. در حالی که تفاوتها جادویی هستند و می توانند جذب کننده همه موهبتهایی باشند که خواهان آن هستیم. در روابط میان زن و مرد، تفاوتهای موجود میان این دو جنس در واقع مکمل آنان بوده و به هر کدام از طرفین این فرصت را می دهد که به تعادل و کمال برسند. به بیان ساده تر، از آنجا که هرکدام از ما گاهی جذب کسانی می شویم که به طور کامل با ما تفاوت دارند می توانیم نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم و با کمک یکدیگر با مسایل خود کنار بیاییم. بعد دیگر جادوی تفاوت، تقویت عشق و روابط مهرانگیز میان زن و شوهر است؛ چراکه وقتی تفاوتها را می پذیریم کم کم متوجه اشتباهات و قضاوتهای ناعادلانه خود می شویم و رنجش کمتری از طرف مقابل به دل می گیریم و تنها در چنین حالتی است که عشق اصیل نمود پیدا می کند، در حالتی که ما طرف مقابلمان را با تمام تفاوتها و شباهتهایی که با ما دارد می پذیریم و دوست داریم.

اصل سوم: داوری نکردن

ما تنها وقتی می توانیم از شر داوری منفی و نادرست خلاص شویم که تفاوتهای میان خود و همسرمان را درک کنیم و احساسات، افکار و امیال خود را به طور صحیح و با موفقیت به طرف مقابل منتقل کنیم. داوری کردن و قضاوتهای منفی، به راحتی می توانند مناسبات و روابط زناشویی ما را مختل کنند و تا زمانی که ما نتوانیم قضاوتهای میان افراد را به رسمیت بشناسیم ادامه پیدا می کنند. در حقیقت ما باید دوست بداریم، بپذیریم، قدرشناسی کنیم و احترام بگذاریم تا بتوانیم داوری کردن را کنار بگذاریم و خود و دیگران را همان گونه که هستیم و هستند دوست بداریم. آنچه اهمیت دارد توجه به این نکته است که قضاوت منفی ما درباره دیگران نشان دهنده این است که ما از خودمان راضی نیستیم. چراکه اغلب داوری های منفی نشانه فرافکنی عقایدی است که در خفا درباره خود داریم و آنها را به دیگران تعمیم می دهیم.

اصل چهارم: قبول مسوولیت برابر برای حفظ یک رابطه

اگر ندانید که شما و همسرتان هر دو به یک اندازه در قبال یکدیگر مسئولید، ادامه رابطه تا حدودی غیرممکن می شود. همه ما گاه گاهی احساس می کنیم که مدام صحبت می کنیم، ایثار می کنیم، زحمت می کشیم و رسیدگی می کنیم اما در مقابل چیزی عایدمان نمی شود. این رویه قربانیهاست و نشانه آن است که به یک اندازه قبول مسوولیت نکرده و نمی کنیم. قربانیها احساس می کنند که توان تغییر دادن شرایط را ندارند. چنین افرادی نمی دانند و یا اعتقاد ندارند که می توانند روابط زناشویی خود را کنترل و اداره کنند و آن را تغییر دهند. آنها هرگز باور نمی کنند که اگر به شکل دیگری برخورد کرده بودند نتایج بهتری به دست می آوردند. قربانیها نمی خواهند بپذیرند که خود در چگونگی ایجاد مسایل پیش آمده، نقش داشته اند. نتیجه احساس قربانی بودن، احساس رنجش و سرزنش است و سرکوب کردن رنجش نه تنها موجب داروی منفی می شود بلکه یکی از زمینه های بالقوه به هم خوردن روابط عاطفی است.

اگر مردی با چوب بر سر زنش بکوبد و بر اثر این ضربه از سر زن خون جاری شود، مرد به راحتی مسوولیت کارش را می پذیرد. اما بیشتر مردان مسوولیت کم کاری خود در یک رابطه عاطفی را نمی پذیرند چون از چگونگی عملکرد خود بی اطلاعند. به همین دلیل شاید بتوان گفت مهم ترین وظیفه زن برای ایجاد مسوولیت برابر طرفین در یک رابطه این است که احساسات، عواطف و دلخوریهای خود را بدون پیش داوری و قضاوت و بی آنکه رنجشی به دل داشته باشد محترمانه با مرد در میان بگذارد و به جای سرکوب کردن رنجش و تجربه قربانی بودن، مرد را آگاه کند که کدام رفتار او باعث واکنش تند زنش شده است.

اصل پنجم: تمرین بخشش

ابراز مهر و عشق نیازمند هیچ کوشش فرساینده ای نیست و اگر ما برای محبت کردن و مهر ورزیدن به تلاش و کوشش بسیار نیاز داریم به این معناست که خود را فریفته ایم و رنجشی را در خود سرکوب کرده ایم. بنابراین ما در برابر ایجاد حس رنجش تنها دو راه پیش رو داریم: یا به راستی ببخشیم، یا اینکه به جای رنجیدن، مسوولیت خود را در قبال آنچه بر سر رابطه مان آمده است بپذیریم. باید واقع بین باشیم، همه ما قدرت آن را داریم که شرایط را تغییر دهیم. کافی است بدانیم و درک کنیم که چگونه با رفتار و گفتار خود واکنش های موردنظر را در رفتار طرف مقابل ایجاد کنیم.

اگر احساس قربانی بودن را کنار بگذاریم و از احساسات و رنجش های خود با طرف مقابل سخن بگوییم، اگر داوری نکنیم و هیچ کس جز خود را مقصر ردیف اول ندانیم و اگر بدانیم که این رفتار و گفتار و اعمال خود ماست که رفتار و گفتار و اعمال خود ماست که رفتار و گفتار و اعمال طرف مقابل ما را رقم می زند، اگر فراموش نکنیم که سرکوب کردن رنجشها و پاگذاشتن بر روی دلخوریها، خواسته یا ناخواسته تاثیر سوء خود را در طرف مقابل می گذارد و در یک چشم برهم زدن اساس رابطه ما را از بیخ و بن نابود می کند، می توانیم یک زندگی زناشویی موفق داشته باشیم.

  منبع : سیمرغ

   برچسب‌ها: زندگی, زناشویی, رابطه, اصول
   
+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۶
هر فرد برای خود عقاید، اهداف و روش زندگی مخصوص به خود را دارد و تمام تلاش وی رسیدن به این اهداف است. به دلیل اینکه ما در جامعه و بین سایر افراد زندگی می کنیم گاها در مسیر دستیابی به این اهداف، با برنامه های سایر افراد جامعه و یا خواسته ها و انتظارات آنها تداخلی به وجود می آید که فرد برای اینکه بتواند خود را در مسیر مناسبی که برگزیده است، نگه دارد باید از مهارت های خاصی استفاده نماید.

اراده، اختیار و آگاهی فرد باعث می شود که بتواند هر مانعی را بی اثر کند. برای چنین اقدامی نیز قاطعیت، قدرت و صد البته مهارت هایی چون نه گفتن و... مورد نیاز است.

اما همیشه نه گفتن مربوط به دیگران نمی شود. در واقع باید آن را به دو دسته تقسیم نمود:

1- نه گفتن به خود:

فرد برای رسیدن به خواسته اش تلاش می کند و در این راه ممکن است به دیگران و خواسته هایشان آسیب برساند یا حتی آنقدر دچار حرص و ولع رسیدن به هدفش شود که از انسانیت به دور افتد. در این مواقع معمولا اتفاقاتی برای وی رخ می دهد که تلنگری است تا دریابد برای چه زندگی می کند و اگر کمی به خود فرصت دهد و فکر کند می بیند که باید به خود و خواسته اش "نه" بگوید تا شرافت انسانی و لذت زندگی همراه با آرامش را از دست ندهد.

یک جایی باید به خود نه گفت و دیگر ادامه نداد و این نه گفتن با ارزش است، و باید توجه کرد که گاهی گفتن "نه" عواقبی را نیز به دنبال دارد اما باید مقاوم بود و چنانچه با تفکر این عمل را انجام داده است، و هر چند هم که باعث صدمه دیدن وی شود بر آن پا فشاری نماید.

2 - نه گفتن به دیگران:

زمانی که خواسته ها و تمایلات فرد با خواسته های دیگران منافات پیدا می کند. در این حالت فردی که تمایلات و خواسته های خود را ترجیح می دهد، ناچار است در مقابل خواسته های دیگران مقاومت کند. چگونه می تواند این کار را انجام دهد؟

مسلم است که فرد باید طبقه بندی مناسبی روی موارد و موضوعاتی که نه گفتن در آنها لازم به نظر می رسد، داشته باشد. زمانی که قبول درخواستها خطرات و مشکلات جدی برای وی به همراه دارد لازم است فرد با قاطعیت رفتار کند، و از طرفی باید بداند که نه گفتن، الزاما روابط اجتماعی وی را مختل نمی نماید.

چند نکته :

توجه به این مسئله ضروری است که مشخص کردن اهداف و برنامه ها ی زندگی و تعیین مسیری که فرد را به این اهداف می رساند باعث می شود که خود بخود، فرد به یکسری تمایلات شخصی و مداخلات اجتماعی (با برنامه وی) نه بگوید و مجدانه به برنامه خود بپردازد. همین امر و قاطعیتی که در برخورد با برنامه خود نشان می دهد، اعتماد به نفس وی را افزایش می دهد.

همانطور که در اطرافمان می بینیم کسانی که اعتماد به نفس کمی دارند، یا در زندگی خود برنامه ای ندارند و یا اگر هم دارند اهمیت لازم را به آن نمی دهند؛ این افراد برآورده شدن خواسته دیگران را در اولویت قرار داده و از ترس از دست دادن دوستی ها، طرد شدن، تنهایی و... توانایی گفتن "نه" را نداشته و اهداف خود را قربانی خواست دیگران می نمایند. باید توجه داشت که گاهی از دست دادن موقعیتی راهی برای رسیدن به موفقیتهای بیشتر است.

 

  منبع : تبیان

   برچسب‌ها: روانشناسی, نه, گفتن, موفقیت
   
+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
بشر از ابتدای زندگی خود با مشاهده تغییرات آب و هوایی در طول زمان و تکرار پی در پی آن تصمیم گرفت که واحدهای زمانی را بر اساس همین تغییرات بنا کند تا برای ثبت و نشانه گذاری زمان به واحد ویژه و همگانی ای استناد کند.

بشر از ابتدای زندگی خود با مشاهده تغییرات آب و هوایی در طول زمان و تکرار پی در پی آن تصمیم گرفت که واحدهای زمانی را بر اساس همین تغییرات بنا کند تا برای ثبت و نشانه گذاری زمان به واحد ویژه و همگانی ای استناد کند. یکی از قدیمی ترین تقویم ها که زمان بندی تقویم میلادی کنونی بر آن بنا نهاده شده است، تقویم رومی است. این تقویم که در ابتدا بر اساس تغییرات ماه نوشته شده بود خود از تقویم یونانی تاثیر فراوانی گرفته بود. ماه هایی که سی روزه بودند به عقیده آن ها خوشبختی می آوردند و ماه هایی با بیست و نه روز طول نشانه ی بدبختی بودند.

این تقویم در حدود 753 سال پیش از میلاد مسیح دچار تحولاتی شد و دیگر از تغییرات ماه پیروی نمی کرد و به طور ثابت از ده ماه که برخی 30 روزه و برخی دیگر 31 روزه بودند تشکیل می شد. این تقویم دارای 304 روز بود که 61 روز دیگر را به علت بودن در اوج سرما و نداشتن محصول و بسته شدن دست طبیعت نام گذاری نکرده بودند! یعنی ماه اول با آغاز بهار طبیعت شروع می شد و همان ماه مارچ بود.

در سال 713 قبل از میلاد پادشاه وقت روم تغییراتی را در تقویم بوجود آوردند و با کم و زیاد کردن تعداد روزهای برخی از ماه ها دو ماه دیگر را نیز نامگذاری کرد (ژانویه و فوریه) و به فوریه که در اوج سرما و بد یمنی برای آن ها بود تعداد روز 28 که عددی نحس در آن زمان بود را اختصاص داد که تا همین امروز هم تنها ماه کمتر از 30 روز در تقویم میلادی همین ما فوریه است و یک روز اضافی در سال های کبیسه در همین ماه منظور می شود. تقویم میلادی در طول زمان تغییرات دیگری کرد که از بیان آن ها صرف نظر می کنیم.

ماه های میلادی هر کدام دارای معانی خاصی هستند که بیشتر آن ها ریشه در نام های الهه های اسطوره های رومی دارند که در ادامه به اختصار به آن ها می پردازیم:

1- January ماه ژانویه از نام الهه ی گشایش و آغاز (ژانوس) گرفته شده است و همان گونه که بیان شد بعد از اصلاح تقویم به ماه های پیشین اضافه شد. و در حدود سال 153 قبل از میلاد مسیح به عنوان اولین ماه سال در تقویم قرار گرفت. کلمه درب در لاتین ianua معنی می شود و ماه ابتدایی سال نیز دری است بر آغاز سال نو.

2- February از کلمه لاتین februum مشتق گرفته شده است که به معنای purification یا همان تصفیه و پاک سازی است. علت انتخاب مراسم مذهبی ای بود که رومیان در 15 این ماه برای پاک سازی روح خود انجام می دادند. در تقویم گریگورى که تقویم میلادی امروزی بیشترین شباهت را به آن دارد این ماه از ماه آخر سال به دومین ماه سال تغییر مکان داد.

3- March سومین ماه در تقویم گریگوری و اولین ماه در تقویم روم باستان. از نام الهه جنگ یعنی مارس گرفته شده است. رومی ها اعتقاد داشتند که این ماه به علت آغازگر بهار بودن به جنگ سرما می رود و بر آن غلبه می کند. انگلیسی ها تا سال 1752 میلادی این ماه را اولین ماه سال می دانستند و در روز 25 آن جشن سال نو می گرفتند.

4- April ماهی سی روزه است احتمالاً از کلمه لاتین aperire که به معنای باز شدن است گرفته شده است. از آن رو که در این ماه درختان دوباره روییده می شود و گل ها باز می شوند.

5- May از یک الهه یونانی به نام Maia که الهه ی حاصل خیزی و باروری بوده است گرفته شده است. در نظریه ای دیگر این نام از کلمه یونانی maiores گرفته شده است که به معنی بزرگترها است.

6- June از نام Juno که الهه ی ازدواج بوده و زن ژوپیتر بوده اقتباس شده و نظریه ای دیگر آن را برگرفته از کلمه لاتین iuniores به معنای کوچکترها می داند.( در مقابل ماه می)

7- July در ابتدا نام آن در روم باستان Quintilis بوده به معنای پنجمین ولی پس از تغییر در ترتیب ماه ها به افتخار جولیس سزار که در این ماه بدنیا آمده است، این ماه را به نام او کردند.

8- August در ابتدا نام آن در روم باستان Sextilis بوده به معنای ششمین ولی به همان دلیل چند بار ذکر شده به افتخار Augustus که اولین پادشا روم بوده است در سال 8 قبل از میلاد مسیح این ماه را نام او کردند.

9- September از کلمه septem به معنی هفت آمده است که به معنای هفتمین است. چهار ماه آخر سال با وجود جابجایی دیرینه ای که در ترتیب سال ها صورت گرفت کماکان از اعداد ترتیبی مشتق شده اند.

10-October از کلمه Octo که به معنای هشت است گرفته شده است.

11-November از کلمه novem که به معنای نه است گرفته شده است.

12-December آخرین ماه سال و دهمین ماه روم باستان از کلمه Decem به معنای ده مشتق گرفته شده است.

توضیح این که:

- منبع ویکی پدیا بوده است و با نگاهی کلی به مطالب آن سایت این متن نوشته شده است برای جزییات بیشتر به همان منبع مراجعه شود.

   برچسب‌ها: ماه, میلادی, خانواده, سبز
   
+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
در اکتبر سال 1945 خانم أولسون همسر یک مزرعه دار اهل کلورادو سر مرغی را برای تهیه غذا برید. پس از این کار مرغ از جا برخاست و معلوم شد که برش سر ناقص صورت گرفته است. البته از ظاهر سر فقط یک گوش باقیمانده بود ولی بخش های اصلی مغز و نخاع فعال و سالم مانده بودند.

تصویر مرغ موصوف در ماه اکتبر

این حیوان توانست با مراقبت های ویژه 18 ماه به زندگی ادامه دهد.

لوازم مخصوص غذا دادن به این مرغ

نحوه غذا دادن به حیوان

عکسی از این مرغ در کنار صاحبش

قسمت جدا شده از سر حیوان

مرغ معروف در حال چرت زدن

  منبع : روزنه آنلاین

   برچسب‌ها: مرغ, بدون سر, خانواده سبز
   
+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
کافی است زنانی که اصطلاحا پرده بکارت خود را از دست داده اند، نیم ساعت قبل از رابطه جنسی در شب عروسی، این دارو را به صورت شیاف استعمال کنند تا اثرات معجزه آفرین آن را ببینند. این شیاف، در دمای درونی بدن، پوسته ژلاتینی خود را پاره می کند و محتوای آن به صورت مایع قرمز رنگی از واژن خارج می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از مجله پزشکی آکادمی “اوترخت”، ”اینه که فان سومرن”، متخصص بیماری های زنان در آدکامی پزشکی در شهر اوترخت (هلند) سازنده این دارو است.

او در گفتگو با مجله پزشکی آکادمی “اوترخت” می گوید :

“در سال حدود 20 نفر به من مراجعه می کنند که خواهان ترمیم پرده بکارت خود هستند. همکاران من در سایر شهرها نیز مراجعین زیادی دارند. متناسب با این که وضعیت مراجعین چه باشد، در مورد ترمیم پرده بکارت تصمیم می گیرم. برخی را ترمیم و حدود نیمی از موارد را نیز رد می کنم. مثلا اگر دختری مورد تجاوز واقع شده باشد و آینده اش به خاطر این مساله به خطر افتد، عمل ترمیم پرده بکارت را انجام می دهم. اما زمانی که زنی مراجعه می کند و می گوید که پس از طلاق و برای ازدواج دوم می خواهد پرده بکارت خود را ترمیم کند، با تقاضایش مخالفت می کنم.”

برای این دسته از زنان نیز راه حل دیگری در نظر گرفته شده است که همان استعمال داروی معجزه آفرین باکرگی است. از دیرباز و در سنین گوناگون، ظهور قطرات سرخ رنگ بر ملحفه ها در شب عروسی، شادی آفرین بوده است. نمایش پارچه ای با لکه های خون، با هلهله و “کل کشیدن” زنان خانواده همراه می شده است. این در حالی است که تنها در 60درصد موارد، در اولین رابطه جنسی، جداره واژن خراش بر می دارد و چند قطره ای خون می آید. با این وجود، در برخی موارد همان چند قطره، ناجی جان عروس است.

امروزه رد پای این گونه سنن به کشورهای اروپائی نیز کشیده شده است. حاملین این سنن نیز عمدتا مهاجرین اند. “اینه که فان سومرن” در این مورد می گوید:

”بیشتر مراجعه کنندگان من را دختران مراکشی و ترک تشکیل می دهند. با این حال گاهی اوقات زنان هلندی نیز به من مراجعه می کنند. اما این دسته، زنانی هستند که به اسلام گرویده اند و برای ازدواج و یا روابط جدیدشان، خواهان ترمیم بکارت اند.”

به گفته “اینه که فان سومرن”، جامعه علمی و پزشکی هلند، انجام این عمل را بیهوده می داند چرا که هیچ ضرورت پزشکی و علمی در آن نیست. این عمل جراحی در کلینیک های خصوصی صورت می گیرد. ممنوعیت ترمیم پرده بکارت تا کنون چندین بار در هلند مورد بحث واقع شده است. نخستین بار “آیان هیرسی علی” نماینده سومالیائی تبار حزب لیبرال هلند بود که خواستار ممنوعیت آن شد. چرا که این اقدام را گامی جهت تثبیت سنن و تداوم آنها در جامعه و علیه زنان می دانست. چندی پیش “خییرت ویلدرز” نماینده حزب دست راستی “برای آزادی” نیز خواهان ممنوعیت ترمیم پرده بکارت شده بود. گرچه هنوز در عرصه سیاسی راه حلی برای این معضل رو به رشد پیدا نشده، اما جامعه پزشکی آلترناتیوهای موقتی برای زنان جوانی که با آن دست و پنجه نرم می کنند، یافته است.

ابداع داروی ترمیم پرده بکارت

“اینه که فان سومرن” می گوید:

” قبل از این که سفارش ساخت این قرص را به داروخانه ها بدهم، تصمیم ام را با کمیسیون ویژه ای که مربوط به بررسی درجه اخلاقی و عرفی موضوع است، در میان گذاشتم. آنها ابتدا گفتند که ساخت و استفاده چنین قرصی از نظر اخلاقی به معنای مشارکت در فریب افرادی (مردانی) است که پس از دیدن مایع قرمز رنگ بر ملحفه های شب زفافشان، فکر می کنند زنشان باکره بوده است. اما من توانستم کمیسیون را قانع کنم که نجات زنی که ممکن است به خاطر باکره نبودن جانش را در قتل ناموسی از دست بدهد، مهم تر از این حرفهاست.”

علاوه بر این، “اینه که فامن سومرن” با نقد دیگری نیز مواجه است و آن این که این گونه اقدامات و ارائه این گونه خدمات موجب حفظ سنن ارتجاعی می شوند. پاسخ وی به این گونه انتقادات این است: “بله درست است، به این ترتیب ما این سنن را حفظ کرده ایم اما زمان حفظ این سنن، چشمکی هم چاشنی آن می کنیم.”


   برچسب‌ها: ترمیم پرده بکارت
   
+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
چندی پیش خبری در خصوص انتشار عکسهای استخرهای مختلط واقع در قلب شهر تهران در رسانه ها، موجی از تعجب را به همراه آورد تا پس از زمزمه های وجود سالنهای ماساژ و آرایشگاههای مختلط این بار چشم مردم به حادثه تاسف بار دیگری روشن شود.

آرایشگاههای زنانه ای که آرایشگر مرد دارند!

مدتها پیش زمزمه هایی در خصوص وجود آرایشگاهها مختلط در سطح شهر منتشر شد. بر اساس آن خبرها در برخی سالنهای زیبایی شهر به خصوص سالنهای مناطق شمالی شهر، آقایان آرایشگر به خانمها خدمات آرایشی ارائه می دهند و به تبع از فرهنگ غربی از آرایشگران مرد برای خدمات پیرایش و آرایش زنان استفاده می کنند. این خبر آن روزها هم بازخوردهایی را به همراه داشت و در پایان هم معلوم نشد چه کسی پیگیر فعالیت این مراکز شد. در پایان هم این مراکز به حیات خود ادامه دادند بدون اینکه مشکلی برای ادامه کارشان پیش بیاید. جالب اینجا است که هزینه های خدمات آرایشی در آرایشگاههایی که از آرایشگرهای مرد برای خانمها استفاده می کنند، بسیار بالاتر از آرایشگاههایی است که خانمها به ارائه خدمات می پردازند.

خالکوبی مردان توسط تاتوکارهای زن!

از دیگر مواردی که اختلاط در آنها برخلاف ارزشهای اخلاقی و اسلامی اتفاق افتاده ، ماجرای تاتو یا به اصطلاح همان خالکوبی است. در روزگاری نه چندان دور خالکوبی به مردان اختصاص داشت و تنها افراد خاصی از کوبیدن نقوشی رنگی بر روی پوستشان استفاده می کردند. این روزها اما دیگر از خالکوبیهای آبی رنگ خبری نیست و پسران و دختران به تقلید از هنرپیشه های هالیوودی و خوانندههای غربی، طرحهایی را به روی بدن خود تاتو می کنند که گاهی پاک کردنش برایشان خیلی گران تمام می شود.

بر اساس آمارهای تاتو برای بدن بسته به مساحت نقشی که تاتو می شود، از 100هزار تومان تا 700 هزار تومان متفاوت است. از سوی دیگر دیگر این روزها برخی از آرایشگران زن، خدمات تاتو خود را به صورت خصوصی برای مردان و حتی در منازلشان انجام می دهند. برای این منظور فقط کافی است که یکی از این مراکز خاص تاتو تماس بگیرید و از خانم تاتو کار بپرسید که آیا خدمات تاتو را به روی بدن آقایان هم انجام می دهد و اینکه شرایطش به چه صورت است تا اینکه خانم آرایشگر با دریافت آدرس منزل و بیان هزینه کار، خدمات را ارائه دهد!

البته بماند که این تاتوها از آنها که هر روز در حال تغییر هستند پس از مدت کوتاهی از مد می افتد و آن زمان است که کسانی که از این تاتو ها استفاده کرده اند برای پاک کردن نقش باید چند میلیون تومانی خرج کنند تا بتوانند رد خالوبیهایشان را بی رنگ کند جالب است بدانید هزینه پاک کردن تاتو یک ابرو 150 هزار تومان است و برای پاک کردن یک تاتو بدن باید هزینه ای بالای 3 الی 4 میلیون پرداخت کرد که این سقف هزینه با توجه به نقوش تاتو تا 10 میلیون تومان هم می رسد از طرف دیگر و این امکان هم وجود دارد که تا آخر عمر هم نتوانند از شر این تاتوها از مد افتاده مزاحم خلاص شوند.

ماساژورهای خانم با سرویس درب منزل

در ادامه روند اختلاط در محیطهای خصوصی، پدیده ای که در ماههای اخیر بسیار مشهود تر در سطح شهر شیوع پیدا کرده است، سالنها ماساژی است که آگهی های تبلیغاتی و تراکت هایشان درب منازل هم پخش می شود. این سالنهای ماساژ در آگهی های خود با اشاره به استفاده از ماساژورهای تایلند از مشتریان خود دعوت می کنند که با حضور در این سالنها لحظات آرامش بخشی را تجربه کنند. جالب اینجا است که این سالنها در اقدامی تعجب برانگیز از ماساژورهای خانم برای ارائه خدمات به آقایان استفاده می کند.بر اساس آن خبرها در برخی سالنهای زیبایی شهر به خصوص سالنهای مناطق شمالی شهر، آقایان آرایشگر به خانمهای خدمات آرایشی ارائه می دهند و به تبع از فرهنگ غربی از آرایشگران مرد برای خدمات پیرایش و آرایش زنان استفاده می کنند.

جالب تر این که این سالنهای ماساژ علاوه بر فعالیت معمولشان، برای مشتریان خارج از سالن هم خدمات ارائه می دهند و در شرح اطلاعات آگهی شان هم آورده اند که: خدمات ماساژ حتی در منزل شما! وجود چنین مراکز غیر قانونی که با صورت زیر زمینی به قبح زدایی از ارزشهای خانوادگی و اسلامی می پردازند در حالی ادامه پیدا می کنند که با رسیدگی بیشتر می توان ریشه چنین اتفاقهایی را از ریشه خشکاند.

انتشار عکسهای استخرهای مختلط در اینترنت

در ادامه این اختلاطهای نامشروع و گناه آلود محیطهای خصوصی چندی پیش یک سری تصویر از استخرهای مختلط در سطح تهران در فضای مجاز منتشر شد که نگرانیهای بسیاری را به دنبال داشت. اینکه در کشور اسلامی و پایبند به مبانی شرعی و دینی، برخی استخرهای باشگاههای ورزشی و استخرهای منازل که از نظارت نهادها خود را مصون می بینند اقدام به اجاره و در اختیار قرار دادن این مکان ها کنند و در این میان گروهی که رگه های فرهنگی و مذهبی آنها رنگ باخته است با حضور در ان استخرها تصاویر اعمال شنیع خود را در در فضای مجازی منتشر کنند، واقعا تأسف بار است.

این اتفاقها شاید تلنگری باشد برای مسئولان فرهنگی و انتظامی تا فکری برای وقوع چنین فجایعی در قلب پایتخت بکنند و تکرار چنین اعمال شنیعی را برای همیشه مختوم کنند.

 

 

 

 

 

  منبع : پرشین وی

   برچسب‌ها: مردان, زنان, مختلط, استخر
   
+ ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
تاثیر نوسانات نرخ ارز و افزایش یکباره آن داروها را بی نصیب نگذاشته و به یکباره داروی بیماریهای خاص نایاب و گران شدند.

اگرچه آمارهای رسمی حکایت از آن دارد که حدود 96 درصد داروهای مصرفی، داخل کشور تولید و تنها حدود 4 درصد از خارج وارد می شود، اما مواد اولیه برخی از داروها وارداتی است که مشخص نیست چه میزان ارز بری دارند.

خبرگزاری ایلنا چند روز پیش از تولیدکنندگان صنایع دارویی چنین نقل کرد: "برای مقابله با افزایش قیمت دارو، اگرچه بانک مرکزی در مرکز مبادلات ارزی، ارز مورد نیاز صنایع را در بخش اولویت دار طبقه بندی کرده اما ارز ثبت سفارش شده‏، نسبت به ابتدای سال جاری گرانتر است و از سویی هنوز این ارز در اختیار صنایع دارویی قرار نگرفته است."

نگرانی از این موضوع حتی سبب شد که دبیر کل سازمان ملل طی هفته جاری اعلام کند به دلیل مشکلات سیستم بانکی در ارتباط با ایران، شرکتهای داروسازی صادرات دارو به ایران را متوقف کرده اند و به همین دلیل داروها برای درمان بیماریها مختلف کمیاب شده اند، از جمله داروهایی مانند داروهای ضد سرطان، ناراحتی قلبی و تنفسی.

هم اکنون این وضعیت یعنی کاهش تولید و واردات دارو در حالی به مرحله نگران کننده ای رسیده که منجر به کمبود بیش از 15 داروی بیماریهای خاص در کشور شده است و حتی چندی پیش نایب رییس انجمن تالاسمی ایران در گفت و گو با مهر اعلام کرد: بیماران تالاسمی چون خون می زنند آهن بدنشان بالا می رود، بنابراین باید دسفرال یا دسفوناک مصرف کنند تا آهن خون آن ها پایین بیاید. با کلی مشقت در سالهای گذشته تلاش کردیم و فرتینای خون بچه ها را پایین آوردیم اما متاسفانه با نبود دارو در چند ماه اخیر فرتینای بدنشان به 15هزار هم رسیده که خطر مرگ را به همراه دارد و کسانی را هم داشتیم که بر اثر این مسئله فوت کرده اند.

کدام داروها نایابند؟

در جدول زیر نام داروهایی که اکنون نایاب هستند آورده شده است:

کدام داروها نایابند؟

  منبع : آفتاب نیوز

   برچسب‌ها: دارو, کمیاب, لیست, خانواده سبز
   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش