
بقیه در ادامه مطلب...
مدل مانتو پوشیده شیک ایرانی و ترکی
مدل مانتو بلند 2012,مدل ست مانتو روسری
مدل مانتو پوشیده شیک ایرانی و ترکی
عکس دختران مانکن زیبا









توضیحات در ادامه مطلب....
لباس شنایی با پوشش کامل بدن، زنان مسلمان را به عنوان مامور نجات غریق به ساحل های استرالیا آورد و به آنها هم اجازه شنا کردن داد و تنش ها و کشمش هایی که بخش هایی از سیدنی را در یک سال گذشته تحت تاثیر قرار داده بود، کاهش داد.
بقیه در ادامه مطلب...




جادوی آرایش! هیچ زنی زشت نیست!


حتما ادامه مطلب رو ببینید!!!
فیلم جای اژدها (There be dragons) فیلمی به کارگردانی رولند جفی و بازیگری گلشیفته فراهانی در نقش لیلا محصول سال ۲۰۱۱ است.
فراهانی در پروژه تازه کارگردان رولند جافی که یک فیلم درام است،در نقش لیلا با او همکاری میکند.
فیلم There Be Dragons محصول سال 2011 میلادی– اسپانیا و در ژانر بیوگرافی، درام به مدت 122 دقیقه می باشد و دیدن این فیلم به افراد زیر 13 سال در خارج از ایران نیز به هیچ وجه توصیه نمی شود.

داستان فیلم در بحبوحه ی جنگ داخلی اسپانیا و در حالی که وحشت همه جا را فرا گرفته، او توسط یک روزنامه نگار به ارتباطات عمیق پدرش و نفوذ عمیق و تاریک او در زندگی است، پی می برد.


Charlie Cox, Wes Bentley and Dougray Scott
به گزارش سه نسل، فيلمهای ديگری كه گلشيفته در آنها بازی میكند و قرار است در آينده اكران شوند فيلم فرانسوی به نام (Si tu meurs, je te tue) و در نقش یکم به كارگردانی (Hiner Saleem) و در فيلم (Chicken with Plums) به كارگردانی (Vincent Paronnaud) و (Marjane Satrapi) حضور داشته است.
فراهانی چندی پیش در اظهاراتی که همراه تصاویر وی در نشریه مد wox - که در نمایش
عکس های عریان سابقه دارد- گفته بود که از حجاب متنفر است

از دیگر سو گلشیفته فراهانی در فیلم "جای اژدها" براحتی دوگاری اسکات بازیگر مرد فیلم را می بوسد و با لباس خواب در کنار وی در تختخواب هتل می خوابد و صحنه های نیمه برهنه وی با دوگاری اسکات که نقش دوست پسر وی را دارد، سکانس های دیگر فیلم را شکل داده اند. اینجاست معلوم می شود که چرا این هنرپیشه جوان پیش از این موفق، باید از حجاب متنفر باشد.


به گزارس سه نسل، چندی پیش نیز جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد نیز در پاسخ به سوالی درباره احتمال بازگشت گلشیفته فراهانی به ایران گفته بود:«من در دوره مسئوليتم يك بار درباره گلشيفته فراهاني گفته بودم كه ميتواند برگردد. در آن مقطع اين امكان وجود داشت. ولي بعدا اتفاقهاي ديگري افتاد. ممكن است من ۲۰ سال پيش به كسي رأي داده باشم كه الان قبولش نداشته باشم. در اين يك سال و نيم شرايط تغيير كرد و ديگر مشكل گلشيفته فراهاني در حوزه اختيارات ما نيست. اخيرا هم شنيدهايم اين بازيگر در فيلمي در كردستان بازي كرده كه صحنههاي ناجوري دارد. که در این صورت بعید است خود جامعه بازیگری علاقه به حضور ایشان داشته باشد.»
اما این داستان روی دیگری هم دارد، پیش از این و درست در زمانی که گلشیفته فراهانی در فیلم "ریدلی اسکات" بازی کرد و پس از آن عکس های بی حجابش در رسانه ها و سایت های اینترنتی پخش شد؛ برخی از صاحب نظران حوزه فرهنگ و هنر که سابقه غرب را در چنین پروژه هایی دیده بودند زبان به هشدار گشودند؛ آنها نمونه های مختلفی چون گلشیفته فراهانی را دیده بودند، چه از نوع وطنی آن که در سال های پس از پیروزی انقلاب نمونه های متنوع داشت و چه از انواع دیگر غیر وطنی اش.
کم نبودند کسانی مانند فراهانی که امید هالییوودی شدن و تبدیل شدن به ستاره سینمای ینگه دنیا به سنت های وطنی اش پشت پا زدند و همه چیز را نادیده گرفتند.
اما در نهایت وقتی استفاده تبلیغاتی این ستاره ها به پایان می رسد اندک اندک حتی نشریات مبتذل مد هم به سراغ آنها نخواهند رفت و تازه تلخی غربت و مزه گس آلت دست شدن حس می شود. احساس بدی آنقدر بد که تلخی آن را حتی می شود از یادداشت پدر گلشیفته یعنی بهزاد فراهانی حس کرد.

"این روزها بیش از هر چیز به یاد بچه هایی هستم که ایران نیستند و در خارج از
کشور فعالیت می کنند، نقاشان، موسیقی دان ها، بازیگران، کارگردانان و... همه
هنرمندانی که ایران را ترک کرده اند و دور از اینجا مشغول کارهای هنری شده اند،
دلیل آنها برای ترک ایران هر چه باشد،ما باید به این فکر کنیم که چه راهی برای آنها
وجود دارد. ما غربت را نمی شناسیم و وقتی از آن دور هستیم، درکی از آن نداریم، اما
وقتی در آن قرار می گیریم، می فهمیم خیلی سخت تر از آن چیزی است که تصور می کرده
ایم. من وقتی که در پاریس سکته کردم و چند روزی خوابیدم. ایرانی های مقیم آنها به
دیدنم آمدند و بسیار به من لطف کردند. وقتی به این اتفاقها نگاه می کنم، می بینم
جوانانی که ساکن خارج از ایران هستند،عاطفه شرقی شریف خود را دارند، اما غصه
ناهنجارغربت هم در دلشان هست و آنها را رنج می دهد. وقتی از دور به آنها نگاه می
کنیم، می بینیم دارند زندگی می کنند، کار می کنند و... اما غصه هایشان را نمی
بینیم، چرا شرایط باید طوری باشد که هنرمندان اهل فکر ما ترجیح بدهند جای دیگری
زندگی کنند؟ این موقعیت باید سامان داده شود. دولت باید با کسانی که از اینجا رفته
اند، برخورد موجهی داشته باشد، چون هنرمندان ما، انسان های شریفی هستند. انسان هایی
اهل فکر که به امور ناهنجار اشتغال دارند، بلکه اهل فکر و فرهنگ هستند. هم دولت و
هم ما باید شرایطی را فراهم کنیم که هنرمندانمان برای بازگشت احساس امنیت کنند و به
فکر برگشتن باشند. اما این اتفاق نمی افتد و این تلخ است... خیلی تلخ
است."
اما چه باید کرد که الغریق یتشبث بکل حشیش- کسی که در حال غرق شدن است
به هرچیزی چنگ می زند- و همین شد که هر روز گلشیفته بیش از دیروز پل های پشت سرش را
خراب کرد و از آن سو هم نتوانست تا جای پای محکمی برای خودش دست و پا کند. حالا
گلشیفته فراهانی در فیلم های دست چندم بازی می کند و با مجله های مد- و نه سینمایی-
مصاحبه می کند و در این سو پدرش یادداشت های ملتمسانه می نویسد؛ اما خود کرده را
تدبیر نیست!

توضیحات در ادامه مطلب...
به نقل از مجله خانواده سبز، او فعالیت خود را در عرصه بازیگری با آموزشگاه بازیگری سینماگران جوان آغاز كرد و برای مجموعه «در چشم باد» به آقای جعفری جوزانی معرفی شد او با فیلم «پرتقال خونی» در جشنواره فیلم فجر گذشته حضور داشت، اما اینبار او فقط بازیگر نبود، نیوشا ضیغمی به همراه همسرش «آرش پولادخان» سرمایهگذاری این فیلم را هم به عهده داشتند. سال گذشته نیوشا ضیغمی علاوه بر تهیه كنندگی، مركز پوست و زیبایی خود با نام آدونیس را نیز تاسیس كرد.

خو شــــبخــــتم
ما آدمها همیشه به چیزهایی كه
نداریم، فكر میكنیم، ولی من همیشه در این فكرم كه اگر اتفاقاتی كه رخ داده
اتفاق نمیافتاد چه میشد؟ در حال حاضر من خودم را انسان خوشبختی
میدانم. تا به امروز به خیلی از چیزهایی كه میخواستهام رسیدم. خدا را
صد هزار مرتبه شكر میكنم كه خانوادهام سالم هستند و یك خانواده
چهارچوبدار و سلامت دارم. خیلیها به من میگفتند سینما آدمها را از
زندگی واقعی دور میكند ولی برای من این اتفاق نیفتاد. من الان هم كارم را
انجام میدهم و هم خانوادهام را دارم. همیشه تعریفی كه من از جامعه
درباره یك بازیگر شنیده بودم این بود كه اگر یك بازیگر ازدواج كند دیگر
نمیتواند كار كند اما اینگونه نیست همسرم دركنار من است نه در رو بهروی
من... مثلا در روزهایی كه من فیلمبرداری داشتم در سرما و گرما و در هر
موقعیتی من را درك كرده است. نبودنهای من و بیحوصلگیهایم را تحمل كرده و
در كنارم بوده است.بیش از همه چیز خانوادهام برایم اهمیت دارد. روزی هم
كه داشتم ازدواج میكردم آرش به من گفت اگر یك روز من به تو بگویم كار
نكن، نمیكنی؟ گفتم نه، بازی نمیكنم. چون دلم نمیخواهد زندگی واقعی من
به خاطر كارم آسیب ببیند اما اگر روزی ببینم كه كارم به زندگی شخصیام
میخواهد آسیب برساند یا برای یك مدت رهایش میكنم یا اینكه كمرنگش
میكنم.
یك خاطره
در دوران مدرسه بچه خیلی شر و
شیطانی بودم و بیشتر اوقات از كلاس اخراج میشدم، یادم میآید ناظمی به
نام خانم زارع داشتیم كه خیلی از او میترسیدم. یك روز دوستانم به شوخی من
را بیرون از كلاس گذاشته بودند و در را گرفته بودند... من آنقدر به در لگد
زدم كه در شكست و پای من از آنطرف در بیرون آمد و همان لحظه هم خانم زارع
سر رسید.
كعبه مثل هیچ جایی نیست
آرش پولادخان
میگوید: من تجربه این سفر را از قبل داشتهام و از اینكه نیوشا به عنوان
همسرم اینبار در كنارم بود خوشحال بودم. همیشه با خود میگفتم كه آیا این
اتفاق برای نیوشا هم رخ میدهد تا در آن لحظه خودش را محك بزند؟ حتی من
به محمدرضا گلزار گفتم آنجا كه میرسی حال و هوایت عوض میشود و از خود
بیخود میشوی. وقتی در آن موقعیت قرار میگیری یادت میرود تو چه كسی
هستی و الان كجایی. شاید شما از كنار صدها انسان در آنجا رد شوی یكی در حال
دویدن است و گریه میكند یكی در حال سجده گریه میكند. شما متوجه این
افراد نمیشوید شما آنجا فقط خود و خدای خودتان را میبینید. تمام
اعمالتان در یك لحظه مانند یك فیلم از جلوی چشمانتان عبور میكنند و
بیاراده اشك در چشمانتان حلقه میزند. میدانید هر انسانی شاید بنا به
موقعیتی كه در آن قرار میگیرد دچار یك غرور خاص میشود ولی آنجا به این
باور رسیدم كسانی هم كه غرور دارند نمیتوانند خدا را فراموش كنند.
نیوشا
می گوید: نكته دیگری كه برای من بسیار جالب بود اینكه خانه خدا شبیه به
هیچ جایی از دنیا نیست من روز اولی كه وارد مكه شدم در شوك بودم، مانند یك
قیامت واقعی است ولی شما زنده آن را تجربه میكنید، شاید شنیده باشید كه
در قیامت هیچ كس به فكر كسی نیست و مادر بچهاش را نمیشناسد؛ همه از كنار
هم رد میشوند و هم را نمیبینند وهمه یكسان هستند. خانه خدا واقعا
مانند قیامت است همه یكسان لباس میپوشند و هیچ تفاوتی ندارند و همه افراد
به خدای واحد فكر میكنند.
او در ادامه میگوید: من وقتی برگشتم
مطالبی را خواندم و شنیدم كه واقعا شوكه شدم، ما مخارج سفرمان را خودمان
پرداخت كردیم و وزارت ارشاد فقط ما را دعوت كرد و سهمیه را به ما داد ولی
دیدم عدهای عنوان كردهاند كه این پول بیت المال بوده و این چه كسانی
بودهاند كه به این سفر فرستاده شدهاند؟ خدا ما را طلبید كه به این سفر
رفتیم. چرا همیشه از دید ما كسی باید به سفر حج برود كه سنی از او گذشته
است؟ من بسیاری از افراد را میشناسم كه پول و موقعیت هم دارند ولی طلبیده
نمیشوند. حتی موقعی كه گروه هنرمندان اعزام شدند ما پنج روز بعد رفتیم
چون هنوز رفتن ما قطعی نبود اما چه كسی میتواند خواست خدا را عوض كند.
آرش
در تكمیل حرف نیوشا ادامه میدهد: من به خاطر مشغله كاری واقعا
نمیتوانستم به این سفر بروم و این باور من بود كه رفتنم غیرممكن است.
روزی كه گفتند بلیط هواپیما گرفته شده من هنوز امیدوار رسیدن به كاروان
نبودم برای همین با كسی خداحافظی نكردم اما انگار همه چیز دست به دست هم
داد تا ما به این سفر برویم.
آرش پولاد خان: خوشحالم
من
از اینكه در این خانواده هستم بسیار خوشحالم. در معرفی خودم باید بگویم
متولد شهر اصفهان و 37 ساله هستم و شغل من تجارت نقره است. نیوشا در ادامه
صحبتهای همسرش ادامه میدهد: آرش دارد شكسته نفسی میكند شاید اگر آرش
نبود من تهیهكننده نمیشدم. درست است كه كارش سینما نبود اما كار خودش با
هنر واقعی عجین شده. آنقدر كه هنر ایران در اصفهان قوی است در هیچ شهری
نیست. به نظر من به كار نقره و قلم اصفهان در دنیا ظلم شده، و باید برای
شناخته شدن آن كاری بكنیم. در كل آرش یك پشتوانه و تكیهگاه خوب برای من
است.

توضیحات و عکسها در ادامه مطلب...




.:: This Template By : web93.ir ::.