+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۷

یکی از مسائلی که در حکومت های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(علیه السلام) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می باشد:

امیر مؤمنان(علیه السلام) می فرماید: «... و آن هنگامی است که زن ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»۱

«هنگامی که زن ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن ها عملی نگردد.»۲

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «و زنان را می بینی که به سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می اندازند.»۳

● وضعیّت اقتصادی زنان در آخرالزمان

یکی از مهم ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع می پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن ها خواهند خورد.

امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه های ظهور می فرمایند: «بعضی از مردان را می بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می کنند.»۴

حضرت علی(علیه السلام) در بیان نشانه های ظهور می فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می نمایند.»۵

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «ظاهر می شود در آخرالزّمان که بدترین زمان هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»

● وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان

۱) عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می گردد، بی امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می شود که کمتر کسی می تواند یا می خواهد از آن جلوگیری نماید.»۶

حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص می فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می نماید و به یکی از یارانش می گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می درد و جنینش را بیرون می آورد و هیچ کس نمی تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»۷

۲) هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه ای مملوّ از فساد و بی بند و باری های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان نما، آنچنان فراگیر می شود که حالت عادّی به خود می گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده اند، بسیار زیاد است.

محمّد بن مسلم می گوید: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(علیه السلام) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»۸

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «و زنان را می بینی که به سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می اندازند.»

و در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) است که فرمودند:«... در آن زمان زنان را می بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه ای ندارند.»۹

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «ظاهر می شود در آخرالزّمان که بدترین زمان هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»۱۰

۳) افزایش زنان بی سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه ای است که بر اثر جنگ های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی سرپرست می گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می فرمایند: «قیامت برپا نمی شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.»۱۱

و در حدیث دیگری می فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می گوید به من پناه ده.»۱۲

امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه های ظهور می فرمایند: «بعضی از مردان را می بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می کنند»

با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.۱۳

 

+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۷

در ادامه مطلب...

 

الهام حمیدی و فلور نظری

الهام حمیدی و فلور نظری

عکسهای جدید الهام حمیدی و فلور نظری

عکسهای آتلیه ای الهام حمیدی

عکس الهام حمیدی

عکس زیبا از الهام حمیدی

الهام حمیدی

الهام حمیدی و برادرش

الهام حمیدی و برادرش

 

 

+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
2 عکس متفاوت از نرگس محمدی (ستایش )

2 عکس متفاوت از نرگس محمدی (ستایش )

2 عکس متفاوت از نرگس محمدی (ستایش )

2 عکس متفاوت از نرگس محمدی (ستایش )

مقایسه کنید!

+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۷

جالبه! در ادامه مطلب ببینید...

 


   برچسب‌ها: هنرنمایی, ماتیک, لب, نقاشی با لب
   
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۷

بیوگرافی احسان علیخانی

احسان علیخانی متولد ۱۵ آبان ۱۳۵۸ در تهران است و ساکن خیابان هروی است ، فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران است ، ۲ خواهر و یک برادر دارد و خودش فرزند آخر خانواده است ، مادرش پرستار بازنشسته است و به گفته خودش بهترین دوستش است ، با دیدن اجرای جواد یحیوی به کار اجرا علاقه مند شده ، اولین برنامه زنده اش در سال ۱۳۸۰ بوده ، او اجراهایی مانند صبح آمد و ماه عسل و.. را برعهده داشته است

line احسان علیخانی

مصاحبه جالب و خواندنی با احسان علیخانی

از بچگی همین اندازه حاضر جواب بودید؟

بله، خیلی پررو بودم. شاید اگر درسخوان نبودم، بارها از مدرسه اخراجم می‌کردند.

از نظر اخلاقی به چه کسی در خانواده شباهت دارید؟

پسر کو ندارد نشان از پدر؛ هر حرکتی که انجام می‌دهم مادرم این نکته را به من یادآوری می‌کند که بسیار از نظر ژنتیکی و رفتاری شبیه پدرم هستم.

مهم‌ترین ویژگی احسان علیخانی…؟

اعتماد به نفس بالا در وهله اول و حاضر جوابی.

اعتماد به نفس تا کجا؟

تا حدی که تبدیل به غرور نشود، هر چند مرز بسیار باریکی میان غرور، تکبر و اعتماد به نفس وجود دارد، تا جایی که برخی‌ها فکر می‌کنند بدون تخصص و تنها با داشتن این فاکتور می‌توان در هر کاری به موفقیت رسید و من با استفاده به موقع از آن جواب گرفتم، یعنی هر جا که احساس ضعف کردم، آن جای خالی با اعتماد به نفس پر شده است.

اعتماد به نفس بالا، انتقادپذیری را کم نمی‌کند؟

صادقانه می‌گویم، اعتماد به نفسم بیشتر از تخصصم است، اما به شدت هم انتقادپذیر هستم.

چه کسی در خانواده نقش معلم را برایتان ایفا می‌کند؟
مادرم.

مادر…
عاشقش هستم و هر چه دارم مال اوست.

همراه زندگیتان را انتخاب کردید؟ (سوال جزر و مدی…)

بله، همراه زندگی‌ام را انتخاب کردم.

تا چه اندازه برای اسمتون مصداق هستید؟

ترجیح می‌دهم در این زمینه حرفی نزنم، فقط این را بگویم که اسمم را خیلی دوست دارم و عمل کردن به آن را خیلی بیشتر.

پیچیده‌ترین مقوله زندگی شما؟
به طور حتم آینده.

چه تعبیری از آن دارید؟
دوست دارم سفید باشد.

از چه چیز فرار می‌کنید؟
دانشگاه…

قصد ادامه تحصیل ندارید

اتفاقا می‌خواهم برای آزمون کارشناسی ارشد در رشته سینما، شرکت کنم.

زمان تحصیل اهل تقلب کردن هم بودید؟

به جرات می‌توانم بگویم که استاد تقلب رساندن بودم، یعنی شیوه‌هایی برای رساندن تقلب بلدم که فقط شگرد خودم است و هیچکس نمی‌تواند مچم را بگیرد.

در کار اجرا تقلب کردید؟

هیچ علاقه‌ای به کپی‌برداری از اجرای دیگران ندارم، فکر هم نمی‌کنم که اجرایم شبیه به کسی باشد، این را به جرات می‌گویم چون همه کار من را دیدند و می‌توانند در این خصوص قضاوت کنند.

به طور معمول چه عکس‌العملی در مقابل انتقادهای بی‌پایه و اساس نشان می‌دهید؟

همه آدم‌ها برای خود چند ملاک اصلی و چند فیلتر مهم دارند، از این رو تمام انتقادهایی را که می‌شنوند از این فیلترها رد می‌کنند یا به آدم‌های اطراف که برایشان قابل اطمینان بوده و کارشان را قبول دارند رجوع می‌کنند، من این افراد را در اطرافم دارم، پس از این‌که انتقادی می‌شنوم ابتدا آن را با ملاک‌هایم سنجیده و از فیلتر رد کرده یا به آنها مراجعه می‌کنم. در کنار تمام این‌ها حرف دیگران را هم گوش می‌کنم، البته تا زمانی که تشخیص دهم که انتقادکننده از روی دلسوزی و واقعیت حرف می‌زند و در این زمینه بسیار باهوش هستم. شاید باورتان نشود، چند روز پیش ده دقیقه‌ای را پشت چراغ قرمز به انتقادهای یک گل‌فروش خیابان گوش کردم؛ مثلا می‌گفت چرا پاهایتان را آنقدر تکان می‌دهید! این مورد به من و شاید خیلی از بیننده‌ها استرس می‌دهد، در کل برخلاف خیلی از دوستان انتقادکننده چه کسی باشد اصلا برایم مهم نیست، مگر من می‌توانم بیننده و مخاطبم را انتخاب کنم، هر کسی می‌تواند تلویزیون را روشن کند و برنامه من را ببیند، از اینرو هر که حق انتخاب داشته و می‌تواند برنامه را ببیند حق انتقاد از آن مجری یا برنامه‌ساز را هم دارد.

کمیت یا اکثریت منتقدین برایتان اهمیت دارد یا کیفیت و نوع انتقاد؟

اکثریت برایم مهم است، چون احساس خطر می‌کنم.

حتی اگر اشتباه بگویند؟

حتی اگر اشتباه باشد، چون معتقدم مشتری اول و آخر ما بیننده و مخاطب است.

اما این شما هستید که باید در جایگاه یک مجری یک سری مسایل صحیح را القا کنید؟

برای اجرا چند روش را انتخاب می‌کنم، اگر موفق نشوم باید منتظر عواقبش باشم که در این صورت یا باید خود را اصلاح کنم یا به خاطر آن عقاید، اجرا را کنار بگذارم.

یا راه سوم که نظرات اشتباه را تغییر دهید؟

با حرف شما کاملا موافقم، اما یک مجری فقط می‌تواند تلنگر بزند نه این‌که فکر و ذهنیت مردم را تغییر دهد.

چه انتقادی به شما وارد است؟

برخی مواقع پرحرفی می‌کنم که البته این از خاصیت اجراست.

چه انتقادی از شما شده که به نظرتان کم‌ لطفی است؟

این‌که شبیه دیگران اجرا می‌کنم.

شبیه فرزاد حسنی اجرا نمی‌کنید؟

نه، اصلا قبول ندارم؛ فرزاد دوست من است، اما قبل از این‌که او بخواهد اجرا کند، من اجرا می‌کردم.

شاید این بینش از برنامه سال گذشته جزر و مد ایجاد شده باشد، زمانی که شما جایگزین فرزاد حسنی شدید، به هر حال او دوست شما بود و می‌خواستید هر طور شده او را بازگردانید، اما هنوز پس‌لرزه‌هایش باقی مانده…

ستاره اسکندری در سریال نرگس جایگزین پوپک گلدره شد، همه تا آخر کار پوپک گلدره را می‌دیدند… این قضیه هم به این شکل در آمده…

چون قرار بود شبیه‌اش باشد…

دقیقا از این رو اسکندری هر چه تلاش می‌کرد بازی خودش را ارایه بدهد نمی‌شد، جزر و مد هم چون از آغازش و به اسم فرزاد امضا شده بود، حالا همه از این دریچه به ماجرا نگاه می‌کنند، وقتی چند روز پیش این انتقاد از من شد، خیلی شوکه شدم، نمی‌دانم کدام حالت من شبیه اوست.

فرم نشستن، حرکات دست یا اشاره به دوربین، صحبت با عوامل پشتدوربین و…

یکسری از مدیوم‌ها در اجرا باید رعایت شود، شاید اجرای نشسته از من کم‌تر دیده باشید، اما به لحاظ شناختی که از این تخصص دارم، می‌دانم طرز صحیح نشستن در یک برنامه گفتگو به این شکل یعنی همان‌گونه که من یا فرزاد می‌نشینیم است. ولی این دلیل نمی‌شود که من از روی کسی تقلید می‌کنم؛ به نظر شما نوع ادبیات من شبیه فرزاد است؟

به طور کامل نه، اما در برخی موارد بسیار شبیه و نزدیک به هم است.

فرزاد استانداردهای اجرا را خیلی خوب می‌داند و خیلی خوب هم استفاده می‌کند، مثلا استفاده به موقع از یک واژه که البته ممکن است در انتخاب اشتباه هم کند… اما من خیلی موافق اجرایش نبوده و علاقه‌مند نیستم به مانند او اجرا کنم، حالا اگر می‌گفتید شبیه به حسین پاکدل اجرا می‌کنم، قبول می‌کردم چون به او و کارش علاقه‌مندم و این احتمال وجود داشت که برخی حرکات او در من اثر کرده باشد. هرچند دوست ندارم حتی شبیه او هم کار کنم.

در اجرا، بازی هم می‌کنید؟

اجرا خودش یک نوع بازی است و هیچکس نمی‌تواند این را نقض کند، اما یکسری بازیگر که وارد این حیطه شدند، اصطلاح مجری – بازیگر باب شد، اما به عقیده من اجرا خیلی سخت‌تر از بازیگری است، هر که نظری غیر از این دارد حاضرم ثابت کنم، چرا که اجرا زنده است و به فرد استرس می‌دهد

اجرا را تا کجا دنبال خواهید کرد؟

تا زمانی‌که برای مخاطب تازگی و جذابیت داشته باشم، حداقل مردم دلشان برایم تنگ شود و سراغم را بگیرند نه این‌که حتی حالشان از قیافه من به هم بخورد.

بهترین سوژه‌ای که برای گزارش انتخاب کردید؟

سوال خوبی است؛ گزارش از نقاره‌زن حرم امام رضا(ع)، که هشتاد و هشت سالش بود و نزدیک به شصت و دو سال نقاره‌زنی می‌کرد. نکته جالب این‌که برای رفتن به جایگاه نقاره‌زن‌ها در حرم، پله‌های زیادی را باید طی کرد که حتی ما جوان‌ها زمانی‌که برای تهیه گزارش رفتیم، نفس کم آورده بودیم، اما او به راحتی تمام پله‌ها را بالا می‌رفت در حالی که در خانه‌اش به سختی حرکت می‌کرد. این گزارش برایم خیلی دوست‌داشتنی و عزیز است.

زیباترین جمله‌ای که شنیدید؟

دو جمله از ویکتور هوگو که خیلی دوستشان دارم: (هنر گوش دادن را فرا بگیرید تا فرصت‌ها به آهستگی در گذرد.( )همان قدر که بال برای پرنده لازم است، امید برای انسان.)

شعار برنامه جزر و مد این بود که خصلت‌های بد را کنار بگذاریم؛ یعنی آدم یک خصلت بدش را برای یک ماه کنار گذاشته، ولی دوباره بعد از اتمام ماه رمضان همان رفتارهای بد گذشته را تکرار می‌کند…

خیلی بد است که ما فقط برای یک ماه رفتارمان را اصلاح کنیم، شعار من این است که در این ماه خوب بودن را با زور هم که شده تمرین کنیم تا کم‌کم برایمان عادت شود.

این شعار در خودتان مصداق عینی داشته است؟

بله، به طور مثال از رمضان سال گذشته بدبینی را کنار گذاشتم.

حــــرف‌هایی که مـــی‌زنید روی خود شما چقدر اثر می‌گذارد؟

بارها پیش آمده روایاتی که با ادبیات خودم نقل کرده‌ام بیش از آنکه به دیگران تلنگر بزند، روی خودم اثر گذاشته است. مثلا‌ مدتی پیش درگیر کاری بودم که اطرافیان به شدت مرا از انجام آن منع می‌کردند اما اصرار داشتم تا خودم آن را تجربه کنم… همزمان با این مسئله برنامه‌ای را اجرا می‌کردم که در خصوص استفاده از تجربه دیگران بود. من در آن برنامه با قاطعیت گفتم: انجام کاری که عاقبت نامطلوبش را دیگران نیز تجربه‌اش کرده اند، یک حماقت بزرگ است…، به قدری قانع کننده بحث کردم که حتی مهمان برنامه هم قبول کرد، پس از اتمام برنامه به اندازه‌‌ای متاثر شده بودم که شب تا صبح در خصوص آن کار فکر کردم…

درست است احسان علیخانی ژست می‌گیرد؟

اگر منظورتان در اجراست که هر مجری برای خود سبک به خصوصی دارد، ولی معتقدم هر برنامه یک کاراکتر اجرا می‌خواهد که با موضوع و محتوای کار همخوانی داشته باشد و از نظر شخصیتی، همان هستم که جلوی دوربین می‌بینید، مثل اقبال واحدی؛ او هم این‌گونه است، چون خدای نکرده اگر یک مجری پشت دوربین با رفتارش جلوی دوربین تفاوت داشته باشد، بسیار متاثرکننده خواهد بود و مردم هم به خوبی تشخیص می‌دهند.

غیر از اجرا در چه حیطه‌ای فعالیت می‌کنید؟

کارگردانی فیلم‌های کوتاه و ساخت تیزرهای تبلیغاتی؛ به طور مثال مجموعه ماه درآمد به مناسبت عیدفطر سال گذشته، مراسم قهرمان قهرمانان، جشن سالگرد شبکه سه و…

مطالعه برای یک مجری چقدر لازم است؟

صدر در صد، مگر می‌شود بدون مطالعه آنتن را حفظ کرد، یک مجری چقدر می‌تواند با کلمات بازی کند، بالاخره باید لابه‌لای حرف‌هایش مطلبی هم ارایه دهد که بیننده از آن استفاده کند، به نظر من روز مرگ یک مجری است اگر بدون مطالعه در برنامه‌ای حاضر شود، اگر آنتن برایش حرمت و نگاه بیننده ارزش نداشته باشد، حتی اگر در لباس پوشیدن دقت نکند.

این مطالعات در چه زمینه‌ایاست؟

خب اگر موضوع برنامه تخصصی باشد که به یک مجری متخصص نیاز است و اگر موضوع مطالعه مشخص، مثل آقای شجاعی‌مهر که سال‌هاست در برنامه‌ خانواده اجرا می‌کند، او دیگر یک متخصص امور خانواده است، اما برنامه‌‌ای که بیننده عام داشته با موضوعات متنوع اطلاعات مجری همان اقیانوس کم عمق است.

احسان علیخانی به طور مشخص برای جزر و مد در چه زمینه‌ای و چقدر مطالعه می‌کند؟

سال گذشته چهار کتاب و چهل مقاله در خصوص ازدواج خواندم، اما جزر و مد امسال نه مثل پارسال موضوع مشخصی در ارتباط با مهمان‌ها دارد و نه مانند یک برنامه روتین و عامیانه مجری می‌تواند پر حرفی کند، از طرفی لحظاتی هستند که دارای حرمت بوده و به طور معمول آدم‌ها در این لحظات بسیار تاثیر پذیرند، از جمله ساعت افطار. امسال از مهمان‌هایی در برنامه دعوت شد که به یقین شصت، هفتاد درصد از آنها حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند مثل پزشک معلولی که از یک سالگی دو پایش را از دست داده بود. به طور مسلم او بیش از من در این ساعت استحقاق حرف زدن داشت، از این رو وظیفه اصلی من در جزر و مد پیوند دادن مهمان با بیننده است، یعنی باید موقعیتی فراهم می‌کردیم تا بیشتر آنها صحبت کنند. اصلا تا کی قرار است که مجری‌های ما یک تنه حرف بزنند، من و شما که هم نسل هستیم، چقدر برنامه دیدیم که مجری تنها متلکم بوده و اطلاعاتی را که یک ساعت پیش از کتاب گرفته یا عقایدش را به زور در مغز بیننده فرو می‌کند.

اجرا چقدر به خبرنگاری شباهت دارد؟

این دو مقوله خیلی به هم نزدیک است، خبرنگاری حرفه شریفی است که من خیلی دوستش دارم و اگر روزی از کارم محروم شدم، حتما این حرفه را دنبال خواهم کرد(با خنده و البته کنایه…) البته نه خبرنگاری که کار تکراری و روتین انجام دهد، بلکه عاشق خبر حوادث و جنجالی هستم، نمی‌دانم گزارش‌هایم در برنامه پسرهای ایرونی یادتان هست یا نه، اما سعی کردم هر گزارشی که تهیه می‌کنم متفاوت بوده و برای مخاطب جذابیت داشته باشد، به طور مثال از رفتن ایران به جام جهانی و بازی ایران- بحرین در تهران گزارشی کار کردم و به حواشی در این گزارش پرداختم که شاید کم‌تر کسی به آن توجه می‌کرد و همین عامل باعث شد با وجود این‌که ورزشی نبودم، امتیاز بالایی بگیرد.

برای گزارش یا تهیه خبر معمولا چه سوژه‌هایی را انتخاب می‌کنید؟

چون اصلا سیاسی نیستم و در این زمینه هیچ تخصصی ندارم، به طور حتم سوژه‌‌هایم سیاسی نخواهند بود، همین‌طور با موضوعات خانواده هم رابطه خوبی ندارم، از این رو دخالت نمی‌کنم، اما در مقابل به سوژه‌های اجتماعی بسیار علاقه‌مندم، هر چند معتقدم خانواده خیلی حساس‌تر و مهم‌تر از اجتماع است، چون قبل از این‌که فرد وارد جامعه شود در خانواده پرورش می‌یابد.

سخت‌ترین مصاحبه‌ای که در زمینه اجرا یا گزارش انجام دادید؟

چون اعتماد به نفس خوبی دارم، از هیچ‌کس واهمه نداشته و برای همین با هر که فکرش را کنید به راحتی گفتگو می‌کنم و اصلا مقام و پستش برایم مهم نیست؛ اما سخت‌ترین از نظر فضا، برنامه‌ای بود که در یک هلی‌کوپتر ضبط می‌کردیم.

در هر سه زمینه اجرا، بازیگری و کارگردانی تخصص دارید، به کدامیک بیشتر علاقه‌مندید؟

هر سه در موقعیت خود باید انجام پذیرد، یک دوره زمانی که مربوط می‌شود به سال‌ها پیش بازیگری می‌کردم به خصوص در زمینه تئاتر، بعد شروع کردم به تیزر وکلیپ ساختن و امروز هم اجرا، اما همیشه مراقب بودم اتفاقی نیفتد که به دیگری ضربه وارد شود. مدتی پیش پیشنهادات مختلف و خوبی برای بازی از طرف دوستانی که در زمینه کارگردانی قبولشان دارم به من شد، اما وقتی پیش خودم آنالیز کردم، به صلاحم نبود که به آن کارها جواب مثبت دهم، چون ممکن بود انرژیم جواب ندهد که هم اجرا کنم و هم بازیگری.

اجرا، کارگردانی را تحت‌الشعاع قرار نداده است؟

هنوز هم کار اول من کارگردانی و ساخت تیزر و فیلم‌های کوتاه است.

چی شد بعد از کار اول که اتفاقی هم بود، اجرا را دنبال کردید؟

من به عنوان کارگردان وارد شبکه یک شدم و همان‌طور که گفتید کاملا اتفاقی در یکی از کارهایم جلوی دوربین رفتم، گر چه اوایل اصلا به اجرا علاقه‌ای نداشتم، اما رضایت اطرافیان، مرا به شوق آورد.

الان این علاقه ایجاد شده؟
خیلی زیاد، اما نه به اندازه کارگردانی.

در دوران دانشگاه به خاطر احسان علیخانی بودن از لطف و حمایت اساتید هم بهره می‌بردید؟
دانشگاه ما اصلا این طوری نبود که ارفاق کند. (امیررضا خادم) می‌تواند این گفته مرا تصدیق کند، چون او هم یک دوره آنجا بود. حتی در برخی مواقع اساتید موضع هم می‌گرفتند.

 و صحبت خاصی ندارید؟
آرزوی سلا‌متی برای مسلمانان جهان…

+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۷

مهدي سلوكي پس از سال‌ها مصاحبه مي‌كند
داستان ازدواج من ساختگي‌ بود
 
 
برای دیدن ادامه عکسها و خواندن مصاحبه مراجعه کنید به ادامه مطلب

اين روزها سخت مي‌شود پيدايش كرد. بالاخره او را در پارك آب و آتش پيدا كرديم،؛ زماني‌كه داشت يكي از سكانس‌هاي سريال «پنج كيلومتر تا بهشت» را بازي مي‌كرد و در اين نقش مي‌گفت كه چند سال عشقش را در دل نگه داشته و بازگو نمي‌كند تا شايد روز موعود فرا برسد؛ ناگهان دست تقدير آن را به دنياي ديگري هول مي‌دهد...  اين گوشه‌اي از داستان زندگي اين روزهاي مهدي سلوكي در سريال اين شب‌هاي ماه رمضان است؛ سريالي كه شما هر شب به تماشاي آن مي‌نشينيد.



همه را درگير مي‌كند

تا قبل از اين سريال با بعضي از مسائل كه در اين سريال به آن‌ها اشاره مي‌شود در زندگي مواجه نشده بودم و اصلا در موردشان كنجكاوي نكرده بودم و يكسري چيزها را هم واقعا قبول نداشتم اما بعد از اين سريال نه تنها من بلكه مطمئنا خيلي از مردم كه اين داستان را دنبال مي‌كنند با ديد جديدي به اين مسائل نگاه خواهند كرد، در سريال «پنج كيلومتر تا بهشت» بعضي چيزهايي كه شايد تا امروز‌ اصلا در موردش حرف نزده‌ايم (به‌خصوص در فيلم‌ها و سريال‌ها).  خيلي ساده و روان شكافته شده و كامل و جامع جواب سوال‌ها داده شده است، مثلا در مورد اينكه زندگي پس از مرگ چه شكلي است يا آدم‌‌هايي كه به كما مي‌روند چه حال و روزي دارند و روح‌شان كجاست، اين‌ها ريزه‌كاري‌هايي است كه آدم‌ها را با خودش درگير مي‌كند.



ارواح كجا مي‌روند؟

خود من به بعضي از مسائل مربوط به ماورالطبيعه اعتقاد دارم، ‌حالا شايد اعتقادم به اين شكلي كه در اين سريال ديده مي‌شود نباشد اما در مورد‌شان فكر كرده‌ام و بعد از اين سريال وقتي با اين چيزها درگير شدم كاملا به يك باور خاص رسيده‌ام كه در زندگي قابل لمس است و در اين قصه هم هر چه جلوتر مي‌رويم بيشتر به واقعيت اين مسائل مي‌رسيم و متوجه مي‌شويم كه پشت اين مسائل منطق وجود دارد، شايد ما در كتاب‌هاي ديني‌مان به يك جواب كوتاه در مورد اين سوال‌ها كه گاهي ذهن‌مان را درگير مي‌كند دست پيدا كنيم اما چون به اين نكته‌ها زياد پرداخته‌ نشده اين سوال‌ها هميشه در ذهن مي‌ماند ولي در اين سريال با اين درگيري‌هاي ذهني مواجه مي‌شويم، انسان‌هايي كه در كما هستند براي‌شان چه اتفاقي مي‌افتد؟! روح‌شان كجاست؟ آدم‌هايي كه نماز مي‌خوانند با آدم‌‌هايي كه خدا را قبول دارند اما نماز نمي‌خوانند چه فرقي دارند؟ خيلي واقعي و قابل لمس با اين موضوع‌ها برخورد مي‌شود يعني كاملا دور از كليشه به صورتي‌ كه آدم‌ها را درگير اين واقعيت‌ها مي‌كند، واقعياتي كه شايد خيلي از ما تا به امروز با آن‌ها مواجه نشده بوديم.




قرار بود جمشيد باشم و نه اميرحسين

تا به حال متاسفانه فرصت اين را نداشتم كه در مورد مسائل ماورالطبيعه تحقيق كنم، در اين سريال‌ هم اول قرار بود نقش جمشيد را بازي كنم، ‌جمشيدي كه نقشي كاملا منفي دارد به خاطر همين فكر و ذهنم در ابتدا متمركز به شخصيت جمشيد بود نه اميرحسين، بعد هم كه كلا پشيمان شدم كه اين نقش را بازي كنم و انصراف دادم اما وقتي نقش اميرحسين را پيشنهاد كردند قبول كردم و در نتيجه فرصتي پيش نيامد كه تحقيق كنم ولي خب شايد اگر وقت هم داشتم تحقيق نمي‌كردم چون به‌جوابي كه مي‌خواستم نمي‌رسيدم. خوشبختانه در اين سريال خيلي ساده و با منطق به اين مسائل پرداخته شده، روي منطق تاكيد مي‌كنيم به‌خاطر اينكه خيلي وقت‌ها جواب‌هايي كه به اين سوالات داده مي‌شود خيلي غيرمنطقي است و فقط مجبور مي‌شويد كه قبول كنيد، اما در ناخودآگاه‌تان آن جواب را قبول نداريد و ذهن درگير مي‌ماند‌ يا به اجبار فراموش مي‌كند.

خود من به‌عنوان يك بازيگر خيلي جاها درگير اين مسائل شده‌ام و كنجكاوي كرده‌ام؛ سر اين سريال هم خيلي از آقاي افخمي مي‌پرسيدم كه حالا قرار است چه شود؟ با اين‌كه ‌مي‌دانستم اين يك قصه است اما كاملا درگيرش شده‌ بودم. تا قبل از اين سريال فكر مي‌كردم خواب چيز ساده‌اي است و هيچ پيش‌زمينه ذهني يا به هر حال يك گذشته و منطقي پشتش وجود ندارد درصورتي ‌كه الان مي‌دانم كه هست يا مثلا در «پنج‌كيلومتر تا بهشت» يكسري چيزها در مورد آدم‌هايي كه خيلي خوب هستند مطرح مي‌شود و تفاوت انرژي‌هايي كه اطراف اين آدم‌هاست با ديگر آدم‌ها مطرح مي‌شود اين نخستين قصه‌اي است كه من طي اين چند سال به‌خصوص در ميان سريال‌هاي ماه رمضاني مي‌بينم كه از شعاردادن و كليشه‌اي‌بودن كاملا دور شده‌اند.




بعد از كما تغيير مي‌كنم

خود من تا قبل از اين سريال‌ هيچ حس خاصي نسبت به آدم‌هايي كه به كما مي‌رفتند نداشتم، شايد خود اين آدم‌ها وقتي كه به هوش مي‌آيند يادشان نيايد كه چه اتفاقاتي افتاده ولي واقعا اگر با ديد اين سريال نگاهش كنيم به جواب‌هايي مي‌رسيم كه جالب و منطقي است مثلا وقتي فرد به كما مي‌رود و بعد زنده مي‌شود براي روحش در آن مدت چه اتفاقي افتاده؟! يا فرق آدم‌هاي مذهبي و كساني كه مقيد به يكسري از مسائل ديني و اخلاقي هستند با آدم‌هايي كه فقط مي‌گويند خدا را قبول دارند اما هيچ‌كار مذهبي و ديني انجام نمي‌دهند چيست؟! در اين سريال ما مي‌فهميم فرق آدم‌هايي كه نماز مي‌خوانند با آدم‌هايي كه نماز نمي‌خوانند چيست يا اين نماز و قرآن خواندن وقتي كه از دنيا مي‌رويم به ما چه كمكي مي‌كند.

اين سبك سريال‌ها بيشتر در ماه رمضان پخش مي‌شوند، شايد به دليل اينكه رمضان ماه مهماني خداست و ماهي است كه گناه آدم‌ها بخشيده مي‌شود و به هر حال ماهي است كه روزمرگي آدم‌ها كمي تغيير مي‌كند و مردم بيشتر درگير فرايض ديني، عرفان و مذهب مي‌شوند شايد حتي خيلي‌ها ناخودآگاه با اين مسائل درگير شوند، مثلا ممكن است فردي روزه نباشد اما هنگام افطار با باقي كساني كه روزه بوده‌اند افطار كند و آن حال و هواي اذان و ربنا در او يك تاثير قشنگ بگذارد يا حالا اگر روزه باشي كه يك انتظار قشنگ را تحمل كرده‌اي و آن لحظات برايت بسيار شيرين است‌، به خاطر همين حال و هواست كه در اين ماه به اين مسائل بيشتر پرداخته‌ مي‌شود. كساني كه مسئوليت ساخت چنين سريال‌هايي را قبول مي‌كنند سعي دارند تا از يك راه ساده اين مسائل را بهتر بيان ‌كنند، در كنار اين موارد بحث ديگري هم در اين سريال مطرح شده است كه نشان مي‌دهد كسي كه ديني مثل اسلام را پذيرفته چه راهي را پيش‌رو دارد، همه اينها براي خود من به‌عنوان يك بازيگر خيلي جالب بود و مطمئن هستم از قسمت 5-4 براي مخاطب هم خيلي جالب مي‌شود چون در اين سريال خيلي‌ روزمره به اين مسائل نگاه شده، منظورم از روزمره اتفاق‌هايي است كه در روز تمام ما با شكلي با آن‌ها مواجه مي‌شويم.



جمشيد كليشه‌اي و تكراري است

نقش جمشيد را قبول نكردم چون منفي بود، چون تا به امروز من نقش مشابه جمشيد را زياد بازي كرده بودم و معمولا نقش‌هايي را بازي مي‌كردم كه شيطنت‌هاي خاص خودش را داشت و يك‌جورهايي اين نقش‌ها شبيه هم بود و خيلي دوست داشتم از آن كليشه بيرون بيايم، زماني‌كه آقاي افخمي به من پيشنهاد داد گفت كه خوب فكر كن چون در‌آوردن اين نقش خيلي سخت است، من هم هر چه فكر كردم ديدم ديگر دوست ندارم نقش جمشيد و مشابه آن را تجربه كنم، حالا بعدا كه كار پخش شود مي‌بينيد كه نقش جمشيد كاملا شبيه به نقش‌هايي است كه تا به امروز بازي مي‌كردم؛ اين نقش‌ها ديگر هيچ‌ حس خلق كردني را به من نمي‌دهد، كاملا تكراري شده و برايم جالب نيست اما نقش اميرحسين نه تنها براي من بلكه فكر مي‌كنم براي هر كسي به غير از من هم اگر قرار مي‌شد در آن بازي كند برايش خيلي جالب مي‌شد چون دين و مذهب و آن ريزه‌كاري‌هاي معنويت را آنقدر قشنگ بيان مي‌كند كه همه را جذب مي‌كند، قشنگ در اين تعريف يعني امروزي چون باب ميل جوان‌هاي همسن و سال خودم است و اين نسل مي‌تواند به اين شكل اين مسائل را بپذيرد و هضم كند و خود من هم خيلي خوشم آمد و گفتم كه نقش اميرحسين را دوست دارم كه بازي ‌كنم.



داستان ازدواج من!

بحث ازدواج من شايد مهم‌ترين حاشيه‌اي باشد كه در مطبوعات شنيده‌ام، من نزديك به 7-6 سال شايد هم بيشتر است كه با هيچ مجله يا روزنامه‌اي مصاحبه نكرده‌ام ولي نمي‌دانم براي چه روي اين موضوع بعضي از مطبوعات آنقدر زوم كرده‌اند، من ازدواج نكرده‌ام ولي عاشق شدم و اين عشقم را گفته‌ام و پشيمان هم شده‌ام كه گفته‌ام. نسل ما خيلي كمتر تن به ازدواج مي‌دهند، شايد به خاطر اين باشد كه مسئوليت‌پذيري در اين برهه از زمان خيلي سخت شده و كسب در‌آمد از آن هم سخت‌تر، الان جوان‌هاي ما دغدغه‌شان آينده‌اي  مدت زمان زيادي است  كه هنوز نيامده و رسيدن به آرزوها با اين شرايط سخت براي‌شان غيرقابل تصور شده طوري‌كه ترجيح مي‌دهند گليم خودشان را از آب بيرون بكشند تا اينكه مسئوليت‌ يك آدم ديگر را نيز قبول كنند. دروغ خيلي زياد شده در نتيجه اعتماد كم شده و همه اينها به هم ارتباط پيدا كرده است؛ از ديگر مشكلات ازدواج نسل ما سختگيري خانواده‌ است اما گاهي اين سختگيري منطقي است. يك نكته كه خيلي دوست دارم به جوان‌ها بگويم اين است كه سراغ هيچ‌كاري نروند ولي اگر رفتند آن را تا آخر ادامه دهند چون هميشه وقتي آدم از دور به آرزويش نگاه كند يك مقدار آن آرزو دست نيافتني مي‌شود اما اگر خود ما، همين الان به‌خودمان، جايي كه هستيم و چيزهايي كه داريم نگاه كنيم، مي‌بينيم اينجا و چيزهايي كه داريم همان‌هايي است كه آرزويش را داشتيم ولي چون به مرور زمان طمع و توقع‌مان زياد شده به اين فكر نمي‌كنيم كه اينها آرزوي چند سال قبل ماست.»




چيزي در دلم نگه نمي‌دارم

من عموما به دليل شخصيتم منتظر آرزوهايم يا منتظر چيزي كه مي‌خواهم نمي‌شوم، من دوست دارم با مسائل مواجه شوم مثلا همين قبول‌كردن نقش اين سريال؛ من هيچ وقت آرزو نداشتم كه بازيگر شوم ولي وقتي‌ وارد بازيگري شدم ديدم دوست دارم؛ به‌شدت اين راه را ادامه دادم و بعد اين علاقه راه درست را پيش گرفت، در كل آدمي نيستم كه چيزي را در دل خودم نگه دارم، هميشه حرفم را مي‌زنم حالا چه در رابطه با مشكلات زندگي باشد، چه در مورد مشورت با ديگران. كم سن‌تر هم كه بودم آنقدر كنجكاو بودم كه هميشه پدر ومادرم مجبور بودند به سوال‌هاي مختلف من جواب بدهند و مي‌دانستند كه نمي‌توانند بعضي از سوال‌هاي من را جواب ندهند و اينجوري بزرگ‌ شدم كه هيچ وقت هيچ‌چيز را در خودم نگه نداشتم اگر عاشق شدم رفتم وگفتم يا اگر نسبت به چيزي عشق نداشتم باز هم گفتم.



مثل اين‌كه چيزي به پايان راه نمانده،‌فقط پنج كيلومتر

عــاشقي و رستگـاري

مي‌گويند تنها پنج كيلومترتا بهشت مانده است!

«پنج كيلومتر تا بهشت» نام سريالي است كه شما در اين روزهاي ماه مبارك رمضان هرشب از شبكه 3 بعد از افطار شاهد آن هستيد.  داستان اين سريال درباره جواني است به نام اميرحسين كه كارمند شركت وارداتي فردي به نام همايون است. همايون مرد پولداري است و دختري به نام آيدا دارد. مدت كوتاهي از كار كردن اميرحسين در اين شركت نمي‌گذرد كه او به آيدا علاقه‌مند مي‌شود. در جريان اين علاقه‌مندي اتفاق‌هايي مي‌افتد و جريان‌هايي پيش مي‌آيد كه داستان را جلو مي‌برد. يكي از اين اتفاقات، سرقت اموال شركت همايون است كه منجر به سوءتفاهم‌هايي مي‌شود كه در طول اين سريال شاهد آن هستيم...

باقي داستان را ما نمي‌دانيم و بهتر است شما سريال را دنبال كنيد تا ببينيد چه مي‌‌شود. اين سريال در 30 قسمت 35 دقيقه‌اي تهيه شده و تا آخرين روز ماه مبارك رمضان مهمان خانه‌هاي شماست. كارگردان اين سريال عليرضا افخمي است كه تا به حال در كارنامه‌اش چند سريال مناسبتي موفق را به ثبت رسانده است. براي نمونه مي‌توان به سريال «پنجمين خورشيد»اشاره كرد كه داستاني سورئال داشت و در زمان پخش از مخاطبان زيادي برخوردار بود.  پيش‌بيني‌ها حاكي از اين است كه اين سريال مي‌تواند در جذب مخاطبان موفق باشد.
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۷


مرلین مونرو نام دختر استثنایی و یتیم هالیوود است که در 9 سالگی به یک یتیم خانه سپرده شد به اجبار در سن 16 سالگی ازدواج کرد.
 

مرلین"در سالهایی جوانی به عنوان یک کارگر در کارخانه اسلحه سازی کار میکرد که یک عکاس وی را همانجا دید و کشف کرد. "مرلین"به علت زیبایی خیره کننده ای که داشت به سرعت به یکی از چهره های مشهور و محبوب هالیوود تبدیل شد و به اوج قله های هالیوود رسید.مونرو 3 بار ازدواج کرد و در سن 36 سالگی بر اثر مسمومیت با داروی خواب درگذشت.
+ ۱۳۹۱/۰۳/۱۷

مدوکس جولی پیت با امضای اولین قرارداد سینمایی خود وارد دنیای هالیوود شد.
 

پسر خوانده 10 ساله آنجلینا جولی و برد پیت نقش اول فیلم"پسر مبارز" را ایفا خواهد کرد. داستان فیلم که بر اساس یک رمان ساخته می شود درباره پسر جوان خدا است که جایگاه پرعظمت و والای خود را برای مبارزه با هیولا ترک می کند.
 

جولی در تحسین از بزرگترین فرزند خود اعلام داشت:" مدوکس عاشق کتاب خواندن و فیلم دیدن است. او همچنین استعداد عجیبی در بازیگری دارد و حتم دارم نقش هایی که او بازی خواهد کرد ماندگار می شوند." "مدوکس دوست دارد در آینده نویسنده یا جهانگرد شود و با سفر به سرتاسر جهان با فرهنگ و آداب دیگر کشور ها نیز آشنا شود."

 

آنجلینا جولی که خود بازی در نقش های اکشن را ترجیح می دهد در این باره اظهار داشت:" از زمانی که بچه ها وارد زندگیم شدند سعی کرده ام بیشتر در فیلم های اکشن بازی کنم زیرا آنها از دیدن آن لذت می برند و از اینکه مادرشان قادر است کارهای خارق العاده انجام دهد بسیار خوشحالند و به من افتخار می کنند و من نیز سعی می کنم آنها رو ناامید نکنم."

 

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش