1- انسان، بسیاری از کارها را انجام نمی دهد؛ تنها به این دلیل ساده که می ترسد. او می ترسد از فقر، از نادان جلوه کردن نزد دیگران، از انتقاد دیگران، از سختی ها، از ناشناخته ها و از هزاران چیز دیگر. همین ترس ها هم می شوند بند و زنجیر او؛ برای این که کاری نکند و تا آخر عمر، همین طور معمولی، به زندگی اش ادامه بدهد؛ بدون خلق هیچ شاهکاری.
2- درواقع می توان چنین گفت: ترس ها، مانع از آزادسازی انرژی های بسیار ما برای خلق شاهکارهای زندگی هایمان شده اند. آنها، مانند دریچه هایی، جریان سیال انرژی های ما را سد می کنند و ما، ناچاریم که با انرژی های بسیار کمی، به زندگی های کم رمق خودمان ادامه بدهیم.
3- چه باید کرد؟ می توان سرمنشا همه ترس ها را، شناسایی کرده و خشکاند. سرچشمه کجاست؟ مرگ. آدمی، از چیزی به اندازه مرگ نمی هراسد. اصلا فرار از همین مرگ است که او را، به تکاپو و زندگی کردن وامی دارد. همه ترس های دیگر، از مرگ سرچشمه می گیرند. اگر تکلیف خودمان را با مرگ، یکبار برای همیشه روشن کنیم، همه ترس های دیگر، اندک اندک خشک شده و در مدتی کوتاه، دیگر هیچ ترسی باقی نمی ماند. بعد چه می شود؟ وقتی که موانعی، جریان انرژی ها را سد نکنند، آنها نیز چاره ای ندارند جز جریان پیدا کردن؛ به همین راحتی.
4- اگر از مرگ می هراسیم، بهترین راه، پناه بردن به خود مرگ است. باید به آن فکر کرد، با آن مشورت کرد، همراهش رفت و بعد، ترس از مرگ زایل و نابود می شود. که از قدیم الایام گفته اند از هرچه می ترسی، به سمتش برو و ترس، از تو خواهد ترسید و فرار خواهد کرد.
5- جنگاوران راستین دنیای قدیم، این موضوع را به خوبی درک کرده بودند. آنها از مرگ نمی هراسیدند و به همین سبب، سرزندگی را واقعا حس می کردند. یکی، دو سالی است که کتاب «هاگاکوره؛ مرام سامورایی» به فارسی ترجمه شده. سامورایی ها، جزو معروف ترین جنگاوران راستین دنیای قدیم بودند. آنها، آموزه های خاصی داشتند که نبرد در میدان رزم را، برایشان سهل می کرد. آنها، هر روز و هر لحظه، با مرگ زندگی می کردند و به مرگ های مختلف، فکر می کردند؛ مرگ زیر بارش تیرها، مرگ توسط شمشیرها، مرگ در رودخانه، مرگ توسط نیروهای مخفی دشمن و... چنین احساساتی، باعث می شد که آنها، تکلیف خودشان را با زندگی، با مرگ و با خدمت به اربابان خودشان روشن کنند. در واقع چنین طرز فکری، قدرتی استثنایی به آنها می بخشید؛ قدرتی که جنگاوران عادی، یارای مقاومت در برابر آن را نداشتند؛ جنگاوران عادی که جانانه نمی جنگیدند، چراکه می ترسیدند بمیرند و به خانه و کاشانه شان بازنگردند.
6- «طریقت سامورایی، در از جان گذشتگی است. ده مرد یا بیشتر، نمی توانند چنین مردی را از پا دربیاورند. عقل عادی نمی تواند کارهای بزرگ انجام دهد. باید مجنون شد و از جان گذشته.» این یکی نیز، جزو آموزه های همان سامورایی هاست و چنین باور و اعتقادی، باعث آزادسازی انرژی حیاتی و فیزیکی و روانی بسیاری در آنها می شد؛ و همین امر، باعث شد تا این چنین بر سر زبان ها بیفتند.
7- مرگ، آن قدر عظیم و ناشناخته است که هر پدیده دیگری، در برابرش رنگ می بازد. پول، دارایی، ترس از دیگران، پست، مقام، ماشین های مدل بالا، تمجید و تحسین دیگران، فقر و... در برابر عظمت مرگ، اصلا به حساب نمی آیند. درست مثل یک بهمن بزرگ می ماند؛ وقتی که می آید، دیگر همه چیز ارزش خود را از دست می دهد. اگر به مال و پول و دارایی و هوش خودتان می نازید، در برابر مرگ چاره ای ندارید جز تسلیم و بی خیال همه آنها شدن. و برخلاف چیزی که همه فکر می کنند، همسایگی با مرگ نه تنها شادی زندگی شما را نمی گیرد، بلکه به زندگی شما، شادمانی و شعفی عمیق تر و راستین تر می دهد؛ شادی و شعفی که سطحی نیست و عمیق است و اتفاقات ظاهری، نمی توانند آنها را از شما سلب کنند.
8- در واقع همسایگی با مرگ و زندگی کردن با آن و تکلیف خود را با آن روشن کردن، باعث تولید نگرش های جدیدی در انسان می شوند و این نگرش های جدید، تولید انرژی ها و توانایی های جدیدی می کنند. شکست، در برابر کسی که از مرگ نمی ترسد و تکلیفش را با آن روشن کرده، اصلا به حساب نمی آید و مرد و زنی که از شکست نمی ترسد، می تواند دست به هر غیرممکنی بزند.
9- «امروز، شاید آخرین روزی باشد که بتوانم به تو بگویم چقدر دوستت دارم.» این جمله را، در مقدمه کتاب چهار میثاق نوشته اند؛ جمله فوق العاده ای است. واقعا چه دلیل محکمی وجود دارد که ما، تا فردا، تا هفته بعد، تا سال بعد زنده باشیم؟ اصلا چه دلیلی وجود دارد که زمین، تا سال بعد، زنده باشد؟ اگر زلزله خفیفی که چند ماه پیش در تهران آمد، مثلا هشت ریشتر بود، فکر می کنید الان بسیاری از ایرانی ها، کجا بودند؟ هیچ دلیل محکمی وجود ندارد. پس باید چنان زیست که انگار، امروز، روز آخر است؛ انگار این هفته، هفته آخر و امسال، سال آخر.
10- وقتی این اتفاق بیفتد، شادی های شما، عمیق تر، ترس های شما، فراموش، اراده شما بیکران، شخصیت شما منحصر به فرد و زندگی شما، یک شاهکار خواهد بود. برخلاف خیلی ها که فکر می کنند مرگ و اندیشیدن به آن، افسردگی می آورد، باید عرض کنم که اتفاقا مرگ و زندگی، دو روی یک سکه هستند و مرگ، راهی است برای آزادسازی انرژی های بیکران ما و سفر جاودانه ما به عمق. در برابر کسی که مرگ را شجاعانه پذیرفته، غیرممکنی وجود ندارد و هرچه هست، ممکن است. چنین فردی را، نمی توان به زانو درآورد و زندگی، روی نادیده خودش را، به او نشان خواهد داد. کدورت ها و نفرت ها، از او فرار خواهند کرد و شکوفه های عشق، در قلب او روییدن خواهند گرفت. باور کنید تفکر عمیق به چنین سوالی، می تواند شما را زیر و رو کند؛ به نفع یک زندگی برتر و بهتر و شما را فعال تر نیز خواهد ساخت؛ چرا که خودخواهی شما را از شما خواهد ستاند و فداکاری و خدمت به همنوعانت را برایتان به ارمغان خواهد آورد.
خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز
**اعتراف می کنم تا قبل از رحلت استیو جابز اونو نمی شناختم، ولی الان از بابام بیشتر می شناسمش!
**اعتراف می کنم که دبیرستان که بودیم یه ورق قرص پیدا کردم دادم بچه های کلاس واسه تقویت حافظه شون! کلی برای همه شون مشکلات گوارشی حاد پیش اومد!
**اعتراف می کنم هر وقت میرم توی بانک قبل از اینکه ببینم چی کار دارم و برم نوبت بگیرم، سریع با یه نگاه تمام دوربین های بانک رو چک می کنم و سیستم امنیتی بانک رو اسکن می کنم و روش های سرقت از اون بانک رو آنالیز می کنم. بعد دقیقا همون موقع به ذهنم می رسه اگر واقعا کسی توی بانک بتونه اون ابر بالای کله ام رو ببینه ممکنه دستگیرم کنن، بعدش هم زود به خودم میام!
**اعتراف می کنم بعضی وقت ها که 5 دقیقه زودتر از آلارم گوشی بیدار می شم و خاموشش می کنم، احساس می کنم بمب خنثی کردم.
**اعتراف می کنم اولین روزی که رفتم دانشگاه نیم ساعت تو حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن که برم سر کلاس!!!
**اعتراف می کنم می خواستم دیوار رو سوراخ کنم. مطمئن نبودم از زیر جایی که می خوام سوراخ کنم سیم برق رد شده یا نه. محض احتیاط فیوز برق رو قطع کردم که برق نگیرتم.... بعد از اینکه دریل روشن نشد کلی غصه خوردم که سوخته!
**اعتراف می کنم بچه که بودم یه وانت مزدا داشتیم خفن. شب جمعه ها 20 نفر فک و فامیل می ریختیم پشتش با فرش و زنبیل و قابلمه می رفتیم پارک ملت بدمینتون بازی می کردیم. الان بکشی هیچ کدوم از اون 20 نفر جلوی وانتم نمی شینیم، چه برسه به عقبش.
**اعتراف می کنم می خوام یه بانک رو بزنم بعدش برم دور دنیا رو بگردم.
**اعتراف می کنم در عین سادگی خیلی خورده شیشه دارم.
**اعتراف می کنم که اولین بار که چت کردم اشتباهی فکر می کردم چت روم در حقیقت یه نفره و هرچی تو چت روم نوشته می شه اون می نویسه. تعجبم هم از این بود که چطور اینقدر سریع فونت ها و سایزشون رو تغییر میده. من هم عین جن هرچی به ذهنم می رسید می نوشتم. تازه جالب اینجا بود که چت روم آمریکایی بود!
**اعتراف می کنم که یه شب عجله داشتم می خواستم برم مهمونی. یک دفعه برق رفت. من با سرعت رفتم دم پنجره که با نور مهتاب پیرهنم رو بذارم توی شلوارم. گذاشتم و با سرعت برگشتم که برم. یک هو یه چیزی شلوارمو کشید و ول کرد. برگشتم دیدم پرده با جاش کنده شد. نگو پرده رو هم با پیرهنم گذاشته بودم توی شلوارم. به خدا جدی می گم!
**اعتراف می کنم یکی از جوجه هام رو توی خوابگاه با دستای خودم کشتم!
**اعتراف می کنم وقتی بچه بودم با داداش کوچیکم لج بودم. اسمش رو با خودکار یا مداد روی دیوار نوشتم. اینطوری: «یادگاری از احمد.» من اون موقع کلاس دوم دبستان و احمد مدرسه نمی رفت. بعد هم نفس نفس زنان رفتم پیش مادرم و گفتم: مامان مامان، این احمد اسمش رو روی دیوار نوشته... می خواستم مامانم دعواش کنه یا حتی کتکش بزنه، اما عقلم نمی رسید که داداشم سواد نوشتن نداره!
خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز خانواده سبز
بدن به نمک کمتری نسبت به آنچه تصور می کنید نیازمند است
هر
چند که مصرف نمک کافی برای دریافت سدیم در بدن، ساده به نظر می رسد، اما
این یعنی چه میزان نمک؟ دکتر آلیسون مسی، متخصص تغذیه در مرکز پزشکی ‘مرسی’
در بالتیمور می گوید: یک قاشق چایخوری نمک حاوص 2300 میلی گرم سدیم است.
با توجه به این نکته، به توصیه دکتر آلیسون، افراد بالای 51 سال که به دیابت، فشار خون یا بیماری های کلیوی مزمن دچارند، بهتر است به منظور کم کردن خطرات ناشی از مصرف نمک اضافه، میزان مصرف روزانه خود را به نصف قاشق چایخوری و حتی کمتر از آن، کاهش دهند.
نمک همه جا در کمین است
میزان سدیم مصرفی در طول
روز، بیش از چیزی است که تصور می کنید. دکتر آلیسون در این باره می گوید:
با بررسی مواد غذایی مصرفی بیماران مختلف، متوجه وجود منابع آشکار سدیم در
آنها شدیم. مواد غذایی منجمد، غذاهای میان وعده، گوشت، سوپ کنسرو شده و
پنیر، تنها برخی از این غذاها هستند که در خود سدیم اضافه دارند.
برای مثال در نصف فنجان سس ماکارونی، نزدیک به 900 میلی گرم سدیم وجود دارد. همچنین برخی چاشنی ها مانند سس گوجه فرنگی، حاوی 190 میلی گرم سدیم در هر قاشق غذاخوری هستند. پس اگر در طول روز چنین موادی را به میزان زیاد مصرف می کنید، بهتر است حداقل در مصرف نمک خالص، وسواس بیشتری به خرج دهید.
نمک یکی از عوامل اصلی مشکلات قلبی است
اغلب مردم
از تاثیر سدیم بر افزایش میزان فشار خون، آگاهند. اما یک رژیم غذایی با
میزان زیاد نمک در غذاها، می تواند منجر به تشدید مشکل و خطرات بعدی شود.
به گفته دکتر رانیا باتاینه، کارشناس تغذیه، یک رژیم پر از سدیم، می تواند
منجر به از دست دادن بیشتر آب توسط کلیه ها شود و این مساله افزایش پمپاژ
خون را توسط قلب منجر شده و بدین ترتیب فشاری که به قلب می آید لحظه به
لحظه بیشتر می شود. چنانچه خود شما یا برخی از افراد خانواده تان سابقه
مشکلات قلبی داشته اند، بهتر است در مصرف نمک محتاط تر عمل کنید.
نمک می تواند به سیستم عصبی آسیب برساند
مقدار کافی سدیم برای سلامت سیستم عصبی ضروری
است. دکتر رانیا نقش سدیم را در عملکرد صحیح سیستم عصبی حیاتی می داند.
ارسال اطلاعات از مغز به سایر اندام ها وابسته به سدیم است و میزان متعادل
سدیم و پتاسیم در بدن، ضروری است. اما سدیم اضافی می تواند منجر به اختلال
در عملکرد سیستم عصبی شود. وجود سدیم بیش از حد در بدن، می تواند برای
سیستم اعصاب، خطرات جدی به همراه داشته باشد.
نتایج مطالعات انجام شده بر روی دوازده هزار فرد بزرگسال نشان داده است که میزان متعادل سدیم و پتاسیم در بدن می تواند خطر ابتلا به برخی بیماری ها را کاهش دهد و کاهش مصرف برخی مواد غنی از سدیم، کاهش میزان نمک مصرفی و همچنین مصرف سبزیجات تازه می تواند میزان سدیم را در بدن به حد تعادل برساند.
نمک دریایی، جایگزینی سالم نیست
شاید اکثریت افراد
تصور کنند که نمک دریایی ‘بخاطر سدیم کمتر’ برای سلامتی مفیدتر است. اما به
گفته دکتر بایتانه، واقعیت این است که ترکیب شیمیایی نمک طعام و نمک
دریایی یکسان است. هر دو نمک حاوی مقدار مشخصی سدیم هستند و در هر قاشق
چایخوری از هر کدام، مقدار مساوی از سدیم (2300 میلی گرم) یافت می شود.
اما تفاوت اصلی در نحوه تولید این دو نوع نمک است. دکتر بایتانه توضیح می دهد که نمک دریایی از آب های شور دریا استخراج می شود. آب را تبخیر کرده و نمک را برداشت می کنند. این در حالی است که نمک طعام اغلب از استخراج و تصفیه منابع زیرزمینی نمک به دست می آید.
خود را به غذاهای کم نمک عادت دهید
اضافه کردن طعم
دهنده های طبیعی که جایگزین های خوبی برای نمک هستند، راهی آسان برای کاهش
مصرف نمک است. دکتر پاملا شنفلد، متخصص تغذیه می گوید بسیاری از گیاهان
سالم مانند رزماری، آویشن، فلفل سیاه و پونه کوهی دارای میزان فوق العاده
ای آنتی اکسیدان و البته خواص مفید بسیار هستند که جایگزین هایی مناسب برای
نمک به حساب می آیند.
به هنگام خرید نمک جانب احتیاط را رعایت کنید
دکتر
هلی هرینگتون متخصص تغذیه از شیکاگو، در خصوص خرید و مصرف نمک هایی که تحت
عنوان نمک سالم و دارای آنتی اکسیدان و ویتامین های اضافی، در مراکز فروش
عرضه می شوند هشدار داده و توصیه می کند به جای مصرف نمک هایی که دارای این
عناوین تبلیغاتی هستند، بهتر است با تغییر عادات غذایی و استفاده از چاشنی
های جایگزین نمک، به طعم بهتر غذاها و البته سلامتی خود کمک کنید.
هفته گذشته بازار سکه و ارز در حالی ریزش شدیدی را تجربه کرد که معاون سازمان امور مالیاتی کشور در تازهترین اظهارنظر خود از دریافت مالیات بر ارزش افزوده سکه از تمامی سکه فروشان خبر داد.
موضوع دریافت مالیات بر ارزش افزوده از فروش سکه در بازار در حالی دوباره بر سر زبانها میافتد که نیمه اردیبهشت ماه سال گذشته موضوع دریافت آن علاوه بر بانک مرکزی و بانک کارگشایی به عنوان فروشندههای اولیه سکه، از سوی وزیر اقتصاد به عنوان راهکاری برای کنترل سوداگری در این بازار اعلام شده بود. همان زمان نیز انتقادهایی با اصل این مساله از سوی کارشناسان مطرح شد.
از جمله این موارد این بود که اگر سکه به عنوان یک کالا مطرح است باید بانک مرکزی کد شناسایی برای آن در نظر میگرفت، آمار مشخصی از تعداد سکههای ضرب شده در اختیار داشت و مصرفکننده نهایی آن (end user) به دلیل خاصیت دست به دست شدن سكه طی معاملات معلوم نیست، از این رو از آنجا که باید مالیات بر ارزش افزوده را از مصرفکننده نهایی گرفت، وضع مالیات بر ارزش افزوده، سنخیت کاملی با آن ندارد.
اردیبهشت سال قبل وزير امور اقتصادي و دارايي در حالی از صدور دستور برای اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده براي معاملات سكه خبر داد که رییس صندوق صادرات طلا و جواهر در واکنش به این دستور آن را نقض توافقات بانک مرکزی با صنف طلا و جواهر خوانده بود. سيد شمسالدين حسيني با بيان آنكه، به سازمان امور مالياتي اعلام شده كه ماليات بر ارزش افزوده براي سكه نيز اعمال شود، گفته بود: اين سازمان نيز مصرانه اين امر را پيگيري كرده و ماليات برارزش افزوده طلا كه جزو احكام قانوني است در بخش سكه نيز عملياتي شده است. وي با بيان آنكه، دولت خود را متعهد ميداند از اختيار انحصاري خود در ضرب و عرضه سكه براي ايجاد تعادل در بازار استفاده كند، گفت: بانك مركزي مرجع ضرب سكه و بزرگترين توزيعكننده آن است و به عنوان حاكميت، خود را متعهد ميدانيم از اين اختيار انحصاري براي تعادل، توازن و اعتماد بخشي در جامعه استفاده كنيم.
معاملات سکه در بازار مشمول مالیات میشود
در تازهترین خبرها معاون سازمان امور مالیاتی کشور اعلام کرد: تمام فعالان اقتصادی به مرور مشمول پرداخت مالیات بر ارزش افزوده خواهند شد که این موضوع فروش سکه در بازار را نیز دربر خواهد گرفت.
حسین وکیلی در گفتوگو با مهر در مورد دریافت مالیات از فروش سکه در بازار، گفت: در حال حاضر بانک مرکزی به عنوان فروشنده سکه به بازار مالیات مربوطه را به سازمان امور مالیاتی پرداخت میکند.
معاون سازمان امور مالیاتی کشور با اعلام اینکه سازمان به مرور تمام مودیان مالیاتی را به زیر چتر خود در خواهد آورد، افزود: هنوز تمام فعالان اقتصادی مشمول پرداخت مالیات بر ارزش افزوده نشدهاند.
وکیلی گفت: زمانی که تمام فعالان اقتصادی تحت پوشش پرداخت مالیات قرار گرفتند از فروشندگان سکه در بازار هم مالیات خواهیم گرفت.
به گفته این مقام مسوول سازمان امور مالیاتی کشور، در حال حاضر مالیات اخذ شده از بخش فروش سکه در بانک صورت میگیرد، فعلا بانک مرکزی مشمول پرداخت مالیات سکه است و در مراحل بعدی مالیات فروش سکه در بازار اجرایی خواهد شد.
با مطرح شدن دوباره دریافت مالیات بر ارزش افزوده از معاملات بازار سکه احتمال میرود در شرایطی که با طرحهای پر سروصدايي همچون پیش فروش نقدی و شرایط تکمیلی آن پس از دریافت و قیمت تعیین شده برای بازخرید آن از سوی بانک مرکزی و همچنین تهیه اوراق سرمایهگذاری و غیره قیمتهای کاهش یافته دوباره با شوک جدید روبهرو شود.
افت قیمتهای داخلی خلاف جهت بازارهای جهانی
در حالی که قیمت جهانی طلا در اواخر هفته گذشته مسیر صعودی به خود گرفته بود، قیمت سکه و دلار در بازار داخل کاهش قابل ملاحظه دیگری را ثبت کرد. قیمت طلا در بازارهای جهانی در اواخر هفته تا 1660 دلار نیز رسید، اما قیمت سکه تا 682 هزار تومان افت کرد که نسبت به نرخ روز دوشنبه تقریبا 13 هزار تومان افت داشت. دلار آمریکا در این مدت 40 تومان ارزان شد و به 1750 تومان در بازار رسید.
در حالی که قیمت طلا در بازارهای جهانی طی یک هفته گذشته حداقل نیم درصد افزایش داشته، قیمت سکه در بازار داخلی 2/3 درصد از ارزش خود را از دست داد. سکه طرح قدیم نیز 7/3 درصد ارزان شد. نیم سکه و ربع سکه هم به ترتیب 2/4 درصد و 3 درصد افت قیمت داشتند.
در بازار ارز نیز دلار آمریکا در هفته گذشته 8/3 درصد از ارزش خود را از دست داد.
در بازار داخلی به گفته فعالان بازار آنچه که بیش از افزایش میزان تحویل سکههای پیش فروش شده و افت تقاضا برای خرید سکه، به افت قیمت آن منجر شده، کاهش یافتن شدید قیمت دلار در بازار داخلی است.
برخی از صرافان به دنیای اقتصاد خبر میدهند که پیشنهادهایی مبنی بر فروش دلار به نرخ 1700 تومان در روزهای اخیر دریافت داشتهاند. با توجه به سخنان روزهای قبل وزیر اقتصاد مبنی بر کنترل قیمت بازار از طریق کاهش قیمت ارز، برخی ورود ارزهای ارزان قیمت به بازار را در راستای سخنان وی تحلیل میکنند. این در حالی است که بر اساس تازهترین بخشنامههای بانک مرکزی میزان ارز مسافری باز هم کاهش یافته است. این شرایط حکایت از انقباضی عمل کردن در تخصیص ارز در مصارف خارج از فهرست مایحتاج ضروری و مواد اولیه مورد نیاز جامعه حکایت دارد که با آنچه در بازار اتفاق میافتد عملا در تناقض است. محدود شدن فروش ارز مسافری نشانی جز محدودیت منابع ارزی کشور ندارد. از این رو فرض تزریق ارز ارزان به بازار توسط بانک مرکزی فرضیهای غلط است، اما اینکه دلارهای پیشنهاد شده از کدام منشأ به بازار و برخی شرکتهای بورسی پیشنهاد میشود را باید مسوولان پاسخ بدهند.
بر اساس اخبار منتشر شده تلاش ویژهای برای تحویل دلارهای صادراتی از صادرکننده به واردکنندههای کالاهای ضروری در کشور صورت میگیرد. با این حال پیشنهاد فروش دلار در بستههای کلان یا از اساس کذب و از مصادیق فعالیتهای کلاهبردارانه است یا در جهت فضاسازی قیمتی است یا اینکه برخی دارندگان دلارهای صادراتی نیازی به فروش ارزهای صادراتی خود به بانکها و توافق با واردکنندههای مواد اولیه و کالاهای اساسی در شرایط تحریمی کشور احساس نمیکنند.

فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود,روی نیمکتی چوبی,روبروی یک ابنمای سنگی.
پیرمرد از دختر پرسید:
غمگینی؟
- نه
- مطمئنی؟
- نه
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم
- قبلا اینو به تو گفتن؟
- نه
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدیم
- راست می گی؟
- از ته قلبم اره
دخترک بلند شد و به طرف دوستانش دوید,شاد شاد
چند دقیقه بعد پیرمرد اشکهاشو پاک کرد,کیفش رو باز کرد,عصای سفیدش رو بیرون اورد و رفت....

با لبخند زدن از ابتلا .به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
خنده عملکرد ایمنی بدن شما را تقویت میکند چراکه شما احساس آرامش بیشتری
دارید.
با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی نیز میتوانید جلوگیری کنید.
1. .لبخند جذابتان می کند..
همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم.لبخند یک کشش و جذبه
فوری ایجاد
می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم..
2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد..
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند..
3. لبخند مسری است..
لبخند زدن برایتان شادی می آورد.با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید..
4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.
وقتی استرس دارید، لبخند بزنید.با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید..
5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند..
به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری
دارید.با لبخند زدن از ابتلا .به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد..
وقتی لبخند می زنید،فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.
7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث
بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.
8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد..
عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی
به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.
9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید..
به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند..
10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید..
لبخند بزنید.. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی
فکر کنید.
خیلی سخت است.وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که:
“زندگی خوب پیش می رود “. پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.


تقريباً همه ما يکبار درد برهم خوردن يک رابطه عاشقانه را در يک نقطه از زندگي تجربه کرده ايم. خيلي از افراد مجبورند که طي دوره دانشگاه با اولين شکست عشقي خود کنار بيايند. درک سختي و دردناک بودن برهم خوردن يک رابطه مهم مقدور نيست مگر اينکه خودتان هم شخصاً آنرا تجربه کنيد. احساس غم و نااميدي شديد واکنشي متداول به اين اتفاق در زندگي است. تحقيقات روانشناسي نشان ميدهد که واکنش احساسي به برهم خوردن يک رابطه عشقي بسيار شبيه به واکنش به فقدان هاي بسيار بزرگتر و غم انگيزتر مثل مرگ يکي از عزيزان يا تشخيص يک بيماري خطرناک مي باشد. در زير به واکنش هاي احساسي متداول به برهم خوردن يک رابطه عاشقانه اشاره مي کنيم:
·انکار: باور
و قبول کردن اينکه رابطه تان تمان شده است، خيلي سخت است. خيلي دردناک است
که ببينيد رابطه تان براي طرفتان که آنقدر دوستش داشتيد و به او اعتماد
داشتيد، ديگر ارزش و اهميتي ندارد.
·نااميدي و غم: احساس تنهايي و
ناراحتي کردن، گريه کردن زياد همه کارهايي طبيعي هستند. ممکن است نياز
بسيار شديدي به برقراري ارتباط با شريک عشقي سابقتان احساس کنيد. زمان هاي خاص در طول روز مثل صبح ها که از خواب بيدار مي شويد، خيلي سخت خواهند بود.
·ترس: تصور کردن زندگي بدون شريک عشقيتان وحشت آور خواهد بود. ممکن است واهمه داشته باشيد که ديگر نتوانيد عشقي براي خود بيابيد و باز احساس خوشبختي کنيد.
·عصبانيت: خشم و عصبانيت دربرابر شريک عشقي گذشته که اين درد و رنج را برايتان فراهم کرده است يک واکنش احساسي ديگر است.
·مقصر کردن خود و احساس گناه: ممکن است به اين فکر بيفتيد که چه کار شما باعث برهم خوردن رابطه شده است و تلاش کنيد که از شريک عشقي
سابقتان فرصتي دوباره تقاضا کنيد. اگر اين شما بوده باشيد که رابطه را
خاتمه داده است، ممکن است از ناراحت و غصه دار کردن طرفتان احساس گناه
کنيد.
·حسادت: ممکن است از تصور بودن شريک عشقي سابقتان با شخصي جديد بترسيد و احساس حسادت کنيد.
·سر
در گمي: بدون کسي که آنقدر دوستش داشتيد، زندگي بي معني و عجيب به نظر مي
آيد. ممکن است از خودتان بپرسيد که کي هستيد و زندگيتان بدون او چه معنا و
مفهومي دارد.
·آسودگي: ممکن است تاحدودي از احساسات منفي مربوط به
رابطه که درنتيجه دعواها، ناامني ها و يا خستگي ايجاد مي شده، احساس فراغت و
آسودگي کنيد.
آيا خوب مي شوم؟
اگر رابطه تان به تازگي برهم
خورده است، ممکن است با خودتان فکر کنيد که کي بهتر مي شويد. کليشه "گذر
زمان همه زخم ها را التيام مي دهد" در اين رابطه واقعاً کاربرد دارد.
بااينکه روند اين جريان ممکن است طولاني و سخت به نظر بيايد، احساسات
دردناک فقدان از دست دادن يک رابطه عشقي با گذر زمان از بين مي رود. اما، هر چيزي که روند فراموشي را مختل کند، مثل ديدن دوباره شريک عشقي
گذشته يا اميد داشتن به برقراري مجدد رابطه، جرقه احساسات را دوباره روشن
مي کند. براي فراموش کردن اين درد بايد قبول کنيد که رابطه تان از دست رفته
است و هيچ راهي براي دست يافتن به دلايل بر هم خوردن آن وجود ندارد.
براي بعضي ها يک اتفاق پاياني (مثل بي محلي از طرف عشق قديمي در زمان نياز يا يک بحث و دعواي شديد) به فراموش کردن رابطه کمک مي کند.
هيچ
راه فراري براي تجربه نکردن آن درد احساسي بعد از برهم خوردن رابطه وجود
ندارد. احساسات شما نشاندهنده اهميت طرفتان در زندگي شما و توانايي خودتان
در ايجاد صميميت با کسي و عشق ورزيدن است. اما کارهايي هست که مي توانيد براي مراقبت از خودتان و آسانتر کردن اين ناراحتي در طول اين مدت انجام دهيد:
·از
دوستان و خانواده کمک بگيريد. حمايت اجتماعي يکي از مهمترين فاکتورها در
کنار آمدن بااين فقدان است. از دوستان و افرادي که به حرفهايتان گوش مي
دهند و به شما براي ادامه زندگي انگيزه مي دهند کمک بگيريد. گذراندن وقت با
ديگران ممکن است که در ابتداي کار برايتان دشوار باشد اما کمکتان ميکند
بفهميد که کسان ديگري هم در زندگيتان هستند که نگران شما هستند و
حمايتتان ميکنند.
·به دنبال راه هايي براي خاتمه دادن به رابطه باشيد. ارتباط مداوم با شريک عشقي
سابق باعث مي شود که التيام يافتنتان به تاخير بيفتد و به حس عزت نفستان
هم لطمه بخورد. وقتي ارتباط با او شديداً ناراحت و غمگينان مي کند از
ديگران کمک بگيريد. نوشتن نامه خداحافظي، برگرداندن يادبودها، و گذاشتن همه
عکس ها و نامه ها و همه يادبودهاي رابطه قبلي در يک جعبه مجزا مي تواند به پيشرفت روند فراموش کردن شما کمک کند.
·برنامه روزانه داشته باشيد. سازمان دهي کردن زمانتان و داشتن برنامه مي تواند به کم کردن فشار روحي شما کمک کرده و فکرتان را از عشق قديمي به مسائل ديگر زندگي معطوف کند. بايد سعي کنيد انرژي ذهنيتان را به انجام کارها و پروژه هاي ديگر هدايت کنيد.
·در
زندگيتان تغيير ايجاد کنيد و به طرز خلاقي ابراز احساس کنيد. علايق،
فعاليت ها و رابطه هاي جديدي در زندگيتان ايجاد کنيد. دکوراسيون محل
زندگيتان را تغيير دهيد. کارهايي انجام دهيد که شما را ياد عشق
قديميتان نيندازد. برنامه هاي جديد با دوستان و خانواده براي تعطيلات
بگذاريد. در فعاليت هايي شرکت کنيد که به بهبودي شما کمک مي کند و توزاني
دوباره به زندگيتان مي بخشد مثل کارهاي هنري، شعر و موسيقي.
·نزد مشاور برويد. مي توانيد نزد يک مشاور روانشناس برويد و درمورد احساساتتان با او صحبت و دردودل کنيد.

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید …:
چرا مرا دوست داری …؟
چرا عاشقم هستی …؟
پسر گفت
…:
نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم …
دختر گفت …:
وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی
عاشقم هستی .!.!.؟
پسر گفت…
:
واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم …
دختر گفت …:
اثبات.!.!.؟
نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم …
شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد…
اما تو نمی توانی این کار را بکنی …
پسر گفت
…:
خوب
…
من تو رو دوست دارم …
چون
…
زیبا هستی…
چون…
صدای تو گیراست …
چون…
جذاب و دوست داشتنی هستی…
چون
…
باملاحظه و بافکر هستی …
چون
…
به من توجه و محبت می کنی …
تو را به خاطر لبخندت …
دوست دارم
…
به خاطر تمامی حرکاتت…
دوست دارم
…
دختر از سخنان
پسر بسیار خشنود شد
…
چند روز بعد
…
دختر تصادف
کرد و به کما رفت…
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت…
نامه بدین شرح بود …:
عزیز دلم
…
تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم …
اکنون دیگر حرف نمی زنی …
پس نمی توانم دوستت داشته باشم …
دوستت دارم
…
چون به من توجه و محبت می کنی …
چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی…
نمی توانم دوستت داشته باشم…
تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم …
آیا اکنون می توانی بخندی …؟
می توانی هیچ حرکتی بکنی …؟
پس دوستت ندارم …
اگر عشق
احتیاج به دلیل داشته باشد…
در زمان هایی مثل الان…
هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم…
آیا عشق
واقعا به دلیل نیاز دارد…؟
نه هرگز…
و من هنوز دوستت دارم…

* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.
.:: This Template By : web93.ir ::.