بلوغ دینی – یعنی رسیدن به مقامی که لااقل به عنوان یک جوان مسلمان واجبات را انجام دهد و از محرمات بپرهیزد، کسی که قانون قرآن را و خواست خدا را زیر پا بگذار، حتماً همسر و خواسته های او را نیز زیر پا لِه خواهد کرد. یکی از علائم روشن بلوغ دینی رعایت حریم محرم و نامحرم و عدم ارتباط عاطفی، پنهانی، شخصی و تحریک آمیز با نامحرم است.
خالی از لطف و اثر نیست که علاقمندان برای اطلاعات بیشتر و دریافت پاسخ های تفصیلی به کتابهایی که در این خصوص در دسترس همگان می باشد مراجعه کنند. باری نمونه:
- تحلیلی بر روابط دختر و پسر در ایران، علی اصغر احمدی
- روابط دختران و پسران – اسدالله محمدی نیا
- دوستی های قبل از ازدواج – مجتبی حورایی
- نگاه و پوشش – سید مجتبی حسینی
- روابط پسر و دختر – محمدرضا احمدی با همکاری جمعی از محققان
- روابط دختر و پسر (2 جلد)- جمعی از پژوهشگران قرآنی – زیر نظر دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی
- چرا پسران آزادتر از دختران هستند؟ احمد رزاقی
پاسخ به چند پرسش مهم
س: آیا ارتباط با قصد ازدواج هم اشکال دارد؟
روابط دختر و پسر
ج: ساده و روان و خلاصه اینکه اگر بپذیریم که دختر ریحانه است و پسر پروانه، که در تعبیرات روایی چنین آمده است که زن در برابر نامحرم مثل گلی با وقار ریشه دار در باغ زندگی است که با زیبایی ها و جذابیت های معنوی؛ معرفتی و عفاف و حجاب، همسر آینده خود را پروانه وار به گرد و گرمای زندگی مشترک فرا می خواند.
لذا به شما دختران و کسانی که خواهان زندگی زناشویی پایدار و ماندگارید، توصیه می شود که اگر از طریق ایجاد رابطه می خواهید همسری وفادار بیابید؛ مطمئن باشید بدین مقام و موقعیت نخواهید رسید. باید شرایط ازدواج را بدست بیاورید. همه شما مثل ماهی داخل آکواریوم از هر زاویه ای زیر نظرید. از طریق خویشان، دوستان، همسایگان، و ... اگر خوب باشید خوبان شما را در خواهند یافت و به همسری انتخاب خواهند کرد. آنان که بدنبال همسرانی پاکدامن و باوقارند، از همان شیوه ها و راههای مورد تأیید دین و عرف و اخلاق، شما را به همسری برخواهند گزید. علاوه بر این از کجا معلوم فرآیند ارتباط با فرد مورد نظر به ازدواج منجر شود؟ ارتباط هر چه بیشتر، علاقه و وابستگی بیشتر، و جدایی در صورت حادث شدن موانع احتمالی غیر ممکن تر. لذا حسرت و اندوه دوری هم دردناک تر.
س: منظور از شرایط ازدواج چیست؟
ج: بدیهی است، هر دختر و پسری که شرایط ازدواج را نداشته باشد پاگذاشتن در بستر ارتباط و ازدواج، وارد شدن در میدان پر تنش بعد از ازدواج و گرفتار شدن در گرداب پر تلاطم و طلاق عاطفی است. شرایط ازدواج اینهاست:
1- بلوغ دینی – یعنی رسیدن به مقامی که لااقل به عنوان یک جوان مسلمان واجبات را انجام دهد و از محرمات بپرهیزد، کسی که قانون قرآن را و خواست خدا را زیر پا بگذار، حتماً همسر و خواسته های او را نیز زیر پا لِه خواهد کرد. یکی از علائم روشن بلوغ دینی رعایت حریم محرم و نامحرم و عدم ارتباط عاطفی، پنهانی، شخصی و تحریک آمیز با نامحرم است.
آموزه های دینی مبتنی بر قرآن و حدیث، آموزه هایی مبتنی بر فطرت انسانی است و مذهبی و غیرمذهبی را تحت پوشش قرار می دهد. مگر اینکه طالب راه فطری نباشند.
در مقاله روابط دختر و پسر از نگاه قرآن، آیات و روایاتی را مورد اشاره قرار دادیم که در اینجا از تکرار آنها امتناع می شود.
ارتباط دختر و پسر
2- بلوغ اجتماعی – دختر و پسر جوان و مسلمان باید در تعاملات و روابط اجتماعی به مرتبه ای از رشد رسیده باشد که بتواند به عنوان مدیران نهاد مهم خانواده عمل نموده و در برابر اختلافات تضادها و کاستی ها و ناراستی های اجتماعی دوام بیاورند. یکی از علائم رشد اجتماعی – موفقیت فرد در ارتباط سالم با والدین و اعضای خانواده یعنی تواضع و فروتنی در برابر پدر و مادر و مساعدت خواهر و برادر کوچکتر و ادب در برابر خواهر و برادر بزرگتر است. کسی که امروز در برابر والدین خود ناسازگاری و پرخاشگری می کند. فردا در برابر همسر و خانواده همسرش ناسازگارتر و پرخاشگرتر خواهد بود.
3- رشد و بلوغ فرهنگی، یعنی توان مقابله با آداب و عادات غلط و غیرمنطقی. نظیر مهریه های سنگین، تجمل گرایی، مصرف زدگی، خودنمایی ها و ... .
4- استفاده از مشاوره و مطالعه در تصمیم گیریها، بویژه در انتخاب همسر.
5- توان تأمین نفقه و معیشت همسر (از سوی پسر) در حد قناعت و ساده زیستی. یکی از نشانه های بارز این امر، داشتن شغل و حرفه و هنر و توان علمی مناسب و در حد مقدور و ممکن است. فراموش نکنید که 85% بیکاران ما فاقد هر نوع مهارتی می باشند.
6- رعایت اصل همسنگی و کفویت در سطوح مختلف اعتقادی، طبقاتی و تحصیلی، هوشی و فرهنگی(آداب و رسوم).
7- بهره گیری از رابطی با تجربه و متعهد برای شناخت خصوصیات کلی همسر(که قبلاً توضیح داده شد) رابط، کسی است که خود ازدواج کرده و ازدواجی موفق داشته و تجربه خوبی در شناخت همسر آینده شما دارد. لذا بدون اینکه تحت تأثیر احساسات و عواطف و القائات دیگران قرار بگیرد با شیوه هایی مناسب و مشروع از دوستان، محل تحصیل، بستگان و اقوام، محل مسکونی، مسجد محله، چگونگی گذران اوقات فراغت، محل کار و ... اطلاعاتی را در کمترین زمان و کمترین هزینه بدست می آورد که دختر و پسر ازدواج نکرده هرگز نمی توانند آن اطلاعات پنهان را بدست آورند.
س: دختر جوانی 22 ساله به نام مریم سئوال کرده، اگر نباید ارتباط داشته باشیم؛ پس چطور ازدواج کنیم، خواستگار نمی آید.
ج: پاسخ این سئوال در مقاله اول از مجموعه مقالات حاضر طرح و تبیین شد. در اینجا به اجمال به این مقدار اکتفا می شود که: دخترانی که از طریق ارتباط و متأسفانه گاهی از طریق خودآرایی و بدحجابی در پی جلب نظر جنس مخالف و یا بنا به گفته نامبرده برای پیدا کردن خواستگار تلاش می کنند، مطمئن باشند با تأکید به تجربیات بیشمار از این طریق، اولاً، خواستگارهای سلیم النفس و وفادار به زندگی زناشویی جذب نمی شوند بلکه به راحتی دفع می شوند. ثانیاً، پسرانی که با اینگونه دختران ارتباط برقرار می کنند بیشتر برای سرگرمی و نه ازدواج وارد فرآیند معیوب فوق شده و به یک نفر هم اکتفا نمی کنند و تلخ تر از همه اینکه به دختری که به عنوان دوست بر می گزینند هرگز اعتماد نمی کنند.
پس همانطور که گفته شده اگر شرایط ازدواج را داشته باشید و با واقعیت ها زندگی کنید و تکیه بر ارزشهای ماندگار داشته باشید، خواستگاری وفادار و نه دوستی ناپایدار، پروانه وار به سوی شما پرواز خواهد کرد.
یکی از علائم رشد اجتماعی – موفقیت فرد در ارتباط سالم با والدین و اعضای خانواده یعنی تواضع و فروتنی در برابر پدر و مادر و مساعدت خواهر و برادر کوچکتر و ادب در برابر خواهر و برادر بزرگتر است. کسی که امروز در برابر والدین خود ناسازگاری و پرخاشگری می کند. فردا در برابر همسر و خانواده همسرش ناسازگارتر و پرخاشگرتر خواهد بود.
س: غرب مشکل رابطه دختر و پسر را حل کرده، چرا ما نمی توانیم؟
ج: تحقیقات و اعترافات محققان و جامعه شناسان و جرم شناسان غربی بهترین سندی است که به صراحت این واقعیت را اعلان می کند: نهاد خانواده در غرب به دلیل همین روابط آزاد، متزلزل شده و روابط انسانی به روابطی مکانیکی و ماشینی تبدیل شده و اصالت لذت و ثروت به عنوان اصلی ترین معیار روابط تلقی می شود. کتابهای زیادی در این خصوص منتشر شده که در صورت لزوم در این سایت فهرست خواهد شد.
امّا علل اصلی پیچیده شدن روابط گروههای غیرهمجنس در جامعه ما، عدم
رعایت قواعد و موازین دینی اولاً، گسترش همان فرهنگ غرب و تقلید ناشیانه از
آداب و عادات مغرب زمینی ثالثاً، و سخت گیریها و عدم تعریف روابط سالم بین
گروههای غیر همجنس می باشد.
حلقه ازدواج
س: روابط سالم چگونه روابطی است؟
ج: به این سئوال در مقاله روابط دختر و پسر از نگاه قرآن پاسخ داده شد. کوتاه سخن اینکه روابط سالم، روابطی است که مبنا و خروجی آن رشد و تعالی فکری، فرهنگی، علمی و آموزشی باشد.
روابطی که منجر به ورود به حوزه مسائل شخصی، عاطفی، فردی و پنهانی و غریزی نشود. اصلی ترین نشانه آن رعایت حجاب و عفاف در روابط فی ما بین است. رابطه با افراد انسانی، زمانی سالم خواهد بود که قبل از آن رابطه مان با خود، با خدا و با والدینمان سالم و صحیح باشد. برای مطالعه عمیق و دقیق در این زمینه به کتاب بسیار ارزشمند آئین مهرورزی نوشته محمدرضا کاشفی و نیز کتاب گراسنگ رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام) نوشته علی محمد حیدری نراقی مراجعه کنید.
س: تا کی می خواهید ارتباط دانشگاهی و اینترنتی را منع کنید و همه را حرام بدانید. تکلیف چیست؟ چشم ها را ببندیم؟ چرا فکر نمی کنید طرف قصد ازدواج دارد؟
ج: اگر چه پاسخ این سئوال داده شد. امّا به عنوان عرض ادب به این دوست گرامی تاکید می شود که : همه روابط را حرام نمی دانیم در سئوال قبلی به اجمال گفته شد که مرز و ممیزه ی روابط سالم و ناسالم چیست؟ قرار نیست چشم ها را ببندیم. قرار است چشم را شست و جور دیگر نگریست. با مطالعه و مشاوره همسر انتخاب کنیم. همانطور که برای مسکن و مرکب و مدرک و حتی خوراک و پوشاک از تجربه دیگران بهره می گیریم. مشاور املاک و مشاور حقوقی و مشاور پزشکی داریم امّا مشاور خانواده و ازدواج نداریم. همین ها باعث بسته شدن چشممان شده و ارتباطات را زیاد و اطلاعات را کم نموده و آمار طلاق را افزایش داده است.
اگر شرایط ازدواج را داشته باشید و با واقعیت ها زندگی کنید و تکیه بر ارزشهای ماندگار داشته باشید، خواستگاری وفادار و نه دوستی ناپایدار، پروانه وار به سوی شما پرواز خواهد کرد.
س: افراد مذهبی به تبیان سر می زنند، برای دیگران چه راه حلی دارید؟
ج: افراد مذهبی برای پاسداشت و حراست از ارزش ها بیش از سایرین می بایست بر آگاهی و علم و بنیه مذهبی خود بیفزایند. تا جانانه و آگاهانه مدافع ارزش ها شوند. چرا که آنان که عاشقانه، امّا کورکورانه و ناآگاهانه شمشیر را بالای سر می گردانند و می چرخانند قطعاً و حتماً معشوق خود را در بین مقتولین خواهند یافت.
ضمناً آموزه های دینی مبتنی بر قرآن و حدیث، آموزه هایی مبتنی بر فطرت انسانی است و مذهبی و غیرمذهبی را تحت پوشش قرار می دهد. مگر اینکه طالب راه فطری نباشند.
س: یکی از کاربران محترم اذعان داشته است: رابطه موسی(ع) با دختران شعیب که در مطالب قبلی مورد اشاره واقع شد، جواز قرآنی رابطه با جنس مخالف است.
ج:در اینباره ذکر این نکته مهم ضروری است که حضرت موسی(ع) حتی نه به قصد ارتباط بلکه حتی به قصد ازدواج هم با دختران شعیب سخن نگفت. بلکه همانطور که در جای خود طرح شد؛ اولاً در جمع بود و یک دختر را مخاطب قرار نداد بلکه هر دو خواهر را مورد خطاب قرار دهد. ثانیاً، صحبت بسیار کوتاه و مختصر و کاری بود نه شخصی و فردی ثالثاً، از همه مهمتر در این سو پیامبر (حضرت موسی(ع)) و در آن سو دختران پیامبر(حضرت شعیب) و هدف جلب رضایت خدا بود. لذا اگر به مقام بالا و والای انسانی و قرآنی برسیم، ارتباط را از خدا شروع می کنیم و به معصومین(علیهم السلام) و بعد به خوبان و نیکان و در رأس آنها والدین و بعد با شهروندان و هم نوعان می رسیم.
دست را بر اژدها آن کس زند که عصا را دستش اژدرها کند
در تو نمردوی است در آتش مرو رفت خواهی اول ابراهیم شو
گروه دین و اندیشه تبیان
قسمت اول مطلب
ابو بصیر مىگوید: از امام صادق علیه السلام در باره قول خداى عز و جل أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ پرسیدم، فرمود: در باره على بن ابى طالب و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است (زیرا در آن زمان، همان سه نفر از ائمه حاضر بودند)، به حضرت عرض كردم: مردم می گویند: چرا نام على و خانوادهاش در كتاب خداى عز و جل برده نشده؟ فرمود: به آنها بگو: آیه نماز، بر پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم نازل شد و سه ركعتى و چهار ركعتى آن نامبرده نشد تا اینكه پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم خود براى مردم بیان كرد و آیه زكات بر آن حضرت نازل شد و نام برده نشد كه زكات از هر چهل درهم یك درهم است تا اینكه خود پیغمبر آن را براى مردم شرح داد و امر به حج نازل شد و به مردم نگفت هفت دور طواف كنید تا اینكه خود پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم براى آنها توضیح داد و آیه أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ نازل شد و در باره على و حسن و حسین هم نازل شد، پس پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم در باره على علیه السلام فرمود: هر كه من مولی و اولی به امر اویم علی مولی و اولی به امر اوست.1
یک اشکال
برخی بر این گمانند که در یک تقسیم بندی کلی، امور مهم و اساسی را خداوند متعال در قرآن ذکر می کند و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم هم تنها مسئول بیان امور جزئی است. بعد نتیجه می گیرند که چون نام و لایت علی علیه السلام به روشنی در قرآن نیامده است پس این مطلب چندان اهمیت ندارد.
نقد
اول اینکه این سخن و تقسیم بندی موجود درآن کلام مبهمی است که اصولا دلیلی بر آن وجود ندارد. و اگر قرآن پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را مبین قرآن معرفی می کند2 این بدان معنی است که حضرت وظیفه دارد تا آنچه در قرآن است را برای مردم شرح داده و تبیین کند؛ نه اینکه تمام مطالب مهم دین در قرآن به روشنی آمده است و ماموریت حضرت فقط بیان امور کم اهمیت و جزئیست.
چه استبعادی دارد و یا چه تناقضی پیش می آید که بگوییم یکی از راههای حفظ قرآن از تحریف از بین بردن زمینه های تحریف آن است. خداوند حکیم نام علی علیه السلام را در قرآن کریم نبرد تا آنان که به احادیث نبوی رحم نکردند دست تعدی به سوی قرآن دراز نکنند؟
دوم اگر این تقسیم بندی و ادعاهای آنها درست باشد پس چرا اینقدر قرآن با صراحت تمام به احکام جزئی برخی نجاسات می پردازد؛ اما در آن از متولی دین و رهبر جامعه اسلامی پس از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم سخنی نیست؟ نکند حرمت خوردن گوشت مردار ارزشی به مراتب بالاتر از اداره امور دینی و مدیریت جامعه اسلامی پس از پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم دارد؟
از این رو سخن مذکور و به دنبالش نتیجه حاصل از آن، هردو باطلند و مردود.
کشف سوم: حفظ قرآن از دستبرد لفظی با از بین بردن زمینه تحریف
شکی نیست که عده ای از خواص آن روز که بعدها پستهای مهمی را اشغال کردند سرسختانه با علی علیه السلام دشمن بودند و کینه آن حضرت را در دل می پروراندند. آنان مترصد فرصتی بودند تا عقده دل بگشایند و نور چشمی پیغمبر و خار چشمان خود را از حیز انتفاء ساقط کنند و چه زود تاریخ دید آنچه را که نمی بایست رخ می داد.
علامه امینی (ره) می نویسد:
قرآن
نبی مکرم اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مطلع بود كسانى هستند كه بر علی علیه السلام رشك می برند چنانكه در قرآن بدان اشعار شده3 و نیز اشخاصی هستند كه با آن جناب كینه می ورزند و در دسته اهل نفاق افرادى هستند كه بر مبناى خونهاى جاهلیّت دشمنى با او را در دلهاى خود نگاه داشتهاند و بعد از حضرتش بر مبناى حرص و آز آنها كه فكر سرورى و ریاست و افزایش بهرههاى مادى در مغز خود مىپرورانند حوادث ناگوارى رخ خواهد داد و جنب و جوشهایى بكار خواهد افتاد، و علی علیه السلام هم به حكم حق خواهى و عدالت، آرزوها و اطماع آنها را اجابت نخواهد كرد و آنها را به جهت بىتجربگى و بی كفایتى لایق و سزاوار مقامهائی كه چشم طمع بدان دوختهاند نخواهد دانست؛ آنها هم بر سر مخالفت و رزمجوئى با او رفته و اوضاع را آشفته خواهند نمود.4
دلیلی نداشت که اینان برای رسیدن به مقاصد شوم خود دست به هر کاری نزنند. از بین بردن هر نقل معتبری که در آن سخن از فضیلت، خلافت و امامت بلا فصل علی علیه السلام رفته باشد حتمی ترین کاری بود که انتظار آن می رفت.
چه دلیلی داشت که اینان متعرض قرآن نشوند؟ بله؛ قبول داریم که خداوند متعال وعده حفظ قرآن را با صراحت تمام اعلام کرده است؛ اما راه حفظ آن را که نفرمود. کجا دارد که ما از راه غیب دست و زبان هر تحریفگری را قطع می کنیم تا کسی قرآن ما را کم و کاست نکند و یا چیزی بر آن نیفزاید؟
در نهایت یقین داریم اگر نام علی علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام با صراحت تمام در قرآن هم می آمد آنان که غدیر به آن روشنی را تحریف معنوی کردند و در سقیفه نشستند؛ الفاظ قرآن را هم دستخوش تفسیر به رأی خود کرده و از پذیرش ولایت امری آن امامان معصوم علیهم صلوات الله سر باز می زدند.
شاهدی بر وجود این خطر
شهید مطهری(ره) می نویسد: به طور كلى در قرآن آیاتى كه در مورد اهل بیت پیغمبر علیهم السلام است و مخصوصا آیاتى كه لااقل از نظر ما شیعیان، در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام است، یك وضع خاصى دارد و آن اینكه در عین این كه دلائل و قرائن بر مطلب در خود آیه وجود دارد ولى گویى یك كوششى هست كه این مطلب در لابلاى مطالب دیگر یا در ضمن مطلب دیگرى گفته شود و از آن گذشته شود.5
چه استبعادی دارد و یا چه تناقضی پیش می آید که بگوییم یکی از راههای حفظ قرآن از تحریف از بین بردن زمینه های تحریف آن است. خداوند حکیم نام علی علیه السلام را در قرآن کریم نبرد تا آنان که به احادیث نبوی رحم نکردند دست تعدی به سوی قرآن دراز نکنند؟
و در نهایت یقین داریم اگر نام علی علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام با صراحت تمام در قرآن هم می آمد آنان که غدیر به آن روشنی را تحریف معنوی کردند و در سقیفه نشستند؛ الفاظ قرآن را هم دستخوش تفسیر به رأی خود کرده و از پذیرش ولایت امری آن امامان معصوم علیهم صلوات الله سر باز می زدند.
امید پیشگر – گروه دین و اندیشه تبیان
1- الكافی، ج1، ص: 286 .
2- نحل / 44 و 64 .
3- در قول خداى تعالى: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ. ابن مغازلى در« مناقب» و ابن ابى الحدید در جلد 2 شرحش ص 236 و حضرمى شافعى در« الرشفه» ص 27 اشعار نمودهاند كه: این آیه درباره على علیه السلام و مختصات علمى او( كه مورد رشك و حسد واقع شد) نازل گردیده است.
4- الغدیر، ج2، ص: 343 .
5- مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج4، ص: 910 .
| /**/ |
آیهای از آیات شریفه قرآن است که من این را تلاوت میکنم و روایتی از امام صادق (علیهالسلام) ذیل آیه هست که آن را هم میخوانم که ببینید همین مقطع آموزشی که روی آن تأکید دارم، یک مقطع بسیار حساسی است و در زندگی انسان نقش سرنوشتساز هم دارد. آیه در سوره فاطر است که دارد: «وَ هُمْ یَصْطَرِخُونَ فیها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی كُنَّا نَعْمَلُ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما یَتَذَكَّرُ فیهِ مَنْ تَذَكَّرَ». این نقل سخنان گروهی از جهنّمیها است که در جهنم فریاد میکنند ای پروردگار ما، ما را از این جهنم بیرون بیاور! چرا؟ تا کرداری غیر از آنچه که کردیم انجام دهیم؛ تا کردار شایسته و صالح انجام دهیم. «أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی كُنَّا نَعْمَلُ». یعنی خدایا، ما را از جهنّم نجات بده تا کارِ خوب کنیم. به آنها خطاب میشود: آیا ما به شما آنقدر عمر ندادیم که در آن پند بگیرید که هر کس میخواست پند بگیرد، میگرفت؟
سؤال این است که منظور از این عمری که در آیه آمده کدام مقطع زمانی است؟
ذیل آیه روایتی از امام صادق (علیهالسلام) است که فرمود: «تَوْبِیخٌ لِابْنِ ثَمَانَ عَشْرَةَ سَنَةً». این آیه خطاب به هجده سالهها است. یعنی خطاب خدای متعال در این آیه، توبیخِ هجده سالههایی است که به جهنّم رفتهاند؛ مُراد، هفتاد ساله و هشتاد سالهها نیست؛ چهل سال به بالا نیست؛ منظور، هجده سالهها است! هجده سالههایی که روش رفتاری غلط گرفتند و سراغ معصیت رفتند و جهنّمی شدند. امّا چرا خدا هجده سالههای جهنّمی را اینطور توبیخ میکند؟ جهت این است که انسان از نظر رشد روحی به این مقطع که رسید، دیگر عذری ندارد و میتواند کاملاً تمییز بدهد؛ در این سن، دریافت و فهم بهترین دریافت و بالاترین فهم است.
خوب، بگو ببینم چه کسی تو را جهنّمی کرد؟ این روش رفتاریِ غلط را از چه کسی یاد گرفتی؟ تو که نونهال بودی و در مقطعی بودی که میشد تو را به هر سو کشاند؛ پس تحت سرپرستی چه کسی قرار گرفتی؟ این اعوجاج از کجا پدید آمد؟ این مطلب به این مربوط است که حضرت فرمودند از نظر عمر حسّاسترین مقطع زمانی، این مقطع است. ای جوانها! حواستان را جمع کنید. وقتی به این مقطع برسی دیگر خوب میتوانی زشت را از زیبا تشخیص دهی. تو دیگر انسانی و میفهمی! دیگر در بُعد اعتقادیات هم خوب میتوانی بفهمی. امّا بگو ببینم چه کسی تو را خراب کرد؟ گروه دین و اندیشه تبیان
فرازی از سخنان حضرت آیت الله العظمی حاج اقا مجتبی تهرانی
جناب آقا میرزا ابوالقاسم مزبور از مرحوم اعتماد الواعظین تهرانى - علیه الرحمه -نقل نمود که فرمود در سالى که نان در تهران به سختى دست مى آمد، روزى میرغضب باشى ناصرالدین شاه به طاق آب انبارى مى رسد و صداى ناله سگ هایى را مى شنود،پس از تحقیق مى بیند سگى زاییده و بچه هایش به او چسبیده و چون در اثر بى خوراکى شیر ندارد، بچه هایش ناله و فریاد مى کنند.
میرغضب باشى سخت متأثر مى شود، از دکان نانوایی که در نزدیکى آن محل بود، مقدارى نان مى خرد و جلویش مى اندازد و همانجا مى ایستد تا سگ مى خورد وبالاخره شیر مى آورد و بچه هایش آرام مى گیرند.
میرغضب باشى مقدار خوراک یک ماه آن سگ را از آن نانوایى مى خرد و نقدا پولش را مى پردازد و مى گوید هر روز باید شاگردت این مقدار نان به این سگ برساند و اگر یکروز مسامحه شود از تو انتقام مى کشم .
در آن اوقات با جمعى ا زرفقایش میهمانى دوره اى داشتند به این تفصیل که هر روز عصر، گردش مى رفتند و تفرج مى کردند و براى شام درمنزل یکى با هم صرف شام مى نمودند تا شبى که نوبت میرغضب باشى شد، زنى داشت که تقریبا در وسط شهر تهران خانه اش بود ووسایل پذیرایى در خانه اش موجود بود و زنى هم تازه گرفته بود و نزدیک دروازه شهر منزلش بود.
به زن قدیمى خود پول مى هد و مى گوید امشب فلان عدد میهمان دارم و براى صرف شام مى آییم و باید کاملا تدارک نمایى ، زن قبول مى کند و طرف عصر با رفقایش بیرون شهر رفته تفرج مى کردند.
تصادفا تفریح آن روز طول مى کشد و مقدار زیادى از شب مى گذرد، هنگام مراجعت ،رفقایش مى گویند دیر شده و سخت خسته شدیم ، همین در دروازه که منزل دیگر تو است مى آییم .
میرغضب باشى مى گوید اینجا چیزى نیست و در خانه وسط شهرى کاملا تدارک
شده بایدآنجا برویم . بالاخره رفقا راضى نمى شوند و مى گویند ما امشب در
اینجا مى مانیم و به مختصرى غذا قناعت مى کنیم و آنچه در آن خانه تدارک
کرده اى براى فردا. میرغضب باشى ناچار قبول مى کند و مقدارى نان و کباب مى
خرد و آنها مى خورند و همانجا مى خوابند.
آثار احسان به مخلوقات خداوند عالم هر چند حیوانى مانند سگ باشد در روایات
بسیار است و گاه مى شود که آن احسان سبب عاقبت به خیرى و مغفرت الهى مى
گردد.
هنگام سحر، از صداى ناله و گریه بى اختیارى میرغضب باشى همه بیدار مى شوند و از او سبب انقلاب و گریه اش را مى پرسند، مى گوید در خواب ، امام چهارم حضرت سجادعلیه السلام را دیدم به من فرمود احسانى که به آن سگ کردى مورد قبول خداوند عالم شد و خداوند در مقابل آن احسان ، امشب جان تو و رفقایت را از مرگ حفظ فرمود؛ زیرا زن قدیمى تو از خشمی که به تو داشت ، سمى تدارک کرده و در فلان محل از آشپزخانه گذاشته بود تا داخل خوراک شما کند، فردا مى روى آن سم را برمى دارى و مبادا زن را اذیت کنى و اگر بخواهد او را به خوشى رها کن .
دیگر آنکه : خداوند تو را توفیق توبه خواهد داد و چهل روز دیگر به کربلا سر قبر پدرم حسین علیه السلام مشرف مى شوى . پس صبح به رفقا مى گوید براى تحقیق صدق خوابم بیایید به خانه وسط شهرى برویم ، باهم مى آیند چون وارد مى شود زن تعرض مى کند که چرا دیشب نیامدى ؟ به او اعتنایى نمى کند و با رفقایش به آشپزخانه مى روند و به همان نشانه اى که امام علیه السلام فرموده بود، سم را بر مى دارد و به زن مى گوید دیشب چه خیالى در باره ما داشتى؟ اگر امر امام علیه السلام نبود از تو تلافى مى کردم لکن به امر مولایم با تو احسان خواهم کرد، اگر مایلى در همین خانه باش و من با تومثل اینکه چنین کارى نکرده بودى رفتار خواهم کرد و اگرمیل فراق دارى تو را طلاق مى دهم و هرچه بخواهى به تو مى دهم ، زن مى بیند رسوا شده و دیگر نمى تواند با او زندگى کند، طلب طلاق مى کند او هم باکمال خوشى طلاقش مى دهد و خوشنودش کرده رهایش مى کند.
از شغل خودش هم استعفا مى دهد و استعفایش مورد قبول واقع مى شود آنگاه مشغول توبه و اداى حقوق و مظالم گردیده و پس از چهل روز به کربلا مشرف مى شود و همان جا مى ماند تا به رحمت حق واصل مى گردد.
آثار احسان به مخلوقات خداوند عالم هر چند حیوانى مانند سگ باشد در
روایات بسیار است و گاه مى شود که آن احسان سبب عاقبت به خیرى و مغفرت الهى
مى گردد.
منبع : کتاب داستان های شگفت،آیت الله شهید دستغیب
گروه دین و اندیشه تبیان
دبير كميته انضباطي فدراسيون فوتبال اعلام كرد: علي دايي تا اطلاع ثانوي حق مصاحبه مرتبط با فوتبال را ندارد.
حسين عبداللهي در گفتوگو با ايسنا، اعلام كرد: به دليل مصاحبههاي اخير علي دايي كه متن آن در خبرگزاريهاي رسمي كشور موجود است، سرمربي پرسپوليس تا اطلاع ثانوي از انجام هر گونه مصاحبه مرتبط با فوتبال محروم شده است.
وي همچنين از احتمال احضار علي دايي به كميته انضباطي خبر داد و گفت: البته ممكن است كميته انضباطي بدون احضار دايي تصميم قطعي را اعلام كند.
بر ا ساس بند 2 ماده 23 آييننامه انضباطي، محكوميت يا جريمه اين مورد محروميت يك ماهه تا يك ساله از انجام مصاحبه يا جريمه نقدي است و در صورت سرپيچي كردن از اين محروميت، محروميت ديگري براي فرد خاطي در نظر گرفته خواهد شد.همه چیز از یک خواب آغاز شد. زمانی که
آمنه خانم، پیرزن 70 ساله درگزی صبح روز چهارشنبه 12 آبانماه از خواب
برخواست دیگر کسی وی را ندید. و همین غیبت طولانی سبب شد تا خانواده وی
بسیج شوند و تمام بیمارستانها و کلانتریها را زیرپا بگذارند شاید از
مادربزرگ 70 ساله و مفقودشان خبری به دست آوردن تا اینکه تماسی تلفنی از
مدینه و بعثه مقام معظم رهبری به نگرانیها پایان داد. مادربزرگ 70 ساله به
مدینه رسیده و به مسجدالنبی مشرف شده بود.
به گزارش رجانیوز، آمنه رمام پیرزن 70 ساله درگزی که روز چهارشنبه بنا بر
اطلاع خانوادهاش مفقود شده بود، پس از 24 ساعت در بعثه مقام معظم رهبری
حضور یافته و از این طریق سلامت و صحت خود را به اطلاع خانواده اش رساند.
این زائر ویژه بیت الله الحرام پس از فروش طلاهای شخصی خود، بی خبر و
بوسیله اتوبوس عازم مشهد شده و پس از حضور در فرودگاه به طریقی خارق العاده
جز مسافرین بیت الله الحرام قرار گرفته و عازم مدینه النبی می شود. این در
حالی است که در ساعات بعد فردی اعلام می کند شخصی با این مشخصات به تنهائی
در فرودگاه مدینه حاضر است.
با وجود اینکه این شخص بگونهای خارق العاده برای حج بیت الله الحرام
طلبیده شده است، شنیده های خبرنگار رجانیوز از تلاش مسئولان حج برای
بازگرداندن وی خبر حکایت دارد. این در حالی است که مسئولین عربستان وی را
به عنوان حاجیه پذیرفته اند. هر چند برخی از مسئولین بعثه نیز بدنبال آموزش
مناسک حج به این پیرزن بی سواد و درج نام وی به عنوان آخرین زائر ایرانی
در لیست زائرین ایران هستند.
اخبار تکمیلی از نحوه حضور این زن 70 ساله در مدینه ارسال خواهد شد.

بيشک افرادي که زندگي در دهههاي گذشته را تجربه کردهاند به خوبي ميدانند که در دنياي امروز ديگر از صميميتها و دوستيهايي که در گذشته بين اقوام و آشنايان وجود داشت خبري نيست و به همين علت کمتر مهمان دعوت ميکنيم يا به مهماني دعوت ميشويم. در حالي که در گذشته يکي از مهمترين سرگرميهاي خانوادههاي ايراني ديد و بازديد از اقوام و آشنايان بود اما امروزه سرگرميهاي ديگري جايگزين سنت ديرينه شده است و به همين علت بندرت همه افراد خانواده و خويشاوندان در يک مهماني بزرگ دور هم جمع ميشوند و تازه اگر ردپايي از اين مهمانيهاي خانوادگي وجود داشته باشد اغلب بزرگترهاي خانواده ميزبان اين مهماني بزرگ هستند که همچنان به سنتهاي قديمي و کهن پايبند هستند. يکي از رسوم حاکم بر جامعه ايراني در دنياي امروز اين است که وقتي تعدادي از اقوام يا دوستان خود را براي مهماني دعوت ميکنند غذاي مفصلي را براي مهمانان خود تدارک ميبينند تا به بهترين نحو ممکن از آنها پذيرايي کنند و شايد يکي از عواملي که در کمرنگشدن روابط بين اقوام و آشنايان تاثيرگذار بوده است اين باشد که امروزه ما ايرانيها مهمانيهاي خود را به نوعي تجملاتي برگزار ميکنيم و اين در حالي است که در گذشته اغلب مهمانيها بسيار ساده و با هدف دور هم جمع شدن اعضاي خانوادهها برگزار ميشد.
پايبندي به سنتهاي کهن
اگر نگاهي به آداب و رسوم اجتماعي ديگر کشورها بيندازيم و آنها را با آداب و رسوم حاکم بر جامعه ايراني مورد مقايسه قرار دهيم متوجه خواهيم شد که عليرغم اين که در بسياري از کشورها ديد و بازديدهاي خانوادگي در مقايسه با گذشته کمرنگتر شده و بسياري از سنتهاي قديمي به دست فراموشي سپرده شدهاند اما همچنان در بسياري از کشورها مهمانيها به شيوههاي سنتي و با رعايت آداب و اصول اجتماعي برگزار ميشود. از آنجايي که در سالهاي اخير ساختار زندگي خانوادگي مردم در ايالات متحده آمريکا دستخوش تحولات قابل توجهي شده رنگ و بوي روابط خانوادگي نيز در اين کشور کمتر شده است. اما آنچه مسلم است اين که ديد و بازديدهاي خانوادگي و دوستانه يکي از مهمترين تفريحات و سرگرميهاي آمريکاييها محسوب ميشود تا جايي که افراد گاهي براي ديدن خانوادههايشان مسافتي طولاني را با اتومبيلهاي شخصي خود يا حتي هواپيما سفر ميکنند. اما آنچه براي اين افراد مهم است اين که دوست دارند وقتي براي ديدن همديگر به مهماني ميروند از آرامش و راحت بودن در کنار هم لذت ببرند. بنابراين خيلي به تجملات پايبند نبوده و ميزبان هم تلاش خود را ميکند تا شرايطي را فراهم کند که مهمان بتواند هر کاري را که راحت است انجام داده و از زماني که در مهماني است بيشترين لذت را ببرد.
مهماني هاي بدون تكلف
برخلاف انگليسيها، آمريکاييها در روابط خانوادگي خود معمولا راحتتر هستند و حتي اگر ميزبان يا مهمان اصول و آداب اجتماعي را رعايت نکند، نشانه بياحترامي نخواهد بود. در اين کشور مهمان معمولا هديه کوچکي که اغلب گل يا گلدان يا يک بسته شکلات است براي ميزبان ميآورد و اگر مهماني بخواهد چندين روز در جايي اقامت داشته باشد بهتر است در پايان مدت اقامت خود هديه کوچکي را به پاس قدرداني از زحمات ميزبان به او تقديم کند. اگر چه تاخير در مهمانيها پذيرفتني است اما معمولا غذا در ساعت معيني حدود ساعت 3 بعدازظهر يا 5/8 شب سرو خواهد شد. در ژاپن نيز كه يکي از پيشرفتهترين کشورها از نظر فناوري است، پايبندي به آداب و رسوم در اين کشور از جايگاه بسيار مهمي برخوردار است و به همين علت بسياري بر اين باورند که کشور ژاپن از اين نظر که توانسته است عليرغم پايبندي به سنتهاي كهن و ديرينه به استقبال فناوريهاي جديد در زندگي روزمره برود در مقايسه با ديگر كشورها منحصر به فرد بوده است. آداب و رسوم كشور ژاپن كه برگرفته از فرهنگ كهن اين كشور است، بسيار مهم محسوب ميشود. ژاپنيها بسيار مودب و در عين حال مهماننواز هستند. دعوت از مهمان براي حضور در يك مهماني ضروري است و اغلب آنها بدون دعوت ميزبان در مهمانيها حاضر نميشوند. به همراه داشتن هديهاي هرچند كوچك براي ميزبان نيز نشانه احترام و ادب مهمان است و اگر فردي براي حضور در يك مهماني دعوت شده هديهاي براي ميزبان نياورده باشد نشاندهنده بياحترامي او نسبت به ميزبان است و مهمان حتما در بدو ورود خود اين هديه را به ميزبان تقديم ميكند و معمولا هنگامي كه مهمان قصد خروج از منزل ميزبان را دارد ميزبان نيز هديهاي را به او تقديم ميكند كه اگرچه ممكن است مهمان در ابتدا از پذيرفتن آن خودداري كند اما شرط ادب و احترام اين است كه حتما اين هديه را از ميزبان قبول كند. هنديها نيز از جمله اقوامي هستند كه بسيار پايبند به خانواده بوده و علاقه زيادي به حفظ سنتهاي كشورشان دارند. از آنجايي كه خانواده در كشور هند از جايگاه بسيار مهم و ارزشمندي برخوردار است در اين كشور اغلب ديد و بازديدها در خانواده انجام ميشود. اگرچه گاهي دوستان و اقوام نزديك بدون اطلاع ميزبان و به طور سرزده و بيخبر به ديدن همديگر ميروند اما در شهرهاي بزرگ رسم بر اين است كه مهمان بايد قبل از رفتن به مهماني به ميزبان اطلاع دهد. در اين كشور معمولا مهمانان دسته گلي براي ميزبان هديه ميآورند. اگر فردي به مهماني شام يا ناهار دعوت شده باشد معمولا هديه كوچكي كه اغلب شيريني يا شكلات است را نيز به عنوان هديه به ميزبان تقديم ميكند. اگر تعدادي مهمان براي شام يا ناهار به مهماني دعوت شده باشند ميزبان به شيوه غذايي خاص خود كه برگرفته از آيينها و سنتهاي حاكم بر هر خانواده است غذاي مفصلي را براي مهمانان خود تدارك ميبيند و جالب اينكه در اقوام هندي رسم بر اين است كه زنان خانواده حتما بايد بعد از مهمانان و ديگر افراد خانواده غذا بخورند.
برگزاري مهمانيهاي بزرگ و تشريفاتي
مصريها يكي از تجملاتيترين ميزبانان دنيا هستند. از آنجاييكه مردم كشور مصر از سالها پيش در حاشيه رود نيل زندگي ميكردند فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعي حاكم بر اين كشور متاثر از فرهنگ بسياري از ديگر كشورها بوده است. مصريها در برگزاري مهماني به تجملات و تشريفات اهميت زيادي ميدهند. از آنجاييكه در آداب و رسوم حاكم بر جامعه مصر ديد و بازديدهاي خانوادگي از جايگاه بسيار مهمي در حفظ روابط خويشاوندي برخوردار است، ديدار اقوام و آشنايان يكي از بهترين و مورد توجهترين كارها در اوقات فراغت افراد محسوب ميشود. در كشور مصر نيز مانند كشور ما فرزنداني كه ازدواج كردهاند در روزهاي تعطيل براي ديدن پدر و مادرهايشان دور هم جمع ميشوند.
شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه در اين كشور، ديدن دوستان در خارج از محيط خانه و معمولا در كافيشاپها انجام ميشود و اغلب دوستان براي ديدن همديگر به جاي اينكه در مهمانيهاي خانوادگي حضور داشته باشند ترجيح ميدهند ساعاتي از روز تعطيل خود را كافيشاپها به ديدار دوستانشان اختصاص دهند و به همين علت حتي در كوچكترين روستاهاي اين كشور هم حداقل يك كافيشاپ وجود دارد. مردم كشور مصر اغلب اتفاقات مهم زندگي خود نظير موفقيت در زمينههاي مختلف، ازدواج، تولد يا حتي تعطيلات ملي و رسمي را دور هم جشن ميگيرند و اين در حالي است كه ايتالياييها در نقطه مقابل مردم اين كشور اغلب از اسراف و تجملگرايي پرهيز ميكنند و دور هم جمعشدنهاي دوستانه و ساده را به تجملات ترجيح ميدهند. ايتالياييها اغلب مهمانان خود را به ناهار دعوت ميكنند و اگر به ندرت افرادي را براي شام دعوت كنند حتما اين افراد، از افراد بسيار مهمي هستند كه بايد از آنها با 7 نوع غذاي مختلف پذيرايي كرد. در اين مهمانيها بلافاصله پس از ورود مهمانان، ميزبان حلقه گل زيبايي را به نشانه تشكر از پذيرش دعوت خود به آنها هديه خواهد داد. چينيها نيز از جمله اقوامي هستند كه وفاداري آنها نسبت به خانواده از گذشتههاي دور زبانزد مردم ديگر كشورها بوده است. آنها مردماني بسيار مودب هستند و به همين علت براي پايبندي به قوانين و آداب و رسوم اجتماعي اهميت زيادي قائل هستند تا جايي كه اين پايبندي حتي بر روابط بين افراد خانواده و اقوام و آشنايان و حتي ديد و بازديدهاي آنها نيز سايه انداخته است. در كشور چين نيز همانند كشور ما حضور افراد در مهمانيهاي رسمي مستلزم دعوت از آنها از سوي فرد ميزبان است و اين در حالي است كه اگر مهماني غيررسمي باشد، ممكن است برخي از افراد بدون دعوت و حتي بدون اين كه به ميزبان اطلاع دهند، در اين مهماني حضور پيدا كنند. اما اگر فردي كه براي حضور در يك مهماني رسمي دعوت شده باشد، حتي چند دقيقه ديرتر از زمان شروع مراسم در اين مهماني حاضر شود، نشانه بياحترامي به فرد ميزبان است. اغلب افرادي كه در يك مهماني رسمي حضور پيدا ميكنند، از صحبتكردن و ايجاد هر گونه سروصدا در مدت زمان برگزاري مراسم خودداري ميكنند.
افرادي كه براي حضور در يك مهماني رسمي و حتي غيررسمي دعوت شده باشند، ميتوانند هديه كوچكي براي ميزبان بياورند اما معمولا در كشور چين پذيرفتن هديههاي گرانقيمت از سوي ميزبانان مرسوم نيست. اقوام و دوستان نيز معمولا دست خالي به مهماني نميروند و هداياي كوچكي مانند ميوه، شكلات، كيك، چاي يا حتي سيگار را براي ميزبان به همراه خود ميآورند. در مهمانيهاي غيررسمي، ميزبان غذاي سادهاي براي مهمانان خود تدارك ميبيند و هيچگاه قبل از رفتن مهمانان هداياي آنها را باز نميكند. از آنجا كه چينيها اغلب افرادي سحرخيز هستند، اگر به مهماني شام دعوت شده باشند، ميزبان شام را قبل از ساعت 7 شب براي مهمانان سرو ميكند و به اين ترتيب مهماني شام خيلي زود تمام شده و مهمانان منزل ميزبان را ترك ميكنند.
جالب است بدانيد كه در پايان مهماني هر يك از افراد براي تشكر از ميزبان، قبل از ترك مهماني با يك سخنراني كوتاه و دوستانه از زحمات ميزبان تشكر و قدرداني ميكنند.
اداب اجتماعي مهمانداري در انگليس
پايبندي انگليسيها به اصول اخلاقي و سنتها و آداب و رسوم اجتماعي در همه كشورهاي دنيا زبانزد است. اگرچه مهمانيرفتن يا دعوت از مهمان در بين انگليسيها چندان مرسوم نيست، اما آنها از جمله افرادي هستند كه رفتن به مهماني يا دعوت از مهمانان را مستلزم رعايت بسياري از آداب اجتماعي حاكم بر جامعه انگليس ميدانند.
انگليسيها هيچ گاه بدون اطلاع ميزبان در مهمانيها شركت نميكنند و تلفن زدن به ميزبان قبل از رفتن به مهماني را شرط ادب و احترام به ميزبان ميدانند. در اين كشور معمولا افراد به مهماني شام دعوت ميشوند و آنها نيز هديه كوچكي را براي ميزبان به همراه خود ميآورند.
مصري ها يكي از تجملاتيترين ميزبانان
دنيا هستند. آنان در اغلب اتفاقات مهم زندگي خود و حتي تعطيلات ملي رسمي دور هم جشن مي گيرند
در انگليس هر ميزبان براي دعوت از افراد براي حضور در مهمانيهاي رسمي بايد 2 هفته قبل از مهماني، تاريخ برگزاري مهماني را به آنها اطلاع دهد كه اين دعوت ميتواند از طريق يك تماس تلفني، ارسال نامه الكترونيكي (ايميل) يا پيام كوتاه باشد كه البته براي رعايت ادب و احترام به مهمان، بهتر است دعوت از طريق تماس تلفني انجام شود، اما اگر ميزبان قصد داشته باشد مهماناني را براي يك مهماني رسمي دعوت كند، بايد يك يا 2 ماه قبل از برگزاري مهماني با ارسال كارت دعوت مهمانان را از تاريخ دقيق برگزاري اين مهماني مطلع سازد. عليرغم اين كه قبل از دهه 1960 مرسوم بود كه از مهمانان با غذاهاي سنتي اين كشور ـ كه اغلب از گوشت گوساله تهيه ميشود ـ پذيرايي شود اما شيوه غذايي مردم انگليس در اين سالها دستخوش تحولات بسيار زيادي شده و انگليسيها اين روزها علاقه زيادي به خوردن غذاهاي اروپايي و آمريكايي پيدا كردهاند تا جايي كه خوردن اين نوع غذاها در مهمانيهاي رسمي و غيررسمي جايگزين غذاهاي سنتي شده است.
مالزيايي ها مهماني نمي دهند
در كشور مالزي نيز مانند كشور ما ديد و بازديد از اقوام و بزرگترهاي خانواده از اهميت زيادي برخوردار است. در اين كشور به مانند بسياري از كشورها فرزندان خانوادهها در روزهاي تعطيل به ديدن پدر و مادرهايشان ميروند.
در اين كشور مهمانيرفتن و مهمان دعوتكردن چندان مرسوم نيست و اغلب آنها در خارج از خانه دور هم جمع شده و ساعاتي را در كنار هم ميگذرانند. جالب است بدانيد كه در كشور عربستان پذيرايي از مهمان آداب و رسوم خاصي دارد و معمولا بلافاصله پس از ورود مهمانان با يك وعده غذاي مخصوص ـ كه معمولا از گوشت بره يا شتر تهيه شده است ـ از مهمانان پذيرايي ميشود. در اين كشور زمان زيادي از ديد و بازديدهاي خانوادگي به پذيرايي از مهمانان با غذاهاي متنوع اختصاص پيدا ميكند. اغلب افراد براي ناهار به مهماني دعوت ميشوند و معمولا از آقايان در محلي جداگانه و قبل از خانمها پذيرايي ميشود.
ميزبان معمولا از چندين روز قبل از مهماني همهچيز را براي مهمانان خود آماده ميكند تا بتواند به بهترين نحو ممكن از آنها پذيرايي كند. اگرچه پايبندي به اين سنت امروزه در كشور عربستان كمتر مرسوم است اما در گذشته رسم بر اين بود كه يك روز قبل از برگزاري مهماني گوسفند يا شتري را براي مهمانان قرباني ميكردند و غذاي آنها را از همين گوشت قرباني تهيه ميكردند.عليرغم اينكه فرهنگ اجتماعي هر كشور متاثر از تاريخ آن كشور بوده وجود و تفاوت در آداب و رسوم حاكم بر هر جامعه امري اجتنابناپذير است كه بيش از هرچيز ميتواند نشاندهنده تار و پود تشكيلدهنده ساختار هر جامعه باشد، آنچه مسلم است اين كه نياز به احساس وابستگي بين افراد، علاقه به همديگر، لزوم مشاركت آنها در زندگي و همچنين كمك به همديگر براي ادامه حركت در مسير زندگي از ويژگيهاي مشترك همه انسانها در گوشه و كنار اين دنياي بزرگ محسوب ميشود كه اگر بسياري از سنتها و آداب و رسومي را كه بيشتر جنبه ظاهري دارند كنار بگذاريم در نهايت جامعهاي خواهيم داشت كه در آن همه انسانها بدون داشتن تفاوتهاي محسوس براي رسيدن به يك هدف مشترك در زندگي در تلاش خواهند بود.
فرانک فراهانيجم/ جام جم
.:: This Template By : web93.ir ::.