
امروزه از روشهای مختلف و متنوعی در دنیا برای زایمان بدون درد یا کم درد و با کمترین میزان عارضه جانبی برای مادر و نوزاد استفاده میشود.
که به 2دسته دارویی و غیر دارویی تقسیم میشوند که عبارتند از: الف)- روشهای غیر دارویی شامل سایکوپروفیلاکسی (لاماز، رفیکسولوژی ) ، تمرکز - ماساژ، موزیک - آروماتراپی، هومئوپاتی - گیاه درمانی، طب فشاری - طبسوزنی، تحریک الکتریکی عصب از راه پوست، استئوپاتی - هیپنوتیزم، ورزش، استفاده از گرما یا سرمای موضعی، گذراندن مراحل قبل از زایمان در وان آب گرم یا زایمان در آب، انتخاب وضعهای مختلف زایمانی، بیوفیدبک - دعا - انرژی درمانی - آموزش - حمایت روحی، حمایت حین زایمان توسط همراه و... ب) -روشهای دارویی، شامل استنشاق هوشبرها، استنشاق انتونکس، داروهای عضلانی، داروهای وریدی، تزریق پوستی. بیش از 100روش طی 2قرن اخیر در دنیا برای تسهیل زایمان بدون درد یا کم درد استفاده شده و میشود که در آن میان تکنیک هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم بهعلت قدرت و گستردگیای که در عالم ذهن دارد روز به روز بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد.
زایمان بیدرد با هیپنوتیزم یا خودهیپنوتیزم، یک روش بسیار علمی و کاربردی است که به سهولت و ارزانی میتواند مورد استفاده بسیاری از خانمهای باردار قرار بگیرد. برای انجام این کار، کافی است ، این قبیل افراد را با هیپنوتیزم یا خودهیپنوتیزم آشنا کرد تا زایمان بیدرد یا کمدردی را انجام دهند. اگر خانمهای بارداری که استعداد هیپنوتیزمپذیری متوسط یا خوبی دارند، با خودهیپنوتیزم و روشهای ایجاد بیدردی با آن، آشنا شوند، در خانه، درمانگاه یا بیمارستان، حتی بدون کمک هیپنوتیزور، میتوانند زیر نظر پزشک یا ماما، خود را در شرایط بیدردی قرار دهند و وضع حمل کنند.
مطالعات و تحقیقات انجام شده در سالهای اخیر ثابت کرده است که بیش از7۰درصد از زنان هر جامعهای میتوانند جهت کنترل عوارض بارداری (تهوع و استفراغ ماههای اول ) و تسکین دردهای زایمان از فواید تمرینات خودهیپنوتیزم بهرهمند شوند از اینرو توصیه میشود زنان جوانی که در سنین بارداری هستند قبل از حاملگی یا در ماه ششم بارداری نسبت به آموزش تمرینات فوقالذکر اقدام کنند تا زایمانی بسیار راحت و آرام را تجربه کنند. ترس از زایمان طبیعی و دردهای ناشی از آن و روش نادرست زایمان طبیعی در شرایط فعلی از عوامل اصلی روی آوری خانمهای باردار به سزارین در ایران است. در حقیقت زایمان مادر در محیطی آرام و امن، اهرمی برای تبلیغ زایمان طبیعی است که امروزه در کشورهای پیشرفته روز به روز تمایل زنان باردار برای زایمان طبیعی بهعلت محاسن بسیار آن بیشتر و بیشتر میشود.
مصرف دارو
در تحقیقی که در بریتانیا بر روی 45زائو تحت هیپنوز صورت گرفت در 55درصد آنها از هیچگونه دارویی برای تسکین دردهای مرحله اول و دوم استفاده نشده. این در حالی است در گروه تحت نظر این رقم تنها22 درصد گزارش شد.
در دو تحقیق ترکیبی دیگر روی 1000 تولد متوالی در850 زن حاملهای که تحت
هیپنوز بودند این میزان عدم استعمال دارو 58 درصد اعلام شد. در 5 تحقیق
دیگر این میزان به 60 الی 79 درصد رسید. تفاوتی که در این بین در نتایج
مشاهده میشود بهدلایل مختلفی است؛ یکی تبحر و تجربه هیپنوزکننده، دیگری
خصوصیات اجتماعی، اقتصادی و متفاوت گروههای تحت بررسی اما
هر چه که باشد این میزان کمتر از 50 درصد نخواهد بود.
نرخ مداخله جراحی
در یک تحقیق انجام شده در ایالت فلوریدا که روی 42 مادر نوجوان صورت گرفت بهدلیل شرایط جسمی خاص که این قبیل مادران دارند 22نفر آنها تحت تاثیر هیپنوتیزم نیاز به هیچگونه مداخله جراحی پیدا نکردند یعنی تنها6/47 درصد آنها تحت عمل سزارین قرار گرفتند این در حالی است که در گروه 20نفره تحت کنترل 12نفر از آنها تحت عمل جراحی قرار گرفتند (60درصد). اما تفاوت محسوستر در میزان سپریکردن زمان و هزینههای اقامت و درمان بیمارستانی بود در گروه اول تنها یک نفر بیشتر از 2روز را در بیمارستان سپری کرد (4/2درصد) در حالیکه در گروه دوم این تعداد از 20 نفر به 8 نفر رسید (40درصد).
هارمون و هینان و تییر در سال 1990 در مطالعهای که روی زنان اولزای تحت آموزش هیپنوز انجام دادند، متوجه شدند نمره آپگار آنها بالاتر رفته و استفاده از دارو نیز بهشدت کاهش یافته است. در ضمن 84درصد از زنان تمایل خود را برای زایمان طبیعی نشان دادهاند که این بالاترین نرخ تولد برای مادران اولزای به ثبت رسیده است.
افسردگی پس از زایمان
مک کارتی در سال1998 در تحقیقاتی که روی 600 زن حامله که تنها 5جلسه 30دقیقهای تحت هیپنوز بودند انجام داد، مشاهده کرد هیچگونه افسردگی پس از زایمان در آنها وجود ندارد. این در حالی است که در حالت معمول 10 الی 15 درصد زنان به افسردگیهای پس از زایمان دچار میشوند. این مشاهدات نشان داد حتی یک مداخله ساده توسط هیپنوتیزور اثرات گستردهای هم در بعد پزشکی و هم در بعد اجتماعی بر جای میگذارد.
انجمن پزشکی بریتانیا در سال1993 اعلام کرد یکچهارم از زنان حامله آن
کشور از درمانهای مکمل برای زایمان بهره میبرند و بیش از یک قرن است که
هیپنوتیزم برای زایمان در دنیا استفاده میشود. مطمئنا اگر آمارهای سال
2010 منتشر میشد با توجه به آگاهی مادران این رقم هم اکنون به حداقل
50درصد نیز می رسید.
همشهری آنلاین
بیژن نوباوه، نماینده مردم تهران در مجلس می گوید سید مهدی رحمتی از سپاهان یک میلیارد تومان پول گرفته است. گلر زردها به خشم می آید و می گوید: «من خیلی زحمت کشیدم که به اینجا رسیدم. زمانی که با ماشین در خط راه آهن-خانی آباد مسافرکشی می کردم این آقایان کجا بودند؟ هنوز به محله قدیمی امان می روم، همان جایی که مسافرکشی می کردم. کار کردن را عار نمی دانم.»
سرگذشت اغلب فوتبالیست های معروف چنین است. آنها که معمولا فوتبال را از زمین های خاکی جنوب شهر شروع کرده اند و بعدها، چنین روزهایی را رد کرده اند تا تبدیل به آدم های متمولی شوند. حرف های سید مهدی رحمتی بهانه ای شد تا تلنگری به گذشته برخی از فوتبالیست ها زده شود. کسانی که هنوز بازی می کند و یا از فوتبال خداحافظی کرده اند. در گذشته فوتبالیست ها اینقدر معروف نبودند تا چنین پول های هنگفتی را به جیب بزنند. برخی از آنها حتی در دوران اوج فوتبال خود که پیراهن تیم ملی را هم به تن می کردند، مجبور بودند بعد از تمرین به دل خیابان های شهر بزنند و مسافرکشی کنند، مانند کاظم سید علی خانی، غلامرضا فتح آبادی، پرویز مظلومی و عبدلعلی چنگیز. فتح آبادی در دوران اوج خود که در تیم ملی هم خوش می درخشید، مسافر کشی می کرد.
پرویز مظلومی سرمربی فعلی استقلال درباره آن روزها می گوید: «سال 62 و در بحبوحه جنگ تحمیلی اوضاع و احوال فوتبال چندان رو به راه نبود. در آن سالها کاپیتان استقلال بودم اما عملا از فوتبال چیزی عایدم نمیشد و مجبور بودم برای امرار معاش چند ساعتی هم با تاکسی کار کنم. بازیکنان سرشناسی مثل عبدالعلی چنگیز و غلامرضا فتحآبادی که هم تیمیهای من بودند، روی تاکسی کار میکردند.»
مظلومی در خط یوسف آباد ولی عصر کار می کرد و از هر مسافری پنج تومان کرایه می گرفت! برخلاف او و سه بازیکن دیگر کاظم سیدعلی خانی هنوز با تاکسی کار می کند و خرج خود و خانوده اش را با سختی به دست می آورد. روایت های جالب دیگری هم از شغل های برخی از بازیکنان در دوران بازیگری و یا پیش از آن وجود دارد که اشاره به آنها، نشان می دهد فوتبالیست ها آنقدر راحت که فکر می کنید، تبدیل به انسان های پولداری نشده اند.
رحمتی در ماشین می خوابید!
سید مهدی رحمتی می گوید پیش از اینکه فوتبال بازی کند در خط راه آهن-خانی آباد مسافرکشی می کرده است. او به دلیل پاره ای از مشکلات خانوادگی حتی بعضی شب ها مجبور بود در پیکان گوجه ای اش شب را صبح کند.
صادقی مسافرکشی می کرد
امیر حسین صادقی مدافع معروف استقلال هم مسافر کشی می کرد. اودر سال 79 و در دورانی که تیم در امید استقلال بازی می کرد، همزمان در یک آژانس واقع در بهار شیراز کار می کرد تا بتواند خرج خود را در بیاورد. ماشین او یک پیکان خسته بود!
عنایتی، کارگر ساده
رضا عنایتی از گفتن واقعیت ها ابایی ندارد. مهاجم این روزهای سپاهان که رکورد گلزنی در تاریخ لیگ را مال خود کرده، در سن 15 سالگی در مشهد دست فروشی می کرد. او بعدها به یکی از کارخانه های فرش بافی رفت و در آنجا کارگری کرد. او بعدها تبدیل به ستاره ابومسلم شد و با حضور در استقلال و امارات پول های زیادی به جیب زد.
ستاره وانت دار
عباس کارگر ستاره اسبق تیم ملی و پرسپولیس هنوز با وانت کار می کند. او که در فوتبال به هیچ نرسید مجبور است برای امرار معاش خود و خانواده اش با وانت بارکشی کند.
دایی دستفروشی کرده؟
علی دایی یک بار اعلام کرد در دوران دانشجویی دست فروشی می کرده و با کارگری به اینجا رسیده است. ولی دوستان نزدیک دایی که سال هاست با او ارتباط نزدیکی دارند می گوید، این businessman معروف هیچ گاه دست فروشی نکرده چون وضع مالی خانواده اش بد نبوده است.
شماره هست مسافرکش
علی کریمی شماره هشت تاریخی فوتبال ایران سال 71 در کرج مسافرکشی می کرد. او یک پیکان گوجه ای داشت. کریمی قبل و بعد از تمرین پرسپولیس با ماشین خود کار می کرد تا خرج خود را در بیاورد. نقل است زمانی که او به دفتر یکی از روزنامه های ورزشی رفت بود، برای آنکه نشان دهد واضع مالی بسیار بدی دارد تمام دارایی اش را رو کرد که یک اسکناس هزار تومانی بود.
جوراب فروشی که مشهور شد
حسن خان محمدی ستاره سابق پرسپولیس که سال ها پیراهن این تیم را به تن کرد پیش از آنکه آدم معروفی شود مجبور بود با دست فروشی خرج خود را در بیاورد. یکی از دوستان نزدیک او می گوید در ابتدای دهه 70 خان محمدی در شهرک عربو سعادت آباد بساط جوراب فروشی راه می انداخت و مشتریان را روی هوا می زد!
مربی کارت فروش
یکی از معروف ترین مربیان فوتبال ایران که در حال حاضر بنا به دلایلی نمی تواند کار کند، روزی مجبور شد برای کسب درآمد راهی خارج شود. او به ژاپن رفت تا کسب و کاری به راه بیاندازد اما در نهایت به دلیل فروش کارت تلفن تقلبی دیپورت شد تا به ایران بازگردد.
ستاره ای که تاکسی پدرش را فروخت
ستاره استقلال هیچگاه با تاکسی کار نکرد اما به دلیل آتش گرفتن دکان پدرش که تمام دارایی او بود، برایش یک تاکسی خرید تا با آن کار کند. این ستاره آبی ها که رقیب اصلی علی دایی در بیزینس است و ماهیانه میلیاردها به جیب می زند، بعدها مجبور شد این تاکسی را بفروشد چون پدرش به مسافران می گفت که این ستاره، پسرش است!
کیا، ماهر در پشم چینی!
مهدی مهدوی کیا هنوز پشم های گوسفندان را می چیند. او که پیش از تبدیل شدن به یک فوتبالیست معروف مجبور بود در مزرعه پدرش در روستای چشمه اراک کند، علاوه بر کارهای کشاورزی در دامداری هم فعالیت زیاد می کرد. دوستان نزدیک کیا می گویند او حتی زمانیکه در آلمان بازی می کرد، در زمان تعطیلات به مزرعه پدرش سر می زد تا در اموارات به او کار کند. می گویند مهدی در چیدن پشم های گوسفندان تبحر ویژه ای دارد!
گلر مسافر کش
وحید قلیچ گلر اسبق پرسپولیس در سال 72 یک پیکان داشت و در آژانس کار می کرد. گلر مطرح قرمزها بارها از این موضوع گفته است. او با پیکان خود خرج خانواده اش را می داد.
ستاره های شالیزار!
شیث رضایی و مهرداد اولادی که هر دو اصلیتی مازندرانی دارند پیش از آنکه فوتبال بازی کنند، مجبور بودند کشاورزی کنند. شیث در یکی از شهرهای ساری کشاوری می کرد و مهرداد اولادی در شالیزارهای قائمشهر. این دو الان در پرسپولیس و ملوان به آب و نانی رسیده اند و کمتر راه شان به ولایت شان می افتد!
کبوترداری!
بعضی از بازیکنان فوتبال هم از طریق جانوران مخارج خود را در می آورند. بعضی از این فوتبالیست ها که هنوز به شغل کبوتر داری مشغول هستند، با هر نقل و انتقالی پرنده های زبان بسته خود را به محل زندگی شان می برند. یکی از این فوتبالیست ها که در بوشهر بازی می کند از دوران بچگی به کار با کبوتران و جلد کردن آنها علاقه ویژه ای داشت. او مخارج خود را از طریق جوجه کشی در آورد. این بازیکن استاد برخی از ستاره های فوتبال ایران در امور کبوترداری هم هست. یکی از شاگردان او در پرسپولیس بازی می کند!
گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی
به
نظر می رسد بعد از لاله و لادن ایرانی شگفت انگیزترین و عجیب ترین داستان
تاریخ علم پزشکی داستان زندگی تاتیانا و کریستا است. دو قلوهایی که مغزها و
سیستم عصبی آنها به یکدیگر متصل است اما از شخصیتهای کاملا مجزایی
برخوردارند.
من گرفتم تو نگیر
اخراجیهای 3 در راه
چاقی و لاغری به روایت تاریخ
فواید سیگار کشیدن !!!
تحقیقات محلی عروس خانم
چرا میگن بچه ننه !؟ نمیگن بچه بابا !؟
برخي رشته های دانشگاهی به طنز
تاریخچه ی تقلب
عاقبت آدم بی کار
يك فيلم عاشقي به روايت هندي:
شغل ها به طنز
جوکهای ملانصرالدین
پایان نامه خرگوشی
آقای وکیل
هیزم شكن
۲۰ سال پیش ...!
سمعک
کشيش و پسر
روباه و كلاغ
یک داستان عجیب
تصادف
به من یاد بده
کلنگت را بردار
راننده اتوبوس
حکایتی از خیار دزد خیالباف
در صف بهشت
نامه به يک تن ماهي - طنز
سيستم عامل windows شبابيک جديد ايرانيان (طنز) !!!
ايميل به همسر
موضوع انشاء: ''خارجيها''
فرهنگ استفاده از موبايل در ايران (طنز)
حدس بزن
آگهي هاي خنده دار تبليغاتي ( طنز)
اطلاعيه جمعي از دزدان بانک
اندر احوالات دانشجوياني که امتحان دارند!
بخونيدخودتون ميفهميد -
چند راهكار براي حفظ جيب مردان متاهل! - طنز
داستان طنز قرعه كشي
شباهات های شهر و مردم تهران با کشور و مردم امریکا
ميدونيد فمينيست چطور بوجود اومد؟ (طنز)
5 راه برای کشتن شوهر!
ركورد شكني مجري تلويزيون ژاپن
...كفش هايم كو ؟!
10 معجزه لبخند و خنده
7 تكنيك براي شيره ماليدن سر رييس !!!
8 سال زندگي مشترک و.....(طنز)
آدم رند و شماره رند
آزمايشات قبل از عقد در ايران!(طنز)
pashei ke mano boosid
من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر !
من گرفتم تو نگیر
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر !
یاد آن روز بخیر
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر !
من گرفتم تو نگیر !

طرح داستان:
اراذل محل كه در قسمت قبل در چنگال دشمن سابقاً بعثی خونخوار گرفتار شده بودند، اینك آزاد شده و به دامن مام میهن بازگشتهاند.
اراذل تصمیم میگیرند جمیعاً و به همراه خانوادههای مربوطه به جهت یك سفر تفریحی ـ زیارتی ـ سیاحتی ـ تجارتی ـ سینمایی راهی عتبات عالیات در كشور عراق شوند.
به همین جهت بایرام لودر از طرف همه اراذل به حاجی گرینوف كه پس از
بازنشستگی به كار كاروانداری مشغول شده، مراجعه میكند. حاجی گرینوف به
بایرام خندیده و به او میگوید:
شما قبلاً دوبار جاهای مختلف را به گند كشیدید و دوباره نباید اینكار را بكنید.
بایرام با لهجه شیرین آذری به او توضیح میدهد كه به تعداد آدمها برای رسیدن به خدا راه هست و هركس بگوید نیست غلط كرده و پخ یئیپ.
در همین لحظه حاجآقا صدیق شریف وارد میشود و به حاجی گرینوف میگوید:
اینها هنوز بنده خدا هستند و اگر تا امروز آدم نشدهاند برای این است كه
اخراجیهای چهار و پنج در راه است و تازه اول عشق میباشد و تازه اول دشت
میباشد و نمیشود سرچراغی دكان را تعطیل كرد.
در نتیجه حاجی به تعداد لازم به آنها بلیط و ویزا میفروشد.
چند روز بعد همه اراذل به همراه خانواده در محل قرار جمع میشوند.
اراذل محل شامل بایرام و كریم بیژن مرتضوی و امیر دودو و جواد رضویان و
خانوادههای مربوطه در كنار حاجی گرینوف و منزل و حاجآقا صدیقشریف به
همراه حاج فرمانده و جواد همیشههاشمی سوار اتوبوس ولووِ حاج رسول میشوند و
با یادكردی از مجید سوزوكی، به طرف عراق حركت میكنند.
بایرام قبل از شروع حركت یك جوك بیتربیتی تعریف میكند كه ما الان نمیتوانیم بگوییم، ولی در فیلم خواهید دید.
حاج رسول نیز یك فیلم هندی با شركت آمیتاب باچان و دوستان در داخل دستگاه
گذاشته و اراذل به نوبت حركات موزون آذری و بندری و بریكدانس انجام
میدهند و روح خود و تماشاگران را جلای خاص میبخشند.
جمع اراذل، در راه ناگهان با یك محمدرضا گلزار روبرو میشود كه تریپ مبتذل
غربی زده و كنار جاده ایستاده و از وجناتش پیداست كه نیاز به هدایت دارد.
در نتیجه به اشاره كارگردان، برای اخراجیهای بعدی او را سوار اتوبوس كرده،
به راه خود ادامه میدهند.
در یكی از شهرهای مرزی امیر دودو برای خرید مواد از اتوبوس پیاده و بلافاصله توسط نیروهای خدوم انتظامی دستگیر میشود.
در اینجا شخص كارگردان به همراه حاج فخرالدین صدیقشریف، بهناچار از
اتوبوس پیاده شده و به مسئولان نیروی انتظامی توضیح میدهد كه خودی هستند و
هماهنگ شده و چون در راستای موارد مربوطه است، ایرادی ندارد و برادران
خدوم نیز دودو را آزاد كرده و اراذل به راه خود ادامه میدهند.
در همین حین دكی جون كه از كاروان جا مانده بود به كاروان میرسد و در
اولین خبر، پرتاب ماهواره امید و دیگر پیشرفتهای علمی اخیر را به تمامی
اراذل تبریك میگوید.
اراذل نیز به پاس این پیشرفت علمی با خواندن ترانه «دوباره میسازمت وطن»
علاوه بر تقدیر و تشكر از سعه صدر مسئولان ممیزی ارشاد، ابراز عشق به آب و
خاك خود را به شدت به نمایش میگذارند.
پس از ورود اتوبوس به عراق، گشت نیروهای آمریكایی جلوی اتوبوس را میگیرد و
اظهار میدارند باید همه افراد را بگردند تا اجازه عبور بدهند.
بایرام لودر و آقاجون عارفنشان از ماشین پیاده شده و اظهار میدارند
اینكار غیرناموسی است و محال است بگذارند نیروهای نامحرم آمریكایی، خواهر و
مادر اراذل را بگردند.
آمریكاییهای بیناموس حرف آنها را قبول نمیكنند و در نتیجه بایرام سر
آنها را با شیرینكاری و لهجه آذری گرم میكند و اتوبوس یواشكی و بدون آنكه
نیروهای آمریكایی متوجه شوند فرار میكند. بایرام نیز پس از دقایقی خود را
به اتوبوس میرساند.
اتوبوس اراذل در ادامه به یكی از شهرهای عراق میرسند.
بیژن قالپاق از اتوبوس پیاده و وارد شهر میشود و میبیند كه آنجا حلبچه
است و مردم همگی بازماندگان جنایات ددمنشانه صدام هستند. در نتیجه مقداری
آب معدنی و بیسكویت بلند میكند و به اتوبوس برمیگردد.
اراذل در ادامه راه به یك منطقه مشكوك میرسند.
پس از ورود به آن منطقه متوجه میشوند، آنجا یك منطقه بعثینشین است و در
آنجا مسئولان سابق اردوگاه اسرا، از جمله غول برره و بیوك میرزایی بر اثر
جنایاتشان زندگی فلاكتباری را میگذرانند.
در این لحظه آقاجون عارفنشان دوتارش را از داخل جورابش درمیآورد و با
اجرای نغمهای معنوی، شعری را در باب عاقبت خوبها و بدها اجرا میكند و پس
از آن نیز تكتك اراذل با ارائه جوكهای كدار، فضایی سراسر خنده و معنویت
را رقم میزنند.
پس از آن بایرام نیز با خواندن شعر «دیوونه شو دیوونه» زودگذر بودن حیات دنیوی را به همگان یادآور میشود.
در این لحظه پنج نفر از اراذل از جمله بایرام و بیژن مرتضوی و حاج رسول و
جواد رضویان به همراه محمدرضا گلزار كه كمال همنشین در او اثر كرده و از
تیپ سوسول غربی به تیپ جاهل مشدی متحول شده، از پنج نفر از خواهران حاضر در
صحنه خواستگاری میكنند و پس از دریافت جواب بعله، فیالمجلس و
عندالمطالبه، مجلس بعلهبرون و عقدكنون را انجام داده، به هم محرم میگردند
و باقی قضایا.
در پایان و پس از نود دقیقه شادی و خنده و معنویت، اتوبوس به یكی از شهرهای
زیارتی میرسد و از آنجا كه با هرچیز بشود شوخی كرد، با مقدسات نمیشود
شوخی كرد، كارگردان و بقیه عوامل حاضر در صحنه، فیلم را در همینجا به
پایان میرسانند و همه شما بار دیگر به خداوند بزرگ سپرده میشوید.
پایان

.:: This Template By : web93.ir ::.