+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷


اجابت دعا در شب قدرشب قدر...برای اجابت دعا در شب قدر باید کارهایی کرد و به کسانی متوسل شد که خداوند به ما نگاه کند و دعاهایمان را اجابت نماید از جمله آنها عبارتند از:الف ـ تأكید بر دعا در شب قدرالإقبال


ـ به نقل از حمّاد بن عثمان ـ :شب بیست و یكم ماه رمضان ، خدمت امام صادق علیه السلام وارد شدم. به من فرمود:

«اى حمّاد! غسل كرده اى؟»

گفتم: آرى ، فدایت شوم.

پس ، حصیرى طلبید. سپس فرمود:«كنار من بیا و نماز بخوان».

امام علیه السلام همواره نماز مى خواند و من نیز كنار او نماز مى خواندم ، تا آن كه از همه نمازهایمان فارغ شدیم. سپس شروع كرد به دعا كردن.

من نیز دعاى او را آمین مى گفتم ، تا آن كه سپیده دمید. اذان و اقامه گفت و بعضى از فرزندان نوجوان خود را صدا زد.

ما پشت سرش ایستادیم و او جلو رفت و براى ما نماز صبح را به جماعت خواند. 1

ب ـ دعاهاى شب قدر

المعجم الأوسط ـ به نقل از عبد اللّه بن یزید ـ عایشه گفت: اى پیامبر خدا! اگر شب قدر را درك كردم ، از خدا چه بخواهم؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «از او عافیت بخواه » . 2

الإقبال ـ در بیان دعاى امام حسن مجتبى علیه السلام :

«اى آن كه در آشكارى اش پنهان است! اى آن كه در نهان بودنش آشكار است! اى پنهانى كه نهان نیست! اى آشكارى كه دیده نمى شود!

اى آن كه هیچ توصیفگرى به حقیقتِ هستى اش نمى رسد و به حدّى محدود نیست! اى غایبى كه گم شده نیست!

اى حاضرى كه دیده نمى شود : طلبش مى كنند و به او مى رسند ؛ آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست ، حتّى چشم بر هم زدنى ، تهى از او نیست ؛ نه به چگونگى، درك مى شود و نه به كجایى ، جایى براى او بیان مى گردد! تو فروغ فروغ ها و پروردگار پروردگارانى. تو بر همه چیز ، احاطه دارى.

منزّه است آن كه چیزى همچون او نیست ، و او شنواى بیناست. منزّه است آن كه این گونه است و جز او چنین نیست.»3

سپس هر چه خواستى دعا مى كنى و از او مى خواهى.
امام صادق علیه السلام در حدیث خود فرموده است كه دعاى دعاكننده ، مستجاب و حاجت هایش برآورده مى شود

ج ـ واسطه قرار دادن قرآن

امام باقر علیه السلام: « در سه شب از ماه رمضان ، قرآن را [ به دست] مى گیرى ، باز مى كنى و جلوى روى خود قرار مى دهى و مى گویى:

« خداوندا! تو را به كتابِ نازل شده ات مى خوانم و به آنچه در آن است ـ و نام بزرگ تر و نام هاى نیكوتر تو و آنچه مایه بیم و امید است ، ـ كه مرا از آزادشدگانِ خودت از آتش قرار دهى» و براى هر نیازى كه به نظرت مى رسد ، دعا مى كنى» 4

د ـ واسطه قرار دادن قرآن و اهل بیت علیهم السلام
شب‌های قدر

الإقبال ـ به نقل از امام صادق علیه السلام ـ :قرآن را بگیر و آن را بر سرت بگذار و بگو :

«خداوندا! به حقّ این قرآن و به حقّ آن كه او را با قرآن مبعوث كردى و به حقّ هر مؤمنى كه در قرآن او را ستوده اى و به حقّى كه بر آنان دارى ـ و هیچ كس به حقّ تو ، آشناتر از خودت نیست ـ ، تو را قسم مى دهم ، به خودت ، اى خداوند! (ده بار) سپس مى گویى :

«به حقّ محمّد (ده بار) ، به حقّ على (ده بار) ، به حقّ فاطمه (ده بار) ، به حقّ حسن (ده بار) ، به حقّ حسین (ده بار) ، به حقّ على بن حسین(ده بار) ، به حقّ محمّد بن على (ده بار) ، به حقّ جعفر بن محمّد (ده بار) ، به حقّ موسى بن جعفر (ده بار) ، به حقّ على بن موسى (ده بار) ، به حقّ محمّد بن على (ده بار) ، به حقّ على بن محمّد (ده بار) ، به حقّ حسن بن على (ده بار) ، به حقّ حجّت (ده بار) » و حاجت خویش را مى طلبى .

امام علیه السلام در حدیث خود فرموده است كه دعاى دعاكننده ، مستجاب و حاجت هایش برآورده مى شود.5

امام كاظم علیه السلام: قرآن را در دستت بگیر و آن را بالاى سرت ببر و بگو:

« خداوندا! به حقّ این قرآن ، و به حقّ آن كه او را با قرآن به سوى بندگانت فرستادى ، و به هر آیه اى كه در قرآن است و به حقّ هر مؤمنى كه او را در قرآن ستوده اى و به حقّ او بر تو ـ كه هیچ كس به حقّ او داناتر از تو نیست ، اى سرورم ، اى سرورم ، اى سرورم! خداوندا ، خداوندا ، خداوندا! (ده بار) و به حقّ محمّد (ده بار) و به حقّ هر امام (ده بار) و امامان را مى شمارى تا به امام زمانت برسى.» به یقین ، از جاى خود بر نمى خیزى ، مگر آن كه حاجتت برآید و كارت برایت آسان شود !6

زیارت امام حسین (علیه السلام)

امام صادق علیه السلام: « هر گاه شب قدر شود ـ كه در آن ، هر كار حكمت آمیزى فیصله مى یابد ـ ، آن شب، منادى از دل عرش بانگ بر مى آورد كه: «خداوند ، هر كس را امشب به زیارت قبر حسین علیه السلام آمد ، آمرزید».7

تهیه و تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

1- الإقبال : ج 1 ص 366 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 157 ح 4 .

2- المعجم الأوسط : ج 3 ص 66 ح 2500 ؛ مستدرك الوسائل : ج 7 ص 458 ح 8654 نحوه .

3- الإقبال : ج 1 ص 382 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 165 ح 5 وفیه «دعاء علیّ بن الحسین علیهماالسلام» .

4- الإقبال : ج 1 ص 346 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 146 و ج 97 ص 4 ح 5 .

5- الإقبال : ج 1 ص 346 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 146 .

6- الإقبال : ج 1 ص 347 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 146 .

7- تهذیب الأحكام : ج 6 ص 49 ح 111 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 166 ح 5 .


   برچسب‌ها: اجابت دعا
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷

اگر همه شب، شب قدر بودی ...

یكی از الطاف و موهبت‌های ویژه خداوند در ماه رمضان شب قدر است. چنانكه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: «خداوند از روزها، جمعه و از ماهها، ماه رمضان و از شبها، شب قدر را برای خود اختیار كرده است»1

شب قدر اوج معنویت و عبادت ماه مبارك رمضان است. شبی كه قرآن؛ كلام خداوند در آن نازل شده است و مقدرات زندگی بشر تا شب قدر آینده در آن تعیین می‌شود. امام صادق (علیه السلام) در این باره می‌فرمایند:

«ابتدای سال، شب قدر است، در آن شب آنچه از این سال تا سال آینده انجام خواهد گرفت، نوشته می‌شود»2

شب قدر شب تجلی میعاد انسان با خداوند و ار خود جدا شدن و غرق در دریای رحمت و محبت و مهربانی خدا شدن است.

در روایات اهل بیت (علیهم السلام) آمده است: فرشتگان در شب قدر فرود آمده و در زمین پخش می‌شوند، بر مجالس مؤمنین گذسته بر آنان سلام كرده و برای دعای آنان آمین می گویند، تا آنگاه كه سپیده دم طلوع كند و در این شب دعای كسی رد نمی‌شود، مگر دعای عاق والدین، قطع كننده رحم، كسی كه شراب بنوشد و كسی كه دشمنی مومنی در دلش باشد.3

از جمله ویژگیهای این شب اختصاص داشتن آن به امام زمان (عج) است. در تفسیر قمی در ذیل آیه ذیل

«تنََزّل المَلائِكَة وَالرّوح فیها» ، چنین آمده است:

ملائكه و روح القدس بر امام زمان (عج) فرود می‌آیند و هر آنچه از وقایعی كه ثبت كرده‌اند، به ایشان تقدیم می‌كنند.4

معانی قدر:

برای «قدر» معانی چندی ذكر شده است كه می‌تواند وجه تسمیه شب قدر باشد كه از میان این معانی، معنی اول از همه مناسب‌تر و معروف‌تر است:

1- قدر به معنای اندازه و مقدار است. همانطور كه در قرآن كریم آمده است:

«قَد جَعَل الله لِكلِّ شَیء قَدرا» ؛خداوند برای هر چیزی اندازه‌ای تعیین كرده است.( طلاق، آیه 3)

آنچه از روایات و آیات برمی‌آید این است كه شب قدر را از این رو قدر نامند كه جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین می‌شود. همچنین خداوند می‌فرماید:

«إنّا أنزلناه فی لیلة مباركة انّا كنّا منذرین فیها یفرق كل امر حكیم» ،ما قرآن را در شبی پربركت نازل كردیم. ما همواره انذار كننده بودیم. در آن شب كه هر امری بر اساس حكمت خداوندی تدبیر، تعیین و جدا می‌گردد. (دخان، آیه 3 و 4)

مطابق این معنا شب قدر مختص به یك شب در یك سال مشخص نیست، بلكه در هر سال شب قدری وجود دارد.

2- شب قدر یعنی شب بزرگ و با عظمت؛ در قرآن كریم قدر به معنی منزلت و بزرگی خدا است.

«ما قَدَروا الله حَقّ قَدرِه»؛آنان عظمت خدا را نشناختند.( حج، آیه 74)

3- قدر به معنای تنگی نیز آمده است؛

«وَمَن قَدَرَ عَلَیهِ رَزَقَه فَلینفِق مِمّا آتاه الله»؛ و آنها كه تنگدستند، از آنچه كه خدا به آنها داده انفاق نمایند. (طلاق، آیه 8)

4- قدر به معنی با ارزش و پرقیمت؛ كسی كه این شب را احیاء بدارد، صاحب قدر و مقام و منزلت می‌شود. شبی است كه قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والامقام به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید. شبی است كه مقدر شده قرآن در آن نازل گردد.5
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: «خداوند از روزها، جمعه و از ماهها، ماه رمضان و از شبها، شب قدر را برای خود اختیار كرده است»

كدام شب، شب قدر است؟
شب قدر

در تعیین شب قدر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند:

«اِلتَمَسوها فِی العَشرِ الأواخِرِ مِن شَهرِ رَمَضان»

شب قدر را در دهه آخر ماه رمضان جستجو كنید.6

همچنین از امام باقر (علیه السلام) آمده است:

«همانا علی (علیه السلام) شب قدر را در شب نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم می‌جست»

طبق روایات فراوانی كه در منابع شیعی آمده است، شب‌های نوزدهم، بیست و یكم و بیست و سوم ماه مبارك رمضان، شبهای قدر معرفی شده‌اند.

بنابر روایت "ابن أبی الحدید" وقتی درباره تعیین شب قدر از امیرالمؤمنین سؤال می‌شود، آن حضرت از مشخص كردن آن طفره می‌رود و می‌فرماید:

در این جهت تردید ندارم كه خداوند جهت مخفی داشتن شب قدر برای شما نظر و عنایت دارد؛ زیرا اگر آنرا برای شما اعلام داشته بود، در همان شب به عبادت می ‌پرداختید و در شبهای دیگر عبادت را ترك می‌نمودید و من هم به خواست خدا در مورد بهره‌برداری شما از شبهای دیگر امیدوارم شما را محروم نگردانم.7

البته با اینكه خداوند و رسولش(صلی الله علیه و آله) و أئمه اطهار (علیهم السلام) برای زنده نگه داشتن روح امید و اهمیت اطاعت و بندگی سعی در مخفی داشتن شب قدر داشته‌اند، ولی آنطور كه از احادیث استنباط می‌شود، احتمال شب قدر بودن شب بیست و سوم بیشتر است.

عظمت و اهمیت شب قدر:

در مورد اهمیت شب قدر همین قدر بس كه خداوند سوره‌ای در خصوص این شب نازل فرموده و در این سوره خطاب به پیامبرش می‌فرماید:

«وَما اَدریكَ ما لَیلَة القَدر» ؛ و تو چه می‌دانی كه شب قدر چیست؟

آنگاه خداوند بدون فاصله به عظمت و بزرگی آن شب اشاره كرده و می‌فرماید:

«لَیلَة القَدرِ خَیرٌ مِن اَلف شَهر»؛ شب قدر از هزار ماه بهتر است.

این نوع تعبیر نشان? عظمت، منزلت و اهمیت شب قدر است كه نشان می دهد، حتی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) قبل از نزول این آیات به آن واقف نبوده است.8

شخصی خدمت امام باقر (علیه السلام) عرض كرد: مراد از اینكه شب قدر بهتر از هزار ماه است، چیست؟ ایشان فرمودند:

كار شایسته‌ای مانند نماز، زكات و انواع خوبی‌ها در آن شب برتر از هر كار شایسته‌ای است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نیست انجام شود.9

آنگونه كه از آیات و روایات برمی‌آید، این شب شبی عزیز و مقدس است كه در آن تمامی قرآن یكجا بر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نازل شد. شبی كه ملائكه و روح به اذن پروردگار برای تقدیر هر كاری نازل می‌شوند. شب قدر شب سلام و رحمت است. شبی است مملوّ از سلامتی توأم با رحمت، درود و ایمنی.

امام سجاد (علیه السلام) می‌فرمایند:

«شب قدر شب سلام و درود فرشتگان است، شبی كه بركت و خیر آن تا دمیدن صبح برای بندگان مخلص او پیوسته و برقرار است.10

از امام باقر (علیه السلام) آمده است: «همانا علی (علیه السلام) شب قدر را در شب نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم می‌جست»

احیاء شب قدر:

از ویژگی‌های مهم این شب احیاء و نیایش به درگاه الهی است. امام موسی بن جعفر (علیه السلام) در این باره می‌فرمایند:

كسی كه در شب قدر غسل كند و تا طلوع صبح بیدار بماند و مشغول عبادت و نیایش الهی باشد از گناهانش پاك می‌شود.11

در این شب با عظمت كه كتاب مقدس قرآن برای هدایت انسانها نازل شده و فرشتگان آسمانی برای سلام و درود، فوج، فوج بر زمین فرود می‌آیند، سزاوار نیست كه انسان مؤمن و روزه‌دار در غفلت به سر برده و خود را از همنشینی با آنها محروم سازد.

اعمال شب قدر:

از اعمال و دعاهای مخصوص این شب می‌توان به اختصار به موارد زیر اشاره كرد:

1- غسل كردن به نیت تقرب به درگاه الهی و برای انجام عبادت؛

2- احیاء و شب زنده‌داری با عبادت، دعا و توسل؛

3- تلاوت قرآن و تفكر و تدبر در معانی آن به هر مقدار ممكن و سفارش بر خواندن سوره‌های روم، عنكبوت، یس و دخان؛

4- توبه و استغفار فراوان؛

5- خواندن ادعیه وارده همچون جوشن كبیر؛

6- خواندن نمازهای وارده بالأخص نماز قضا؛

7- صدقه دادن؛

8- قرآن بر سر گرفتن و توسل و تمسك به اهل بیت (علیه السلام) و اعمال دیگری كه این مختصر مجال بازگوئی همه آنها را ندارد.12

مهدی جنتی

گروه دین و اندیشه تبیان


   برچسب‌ها: شب قدر
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷


شب قدر

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

ما این قرآن عظیم الشأن را در شب قدر نازل کردیم «1» و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد «2» شب قدر از هزار ماه بهتر و والاتر است «3» در این شب فرشتگان و روح به اذن خدا از هر فرمان نازل گردند «4» این شب تا صبحگاه، رحمت و تهنیت است «5››

از آیات و روایات چنین استفاده می شود که شب قدر از نخستین هنگام آفرینش جهان بوده و در امّت های پیشین از زمان حضرت آدم(علیه السلام) و هر یک از پیامبران بعد از او، شبی به نام شب قدر وجود داشته است.1

چنان که ماه رمضان در هر یک از امّت های پیشین بوده است و این شب با عظمت تا آخر دنیا خواهد بود.

اگرچه برخی از برادران اهل تسنن گمان کرده اند که شب قدر در زمان حیات رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بوده و پس از آن نیست اما این قول ضعیف است. زیرا در بعضی تفاسیر روایت شده که ابوذر غفاری فرموده است: به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) گفتم آیا شب قدر در زمان انبیاء است که امر بر آنان نازل می شود و هنگامی که چشم از جهان بربستند، دیگر مرتفع می گردد؟ حضرت فرمودند: خیر، شب قدر تا روز قیامت وجود دارد.2

فضیلت شب قدر

بدون تردید شب قدر از شب های با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب ها به اعتبار اموری است که در این شب محقق می گردد وگرنه اجزای زمان یا مکان، درجه و رتبه وجودی شان یکی است و بین آنها تفاوتی وجود ندارد. در روایتی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمودند: هرکس شب قدر را احیاء دارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد تمامی گناهانش آمرزیده می شود.[3] و در روایتی دیگر امام صادق(علیه السلام) فرمودند: شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها، ماه رمضان است و قلب ماه رمضان، شب قدر است.4

نامگذاری شب قدر

در این که چرا این شب را شب قدر نامیده اند مفسران قرآن کریم با کمک از خود قرآن و استمداد از احادیث معصومین مطالب و دلایل زیادی آورده اند که مهمترین آنها بدین شرح است:

1- شب قدر یعنی شب بزرگ و با عظمت و چون این شب، شب شریفی است به آن شب قدر می گویند؛ یعنی شبی که صاحب قدر و منزلت و شرافت است. از لحاظ لغوی نیز، در قرآن کریم « قدر» به معنای منزلت و بزرگی خداوند عالم آمده است و می خوانیم: «ما قدروا لله حقّ قدره»5. یعنی آنان عظمت خداوند را نشناختند. همچنین، رمز بزرگی و عظمت شب قدر در خود سوره قدر، نیز بیان گردیده و می فرماید: «شب قدر، از هزار ماه بهتر است.»

2- چون در این شب، فرشتگان بسیاری به زمین می آیند زمین تنگ می گردد، لذا آن را شب قدر نامیدند، زیرا «قدر» به معنای «ضیق و تنگی» نیز می باشد.

3- یکی دیگر از معانی «قدر»، «تقدیر و سرنوشت» است و در این شب، امور بندگان تا سال آینده مقدّر می گردد. تفسیر برهان از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که: «در شب قدر، هر امری از امور بندگان تا شب قدر سال آینده معین می گردد، از خیر و شر، طاعت و معصیت، ولادت و مرگ و روزی موجودات و هرآنچه در آن سال مقدّر گشته حتمی است و خداوند را در آن مشیت است».

4- علت دیگر این نامگذاری این است که قرآن با قدر و منزلت بر پیامبر والا قدر و برای امت با قدر و ارزش، به واسطه ملکی صاحب قدر نازل گردیده است.

5- گاه نیز گفته اند: شبی است که مقدر گردیده تا قرآن در آن نازل شود.

6- یا از آن رو که هرکس این شب را زنده بدارد و احیاء نگه دارد صاحب قدر و منزلت می گردد، به لیلة القدر معروف شده است.
در اینکه شب قدر در ماه مبارک رمضان قرار دارد، هیچ گونه تردیدی نمی توان به خود راه داد، چون از یک سو خداوند فرموده:«قرآن در ماه رمضان نازل شده» و از سوی دیگر در سوره قدر آمده «آن (قرآن) را در«شب قدر» نازل کردیم» و اینکه «شب قدر» در ماه مبارک رمضان قرار دارد مورد اتفاق روایات و مفسرین قرآن قرار دارد

علت مخفی بودن شب قدر

برخی معتقدند علت مخفی بودن شب قدر در میان شبهای ماه مبارک رمضان این است که مردم به همه این شبها اهمیت دهند همانگونه که خداوند رضای خود را در میان انواع طاعات پنهان کرده تا مردم بر همه طاعات روی آورند، خشمش را در میان معاصی پنهان کرده تا از همه گناهان بپرهیزند، اسم اعظم را در میان اسمائش پنهان نموده تا همه را بزرگ دارند،
شب قدر

ساعت استجابت دعا را در ساعات روز جمعه، پنهان ساخته تا روز جمعه به دعا بیشتر همت گمارند ولی خدا در بین بندگان را مخفی نموده، تا به همه بندگان احترام نمایند و وقت مرگ را مخفی ساخته تا در همه حال آماده باشند. و شاید یکی دیگر از فلسفه های مخفی بودن شب قدر این است که مردم در تمام شبهای ماه مبارک رمضان و یا لااقل در سه شب مشهور 19 و 21 و 23 به عبادت بیشتری رو آورند و به اصلاح احوال خود و تصفیه روح و جان خود از آلودگیهای دنیا بپردازند تا بلکه از آن شبها بیشتر مستفیض شده و به واسطه تمرین زیادتر، ملکات فاضله در آنها راسخ تر شود. لذا علت مخفی بودن شب قدر به نفع بندگان است؛ زیرا اگر این شب خجسته معین بود، برخی بر اثر توفیق احیاء آن، مبتلا به عجب و غرور می گشتند.

ای خواجه، چه جویی ز شب قدر نشانی هر شب، شب قدر است، اگر قدر بدانی شب قدر کدام شب است؟

از مجموع مطالبی که از قرآن کریم و احادیث فریقین در مورد تعیین شب قدر بدست می آید، در موارد زیر می توان خلاصه نمود:

1- در اینکه شب قدر در ماه مبارک رمضان قرار دارد، هیچ گونه تردیدی نمی توان به خود راه داد، چون از یک سو خداوند فرموده:«قرآن در ماه رمضان نازل شده» و از سوی دیگر در سوره قدر آمده «آن (قرآن) را در«شب قدر» نازل کردیم» و اینکه «شب قدر» در ماه مبارک رمضان قرار دارد مورد اتفاق روایات و مفسرین قرآن قرار دارد.

2- شب قدر در دهه آخر ماه مبارک رمضان قرار دارد، روایات فراوان و نظریه های مفسران شیعه و اهل سنت آن را حتمی و اجتناب ناپذیر می شمارد و در این مورد هم شک و تردیدی نمی تواند وجود داشته باشد. عایشه روایت می کند: «تلاش و کوششی را که می دیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در دهه آخر ماه مبارک رمضان انجام می داد در اوقات دیگر انجام نمی داد.»6

3- طبق روایات فراوانی که در منابع شیعی آمده، شبهای نوزدهم، بیست و یکم و شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان شب های قدر معرفی شده اما امام باقر (علیه السلام) دایره آن را محدودتر نموده و در پاسخ عبدالواحدبن مختار انصاری که خواستار تعیین یکی از آن شب ها از سوی امام (علیه السلام) بود می فرماید: «ایرادی ندارد هر دو شب را عمل عبادت و شب زنده داری انجام دهی، بالاخره شب قدر یکی از این دو شب (بیست و یکم یا بیست و سوم) می باشد».7

4- در میان شب بیست و یکم و شب بیست و سوم - در عین حال که خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) برای اهمیت به اطاعت و عبادت بندگان و تقرب آنان، سعی در مخفی نگهداشتن شب قدر داشته اند - آن طور که از تعدادی از احادیث استفاده می شود احتمال شب قدر بودن شب بیست و سوم را می توان تقویت نمود و معتبر دانست. زیرا چنانکه در روایت می خوانیم: «رسول خدا شب بیست و سوم به صورت افراد آب می پاشید تا آنها را خواب نگیرد. چنانکه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همه اعضای خانواده را وادار می کرد روز بخوابند و شب کم غذا بخورند تا شب بیست و سوم را بیدار بمانند و می فرمود: انسان محروم کسی است که از خیر و فضیلت این شب محروم بماند».

درخواست های شب قدر

عظمت شب قدر اقتضا می کند که از خدا بهترین چیز را طلب کنیم، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جواب کسی که سوال کرد: «ان انا ادرکت لیلة القدر فما اسال ربی؟» آن حضرت فرمود: «العافیه»8

و از حضرت موسی (علیه السلام) نقل شده که به خدا عرضه داشت:

خدایا! نزدیکی به تو را می خواهم.

خدا فرمود: نزدیکی به من، برای کسی است که شب قدر را بیدار بماند.

حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! رحمت تو را می خواهم.

خدا فرمود: رحمت من، برای کسی است که شب قدر را بر بینوایان ترحم کند.

حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! عبور از صراط را می خواهم.

خدا فرمود: آن، برای کسی است که در شب قدر، صدقه ای بدهد.

حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! درختان و میوه های بهشتی می خواهم.

خدا فرمود: آن، برای کسی است که در شب قدر، تسبیح گوید.

حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! رهایی از آتش را می خواهم.

خدا فرمود: آن، برای کسی است که در شب قدر، آمرزش بخواهد و استغفار کند.

حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! خرسندی تو را می خواهم.

خدا فرمود: خرسندی من، برای کسی است که در شب قدر، دو رکعت نماز بگذارد.9

افضل اعمال شب قدر

از شیخ صدوق نقل شده که فرمود: افضل اعمال در احیای شب قدر «مذاکره علمی» است و از مرحوم سید جواد حسینی عاملی، صاحب «مفتاح الکرامه» نقل شده که فرمودند: افضل و بهترین اعمال شب قدر« تحصیل علوم مذهبی» است.

علامه مجلسی در بحار آورده است که: «بهترین اعمال در شب قدر؛ طلب آمرزش و دعا برای مقاصد دنیا و آخرت خود و پدر و مادر، خویشان و برادران ایمانی اعم از زندگان و مردگان و اذکار و صلوات بر محمد و اهل بیت اوست.»


   برچسب‌ها: علت مخفی بودن شب قدر
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷


اگر همه شب، شب قدر بودی ...

تــرا قـــدر اگــر کــس نـــدانـــد چــه غــم

شــب قــدر را مــی‌نــدانــنــد هـم

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

(حافظ)

در باور مسلمانان شب قدر (به عربی: لیلة القدر) شبی است در ماه رمضان1 که قرآن در آن شب (جدا از وحی تدریجی) همچنین به‌طور کامل بر محمد نازل شده‌است.2 مسلمانان باور دارند که در این شب هر امر محکمی جدا می‌شود.3 بنابر آموزه‌های اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن سفارش شده است و دعا و استغفار در این شب وظیفه دانسته شده‌است.4 روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است.5

پیرامون واژه

شب قدر را به معنی منزلت دانسته‌اند و بعضی دیگر آن را به معنی تنگی و گرفتاری دانسته‌اند. برخی نیز قدر را اندازه‌گیری و تقدیر امور معنی کرده‌اند.

دیدگاه اهل سنت

اهل سنت اعتقاد دارند که طبق حدیث نبوی شب قدر در یکی از ده شب آخر ماه رمضان واقع شده است . اغلب شب بیست و هفتم را شب قدر می‌دانند و در آن شب به دعا و شب‌زنده‌داری می‌پردازند. مسلمانان سلفی اعتقاد دارند که در شب قدر در تمام روزگار همان شبی بود که قرآن در آن نازل گردید و دیگر تکرار نمی‌شود.6 برخی نیز اظهار داشته‌اند که تا زمان زندگی محمد شب قدر در هر سال تکرار می‌شد اما پس از مرگ محمد، شب قدر از بین رفته‌است.7 برخی نیز معتقد بوده‌اند که شب قدر شبی‌است در تمام سال ولی در هر سال شب نامعلومی‌است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده اما در سال‌های دیگر ممکن است در دیگر ماه‌ها باشد.

در باور مسلمانان شب قدر (به عربی: لیلة القدر) شبی است در ماه رمضان که قرآن در آن شب (جدا از وحی تدریجی) همچنین به‌طور کامل بر محمد نازل شده ‌است. مسلمانان باور دارند که در این شب هر امر محکمی جدا می‌شود. بنابر آموزه‌های اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن سفارش شده است و دعا و استغفار در این شب وظیفه دانسته شده‌است. روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است

دیدگاه شیعه

بر اساس حدیث شیعه که از حماد بن عثمان از حسان بن علی از جعفر صادق(علیه السلام) نقل شده ‌است؛ شب قدر تا قیامت باقی ‌است و در ماه رمضان واقع است.8 در روایات شیعه آمده ‌است که شب قدر یکی از سه شب 19، 21 یا 23 در ماه رمضان است که احتمال شب بیست‌وسوم بیشتر است. در اصول کافی نیز آمده ‌است که تقدیر در شب نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است.9

در قرآن

در قرآن درباره شب قدر چنین آمده‌است:

• به راستی که ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم. و چه تو را به شب قدر آگاه تواند کرد. شب قدر از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان و روح به دستور پروردگارشان از هر فرمان فرود می‌آیند. این شب تا صبحگاه تهنیت است.(سوره قدر آیات 1تا 5)10

و نیز در سوره دخان آمده‌است:

• سوگند به کتاب روشنگر. به راستی ما آن را در شبی مبارک فروفرستادیم زیرا که به حقیقت ترساننده بودیم. در آن شبی که هر امری با حکمت معین و ممتاز و جدا می‌گردد. تعیین آن امر البته از سوی ما خواهد بود، که ما رسولانان را فرستنده بودیم. و این البته از رحمت و مهربانی پروردگار توست، به راستی او شنونده داناست.(سوره دخان آیات 1 تا 6)11

گروه دین و اندیشه تبیان


   برچسب‌ها: شب قدر, از دیدگاه شیعه و سنی
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷

گناه نحس که خداوند سخت مي‌بخشد
ببينيد؛ خدا چند گناه را نمي بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدين.4- آبرو بردن.
به گزارش جهان، استاد فاطمي نيا در جلسه‌اي با ذکر چند نکته اخلاقي و عرفاني فرمود: خدمت آيت الله بهاالديني رسيدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سيد سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خيلي دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را.

ببينيد؛ خدا چند گناه را نمي‌بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن. 3- عقوق والدين. 4- آبرو بردن.

اين گناهان اينقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهي موفق به توبه نمي‌شوند. پسر يکي از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، براي من تعريف مي‌کرد: «به پدرم گفتم پدر تو درياي علم هستي. اگر بنا باشد يک نصيحت به من بکني چه مي‌گويي؟ مي‌گفت پدرم سرش را انداخت پايين. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروي کسي را نبر!» الان در زمان ما هيئتي‌ها، مسجدي‌ها و مقدس‌ها آبرو مي‌برند.

عزيز من اسلام مي‌خواهد آبروي فرد حفظ شود. شما با اين مشکل داري؟ دقت کنيد که بعضي‌ها با زبانشان مي‌روند جهنم.

روايت داريم که مي‌فرمايد اغلب جهنمي‌ها، جهنمي زبان هستند. فکر نکنيد همه شراب مي‌خورند و از ديوار مردم بالا مي‌روند. يک مشت مومن مقدس را مي‌آورند جهنم. اي آقا تو که هميشه هيأت بودي! مسجد بودي! بله. توي صفوف جماعت مي نشينند آبرو مي‌برند.

اميرالمومنين به حارث همداني مي‌فرمايد: اگر هر چه را که مي‌شنوي بگويي؛ دروغگو هستي.

گناهکار چند نوع است: عده‌اي گناه مي‌کنند، بعد ناراحت و پشيمان مي‌شوند؛ سوزوگداز دارند؛ توبه مي‌کنند و هرگز فکر نمي‌کنند که روزي اين توبه را بشکنند؛ اما دوباره مي‌شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حديث داريم که اين اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعي داشته باشد، در نهايت بر شيطان پيروز مي‌شود.


   برچسب‌ها: گناه نحس که خداوند سخت مي‌بخشد
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷

روزه داران جهنمی؟

جهنم

در احکام عبادی مسائل ریز و درشتی وجود دارد که برخی از ما شاید چندان توجهی بدانها نداشته باشیم. در مورد روزه داری هم مسائلی وجود دارد که توجه به آنها کیفیت روزه ما را ارتقاء می‌دهد. یکی از این مسائل تفاوتی است که میان «صحّت» و «قبول» روزه وجود دارد. در این نوشتار می‌کوشیم مقصود از این اصطلاحات را مشخص نماییم و نقش آنها در روزه را توضیح دهیم:

معنای واژگانی

واژه «صحّت» صحیح بودن است و بدان معناست که عملی درست و بدون خطا انجام شده است1 «قبولی» به معنای پذیرفته شدن است و مقصود از آن پذیرش عملی توسط دیگری است.2

معنای اصطلاحی «صحّت»

وقتی در مورد روزه گفته می‌شود: «صحّت روزه» مقصود آن است که روزه از نظر شرعی و فقهی درست بوده است و این بدان معناست که از مبطلات روزه دوری شده است.

مبطلات روزه

این مبطلات که شرع برای ما معین نموده است 9 چیز است که در رساله ی فقهی علماء و مراجع به تفصیل آمده است. اگر بخواهیم روزه ی ما صحیح باشد و از «صحّت روزه» برخوردار باشیم باید مبطلات روزه را بشناسیم و از آن ها احتراز نماییم که عبارتند از: 3

1- خوردن و آشامیدن

2- جماع

3- استمناء

4- دروغ بستن به خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله) و جانشینان پیامبر(علیهم‌السلام)

5- رساندن غبار غلیظ به حلق

6- فرو بردن تمام سر در آب

7- باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح

8- اماله کردن با چیزهای روان

9- قی کردن

اینها مبطلات روزه هستند و ارتکاب هر یک از آنها سب می‌شود روزه‌ی ما صحیح نباشد که البته در صورت سهوی یا عمدی بودن آنها، احکام خاصی وجود دارد که قضا و کفاره را شامل می شود و تفصیل همه ی این مسائل را باید در کتاب های فقهی و رساله های عملیه جستجو نمود.

اما شرط دیگری نیز در مورد روزه وجود دارد و آن «قبولی» روزه است.

معنای اصطلاحی «قبولی»

قبولی روزه به آن معناست که روزه‌ی ما مورد قبول پروردگار قرار گرفته باشد و او آن را از ما پذیرفته باشد. شاید گفته شود این شرط تفاوتی با «صحّت» روزه ندارد و روزه‌ای که صحیح باشد حتماً مورد قبول خداوند قرار می‌گیرد. باید گفت اصلاً چنین نیست. بلکه ممکن است روزه‌ای صحیح باشد اما شرایط کامل قبولی را نداشته باشد.

تفاوت شرط « صحّت» و شرط «قبولی» روزه

برای آنکه روزه‌ای مقبول درگاه الهی شود بایستی علاوه بر «صحّت» آن مسائل دیگری را نیز در مورد آن رعایت کرد. یعنی علاوه بر آن که بایستی از مبطلات روزه دوری کرد تا روزه ی ما صحیح باشد، باید یک سری شرایط دیگر را احراز نمود تا عمل عبادی ما مورد قبول خداوند واقع شود.

چه بسا روزه ای صحیح باشد امّا مورد قبول کامل درگاه الهی واقع نشود!
یکی از گناهان کبیره و زشتی که متأسفانه برخی مرتکب آن می‌شوند حتی در صورتی که روزه باشند، بدحجابی و آرایش کردن برای نامحرمان است. بر اساس فتاوای علماء و مراجع بزرگوار «اصل حجاب ضروری دین محسوب می‌شود و بی اعتنایی به آن و عدم رعایت آن معصیت و گناه است و آرایش کردن در خیابان‌ها و بیرون گذاشتن موها و استفاده از لباس‌های محرک حرام الهی است

شرایط قبولی روزه
روزه

برای آن که روزه‌ای قبول شود باید علاوه بر شرایط صحّت یعنی دوری از مبطلات روزه، از بسیاری از گناهان و محرمات دیگر نیز خودداری نمود. در واقع بسیاری از گناهان و معاصی وجود دارند که اگرچه روزه را باطل نمی‌کنند امّا از ثواب آن می‌کاهند و سب می شوند روزه‌ی ما مقبول درگاه الهی واقع نشود! به بیان دیگر، هر گناه و معصیتی که انجام شود کمی از ثواب روزه می‌کاهد تا جایی که شاید دیگر آن روزه، روزه‌ی مقبولی نباشد و تنها بهره‌ی صاحب آن گرسنگی و تشنگی باشد. روزه‌ی چنین شخصی اگر مبطلات روزه را انجام نداده باشد، صحیح است اما قبول نه!

اصلاً کسی که با زبان روزه غیبت می‌کند یا دروغ می‌گوید یا فحش و ناسزا می‌دهد و یا تهمت می‌زند و یا ... بسیاری از گناهان دیگر را مرتکب می‌شود، شرایط قبولی روزه‌اش را بدست نیاورده است اگر چه از نظر فقهی روزه‌اش صحیح است و لازم نیست آن را قضا کند.

بدحجابی و روزه‌داری

یکی از گناهان کبیره و زشتی که متأسفانه برخی مرتکب آن می‌شوند حتی در صورتی که روزه باشند، بدحجابی و آرایش کردن برای نامحرمان است. بر اساس فتاوای علماء و مراجع بزرگوار «اصل حجاب ضروری دین محسوب می‌شود و بی اعتنایی به آن و عدم رعایت آن معصیت و گناه است و آرایش کردن در خیابان‌ها و بیرون گذاشتن موها و استفاده از لباس‌های محرک حرام الهی است.»4

کسی که در حال روزه‌داری مرتکب چنین معاصی و گناهانی شود، اگر چه روزه‌اش صحیح است یعنی لازم نیست دوباره آن را قضا کند، امّا قطعاً از ثواب روزه‌ی خود بسیار کاسته است و دیگر روزه اش مقبول درگاه الهی قرار نمی‌گیرد!

عواقب عدم قبولی روزه

اگر روزه‌ای صحیح باشد اما مقبول نباشد پیامدهایی برای صاحب آن دارد:

روزه‌اش صحیح است یعنی دیگر نمی‌خواهد آن را قضا کند و در روز قیامت، او را به خاطر نافرمانی در ترک واجب عذاب نمی کنند.

امّا چون با انجام گناهان از ثواب روزه‌اش کم شده است و دیگر مقبول درگاه الهی نیست، آن روزه نمی‌تواند صاحب خود را به درجات عالی کمالی و مراتب بهشت برساند. بلکه شاید در مواردی وزنه ی گناهان دیگر فرد آن قدر سنگین باشد که صحت روزه‌اش هم نتواند او را از آتش جهنم حفظ کند و او با ارتکاب گناهان بسیار در حال روزه داری نه تنها به بهشت نمی رسد بلکه به جهنم نیز وارد می شود!!

نتیجه گیری

شرط صحت روزه غیر از شرط قبولی آن است و از گناهان کبیره‌ای که سبب می‌شود روزه‌ای حتی با شرایط صحّت، صاحب خود را از عذاب الهی نجات ندهد گناه بدحجابی و زینت برای نامحرمان است.

کارشناس بخش دین و اندیشه تبیان

منابع و مآخذ

1- لغت نامه دهخدا

2- فرهنگ نامه معین

3- رساله عملیه (توضیح المسائل) بخش احکام روزه

4- مسائل جدید از دیدگاه علماء و مراجع تقلید – ج اول-


   برچسب‌ها: روزه داران جهنمی
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷
مهریه حورالعین!!

قرآن کریم

هر چیزى در عالم دنیا بها و ارزشى دارد و براى هر زنى کابین و مهریه مى باشد. اگر انسان قیمت جنس و مهریه را پرداخت نمود صاحب جنس و شوهر زن مى شود و اگر نپرداخت نه مالک جنس است و نه زن بر او حلال مى باشد.

بهشت براى خود قیمتى و حورى بهشتى هم براى خود مهریه اى دارد. اگر کسى آن ها را پرداخت ، هم مالک بهشت و هم صاحب حورالعین مى شود. بهاى بهشت و مهریه حورالعین را روایات معصومین علیه السلام بیان فرموده اند. از جمله آن ها تلاوت قرآن و بعضى از سوره هاى آن است .

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسى که سوره شعرا را در شب جمعه تلاوت کند از اولیاء الله مى باشد و در جوار و کنف خداوند به بسر خواهد برد. در دنیا ناراحتى به او نمى رسد، و در آخرت آن قدر بهشت به او خواهند داد تا راضى شود. و خداوند متعال در عوض آن ، صد حور از حوریان بهشتى به او تزویج خواهد نمود.1

در این باره رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند:

هرکس سوره فاطر را بخواند، روز قیامت ، بهشت هاى هشتگانه او را ندا مى دهند و هر درى به او مى گوید: از راه من داخل شو، پس از آن ، خود انسان از هر درى که مایل باشد داخل بهشت مى شود.2

امام صادق علیه السلام درباره فضیلت سوره زمر فرمود:

کسى که این سوره را تلاوت نماید، خداوند، شرف دنیا و آخرت را به او عطا مى فرماید و او را بدون مال و عشیره عزیز مى گرداند. به طورى که هرکس او را ملاقات کند بزرگوارى وى در دلش قرار مى گیرد و خداوند، جسد او را بر آتش جهنم حرام مى گرداند و در بهشت براى او هزار شهر بنا مى کند. در هر شهرى هزار قصر، در هر قصرى صد حور (از حوریان بهشتى ) و در بهشت دو چشمه براى او در جریان دارد (به نام تسنیم و سلسبیل ) و دو چشمه دیگر در دو بهشت دیگر، درختانى در نهایت سبزى و خرمى ، زنان و حورى هایى که در سراپرده هاى خود مستور و پوشیده اند، میوه هاى گوناگون ، از هر میوه اى انواع و اقسامش . (همه براى تلاوت کننده سوره زمر مهیا و آماده است).3

نیز درباره فضیلت سوره شورى فرمود:

هرکس این سوره را بخواند خداوند، او را مبعوث مى کند در حالى که صورتش مانند برف (سفید است ) تا وقتى که در پیشکاه خدا قرار گیرد. به او خطاب مى کند: اى بنده من ! سوره حمعسق را خواندى و ثواب آن را ندانستى ، اگر مى دانستى از خواندن آن ملول و خسته نمى شدى . بعد از آن مى فرماید: زود باش که تو را پاداش دهم و او را داخل بهشت مى کند. براى او قصرى از یاقوت قرمز مهیا نموده که ظاهر آن از باطن آن و باطنش از ظاهرش مشاهده مى شود. در آن قصر، حورى ها، آماده و هزار کنیز و هزار غلام براى پذیرایى از او کمر خدمت بسته اند.4

منبع : تأثیر قرآن در جسم و جان مؤلف: نعمت الله صالحى حاجى آبادى

رهنما_گروه دین و اندیشه تبیان

1- ثواب العمال ، ص 245.

2- تفسیر برهان ، ج 3، ص 356.

3- ثواب الاعمال ، ص 253.

4- تفسیر برهان ، ج 4، ص 14.


   برچسب‌ها: مهریه حورالعین
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷


نماز جماعت

پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به على(علیه السلام) فرمود: اى على ؛ جبرئیل به من گفت: آرزو داشتم بخاطر انجام هفت كار از جنس بشر باشم تا بتوانم آنها را انجام دهم:

1ـ در نماز جماعت شركت كردن.

2ـ همنشینى با علما.

3ـ اصلاح و آشتى برقرار كردن بین دو نفر كه با هم قهر هستند.

4ـ محبت و نوازش نمودن نسبت به یتیمان.

5ـ عیادت مریض نمودن.

6ـ تشییع جنازه كردن.

7ـ در موسم حجّ به حاجیان در مكه آب دادن.

بعد پیامبراكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به على(علیه السلام) مى فرماید: یا على در انجام این امور جدّى و كوشا باش.

منبع: مواعظ العددیه، آیت الله مشكینى

گروه دین و اندیشه تبیان


   برچسب‌ها: آرزوی جبرییل
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷

قربانی شهوت

بعد از آنکه شیطان آدم و حوا را فریفت آنها مورد سرزنش حق تعالی قرار گرفتند خدا به آنان گفت :«مگر من شما را از این درخت منع نکردم و به شما نگفتم شیطان دشمن آشکار شماست»؟ 1

آدم و حوا توبه کردند گفتند: «گفتند: «پروردگارا، ما بر خویشتن ستم كردیم، و اگر بر ما نبخشایى و به ما رحم نكنى، مسلماً از زیانكاران خواهیم بود.» 2

خداوند توبه آنان را پذیرفت و به آنان هشدار داد که ابلیس همواره دشمن شماست و از این به بعد همواره بر سر دو راهی کفر و ایمان خواهید بود و هر کس به راه ایمان رود هم او سعادت یافته است.

آدم و حوا از بهشت به زمین دنیا هبوط کردند و مشقت ها تحمل کردند . پس از مدت ها وقتی حوا برای اولین بار فرزندش را در آغوش گرفت و بوسید نخستین شکوفه های باغ انسانیت شکفت. حضرت حوا در دو نوبت زایمان چهار فرزند به دنیا آورد هابیل و خواهرش و قابیل و خواهرش آنان در سایه محبت و نگه داری پدر و مادر خود بالیدند و رشد کردند تا به سن بلوغ رسیدند و تمایلات مختلفی در آنان قوت گرفت.

آنها برای تحصیل روزی خود در زمین کار میکردند تا از منافع آن بهره برند قابیل کشاورزی را بر گزید و هابیل چوپانی پیشه کرد. تا اینکه تمایلات جنسی آنان را به سمت انتخاب همسر سوق داد در این هنگام خداوند به آدم ابوالبشر وحی کرد: «خواهر همزاد هابیل به عقد قابیل در آید و خواهر همزاد قابیل به عقد هابیل در آید ».

چون آدم فرمان الهی را به دو فرزند خویش ابلاغ کرد، امیدوار بود که از فرمان و ارشاد او پیروی کنند. اما قابیل عصبانی شد و تسلیم حکم الهی و پدرش نگشت، زیرا خواهر توأم هابیل از نظر جمال و زیبایی به توأم قابیل نمی رسید، لذا قابیل حسادت ورزید و به این تصمیم راضی نشد و تمایل داشت که همزاد خویش از آن وی گردد و از آن برادرش نباشد، زیرا خود را برای همسری توام خویش شایسته تر می دید.

چه می توان کرد؟ همیشه زیبایی اندام، طوفانی بوده که غبار شهوت را در چشم عقل افشانده و با روح انسان در نبرد بوده و گاهی بشریت را به دام مرگ و هلاکت، بی آبرویی و رسوایی کشانده است. باری، مسئله زیبایی سبب اختلاف و جدایی دو برادر شد و یکی از دو برادر از فرمان پدر سر بر تافت و حکم پدر را نقض کرد و از زیر بار دستور او شانه خالی نمود.

آدم علیه السلام بر حسب ارشاد و هدایت الهی از دو فرزندش خواست تا برای خدا از بهترین محصول خود قربانی کنند و قربانی هر کس که قبول شد، سزاوارتر است به آنچه میل دارد و اراده می نماید. هابیل چوپان یک شتر نر، از میان حیوانات خود برای قربانی حاضر ساخت و قابیل مقداری از محصول کشاورزی خود (گندم نامرغوب) آورد. این دو برادر آرزو داشتند در این مسابقه پیروز و سربلند شوند و از جایزه آن بهره مند گردند.

امّا قربانی هابیل پذیرفته شد و آتش به عنوان علامت پذیرش، شتر را بسوزاند ولی قربانی قابیل پذیرفته نشد زیرا در این عمل نیز خلوص نیت نداشت و نافرمانی پدر کرده بود.

بدنبال شکستی که متوجه قابیل شد، نور امید در او خاموش شد و حس خودخواهی و کینه او شعله ور گشت، روح تبهکاری در او زنده شد و آتش حسد در وجودش زبانه کشید، و برادر را به قتل تهدید کرد.
حوا در هر نوبت بارداری دو فرزند یکی پسر و یکی دختر به دنیا می آورد و وقتی که آنها به سن بلوغ رسیدند، پسری که از نوبت اول بود با دختری که از نوبت دوم بود و پسر نوبت دوم با دختر نوبت اول ازدواج کردند.

هابیل در عین اینکه برادر را پند می داد در خود نیرویی خداداد می دید و به همین جهت غرور، خودخواهی و عصیان قابیل در روحیه او تأثیری نگذاشت.
هابیل و قابیل

او منتظر تقدیر الهی بود و هیچگاه فکر آزار برادر در ذهن او خطور نکرد، زیرا خدا پاکی و پرهیزکاری را در فطرت هابیل به ودیعت گذاشت بود، لذا از خدای جهانیان می ترسید و به فکر آزار برادر خویش نمی افتد و تنها هدفش جلب رضایت و خشنودی پروردگار بود. او از سر مهر قابیل را پندها داد .

اما عاطفه ی برادری و پیوند اخوت نتوانست آتش شعله ور کینه و حسد قابیل را مهار کند، مهر و محبت برادری نتوانست از طغیان آتشفشان خشم او بکاهد، ترس از خدا و رعایت حقوق پدر و مادر نتوانست شهوت قابیل را مهار کند و اولین جنایت بشری بر روی زمین اتفاق افتاد و سرانجام هنگامی که طوفان شهوت و غرایز جنسی به اوج خود رسید و عقل و ادراک قابیل را تیره کرد، هابیل به خاک و خون غلطید و جسد بی جانش در مقابل برادر بر زمین افتاد.

نهال جوانی هابیل پژمرده و چراغ زندگیش خاموش گشت و ستاره ی او در افقی که پدرش او را جستجو می کرد غروب کرد؛ آدم وحشت زده و با جدیت تمام به جستجوی فرزند خود هابیل پرداخت، شاید اثری از او بدست آورد ولی هر چه جستجو کرد کمتر یافت تا ناچار از قابیل جویای حال برادرش شد، ولی قابیل با بی اعتنایی و خشونت گفت: من ضامن، نگهبان و یا حافظ او نبوده ام.

آدم علیه السلام از برخورد قابیل فهمید که فرزندش کشته شده، لذا غم و اندوه توأم با سکوت را پیشه ی خود ساخت و آتش شعله ور مرگ فرزند و خیانت قابیل را در نهاد خود نگهداشت و مضمون شعر زیر را زمزمه می کرد: «من خود باید خویشتن را تسلیت گویم که یک دستم، دست دیگرم را از من گرفت.»


نظریات مختلف در مورد ازدواج فرزندان آدم ابوالبشر

قرآن در مورد ازدواج فرزندان آدم(ع) چیزی بیان نکرده و تنها روایات اسلامی است که ازدواج آنها را بطور کلی به دو گونه نقل کرده اند: صورت اول آنکه حوا در هر نوبت بارداری دو فرزند یکی پسر و یکی دختر به دنیا می آورد و وقتی که آنها به سن بلوغ رسیدند، پسری که از نوبت اول بود با دختری که از نوبت دوم بود و پسر نوبت دوم با دختر نوبت اول ازدواج کردند و صورت دوم آنکه خداوند برای پسران آدم(ع) همسرانی از حوریان و جنیان بصورت بشر فرستاد.(دوره کامل قصه های قرآن، تألیف سید محمد صحفی، ص24) به نقلی دیگر خداوند برای هابیل همسری بصورت فرشته و برای قابیل زنی بصورت جن خلق کرد.(حیاة القلوب، تألیف علامه مجلسی، ج1، ص196) و نسل بعد که دخترها و پسرها عموزاده بودند، با یکدیگر ازدواج نمودند و بدین ترتیب نسل بشر در روی زمین فزونی گرفت. برای شیث نیز حوریه ای خلق شد مانند حوا که برای آدم(ع) خلق گردید و شیث از او صاحب دختری شد که نامش را حوره گذاردند.( بحارالانوار، تألیف علامه مجلسی، ج11،ص277و 288 )


آیا ازدواج خواهر و برادر با هم جایز بود؟

علامه طباطبایى در توجیه این نظریه مى‏فرماید حكم ازدواج یک حكم تشریعى و تابع مصالح و مفاسد است و حكم‏ تكوینى نیست كه قابل تغییر نباشد زمام چنین حكمى به دست خداست از این رو ممكن است روزى به خاطر ضرورت از جانب خدا حلال گردد افزون بر این ‏نمى‏توان گفت فطرت با این ازدواج مخالف است به لحاظ اینكه متمایل نبودن طبع نه از آن جهت است كه از آن تنفر دارد بلكه به جهت آن است كه‏این را موجب اشاعه فحشا و اعمال زشت و از بین رفتن غریزه عفت مى‏داند و اما در جامعه آن روز كه فقط چند خواهر و برادر بوده‏اند با در نظر گرفتن‏مشیت خداوند عنوان فحشا صدق نخواهد كرد گذشته از آن ازدواج خواهر و برادر براى مدتى طولانى در بین مجوس شایع بوده است. حاصل مطلب این‏كه چه اشكال دارد كه به طور موقت براى گروهى به خاطر ضرورت این گونه ‏ازدواج مباح باشد.

منبع : تاریخ انبیاء (از خلقت آدم تا رحلت خاتم)

فرآوری: محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان

1- سوره اعراف آیه 22.

2- سوره اعراف آیه 23.


   برچسب‌ها: شهوت
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۷


سکوت
شما تا چه حد با سکوت و نتایج بیشمارش آشنا هستید؟

ما اصولا خوب بلدیم حرف بزنیم ولی سکوت کردن را بلد نیستیم چون ما در سکوت سخن گفتن را آموختیم ولی هرگز سکوت را نخواهیم آموخت سکوت از درون میجوشد نتیجه فکر و تعقل است سکوت از نشانه های حکمت است کسی که کم سخن بگوید بیشتر می اندیشد و بیشتر رشد می کند و می بالد.

سکوت نقش مهمی در ساختن شخصیت فرد دارد به همین خاطر یکی از مهم ترین برنامه های سیر و سلوک عرفا همین سکوت است. شاید در ابتدا آسان به نظر بیاید اما سکوت کردن کار هر کسی نیست چرا که سخن گفتن جزء قوای شهوت به شمار میرود و از صفات رذیله است و ما قافله بشری در بند شهوات هستیم به جز معدودی.

در آموزه های دین مبین اسلام سکوت ارزش ویژه ای دارد و معصومان ما مکرر به آن سفارش کرده اند.

آثار و برکات سکوت چیست ؟

سکوت در احادیث اسلامی تعبیر به صمت شده است از فضیلت های اخلاقی است که زمینه ساز پاک ماندن انسان از برخی گناهان خطرناک مانند غیبت، دروغ و تهمت است. پیامبر اکرم (ص) در اندرز به ابوذر فرمود: چهار چیز است که جز مومن به آنها دست نمی یابد: خاموشی که گام نخست عبادت است و نیز رسول خدا (ص) فرمودند: برتو باد به خاموشی بسیار که آن موجب طرد شیطان است.

امام رضا(ع) فرمودند: سکوت یکی از درهای حکمت است سکوت محبت می آورد و سکوت راهنمای آدمی به هر خیر و خوبی است.

امام حسن(ع) می فرماید: آدم خموش (با سکوت) پر هیبت است.

امام صادق(ع) می فرماید: خاموشی گنجی سرشار است و زیور بردبار و پوشش نادان.

امیر المومنین(ع) می فرماید : سکوت مرغزار اندیشه است.

اکنون که از طریق احادیث اسلامی و کلمات گوهر بار معصومین(ع) آثار ارزشمند سکوت روشن شد سزاوار است که با تمرین و ممارست و به تدریج خود را به زینت اخلاق که سرآمد و زمینه ساز فضائل دیگر است آراسته سازید.

تا هم از آسیب های زبان در امان بمانید و هم از خیرات و برکات سکوت کردن بهره مند شوید اگر دقت کرده باشید ما به طور ناخودآگاه برای افراد کم گو ارزش و احترام قائلیم و آنها را افرادی با وقار و قابل اعتماد میدانیم پس بیاید زبان به کام بگیریم و با سخنان بی ارزش دنیا و آخرت دین و ارزش خود را تباه نکنیم و بدانیم با لحظه ای سکوت چیزی را از دست نمیدهیم ولی امان از دهانی که بی موقع باز شود که چه فتنه ها که نخواهد انگیخت.

منبع: سایت اطلاع رسانی دفتر استاد حسین انصاریان

گروه دین و اندیشه تبیان


   برچسب‌ها: برکات نهفته در سکوت
   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش