چون این عکس را که یک صخره در برمه است فقط در یک روز خاص از سال میتوان شکار کرد و آنهم در ماه سپتامبر اقدام به انتشار مجدد آن شد.

در این روز اشعه خورشید با زاویه خاصی بر این صخره می تابد و اگر عکس را بچرخانید واقعا با تصویر شگرفی مواجه خواهید شد. مردم برمه بعنوان یک معجزه به آن نگاه می کنند.

مرد عاقل گفت: مساله ای نیست! ساده است:
وقتی کسی از کسی تعریف کرد، تو انکار کن.
اگر کسی ادعا می کند که «این آدم مقدس است»، فوری بگو: «نه! خوب می دانم که گناهکار است.»
اگر کسی بگوید: «این کتابی معتبر است» فوری بگو: «من خوانده و مطالعه کرده ام!» نگران نباش که آن را خوانده یا نخوانده ای٬ راحت بگو «مزخرف است!»
اگر کسی بگوید: «این نقاشی یک اثر هنری بزرگ است» راحت بگو: «این هم شد هنر؟ چیزی نیست مگر کرباس و رنگ. یک بچه هم می تواند آن را بکشد.»
انتقاد کن٬ انکار کن٬ دلیل بخواه و پس از هفت روز به دیدنم بیا.
بعد از هفت روز آبادی به این نتیجه رسید که این شخص نابغه است:
ما خبر از استعدادهای او نداشتیم و اینکه او در هر موردی اینقدر نبوغ دارد:
نقاشی را نشان او می دهی و او خطاها را به شما نشان می دهد.
کتاب های معتبر را نشان می دهی و او اشتباهات و خطاها را گوشزد می کند.
جه مغز نقاد شگرفی! چه تحلیلگر و نابغه ی بزرگی!
پس از هفت روز پیش مرد عاقل رفت و گفت: دیگر احتیاج به صلاح و مصلحت تو ندارم. تو آدم ابلهی هستی!
تمام آبادی به این آدم فرزانه معتقد بودند و همه می گفتند: چون نابغه ی ما مدعی است این مرد آدمی است ابله٬ پس او باید ابله باشد!
بادکنک فروش برای جلب توجه، یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از کودکان را که برای خرید بادکنک به والدینشان اصرار می کردند را جذب خود کرد.
سپس یک بادکنک آبی و همینطور یک بادکنک زرد و بعد از آن یک بادکنک سفید را به تناوب و با فاصله رها کرد.
بادکنک ها سبکبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپدید شدند…
پسرک سیاهپوست هنوز به تماشا ایستاده بود و به یک بادکنک سیاه خیره شده بود!
تا این که پس از لحظاتی به بادکنک فروش نزدیک شد و با تردید پرسید: ببخشید آقا! اگر بادکنک سیاه را هم رها می کردید آیا بالا می رفت؟
مرد بادکنک فروش لبخندی به روی پسرک زد و نخی را که بادکنک سیاه را نگه داشته بود برید و بادکنک به طرف بالا اوج گرفت و پس از لحظاتی گفت:
پسرم آن چیزی که سبب اوج گرفتن بادکنک می شود رنگ آن نیست، بلکه چیزی است که در درون خود بادکنک قرار دارد …
دوست کوچک من، زندگی هم همینطور است و چیزی که باعث رشد آدمها میشود رنگ و ظاهر آنها نیست …
رنگ ها … تفاوت ها … مهم نیستند… مهم درون آدمه، چیزی که در درون آدم
هاست تعیین کننده مرتبه و جایگاهشونه و هرچقدر ذهنیات ارزشمندتر باشه،
جایگاه والاتر و شایسته تری نصیب آدم ها میشه.
دختران و پسران کنار جاده وقتى چشمشان به گروه شیوانا افتاد شروع کردند به مسخره کردن آنها و براى هر یک از اعضاى گروه اسم حیوانى را درست کردند و با صداى بلند این اسامى ناشایست را تکرار کردند.
شیوانا سکوت کرد و هیچ نگفت...
وقتى شبانگاه گروه به آنسوى کوهستان رسیدند و در معبد شروع به استراحت نمودند، شیوانا در جمع شاگردان سوالى مطرح کرد و از آنها خواست تا اثر گذارترین خاطره این سفر یک روزه را براى جمع بازگو کنند. تقریبا تمام اعضاى گروه مسخره کردن صبحگاهى جوانان کنار جاده را به شکلى بازگو کردند و در پایان خاطره از این عده به صورت جوانان خام و ساده لوح یاد کردند.
شیوانا تبسمى کرد و گفت: شما همگى متفق القول خاطره این جوانان را از صبح با خود حمل کردید و در تمام مسیر با این اندیشه کلنجار رفتید که چرا در آن لحظه واکنش مناسبى از خود ارائه ندادید!؟ شما همگى از این جوانان با صفت ساده لوح و خام یاد کردید اما از این نکته کلیدى غافل بودید که همین افراد ساده لوح و بى ارزش تمام روز شما را هدر دادند و حتى همین الآن هم بخش اعظم فکر و خیال شما را اشغال کردند.
اگر حیوانى که وسایل ما را حمل مى کرد توسط افسارى که به گردنش انداخته شده بود طول مسیر را با ما همراهى کرد آن جوانان با یک ریسمان نامریى که خود سازنده آن بودید این کار را کردند. در تمام طول مسیر بارها و بارها خاطره صبح و تک تک جملات را مرور کردید و آن صحنه ها را براى خود بارها در ذهن خویش تکرار کردید.
شما با ریسمان نامریى که دیده نمى شود ولى وجود داشت و دارد، از صبح با جملات و کلمات آن جوانان بازى خورده اید و آنقدر اسیر این بازى بوده اید که هدف اصلى از این سفر معرفتى را از یاد برده اید. من به جرات مى توانم بگویم که آن جوانان از شما قوى تر بوده اند چرا که با یک ادا و اطوار ساده همه شما را تحت کنترل خود قرار داده اند و مادامى که شما خاطره صبح را در ذهن خود یدک بکشید هرگز نمى توانید ادعاى آزادى و استقلال فکرى داشته باشید و در نتیجه خود را شایسته نور معرفت بدانید.
یاد بگیرید که در زندگى همه اتفاقات چه خوب و چه بد را در زمان خود به حال خود رها کنید و در هر لحظه فقط به خاطرات همان لحظه بیندیشید. اگر غیر از این عمل کنید، به مرور زمان حجم خاطراتى که با خود یدک می کشید آنقدر زیاد می شود که دیگر حتى فرصت یک لحظه تماشاى دنیا را نیز از دست خواهید داد…
به گزارش ایرانتو به نقل از اسوشیتد پرس، لورا در حالی که در روز ولنتاین به همراه دوست پسر خود «مارک»، مشغول خوردن ناهار در رستوران بود، از پشت پنجره، یک اتوبوس عمومی را در خیابان دید که بر روی آن با حروف درشت نوشته شده بود:
«لورا: آیا با من ازدواج می کنی؟»
جمله مذکور با نام «مارک» امضا شده و در زیر آن با حروف ریزتر نوشته شده بود:
«و مرا خوشبخت ترین مرد روی زمین نمایی؟».

لورا گفت با دیدن آن صحنه کم مانده بود حمله قلبی به او دست دهد.
مارک، قبلا 300 دلار به شرکت اتوبوسرانی پرداخته بود، تا اتوبوس حامل بنر مذکور را در ساعت معین، در مقابل رستوران پارک کنند.
قرار است بنر مذکور به مدت یک هفته بر روی اتوبوس بماند. اما حالا یک جمله دیگر هم به آن افزوده شده:
«او گفت بله!»
به گزارش ایسنا، «سو تاپلیس» رئیس یکی از موزه های انگلیس در باره کشف این کیک به رسانه های دولتی این کشور یادآور شد: قدمت این کیک که تماما از میوه تهیه شده است به 113 سال می رسد و از شواهد پیداست که متعلق به یک جشن عروسی بوده است.
با این حال، تصور می شود که خانواده عروس و داماد از نوع پخت کیک راضی نبوده و این کیک در زیر زمین یک شیرینی فروشی رها شده بود.
رئیس این موزه در ادامه به روزنامه دیلی میل خاطر نشان کرد: این شیرینی فروشی در سال 1964 میلادی یک سال پس از اتمام جنگ جهانی دوم تعطیل شده و یکی از بازماندگان صاحب این مغازه حین پاکسازی محل، این کیک عروسی را پیدا کرد.
*من دختری 25 ساله هستم. لیسانس کامپیوتر، یک زمانی موفق در زمینه
برنامه نویسی، علاقه مند به کارهای هنری و البته کمی استعداد نقاشی، شعر،
خیاطی، خطاطی و... .خواستگاران زیادی داشته ام اما به هیچ یک از آنها اجازه
رسمی شدن ندادم یا چطور بگویم بر خلاف دختران دیگر، من تا یک بار جواب نه
می دادم البته خیلی غیررسمی آن آقا کنار می کشید. نمی دانم چه مشکلی دارم
که با داشتن خانواده، ظاهر و به طور کلی موقعیت خوب، نمی توانم هیچ جنس
مخالفی را جذب کنم. در ضمن از نظر روابط اجتماعی هم بسیار قوی هستم.
لطفا اگر ممکن است کمکم کنید خیلی خسته ام و حوصله هیچ کاری را ندارم.
پاسخ: تجربه "پس زده شدن"، بسیار
تلخ است اما لزوما به معنای انتهای بازی زندگی نیست. بنا نیست ما از همه
خوشمان بیاید و برعکس مقبول همگان باشیم. وقتی چند بار پس زده می شویم یک
اتفاق دیگر نیز می افتد و آن ترک برداشتن اعتمادبه نفس است. شیوه شما برای
ارزیابی خودتان کمی طبیعی نیست. یعنی صحیح نیست ما بقیه را امتحان کنیم که
چند بار می توانند از ما "نه" بشنوند تا متوجه بشویم چقدر مقبولیم! ملاک
مقبولیت شما می تواند نکات زیر باشد:
اخلاقتان، تاثیرگذاریتان، برخوردهایی که سایر افراد آشنا با شما دارند،
مهارت هایی که بلدید، تناسب اندام و ظاهر آراسته شما، قدرت های معنویتان
و...
اما نکات دیگری هم هست که لازم است برایتان بگویم.
بعضی دخترها بسیار نکات خوبی دارند اما در رفتارشان اضطراب های ترساننده مردان وجود دارد. مثلا قبل از دیدار با مرد آن قدر نگران لباس یا دیر نرسیدن یا آراستگی هستند که آدم سختی می شوند. همه مردان و حتی زنان از کسی خوششان می آید که راحت باشد به قول انگلیسی ها کمی خونسرد و cool باشد.
نکته بعدی این است که گاهی به قدری سرد و خشک برخورد می کنیم که بار گرم نگه داشتن جلسه خواستگاری یا گفت وگو به دوش طرف مقابل می افتد و این تجربه سختی است.
گاهی یک خانم بد حرف می زند. نه این که حرف های بی ادبی می زند بلکه طرز صحبت کردنش پسر را می ترساند. مثلا با لحنی خشک و سوالاتی بی روح مرد را ارزیابی نه، بلکه بازجویی می کند. حتی سوالات درستی می پرسد با لحنی غیرمتناسب که در مرد ایجاد اضطراب می کند. خیلی از زن ها بی دلیل به بهانه حیا ورزیدن، بسیار خشک برخورد می کنند آن هم در جلسه ای که بناست زیبایی های انسان بودن ما اعم از ظاهری و اخلاقی دیده شود.
من 4 سال است که زندگی مشترکم را آغاز کردم. در این 4 سال به خاطر مسایل متفاوت دعواهای آن چنانی داشتیم. هنوز هم گاهی با هم دعوا داریم و من هیچ وقت احساس خوشبختی نمی کنم. احساس می کنم بیهوده زندگی می کنم چون هیچ وقت در خانه منتظر آمدنش نیستم، هیچ وقت منتظر تلفنش نیستم و هیچ وقت نمی توانیم با یکدیگر حرف بزنیم تا شاید مشکل را برطرف کنیم. الان مدتی است احساس می کنم افسرده شده ام و هیچ انگیزه ای برای ادامه دادن ندارم. همیشه خسته و بی حوصله ام و روزبه روز این افسردگی بیشتر می شود.
همسر من به طور کلی نمی تواند زن را درک کند و اصلا مرا در هیچ شرایطی درک نمی کند. به نظرم اصلا بلد نیست با من رابطه برقرار کند. من دختر بشاش، با روحیه و خوش مشربی بودم که با وجود 26 سال سن الان خستگی و ناآرامی را بیشتر در وجودم احساس می کنم. دختر بسیار فعالی بودم ولی الان خسته ام و زندگی را دوست ندارم. ممنون می شوم اگر کمکم کنید.
پاسخ: شما دارید بازی زندگی را واگذار می کنید آن هم در میانه دهه سوم زندگیتان در جایی که باید بهترین درس ها و لذت های زندگی را با اندوختن تجربه فرا بگیرید. شما حالتان خوب نیست. نه روحی و نه جسمی، در وضعیت خوبی به سر نمی برید. یک مرد با دیدن این شرایط بیشتر به هم می ریزد و درمانده تر می شود و این درماندگی باعث بدتر شدن وضعیت خانه شما می شود. در درجه اول شخص خودتان به روان پزشک مراجعه کنید. روان پزشک درمانگری است که اگر تشخیص افسردگی یا اختلال اضطرابی در ما بدهد با تنظیم لام دارویی کمک می کند ما سریع تر به وضعیت ملایم تر نزدیک شویم. بعد ممکن است لازم باشد زوج درمانی را به کمک بگیرید تا بتوانید با شوهرتان به مسایل اصلی زندگیتان نیز بپردازید.
فکر می کنم سهم همسرتان را در فرسودگی الانتان زیاد کرده اید. منظورم این است که بقیه زندگیتان (تحصیل، کار، موثر بودن، روابط فامیلی، دوستی های شخصی) را به بهانه فقدان یک شوهر خوب تعطیل نکرده اید؟ گیریم اصلا شوهرتان هیولاست اما بنا نیست که همه حال خوب آدم را، ازدواج خوب آدم به او بدهد. حال خوب محصول نمرات مختلفی در زندگی است. نمره ارتباطات آدم، مطالعات او، معنویتش، خانواده اش، موثر بودنش در زندگی.
اینها را نوشتم تا متوجه شوید به بهانه داشتن یک شوهری که درکتان نمی کند، بنا نیست خودتان نیز نیازهای روحتان را درک نکنید.
9 نکته به درد بخور درباره یک ازدواج درست که پدر و مادرتان به شما نگفته اند
1- وقتی بلد نیستیم ارتباط برقرار کنیم، بعید است ازدواج خوبی داشته باشیم زیرا ازدواج به مهارت های ارتباطی بالایی احتیاج دارد. مهارت های ارتباطی موضوع پیچیده ای نیست. در درجه اول ارتباط با خودمان باید درست باشد. کسی که خود کم بین است ارتباط هایی دارد نه به خاطر عشق و تعهد بلکه به خاطر این که ضعف های درونی اش را پر کند. همسر چنین آدمی همیشه باید طوری عالی باشد که این آدم، اعتماد به نفس نداشته اش را از او دریافت کند، این می شود یک رابطه انگلی عاطفی.
2- وقتی خودشیفته هستی، ازدواج نکن زیرا همیشه احساس می کنی حرف های تو، سلیقه تو، طرز حرف زدن تو، مطالعات تو، دین داری تو، اخلاقیات تو و سکوت های تو خیلی خاص اند و همسرت باید فعلا تو و رازهای نبوغت را کشف کند. آدم های خودشیفته به راحتی توانایی نادیده گرفتن احساسات و شعور دیگران را دارند و ممکن است به خودشان حق بدهند براحتی خیانت کنند.
3- مراقب آدم هایی باش که ظاهر اجتماعی موفقی دارند و خیلی حواسشان به همه جزییات زندگی تو هست! گاهی این افراد زمینه اختلال شخصیتی پارانویا دارند یعنی شک و بدبینی. بدبین ها زندگی خود و شما را پس از ازدواج جهنم می کنند. ایشان استعدادی عجیب و هوشی سرشار و عقلی ناقص دارند! تمام هم و غمشان این است که تو در نامزدی قبلی خود چه تجربیاتی داشته ای، کدام رستوران ها رفته ای. همه ساعاتی که باید صرف رشد تو در ارتباط عاطفی ات شود، حرام قانع کردن یک آدم مریض می شود. در دوره نامزدی می شود رفتارهای افراد شکاک را شناخت. یادت نرود شکاک ویروسی به تو می زند که بعدا توجه نرمال یک آدم نرمال را خیلی کم و ناکافی ببینی.
4- مراقب باش خیلی کمال طلب نباشی زیرا کمال طلب perfectionist چنان همه چیز را سخت می گیرد (نامزدی، مراسم عروسی، تشریفات بعد از ازدواج) که زندگی جهنم می شود. کمال طلبها فقط وارد بخش هایی از زندگی می شوند که برنده بشوند و لذت بسیاری از فرصت های ناب زیستن را از دست می دهند.
5- این روزها مراقب "چسبندگی عاطفی" هم باید بود. دختران و پسرانی هستند که به شدت احتیاج دارند که شما حالشان را خوب کنید در حالی که ما در زندگی خودمان بیشتر موظفیم حال خود را ردیابی کنیم. مردانی این چنین توقع دارند که شما همیشه خوشگل و مرتب و خوش اخلاق باشید. این مردان درکی از همسرشان دارند شبیه مادر. مادر، زنی است که همیشه در دسترس، مهربان و حامی است. همسر اگر این چنین باشد اول از همه خودش در هم می شکند زیرا ما بناست فقط با فرزندانمانم تا این حد در دسترس باشیم. برای شوهر باید همسری کرد.
6- هر چقدر نگران اعتیاد به مواد مخدر در نامزدتان هستید، بترسید از این که طرف اعتیاد هیجانی داشته باشد یعنی همیشه باید چیزی جدید در زندگی اش باشد تا او احساس رضایت کند. حالا این ممکن است با تغییر زود به زود شغل و رشته تحصیلی و مطالعات آزاد او باشد یا ممکن است وارد ارتباط های او بشود و هر از گاهی باید ارتباطی موازی را تجربه کند تا شما را دوست داشته باشد. چنین ازدواج هایی خطرناکند زیرا دایم باید همسرتان را بپایید تا دمی به خمره نزند.
7- شاید از فلسفه ازدواج شنیده باشید. ازدواجی موفق است که همه چیز شما نباشد. ما حال خوبمان را از چند منبع می گیریم: خانواده خود، کار خوب، تحصیلات، تاثیرگذاری اجتماعی، دوستان خودمان و ازدواج. وقتی همه حال خوب خود را به عهده همسر بگذاریم یا نامزدتان به عهده شما بگذارد، بازی بسیار خطرناکی آغاز شده است زیرا هیچ انسانی چنین قابلیتی ندارد که در دراز مدت شما را خوشحال نگه دارد.
8- نیم نگاهی به روابط نامزدتان با خانواده اش بیندازید زیرا الگوی رابطه او با مادر و پدرش کلیدهای زیادی در اختیار شما قرار می دهد. مثلا در دوره نامزدی هر بار که با فرهاد بیرون رفته ای مادرش 10 بار تماس گرفته است یا مادر نازنین دایم ساعت ورود و خروج این دختر 25 ساله را چک می کند. معنی اش این است که در این خانه فضای کنترل زیادی حاکم است و خانواده برای حریم شخصی خیلی اهمیت قایل نیستند. بنابراین اگر روزی دیدی همسر تو (دختر این خانواده) دارد پیامک های تلفن همراه تو را بدون اجازه تو می خواند، نباید شاخ در بیاوری زیرا به حریم شخصی او احترامی نگذاشته بودند که الان او این کار را بلد باشد.
9- در حال حاضر مهم ترین دلیل طلاق در ایران مسایل جنسی است. بدون رودربایستی باید هشدار داد که دانش جنسی خود را با کلاس ها و کتاب های خوب و سوال کردن از متخصصان بالا ببرید، به شدت تاکید دارم به سلیقه جنسی خود احترام بگذارید؛ مثلا اگر خواستگار شما بسیار لاغر است و شما از فردی توپرتر خوشتان می آید، اگر چیزهای خوب دیگرش را پذیرفته اید، خوب است به او نیز این سلیقه خود را اطلاع دهید تا کمی تغییرش دهد. خیلی خوب نیست که بعدا حسرت چهره و تیپ یکی دیگر را بخورید. خیلی ظریف باید از شباهت نیازهایی از این دست در خود و نامزد مطلع بود تا بعدا گرفتاری ایجاد نشود.
دکتر شیری

به نوشته شینهوا پزشکان زنده ماندن «ژانگ ویوآن» را نوعى معجزه مى دانند. به گفته رئیس مرکز پزشکان چین این نوع تولد بسیار نادر بوده و از هر یک میلیون کودک با قلب بیرون از بدن، تنها پنج کودک زنده مى مانند.
پسر بچه تاکنون بارها توسط پزشکان متخصص قلب و عروق و اطفال مورد معاینه قرار گرفته تا علت اصلى زنده ماندنش مشخص شود.
سخنگوى بیمارستان مرکزى چین در این باره گفت: "هنوز مطمئن نیستیم که بتوان با استفاده از عمل جراحى، قلب این کودک را به داخل بدنش بازگرداند؛ چرا که قلب پسر بچه در جاى اصلى خود قرار نگرفته است."
والدین این کودک که هر دو زباله جمع کن هستند، پیش از این، کودک را نزد پزشک نبرده و تنها با یک پوشش بر روى قلب وى، از مرگش جلوگیرى کرده و به او اجازه بازى کردن با کودکان دیگر را نمى دادند.
جامعه پزشکى چین متعهد شده، نیمى از مخارج و هزینه هاى عمل قلب این کودک را بپردازد.
فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" همچنین دو جایزه بهترین بازیگر مرد و زن جشنواره برلین را نیز دریافت کرد. جایزه خرس نقره ای بهترین بازیگر زن جشنواره به گروه بازیگران فیلم شامل لیلا حاتمی، ساره بیات و سارینا فرهادی اهدا شد.
شهاب حسینی و پیمان معادی هم به طور مشترک جایزه خرس نقره ای بهترین بازیگر مرد جشنواره را به خود اختصاص دادند. اصغر فرهادی دو سال پیش نیز جایزه خرس نقره ای بهترین کارگردانی را برای فیلم "درباره الی" به دست آورده بود.
جایزه خرس نقره ای بهترین کارگردانی جشنواره برلین هم به اولریخ کولر کارگردان آلمانی فیلم "بیماری خفته" اهدا شد. فیلم "اسب تورینی" به کارگردانی بلا تار فیلمساز مجارستانی هم برنده جایزه ویژه هیئت داوران شد.
جاشوا مارستون و آندامیون موراتاژ برای نگارش فیلمنامه "بخشش خون" جایزه خرس نقره ای بهترین فیلمنامه را به خود اختصاص دادند. جایزه دستاورد ویژه هنری جشنواره هم به وویچک استارون فیلمبردار و باربارا انریکز طراح صحنه فیلم آرژانتینی "جایزه" ساخته پل مارکوویچ تعلق گرفت.
آندرس ویل کارگردان آلمانی فیلم "اگه ما نه پس کی؟" جایزه ویژه آلفرد باوئر را دریافت کرد. جایزه جنبی بخش نسل 14 به اندرو اوکپاها کارگردان فیلم "روی یخ" اهدا شد. در بخش نسل کی هم جایزه خرس بلورین جشنواره برلین به فیلم "گلزن لیورپول" به کارگردانی آریلد اندرسون نروژی رسید.
فیلم "حتی باران" ساخته ایسیار بولین و مستند "در بهشت زیر زمین" به کارگردانی بریتا ووئر جایزه فیلم برگزیده تماشاگران در بخش جنبی چشم انداز را دریافت کردند.
از جمله چهره های سرشناس مهمان جشنواره برلین که در مراسم اختتامیه هم حضور داشتند می توان به جف بریجز، جاش برولین، هیلی استاینفلد، کوین اسپیسی، پل بتنی، جرمی آیرنز، دایان کروگر، کالین فرث، هلنا بونهام کارتر، رالف فاینس، جرارد باتلر، برندان گلیزن، هری بلافونته و دامینیک کوپر اشاره کرد.
به این ترتیب شصت و یکمین دوره جشنواره بین المللی برلین پس از یازده روز به کار خود پایان داد.
بیش از 15 درصد زنان در زمانی در طول زندگی برای باردار شدن، دچار مشکلاتی میشوند. باردار نشدن زمانی یک مشکل خوانده میشود که فرد بعد از یک سال تلاش، همچنان ناکام مانده باشد. از زمانی که مشکلات باروری گریبانگیر بیش از 3/7 ملیون زوج آمریکایی شده است، تحقیقات وسیعی پیرامون اثرات شیوه زندگی و رژیم غذایی بر این موضوع انجام میشود.
در حدود یک سوم از مشکلات باروری گزارش شده، اشکال از جانب مرد است. یک سوم از جانب زن و یک سوم باقی مانده از سوی هر دو زوج است. مشکلات مردان معمولا به تعداد اسپرمهای سالم مربوط میشود. ولی مشکلات زنان میتواند ناشی از چندین عامل مختلف باشد: مشکلات ساختاری رحم، لوله های فالوپ مسدود شده و در اغلب موارد تخمکهای ناسالم.
رژیم های غذایی و شیوه ی زندگی هم میتوانند عامل بوجود آورنده ی این مشکلات باشد. در اینجا به چند مورد از این موارد اشاره میکنیم:
وزن
وزن زنان میتواند قدرت باروری آنان را تحت تاثیر قرار دهد. در حقیقت، طبق تحقیقات انجمن پزشکی زاد و ولد آمریکا، 12 درصد ناباروریها ناشی از نامتعادل و نامناسب بودن وزن افراد است. میزان کم چربی بدن مقدار هورمون استروژن را به قدری کاهش میدهد که قدرت باروری را از بین میبرد. همینطور زیاد بودن چربی بدن میزان هورمون استروژن را افزایش میدهد، که در این حال این هورمون مثل قرصهای ضدبارداری عمل کرده و تخمک گذاری را متوقف میکند. همچنین چاقی، باعث میشود تا درمانهای موجود کارساز نباشند.
تنها زنان نیستند که با اضافه وزن قدرت باروری را از دست میدهند. مطالعات مختلف نشان میدهند که اضافه وزن مردان تولید اسپرمهای ناسالم را افزایش میدهد. تعدادی از محققان توصیه میکنند که مردان برای حفظ قدرت باروری، باید مقدار فراوانی سبزیجات و میوه های تازه مصرف کنند. این مواد با فراهم کردن آنتی اکسیدانت، از آسیب دیدن اسپرمها جلوگیری میکنند. ولی در کل، تحقیقات نتایج مختلف و متفاوتی ارائه کرده اند.
سندرم پلی کیستیک تخمدان
این بیماری ناشی از عملکرد غیرطبیعی غدد درون ریز بدن است، که اغلب تخمک گذاری را دچار مشکل میکند. در زنانی که به این اختلال گرفتارند، میزان هورمونهای جنسی و هورمون انسولین نامتعادل است و تولید تخمک و چرخه ی قاعدگی اغلب دچار مشکل میشوند. علاوه بر نازایی، این اختلال خطر ابتلا به دیابت، بیماریهای قلبی و انواعی از سرطانها را افزایش میدهد. خوشبختانه، کاهش وزن فقط به میزان 5 درصد برای طبیعی شدن سطح هورمونها در بدن و بازگشت قدرت باروری کافی است. فعالیتهای فیزیکی منظم نیز اثر بسزایی دارند. همینطور رژیم غذایی حاوی فیبر نیز مهم است.
کم خونی
کمبود سلولهای خونی سالم ناشی از کمبود آهن، کمبود ویتامین B-12 و کبود فولات، با ناباروری رابطه ی مستقیم دارد. تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است ولی میتوان گفت که زنان میتوانند با رژیم غذایی سالم، از بروز بسیاری از انواع کم خونی ها پیشگیری کنند. برای پیشگیری از کمبود فولات مقدار فراوانی سبزیجات و حبوبات مصرف کنید. اگر از محصولات حیوانی استفاده نمی کنید (از جمله لبنیات)، از غذاهای غنی شده و مکملهای غذایی برای دریافت میزان کافی ویتامین B-12 استفاده کنید.
رژیم غذایی
عادتهای غذایی متعادل و سالم میتواند به قدرت باروری کمک کند. در یک مطالعه ی وسیع، بیش از 17000 پرستار گزارش دادند زنانی که رژیم های غذایی مناسب دارند بیشتر از 66 درصد، کمتر به اختلالات باروری و تخمک گذاری دچار میشوند. زنان مورد مطالعه در این تحقیق رژیم غذایی سرشار از چربی های سیرنشده (این چربی در روغن زیتون و آجیل یافت میشود) و پروتئینهای گیاهی و چربیهای ترانس بسیار کم داشتند. این نوع عادتهای غذایی باعث میشوند که میزان انسولین به طور طبیعی به حد معمولی برسد و این امر باعث مهیا شدن آنتی اکسیدانتهای ضروری میشود.
تنباکو
مصرف تنباکو قدرت باروری را هم در مردان و هم در زنان تهدید میکند. تنباکو در زنان خطر بوجود آمدن جهشهای ژنتیکی را در تخمک افزایش میدهد. همچنین در مردان باعث تولید اسپرمهای ناسالم، کاهش میزان تولید اسپرم و اختلال در قدرت حرکتی اسپرمها میشود. همچنین نیکوتین و سایر مواد شیمیایی، تخمک گذاری را با کاستن از میزان ترشح استروژن دچار مشکل میکنند.
باید توجه داشت که نتایج بسیاری از این تحقیقات تنها رابطه ی بین شیوه ی زندگی و بیماریها را مشخص میکنند، و در بیان علت وقوع این پدیده ها ناتوان اند.
.:: This Template By : web93.ir ::.