+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۵
به گزارش ساینس دیلی، نشانه های بیماری پارکینسون شامل سفتی تدریجی عضلات، لرزش و از دست رفتن مهارت های حرکتی است. این بیماری به دلیل مرگ سلول های مغزی بروز می کند که ماده شیمیایی دوپامین تولید می کند. این ماده برای هماهنگی سلول ها حیاتی است.
درمان این بیماری نیز داروی L-dopa است که دوپامین را افزایش می دهد اما می تواند مشکلاتی برای ماهیچه ها ایجاد کند.
اکنون گروهی از محققان زیست پزشکی در دانشگاه آکسفورد آمپول جدیدی ابداع کرده اند که حاوی سه ژن است و این ژنها برای ساخت دوپامین ضروری هستند.
با تزریق این آمپول در شرایط بیهوشی فرد، می توان دوباره کارخانه تولید دوپامین در مغز را فعال کرد.
دانشمندان با انجام تحقیقات خود بر روی بیماران مبتلا به این بیماری می گویند فقط یک آمپول برای درمان بیماری پارکینسون کافی است.
آنها در آزمایش های خود این آمپول را به 9 نفر تزریق کردند. یافته های آنها نشان داد که لرزش و سفتی عضلات این بیماران به طور متوسط 43 درصد کاهش یافت.
این درمان در یکی از این بیماران راه رفتن را تا 61 درصد بهبود بخشید و برخی از بیماران توانستند سوار اتوبوس شوند و یا پس از سالها، گلف بازی کنند.
به گفته پژوهشگران این درمان تزریقی نوین، هیچ عوارض جانبی جدی در بر نداشته است.
با این حال دانشمندان قصد دارند آزمایش های بیشتری در این زمینه انجام دهند. آنها پیش بینی می کنند دست کم این دارو 6 سال دیگر وارد بازار شود.
نتایج این تحقیقات در کنفرانس انجمن ژن و سلول درمانی ارایه شد.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۵
به گزارش ایسنا، اگر این اضطراب طولانی شود، می تواند مشکل و ناراحتی های جدی ایجاد کند و ممکن است مشکلات بهداشتی جدی تری را بوجود آورد. در این مقاله چند راهکار خانگی و مفید برای کاهش اضطراب ارائه شده است.

به گزارش پایگاه اینترنتی ارنج اتوریتی، بروز اضطراب در فرد باعث می شود که ضربان قلب تندتر شود، فشار خون افزایش پیدا کند و بسیاری از علائم دیگر که ناشی از تنش های روزانه هستند.

کارشناسان علوم بهداشت روانی در این مقاله تاکید کردند که با 4 روش زیر حتی اگر اضطراب شما به طور کامل درمان نشود اما علائم آن تا حد زیادی کاهش پیدا می کند.

راه کار اول این است که پرتقال را بعنوان بخشی از رژیم ضداضطراب خود در نظر داشته باشید. بر اساس دو مطالعه ای که در مطب دندانپزشکی صورت گرفت معلوم شد که پخش کردن بوی روغن خاص پرتقال در هوا می تواند اعصاب بیماران مضطرب را آرام کند. برای بهره مند شدن از این تاثیر کافی است پوست پرتقال را بکنید و آن را مقابل بینی خود بگیرید و عطر آن را استشمام کنید. این اقدام موجب می شود که فشار خونتان کاهش پیدا کند. به این ترتیب دفعه بعد اگر مضطرب شوید آرام یک جا بنشینید، خود را آرام کرده و یک پرتقال بزرگ را پوست بکنید.

شگرد دوم این است که هر وقت علائم اضطراب را در خود حس کردید مثلا دچار افزایش سرعت ضربان قلب شدید یک قاشق چایخوری عسل را به همراه یک نوک انگشت جوزا داخل یک فنجان آب پرتقال ریخته و پس از هم زدن آن را بنوشید تا این معجون شما را سرحال بیاورد.

شگرد سوم گیاه رزماری است. رزماری در سده های میانه به عنوان گیاهی برای دور کردن ارواح شیطانی استفاده می شد. امروزه متخصصان دریافتند که این گیاه تاثیر آرامش بخشی روی اعصاب دارد. در این مقاله توصیه شده است که برای بهره مندی از تاثیر آرامش بخش روزماری از چای آن استفاده کنید. یک تا دو قاشق چایخوری رزماری خشک شده را داخل یک فنجان آب جوش بریزید، 10 دقیقه آن را کنار بگذارید تا خیس بخورد سپس آن را بنوشید. بو کردن رزماری هم می تواند به شما آرامش بدهد و می توانید از عطر این گیاه برای کاهش اضطراب استفاده کنید.

روش چهارم این است که یک سوم فنجان جوش شیرین و یک چهارم فنجان زنجبیل تازه رنده شده را داخل وان آب گرم بریزید و مدت 15 دقیقه داخل وان دراز بکشید، این کار تنش و اضطراب شما را کاهش می دهد.

علاوه بر اینها تنفس عمیق، یوگا و مدیتیشن نیز می توانند به شما آرامش بدهند.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۵
«ساسانیان» اثر «کریستین سن» یکى از منابعى است که به این عجایب اشاره کرده است و از گنج گاو، دستمال نسوز، تاج یاقوت نشان، تخت طاقدیس، طلاى مشت افشار، گنج بادآورد و شطرنجى از یاقوت و زمرد به عنوان عجایب هفت گانه بارگاه پادشاه ساسانى نام برده است. فردوسى نیز در قصیده ای، از «هفت گنج» خسرو پرویز نام مى برد. هندیان بودایى هم به تقلید از «هفت گنج» خسرو پرویز، پادشاه ساسانى، «هفت گوهر» را ترتیب داده بودند.


گنج گاو
کشاورز مثل هر روز، «غباز» (خیش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حرکت کرد. به مزرعه که رسید توشه ظهر را زیر درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمین فرو کرد متوجه شیئى سخت شد. با دست شروع به کندن زمین کرد و ناگاه با ظرف قدیمى برخورد کرد. آن را بیرون آورد، ولى باورش نمى شد. ظرف پر از سکه بود. سکه را که نگاه کرد نام اسکندر روى آن حک شده بود. کشاورز براى نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسرو پرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بکنند و ظروف دیگر را از خاک بیرون بکشند. صد کوزه نقره و طلا که مهر اسکندر بر آن حک شده بود، از خاک بیرون آمد. خسرو پرویز، این گنجینه را که یکى از عجایب هفت گانه کاخش بود، گرفت و یکى از کوزه ها را به کشاورز داد. گنج را در جایى از کاخ مخفى کرد و آن را «گنج گاو» نامید.


دستمال نسوز خسرو پرویز
یکى دیگر از عجایب بارگاه خسرو پرویز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست هاى خود را پاک مى کرد و چون کثیف و چرب مى شد آن را درون آتش مى انداخت تا آتش آن را تمیز کند، دستمال پاک مى شد ولى نمى سوخت. به احتمال قوى جنس این دستمال از پنبه کوهى بوده است.

تاج یاقوت نشان خسرو پرویز
از دیگر عجایب کاخ او تاج خسرویى بود. تاج خسرو پرویز از مقدار زیادى طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوت هاى به کار رفته در تاج طورى مى درخشید که به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى کردند و یاقوت هایش همه جا را روشن مى کرد. زمردهایش چشم افعى را کور مى کرد. این تاج آنقدر سنگین بود که زنجیرهایى از طلا را از سقف آویزان کرده بودند و تاج را بر این زنجیرهاى طلا بسته بودند، طورى که تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگیرد و سنگینى تاج را احساس نکند.


تخت طاقدیس بارگاه خسرو پرویز
یکى دیگر از عجایب بارگاه خسرو تخت طاقدیس اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هایش از نقره و طلا بود. سقف این تخت از زر و لاجورد بود. صور فلکی، کواکب، بروج سماوی، هفت اقلیم، صورت هاى پادشاهان، مجالس بزم و شکار، بر این سقف، حک شده بود. روى آن وسیله اى براى تعیین ساعت روز نصب شده بود. چهار یاقوت، هر یک به تناسب یکى از فصول سال دیده مى شد. بر بالاى آن وسیله اى بود که قطراتى مانند قطرات باران را فرو مى ریخت و صدایى رعدآسا به گوش مى رسید.


طلاى مشت افشار
خسرو پرویز قطعه طلایى اعجاب انگیز داشت که به طلاى مشت فشار یا مشت افشار معروف بود. این قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. این قطعه زر به هر شکلى حالت مى گرفت. این قطعه طلا را از معدنى در تبت براى خسرو استخراج کرده بودند و 200 مثقال وزن داشت.


گنج بادآورد
«گنج بادآورد» از عجائب دیگر دستگاه پرویز است. هنگامى که ایرانیان اسکندریه را محاصره کردند، رومیان ثروت شهر را در کشتى هائى نهادند تا به مکانى امن بفرستند، اما باد به جهت مخالف وزید و کشتى به سمت ایرانیان آمد. ثروت را به تیسفون بردند و «گنج باد آورد» نامیدند.


شطرنجى از یاقوت و زمرد
از عجایب دیگر دستگاه پادشاه ساسانی، شطرنج مخصوصى از جنس یاقوت و زمرد بود.

خسروپرویز شاید از معدود پادشاهانى باشد که از همسرش نیز در برخى از منابع تاریخى به عنوان یکى از عجایب دربار او نامبرده شده است. در تاریخ ثعالبى به جز آنچه که در بالا اشاره شد، از زن او شیرین، قصرش تیسفون، درفش کاویانی، رامشگران دربار ساسانی، اسب خسرو به نام شبدیز و فیل سفید دربار نیز به عنوان گنج هاى خسرو و عجایب دربار او یاد شده و درباره برخى از آنها توضیحاتى آمده است. در تاریخ ثعالبى آمده است: «شیرین و خسرو در جوانى دلباخته یکدیگر شدند، اما وقتى خسرو به پادشاهى رسید شیرین را فراموش کرد. شیرین که بار دیگر در پى جلب عشق خسرو برآمده بود، روزى در سر راه شکار او قرار گرفت و آتش عشق فراموش شده در دل خسرو روشن شد. او در همان لحظه او را به زنى گرفت. شیرین بعد از راهیابى به کاخ پس از چندى مریم بانوى اول زرتشتیان را مسموم کرد و خود زن اول دربار شد.»
اسب خسرو «شبدیز» هم از دیگر عجائب کاخ اوست که در تاریخ ثعالبى از آن نامى به میان آمده است. خسرو گفته بود اگر کسى خبر مرگ «شبدیز» را بدهد او را خواهد کشت. هنگامى که «شبدیز» مرد تنها «باربد» جرات کرد نغمه اى را بخواند و در آن خبر مرگ شبدیز را بدهد. او خواند: «دیگر شبدیز نمى خواند و نمى چرد.» شاه گفت: «مگر او مرده است.» وباربد گفت: «شاه چنین فرماید.»
«باربد» خود نیز از عجائب دستگاه پرویز بود. «سرکس» از خنیاگران دربار که به او حسادت مى کرد در فرصتى مناسب او را کشت. خسرو وقتى دانست باربد به دست سرکس کشته شده است دستور قتل «سرکس» را هم داد.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۵
همه چیز جز ماشین ظرفشویی بهش داده ها... اما دریغ از یک ذره سلیقه! اون از وضع جهازیه دادنشون که نصف جنسها رو خواهر و برادر و فامیلاش توی مراسم پاتختی هدیه دادن؛ اون هم از وضع جنس و مارک و چیدمان.

به پسرم گفتم این فرشه که خالش بهتون کادو داده را بندازین جلوی در، خودم یک تخته فرش شیک زمینه گل بهی برات می گیرم. من که این همه خرج مراسم عروسیت کردم... فرش هم اضافه بشه.

جشن عقد، حنابندان، مراسم عروسی، پاتختی و .. همه و همه در گذشته بهانه ای بود تا اعضای یک فامیل بیشتر در کنار هم باشند و فارغ از هر نوع حرف و نقل و چشم و هم چشمی برای جشن ازدواج دو جوان بیشتر خوشحالی و پایکوبی کنند. البته هر یک از این مراسم، رسم و رسومات خاص خود را داشته و هر بخش از هزینه ها را یکی از طرفین ازدواج باید بر عهده می گرفت. مثلا جشن عقد جزو مراسمی بوده که عمدتا در منزل دختر خانم و با هزینه پدر دختر تامین می شد. اما از طرف دیگر هزینه های پذیرایی مانند میوه و شیرینی و .. توسط خانواده داماد آورده می شده و یا جهیزیه جز مسئولیتهایی است که خانواده دختر تامین آن را بر عهده دارند اما هزینه و مسئولیت انتقال این کالاها بر عهده خانواده داماد بوده است.

از آنجا که در هر حال تشکیل یک زندگی نوپا با هزینه های زیادی همراه است، از یک طرف اقوام عروس سعی داشتند بخشی از جهیزیه را برای کمک بیشتر به پدر دختر خانم، به صورت هدیه ازدواج به وی بدهند و از سوی دیگر اقوام داماد نیز برای کمک به تامین هزینه های مراسم ازدواج، سعی داشتند که از پول برای هدیه ازدواج استفاده کنند تا کمک خرج داماد و خانواده وی شود، این مسایل کاملا طبیعی بود و هیچ حرف و بحثی نیز به دنبال نداشت. اما به مرور زمان و با اینکه هزینه های زندگی هر روز بیشتر و بیشتر می شود، مراسم ازدواج و اقدامات جانبی آن هم پرخرج تر و پرخرج تر شده و هر یک از خانواده های عروس و داماد به نوبه خود بار سنگینی را متحمل می شوند. یکی از این مسئولیت های پر هزینه، تهیه جهیزیه از جانب خانواده دختر است.

مسلما از جمله مقدمات شروع زندگی مشترک هر زوج جوان، تهیه ی لوازم و اسباب خانه است. این لوازم که شامل کلیه ی اثاث مورد نیاز منزل، وسایل اساسی منزل و جزییات اسباب رفاهی می باشد، غالبا به تناسب عرف خاص هر منطقه، از حداقل ضروریات تا حد بسیار تجملی متغیر است و البته هزینه و مسؤولیت تهیه ی این لوازم به تبع آداب و رسوم هر منطقه به عهده ی داماد و یا عروس می باشد.

در عرف غالب جامعه ی ایرانی این مسؤولیت به عهده ی دختر - و به عبارت بهتر - پدر دختر می باشد و هزینه آن، که می تواند بسیار قابل ملاحظه و اغلب برای خانواده ها سنگین باشد، عموما بر دوش خانواده ی عروس، سنگینی می کند به خصوص که به مرور زمان که چشم هم چشمی، گرایش به تجملات و خیل گسترده اجناس شیک و لوکس وارداتی بیشتر شده و مسلما چشم هر بیننده زیبا پسندی را به خود خیره می کند، گویی رسم و رسومات قدیمی ما ایرانیان هم رنگ باخته و مساله جهیزیه و تامین مایحتاج اولیه زندگی تبدیل به یک پروسه سخت و ملال آور برای خانواده دختر شده و آن را تبدیل به مانعی برای ازدواج جوانان کرده است.

جهیزیه امری است که در ایران و برخی از کشورها معمول است و عبارتست از تامین و فراهم نمودن اسباب و وسایل برای زندگی جدید که معمولا از طرف خانواده عروس به خانه داماد برده می شود.

مسلما دختر و پسری که قصد دارند زندگی مشترک خود را آغاز کنند، در ابتدای زندگی بایستی حداقل وسایل مورد نیاز برای زندگی را داشته باشد. چرا که در غیر این صورت مجبورند سر بار دیگران بوده و از همان ابتدا استقلال از خود نداشته باشند. اما توجه داشته باشید که صحبت از حداقل ها و از طرف دیگر توانایی مالی خانواده دختر است و اصلا قرار نیست از هر وسیله ای چندین و چند نمونه با مارکها و مدلهای خاص وجود داشته باشد، در حالی که شاید خیلی از این وسایل و کالاها واقعا قابل استفاده نبوده و یا تا سالهای طولانی نیازی به استفاده از آنها نشود.

اصولا تشریفات آنچنانی و جهیزیه های پربها موانع مهمی را در راه ازدواج فراهم می کنند و گاه دیده شده زن و مرد به خاطر هزینه های فراوان با کوله باری از قرض و بدهکاری وارد خانه بخت شده و پس از چند روز که از آغاز زندگی مشترکشان نمی گذرد، ناسازگاری هایی ناشی از مشکلات مالی و هزینه های زندگی آغاز می گردد.

در طی مشاوره هایی که در این زمینه داشته ام، با یک مورد قابل توجه مواجه شده ام که در آن جوانی در طی مراسم خواستگاری رسمی به توافق لازم با طرف مقابل رسیده و کار به مراحل پیشرفته تر کشیده شد. اما از شروط مهم خانواده عروس برای این وصلت این بوده است که چهار کالای بزرگ خانه از جمله یخچال و فریزر ساید بای ساید، ماشین ظرفشویی، ماشین لباسشویی و مایکروویو باید توسط آقای داماد تامین شود. نکته قابل توجه در این میان ان بود که حتی خانواده عروس نوع مارک اجناس را هم مشخص کرده بودند.

با بررسی بیشتر در مورد علل این شرط، متوجه شدیم که خانواده این دختر خانم دارای چهار دختر در شرف ازدواج بودند و مسلما تامین هزینه های جهیزیه همه آنها برای اکثریت خانواده ای ایرانی (آن هم با این همه تجملات و چشم و هم چشمی) بسیار سخت و هزینه بر است و خانواده این خانم به جای اینکه به فکر تهیه جهیزیه مختصر و با سلیقه ای برای فرزندانشان باشند، به خاطر تجملات و شکل گیری رسومات غلط میان اعضای جامعه، چنین راه حلی را انتخاب کرده اند. اما غافل از اینکه اینگونه اقدامات در بهترین وضعیت هزینه های زندگی دو جوان نوپا را بسیار بالا برده و دو جوان را در ابتدای زندگی متحمل هزینه های بسیار سنگین و کمر شکن می کند. از طرف دیگر بسیاری از خانواده ها نیز زیر بار چنین شروطی نرفته و مساله ازدواج دو جوانی که تقریبا در همه زمینه ها به توافق رسیده اند، منتفی می شود.

در نهایت ذکر این نکته مهم به نظر می رسد که از جمله پیامدهای جهیزیه به شکل کنونی بالا رفتن سن ازدواج و افزایش تعداد دختران مجرد است. به علت عدم آماده بودن جهیزیه در حد قابل قبول، یعنی کلیه وسایل اعم از اساسی و غیر اساسی، ضروری و غیرضروری و به صورت افراطی توام با تجمل گرایی و البته هر کدام از این تبعات منفی خود ریشه ی بسیاری ناهنجاری های دیگر در جامعه خواهند بود. هم چنین آثار منفی روانی مسؤولیت تهیه ی جهیزیه، آن هم از نوع کامل و با شاخ و برگ فراوان آن و بحث چشم و هم چشمی ها، در بسیاری جهات به صورت جدی قابل تامل است و اگر جهیزیه بخواهد روند تجملی خود را پیش ببرد، این بار کمرشکن بر دوش هر که باشد، کل جامعه را با بحران افزایش سن ازدواج، افزایش تعداد پسران و دختران مجرد، فشارهای روانی و... رو به رو خواهد ساخت.

این معضل وقتی رنگ فاجعه به خود می گیرد که بدانیم متاسفانه همین جهیزیه معیار انتخاب همسر برای برخی خانواده ها تلقی می گردد و شخصیت دختر را به «قیاس به جهیزیه اش» به شدت مورد سؤال قرار می دهد. البته ما قصد نداریم به یک باره این عرف را با پیشینه ی تاریخی و ریشه ی عمیقش در جامعه کنار بگذاریم و اصولا این انتظار منطقی نخواهد بود، اما توجه به این مساله ضروری به نظر می رسد که منظور از تهیه جهیزیه تنها تامین مایحتاج و مقدمات یک زندگی برای دو جوانی است که تازه می خواهند زندگی خود را آغاز کنند و اصلا دلیلی وجود ندارد که خانواده دختر بخواهد برای تامین لوکس ترین، آخرین مدل ترین و گران قیمت ترین اجناسی که در بازار وجود دارد خود را به زحمت انداخته و دچار مشکل شوند. در حقیقت خود این دو جوان هستند که باید به مرور زمان و مطابق با توانایی مالی خود زندگی شان را شکل داده و لوازم زندگی را مطابق با سلیقه و توان مالی شان بسازند و اصلا قرار نیست که تمام بار این مساله بر دوش خانواده دختر بیفتد.

توجه به این مساله حتما از بسیاری تبعات منفی روانی و فشارهای وارد بر زن و خانواده ی وی می کاهد و کار کرد روانی این اصلاح، موفقیت کوچکی نخواهد بود و بر روند تجمل گرایی جهیزیه نیز تاثیر مثبت خواهد داشت و می تواند از میزان آن بکاهد.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۵
ایسنا: چاقی و اضافه وزن معضل بزرگی است که اکثر افراد در مهمترین سالهای عمر خود با آن مواجه می شوند و همواره به دنبال راهکاری برای خلاصی از این بحران هستند.

اگر شما هم همیشه در تلاش بوده اید تا با کم خوردن و رژیم های غذایی سخت وزن خود را کاهش دهید از این نکته مهم نیز مطلع باشید که خوردن غذاهای سالم روشی ساده تر و موثر برای کاهش وزن است.

به گزارش پایگاه اینترنتی مدگورو، متخصصان تغذیه در این مقاله جدید تاکید کردند: برای اینکه کالری کمتری مصرف کنید توصیه می شود که مقدار کالری مصرفی روزانه خود را اندازه بگیرید. با این روش می توانید تشخیص دهید که برای ساخته شدن عضلات بدنتان و تامین بدن خود با ریزه مغذی های کافی و مناسب به چه مقدار کالری در روز نیاز دارید و در نتیجه از مصرف زیاد کالری جلوگیری کنید.

وقتی سعی کنید وزنتان را کم کنید اگر غذای سالم را انتخاب کنید هم می توانید مواد مغذی ضروری را دریافت کنید و هم مقدار کالری مصرفی خود را به طور معمول کاهش می دهید. درک این تعادل برای اکثر افرادی که در پروسه کاهش وزن گرفتار شده اند حیاتی است. اگر تصور می کنید کم خوردن و خوب نخوردن به شما کمک می کند وزنتان را کم کنید در اشتباه هستید چون به تدریج عضلات و همچنین انرژی خود را نیز از دست می دهید.

به گفته متخصصان تغذیه، میوه ها و سبزیجات تازه کامل ترین مواد غذایی برای کسانی هستند که قصد دارند وزن خود را کم کنند. بعلاوه میوه ها و سبزی هایی مثل توت فرنگی، مرکبات و سبزیجاتی چون فلفل سبز و گوجه فرنگی نیز گزینه های مناسبی هستند چون کالری آنها پایین بوده و سرشار از ویتامین C است.

یک خوردنی مناسب دیگر برای کاهش وزن آووکادو است. این میوه سرشار از فیبر خوراکی و اسیدهای چرب امگا – 3 است که نه تنها برای قلب مفید است بلکه نقش مهمی در عملکرد مناسب مغز و رشد و تکامل طبیعی بدن ایفا می کند.

به گزارش ایسنا، در این مقاله همچنین تاکید شده است که اگر هم غذای سالمی را انتخاب می کنید همیشه به یاد داشته باشید که مراقب مقدار غذایی که می خورید باشید. بدین معنی که حتی اگر غذای سالم می خورید حتما باید مصرف آن را کنترل کرده و تعادل را نگه دارید.

توضیح اینکه اگر گوشت کم چرب و یا ماهی سالمون مصرف می کنید حتما مقدار کمی از این مواد غذایی را برای هر وعده غذایی تهیه کنید. یک یا دو فنجان نخود فرنگی سبز یا کلم بروکلی نیز در کنار یک تکه نان سبوس دار گزینه مناسبی است.

یک اصل بسیار مهم را همیشه به یاد داشته باشید. بدن افرادی که قصد کاهش وزن دارند وقتی زمان کسب انرژی می رسد خیلی سریعتر مواد غذایی بویژه پروتئین و چربی را جذب می کنند به همین خاطر توصیه می شود این افراد از مصرف نان و کربوهیدارت تصفیه شده و سفید به جای سبوس دار و موادی که چربی و پروتئین زیادی دارند پرهیز کنند.

به گفته کارشناسان آکادمی پزشکان خانواده در آمریکا یک راه کار موثر برای کنترل غذایی که می خورید، یادداشت کردن است. این کار به شما امکان می دهد نیاز واقعی بدن خود را پیدا کرده و زیاده خواهی نکنید.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۵
روی فرم بودن و داشتن اندامی متناسب منحصر به سن خاصی نیست و مستلزم مراقبت از ماهیچه ها و انعطاف پذیری شان است.

شما از این نظر در چه وضعیتی قرار دارید؟ می توانید یک سری تمرینات خاص را انجام دهید و سپس قضاوت کنید که وضعیت تان چه طور است و در چه زمینه هایی باید خود را اصلاح کنید.

فایدۀ انجام این تست ها تعیین وضعیت جسمی تان و تشخیص دقیق زمینه هایی است که باید بهبود یابند. کافی است که این تمرینات را تکرار کرده و پیشرفت خودتان را مورد ارزیابی قرار دهید. ضمناٌ تمرین ها و فعالیت های دیگری هم وجود دارند که با استفاده از آنها می توانید این تمرینات را تکمیل کنید. مانند تغذیه که در آن تنوع عنصر بسیار مهمی است.

تست ماهیچه ها

بازوهایتان به اندازۀ کافی عضلانی هستند؟
می توانید 20 بار شنا بروید؟ (دست ها روی زمین، بازوها کشیده، روی یک تخته شنا بروید: بازوها را خم کرده و سپس بالا بیاورید) اگر می توانید، در این صورت خیالتان راحت باشد. بالای 10 تا هم بد نیست!
اگر کمتر از 10 تا 15 بار بتوانید شنا بروید، باید تمرینات جدی تری داشته باشید! اگر حداقل 4 بار در هفته و هر بار توانستید 40 بار شنا بروید، دیگر مطمئن باشید که بازوهایتان به اندازه کافی عضلانی هستند.

عضلات شکم تان چه وضعیتی دارند؟
با بلند کردن بالاتنه، عضلات شکم تان را تست کنید: روی کمر دراز بکشید، پاها را جمع کرده و به سمت سینه بیاورید. دست هایتان را پشت سر برده و نیم تنه تان را تا حد ممکن بالا بیاورید. اگر توانستید این تمرین را 30 بار تکرار کنید، عضلات شکم تان روی فرم هستند. اگر بین 20 تا 30 بار موفق شدید، توصیه می شود که حداقل دو بار در هفته این تمرین را انجام دهید. اگر توانایی تان کمتر از این تعداد است، باید به کمک تمرین های ویژه تسمه شکمی تان را بازسازی کنید.

تست انعطاف پذیری

درجه انعطاف پذیری بازوهایتان چه قدر است؟
بنشینید و کمرتان را صاف نگه دارید، بازوهایتان را به پشت کشیده و انگشتانتان را به هم قلاب کنید. بازوهایتان را تا حد ممکن بالا بیاورید و 20 ثانیه در این وضعیت بمانید. اگر وضعیت انعطافی تان خوب باشد، می توانید، بازوهایتان را به موازات زمین بالا بیاورید.
این بار، بازوها را به بالا بکشید، انگشت ها را به هم قلاب کرده و کف دست ها را بالا ببرید. با بالابردن شانه ها به سمت عقب، خودتان را بالا بکشید. هرچه این تمرین را راحت تر انجام دهید، یعنی انعطاف پذیری بیشتری دارید.

درجه انعطاف پذیری پاهایتان چه قدر است؟
روی کمر دراز بکشید، پاها را خم کرده، کف پا را روی زمین بگذارید. یک پا را در راستای عمود بکشید. با دست هایتان این پا را گرفته و سعی کنید تا حد ممکن به صورتتان نزدیکش کنید (پا باید کشیده و صاف بماند). با تکرار زیاد، می توانید انعطاف پذیری پاها را بیشتر کنید.

فاصله از مقابل را زیاد کنید: در این مرحله، همچنان روی زمین بمانید، پاها کشیده و در بیشترین فاصلۀ ممکن از یکدیگر قرار دارند، در حالی که دست هایتان روی زمین هستند و در دورترین فاصلۀ ممکن از بدن تان قرار دارند، نیم تنه تان را به سمت جلو خم کنید.

تست تعادل

بایستید، بازوها را به صورت صلیب قرار دهید، یک پا را خم کرده و بالا بیاورید، 10 ثانیه بدون حرکت در این حالت بمایند. با بالا آوردن پا تا بیشترین حد ممکن و منقبض کردن باسن و شکم، می توانید این حرکت را ارتقا دهید.
می توانید این تمرین را با بازوهای باز به سمت بالا و پایی که بیشتر از 90 درجه جمع نشده، هم انجام دهید. تمرینی دیگر: بایستید، با دست، پایتان را از پشت بگیرید. تا جایی که می توانید پایتان را به باسن نزدیک کنید. کشش و تعادل در این وضعیت را حدوداً 10 ثانیه حفظ کنید.

فراموش نکنید که هدف از انجام این تمرینات این است که شما احساس کنید روی فرم هستید و از لحاظ جسمی، روحی و... شرایط خوبی دارید. بنابراین به این تناسبات بپردازید.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۵
پسرم مدام نق می زند. هر بار که داد می زند و حرفی را کش می دهد: آاااااب می ی ی ی ی خواااام دلم می خواهد فرار کنم یا فریاد بزنم. گوش هایم را می گیرم و احساس می کنم از زندگی سیر شده ام. لطفاً به من بگوئید: چه کنم؟

چگونگی رفتار با بچه های بدخلق
این کار مثل کشیده شدن ناخن بر روی تخته سیاه بسیار آزار دهنده و غیرقابل تحمل است. به راستی چه فرزند باهوشی داریم که توانسته بهترین راه جلب توجه ما را بیابد! وقتی ما بچه بودیم، معمولاً نق نمی زدیم و بی حوصله نمی شدیم. آنقدر افراد مختلف در اطراف مان برای نوازش و توجه بودند که وابستگی افراطی به والدین نداشتیم. یاد گرفته بودیم خودمان وقت مان را پر کنیم و توقع نداشتیم پدر یا مادرمان با ما بازی کنند. آنها ما را به بیرون از خانه برای خرید یا بازی می فرستادند و ما عصرها خسته و گرسنه برمی گشتیم و بعد از صرف غذا می خوابیدیم، تا صبح، دوباره بازی را از سر بگیریم. اما حالا فرزندان ما تنهای تنهایند و ما بیشتر از والدین مان بی حوصله و سرگرم کار بیرون از منزل، رتق و فتق امور، صحبت با تلفن، گفتگوهای درونی بی پایان و بی نتیجه هستیم و تنهایی کودک محلی از اعراب ندارد!

ما وقتی به او می رسیم که تمام انرژی و حس حیات مان ته کشیده و از او می خواهیم: فقط ساکت باشد و برود فیلم یا کارتون ببیند! انواع کلاس های زبان، ژیمناستیک، شنا، موسیقی، بازی با رایانه، تماشای کارتون های سیندرلا، مرد عنکبوتی، گربه های اشرافی و... عصای دست ماست برای باز کردن آنها از سر خود و زمانی که او سعی در جلب توجه ما دارد، عجله داریم که چرا نق می زند. راستی چرا؟

نق زدن دلایل متفاوتی دارد که سرگرم بودن مادر و عدم توجه و نوازش کافی کودک یکی از مهم ترین دلایل آن است. شما باید ساعاتی از روز را بدون آنکه به کار دیگری مشغول باشید، با فرزندتان سپری کرده با او بازی و به او ابراز علاقه کنید. گاهی او را در آغوش گرفته و آرام نوازش نمایید. کودکان به نوازش های لمسی و کلامی نیاز دارند. زمان خواب حتماً موها و دست های او را آرام لمس کرده و با حوصله حرف های حمایتگرانه و عاشقانه در گوشش نجوا کنید.

گاهی اوقات خردسالان با نق زدن باج می گیرند؛ راه حل این وضعیت حذف باج دادن است:

1ـ با عوض کردن نظر خود، به کودکی که نق می زند پاداش ندهید؛ حتی اگر آن چیز را داشته باشید. وقتی می گویید نه، روی حرف تان بایستید. اگر فرزندتان در این شرایط اذیت تان می کند، اتاق را ترک کنید یا او را دراتاقش بگذارید.
2ـ با آرامش جواب اولیه خود را هر چقدر که لازم باشد، تکرار کنید تا زمانی که او دیگر نق نزند.
3ـ نه گفتن های خود را به حداقل برسانید و هر گاه که می توانید، بگوئید بله.
4ـ وقتی یک بار جواب دادید، نق زدن مکرر او را ندیده بگیرید. به او پشت کنید، سوت بزنید و یا زیر لب ترانه ای را زمزمه کنید؛ یعنی به حرف های تو گوش نمی دهم.
5ـ به او یاد دهید چگونه درخواست کند. بگذارید تفاوت بین نق زدن و صحبت طبیعی را دریابد.
6ـ به کودک یاد بدهید که چگونه توجه شما را جلب کند و بعد وقتی که به آن شکل رفتار کرد، با تحسین، رفتار او را تقویت و تثبیت کنید.
7ـ چیزی را که می خواهید از کودک بشنوید، به صورت یک مدل در آورده به او کمک کنید؛ مثلاً به او بگویید: وقتی نق می زنی حرفتو نمی فهمم. بگو «بابا لطفاً به من شکلات بده».
8ـ مراقب باشید خودتان درس نق و ناله به او ندهید مثلاً: داااد ن...زن.
9ـ وقتی نق نمی زند و با صدای معمولی حرف می زند، او را تحسین کنید: «چقدر زیبا صحبت می کنی» و حتماً درخواستش را اجابت کنید و دلیل این کار را حتماً به او بگویید: «به خاطر مؤدبانه صحبت کردن حرفتو قبول می کنم؛ خوش به حالت.»

و در آخر فرزندان ما بیش از هر زمانی تنها و نیازمند توجه، حمایت و عشق بی قید و شرط هستند آنان را دریابیم. فرصت زیادی برای لذت بردن از وجود آنان نداریم. پس از چند سال با ورود به سنین بلوغ، خواه ناخواه مستقل شده، از ما فاصله خواهند گرفت. کودکی مان را دوباره با آنان تجربه کنیم.


   
+ غزل ابراهیمی ۱۳۹۰/۰۳/۰۵
صبحی که پلک آمنه افتاده بود و چشم سوخته بیرون مانده بود و مادر و برادرم در جایشان بی حرکت مانده بودند، هیچ یک از ما جرئت نداشتیم به چشم آمنه دست بزنیم؛ می ترسیدیم چشم سوخته هر آن بیرون بریزد؛ ولی کسی باید جرئت می کرد و پلک را بالا می کشید و روی چشم می گذاشت و من این کار را کردم

به گزارش پارسینه به نقل از زمانه، شیرین بهرامی نوا، خواهر «آمنه» قربانی پرونده جنجالی اسیدپاشی در نامه ای به یکی از منتقدان قصاص خواهرش پاسخ داد، متن این نامه را از نظر می گذرانید:

شما از دور در حال تماشای جریانی هستید که اصلاً درک و فهمش برای تان دشوار است؛ فقط خوانده اید. ندیده اید. «جرم» را در کتاب می بینید و از تاثیر آن بر زندگی، توانایی، سرنوشت و به طور کلی آینده، درکی ندارید. سخن گفتن چه زیبا و ساده است و عمل کردن چه دشوار. اگر به جای خواهرم بودید جز قصاص نمی خواستید. کما این که او به حبس ابد راضی است؛ اما به عملی شدن آن امیدوار نیست. پس بهتر می بیند دست دراز مردسالار و مغرور مجید را با قصاص از تجاوز و آسیب مجدد به او کوتاه کند.

در ضمن، آمنه نه «ناموس» مجید بوده و هست و نه دیگری؛ حتی پدرش و برادرانش. پدرم همیشه از این الفاظ دوری می کرد و ما را با اندیشه برابری و دور از تعصبات، ناموس و هرآن چه جامعه مردسالار علاقه مند به نام گذاری آن است تربیت کرده. ما آموختیم به «کرامت انسانی» خود و دیگری احترام بگذاریم. لغت «ناموس» شما برایم تهوع آور و مشم‍ئزکننده است. متاسفم که اینگونه سخن می گویم. اینها امروز در فرهنگ لغت لمپن ها یافت می شوند نه در اذهان زنان و مردان آزاد اندیش که در پی آزادی و آزادگی رنج می برند و رد پای جهل و ظلم را بر سر و صورت خود می بینند. اگر جهت جدب مخاطب نوشته اید مسئله دیگری است.

آیا شما تضمین می کنید، اگر مجید موحدی بدون قصاص آزاد شد، خواهر من و خانواده ما و من که شاکی اولیه بودم در امان خواهیم بود؟ شما درمان آمنه را که خانواده موحدی هیچ بخشی از آن را نپرداختند و زحمت تهیه پولش را هم به خود تحمیل نکردند به شکل واقعی و جدی نمی بینید؟ شما می دانید هر عمل آمنه با وجود تخفیف ها چقدر هزینه برداشته است؟ هر عمل، دو الی هفت هزار یورو. به آن اضافه کنید هزینه انواع داروها و پمادها و کرم ها را؛ آن هم چندبار در طی روز. روزی که آمنه به تنهایی برای دوش گرفتن رفت و کاسه چشمش را خالی یافت و غش کرد، شما کجا بودید؟

آمنه قوی است؛ بسیار قوی. جلوی ما نه گریه کرد نه ناله، نه شکایت. همیشه به همه دلداری داد. حقش نیست که به انتقام جویی و سنگدلی متهم شود و قضاوت ناعادلانه و سرخوشانه جهت بذل توجه به دیگری. وقتی از موضوعی سخن می گویید اول بسیار فکر کنید. این قصه نیست. حقیقتی است که واقع شده و سرنوشت و زندگی ما را واژگون کرده است. پرستاری شبانه روزی، انتظار و دلواپسی همیشگی بدتر شدن اوضاع جسم و جانش، محو شدن چشم و ابرو و گونه و از فرم افتادن لب و گونه و این پرسش همیشگی از من که الان خیلی زشتم؟ و من چه داشتم بگویم به خواهرکم. راست یا دروغ یا تعارف؟

تا به حال جای من بوده اید که از زیبایی خود و سلامت خود شرمگین شوید؟ نه! اما من هر روز خجالت کشیده ام که زیبایی معمولی ام را دارم، که هنوز می بینم و خواهر کوچک ترم نمی بیند. احساس گناه و خجالت و شرمندگی کرده ام سال ها.

وقتی خواهرم می پرسد کسی یا اتاقی یا فضایی، چه شکلی یا چگونه است، از درد به خودم می پیچم. وقتی هنگام راه رفتن به در و دیوار می خورد و هر که به او تنه می زند عذر می خواهد که نمی بیند، من رنج می برم اما سکوت می کنم. وقتی تنها و سرگردان- در اوایل که سعی داشت با عصا راه برود- می ماند، دنیا بر سرم آوار می شود و دلم می خواهد نباشم و محو شوم؛ اما شاهد اینها نباشم. شما از رنج حرف می زنید و ما آن را برده ایم.

وقتی با همه ادبی که آموخته بودم مجبور بودم با دیگران تند برخورد کنم که از جملات مایوس کننده در برابر آمنه و مادر و پدر و خواهر و برادران کوچک ترم خودداری کنند، نمی دانید چه رنجی بردم. نمی دانید که وقتی مردم با دیدن آمنه نوچ نوچ راه می انداختند و با وجود نگاه تند من هنوز به ایجاد رعب و وحشت ناشی از همین حرکت به ظاهر ساده در دل خواهرم در راهروهای بیمارستان «لبافی نژاد» ادامه می دادند، دلم فرو می ریخت و با حرکات دست و گاه آمرانه، آنانی را که نمی شناختم شان به سکوت فرا می خواندم؛ چه رنجی می بردم از این همه التهاب و هیجان های یکسره منفی.

یادم می آید روزی که برادرم بعد از سه ماه دوری از خانه و خدمت در اطراف شیراز، بی خبر به خانه آمد تا غافلگیرمان کند، چه بد غافلگیر شد. برادر دیگرم که در شوک و سکوت ناظر بود و ناباورانه فقط نگاه می کرد. صبحی که پلک آمنه افتاده بود و چشم سوخته بیرون مانده بود و مادر و برادرم در جایشان بی حرکت مانده بودند، هیچ یک از ما جرئت نداشتیم به چشم آمنه دست بزنیم؛ می ترسیدیم چشم سوخته هر آن بیرون بریزد؛ ولی کسی باید جرئت می کرد و پلک را بالا می کشید و روی چشم می گذاشت و من این کار را کردم و هنوز هم دلم از یاد آوری آن لحظه و لحظه های مشابه و گاه بدتر و وخیم تر می لرزد. برای پرسش های برادرم که می پرسید چرا مثل مرغ پرکنده دور خودش می چرخید و تاب می خورد و ایستادن و نشستن را تاب نمی آورد، هیچ جوابی نداشتم؛ و چه خوب که آمنه نبود تا گریه دست جمعی ما چهار خواهر و برادر را ببیند. او رفته بود برای پانسمان و بعد از آن گریه بود که ما قول دادیم جلوی آمنه صبور باشیم و او را بخندانیم و امیدوار کنیم .

حال شما ساده انگارانه به «قضاوت» نشسته اید؟ این حق را از کجا آورده اید؟


   
+ ۱۳۹۰/۰۳/۰۴

يك تابلوي نقاشي چيني به قيمت ‌٦٥ ميليون دلار به حراج رفت.

به گزارش آخرین نیوز به نقل ا ز ايسنا، يك تابلوي نقاشي از آثار هنرمند معاصر چيني «كي بايشي» روز گذشته در يك حراجي به قيمت ‌٤٢٥ ميليون و ‌٥٠٠ هزار يوان (‌٦٥ ميليون دلار) به فروش رسيد كه اين مبلغي قابل‌توجه براي يك اثر هنري معاصر است.

اين نقاش پس از اثر خطاطي «هوانگ تينگجيان» كه در سال ‌٢٠٠٩ به قيمت ‌٤٣٦ ميليون و ‌٨٠٠ هزار يوان فروخته شد،‌ دومين اثر هنري پرفروش در كشور چين محسوب مي‌شود.

«عقاب ايستاده بر درخت كاج» نام اثر هنري «كي بايشي» است كه از يك نقاشي ‌٢٦٦ در ‌١٠٠ سانتي متري و دو اثر خطاطي ‌٥/٢٦٤ در سال ‌٨/٦٥ سانتي متري تشكيل مي‌شود. گفته مي‌شود اين بزرگترين اثر هنري «بايشي» است.

به گزارش خبرگزاري شينهوا، «كي بايشي» در سال ‌١٨٦٤ در چين زاده شد و در سن ‌٩٣ سالگي درگذشت. اگرچه وي بيشتر معروفيتش را مرهون به تصويركشيدن سوژه‌هاي كوچكي چون پرندگان، ماهي‌ها، سبزيجات و ميوه‌هاست، به عنوان يك خطاط ماهر نيز شهرت فراوان دارد. وي تاثيرگذارترين هنرمند در تاريخ هنر مدرن و معاصر چين است.


   
+ ۱۳۹۰/۰۳/۰۴
آخرین نیوز:همایش پنج هزار نفری تجلیل از ‌٥٠ زن برگزیده کشوربا حضور رییس جمهوری برگزار شد. http://www.khabaronline.ir/getthumb.ashx?url=images/2011/5/208.jpg&w=520&h=300&q=90


   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش