
![]() |
Prime Minister of Canada
|
![]() |
Minister of Justice and Attorney General of Canada
|
![]() |
Leader of the Government in the Senate
|
![]() |
Minister of National Defence
|
![]() |
Minister of Public Safety
|
![]() |
Minister of Public Works and Government Services and Minister for Status of Women
|
![]() |
Minister of Human Resources and Skills Development
|
![]() |
Minister of International Cooperation
|
![]() |
Minister of Foreign Affairs
|
![]() |
President of the Treasury Board and Minister for the Federal Economic Development Initiative for Northern Ontario
|
![]() |
Minister of Finance
|
![]() |
Leader of the Government in the House of Commons
|
![]() |
Minister of Citizenship, Immigration and Multiculturalism
|
![]() |
Minister of Agriculture and Agri-Food and Minister for the Canadian Wheat Board
|
![]() |
Minister of Industry and Minister of State (Agriculture)
|
![]() |
Minister of Canadian Heritage and Official Languages
|
![]() |
Minister of Transport, Infrastructure and Communities and Minister
of the Economic Development Agency of Canada for the Regions of Quebec
|
![]() |
Minister of Health and Minister of the Canadian Northern Economic Development Agency
|
![]() |
Minister of Fisheries and Oceans and Minister for the Atlantic Gateway
|
![]() |
Minister of the Environment
|
![]() |
Minister of Labour
|
![]() |
Minister of National Revenue
|
![]() |
Minister of Aboriginal Affairs and Northern Development
|
![]() |
Minister of Veterans Affairs
|
![]() |
Minister of International Trade and Minister for the Asia-Pacific Gateway
|
![]() |
Minister of Natural Resources
|
![]() |
Minister of Intergovernmental Affairs and President of the Queen’s Privy Council for Canada
|
![]() |
Associate Minister of National Defence
|
![]() |
Minister of State (Atlantic Canada Opportunities Agency) (La Francophonie)
|
![]() |
Minister of State and Chief Government Whip
|
![]() |
Minister of State (Small Business and Tourism)
|
![]() |
Minister of State of Foreign Affairs (Americas and Consular Affairs)
|
![]() |
Minister of State (Western Economic Diversification)
|
![]() |
Minister of State (Transport)
|
![]() |
Minister of State (Science and Technology) (Federal Economic Development Agency for Southern Ontario)
|
![]() |
Minister of State (Finance)
|
![]() |
Minister of State (Democratic Reform)
|
![]() |
Minister of State (Seniors)
|
![]() |
Minister of State (Sport)
|

برگرداندن او به زندگی است.


موجی مقاومت ناپذیر به ژاپن یورش می آورد:
این عکس بیانگر این مطلب است که اگر طبیعت با انسان ها قهر کند و ناسازگاری داشته باشد، هیچ نیرویی تاب مقاومت در برابرش را ندارد.

زندگی در ژاپن ادامه دارد....
زندگی در ژاپن ادامه
پیدا خواهد کرد اما این زندگی نیازمند زمان است به همین دلیل تصویری که از
این طرح ارائه شده است کم رنگ و به نوعی بی رنگ است بدون رنگ های اصلی و پر
رنگ.

مادربزرگ ژاپنی در حال نیایش برای فرزندانش است:
مادربزرگ محترم ژاپنی برای فرزندانش که تمام ژاپنی ها هستند دعا می کند و از خداوند طلب مساعدت دارد.

کوه فوجی:
کوه فوجی با3776 متر ارتفاع بلندترین کوه
ژاپن است. این کوه نزدیک به توکیو است و برای همدردی با مردم به رنگ قرمز
که نمادی از خون کشته شدگان می باشد، در آمده است.

سامورائی ها علیه موج های سونامی:
سامورائی ها
سابقا در ژاپن افرادی بودند که به مردم کمک می کردند، این بار نیز یکی از
سامورائی ها به کمک مردم آمده است تا بتواند مانع از پیشرفت امواج سونامی
شود.

ژاپنی ها نگران نسل آینده شان هستند:
گرافیست این
طرح، یک پیرمرد را نشان می دهد که در حال دور کردن پسر بچه کوچکی از معرکه
سونامی و زلزله است برای اینکه نسل ژاپنی ها حفظ شود و از بین نروند.
زن بدون صورت:
این زن بدون صورت و زخمی است. تیری
از یک توپ به شانه های او اصابت کرده است، طرح کاملا سیاه و سفید است و
تنها یک دایره گرد قرمز که نماد پرچم ژاپن است در آن دیده می شود.

همت ملی برای ساخت دوباره ژاپن:
تمام مردم ژاپن هماهنگ با یکدیگر مشغول فعالیت و رنگ کردن دوباره پرچم کشورشان هستند تا بتوانند ژاپن را دوباره احیا کنند.

نمی خواد بخنده. خنده اش نمیاد غصه داره. می فهمین؟ غصه.
براش از فلسفه ی زندگی حرف نزنین.
از انرژی مثبت و مثبت باش و به چیزهایی که داری فکر کن حرف نزنید.
وقتی کسی ناراحته اصلا این شما نیستین که باید حرف بزنین.
شما در حقیقت باید حرف نزنید!
باید دستش رو بگیرید. بغلش کنید. تو چشم هاش نگاه کنید. براش چایی بریزید
براش یک چیزی که دوست داره بریزید یا بپزید.
بذارید جلوش. بعد حرف نزنید. بذارید اون حرف بزنه و شما گوش کنید.
هی فکر نکنید باید نظریه صادر کنید و نصیحت کنید.
فکر نکنید اگه حرف نزنید خیلی اتفاق بدی می افته.
شما جای اون آدم نیستید.
شما زندگی اون آدم رو از وقتی به دنیا اومده زندگی نکردید.
پس نظریه ها و حرف هاتون به درد خودتون می خوره.
بله. دستش رو بگیرید. بغلش کنید. سکوت کنید.
اگه دلش خواست، خودش حرف می زنه...

در باب مراسم گل افشانی و تهیه تاج گل و گل آرایی در عصر هخامنشیان، مورخان و نویسندگان یونانی و رومی عهد باستان مطالب قابل توجه بسیاری نوشته اند و در منابع پس از آن حتی در بعد از اسلام، مطالب فراوانی در این باب موجود است که در این مقاله به لحاظ ایجاز از پرداختن به آنها پرهیز میشود.
قدیمی ترین و زیباترین سند درباره پیشینه دسته گل در ایران، گل و غنچه های دست داریوش در سنگ نگاره های تخت جمشید است که بیشتر از 2500 سال سابقه دارد. بنابر نظر تحلیل گران تاریخ، این نقوش، مراسم برپایی جشن نوروز و به گمان برخی جشن تولد و بعضی مراسم تاج گذاری را به نمایش می گذارد. هر چه که باشد این مراسم به پیروی از سنت های کهن تری بر پا شده که در عهد داریوش با آن شکوه تجلی پید کرده و در عین حال شاهد ارجمند و کاملا گویایی از علاقه و توجه ایرانیان نسبت به گل و تقدیم و هدیه دسته گل است.

اوژن فلاندن در سال 1841 میلادی نوشته است از نقوش تخت جمشید یک چیز دستگیر ما شد که در بین ایرانیان قدیم معمول بوده و هنوز هم متداول است و آن دسته گل می باشد. ایرانیان سخت خوش دارند همیشه شاخه گلی در دست داشته باشند که تقدیم دوستی کنند. در برخی از سکه های بر جای مانده از عصر اشکانیان الهه ای را نشان می دهد که گل یا دسته گل یا شاخه همیشه سبز نخل یا مورد را در دست دارد. از جمله آثار ساسانیان مهری از جنس عقیق بی رنگ با نقش گلی در دستی کشیده و ظریف است که در مجموعه وست هان نگهداری میشود و نقش آن را ایدت پراوا نقل کرده است.
دیگر نقش حجاری شده بر سینه کوهی در ناحیه برم دلک در 6 کیلومتری قصر ابونصر و 12 کیلومتری شرق شهر شیراز است که در آن نقش مردی در حال تقدیم گلی به بانویی را نشان می دهد. نقش بسیار جالب بانویی دسته گل به دست از عهد ساسانیان توسط پروفسور گریشمن در بیشابور کشف شده که اکنون قطعه موزاییک آن در موزه ایران باستان موجود است.
منابع اسلامی نیز از تهیه دسته گل در ایران عصر ساسانیان خبر می دهند. مثلا ابوحنیفه دینوری (قرن 3 هجری) در شرح واقعه پیروزی بهرام گور بر ترکان بلخ و تعقیب آنان تا آن سوی آمویه (رود جیحون) و باز گشت پیروزمندانه او به جشن و شادمانی های ایرانیان اشاره می کند و می افزاید به خوشگذرانی پرداختند آنچنان که کرایه اسب دوانی در یک روز به بیست درهم و ارزش یک دسته گل به یک درهم رسید.
معلوم میشود که در آن عصر گل فروشی وجود داشته و در روزهای جشن و سرور ارزش بیشتری می یافته است. یا به نوشته ابن بلخی روزی قباد با جمعی از بزرگان نشته بود، فرزندش انوشیروان دسته گل یا گلی خوشبوی (سپر غم) به پدر تقدیم می کند. روی به پدرش قباد آورد و زمین بوس کرد و خدمت به جا آورد و به دو زانو ایستاد و سپر غم پیش پدر داشت. قباد آن سپر غم بستد و او را در کنار گرفت و ببوسید و به نوشته نوروزنامه (منسوب به حکیم عمر خیام نیشابوری) به هنگام تحویل سال در نوروز، موبدان از جمله با دسته ای خوید (سبزه گندم یا جو تازه رسته) به حضور ملک می رفت. در منظومه شور انگیزه ویس و رامین که مایه های داستانی آن از عهد پارتها است به حضور دسته های گل در مراسم جشن نوروزی ایرانیان اشاره ای دارد: گل و نرگس به هم دیدی به نوروز.
در منظومه های حماسی و داستانی سخن سرایان ایرانی نیز به فراوانی از دسته گل به مناسبت های مختلف یاد شده است. در اینجا بر حسب تقدیم تاریخی وقایع، نمونه هایی از آن نقل میشود.
به روایت فردوسی وقتی کیکاووس بن کیقباد (دومین شهریار کیانی) همه آفاق جهان را تسخیر می کند، اهریمن دیوی را به صورت غلامی خوش برخورد و سخنگوی و شایسته انجمن با دسته گلی بر سر راه او به نخجیر گاه می فرستد. غلام به کاووس بر می خورد و بیامد به پیشش زمین بوس داد/ یکی دسته گل به کاووس داد و گفت: گرفتی زمین و آنچه بد کام تو / شود آسمان نیز در دام تو و به این ترتیب وسوسه تسخیر فضا را در کیکاوس بر می انگیزد که داستان آن مشهور است. کیکاوس برای رستم در زابل پیام می فرستد که خیلی سریع، حتی اگر دسته گل در دست داری بگذار و چالاکانه به دربار بیا: اگر دسته داری به دستت مبوی/ یکی تیز مغز و بنمای روی.
گشتاسب بن مهراسب (پنجمین شهریار کیانی) ، کتایون دختر قیصر روم را می پسندد. کتایون دسته گلی به نشانه رضایت به او می دهد و متقابلا دسته گلی خوشبوی میگیرد: یکی دسته دادی کتایون بدوی / ازو بستدی دسته رنگ و بوی.
کتایون با کنیزکانش به انجمن قیصر با دسته گلهایی وارد میشود: کتایون بشد با پرستار شصت/ یکی دسته تازه نرگس به دست.

فردوسی در داستان غم انگیز بیژن و منیژه نیز ضمن وصف بزم شهریار که همه باده خسروانی به دست و دسته های گل در پیش روی دارند می گوید: می اندر قدح چون عقیق یمن/ به پیش اندرون دسته نسترن. ایرانشاه ابی الخیر در منظومه دلنشین بهمن نامه، چگونگی مراسم واگذاری تاج و تخت از سوی بهمن بن اسفندیاربن گشتاسب، به دخترش همای را وصف کرده (گویی مضامین سنگ نگاره های تخت جمشید را تجسم بخشیده با این تفاوت که خشایارشاه در پست سر داریوش گل در دست گرفته است). بهمن فرمان می دهد همه سران و موبدان گرد آیند و جهان پهلوان مامور سازمان دهی جشن باشکوه می شود:
هم آنگه بفرمود شاه بلند/ که آن بارگه برکشد او بلند
سران سپه را ز لشکر بخواند/ همه موبدان را بدانجا نشاند
نشست از بر تخت فرخ همای/ باستاد بهمن به پیشش به پای
یکی دسته ی گل نهادش به دست/ کیانی کمر بر میانش ببست
نخستین کسی زان همه سرافراز/ جهان پهلوان برد پیشش نماز
در منظومه ویس و رامین که داستان آن منشا از مناع عصر اشکانیان دارد، شاه موبد از شهر و «شهربانو» اهل ماه آباد (ایالت ماد) خواستگاری می کند و پیمان زناشویی می بندند که حاصلش دختری زیباست که نامش را ویس می گذارند. شاه موبد به نشانه خواستگاری دسته گلی صد برگ (سرخ) به شهرو می دهد:
به تنهایی مر او را پیش خود خواند/ بسان ماه نو بر گاه بنشاند
به رنگ روی آن ماه پریزاد/ گل صد برگ یک دسته بدو داد
سالهایی سپری گردید. ویس زیباترین گلرخان و رامین برادر شهریار، دلباخته یکدیگر شدند.

روزی ویس به نشانه پیمان و عهد دسته گلی از بنفشه به رامین هدیه می کند: به رامین داد یک دسته بنفشه/ بیادم دار گفتار این همیشه. و در ادامه با گفتاری نغز، پیمان شکن را با چنین مضمونی نفرین می کند: چو گل یک روزه بادا جان آن کس/ که از ما بشکند پیمان از این پس. شاه موبد با تمهیداتی رامین را از ویس دور می کند. رامین در شهرک گوراب (در نزدیک ملایر کنونی) به زیبارویی با نام گل دل می بازد. روزی با یاران در گلگشت باغ و راغ، واقعه ای پیش می آید که رامین را به یاد پیمان با ویس می اندازد و عهد شکنی اش تداعی می شود.
ز یارانش یکی حور پریزاد/ بنفشه داشت یک دسته بدو داد
دل رامین بیاد آورد آن روز/ که پیمان بست با ویس دلفروز
زان پس رامین با یاد روی و موی دلدارش ویس:
به اندر گل، گل صد برگ جستی/ به یاد روی او بر گل گرستی
بنفشه برچدی هر بامدادی/ به یاد زلف او بر باد دادی.
برابر روایت فردوسی، در عصر شاپور ساسانی، فرستادن دسته های گل در مراسم تدارک جشن ها و بزمها، متداول بوده است: خورش ها فرستاد و چندی نبید/ هم از بوی ها نرگس و شنبلید.
و برای بهرام گور سپر غم ها و دسته گل های شاهانه به ارمغان می رسد: شتروار ها نار و سیب و بهی/ ز گل دسته ها کرده شاهنشهی. دربار ساسانی بسیار با شکوه بود. در عصر خسرو پرویز عظمت آن فزونی یافت. در منابع قدیم از گنج ها و تجملات خسرو پرویز روایات زیادی نقل شده است.
بر طبق روایت فردوسی، چون خسرو پرویز عزم شکار می کند در مسیر نخجیرگاه ساز و برگی عظیم و تدارکی حیرت انگیز مهیا شود، از آن جمله: سیصد مرد سوار با زین و برگ، 1160 مرد زوبین به دست، 1040 شمشیر دار زره پوشیده، 700 مرد نگهدار باز (به اصطلاح قوشچی) با پرندگان شکاری (باشه، چرخ و شاهین)، 70 شیر و پلنگ تربیت شده (آموخته)، 700 سگ شکاری با قلاده زرین، 2000 رامشگر شتر سوار با افسار زرین، 800 شتر با بار کرسی و پرده سرای و خیمه و خرگاه، 200 مرد با مشک های آب که مسیر را مرتبا آب پاشی کنند و دو صد مرد (غلام / بنده) با بخور سوز و دو صد مرد با دسته های گل و زعفران جلوتر از این کاروان عظیم حرکت می کرد. در بخوردان ها عود و عنبر می سوختند و زعفران می افشاندند تا رایحه بخور و بوی خوش زعفران و دسته گل های نرگس به مشام خسرو برسد.
هدیه دسته گل در سرتاسر قلمروهای فرهنگ ایرانی

هدیه دسته گل در سرتاسر قلمروهای فرهنگ ایرانی همواره استمرار داشته است. در منابع تاریخی و متون ادبی و سروده های شاعران پارسی گوی، طی مضامین زیبا و دل انگیز فراوانی به مناسبت های مختلف از هدیه دسته گل سخن ها رفته است.
تهیه گل در همه فصول میسر نبوده به همین دلیل با تدابیری گل را از نقاط دوردست وارد می کرده اند. مثلا در عصر تیموریان در دوره شاهرخ از نقطه ای کوهستانی در ناحیه بادغیس گل را به هرات می آوردند. اسفزاری می گوید قریب به یک جریب باغچه ساخته و به آب باران پرورش داده شده و گل ها و درختان برآورده چنانچه در وقت تموز که در ممالک هیچ جا گل نیست. از آنجا به مجلس همایون گل آرند، چون آن موضع ییلاقی است. در غایت سردی هوا، گل و میوه آن در تموز می رسد.
سنت تقدیم و هدیه دسته گل، به پیروی از سنتهای کهن باستانی در نزد ایرانیان محفوظ مانده، همانطورکه مراسم نوروز ماندگار است. حتی مزداییان ایرانی که قرن ها پیش به هند رفته اند، آداب و رسوم کهن خویش را حفظ کرده اند.
در مراسم عروسی، دسته های گل سرخ یا گلهای عطرآگین به مهمانان می دهند. اصفهانی ها در اجرای مراسم خواستگاری از روش ساسانیان پیروی می کردند. یعنی هرگاه جوانی می خواست با دختری ازدواج کند دسته گلی نزد بستگان دختر می فرستاد. در صورتی که دختر یا بستگان او با چنین ازدواجی موافق بودند، متقابلا دسته گل سرخی برای خانواده پس جوان می فرستادند.
ایرانیان مخصوصا روستاییان همواره از مهمان و حتی اشخاص غریب که وارد آبادی آنها می شد دسته گلی به او هدیه می کردند. مثلا ژوبر فرستاده ناپلئون به دربار فتح علیان شاه تعریف می کرد که پس از عبور از ناحیه بایزد یکی از سوارکاران کرد دسته گلی به او می دهد و سخنانی بس نغز متضمن تعبیرات ایرانی بیان می کند. این گفتار شورانگیز و در عین حال اندوه بار، حکایت از نومیدی و ناامنی و استبداد حاکم بر جوامع اقوام ایرانی این سوی و آن سوی مرزهای سیاسی در عصر قجر دارد.
ژوبر می گوید آن سوار اسبش را رها کرد در حالی که با یک دست نیزه گرفته بود، دسته گلی سرخ به من تعارف کرد و گفت این گلها را بگیر، بر تو گذران آنها یک تصویری از زندگی است. زمان فرا می رسد و آنها پژمرده میشوند. دیری نمی پاید که باد صحرا که باید گلبرگ های آنها را از هم بپاشد، خواهد وزید! سرنوشت ما در سرزمین سلیوان همچنین است. خیلی کم پیش می آید که مردی بیش از سی سال در اینجا زندگی کند. ژوبر واقعه شگفت انگیزی از قول مردمی کرد نقل می کند که رنج های بی حساب جوامع آن روزگار را از حکومتهای ظالم بازتاب می دهد.
ژوبر وصف مراسم عروسی کردها که همچون همه ایرانیان به توزیع شربت و شیرینی و نقل و گل می پرداختند شرحی نوشته است و می گوید: و برای من یک قدح از آن شربت با یک دسته گل فرستادند. ژوبر از مهمان نوازی کردها تمجید فراوان کرده است.
جهانگردان غربی از خصلت مهمان نوازی ایرانیان و هدیه دسته گل بسیار سخن گفته اند. مثلا موریس دوکوتربرئه به تقدیم دو دسته گل زیبا توسط دهقانان تبریزی به عباس میرزا که خود شاهد بوده اشاره کرده است. هنگامی که کنت گوبینو وارد کازرون شده است مردم با صمیمیت و گرمی زیاد با او برخورد داشته اند.
او می گوید اهالی شهر در سرتاسر روز با ارسال هدایای گوناگون چون گل و میوه، مهمان نوازی خود را نشان می دادند. مردمان روستایی به خصوص در کرانه های بیابانی یک شاخه گل را به صورت غیرقابل توصیفی دوست دارند. با این حال به تازه واردین به روستا ارج بیشتری می گذراند و همان گل را به او هدیه می دهند. مثلا صفاء السلطنه در عصر ناصرالدین شاه بر سر راهش در بیابان بین بجستان و طبس به آبادی کوچکی به نام ده محمد می رسد. اوایل اردیبهشت ماه بوده است که برایش دسته گلی سرخ نوبرانه هدیه می آورند.
هنریش بروگش در عصر قاجاریه ضمن اشاره به سنت هدیه گل در بین ایرانیان انواع گلهای زینتی ایران را بر می شمارد و می افزاید ایرانیان کوچک و بزرگ و بدون استثنا از تماشا کردن و بوییدن گل، این زیباترین پدیده طبیعت لذت می برند و در تابلوهای نقاشی هم گرفتن گل در دست نشانه رضایت و خرسندی است.
خانم کلارا کولیوررایس ضمن شرحی درباره نوروز می نویسد در ایران زمستان با آغاز نوروز تمام می شود و شکوفه ها و میوه ها در همه جا صدای بهاری می زنند و این نشانه های زنده هر چه بیشتر در جشن نوروز تجلی می یابند. نوبر هر میوه چون میوه سبز و نارس بادام یا خیار سبز ریز تعارف و هدیه میشود. سبزه و دسته های گل نرگس بهترین هدیه ها به حساب می آید. نوروز زمان داد و گرفت است به امید دریافت هدیه عیدی می دهند.

افراد فرودست تر گل و گیاه و شیرینی هدیه می دهند. سنت بسیار کهن هدیه گل از عهد هخامنشیان تا به امروز پایدار مانده و مخصوصا سنگ نگاره های تخت جمشید برپایی جشن نوروز و تقدیم دسته گل و میوه و دیگر هدایا را به شهریار به نمایش می گذارد. سخن سرایان ایرانی به این نکات اشاره هایی دارند.
مثلا خاقانی شروانی در قرن ششم هجری گفته است: عادت بود که هدیه نوروزی آورند. آزادگان به خدمت بانو و شهریار تحفه ها و هدایا را عوض می داده که در منابع کهن به اینگونه مراسم پرداخته شده گلها و میوه های هدیه نوروزی را به ندیمان و درباریان هدیه می کرده است. مثلا ازرقی هروی میوه ها و گلهای اهدایی را که دریافت داشته دستخوش متذکر شده است:
عید شاداب درختی است که تا سال دگر/ از گل و میوه او بوی همی یابی و فر …
زین گل و میوه همان به که یکی گیرد بار/ زین گل و میوه چه گویی که چه باشد خوشتر
عید را دستخوش خویش گرفتیم ازو/ میوه و گل به جزین گونه نخواهیم دگر …
باری پیروی از سنتهای پسندیده کهن از خصلت های ذاتی ایرانیان بوده و حفظ همین آیین ها و سنتها مایه دوام ایران و فرهنگ ایرانی شده است.
این کمپ در منطقه شمال شرقی چین واقع شده است. گاهی اوقات او از کار اجباری در هوای آزاد معاف می شد و در عوض برایش بازی اجباری در یک سلول بزرگ در نظر می گرفتند.
به گفته او در آنجا بیش از سیصد زندانی باید برای 12 ساعت مشغول بازی وار کرفت می شدند. آنها در این مدت برای شخصیتهای مختلف این بازی اعتبار و سلاح جمع می کردند و بعد زندان بانها که مالک اصلی این شخصیتها در دنیای مجازی بودند، این شخصیت ها و یا امکاناتشان را در بازار سیاه آنلاین به فروش می رساندند و کسب درآمد می کردند.
به گفته لیو درآمد آنها در سال 2004 که او در این زندان محکومیتش را می گذراند به حدود 600 دلار می رسید. هر زندانی که قادر به تکمیل کارش در بازی نبود به شکل فیزیکی تنبیه می شد و با اینکه دستاوردهای آنها در بازی مجازی بود اما درآمد زندان بانها و همچنین تنبیه کاملا واقعی بود. او درباره این روزهای تلخ می گوید: «اگر من نمی توانستم کارم را کامل انجام دهم مرا در بازگشت به سلول با شلنگ می زدند و ما ناچار بودیم به بازی ادامه دهیم تا وقتی که دیگر به زحمت جایی را می دیدیم».
این کار در دنیای آنلاین اصطلاحا "طلا کاشتن" نامیده می شود و برای آن بازیکنان باید حرکات عادی شخصیتها در بازی وار کرفت را بارها انجام دهند تا قابلیتها و مهارتهای آنها افزایش یابد.
از طرفی میلیون ها نفر درسرتاسر جهان حاضر هستند برای در اختیار گرفتن این شخصیتها با توانایی های بالا پولهای کلانی بپردازند و بدون صرف وقت به مراحل بالاتر برسند و همین موضوع تجارت خوبی را برای برخی در این کشور بوجود آورده است.
بعد از کلی دعوا و داد و قال، مزرعه دار قوی تر، با چوبی که در دست داشت، دایره ای بر روی خاک، دور مرزعه دار دوم رسم کرد و گفت: من آب را به سمت مزرعه خودم می برم، تو هم اگر جرأت داری از این دایره ای که کشیده ام پا بیرون بگذار تا دمار از روزگات درآورم.
این را گفت و آب را به سمت مزرعه خود منحرف کرد و از آنجا دور شد.
در تمام مدتی که او داشت آبیاری می کرد، مزرعه دار دوم داخل دایره بود و وقتی شب شد و آبیاری تمام شد، به همراه پسرکش به سمت روستا حرکت کردند.
پسرک که خط و نشان کشیدن های پدر را از یک سو و انفعال و تسلیمش از سوی دیگر را دیده بود، لب به سخن گشود که پدر جان! چرا هیچ نکردی؟!
و پدر نیز برای این که مقابل پسر ضایع نشود، بادی به غبغب انداخت و گفت: پسرم! تو ندیدی! او گفته بود پای از دایره بیرون نگذارم ولی تا شب صد بار پایم را بیرون دایره گذاشتم و هیچ کاری نتوانست کند!
.:: This Template By : web93.ir ::.