به عيد بزرگ خدا سلام دهيد؛
خبرگزاري فارس: با پايان يافتن ماه مبارك رمضان، هرچند مؤمنان غصهدار از
دست دادن ماه پرفيض و بركت الهي ميشوند، اما از سويي ديگر شادمان از درك
دوباره عيد فطر هستند كه از جايگاهي بسيار والا برخوردار است.
با نگاهي به آنچه از
اولياي اسلام به ما رسيده، ميبينيم كه شب عيد فطر از جمله ليالى شريفه است
و در فضيلت و ثواب عبادت و احياى آن احاديث بسيار وجود دارد و روايت شده
است كه شب عيد فطر كمتر از شب قدر نيست.
ائمه معصومين (ع) براي درك اين شب و روز عيد فطر انجام اعمالي را سفارش كردهاند كه با هم مرور ميكنيم.
* اعمال شب عيد فطر
مستحب است كه شخص مؤمن
هنگام غروب آفتاب آخرين روز ماه رمضان، غسل كند و شب را به نماز، دعا،
استغفار، درخواست از حق تعالى و بيتوته در مسجد احيا كند.
همچنين بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعيد فطر ذكر «الله اكبر،
الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر، الله اكبر و لله الحمد، الحمد لله
على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا» را بگويد.
مؤمنين بعد از نماز مغرب و نافله آن، دستها را به سوى آسمان بلند كرده و
بگويند: «يا ذاالمن و الطول يا ذاالجود يا مصطفي محمد و ناصره صل على محمد و
آل محمد و اغفرلي كل ذنب احصيته وهو عندك في كتاب مبين» و پس از آن به
سجده بروند و صد مرتبه در سجده بگويند: «اتوب الى الله» و بعد از آن هر
حاجتي كه دارند از خدا بخواهند كه بر آورده خواهد شد.
خواندن زيارت امام حسين (ع) از ديگر اعمال مستحبي شب عيد فطر است كه سفارش
زيادي بر انجام آن شده است و فضيلت بسياري دارد. همچنين پس از رويت هلال
ماه شوال ده بار گفتن ذكر «يا دائم الفضل علي البرية يا باسط اليدين
بالعطية يا صاحب المواهب السنية صل علي محمد و آله خيرالوري سجية واغفرلنا
يا ذاالعلي في هذه العشية» كه از اعمال شب جمعه نيز هست، تأكيد شده است.
اقامه ده ركعت نماز در شب آخر ماه رمضان از ديگر اعمال شب عيد فطر است. اين
نماز به صورت پنج نماز دو ركعتي خوانده و در هر ركعت بعد از حمد، ده بار
سوره توحيد و در ركوع و سجود ده مرتبه ذكر «سبحان الله والحمدلله ولا اله
الاالله والله اكبر» گفته ميشود. پس از نماز بايد هزار بار استغفار كرده و
بعد از آن سر به سجده گذاشته و گفته شود؛ «يا حي يا قيوم يا ذاالجلال و
الاكرام يا رحمان الدنيا والاخرة و رحيمهما يا ارحم الراحمين يا اله
الاولين والآخرين اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صيامنا و قيامنا.»
همچنين سفارش شده كه بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورده
شود. در اين نماز در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحيد و در ركعت دوم
بعد از حمد، يك مرتبه توحيد خوانده ميشود. بعد از سلام نماز نيز در حاليكه
پيشاني بر سجده است، صد مرتبه ذكر «اتوب الى الله» گفته ميشود. پس از آن
انجام اين كار، اين اذكار بيان ميشود: «يا ذاالمن والجود يا ذاالمن والطول
يا مصطفي محمد صلى الله عليه وآله صل على محمد وآله و افعل بي كذا و كذا»
كه به جاي كلمه كذا شخص نمازگزار حاجات خود را از خدا طلب ميكند.
روايت است كه اميرالمؤمنين (ع) اين دو ركعت را به اين كيفيت بجا مىآورد،
سپس سر از سجده برمىداشت و مىفرمود: «به حق آن خداوندى كه جانم به دست
قدرت او است هر كه اين نماز را بخواند، هر حاجتي از خدا بطلبد، البته عطا
كند و اگر به عدد ريگ هاى بيابان گناه داشته باشد خدا بيامرزد.»
در بخي روايات نيز جاى هزار مرتبه توحيد در ركعت اول، صد مرتبه وارد شده است.
همچنين در اين شب تأكيد شده كه مؤمنان چهارده ركعت نماز اقامه كنند. به اين
ترتيب كه بعد از هر دو ركعت سلام دهند و در هر ركعت بعد از حمد، يك بار
آيةالكرسي و سه مرتبه توحيد بخوانند. براى هر ركعت، ثواب عبادت چهل سال و
عبادت هر كه در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء ميشود.
* اعمال روزعيد
اما صبح روز عيد فطر،
نشاندهنده عظمت و اتحاد مسلمين در سرتاسر جهان است. صفوف به هم پيوسته
نمازگزاران در شكر خداي تعالي به دليل توفيق يك ماه عبادت و بندگي نماد روز
عيد فطر است. امامان معصوم (ع) و اولياء الهي اعمالي را براي اين روز
سفارش كردهاند كه در پي ميآيد:
بعد از نماز صبح و پيش از نماز عيد «الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله
و الله اكبر، الله اكبر و لله الحمد، الحمد لله على ما هدانا و له الشكر
على ما اولانا» گفته و زكات فطره پيش از اقامه نماز عيد پرداخت شود.
همچنين بعد از طلوع فجر و پيش از به جا آوردن نماز عيد، غسل گرفته و هنگام
غسل گفته شود: «اللهم ايمانا بك وتصديقا بكتابك واتباع سنة نبيك محمد صلى
الله عليه وآله.» و پس از انجام غسل گفته شود: «اللهم اجعله كفارة لذنوبي
وطهر ديني اللهم اذهب عني الدنس.»
مستحب است كه نمازگزاران عيد فطر براي حضور در نماز لباس مناسب پوشيده و از عطر استفاده كنند.
همچنين پيش از نماز عيد در اول روز بايد افطار كرد و بهتر آن است اين عمل را با خرما و يا شيرينى انجام داد.
امام باقر (ع) دعايي را سفارش كرده است كه پيش از خروج براي اقامه نمار
خواندن آن خالي از لطف نيست. در اين دعا ميخوانيم: «اللهم من تهيا في
هذااليوم اوتعبا اواعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده ونوافله وفواضله
وعطاياه فان اليك يا سيدي تهيئتي و تعبئتي واعدادي واستعدادي رجاء رفدك
وجوائزك ونوافلك و فواضلك و فضائلك وعطاياك و قد غدوت الى عيد من اعياد امة
نبيك محمد صلوات الله عليه وعلى آله ولم افد اليك اليوم بعمل صالح اثق به
قدمته ولا توجهت بمخلوق املته ولكن اتيتك خاضعا مقرا بذنوبي واسائتي الى
نفسي فيا عظيم يا عظيم يا عظيم اغفرلي العظيم من ذنوبي فانه لا يغفرالذنوب
العظام الا انت يا لا اله الا انت يا ارحم الراحمين.»
اقامه نماز عيد شايد اصليترين عملي باشد كه مسلمانان براي انجام آن در روز
عيد فطر سفارش شدهاند و بعد از آن هم شيعيان نسبت به زيارت امام حسين (ع)
در صورت امكان و دسترسي و همچنين خواندن دعاي ندبه توجه ويژهاي ميكنند.
نكاتي پيرامون روز خداحافظي با ضيافت الهي؛
خبرگزاري فارس: ماه مبارك رمضان روبه پايان است و اگر كسي به ذات اين ماه
پي برده باشد، جدا شدن از آن برايش سخت است. اولياي الهي با نزديك شدن زمان
وداع با ماه رمضان گويا به سخت ترين مصيبت دچار مي شدند.
وداع كننده بايد در اظهار غم و اندوه هنگام وداع راستگو باشد، تا مبادا با دروغ و نفاق در چنين زمان گرانقدري اين ماه را به پايان برساند. گرچه چنين صداقتي فقط براي كساني تحقق پيدا ميكند كه با اشتياق و علاقه، نه با نارضايتي و زحمت اين ماه را بهسر برده باشند. روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان زمان پرازرشي است كه تأكيد فراواني از سوي بزرگان بر لزوم قدر دانستن آن وجود دارد و براي رسيدن به هدف البته مواردي ذكر شده است.
* عملي براي قبول شدن اعمال ماه رمضان
جعفرابن محمدالدوريستي در كتاب «حسني» از پيامبر (ص) روايت كرده كه فرمودند: «كسي كه در آخر ماه رمضان ده ركعت نماز به جا آورد و در هر ركعت يكبار فاتحةالكتاب و ده بار قل هو الله احد بخواند و در سجده و ركوع خود ده بار بگويد: «سـُبًحانَ الـلـّهِ و الـحُمًـد ُلـلـّهِ و لا إلهُ إلّا الـلـّه ُوالـلـّه ُأكـبُر ُ» و در هر دو ركعت يكبار تشهد خوانده و سپس سلام دهد. در پايان ده ركعت نماز بعد از سلام دادن صد بار «اسًـتـَغًـفِرُالـلـّه» بگويد و هنگامي كه استغفار تمام شد سجده كند و در همان حال بگويد: «يا حُـي يا قـَيـومُ يا ذَالـجَلال ِ وَالـإكرام ِ يا رَحمنَ الـدُّنيا والآخـِرَةِ و رَحـِيـمـَهـُما، يا الهَ الأوَّلينَ والآخـِرِينَ إغـفِرلـَنا ذ ُنـُوبَنا، وَتـَقـَبـَّل مـِنـّا صـَلواتـَنا، وصـِيامـَنا وقـِيامـَنا» قسم به كسي كه مرا به حق به پيامبري برانگيخت، جبرائيل به نقل از اسرافيل و اواز پروردگار متعال به من خبر داد كه؛ او سرش را از سجده برنميدارد مگر اينكه خداوند او را آمرزيده باشد و ماه رمضان را از او قبول كرده و از گناهانش ميگذرد گرچه هفتاد گناه انجام داده باشد كه هر كدام از آنان بزرگتر از گناهان بندگان باشد و از تمامي اهالي منطقهاي كه در آن است قبول ميكند.» تا اينكه فرمود: «اين هديه، مخصوص من و مردان و زنان امتم باشد و خداوند متعال آن را به هيچ كدام از پيامبران و مردم قبل از من نداده است.»
* محاسبه نفس
از كارهاي مهم اين است؛ مانند كسي كه در پايان كار با شريك خود تسويه
حساب ميكند، از نفس خود حساب كشيده و سرمايه خود را كه همان عمر، ايمان و
بركات ماه رمضان و نورهاي آن است را درنظر آورد؛ و ببيند آيا ايمان او به
خدا، رسول، كتاب و حجت هاي او و روز قيامت بيشتر شده است يا نه؟
در مورد افعال و حركتهاي اعضاي بدنش بينديشد. آيا همانگونه باقي مانده يا
در اين مورد بيشتر به احكام الهي توجه كرده است؟ به خصوص نسبت به حركتهاي
زبانش هنگام سخن گفتن در مورد آنچه به او مربوط نبوده، مانند صفات باطل،
دروغ، غيبت، تهمت، تعرض به آبروي مؤمن، فحش، اذيت و ... اگر ببيند همانطور
باقي مانده يعني تاريكي گناهانش بر نورهاي روشن اين ماه فائق آمده، زيرا
ممكن نيست دعاهاي اين ماه و شبهاي قدر قلب او را روشن كند، ولي بازهم به
گناهان سابق خود ادامه دهد. كسي كه چنين ضرري كرده است، بايد از خطر اين
دعاي رسولالله بترسد؛ آنجا كه ميفرمايد: «خداوند كسي را كه از ماه رمضان
خارج شود و آمرزيده نشود، نيامرزد.»
زيرا يكي از سختترين مصيبت ها و بلاها همين است. بايد با ياري خدا و پناه
آوردن به رحمت او و رفتن به درگاهش با زبان حال بگويد: «هيچ خدائي بجز تو
نيست. تنزيه ميكنم تو را و من كه ستمكارم» و خود را اصلاح كرده و بر
گناهان خود بگريد.
* هنگام وداع با ماه رمضان راستگو باشيد
وداع كننده بايد در اظهار غم و اندوه هنگام وداع راستگو باشد، تا مبادا
با دروغ و نفاق در چنين زمان گرانقدري اين ماه را به پايان برساند، گرچه
چنين صداقتي فقط براي كساني تحقق پيدا مي كند كه با اشتياق و علاقه، نه با
نارضايتي و زحمت اين ماه را بسر برده باشند.
به طوركلي غم در ماهيت وداع وجود دارد، و فقط كسي غمگين مي شود كه به وداع
كننده خود علاقهمند باشد و چنين كسي نه تنها با او مخالفت نميكند، بلكه
آن چه را مورد علاقه اوست به جا ميآورد.
براي آنكه مقام اين ماه براي شما روشن شود، ميتوانيد آن را مانند ميهمان
بزرگواري كه بر شما وارد شده بدانيد كه با آمدن او مقامتان بالاتر رفته اس،
آنگونه كه در روايات آمده است. اگر بدانيد ميهمان باعث رهائي شما از جهنم و
رسانيدن شما به بالاترين درجات نزديكي در بهترين مكانهاي صدرنشين بهشت
همراه با پيامبران و صديقين شده و شما را در مكان صدق همراه پيامبران و
رسولان و فرشتگان مقرب خواهد نشاند، چگونه با اين ميهمان برخورد ميكنيد و
تمام چيزهائي را كه براي شما عزيز است فداي او مي كنيد و چگونه از جدائي او
به وحشت مي افتيد؟
بايد در آخرين شب، با معذرت خواهي صادقانه اظهار توبه و پشيماني برخاسته از
دل، نه زبان، او را راضي كنيد، زيرا او ميهمان بزرگواري است كه كريمترين
كريمان او را فرستاده تا خير او به شما برسد و با كمي سخنان لطيف در هنگام
معذرتخواهي از تو راضي خواهد شد.
آنگاه توجه داشته باشيد، با بازگشتي صادقانه ماه را به پايان رسانده و از اين پس با اهداف پروردگار و مولايت مخالفت نكنيد.
* مناجات و توسل به امام معصوم (ع)
سپس در ساعات پاياني روز آخر كه زمان عرضه اعمال ماه است، با نگهبان روز خود كه از معصومين (ع) است با رعايت آداب تواضع و توسل، مناجات كنيد. و آنگونه بگوييد كه محبت آنان را برانگيخته و باران رحمت و كرامت آنان بر شما ببارد و با معذرتخواهي اعمالي را كه در اين ماه انجام داديد را به آنان واگذار كرده و با درخواستي تضرعآميز بخواهيد كه با شفاعت و دعايشان، اعمالتان را اصلاح كنند و با تضرع از خدا بخواهند كه با عضو فراوان خود آن را پذيرفته و به چندين برابر، اعمال خير تبديل كند. و اگر امور مذكور را در آخر روز در سجده انجام دهيد و اين ماه را با حال سجده و گرسنگي به پايان رسانيد و با اين حال وارد شب عيد شويد، اميد است به كرامتي از جانب خداوند متعال برسيد كه بالاتر از آرزويتان باشد.
خدايا، به فضل خودت عبادات ما را بپذير!
خبرگزاري فارس: امروز روز وداع با ماه رمضان است، ماهي كه پيامبر اسلام (ص) درباره آن فرمود: «ماه رمضان ابتدايش رحمت، ميانهاش مغفرت و پايانش آزادي از آتش است.»
و امروز روز شوق درك فطر است. ماه ميهماني خداي بيهمتا، بار سفر خود را
ميبندد و از سحر ديگر دلتنگ سفرههاي ساده نان و خرما خواهيم بود.
سحرهاي يك ماه گذشته نجواي صميمي خالق در لحظههايش شناور بود، در شبهاي
بيمانند و برابر با هزار ماه قدرش، جانهاي سالك در عشق ازلي محبوب ذوب
ميشد؛ و اينها همه از نزد ما رفت تا شايد اگر عمري را خدا براي ما خواسته
باشد، در رمضان آينده باز هم تجربه شيرين مناجات و شب زندهداري داشته
باشيم.
اما؛ رمضان را كه بندگي كرديم و با اين محصول بزرگمان ميتوانيم به تمام
ماهها و روزهايي كه خالق يكتا خلق كرده، به ايمان خودمان رنگ يكرنگي خلوص
بزنيم.
دلهايمان براي شبهاي استجابت دعا تنگ ميشود؛ براي قرآن به سر گرفتنها و «الغوث الغوث» گفتنهاي شب قدر.
دلهايمان براي مناجات امام رضا (ع) هنگام سحر، براي ابوحمزه ثمالي هنگام
دلتنگي، براي دعاي «يا علي و يا عظيم» بعد از هر نماز، براي دعاهاي روزهاي
ماه رمضان بعد از اذان صبح، براي «اللهم لك صمنا ...» بعد از افطار و براي
خاطراتي كه همچون موجي سيال ما را به تمام رمضانهاي زندگيمان ميبرد، تنگ
ميشود.
و در پس اين دعاها، دعاي امروزمان اين است: «خدايا، آنچه در توانمان بود، انجام داديم. به فضل و كرمت از ما بپذير!»
اما لطف اين دعاها اين بود كه در تنگناي زندگي دنيايي و نگراني از عاقبت
خود در آخرت، به دستهاي پرنيازمان آموختيم كه تنها رو به آسمان بيكران
كرامت و مهرباني تو دراز شوند و در وراي سياهترين لحظههاي تنهايي، به
اميد نور روشن درگاهت، به انتظار بنشينند.
خدايا! در نابترين لحظههاي راز و نياز با تو، ميهمان سفرههاي رنگينت
بوديم و در گذر تند زمان چه زود، بدرقه كرديم روزهاي روزهداريمان را و
حالا با روحي سرشار از معنويت و دلهاي لبريز از مهر تو، دستهاي در هم گره
شدهاي كه بوي وحدت ميدهند و شعارشان همدلي است، با قدمهاي استواري كه
مقصدشان يكپارچگي است، به استقبال روز موعود ميشتابيم؛ در شكوه و عظمت
نماز عيد، غرق شده و با رمضان وداع ميكنيم.
فرشتگان آسمان، رشك ميبرند به اين همه يكرنگي و اتحاد ما.
* دعاي وداع با ماه مبارك رمضان
ماه مبارك رمضان حقيقت و باطنى دارد كه اين حقيقت در قيامت ظهور مىكند.
اهميت آن تا آن اندازه است كه امام سجاد (ع) رمضان را عيد «اولياءالله»
مىداند. پايان اين ماه بزرگ و پرخير و بركت براي كساني كه ارزشهاي آن را
درك كردهاند، غمانگيز است و در روزها و ساعات پاياني تلاش ميكنند بهترين
و بيشترين بهره را از زمان باقيمانده كسب كنند و البته براي فرصتهاي از
دست رفته متأثر هستند.
شيخ صدوق، محدث بزرگ شيعي براي وداع ماه مبارك رمضان دعائي ذكر كرده كه
ميگويد: ابوبصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه حضرت فرمود در وداع ماه
مبارك رمضان بگوئيد: «اللهم انك قلت في كتابك المنزل علي نبيك المرسل و
قولك الحق شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن هدي للناس و بينات من الهدي و
الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالك بوجهك الكريم، و كلماتك التامات
ان كان بقي علي ذنب لم تغفره و تريد ان تحاسبني به او تعذبني عليه او
تقايسني به ان يطلع فجر هذه الليلة، او ينصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لي
يا ارحم الراحمين»
«بار پروردگارا، تو خود گفتي در كتاب مقدس كه بر نبي مرسلت نازل فرمودهاي و
قول تو حق است كه ماه رمضان كه در او قرآن نازل شده و مايه هدايت و
رستگاري مردم و دلائل آشكار از هدايت و وسيله تشخيص حق از باطل است، اينك
ماه رمضان به پايان رسيد و فيوضاتش تا سال آينده از ما قطع شد، پس تقاضا
ميكنيم از تو به آبروي گراميت و كلمات تام و تمامت، اينكه اگر بر من گناهي
باقي مانده (و پاك نشدم) كه هنوز آن گناهم را نيامرزيدي، و اراده حسابرسي
او را داري، يا ميخواهي به آن گناه باقيمانده عذابم كني و يا به اندازه
گناهم عقوبت كني، تا اينكه طلوع كند فجر اين شب، يا پايان پذيرد اين ماه
مبارك، مگر آنكه آن گناهانم را بيامرزي و از تقصيرم در گذري، اي مهربانترين
مهربانان.»
امروز روز وداع با ماه رمضان است، ماهي كه پيامبر اسلام (ص) درباره آن
فرمود: «ماه رمضان ابتدايش رحمت، ميانهاش مغفرت و پايانش آزادي از آتش
است.»

یان آرتوس ـ برتران، عكاس حرفهای، مستندساز و طرفدار محیط زیست فرانسوی مدت 5 سال در جریان یك ادیسه هوایی از فراز قارههای جهان سفر كرد تا مجموعهای بینظیر را از منظر طبیعی و نیز اماكن و شهرهای مختلف كره خاك جمعآوری كند. هر یك از این عكسها به تنهایی تحولات كره زمین را در مقیاس بزرگ نشان میدهد. عكسهای یان به اندازهای گویا هستند كه به استثنای چند مورد نیازی به توضیح و تفسیر ندارند.

ایمان و معنویت
در روایتى از امام باقر علیه السلام منقول است كه :
على علیه السلام به مجلسى از قریش برخورد مى كنند و بعد به مجلسى دیگر از اوس و خزرج و مى بینند كه در مجلس اول سخنان بیهوده مى رانند اما در محفل دوم كارهاى متین و صحیح انجام مى دهند. على علیه السلام از این حال شگفت زده مى شوند و خدمت رسول الله مى رسند و حكایت هر دو مجلس را باز مى گوید. سپس از پیامبر صلى الله علیه و آله بیان صفات مؤمن را طلب مى فرمایند: در این هنگام رسول الله صلى الله علیه و آله كه سرشان را به زیر انداخته بودند، سرشان را بلند كرده ، فرمودند:
عشرون خصلة فى المؤمن
بیست خصلت در مؤمن است .
فان لم یكن فیه لم یكمل ایمانه . ان من اخلاق المؤمنین ، یا على!
اگر این خصال در او نباشد ایمانش به كمال نرسیده است ،
الحاضرون الصلاة
در وقت نماز به نماز حاضر مى شوند.
والمسارعون الى الزكوة
در پرداخت حقوق مالى شرعى تسریع مى كنند.
والمطعمون المساكین
مساكین و فقرا را اطعام مى كنند.
الماسحون راس الیتیم
دست محبت بر سر ایتام مى كشند.
المطهرون اطمارهم
لباسشان كهنه، اما تمیز است .
كنایه از این است كه آنچه شرع از نظر پوشش تعیین فرموده است ، مى پوشند.
الذین ان حدثوا لم یكذبوا
آنچه به آنها مى گویند فورا تكذیب نمى كنند.
مقصود این نیست كه مؤمن آنچه را مى شنود ساده لوحانه تصدیق مى كند، چه بسا آنچه را كه به مؤمن مى گویند دروغ باشد، اما فورا تكذیب نمى كند.
واذا وعدوا لم یخلفوا
اگر وعده كنند تخلف نمى كنند.
واذا ائتمنوا لم یخونوا
در امانت خیانت نمى كنند.
و اذا تكلموا صدقوا
به راستى و صداقت تكلم مى كنند.
رهبان باللیل و اسد بالنهار
پارسایان شب اند و شیران روز.
صائمون النهار قائمون اللیل
روزها روزه دار و شبها در قیام اند براى عبادت .
لایؤذون جارا ولا یتاذى بهم جار
همسایگان را نمى آزارند - اذیت ارادى - و به گونه اى نیست كه همسایه گان از آنها در آزار باشند - غیر ارادى .
شاید هم مقصود این است كه نه تنها خود اذیت نمى كند، مراقب است كه عائله اش هم موجبات اذیت همسایگان را فراهم نكنند.
الذین مشیهم على الارض هون
در زمین با نرمى و تواضع گام برمى دارند. حالت تكبر ندارند.
و خطاهم الى بیوت الارامل
گامهایشان به سوى خانه هاى بى سرپرستان است .
و على اثر الجنائز.
در تشییع جنازه مؤمنان شركت مى كنند.
منبع: بحارالانوار، ج 68، ص 276

مردى به حضور وجود مقدس رسول خداصلى الله علیه و آله شرفیاب شد و از کار اهل جهنم پرسید.
پیغمبر فرمود: دروغ گفتن.
اگر اهل جهنم راست گو و با حقیقت بودند به آتش جهنم نمىسوختند. دروغ گو پرده خود را مىدرد و از حق دور مىشود و به گناهان بسیار، آلوده مىگردد و کسى که چنین شد، آتش خشم خداى در انتظار او خواهد بود.
تا دیدهات ز پرتو اخلاص روشن است
انـوار حق ز چشم تـو پـنــهان نمىشود
کشـت دروغ، بــار حقیــقت نمـىدهد
این خشک رود چشمه حیوان نمىشود
نخستین مرحله دروغگویى
امام صادق مىفرماید:
کفى بالمرء کذبا ان یحدث بکل ما سمع 1 ؛ براى دروغ گو شدن این بس که انسان هر چه مىشنود نقل کند.
خبرهایى که در زندگانى روزانه به گوش مىخورد، نمىتوان گفت که همه راست است. کسى که هر چه مىشنود نقل کند، سخنش نزد خردمندان ارزش ندارد.
علماى حدیث، دانشمندانى را که بر ضعفا اعتماد کرده یا از آنان نقل حدیثمىکنند، چندان محترم نمىشمارند.
احمد بن محمد بن عیسى که از علماى زمان حضرت رضا و حضرت جواد و حضرت هادى علیهم السلام بوده است، برقى را به دلیل روایت از ضعفا از شهر قم بیرون کرد.
عذاب دروغگو
از رسول خداصلى الله علیه و آله نقل شده که فرموده: دیشب مردى را در خواب دیدم که نزد منآمد و گفت: برخیز. من برخاستم و دو نفر را دیدم که یکى ایستاده و میلهاى آهنین در گوشه دهان آن که نشسته است فرو مىکند و آن قدر فشار مىدهد تا به میان دو شانهاش برسد و سپس بیرون آورده و در گوشه دیگر دهانش فرو مىکند و این گوشه را نیز مانند آن گوشه پاره مىکند. از کسى که مرا حرکت داده بود، پرسیدم: چرا این را عذاب مىکنند؟ گفت: این مرد، دروغ گوست و تا روز قیامت، در قبر، این گونه شکنجهاش مى کنند. 2
کمتر از حیوان
دروغ گو انسان نیست، بلکه کمتر از حیوان است. انسان نیست چون فضیلت انسان بر موجودات دیگر، سخن است، سخنى که اخبار از حقیقت باشد وگرنه یاوهسرایى را سخن نمىتوان نامید و دروغ گو را از سخن بهرهاى نیست، چون اخباراز حقیقت در گفتارش پیدا نمىشود پس سخن دروغ گو با بانگ جانوران یکساناست و جز خسته کردن گوش اثرى ندارد.
کمتر از حیوان است، چون در بانگ حیوان، خیانت راه ندارد، ولى سخندروغ گو، خیانت مىباشد بنابر این ارزش جانوران از دروغ گویى که خود را انسان مى پندارد، بیش است.
خبرهایى که در زندگانى روزانه به گوش مىخورد، نمىتوان گفت که همه
راستاست. کسى که هر چه مىشنود نقل کند، سخنش نزد خردمندان ارزش ندارد.
سوگند دروغ
کار اهل جهنم
بسیار سوگند خوردن، کار خوبى نیست و سبک شمردن نام مقدسى است که بدانسوگند، خورده مىشود. اگر سوگند، دروغ باشد، زشتتر از زشتخواهد بود، زیرا پلیدى دروغ را دارا مىباشد، به اضافه سبک قرار دادن مقام مقدس، که زشتترین بى ادبى است.
رسول خدا فرمود: کسى که کالاى خود را به وسیله سوگند دروغ بفروشد، در زمره کسانى خواهد بود که خداى تعالى در روز قیامت با او سخن نگوید و بر وى نظررحمت نیندازد و عملش را قبول نکند.
کسى که کارش به دروغ، سوگند خوردن باشد، از بدبختترین مردم در دنیا وآخرت خواهد بود.
سرانجام سوگند دروغ
دروغ گویى به منصور دوانیقى دیکتاتور عباسى گزارش داد که امام جعفرصادق علیه السلام در فکر قیام بر ضد دولت مىباشد و غلامش معلى را به سوى شیعیان فرستاده تا مال و اسلحه جمع کند. منصور خشمگین شده و به امیر مدینه نوشت که امام را به بغداد بفرستد.
امام رهسپار عراق شد. هنگامى که نزد منصور رسید، پادشاه عباسى در آغاز بهحضرتش احترام نمود، ولى پس از اندى، عتاب آغاز کرد و سخنانى بر خلاف ادب از او سر زد، سپس گفت:
شنیدهام که معلى براى تو مال و اسلحه جمع مىکند. امام تکذیب کرده و فرمود: این سخن، افترا و دروغ است.
منصور که حال را چنین دید،گزارش دهنده را بخواست. آن مرد از حضور امامشرم نکرد و گفت: هر چه گفتهام واقعیت دارد. امام فرمود: سوگند بخور! آن مرد کهآماده سوگند شد، صیغه قسم را چنین اجرا کرد: «والله الذی لا اله الا هو الطالبالغالب الحی القیوم.»
امام فرمود: صبر کن! هر طور که من گفتم، سوگند بخور! سپس فرمود: بگو! ازحول و قوه خدا بیرون باشم و در حول و قوه خودم داخل باشم، اگر آنچه گفتهام دروغ باشد. دروغ گو صیغه قسم را همان طور اجرا کرد و همان دم افتاد و بمرد. 3
منبع : آیة الله سید رضا صدر ، به اهتمام سید باقر خسرو شاهى

شطرنج
در مورد شطرنج و پاسور بین علما اختلاف است بعضی به طور کل حرام میدانند
و بعضی ها در صورت شرط بندی حرام میدانند و عده ای شطرنج را حلال و پاسور
را حرام میدانند، حال چرا اینها حرامند و چرا بینشان تفاوت قائل شده است؟ و
معیار حرام و حلال دانستن اینها چیست ؟
تفاوت شطرنج و پاسور:
فرق شطرنج و پاسور، این است که شطرنج به عنوان یک وسیله ورزشى، مشهور
شده و حتى فدراسیون دارد؛ از این رو، از حالت انحصارى وسیله قمار خارج شده
است؛ مگر این که به طور شرط بندى بازى شود که در این صورت، باز هم حرام
است؛ اما پاسور، در عرف مردم، وسیله اى است که به طور معمول، قمار بازان با
آن بازى مى کنند؛ از این جهت؛ حرام است اگر چه شرط بندى هم نباشد و اگر
شرط بندى شود، بر گناه آن افزوده مى شود.
چرا حرام هستند؟
براى حکم حرمت، حداقل دو عامل زیر دخالت دارد: 1. وسیله قمار بودن در عرف مردم. 2. شرط بندى و بدهکار شدن بازنده.
بازى هاى فوتبال و امثال آن هم اگر با شرط بندى باشد، حرام و بدون شرط، اشکال ندارد. در بیان احکام الهى، چند نکته زیر را باید در نظر داشت:
1. احکام الهى، مبتنى بر مصلحت ها و مفسده ها است. گستره مصالح و مفاسد نیز شامل ابعاد جسمى، روحى، فردى، اجتماعى و امور مربوط به دنیا و آخرت است.
2. احکام الهى براى پاسخ گویى به نیازهاى بشر (ثابت و متغیر) است. براى نیازهاى ثابت، احکام ثابت و براى نیازهاى متغیر، احکام متغیر وضع مى شود.
3. احکام الهى، تابع موضوعات است و هر موضوعى، حکم خاص خود را دارد. از این رو، ثبات و تغییر احکام، پیوند وسیعى با ثبات و تغییر موضوعات دارد. بنابراین، ثبات احکام دینى، به لحاظ استوارى موضوعات آنهاست و اگر موضوع عوض شود، دیگر ثبات حکم، معنا ندارد. به عنوان مثال، خوردن انگور، حلال است؛ اما اگر همان انگور تبدیل به شراب شود، خوردن آن نیز حرام خواهد شد.
4. تغییر موضوع، انواع مختلفى دارد که یکى از آنها، استحاله شئ (تغییر ماهوى) است؛ مانند آن چه در مثال بالا بیان شد. نوع دیگر آن، تغییر عنوان منطبق بر موضوع است؛ به عنوان مثال، هر شئ نجسى که داراى منفعت حلال نباشد، از نظر شرعى، قابل مبادله اقتصادى نیست. از این رو، در گذشته، فروش خون حرام بود ؛ زیرا فاقد منفعت حلال بود ؛ اما امروزه که با تزریق خون، مى توان جان بیمارانى را از خطر مرگ رهانید، داراى منفعت حلال است. بنابراین، با آن که تغییرى در ماهیت خون پدید نیامده، عنوان منطبق بر آن تغییر کرده، یعنى خون مصداق امورى واقع شده که منفعت حلال دارند و از این جهت، قابل مبادله اقتصادى است.
5. بازى با آلات قمار، در اسلام حرام است و حکم به حرمت بازى با پاسور، از این جهت است که به عنوان یکى از ابزارهاى قمار شناخته مى شود؛ هر چند که با آن شرط بندى نکنند. بنابراین، تا زمانى که به این عنوان شناخته مى شود، حکم آن حرمت خواهد بود؛ البته اگر مرجع تقلیدى در صدق عنوان آلت قمار بودن پاسور تردید کند، فتوا به حرمت نمى دهد.
در مقابل، شطرنج، امروزه در سطح جهان، آلت قمار به حساب نمى آید؛ بلکه آن را نوعى وسیله بازى فکرى مى شناسند. بر این اساس، شطرنج از نظر موضوع حکم شرعى، تغییر یافته است؛ یعنى، از آلت قمار بودن خارج شده و به تبع آن، حکمش نیز دگرگون شده است .
6. مراجع عظام تقلید در این مورد نظرات مختلفی دارند (که در ادامه نظر
چند تن از مراجع را نقل خواهیم کرد) که طبق اجتهاد خود دلایل مختلفی را
برای حرمت آنها نقل میکنند. بنابراین، در این مسئله، هر کس باید به فتواى
مرجع تقلید خود رجوع کند.
بازى با آلات قمار، در اسلام حرام است و حکم به حرمت بازى با پاسور، از این
جهت است که به عنوان یکى از ابزارهاى قمار شناخته مى شود؛ هر چند که با آن
شرط بندى نکنند. بنابراین، تا زمانى که به این عنوان شناخته مى شود، حکم
آن حرمت خواهد بود
مضرّات قمار
تاس و قمار
خداوند متعال، قمار را در ردیف می گسارى و بت پرستى و از کارهاى پلید شیطانى دانسته، دستور به اجتناب از آن داده است؛ «اى کسانى که ایمان آورده اید! بدانید که شراب، قمار، بت ها و چوب هاى مخصوص برد و باخت، به تمامى، پلید، ناپاک و از کارهاى شیطانى هستند؛ پس از این کارها بپرهیزید تا رستگار شوید». 1
«میسر»؛ یعنى قمار و قمارباز را «یاسر» گویند. ریشه این لغت، «یسر»، به معناى آسانى است و علت نام گذارى قمار به میسر، این است که قمارباز با آن، مال دیگران را به آسانى و بدون زحمت به چنگ مى آورد. 2
بر اساس روایات متعددى که از رسول خدا صلى الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام، بازى با آلات قمار نیز در ردیف «میسر» شمرده شده است. جابر از امام باقر علیه السلام نقل کرده است: از پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله پرسیدند: میسر چیست؟ فرمود: هر چیزى که با آن قماربازى کنند؛ حتى مانند قاب یا گردو.
در آیه بعد آمده است: «شیطان، همواره در صدد ایجاد دشمنى و کینه توزى میان شما و بازداشتن شما از یاد خدا و برپایى نماز است. قماربازى و مى گسارى، ابزار شیطان در نیل به این هدف است؛ آیا باز هم دست از این کار برنمى دارید. 3
آیه دیگرى، مى گسارى و قماربازى را در یک ردیف و از گناهان کبیره دانسته است؛ گرچه ممکن است احیاناً داراى منافعى هم باشند؛ اما قطعاً آثار زیان بار آنها، به مراتب بیشتر از سود آنهاست؛ «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما» 4 ؛ تو را از شراب و قمار می پرسند بگو : در آن دو گناهی بزرگ و سودهایی است برای مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است.
اموال به دست آمده از هر نوع برد و باخت، حرام است؛ جز در مواردى مانند
مسابقه تیراندازى یا اسب سوارى که استثنا شده اند. پس بازى قمار که با برد و
باخت مالى همراه داشته باشد - اعم از این که با آلات قمار باشد یا با هر
وسیله دیگرى - حرام و داخل در عناوین میسر است.
آثار روانی قمار
نکته مهم دیگر، بازتاب روانى قمار است. قمارباز، همیشه بازنده است؛ چون اگر ببرد، حریص تر مى شود و باز هم قماربازى مى کند و به یقین، او همیشه برنده نخواهد بود و در مراحل بعدى، خواهد باخت و از آن جا که این ثروت باد آورده است، قدر آن را ندانسته، چه بسا به زودى آن را از دست بدهد. از نظر اخلاقى نیز موجب قساوت قلب است؛ زیرا کسى که اموال و دارایى و گاهى تمام زندگى دوستش را بگیرد و او و خانواده اش را به روز سیاه بنشاند و خود با دارایى آنها، به عیش و نوش بپردازد قطعاً داراى قساوت قلب است.!! بازى با آلات قمار - حتى اگر بدون برد و باخت هم باشد - حرام شمرده شده است. این حکم به این دلیل است که کسى به این وادى خطرناک نزدیک نشود و به عبارت دیگر، احتمال دارد که حرمت بازى با آلات قمار، جنبه حریمى داشته، موجب شود که جامعه اسلامى، به طور کامل با این گونه امور، فاصله گیرد و به آنها نزدیک نشود.
از دیگر سو، کسى که مى بازد، مى کوشد براى جبران شکست روحى و مادى خود، بازى را ادامه دهد و چون اعصابش خرد شده، چه بسا تمام زندگى خود را ببازد و براى تسکین شکست و ناراحتى هاى خود، به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلى کشیده شود و شاید بدین جهت است که در این آیات، شراب و قمار با هم بیان شده اند.
در خصوص بعضى از بازى ها (مانند شطرنج)، باید دانست که «فقه»، مرز نهایى
میان حرام و واجب را مشخص مى کند؛ اما باید مواظب سایر آثار جانبى آنها
بود. برخى مانند «شانتال شوده»، قهرمان شطرنج فرانسوى، برآنند که شطرنج، یک
ورزش خسته کننده است ... پرداختن به شطرنج، سایر منابع ذهنى را از کار مى
اندازد و دیگر فعالیت هاى ذهن، بیهوده و پوچ مى شود. شطرنج مى تواند به
مفهوم «نظریه پاسکالى»، با فشارى که بر یک نقطه از بدن (مغز) وارد مى سازد،
اختلال حواس ایجاد کند.
بازى با آلات قمار - حتى اگر بدون برد و باخت هم باشد حرام شمرده شده است.
این حکم به این دلیل است که کسى به این وادى خطرناک نزدیک نشود و به عبارت
دیگر، احتمال دارد که حرمت بازى با آلات قمار، جنبه حریمى داشته، موجب شود
که جامعه اسلامى، به طور کامل با این گونه امور، فاصله گیرد و به آنها
نزدیک نشود
به نظر برخى، یکى دیگر از مضرات شطرنج، کینه و عداوتى است که میان بازیکنان پدید مى آید. «الخین» (قهرمان دیگر شطرنج) مى گوید: «براى برنده شدن در بازى شطرنج، باید از حریف خود متنفر شد». مهم تر از همه آن که بازى با پاسور، شطرنج و ...، عمر انسان را تلف، اعصابش را فرسوده و روانش را آشفته مى سازد!
اگر حلال و حرام قرآن همیشگی است پس چرا حكم شطرنج فرق كرده است ؟
منظور از این كه حرام خداوند همیشه حرام و حلال او نیز براى همیشه حلال است ، تغییر ناپذیرى در حكم است ولى موضوعات قابل تغییر است به این معنا كه هرگاه موضوع حكمى ـ كه حكم ، مبتنى بر عنوان خاص آن موضوع بود ـ عنوان جدیدى پیدا كند ، حكم آن نیز تغییر مى یابد مثلا اگر «سگ » به سبب فرو رفتن در نمک زار ، تبدیل به نمک شود و عنوان نمک پیدا كند ، دیگر نجس نیست . (البته از این امر در فقه ، به «استحاله » تعبیر مى شود) همچنین ، اگر شطرنج ـ كه با آن برد و باخت مى شد و سرگرمى ویژه پادشاهان بود ، ـ عنوان سابق خود را از دست بدهد و عنوان «ورزش » پیدا كند و ثانیاً برد و باختى در آن مطرح نباشد ، بازى كردن با آن به فتواى برخى فقها بدون اشكال است . 5
نظر مراجع در مورد پاسور و شطرنج
قمار
1- پاسخ مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای: اگر به نظر مکلّف، شطرنج در حال حاضر از آلات قمار محسوب نشود در این صورت بازى با آن بدون شرطبندى اشکال ندارد ولى پاسور عرفاً از آلات قمار محسوب مىشود و بازى با آن مطلقاً حتى بدون شرط بندى حرام است؛ و در حکم مذکور فرقی بین کامپیوتر و غیر آن نیست.
2- پاسخ آیت الله وحید خراسانی: اگر با برد و باخت باشد حرام قطعی است و اگر بدون برد و باخت باشد بنابر احتیاط واجب ، حرام است و این احتیاط واجب در ترک شطرنج مورد تأکید است.
3- این بین نظر آیت الله مکارم شیرازی نیز اینگونه اعلام شده است ؛ بازی با پاسور چنانچه در عرف محل از حالت قمار خارج شده باشد اشكالی ندارد .
4- فتوای حضرت امام ( ره ) مبتنی بر این نكته است كه روایاتی كه درباره شطرنج وجود دارد، خود شطرنج را بنفسه موضوع حرمت قرارنمی دهد؛ بلكه آن را به عنوان یكی از مصادیق قمار مشمول حرمت قرارمی دهد .در این صورت اگر در زمانی شطرنج از موضوع آلت قمار بودن خارج شود، بازی با آن حلال خواهد بود و فتوای حضرت امام ( ره ) نیزمشروط به تحقق این فرض است كه واقعاً شطرنج در سطح جهانی ازموضوع قمار بودن خارج شده باشد .از این رو با تبدل موضوع، حكم نیزدگرگون خواهد شد .ب ) پاسور نیز به عنوان آلت قمار بودن حرام است و بازی با آلت قمار مطلقاً حرام است ؛ یعنی ، تا زمانی كه بر آن عنوان " آلت قماربودن" صدق می كند، بازی با آن با برد و باخت و بدون برد و باخت حرام است . در مورد شطرنج نیز اگر واقعاً صدق عنوان یاد شده جاری باشد، به فتوای حضرت امام ( ره ) و همه مراجع دیگر، بازی با آن جایز نخواهد بود،حتی اگر بدون برد و باخت باشد .اما این كه آیا عنوان یاد شده هنوز هم جاری است یا نه ، موكول به نظر عرف می باشد.
5- آیت الله سیستانی بازى با شطرنج جایز نیست اگر احراز شود در هیچ كجا بازى با برد و باخت مالى با آن معمولا انجام نمى شود بازى با آن جایز خواهد بود ولى ظاهرا این فرض محقق نیست .
خطبه امیر مؤمنان (علیه السلام) در روز عید فطر
على علیه السلام روز عید فطر خطبه مى خواند و مى فرمود: ستایش ، خداوندى را که آسمان ها و زمین را آفرید و تاریکى ها و روشنایى را پدید آورد. سپس آنان که به پروردگارشان کفر ورزیدند، از حق روى گردان مى شوند.
چیزى را براى خداوند ، شریک قرار نمى دهیم و جز او ، سرپرستى نمى گیریم.
ستایش ، خداوندى را که آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است ، براى اوست ، و نیز ستایش در آخرت ، از آنِ اوست و او حکیم آگاه است و آنچه را در زمین فرو مى رود و آنچه را از آن بر مى آید و آنچه را از آسمان فرود مى آید و آنچه را در آن بالا مى رود ، مى داند و او مهربان آمرزنده است.
چنین است پروردگار ما ، که ثناى او شکوهمند است. بى پایان و بى سرانجام و بى نهایت است و معبودى جز او نیست و سرانجام ، به سوى اوست.
ستایش ، خداوندى را که آسمان را نگه مى دارد تا بر زمین نیفتد، مگر به اذن او. همانا خداوند به مردم، دلسوز و مهربان است.
خداوندا! با رحمتت ما را بیامرز و عافیتت را براى ما فراگیر ساز و با نگهدارى ات ما را یارى رسان و ما را از رحمتت دور مگردان! همانا تو آمرزنده مهربانى.
ستایش، خداوندى راست که از رحمتش مأیوس نمى شوند و از نعمتش محروم نمى گردند و از رحمتش ناامید نمى شوند و از پرستش او روى بر نمى تابند؛ آن که با کلمه اش ، آسمان هاى هفتگانه برپا شده و زمین هاى هفتگانه قرار یافته و کوه هاى بزرگ ، ثابت گشته و بادهاى بارور کننده جارى شده و ابرها در فضاى آسمان ، سِیر کرده و دریاها بر حدود آنها برپا شده است. پس، خجسته است خداوند، پروردگار جهانیان، معبودى چیره و توانا که قدرت جویان، در برابرش خوارند و متکبّران، در مقابلش بى مقدارند و جهانیان، خواهى نخواهى، گردن به فرمان او نهاده اند.
او را مى ستاییم به آنچه خودش را ستوده و آنگونه که شایسته اوست؛ و از او یارى مى طلبیم و آمرزش مى خواهیم؛ و گواهى مى دهیم که معبودى جز خداوند نیست، [و] شریکى ندارد. آنچه را سینه ها پنهان مى دارند و آنچه را دریاها مى پوشانند و آنچه را لانه ها پنهان مى کنند و آنچه را رَحِم ها مى کاهند و مى افزایند (زمان حمل)، مى داند و هر چیزى نزد او به اندازه است. نه تاریکى ها از او پنهان است و نه چیزى از علم او نهان. هیچ برگى نمى افتد ، مگر این که آن را مى داند و هیچ دانه اى در تاریکى هاى زمین نیست و هیچ تر و خشکى نیست، مگر آن که در کتابى روشنگر است. و مى داند که عمل کنندگان چه مى کنند و به چه فرجامى برمى گردند.
خداوندا! با رحمتت ما را بیامرز و عافیتت را براى ما فراگیر ساز و با نگهدارى ات ما را یارى رسان و ما را از رحمتت دور مگردان! همانا تو آمرزنده مهربانى
از خداوند ، هدایت مى طلبیم و از گمراهى و تباهى به او پناه مى بریم و گواهى مى دهیم که محمّد ، بنده و پیامبر و فرستاده او به سوى همه مردم و امین وحى اوست. [گواهى مى دهیم که] او رسالت پروردگارش را رساند و در راه خدا با روى گردانان از او ، نبرد کرد و او را پرستید ، تا آن که یقین (مرگ) ، او را فرا رسید. درود خداوند بر او و خاندانش!
شما را ـ اى بندگان خدا ـ به پروا کردن از خدایى سفارش مى کنم که هیچ یک از نعمت هاى او زوال نمى پذیرد و هیچ یک از رحمت هاى او گُم نمى شود و بندگانْ از او بى نیاز نمى شوند و عمل ها پاداش نعمت هاى او نمى گردند؛ آن که به آخرت تشویق کرده و به دنیا بى علاقه ساخته و از نافرمانى ها برحذر داشته و با بقا ، عزّت یافته و با عزّت و شُکوه ، یکتا گشته و مرگ را فرجامِ آفریدگان و راهِ گذشتگان قرار داده است. پس ، مرگ بر پیشانى همه آفریده ها ثبت ، و بر گردنشان حتمى است. [مرگ] نه ناتوان از رسیدن به گریزنده است و نه هیچ دور و نزدیکى ، از چنگش مى رود. هر لذّتى را در هم مى ریزد و هر شادمانى اى را از بین مى برد و هر نعمتى را مى گیرد.
بندگان خدا! دنیا ،
سرایى است که خداوند براى اهل آن ، فنا را پسندیده و کوچیدن از آن را بر
ایشان حتمى ساخته است. هر چه در آن است ، پایان یافتنى است و هر که در پى
آن است ، نابودشدنى. امّا با این همه ، دنیا شیرین و لذیذ و جذّاب و شاداب
است؛ براى جوینده ، آراسته است و به دل مشتاق ، چسبیده؛ طمعکار ، آن را
نیکو مى شمارد و ترسانِ هراسان ، از آن گریزان است.
ویژه نامه عید سعید فطر
رحمت خدا بر شما! از آن با بهترین توشه اى که نزد خود دارید، بکوچید و جز مقدارى که شما را به مقصد برساند، بر نگیرید .
در دنیا همچون مسافرانى باشید که در منزلگاهى فرود آمده و در اندک سایه اى آرمیده اند، سپس کوچیده و به راه خود رفته اند.
چشم به آنچه ثروتمندانِ خوش گذاران از آن بهره مندند ، ندوزید و در دنیا به خودتان زیان برسانید ، که این ، حساب شما را سبک تر مى کند و براى نجات شما ، نزدیک تر است.
هلا آگاه باشید که دنیا تغییر شکل داده و پشت کرده و در آستانه خدا حافظى قرار گرفته است .
آگاه باشید که آخرت نزدیک شده و روى آورده و بانگ آشنایى سر داده است . بدانید که امروز روز مسابقه و فردا روز پیشى گرفتن است .
آیا توبه کننده اى از گناه وجود ندارد که پیش از فرا رسیدن مرگش توبه کند؟
و یا عمل کننده اى که پیش از رسیدن روز تنگدستى و بدبختى اش عمل نماید؟ خداوند ، ما و شما را از کسانى قرار دهد که از او بیم دارند و به امید پاداش اویند .
آگاه باشید که امروز ، روزى است که خداوند آن را عید قرار داده و شما را شایسته آن ساخته است. پس ، خدا را یاد کنید تا شما را یاد کند ، و او را بزرگ بشمارید، و تسبیح و تمجید کنید و او را بخوانید تا پاسختان دهد ، و از او آمرزش بخواهید تا شما را بیامرزد ، و در پیشگاه او ناله و نیایش و توبه کنید و به سوى او باز گردید و زکات فطره خود را بپردازید که سنّت پیامبرتان و فریضه واجب پروردگارتان است . هر کس[باید] زکات فطره را از سوى خود و همه خانواده اش (مرد یا زن، کوچک یا بزرگ، آزاد یا بنده) جدا کند؛ براى هر نفر: یک صاع از جو، یا یک صاع از خرما، یا نیم صاع از گندم، از درآمد پاک خود با رضامندى.
بندگانِ خدا! یکدیگر را بر نیکى و تقوا یارى کنید و به یکدیگر مهربانى و عطوفت داشته باشید؛ واجبات الهى را در آنچه به شما فرمان داده است ، ادا کنید (همچون: برپا داشتن نمازهاى واجب ، پرداختن زکات ها ، گرفتن روزه ماه رمضان ، حجّ خانه خدا ، امر به معروف و نهى از منکر ، نیکى کردن به زنان و کنیزانتان) و در آنچه شما را از آن باز داشته ، از خدا پروا کنید و در پرهیز از: دادن نسبت ناروا به زنان پاک دامن ، انجام دادن زشتى ها ، شرابخوارى ، کم گذاشتن در پیمانه و کاستن از وزن، اداى گواهى دروغ ، فرار از جنگ ، [در ترک همه اینها] ، از خدا فرمانبردارى کنید.
خداوند، ما و شما را با تقوا نگه دارد و آخرت را براى ما و شما بهتر از این دنیا قرار دهد! همانا بهترین سخن و رساترین پند ، سخن خداى متعال است:
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم؛ «بسم الله الرحمن الرحیم * قل هو اللّه أحد*...» تا آخر سوره.
سپس نشست و برخاست و فرمود:
«خدا را سپاس. او را مى ستاییم و از او یارى و آمرزش و هدایت مى طلبیم. به او ایمان داریم و بر او تکیه مى کنیم و از بدى هاى خودمان و بدى هاى کارهایمان ، به خداوند پناه مى بریم. هر که را خدا هدایت کند ، هدایت یافته است و هر که را خدا گمراه کند ، هرگز براى او سرپرستِ هدایتگرى نمى یابى. و گواهى مى دهم که معبودى جز خداوند نیست ، یکتاى بى شریک است؛ و گواهى مى دهم که محمّد، بنده و فرستاده اوست».
ماه رمضان موقعیتی خاص و ویژه است که خداوند آن را به بندگان خود عطا فرموده و در بین ماههای دیگر قمری، تنها ماهی است که به عنوان میهمانی خدا نامیده شده است و خداوند تمام بندگانش را در فرصتی یک ماهه به سوی خود فراخوانده تا هر کس بنابر وسع و ظرفیت خویش از این فرصت استفاده نماید.
در این ایام مبارک انسانها سی روز، دست از زیاده روی در شهوات و لذات دنیوی برداشته، روزها را به روزهداری و شبها را به قیام و عبادت مشغول بودهاند و با بهرههایی بیشتر از سایر ایام، همچون انفاق در راه خدا و تلاوت بیشتر کلام او و چشمپوشی از محرمات و مکروهات، نفس اماره خود را تزکیه و تطهیر نموده، حالت روحانیت و معنویت در ایشان بالا رفته است و سبکی روح و امکان اتصال به عوالم بالاتر برای آنها فراهم شده است، زیرا طعام و شهوت و غضب و سایر مظاهر دنیا، حجابِ فطرت بوده و در این ماه، حجابها برطرف میشود.(امام شناسی/ ج 9)
اندرون از طعام خالی دار
تا در او نور معرفت بینی
فطرت چیست؟
فطرت یکی از مفاهیم بنیادین دین اسلام است که از ماده "فطر" گرفته شده است. "فطر" به معنای شکافتن چیزی است، و از آنجا که آفرینش به منزله شکافتن پردهی نیستی و عدم است، یکی از معانی فطر، آفریدن و خلق کردن است بر این اساس، فطرت به معنای نحوه خاصی از آفرینش است. یعنی تمام ضروریاتی که انسان نیاز داشته، در خلقت او قرار داده شده است.
فطرت انسان دارای بینش و
معرفتی است که تحصیلی و اکتسابی نیست بلکه خداوند آن را در وجود همه
انسانها قرار داده است و وقتی انسان به اعماق جانش مینگرد نور حق را
میبیند و ندایی را میشنود که او را به سوی مبدأ علم و قدرت بی نظیر هستی
دعوت مینماید.
وقتی انسان در شرایط بحرانی و موقعیتهای بسیار سخت قرار میگیرد و خود را
در چند قدمی مرگ مییابد و امیدش از اسباب مادی قطع میشود، معرفت فطری
خفته در جانش بیدار میشود و خدا را از سر اخلاص میخواند
فطرت همان بینش شهودی و بی واسطه انسان نسبت به هستی و گرایش آگاهانه و کشش شاهدانه و پرستش خالصانه به حضرت باری تعالی است.
واژه فطرت در قرآن کریم
در آیات قرآن اشاره به فطرت الهی انسان شهره است. «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»(سوره روم/30)؛ پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند انسان ها را بر اساس آن آفریده است.
امام صادق(علیهالسلام) در پاسخ به این پرسش که مقصود از فطرة الله التی فطر الناس علیها چیست؟ فرمودند: "التوحید". فطرت همان توحید و خداشناسی است. فطرت اذعان به یگانگی خداوند تبارک و تعالی است.
آیات دیگری نیز بیانگر این حقیقتاند که وقتی انسان در شرایط بحرانی و موقعیتهای بسیار سخت قرار میگیرد و خود را در چند قدمی مرگ مییابد و امیدش از اسباب مادی قطع میشود، معرفت فطری خفته در جانش بیدار میشود و خدا را از سر اخلاص میخواند.
«فَإِذَا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِكُونَ» (عنکبوت/65)
هنگامی که سوار بر کشتی شوند خدا را با اخلاص میخوانند و غیر او را فراموش میکنند. اما هنگامی که خدا آنها را به خشکی رسانید و نجات داد باز مشکر میشوند.
فطریات انسان به دو دسته شناختهای فطری و گرایشهای فطری تقسیم میشود. فطرت انسان صورت و حالت ویژهای در آفرینش است که به ذات انسان برمیگردد. یکی از این حالتهای خاص این است که انسان نسبت به خدای متعال دارای یک نوع شناخت عقلی به حسب آفرینش است که از آن به خداشناسی فطری تعبیر میشود. و همچنین دارای گرایش و میل قلبی نسبت به خدای متعال است که از آن تعبیر که خداپرستی فطری میشود.
ویژگیهای فطرت
فطرت الهی بشر دارای ویژگیهایی است از جمله:
مسأله خودسازی در ماه مبارک رمضان، انسان را به مقامی می رساند که پرده های
جهل، هواپرستی و همهی موانع ضد فطرت را از سر راه برمیدارد و انسان
مسلمان در این هنگام به فطرت ناب خود که از درون ذات او میجوشد باز
میگردد. همان فطرتی که آیینه صاف خدانماست
1- در هنگام تولد با انسان همراه است و نیاز به کسب کردن ندارد.
2- ثابت، پایدار و جاودانه است.
3- همگانی و فراگیر است.
4- از قداست برخوردار است و نشانه تعالی نوع انسان است.
عید فطر
ماه رمضان فرصت مناسبی است تا زنگارهایی که در طول زمان، فطرت انسان را پوشانده، پاک شود که اگر چنین شود، پایان ماه مبارک رمضان برای مؤمنان عید حقیقی خواهد بود.
و عید به معنای بازگشت به چیزی است که از آن فاصله گرفته باشند. یعنی باید چنین باشد که در پایان این ماه مبارک ندای فطرت را به گوش جان بشنویم که ما را به سوی حق میخواند.
مسأله خودسازی در ماه مبارک رمضان، انسان را به مقامی می رساند که پرده های جهل، هواپرستی و همهی موانع ضد فطرت را از سر راه برمیدارد و انسان مسلمان در این هنگام به فطرت ناب خود که از درون ذات او میجوشد باز میگردد. همان فطرتی که آیینه صاف خدانماست.
هرگاه انسان در پرتو برکات ماه رمضان به این درجه رسید و بر طاغوت نفس خویش پیروز شد به حقیقت عید فطر رسیده است.
امیر مومنان علی (علیهالسلام) فرمودهاند: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لایعصی الله فهو عید» این عید برای کسی است که خداوند روزهاش را پذیرفته و نمازش را ستوده است و هر روزی که در آن معصیت خدا نشود عید است.
عید فطر روز آزادگی است و آزاده واقعی کسی است که امیال نفسانی را کنار گذاشته و شیطان را زیر پا کوبیده است.
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست. مُهر قبولی انفاقهای به قصد قربت است. عید فطر عید خداجویی و خداپرستی است. عید فطر در عبودیت و معرفت و تهذیب نفس است.
خدا جویان! بازگشتتان به فطرت مبارک باد.
بنده من! اگر میدانستی چقدر دوستت دارم، توبه میکردی و از اشتیاقم میمردی!
زمان توبه
از مواقع توبه، ایامالله است و یکی از ایامالله، شبهای قدر است که همه دست استغفار به آستان الهی بلند میکنند و میگویند «الهی العفو»
حدیث دلسپردن، ص 65 (دکتر مرتضی آقا تهرانی)
رساترین بشارت
از رساترین بشارتهایی که درباره ماه رمضان وارد شده است نفرین پیامبر صلی الله علیه و آله است بر کسی که در آن آمرزیده نشود.
المراقبات، ص 215 (حاج میرزا جواد ملکی تبریزی)
یزید بن معاویه بعد از حادثه کربلا به علی بن الحسین علیه السلام گفت: اگر من توبه کنم، قبول میشود؟ امام فرمود: بله؛ اگر واقعاً توبه کنی قبول میشود. ولی او هرگز توبه نکرد.
توبه نصوح
محمدبن احمد میگوید: از امام هادی علیهالسلام پرسیدم: توبه نصوح (خالص) چیست؟ حضرت در پاسخ من نوشت: این که باطن و درون(در مقام توبه) همانند ظاهر باشد؛ بلکه باطن از ظاهر، برتر باشد.
جهاد با نفس، ص 327 (شیخ حر عاملی)
توبه؛ باب الامان
استغفار یعنی: طلب مغفرت و آمرزش گناهان از درگاه الهی، که اگر درست و جدی انجام شود، باب برکت الهی را به روی انسان باز میکند و او را به امان و لطف و توفیق ربوبی بهرهمند مینماید و در پی آن، فتوح در میدانهای گوناگون حاصل میشود.
از ملک تا ملکوت، ص 369 (سیدحسین تقوی)
شرایط توبه
توبه سه شرط دارد: اول ندامت و پشیمانی از عملکرد گذشته. دوم: تصمیم جدی بر عدم بازگشت. سوم: جبران کوتاهیها و تقصیرات آن.
سیری در سلوک عارفان، ص 62 (دکترسیدحسین ابراهیمیان)
شرط قبولی توبه
یزید بن معاویه بعد از حادثه کربلا به علی بن الحسین علیه السلام گفت: اگر من توبه کنم، قبول میشود؟ امام فرمود: بله؛ اگر واقعاً توبه کنی قبول میشود. ولی او هرگز توبه نکرد.
(و هیچگاه موفق به توبه نشد، و از اینجا نادرستی این عقیده روشن می شود که عده ای می پندارند وقتی می توانیم توبه کنیم پس چرا گناه نکنیم؟ غافل از اینکه خداوند اگر چه از روی رحمتش دری به سوی بندگان گشوده به نام توبه؛ اما از روی حکمتش تنها عده ای خاص را موفق به توبه می کند کسانی که از روی جهالت و استضعاف فکری به گناه آلوده شدند.)
حکایتها و هدایتها، ص 205 (شهید مرتضی مطهری)
توبه برای توبه
باید در حال استغفار، حالت ظاهری و صورت و قلب و باطن بنده بسان گناهکارانی باشد که از محضر خداوند بزرگ ـ که به تمام اسرار آگاه است ـ طلب آمرزش و مغفرت میکنند؛ زیرا اگر در حالی که قلبش به غفلت و عقلش به نسیان و فراموشی مبتلاست و یا با حالت کسالت و سستی از خداوند ـ جل جلاله ـ طلب آمرزش کند، اینگونه استغفار، خود از جمله گناهان است.
ادب حضور، ص 350 (سید بن طاووس)
تولدی دیگر
توبه، چرک و آلودگی قلب را میشوید و زنگارهای آن را میزداید اینجاست که توبه کننده به درد و درمانش واقف شده، از گناهانش به در میآید؛ همچون روزی که از مادرش متولد شده است.
صراط سالک، ص 177 (علی محیطی)
توبه؛ یک نیاز همگانی
توبه، عبارت از رجوع و بازگشت از حال پستتر و پایینتر به مرتبه عالی و برتر از آن است و در عالم وجود جز ذات ذوالجلال که غنی بالذات است، موجودی یافت نمیشود که از هرجهت کامل بوده، نیازی به ترقی و تکامل نداشته باشد و این است که معنای نیاز همگان را به توبه تصحیح میکند.
اسرار الصلوه، ص 76 (میرزا جواد ملکی تبریزی)
تأخیر در توبه...
گناهان به منزله سموم قاتلهاند همچنان که (آدمی) در سموم باید مداوا کند پیش از آن که او را هلاک کند، همچنین واجب است بر کسی که گناه کند مبادرت نماید به توبه، پیش از آن که او را هلاک کند؛ پس تأخیر توبه، گناه دیگر خواهد بود.
حق الیقین، ص 620 (علامه مجلسی)
راه محو گناهان
کسی که توبه میکند باید آثار گناهان گذشته را از دل خود محو کند و محو آنها به طاعات و عبادات میشود.
معراج السعاده (ملااحمد نراقی)
شوق برگشت
از وحی خداوند به داوود علیه السلام است که فرمود: ای داوود! اگر آنان که از من رویگردان شدهاند، میدانستند که چهگونه در انتظارشان هستم و چه مهری نسبت به آنان دارم و چهقدر مشتاقم که معصیتشان را ترک کنند، از اشتیاق من میمردند و در راه محبتم، بند از بندشان جدا میشد.
محمدبن احمد میگوید: از امام هادی علیهالسلام پرسیدم: توبه نصوح (خالص) چیست؟ حضرت در پاسخ من نوشت: اینکه باطن و درون(در مقام توبه) همانند ظاهر باشد؛ بلکه باطن از ظاهر، برتر باشد.
المحجه البیضاء، ج 8، ص 62
قرب الیالله
همین که انسان گردنکلفتی نمیکند و در مقام عذرخواهی و اقرار به گناه برمیآید، یک مرحله به خدا نزدیک میشود.
نجوای عاشقانه، ص 91 (علامه مصباح یزدی)
دعای آخر
الهی! اگر پشیمانی در پیشگاه حضرتت توبه است پس من از همه پشیمانترم و اگر ترک گناه، توبه محسوب میشود پس نخستین توبهکننده منم و اگر استغفار سبب ریختن گناهان است من در برابرت از استغفارکنندگانم.
صحیفة سجادیه (دعا در باب توبه)
به کوشش: رضا خورشیدی
.:: This Template By : web93.ir ::.