+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳

به نقل از خبرگزاری رویترز ، این چارچوب درمانی شامل ورزش منظم به خصوص هنگامی که داروها جواب نمی دهند و همچنین برخی روش های روان درمانی می باشد. دانشمندان در نشست آکادمی متخصصان روان پزشکی امریکا اعلام کردند این نخستین گام برای ابداع روش های درمانی جدید افسردگی در دهه آینده است.افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی کبیر است که فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود.نوعی از افسردگی کبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است که بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود پانزده درصد مبتلایان به افسردگی کبیر دچار افسردگی اوهام اند که معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است.مثلاً خود را گناهکار و غیر قابل بخشش تصور می کنند.در حدود پانزده در صد مبتلایان به افسردگی کبیر نیز دچار روان پریشی می شوند.نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام "افسردگی غیرمعمول" که بر خلاف اسمش شایع است.علامات مرضی آن عکس علامات مرضی افسردگی معمولی است که مبتلایان کم می خوابند و کم می خورند.مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می کنند.نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است که عموماً حدود دو سال طول می کشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی کبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می کنند.شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الکل، افزایش استرس و کاهش اشتغال گفته اند.

.salamatestan.com

 


   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳

 یادداشت از پيمان عباسي ( فيلمنامه نويس فيلم هاي توفيق اجباري ، ساعت 25 ، زن بدلي ، پرتغال خوني و ... )وقتي سريال « قهوه تلخ » مثل بقيه كارهاي مديري جنجال و حرف و حديث زيادي به پا كرد ، فكر نمي كردم تلويزيون پخشش نكند . اما نكرد ! تلويزيون هم فكر نمي كرد بابت اين موضوع كلي ضرر مي دهد ، اما داد ! فكر نمي كردم سريال كمدي توي رسانه ها اينقدر بگيرد ، اما گرفت ! بعد اصلا فكر نمي كردم تيراژش به سه ميليون نسخه برسد . اما رسيد ! بعد وقتي ديدم همه دارند ميخرند ، فكر نمي كردم من هم بخرم . اما خريدم ! قبل از اينكه ببينم ، فكر نمي كردم كسي بتواند جاي پيمان قاسم خاني را براي مهران مديري بگيريد ، اما گرفت . با خودم گفتم خشايار و ژوله امكان ندارد دوتايي بتوانند از پس اين سريال برآيند ، اما آمدند . گفتم بيست قسمت طول بكشد تا مديري بيايد ؟! مگر مي شود كه سيامك انصاري بتواند اين سريال را يك تنه به دوش بكشد ؟ اما كشيد . وقتي سريال را ديدم ، فكر نمي كردم بخندم ، اما خنديدم ! فكر نمي كردم قسمت بعدي اش را بخرم ، اما خريدم ! فكر نمي كردم توي قرعه كشي شركت كنم ، اما كردم ! فكر نمي كردم توي آن آپارتمان ببرم ، كه هنوزم فكر نمي كنم !


خلاصه اينكه مهران مديري يك دانه باشد ، كفش هايش هم سفيد باشد و ...
حالا مجموع اين اتفاقات حاوي يك نكته مهم است و آن اينكه ظاهرا من بلد نيستم درست فكر كنم ، چون هر چه فكر مي كنم ، غلط از آب در مي آيد !
مي دانيد الان دارم به چي فكر مي كنم ؟ به اينكه اين استقبال ميليوني فقط يكبار اتفاق مي افتد كه افتاد . حتي خود مديري هم نمي تواند تكرارش كند . شايد هم كرد ...! فكر مي كنم كه تيراژ قهوه تلخ وقتي مديري بيايد تا پنج ميليون نسخه هم مي رسد ، شايد هم نرسيد ... ! فكر مي كنم كه تا آخر اين سريال را مي خرم و مي بينم ، به ديگران هم توصيه مي كنم كه ببينند ، آپارتمان هم نمي برم ، ولي همچنان نسخه اصلي اش را مي خرم و مي خندم !


* مهران مديري هفته بعد در «قهوه تلخ» «بلوتوس» مي‌شود
*تازه‌ترين توضيحات درباره نحوه شركت در قرعه‌كشي «قهوه تلخ»

متقاضيان شركت در قرعه‌كشي واحد آپارتمان سريال «قهوه تلخ» تا شب 13 آذرماه فرصت دارند،10 شماره سريال را به تلفن‌هاي مندرج در سي‌دي‌هاي اين سريال ارسال كرده و در قرعه‌كشي شركت كنند.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصويربرداري سريال «قهوه تلخ» كه به دليل انجام مراحل فني و تغيير پخش‌كننده‌ي اين سريال براي مدتي كوتاه متوقف شده بود، بار ديگر از سر گرفته شده است. پيش از اين شركت الوند پخش قسمت‌هاي مختلف از سريال «قهوه تلخ» را برعهده داشت كه با انجام تغييراتي، اين وظيفه به پخش گلرنگ سپرده شد.

تغيير پخش‌كننده‌ي سريال «قهوه‌ي تلخ» هم‌چنين تعويق يك هفته‌اي در ارائه‌ي مجموعه‌ي جديد اين سريال را در پي داشت و سري هفتم از سريال مهران مديري اين هفته توزيع نشد. مجموعه‌ي هفتم از «قهوه تلخ» هفته‌ي آينده و احتمالا يكشنبه توزيع مي‌شود.

در قسمت هفتم اين مجموعه‌ي نمايشي مهران مديري به عنوان بازيگر در نقش «بلوتوس» حضور خواهد داشت. «بلوتوس» شاهزاده‌اي يوناني است كه به دليل حمله‌ي سپاه عثماني از موطن خود گريخته و به دربار جهانگير شاه پناهنده شده است. ورود او به قصر ماجراها و موقعيت‌هاي كميكي را ايجاد مي‌كند.


  

نویسنده "قهوه تلخ" گفت: در ساخت و نگارش مجموعه "قهوه تلخ" به هیچ وجه دغدغه بررسی و پرداختن به تاریخ را نداشتیم و این مجموعه به اشتباه کمدی تاریخی معرفی شد.

خشایار الوند نویسنده سریال "قهوه تلخ"به خبرنگار خبرگزاری سینمایی ایران در ارتباط با این مجموعه نمایشی که در شبکه نمایش خانگی پخش می شود ،گفت: هیچ تغییری در سری دوم تصویربرداری سریال قهوه تلخ وجود ندارد چه به لحاظ گریم بازیگران و چه به به لحاظ نقش ها، گریم های متفاوتی نیز که از طریق عکس های برای برخی بازیگران چون هادی کاظمی مشاهده می شود به دلیل این است که این بازیگر در دو نقش متفاوت در این مجموعه به ایفای نقش می پردازد.
وی ادامه داد: پخش مجموعه ای به شکل سریال و هفته ای با این تیراژ برای نخستین بار است که در ایران تجربه می شود تاکنون هیچ گاه مجموعه ای در شبکه نمایش خانگی با این فروش وجود نداشته است.
وی در ادامه مراحل ضبط قسمت 40 این مجموعه را به دلیل سنگین بودن کار و مونتاژ همزمان با ضبط کار کمی با تاخیر دانست و افزود: به دلیل اینکه مهران مدیری کارگردانی و بازی در این مجموعه را برعهده دارد و در مونتاژ نیز خود شرکت دارد مراحل ضبط کار با تاخیر انجام می شود.
این نویسنده در ادامه در ارتباط با اینکه پیش از این مجموعه های مدیری باتوجه به بازخورد جامعه نوشته می شد اما این امکان در این اثر وجود ندارد گفت: موضوع و روند کلی در همه مجموعه ها وجود داشت و تنها در مجموعه های دیگر که به صورت روتین از سیما پخش می شد ما با توجه به بازخورد جامعه و استقبال از بعضی شخصیت ها نقش آن ها را پر رنگ تر می کردیم ،اما در هیچ کدام بر اساس سلیقه مخاطب پیش نمی رفتیم زیرا کار دچار فرسایش موضوعی می شد. اما در مجموعه"قهوه تلخ" به دلیل شکل پخش و اینکه آثار خیلی جلوتر از پخش ضبط شده اند این امکان وجود ندارد.
نویسنده "قهوه تلخ" در ادامه این گفت و گو این امر را سبب سنگین شد برخی از سکانس ها دانست و گفت: در هنگام نوشتن برخی از شوخی ها در ذهن من می آید که در ضبط حذف می شود و این امر سبب می شود که برخی از سکانس ها به نظرم سنگین آید.
الوند در ادامه بیان کرد: در مجموعه پیش از این پس از 15 قسمت پخش کار در میان مردم جا می افتاد اما در این مجموعه از قسمتهای آغازین کار در میان مردم جای خود را باز کرد و نسبت به کارهای روتین ما با کمترین ایرادات مواجه بود و این در حالی است که شخصیت اصلی داستان مهران مدیری تا قسمت 18 وارد کار نشده است.
این نویسنده در ادامه در ارتباط با دوره تاریخی این سریال که حفره تاریخی است گفت: کل داستان این مجموعه زاییده تخیل و ذهنی است زیرا در آن دوران اصل خاندان زندیه در شیراز حکومت داشتند و در تهران خبری از پادشاهی نبود البته در ابتدا قرار بود که دوره قاجار را کار کنیم اما به دلیل عدم قبول شبکه این موضوع را انتخاب کردیم تا بتوانیم در یک فضای کاملا فانتزی که وقایع مکتوب دقیقی ندارد کمدی را قرار دهیم.
وی در ادامه تاکید کرد: در نگارش این متن به هیچ وجه دغدغه ما تاریخ نیست و این اثر به اشتباه یک کمدی تاریخی معرفی شده است و افراد نیز در مورد آن قضاوت تاریخی می کنند که واقعا اشتباه است.
وی در ادامه اعلام اعتراض برخی از موسسات و افراد به این سریال را امری در حد شوخی تلقی کرد و گفت: این مجموعه نمایشی برای نخستین بار با این وسعت در ایران تهیه و پخش شده و گروهی سعی دارند با اعتراض خود را مطرح کنند.
وی در ادامه طرح اولیه این مجموعه را با توجه به اینکه نویسندگی آن به صورت مشترک توسط او و امیر مهدی ژوله انجام می شود کار گروهی دانست و ادامه داد: طرح اولیه در یک فضای کاملا صمیمی و به صورت بداهه در جلسات مشترک ما به وجود آمد و هنگام نگارش داستان نیز من و ژوله سکانس ها را تقسیم می کنیم و این قدر به لحاظ فکری به هم نزدیک هستیم که گاهی یک جور فکر می کنیم و سکانس های یکدیگر را در پخش تشخیص نمی دهیم البته نگارش این مجموعه بااین وسعت و وجود 40 کاراکتر اصلی که در هر قسمت باید هر کدام به نوعی نقش داشته باشند کار ی سخت است.
وی در ادامه پخش مجموعه های طنز روتین را از سیما سبب افت مخاطب این مجموعه نمایشی ندانست و گفت: رغیب برای این مجموعه چه در رسانه های داخلی و خارج از ایران زیاد است اما این مجموعه به دلیل شکل و فضای متفاوت در ساخت و عرضه مخاطبان و علاقمندان خاص خود را داراست و هیچ لطمه ای به مخاطبان این اثر با پخش برنامه های دیگر ایجاد نمی شود.
الوند در ادامه در ارتباط با صحبت های منتشر شده در برخی از رسانه مبنی بر اینکه عزت ا... ضرغامی ریاست صداو سیما مجموعه "قهوه تلخ" را مورد تایید قرار نداده است گفت: این صحبت شیطنت برخی از رسانه ها در انعکاس مطلب بود. چگونه می شود که ریاست صداو سیما برای پخش مجموعه 5 میلیارد بودجه پیشنهاد دهد و مورد تایید نباشد!؟ و حتی برای آن زمان پخش نیز تعیین کنند.
وی ادامه ممیزی های وزارت ارشاد مسلما تفاوت چندانی با ممیزی های سازمان صداو سیما ندارد که شکل یک اثر کاملا متفاوت از سیما بخواهد به پخش رسد.


مژده ! مژده ! سارقان اینترنتی « قهوه تلخ » هم آمدند !


« مژده ! مژده ! گروه بزرگ « قهوه تلخ » آغاز به كار نمود » ! اين جمله اي است كه احتمالا كابران اينترنت طي روزهاي اخير در فضاي مجازي با آن برخورد كرده اند . گروهي كه وعده آغاز به كار خود را داده ، در پس اين خبر در واقع مشغول قاچاق نسخه هاي سريال جديد مهران مديري است . سارقان اينترنتي كه با ارسال ايميل هايي خبر آغاز به كار خود را به اطلاع مردم مي رسانند ، مثل قاچاقچيان فرهنگي در كار كپي غير قانوني سريال قهوه تلخ هستند . با اين تفاوت كه هزينه اي از كاربران دريافت نمي كنند ! جالب آنكه اين گروه ناشناس وعده داده بزودي امكان دانلود سريال هاي جديد ديگري از جمله « قلب يخي » را هم براي كاربرانش فراهم خواهد آورد !
در بخشي از متن مژده (!) اين گروه آمده : « از اين پس مي توانيد سريال قهوه تلخ را به محض انتشار ، براحتي ( از طريق لينك مستقيم پر سرعت ) دانلود نمائيد .
فقط كافيست عضو گروه قهوه تلخ شويد تا هر هفته پس از انتشار قهوه تلخ ، بلافاصله از طريق ايميل لينكهاي دانلود اين سريال را دريافت نمائيد . لازم به توضيح است كه عضويت در اين گروه كاملا رايگان بوده و هيچ گونه ايميل تبليغاتي از طرف گروه برايتان ارسال نخواهد شد . » پس از ظهور دي وي دي هاي قاچاق « قهوه تلخ » ، قطعا اين حركت نيز مسير فروش سريال ويديويي مذكور را دستخوش بحران هاي تازه اي خواهد كرد .



اعتراض به نحوه قرعه‌کشی سریال قهوه تلخ!

اعلام شیوه جدید قرعه‌کشی برای خریداران سر‌یال قهوه تلخ اعتراضاتی را در بین مردم ایجاد کرده است. 

در آگهی جدیدی که برای مجموعه هفتم این سرالخ در روزنامه‌های کشور منتشر شده، آمده است: فقط کسانی در قرعه‌کشی اولین آپارتمان شرکت داده خواهند شد که مجموعه اول تا دهم را تهیه کرده و پیامک مربوط به هر مجموعه را جداگانه "از یک خط تلفن همراه" ارسال نمایند. 

در حالی‌که پیش از این برای ارسال از یک خط تلفن همراه و همچنین تهیه کامل مجموعه اول تا دهم قیدی تعیین نشده بود و این باعث نارضایتی خریدارانی شده که کد قرعه‌کشی را بعضا از طریق شماره‌های مختلف ارسال کرده‌اند. 

افرادی که مقابل یک کیوسک روزنامه‌فروشی در میدان هفت‌تیر، آگهی مربوط به این سریال را دیدند از این برخورد اظهار گلایه کردند.
 
یکی از هموطنان که خود را مجید و کارمند معرفی کرده بود گفت: در حالی که در ابتدا این چنین شرط نکرده بودند ولی متاسفانه شرایط شرکت در قرعه‌کشی را می‌خواهند محدودتر کنند. ضمن اینکه تعدادی از این شماره‌ها از طریق تلفن خودم و تعدادی دیگر را از طریق تلفن همسرم، برای‌شان ارسال کردیم.

خانم خانه‌داری هم خواستار اصلاح این روش قرعه‌کشی شده بود و تصریح کرد: اکنون که این مجموعه به پایان قسمت دهم نزدیک می‌شود که نباید این را اعلام می‌کردند و این نوعی ایجاد حس "بی‌اعتمادی" در بینندگان را به‌وجود می‌آورد. 

در این آگهی آمده است: هدیه‌ ویژه‌ای که در پایان مجموعه دهم برای این قرعه‌کشی درنظر گرفته شده، یک دستگاه آپارتمان 2 خوابه با وسایل کامل خواهد بود. 

گفتنی است همچنین در این آگهی از ورود مهران مدیری در مجموعه هفتم قهوه تلخ خبر داده شده است.


   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳

مصرف قرص‌های پیشگیری از بارداری در جوامع انسانی، باعث آلوده شدن آب‌ها با هورمون استروژن شده است. این آلودگی باعث انواع و اقسام اختلالات جنسی در انواع موجودات شده که شاید غذای خرگوش نجاتشان بدهد.

 


کد خبر : 07487 تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹

هر بار در خبرها، ردپای تازه‌ای از تاثیر انسان بر محیط زیست پیدا می‌شود. گاهی این تاثیر تحت عنوان فاجعه و مانند آن بیان می‌شود و گاهی هم زمانی به اصطلاح لو می‌رود، که بالاخره چاره‌ای دست کم احتمالی برای آن پیدا شده باشد.

 

برای مثال، استروژن یکی از هورمون‌های بدن و در واقع هورمون جنسی زنانه است. این هورمون در تنظیم دوره‌های عادت ماهانه در بدن زن نقش دارد و در بسیاری از قرص‌های پیشگیری از بارداری که این روزها به وفور در جوامع انسانی مصرف می‌شود، موجود است. به نظر می‌رسد که این هورمون به نحوی وارد ذخایر آبی زمین می‌شود و آب‌ها آلوده به این هورمون شده‌اند.

 

شاید استروژن برای تنظیم بارداری در انسان‌ها مفید باشد، اما چرخه تولیدمثل بسیاری دیگر از موجوداتی را که از این ذخایر آبی استفاده می‌کنند برهم می‌زند، ‌مثل ماهی‌ها، خزنده‌ها، پرنده‌ها و سایر موجودات زنده‌ای که در حیات وحش پیرامون منابع آبی زندگی می‌کنند. موجودی را سراغ دارید که به آب نیاز نداشته باشد؟

 

به گزارش دیسکاوری،‌ به نظر می‌رسد بالا رفتن شیوع بسیاری از بیماری‌ها و اختلالات در موجودات زنده،‌ ناشی از همین آلودگی آب با استروژن باشد. اختلالاتی مثل ظهور اندام‌های جنسی مذکر و مونث با هم در بدن یک موجود، مادینگی نرها، بدشکلی اندام‌های تولیدمثل،‌ بر هم خوردن نسبت نرها و ماده‌ها در جمعیت حیوانات، کاهش باروری و غیره.

 

حالا محققین فکر می‌کنند که چاره‌ای برای این مشکل پیدا کرده‌اند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که غذای خرگوش می‌تواند تا 80 درصد استروژن موجود در آب آلوده را جذب کند. احتمالا این خبر خوبی برای قورباغه‌های هرمافرودیت و مارمولک‌های دچار به مشکلات جفت‌گیری خواهد بود.

 

این محققین در بررسی‌های خود نشان داده‌اند که غذای خرگوش در مقایسه با رس، نشاسته و  کازئین (پروتئینی که در شیر و پنیر یافت می‌شود) یا تریپتون (یک اسید آمینه) ظرف 72 ساعت، میزان استروژن بسیار بیشتری را جذب می‌نماید.

 

از آن‌جا که غذای خرگوش‌ها تنها از تکه‌های گیاهی درست شده است، این محققین امیدوارند که بتوانند از سایر مواد گیاهی هم با اثر مشابه در این زمینه استفاده کنند.

+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳
آیا می‌دانید که چه نوع غذاها و خوردنی‌هایی متناسب با نوع گروه خونی شما هستند و با توجه به گروه خونی خودتان چه غذاهایی باید بخورید و یا از مصرف چه خوردنی‌هایی باید پرهیز کنید؟

 متخصصان تغذیه در پاسخ به این سوال می‌گویند؛ هر گروه خونی در زمان متفاوتی از تاریخ تکامل بشری، شکل گرفته است و بنابراین ما باید رژیم‌های غذایی خود را مطابق با رژیم غذایی اجدادمان در زمان تکامل گروه خونی مشابه در بدن آن‌ها هماهنگ کنیم.

آن‌ها تاکید دارند: اگر غذاهایی را بخورید که متناسب و سازگار با گروه خونی خودتان هستند، می‌توانید به راحتی آن‌ها را هضم کنید، وزنتان کاهش یابد و سلامت و شادی بیشتری را تجربه کنید.

به گزارش سایت اینترنتی مرکز مطالعات پزشکی مایوکلینیک، افرادی که گروه خونی آن‌ها «O» است، در واقع قدیمی‌ترین گروه خونی را به لحاظ سابقه تکامل بشری دارند و بنابراین با این گروه خونی اگر از رژیم غذایی یک شکارچی مثل اجداد انسان در آن زمان پیروی کند، احساس بهتری خواهد داشت.این افراد تمایل دارند که سطح زیادی از انرژی را دریافت کنند و بسیار سازمان یافته هستند.

برای افراد با گروه خونی «O» توصیه می‌شود که رژیم غذایی حاوی پروتئین زیادی باشند و اگر این گروه فقط سبزی خوار باشند، دائم احساس گرسنگی می‌کنند و در نتیجه به خوردن تنقلات روی می‌آورند که در نتیجه با مشکلاتی در میزان قند خون و متابولیسم مواجه خواهند شد. این افراد می‌توانند آزادانه گوشت لخم و ماهی مصرف کنند، اما از خوردن زیاد لبنیات یا کربوهیدارت‌ها باید خودداری کنند.

از نظر ورزش کردن هم این گروه باید در روز یک ساعت، فعالیت بدنی داشته باشند و ترجیحا در هنگام صبح به جای عصر ورزش کنند. برای این اشخاص شنا، پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری توصیه می‌شود.

در مورد گروه خونی «B» نیز، هیچ گروه خونی دیگری به اندازه «B» مظهر میانه‌روی نیست. این گروه خونی در زمانی تکامل یافته که انسان‌ها بیشتر سفر می‌کردند و بنابراین گوشت، سبزیجات و غلات به شیوه‌ای متعادل‌تر مصرف می‌شده‌اند. اگر گروه خونی شما «B» است، باید بدانید که به طور کلی طبعی قوی‌تر و سالم‌تر دارید و بسیار واقع بین و عمل گرا هستید.

برای افرادی که گروه خونی «B» دارند، رژیم غذایی ترکیبی از رژیم گروه خونی «A» و «O» است. یعنی از هر چیزی می‌توانند کمی بخورند و این گروه به طور کلی خوش شانس‌تر هستند، چون راحت‌تر می‌توانند وزن از دست بدهند. گروه خونی «B» می‌توانند به راحتی گوشت، ماهی، قهوه، سبزیجات و غلات عاری از گندم استفاده کنند و از خوردن غذاهای فرآوری شده باید خودداری کنند.

این افراد بهتر است تمرینات ورزشی ملایمی را انجام دهند که هم از جسم و هم از مغزشان استفاده کنند و اما در مورد گروه خونی «A» باید گفت که این گروه خونی کمی دیرتر از گروه خونی «O» تکامل یافته است، یعنی زمانی که بشر به جای شکار، کشاورزی می‌کرده است. بنابراین افراد با گروه خونی «A»، پروتئین کمتر، اما غلات بیشتر احتیاج دارند. گروه خونی «A» اغلب خلاقیت بالایی دارند و در عین حال که بسیار حساس هستند، می‌توانند حلال مشکلات خوبی هم باشند. این اشخاص باید گوشت کمتر، اما سبزیجات بیشتر بخورند.

آن‌ها در مصرف مغز خشکبار، دانه‌ها، غلات، پاستا، میوه و سبزیجات کاملا آزاد هستند، اما در خوردن لبنیات به ویژه‌ اگر آلرژی دارند و نیز از مصرف زیاد گوشت، باید پرهیز کنند.

افراد با گروه خونی «A» نسبت به «O» به فعالیت و تحرک کمتری نیاز دارند و برای آن‌ها فقط ۳۰ دقیقه نرمش آرام در روز مثل یوگا، تای‌چی یا پیاده روی در فضای آزاد، بسیار مناسب است و بالاخره گروه خونی «AB» که ترکیبی از گروه «A» و گروه «B» است و افراد با گروه خونی «AB» می‌توانند ترکیبی از رژیم غذایی هر دو گروه را داشته باشند.

این افراد دارای خلاقیت هستند و مغز خوبی برای تجارت و کنار آمدن و سازگاری با مردم دارند. این گروه باید از خوردن زیاد گوشت پرهیز کنند و همیشه در رژیم غذایی خود سبزیجات را بگنجانند.

بهترین خوردنی‌ها برای گروه خونی «AB» ماهی، سبزیجات، کربوهیدارت‌ها و غلات است، اما گوشت زیادی برای این گروه مفید نیست و باید از آن پرهیز کنند. از نظر فعالیت بدنی به این گروه توصیه می‌شود که ترکیبی از فعالیت‌های آرام مثل یوگا و نیز جلساتی از تمرینات اندکی پرتحرک‌تر مثل پرش سبک را داشته باشند.


   برچسب‌ها: رژیم, گروه خونی, مجله خانواده سبز
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳
غلام‌حسين ساعدی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ژول ورن - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
آنه ماری شمیلآنه ماری شمیل - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
مجید درخشانی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
لوئی کان - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
نادر اردلان - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
سانتیاگو کالاتراوا - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
رنتسو پیانو - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
نیکلاس گریمشاو - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
چارلز جنکز - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
کامران دیبا - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
علي‌اكبر جلالی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
علی شيرازپور پرتو (شين پرتو) - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
استيفن هاوكينگ - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
مرتضی ممیز - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
دیمیتری اوانوویچ مندلیف - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
امير خواند محمد بن امير برهان الدين خاوند شاه - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ابوالمعالي نصرالله بن محمد بن عبدالحميد منشي - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
احمد بن عمر بن علي النظامي العروضي السمرقندي - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
مسعود سعد سلمان - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ایرج میرزا - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
محمود شبستری - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
شهاب الدین سهروردی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ابو نصر فارابی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
شمس تبریزی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
چارلی چاپلین - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
شیخ بهایی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ژاندارک - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
شاه نعمت الله ولی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ابوالقاسم حسن عنصری بلخی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
مولانا جلال الدين محمد بلخي - مولوی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
خواجه جلال الدین (یا شمس الدین) محمد بن محمد بن محمود الحافظ البخاری - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
جورج جان تامسون - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
بابا طاهر عریان - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
مهدي اخوان ثالث م.اميد - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
بیهقی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
خواجه عبدالله انصاری - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
نیلز هنریک دیوید بوهر - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ابوالمجدود مجدودبن آدم سنايي - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
بیدل - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
رشیدالدین میبدی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
محمد فریدالدین عطار نیشابوری - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
محمدعلی بهمنی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
دقیقی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ایمانوئل کانت - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
بزرگ علوی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
آلفرد نوبل - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
آلساندور جوزپه آنتونیو آنستازیو ولتا - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ابن خلدون - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
مهدي اخوان ثالث م.اميد - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389

محمد حسن گنجی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
یوهان کپلر - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
صائب تبریزی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
احمد بهمنیار - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
رابرت هوک - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
محمد رضا شفیعی کدکنی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
هوشنگ گلشیری - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
رابرت نوزیک - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
شمس کسمائی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
محمدرضا صیاد - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
خسرو گلسرخی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
غلامحسین یوسفی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
پائولو كوئليو - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ويلارد ون اورمن كواين - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
هنری برگسون - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
لودويگ ويتگنشتاين - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ریچارد مروین هر - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
اسپینوزا - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
آيزايا برلين - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
آلبرت انیشتین - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
محسن کاوه راد - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
آندره ماری آمپر - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
احمد کسروی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
احمد شاه مسعود - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
پرویز یاحقی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
احمد رسول‌زاده - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
لطفي زاده - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
هاشم رفیعی تبار - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
مجید سمیعی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
افسانه صفوي - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
کاظم معتمد نژاد - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
حمید نطقی - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
علاءالدين ابوالحسن بن علي بن ابي‌الحزم قرشي ( ابن نفیس - پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
ملاصدرا يا صدرالمتألهين - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
میخائیل گورباچف - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
پروین اعتصامی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
علی اکبر دهخدا - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
شارل. فردريك گائوس - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
خواجه نصیر الدین طوسی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
اسحاق نیوتن - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
"لویی پاستور - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ابوسعید ابوالخیر - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
"آنتوان لوران لاووازیه - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ماری کوری - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
احمد پارسا - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
زرتشت - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
سالوادور دالی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
نيكولاس كوپرنيک - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ابوالحسن خان صدیقی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389

هوشنگ مرادی کرمانی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
محمود حسابی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ابوالفتح عبدالرحمان منصور خازني - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
رضا مافي - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ابراهيم پورداود - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
نصرالله خادم - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
محمد غفاری( کمال الملک) - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ارنست رادرفورد - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
برنارد شاو - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ولفگانگ آمادئوس موتسارت - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
بلز باسکال - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
سهراب سپهری - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
صوفی رازی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ر فلورتین اسمارانداچ - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
نیما یوشیج - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
حسن صباح - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
عباس میرزا - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
میرزاتقی‌خان امیرکبیر - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ستارخان - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ارد بزرگ - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
محمد مصدق - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
سورنا - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
بابک خرمدین - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ابوريحان محمد بن احمد بيرونى - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
محمد بن زکریای رازی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ناصر خسرو قبادیانی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
حافظ شیرازی، شمس الدین محمد - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
رودکی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
ابن سینا (شیخ الرئیس ابو علی سینا) یا پور سینا - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
داریوش بزرگ - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
کورورش کبیر - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
شیخ مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
عمر خیام - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
نادر شاه افشار - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
فردوسی بزرگ - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389

+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳
«غلام‌حسين ساعدی، الگوی بر حق رئاليسم جادويی برای نويسندگان جوان‌تر »



داريم نويسندگان جوانی که ـ درست يا نادرست ـ جذب رئاليسم جادويی شده‌اند، اگر از آن‌ها سؤال شود که خواندن داستان‌های کدام نويسنده شما را به اين سبک و سياق مايل کرده، بيشترشان گابريل گارسيا مارکز را بی‌درنگ نام می‌برند و حق دارند، چون حتم «صدسال تنهايی» را (با ترجمه‌ای مثله شده، يا کمی مثله شده) خوانده‌اند و نيز مجموعه‌ای از داستان‌های مارکز را با ترجمه‌ی درخشان و خوب صفدر تقی‌زاده (يا شايد ترجمه‌ی کدر و شير بی دم و يال و شکم شده بهمان و فلان) بارها با چشم و ذهن بلعيده و آناليز کرده‌اند.
اما حق ندارند بی‌درنگ نام اين نويسنده را به زبان آورند، چون از ادب و فرهنگ بيست، سی سال پيش خود بی‌خبر مانده‌اند و نمی‌دانند غلام‌حسين ساعدی (گوهرمراد) زمانی رئاليسم جادويی نوشت که در ايران هنوز مارکز و فوئنتس را کسی نمی‌شناخت جز خواص زبان‌دان توی باغستان ادب داستانی جهان و خيلی‌ها «بچه‌های نيمه‌شب» را با ترجمه‌ی خوبی که درآمده بود، نديده بودند، يا نمی‌دانستند نويسنده در نوشتن بچه‌های نيمه‌شب از الگوی همان رئاليست کذايی پيروی کرده است (که فعلاً به درست و نادرستش کار نداريم).


البته بعضی از قصه‌نويسان جوان‌تر که به سينما توجهی داشتند، شايد با ديدن «گاو» و «دايره‌ی مينا»‌ی مهرجويی، گمان کردند غلام‌حسين ساعدی، کار اصلی‌اش سينما بوده و احياناً نمايشنامه‌هايی از او هم به دستشان رسيد تا بيش‌تر مطمئن شوند که مرد، اهل هنرهای صحنه‌ای و تصويری بوده است.
اما، اين يکی از وجوه اين نويسنده‌ی بی‌نظير انسان‌دوست و پرمايه‌ی ايرانی بوده است. غلام‌حسين ساعدی، بيست و چهارم دی ماه 1314 در تبريز متولد شد و متأسفانه، چند روز مانده به پنجاه‌سالگی‌اش در پاريس جوان‌مرگ شد و طرافدارانش را ـ که کم هم نبودند ـ عزادار کرد.
او به خاطر سانسورچيان بسيار شاهی که به نوشته‌ها و کارهايش سخت ظنين شده بودند (به همان دليلی که تا چوب برداری گربه‌ها‌ی دزد، حساب کار خود را می‌کنند) کارهای اوليه‌اش را با نام مستعار گوهرمراد درآورد. روان‌پزشک بود و شايد به دليل دقت در بيمارهاش، ديدی تازه در موضوعاتی تازه و استوار بر شخصيت‌هايی زنده را در داستان‌پردازی کشف کرد و همين باعث سبک خصوصی و جذابش شد.
ساعدی به انسان، مخصوصاً به انسان‌های شريف تهی‌دست، توجهی قابل تقدير داشت. برای کمک به همين آدم‌ها به کمک برادرش علی‌اکبر ساعدی که جراح ماهر و انسانی است (و هنوز هم هست) و چند پزشک جوان، درمانگاهی در ميدان رازی تهران تأسيس کرد و با ويزيتی ناچيز به درمان ستم‌ديدگان حاشيه‌نشين پرداخت و صد البته خستگی کار در درمانگاه به کار نوشتنش خللی وارد نياورد. مرد، تنها و بعد هم‌پای ناصر تقوايی به تمام شهرها و بنادر گرسنه‌ی حاشيه‌ی خليج فارس و دريای عمان سفر کرد، از نزديک مردم بی‌چيز و ندار و حاشيه‌نشين را ديد، دردشان را شناخت و بيماری‌های ساری و مزمنشان را به درمان نشست و خميرمايه‌ی کارهای درخشان خود را از آنان گرفت.
«واهمه‌های بی‌نام و نشان» و «دنديل»، نمونه‌ای از همين شناخت ظاهر و باطن همان آدم‌هاست. شايد گاه قصه و داستان و نمايش‌نامه راضی‌اش نمی‌کرد که در کنار قصه‌ها و نمايشنامه‌ها به نوشتن تک‌نگاری هم دست زد. دراين مورد بده‌بستان فکری دوستانه‌ای با جلال آل احمد داشت.

در آغاز کار بيش‌تر وقتش به نوشتن نمايش‌نامه گذشت و اکثر اين نمايش‌نامه‌ها در تئاتر سنگلج به وسيله‌ی اساتيد کارگردانی اجرا شد و بعد هم به صورت تله‌تئاتر از تلويزيون پخش شدند. کارهای ادبی زنده‌ياد غلام‌حسين ساعدی آن‌قدر فراوان و متنوعند که نمی‌توان درموردشان حتا به خلاصه سخن گفت. پس بايد به نام آثار هنرمند اکتفا نمائيم، برای شناخت بيش‌تر جوان‌ترها و ثبت در ذهن و خاطره‌ی آن‌ها، تا مصمم شوند کارها را بخوانند و خودشان از نقطه‌نظر هنری، مقام و رتبه‌ی کارها را دريابند.
مجموعه داستان و کارهای بلند:
شب‌نشينی باشکوه، عزاداران بيل، دنديل، واهمه‌های بی‌نام و نشان، گور و گهواره، توپ، ترس و لرز، تاتار خندان.
نمايش‌نامه‌ها:
کار با فک‌ها در سنگر، بهترين بابای دنيا، چوب به دست‌های ورزيل، پنج نمايشنامه از انقلاب مشروطيت، خانه روشنی، آی باکلاه آی بی‌کلاه، ديکته و زاويه، پرواربندان، وای بر مغلوب، جانشين، چشم در برابر چشم، عاقبت قلم‌فرسايی.
و چند شماره‌ی «الفبا»، جنگی درخشان در ادب و فرهنگ ايران. گويا شش شماره، شماره‌ی هفتم را در پاريس درآورد و اين‌ها غير از «خياو» يا مشکين‌شهر و تک‌نگاری‌های ديگر اوست و فيلم‌نامه‌های گاو، آرامش در حضور ديگران، دايره‌ی مينا و...

اين حرف‌ها را در پاريس زده است، چندماهی پيش از مرگ:
«در پاريس هستم، شهر خودکشی و ملال. شهر بدکاره‌ها، فاحشه‌ها و دلال‌ها. مطلقاً جايی نمی‌روم و ابداً حوصله ندارم. از همه‌چيز نگرانم. ميزان گريه‌هايی که در کوچه‌های تاريک و زير درخت‌ها کرده‌ام اندازه ندارد. روزهای اول ورود تمام حضرات به سراغم آمدند از بختيار بگير تا گروه‌های عجيب و غريب.
دوری از وطن و بی‌خانمانی تا حدود زيادی کارهای اخيرم را تيزتر کرده است. من نويسنده‌ی متوسطی هستم و هيچ‌وقت کار خوب ننوشته‌ام. ممکن است بعضی‌ها با من هم‌عقيده نباشند ولی مدام، هرشب و روز صدها سوژه‌ی ناب مغز مرا پر می‌کند. فعلاً شبيه چاه آرتزينی هستم که هنوز به منبع اصلی نرسيده، اميدوارم يک مرتبه موادی بيرون بريزد...»

   برچسب‌ها: مجله خانواده سبز, غلام حسین ساعدی
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳
مادرش از تبار ملوانان بود و پدرش به فلسفه و عرفان علاقه داشت. او در مدرسه آموختن زبان فرانسه و لاتين را آغاز كرد و در پانزده‌سالگي تصميم گرفت زبان عربي را ياد بگيرد. معلم زبان عربي او آموزشش را محدود به زبان نكرد و سعي كرد كه آنه را بافرهنگ اسلامي و عربي آشنا كند. او هر هفته سه كتاب درباره تاريخ، ادبيات، تمدن و دين مطالعه مي‌كرد که در شانزده سالگي ديپلم گرفت و كمي پس از آن جنگ جهاني دوم شروع شد. شيمل در رشته شيمي و فيزيك ثبت‌نام كرد ولي همزمان در كلاس‌هاي تاريخ هنر اسلامي نيز شركت مي‌كرد. او در دانشگاه به سفارش معلمش درس فارسي، تركي و عثماني را شروع كرد و تصميم گرفت كه رساله خود را در خصوص متون اسلامي و عربي بنويسد. او رساله‌اش با عنوان «خليفه و قاضي در مصر در اواخر قرون وسطي» نوشت.شيمل تا پايان جنگ جهاني در وزارت امور خارجه به عنوان مترجم كار مي‌كرد. او در نوزده سالگي در رشته مطالعات اسلامي موفق به اخذ درجه دكترا از دانشگاه برلين شد و در 23 سالگي استاديار دانشگاه ماربورگ شد. سال 1951 در تاريخ اديان دكترايش را گرفت و سال بعد به تركيه رفت تا در خصوص نسخه‌هاي خطي در كتابخانه‌هاي استانبول تحقيق كند. در اين سفر به او پيشنهاد شد كه كرسي تاريخ اديان را كه سال قبل در آنكارا بنيان نهاده شده بود، بپذيرد.او سال 1955 در آنكارا كتاب مقدماتي تاريخ اديان را نوشت. شيمل در تركيه خاطرات بسياري داشت و به موفقيت‌هاي زيادي دست پيدا كرد. او مهارت بالايي در اكثر زبان‌هاي زنده اسلامي دارد. در سال 1963 او مجله «فكر و فن» را به زبان عربي در آلمان منتشر كرد و مديريت مركز بين‌المللي تاريخ اديان را به عهده گرفت. در ميان پژوهشگران جهان به‌خصوص آنان كه در عرصه‌هاي ديني، فرهنگي و عرفاني تحقيقاتي انجام داده‌اند زندگي علمي و مطالعاتي آنه‌ماري شيمل مي‌تواند يكي از برجسته‌ترين‌ها باشد. شيمل بدون ترديد يكي از مظاهر اصيل معاني عرفاني است. چرا كه او با توانايي و نبوغ فوق‌العاده‌اش از درون فرهنگ و انديشه اروپايي به حوزه پژوهش در فرهنگ و تمدن اسلامي پيوست و هرگز با دوگانه‌انديشي روبه‌رو نشد. در دوره‌اي كه ناآشنايي يا كم‌اطلاعي از فرهنگ اسلامي باعث بروز برخي تبليغات منفي، پيشداوري‌ها و سوءتفاهم‌ها شده است آثار ارزشمند و تلاش‌هاي علمي آنه‌ماري شيمل مي‌تواند چراغي روشن در مقابل ديدگان پژوهشگران قرار دهد و زمينه‌ساز تفاهم بين اسلام و غرب باشد. اين بانوي فرهيخته از جواني باتحمل دشواري‌هاي فراوان در راه شناسايي فرهنگ و تمدن اسلامي قدم گذاشت و در پژوهش‌هاي خود تلاش كرد با برطرف كردن موانع فهم معارف ديني مانند ساده‌نگري، تعصب و خرافات،‌ خواننده را به انديشه‌هاي ناب اسلامي راهنمايي كند. او بر اين اعتقاد بود كه گوهر و اصل اسلام در عرفان نهفته است و انسان را به رستگاري و يكتاپرستي مي‌رساند. او موفق شد در آثارش كه نتيجه سفرهاي متعدد و مطالعات گسترده و تحقيقات بي‌شمارش بودند، فرهنگ ناب و اصيل و انديشه‌هاي ارجمند اسلامي را به خوبي معرفي كند. به همين دليل آثار او به عنوان مرجع معتبري در اسلام‌شناسي محسوب مي‌شود. شيمل در راه معرفي اسلام و قرآن از هيچ تلاشي فروگذار نكرده و اروپاييان را از بسياري سوءتفاهمات و كج‌فهمي‌ها برحذر داشته است. صداقت و شجاعت او در اين مسير بسيار ستودني است. اين بانو با صراحت لهجه كه تنها از يك محقق بسيار مطلع و بي‌نياز به تعريف و تمجيد غرب برمي‌آيد، گفت: «قرآن تنها كتاب آسماني است كه به همان صورتي كه به رسول اكرم(ص) وحي شده، حفظ و نگهداري شده است». آنه ماري شيمل در خصوص استكبار جهاني و صهيونيست نيز نظرات درخشاني دارد و در خصوص جهاد مي‌گويد: ترجمه‌هايي كه امروز در مغرب‌زمين از اين واژه مي‌شود غيراسلامي است. او مي‌گويد: ادعاي توسعه اسلام با خون و شمشير اتهام واهي است و اسلام قلب‌هاي مردم را به سوي خويش معطوف كرده است.آنه ماري شيمل هيچگاه اجازه نمي‌داد كه در حضورش به شأن زنان توهين شود يا شخصيت آنها كوتاه نگاشته شود. مي‌گويند روزي در حضورش خبري را از غزالي نقل كردند كه «اگر سجده بر غيرخدا واجب بود زن‌ها بايد در پيشگاه مردان به خاك مي‌افتادند». او اعلام كرد كه اين‌گونه سخنان به گسترش انديشه تساوي حقوق زن و مرد در اسلام كمك نمي‌كند. نشان‌هاي شايستگي و لياقت اين بانوي دانشمند از معدود مشاهير دنياي معاصر است كه موفق شده است نزديك به 20 مدال و نشان افتخار دريافت كند. به عنوان نمونه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: در سال 1965 ستاره قائد اعظم، در سال 1975 دكتراي افتخاري از دانشگاه قائد اعظم در اسلام‌آباد، در سال 1978 دكتراي افتخاري دانشگاه پيشاور، در سال 1984 نامگذاري خياباني در لاهور به نام وي، در سال 1965 مدال فريدريش روكرت از شهر «شواين فورت» به او اهدا شد، مدال طلايي هامرپور كشتال از شهر گدادز اتريش در سال 1974، مدال صليب نشان درجه يك از جمهوري فدرال آلمان در سال 1980 و نيز جايزه يوهان هاينريش فوس از آكادمي شعر و زبان، عضويت در آكادمي سلطنتي هلند در سال 1981، دكتراي افتخاري دانشگاه اوپسالا در سال 1985، جايزه صلح ناشران آلماني كه در 15 اكتبر 1995 به پروفسور شيمل اهداگرديد، قبلااين جايزه به مشاهيري چون آلبرت شوايتزر، مارتين يوبو و هرمان هسه اهدا شده بود. او همچنين در همايشي به نام «عرفان، پلي ميان فرهنگ‌ها» با هدف بزرگداشت مقام علمي خانم شيمل در تالار علامه اميني دانشگاه تهران در سال 1381 برگزار شد. در اين همايش دكتراي افتخاري در رشته تاريخ اسلام دانشگاه الزهرا(س) و نشان ويژه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به پروفسور شيمل اهدا شد.


   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳
 

ژول ورن (۱۹۰۵-۱۸۲۸) نویسنده نامی و آینده نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت. ژول ورن در هشتم فوريه ۱۸۲۸ میلادی در یک خانواده مرفه در جزيره ريدو شهر نانت فرانسه به دنیا آمد.

ژول ورن بنا به خواست پدرش تحصيلاتش را در رشته حقوق به پايان برد اما ذوق نمایشنامه‌نویسی و رمان‌نویسی او را بر آن داشت كه کم‌کم به سوی ادبیات کشیده شود. در ابتدا هرچند موفق نبود، ولی بعد پیشرفت سریعی کرد. «پنج هفته در بالون» او بسیار موفق بود و هواخواهان بسیاری یافت. ناشر آثار او، ژول هتزل برای او دوست و مشاور و همراه بسیار خوبی بود.

از این گذشته، ژول ورن با دقت و نکته بینی به معرفی کشورها می‌پرداخت برای نمونه در بخشی از کتاب فاتح آسمان‌ها به شناساندن ایران نیز می‌پردازد. از کویر لوت و خطه شمال و دریای مازندران سخن به میان می‌آورد و در توصیف آن مکانها از خود مهارت به سزایی نشان می‌دهد.

در آغاز آثار ژول ورن تنها در میان کودکان طرفداران و علاقمندانی داشت تا آن که منتقد و نویسنده‌ای به نام مارسل موره (۱۹۶۹-۱۸۸۷) چندین کتاب و رساله درباره ژول ورن نوشت و او را چنان که بود به دنیا معرفی کرد. مارسل موره در دو کتاب: «ژول ورن بسیار شگفت انگیز» (۱۹۶۰) و «اکتشافات ژول ورن» (۱۹۶۳) ژول ورن را به دنیا شناساند و از آن به بعد دوستداران ادب با نظر جدی تری به ژول ورن می‌نگرند.

ژول ورن در ۲۴ مارس ۱۹۰۵ بر اثر بیماری دیابت، در شهر آمیین درگذشت. آثار او همه جا شهرت دارند و به زبانهای مختلفی نیز ترجمه شده‌اند.


   برچسب‌ها: مجله خانواده سبز, زندگی کردن
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳

محمود امین:مجيد درخشاني، تربيت‌يافته كانون چاووش است و موسيقي را نزد بزرگاني چون محمدرضا لطفي فرا گرفته است.

. اين سابقه براي او پشتوانه و استوانه قرص و محكمي است كه از او يك نوازنده و آهنگساز توانا ساخته است.
وي پس از بازگشت به ايران در سال 1383 گروه موسيقي خورشيد را تاسيس كرد كه تاكنون بسيار فعال بوده است. او در سال گذشته به گروه آوا پيوست كه چند سالي دست از فعاليت كشيده بود. اگرچه درخشاني سال‌ها پيش همكاري با محمدرضا شجريان را در آلبوم «در خيال» تجربه كرده بود اما حضور در گروه آوا شكلي ديگر از همكاري است كه براي وي يك تجربه تازه تلقي مي‌شود.
او به تازگي از اصفهان برگشته و كنسرت اخير گروه را با حضور جوانان و استقبال اصفهاني‌ها بي‌سابقه ارزيابي كرد.اين گفت‌وگو درحالي انجام شد كه وي و دوستانش در هتل عباسي اصفهان خودشان را براي اجراي واپسين شب كنسرت آماده مي‌كردند. بخوانيد:

چطور شد كه شما به يكباره به گروه آوا پيوستيد؟
حقيقت اين است كه همكاري با استاد شجريان و گروه آوا به‌منظور ادامه فعاليت‌هاي گروه آوا نبود. ما به بهانه ساخت و ضبط و توليد در كنار يكديگر جمع شديم و به تدريج اين تصميم گرفته شد كه همين افراد در كنار هم گروهي تشكيل بدهيم كه نامش آوا باشد. استاد اين گروه را داشتند و مجموعه آثاري را كه با هم تمرين كرده بوديم، بهانه‌اي بود تا دوباره اين گروه فعال شود و كارهاي ما هم تحت لواي يك عنوان انسجام پيدا كند.
پس گروه «آوا»ي جديد را مي‌توان ادامه آن گروه «آوا»ي سابق تلقي كرد؟
بله، تقريباً مي‌توان گفت اين گروه در ادامه فعاليت‌هاي گروه سابق كارش را ادامه مي‌دهد. اين گروه شباهت‌هايي به آن گروه دارد اما نمي‌توان گفت صددرصد مانند آن است. طبعاً هر آدمي كه وارد يك گروه مي‌شود، سلايق و تفكرات خاصي را همراه خود مي‌آورد و روي روند كار گروه تاثيرگذار خواهد بود. از طرف ديگر آواي سابق يك گروه كامل‌تر بود و از سازهاي بيشتري استفاده مي‌كرد اما حالا كمي كوچك‌تر و جمع و جورتر شده است. به همين دليل چندان مناسبت ندارد كه اسم گروه را روي چنين تركيبي گذاشت. گروه براي من تعريفي وسيع‌تر و بزرگ‌تر دارد. اين مجموعه تركيبي از 5ـ4 نوازنده است كه در كنار يكديگر نشسته‌اند و سعي در اجراي موسيقي دارند. به نظرم بايد بيشتر به اين مقوله پرداخت و مانند غربي‌ها روي تركيب‌هاي مختلف نامگذاري كرد. مثل كوارتت (چهارنوازي)، تريو (سه‌نوازي)، دوئت (دونوازي) و ...
در سال‌هاي اخير ما شاهد اين بوديم كه گروه‌نوازي در موسيقي ايراني با مشكلات زيادي روبه‌رو بوده است. فكر مي‌كنيد چرا پس از گذشت سال‌ها هنوز نتوانسته‌ايم به يك تركيب اركسترال تعريف شده برسيم؟
سازهاي ما براي حضور در اركستر و امكان هماهنگي محدودند. مگر اينكه سازهاي جديدي توسط اساتيد سازنده ساز مثل استاد قنبري مهر ساخته شود كه قابليت استفاده در اركستر را داشته باشند. ما وقتي مي‌توانيم در گروه‌نوازي به يك جايگاه تثبيت شده و خوب برسيم كه اشكال فني سازهايمان رفع شود. ممكن است سازي مثل تار براي تكنوازي و بداهه‌نوازي ساز بسيار خوب، خوش‌صدا و كارآمد باشد اما در گروه‌نوازي يك ساز ضعيف است و توانايي‌هايش افت مي‌كند. براي اينكه ما دائم در اركستر نمي‌توانيم درگير كوك و مسائل جانبي سازهايمان باشيم فكر مي‌كنم در آينده بايد اتفاقي براي سازهاي ايراني بيفتد و براي كوك آنها فكر ‌شود تا ما بتوانيم از آنها در اركسترهاي بزرگ استفاده كنيم. حتي اگر شده باشد كه صداي اين سازها تغيير كند.
از طرف ديگر، ما براي تكميل يك اركستر با سونوريته موسيقي ايراني مستقل به سازهايي نياز داريم كه محدوده صوتي‌شان بم باشد. مثل كنترباس كه وسعت زيادي براي بم كردن صداي اركستر دارد.
اركسترال كردن موسيقي ايراني تا چه حد ضروري است؟
نسل امروز سليقه‌هاي خاص خودش را دارد و نياز به اركستري‌شدن در همه جاي دنيا ديده مي‌شود. به دليل اينكه اركسترال شدن سبب تنوع رنگ‌آميزي صوتي و در نتيجه گسترش دايره مخاطب مي‌شود. در واقع اركستراسيون امكان گفت‌وگوي وسيع‌تري را به موسيقيدان مي‌دهد تا بتواند به اشكال مختلف هنرش را ارائه دهد. در واقع نياز به رنگ‌آميزي صوتي و سوال و جواب‌هاي موسيقايي چيزي است كه امروزه روز بسيار مورد توجه است و امكانات خاص خودش را مي‌طلبد. بي‌شك روز به روز اين نياز بيشتر احساس خواهد شد، همانطور كه اين موج از كلنل وزيري آغاز شد و هرچه به سال‌هاي اخير نزديك شد، شكل ايراني‌تري به خود گرفت. به هر حال نوازنده‌هاي موسيقي ايراني و نوازنده‌هاي آن در سال‌هاي اخير به قابليت‌هاي فراوان خود پي برده‌اند و اگر در يك همنشيني با سازهاي كلاسيك هم قرار بگيرند، يك حضور مستقل دارند. در اين زمينه ما خيلي پيشرفت كرده‌ايم ولي متاسفانه در زمينه آهنگسازي پيشرفت چنداني نداشته‌ايم. البته اين جمله نقض توانايي نوازنده‌هاي ما نيست. اركسترها اجراي خوبي دارند اما آثار درخور توجهي در سال‌هاي اخير براي اجرا با اركسترهاي بزرگ خلق نشده است.
شما دليل اين عدم خلاقيت و ماندگاري آثار موسيقايي را در چه مي‌بينيد؟
فكر مي‌كنم بسياري از كساني كه دست به ساخت آهنگ مي‌زنند، موسيقي ايراني را خوب نمي‌شناسند. يعني درك درستي از جمله‌بندي موسيقي ايراني ندارند. نمي‌دانند يك جمله كه شروع مي‌شود تا وقتي كه به پايان برسد، بايد چه مراحلي را طي كند. در واقع يادگيري زودگذر آنها و تامل نكردن روي اجزاي موسيقي ايراني سبب شده كه آنها نتوانند احساس نهفته در موسيقي ايراني را به خود و در نتيجه به مخاطب انتقال دهند. به همين دليل آثار ماندگار نمي‌شوند. شما ببينيد در 30 سال اخير چند ملودي و تصنيف ماندگار خلق شده است. خيلي كم است. دست‌ كاردان در كار نيست. فكر مي‌كنم بخش عمده‌اي از اين نقيصه به عدم حمايت دستگاه‌هاي دولتي و موسسات توانمند برمي‌گردد. در سال‌هاي اخير جوانان بسيار بااستعداد و با ذوقي را ديدم كه آثار خوبي خلق كرده‌اند اما به دليل حمايت نشدن از سوي حاميان بزرگ از گردونه خلق خارج شده‌اند. كارهاي درخشاني را در پايان‌نامه‌هاي دانشجويي مي‌بينيم كه انتشار آنها فرصت مناسبي براي معرفي استعدادهاست. از طرف ديگر، فكر مي‌كنم همنسلان ما راه‌ها را براي جوانان بسته‌اند و اجازه نمي‌دهند آنها به ميدان بيايند.
به موضوع خوبي اشاره كرديد. به نظر مي‌رسد برخي از استادان موسيقي ايراني چندان دل خوشي از مطرح شدن نسل جوان ندارند؟
نسل جوان امروز در تكنيك نوازندگي و اطلاعات تئوريك نسبت به نسل‌هاي پيشين بسيار قوي‌ترند. شايد عده‌اي با خود فكر مي‌كنند اگر به چنين جوان‌هايي پر و بال بدهند، آنها بيايند و جاي بزرگ‌ترها را بگيرند. متاسفانه اين بيم و اين طرز فكر همچنان وجود دارد.
شما در اوج سال‌هاي پختگي خود به سر مي‌بريد و امكان فعاليت‌هاي مستقل بسياري را داريد. از اينكه در همكاري با آقاي شجريان زير سايه ايشان بمانيد، هراسي نداريد؟
زير سايه كه هيچ وقت نمي‌مانم. چون آقاي شجريان امكان استقلال را به همه اعضاي گروهش مي‌دهد. نمونه‌اش اينكه از اعضاي گروه مي‌خواهد هنگام جواب آوازهاي خودشان را رها كنند و هنرشان را به معرض نمايش بگذارند. او مي‌خواست كه هيچ وقت به فكرش نباشيم و هنر تکنوازی را نشان بدهيم. در واقع زير سايه ماندن يك اتفاق ظاهري است و هر كسي مي‌تواند به تنهايي و با استقلال كامل به كارش ادامه بدهد. علاوه بر تمام اين موضوعات فراموش نكنيد كه همكاري با استاد شجريان، به اعتبار و ارزش يك نوازنده اضافه مي‌كند، نه كم. من هنوز در حال يادگيري هستم.
ارزيابي‌تان از كنسرت تهران و اصفهان چيست؟
كنسرت تهران در مجموع و با همه حرف و حديث‌هايي كه وجود داشت يك كنسرت موفق بود كه شكل تكميل شده‌اش را در اصفهان تجربه كرديم. اجراهاي پرشوري بود كه واقعا كم‌سابقه بود.
گروه شما در كنسرت اصفهان چه تغييراتي داشت؟
در اين اجرا يك نوازنده ني به نام شاهو عندليبي به تركيب اصلي گروه كنسرت تهران اضافه شد و به جاي آقايان فرجپوري و فيروزي، سينا جهان‌آبادي (كمانچه) و محمدرضا ابراهيمي (عود) جايگزين شدند.
پس در واقع اين گروه گروه «آوا» نبود؟
بله، اين گروه تركيب ديگري بود كه ان‌شاءالله در ادامه با افزودن چند نوازنده ديگر به چهارده نفر خواهد رسيد و آثاري جديد را توليد خواهد كرد.
اگر امكان دارد راجع به قطعاتي كه در اصفهان اجرا كرديد، توضيحاتي بدهيد.
قطعات همان قطعاتي بود كه در تهران اجرا شد با اين تفاوت كه آوازها و اشعار كمي تغيير كرد. استاد بيشتر از اشعار مولوي استفاده كردند و گوشه‌هايي را اجرا كردند كه در تهران اجرا نكرده بودند.
وضعیت موسیقی حال حاضر را چگونه ارزیابی می کنید؟
به هر حال و به رغم بی مهری هایی که نسبت به موسیقی می شود این هنر متعالی به کار خود ادامه می دهد.خوشبختانه در تابستان گذشته با برگزاری چند کنسرت مهم چرخ موسیقی ایرانی سرعت بیشتری گرفت و همین نکته سبب شده است که خون تازه ای در رگ های موسیقی ایران جاری شود .امیدوارم روزی برسد که پیوند میان هنرمندان موسیقی باعث شود این هنر از تنهایی و بی یاوری بیرون بیاید .


   برچسب‌ها: مجله خانواده سبز, مشاهیر ایرانی
   
+ ۱۳۸۹/۰۸/۱۳

 

  

  

  لوئي كان يك ماه قبل از مرگش در تهران بود تا به همراه كنزو تانگه بر روي يك پروژه عظيم بينديشند(توسعه شهرسازي محله عباس آباد تهران).او به ايران آمده بود كه محيط را حس كند و احتياجات را قبل از آنكه دست به طرحي بزند،درك كند.

 لوئي كان در ميان صحبتهايش گفته بود كه دلش مي خواهد ادعا كند كه در رگهايش مقداري خون ايراني جريان دارد، خوني كه از طرف نسل مادرش كه همجوار ايران در روسيه زندگي كرده است به او رسيده است.

 لوئي كان نه در قالب معماري ارگانيك رايت جاي مي گيرد و نه در قالب معماري مدرن لوكوربوزيه و ميس، بلكه وي در پي آن بود كه معماري را، به راهي اساسي، براي خود دوباره تعريف كند.وي شخصيتي طوفاني و متكبر نداشت، يا به بياني ديگر بتهوون عالم معماري نبود و با سادگي فروتنانه اي سخن مي گفت و مي زيست.

 

 

                              

 

  

  

     لوئي كان به سال 1901 در جزيره "ازل" در استوني كه در آن هنگام جزئي از امپراطوري روسيه بود تولد يافت.پدر او "لئوپلد" كه كارش ساختن شيشه هاي رنگين بود و مادرش "برتا" كه هارپ مي نواخت به سال 1905 به ايالات متحده مهاجرت كردند و در فيلادلفيا ساكن شدند.پدرش مغازه شيريني فروشي كوچكي باز كرد، اما زندگي براي خانواده "كان" مانند بسياري از مهاجرين ديگر در آن زمان، در سرزمين تازه مشكل بود و اين خانواده با گرسنگي بيگانه نبود.

وي از همان اوان جواني در رسم و نقاشي داراي استعداد فوق العاده اي بود  و در چندين مسابقه از حريفان خود پيشي گرفت. قبل از آنكه دبيرستان خود را به پايان برساند مي دانست كه در آينده چه رشته اي را دنبال خواهد كرد و با ورود به دانشگاه پنسيلوانيا در رشته معماري آغاز به تحصيل كرد تا آنكه به سال 1924 از دانشكده هنرهاي زيباي اين دانشگاه فارغ التحصيل شد.در مدرسه، وي بيشتر به شيوه "بوزآر" (مدرسه هنرهاي زيباي پاريس) كه شيوه معمول آن زمان در دانشكده هاي هنر و معماري ايالات متحده بود، تعليم يافت.قرينه سازي، فضاهاي بزرگ و حجم هاي هندسي متوازن عواملي بود كه در آن زمان وي را از پيوستن به نهضت هاي در حال توسعه مكاتب مدرن معماري باز داشت.وي به شيوه "بوزآر" به عنوان مقدمه اي براي توصيف روح معماري ، ميانديشيد.وي در رابطه با نقش معمار به عنوان يك هنرمند گفته است: " خلق هنر بر آوردن يك نياز نيست، بلكه آفريدن يك نياز است."

 


   برچسب‌ها: مجله خانواده سبز
   

درباره وبلاگ

کافه فان / Cafefun.ir
سایت اطلاعات عمومی و دانستنی ها

موضوعات

تبليغات

.:: This Template By : web93.ir ::.

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، آموزش ، موفقیت ، ازدواج ، دانستنی ، گیاهان دارویی ، تعبیر خواب ، خانه داری ، سخن بزرگان ، دانلود ، بازیگران ، روانشناسی ، فال ، اس ام اس جدید ، دکتر شریعتی ، شاعران ، آموزش یوگا ، کودکان ، تکنولوژی و فن آوری ، دانلود ، تحقیق ، مقاله ، پایان نامه ، احادیث ، شعر ، رمان ، عکس ، قرآن ، ادعیه ، دکوراسیون ، سرگرمی ، اعتیاد ، کامپیوتر ، ترفند ، ورزش ، کد آهنگ ، مقالات مهندسی ، طنز ، دانلود کتاب ، پزشکی ، سلامت ، برنامه اندروید ، زنان ، آشپزی ، تاریخ ، داستان کوتاه ، مدل لباس ، مدل مانتو ، مدل آرایش