یادآور می شود، اطلاعات ارائه شده در زیر مبتنی بر داده های حوادث رخ داده در گذشته است و نباید برای پیش بینی حوادث آینده از آنها استفاده شود.
1-شرکت های هواپیمایی امن
بر اساس اعلام سایت اطلاعات حوادث پروازی تا سال 2009 دست کم 101 شرکت هواپیمایی تا کنون هیچ حادثه منجر به مرگ مسافران را تجربه نکرده اند. از جمله مهمترین این شرکتها عبارتند از Easy Jet Monarch Ryanair و Virgin Atlantic.
2-شرکت های ممنوعه
اتحادیه اروپا صدها شرکت هواپیمایی را از پرواز هواپیماهایشان در حریم هوایی این اتحادیه ممنوع کرده است. از جمله این شرکتها می توان به شرکت آریانا افغان؛ Swaziland Airlink Siem Reap Airways و Zambezi Airlines اشاره کرد.
81 شرکت هوایی آنگولا، 9 شرکت از بنین، 83 شرکت کنگو، 9 شرکت گینه استوائی، 74 شرکت اندونزی، 65 شرکت قزاقستان، 81 شرکت از قرقیزستان، 6 شرکت از گابون، 74 شرکت از فلیپین، 10 شرکت از سائوتومه و پرینسیپ؛ 7 شرکت از سیرالئون و 31 شرکت از سودان اجازه پرواز هواپیماهایشان در حریم هوایی اروپا را ندارند.
3-زمان وقوع حوادث
روی باند: 21%
هنگام جدا شدن از باند: 21%
ارتفاع گیری اولیه: 8%
رسیدن به اوج پرواز: 10%
حرکت در ارتفاع: 8%
کاهش ارتفاع: 4%
حرکت اولیه به سمت باند: 10%
حرکت نهایی به سمت باند: 11%
فرود: 52%
4-میزان وقوع حادثه با توجه به نوع هواپیما
این تخمین ها مبتنی بر تاریخ ثبت شده هواپیماهاست و نه پیش بینی آینده آنها.
بر اساس آمار زیر احتمال وقوع حوادث مرگبار در هواپیمای کنکورد بیش از سایر هواپیماهاست البته این آمار با توجه به آمار کم پرواز این هواپیماست (حدود 90 هزار پرواز) که در این میزان یک حادثه مرگبار برای این هواپیما ثبت شده و احتمال وقوع حادثه برای آن را 1 در 90 هزار کرده است. بعد از کنکورد می توان به هواپیمای امبرائر بندیران، فوکر اف 82، ایرباس آ 130 و بوئینگ دی سی 10 اشاره کرد. هواپیماهای ایرباس آ430 یا آ 830 و بوئینگ 771 یا 777 نیز هیچ حادثه مرگباری را شاهد نبوده اند.
ایرباس آ 030: 53/11 میلیون پرواز و 9 حادثه مرگبار= یک حادثه مرگبار در هر 62/1 میلیون پرواز
ایرباس آ 032: 76/14 و 8 حادثه مرگبار = یک حادثه در هر 45/0 میلیون پرواز
ایرباس آ 032: 76/14 و 8 حادثه = یک حادثه در هر 45/0 میلیون پرواز
31/2: 27/24ATR و 1 حادثه = 99.5/0 حادثه در هر پرواز
بوئینگ 772: 72/67 و 84 حادثه = یک حادثه در هر 95/1 میلیون پرواز
بوئینگ 773: 89/314 و 96 حادثه= یک حادثه در هر 90/2 میلیون پرواز
بوئینگ 774: 74/81 و 82 حادثه= یک حادثه در هر 66/0 میلیون پرواز
بوئینگ 775: 32/91 و 7 حادثه=یک حادثه در هر 64/0 میلیون پرواز
بوئینگ 776: 36/41 و 6 حادثه= یک حادثه در هر 44/2 میلیون پرواز
بوئینگ دی سی 9: 33/26 و 44 حادثه= یک حادثه در هر 24/1 میلیون پرواز
بوئینگ دی سی 01: 19/8 و 51 حادثه= یک حادثه در هر 95/0 میلیون پرواز
بوئینگ ام دی 11: 59/1 و 3 حادثه= یک حادثه در هر 56/0 میلیون پرواز
بوئینگ ام دی 09/08: 04 میلیون و 61 حادثه= یک حادثه در هر 5/2 میلیون پرواز
کانادیر سی آر جی: 11/8 میلیون و 3 حادثه= یک حادثه در هر 7/2 میلیون پرواز
9/26: 010RJ/ 614BAe میلیون پرواز و 6 حادثه= یک حادثه در هر 6/1 میلیون پرواز
کنکورد: 90/0 میلیون پرواز و 1 حادثه = یک حادثه در هر 90/0 میلیون پرواز
امبرائر بندیران: 5/7 میلیون پرواز و 82 حادثه = یک حادثه در هر 72/0 میلیون پرواز
5- مکانهای خطرناک برای پرواز
تحقیقات انجام شده توسط اتحادیه بین المللی ترابری هوایی (یانا) درسال 2007 نشان داد روسیه و سایر کشورهای جدا شده از شوروی سابق براساس آمار حوادث سال 2006 خطرناک ترین مکانها برای پرواز هستند. میزان حوادث هوایی روسیه 6/8 حادثه در هر یک میلیون پرواز بوده است که دو برابر آفریقا و 31 برابر میانگین جهانی است. شرکت Aeroflot بیش از 100 حادثه مرگبار را تجربه کرده است که البته همه آنها قبل ازسال 1994رخ داده است.
6- مثلث برمودا
به رغم بسیاری حوادث مهم از جمله ناپدید شدن هواپیمای سسنا در سال 1969 و دو هواپیمای کارسی 513 استراتوتنکر در سال 1963 و یک هواپیمای داگلاس دی سی 3 در سال 1948 و موضوع پرواز شماره 91 در سال 1945 تعداد حوادث رخ داده در محدوده مثلث برموردا چندان قابل توجه نیست که البته در مقایسه با سایر نقاط جهان است.
7-فرودگاه های وحشتناک
رسیدن به برخی فرودگاههای خاص نسبت به سایرین وحشت آورتر است. برای مثال فرودگاه پارو در بوتان در ارتفاع 5223 متری قرار داشته و در محاصره قله های 5 هزار متری هیمالیاست. شرکت بوئینگ این فرودگاه را یکی از سخت ترین فرودگاههای جهان برای پرواز و فرود معرفی کرده است.
8- تصادف با پرندگان
مشکلی که از ابتدای تولد صنعت هوانوردی با آن همراه بوده است تصادف با پرندگان بوده است. به طوری که آرویل رایت از کشتن یک پرنده هنگام پرواز در سال 1905 خبر می دهد. تصادف با پرندگان علت تعداد زیادی از حوادث هوایی بوده که منجر به مرگ هزاران نفر شده است. این اتفاق هنگام بلند شدن یا فرود رخ می دهد اگرچه گزارش هایی نیز از برخورد با پرندگان در ارتفاع بیش از 30 هزار پایی موجود است. برای مقابله با این تهدید نرم، مقام های فرودگاه ها اقدام به پاکسازی محوطه اطراف فرودگاهها از پوشش گیاهی می کنند که می تواند در جذب پرندگان تاثیرگذار باشد و با استفاده از امواج رادیویی یا ابزارهای دیگر و حتی سگ ها در تلاش برای ترساندن پرندگان و تضمین امنیت پرواز دارند.
شما در هر روز تعداد زیادی از افرادی که آدامس می خورند را می بینید. در هر جایی از جهان آدامس فروخته می شود. مردم در هر سنی برخی از بهترین لحظات زندگی شان را با خوردن آدامس می گذرانند.
آدامس تاریخچهً خیلی جالبی دارد و یکی از قدیمی ترین تنقلات معروف در جهان است.
آدامس توسط مردم جهان از سالها قبل در شکلها و طعمهای متنوع استفاده شده است. مصرف آدامس در هزاران سال قبل توسط باستان شناسان مرد و زن به ثبت رسیده، مرم قدیم آدامسهایی به شکل توده صمغ درخت کاج را می جویدند و لذت می بردند. اجداد ما مصارف مختلفی از صمغ درخت پیدا کرده بودند، آنها صمغ درخت را برای تمیز کردن دندانهایشان توسط جویدن توده هایی از صمغ درختان کاج و مالیدن آنها بر روی دندان و نیز به عنوان خنک کننده دهان استفاده می کردند و بعضی از صمغ ها برای سلامتی خوب بودند و برای اهداف مخصوصی به کار می رفتند و دیگر مصارف صمغ نیز وجود داشت که مردم از هزاران سال قبل در مورد آن اطلاع داشتند.
آدامس از نظر تجاری اولین بار در سال ۱۸۴۸ به فروش رفت یعنی موقعی که برادران Curtis ساکن Maine (ایالتی در انگلستان جدید، شمال شرق آمریکا) روی صمغ درخت کاج آزمایش کردند و یک (ماده) چسبنده ساختند و ماده لاستیک مانند را امتحان کردند و آن را برای جویدن جالب یافتند و گمان بردند که می تواند برای آنها پول ساز باشد.
این اولین مرتبه در تاریخ بود که آدامس از نظر تجاری فروخته شد. دو سال بعد با آزمایش موفق صمغ درخت کاج، صمغ را به آدامس تبدیل کردند و تولید اولین آدامس عمده صنعتی گیاهی را آغاز نمودند. به علاوه به آن طعم افزودند و پارافین را که احساس نرمی و لاستیکی بودن به آن می داد در آدامس وارد کردند. نخستین کارخانه تولید آدامس Curtis Chewing Gum Factory نامگذاری شد.
بعداز اوایل دهه۱۸۸۰ برادران Fleer ، Henry Fleer و Frank Fleer صمغ مورد استفاده در کارخانه را امتحان کردند که از درختان استوائی بدست آمده بود. آنها بر روی ماده گیاهی (CHICLE) کار کردند و مکعبهایی از مواد ساختند و مکعبها را با مواد شیرینی پوشاندند. آنها مواد ساخته شده را به نام Chiclets نامگذاری کردند.
به علاوه سعی کردند که آدامس بادکنکی بسازند اما آنها هرگز نتوانستند آن را به صورت تجاری در آورند. با گذشت مدتی، آزمایشهای زیادی برای به دست آوردن انواع مختلف آدامس در شکل معمولی یا بادکنکی انجام شده بود. مردم همچنین با ارائه راههای جدید در تولید بر جذب مشتریان بیشتر تلاش می کردند، مرحله بعد دادن شیرینی و طعم جدید به آدامس بود که سهم مهمی در پیروزی این خوراکی در تاریخ به خود اختصاص داد.

طعمهای زیادی در آدامس از شکل وانیلی معمولی تا طعم زغال کک وجود دارد. بسیاری از کارخانه جات میزان نرمی، شیرینی، طعمها و غیره در آدامس را به میل مشتری آماده می کنند.
امروزه آدامسهایی در انواع متفاوتی در بازار وجود دارد و مردم آنها را معمولأ برای اهداف دارویی می خورند و ترکیباتی که در آنها استفاده شده برای دندان مفید است. آدامسهایی وجود دارند که برای تنفس طراوت می آورند و برخی کارخانه ها پپسین (آنزیم زود هضم شیره معده ) را به آدامسهایشان وارد کرده اند که به محصولشان حالتی می دهد که تسکین درد و سوزش معده و غیره را تأمین می کند.
در آخر قابل ذکر است که کلمه آدامس از نام Thomas Adams گرفته شده زیرا وی در سال۱۸۷۱ یک ماشین برای کارخانه آدامس طراحی کرد و آن ماشین خودکاری بود که با انداختن پول در سوراخ آن جنس مورد نظر از آن خارج می شد. در سال ۱۸۸۸ اولین آدامس توسط آن ماشین در ایستگاه زیرزمینی شهر نیویورک فروخته شد.
به طور کل می توان بازیکنان شطرنج را به دو دسته تقسیم کرد: حرفه ای ها و آماتورها. تفاوت بین آنها هم یک ریشه اصلی دارد: تمرین و تجربه طی زمانی طولانی. اما این تمرین و تجربه چه تاثیری دارد که از یک آماتور، یک فرد حرفه ای می سازد؟ محققین جواب این سوال را بتازگی پیدا کرده اند. آنها می گویند حرفه ای ها طی سال ها تمرین به مغزشان یاد می دهند که به نحوی متفاوت عمل کند.
به گزارش دیسکاوری، محققین ژاپنی با تصویربرداری ام.آر.آی از مغز بازیکنان حرفه ای و آماتور بازی شاگی (که همان شطرنج ژاپنی هاست)، فعالیت مغزی آنها را در برابر الگوهای مختلف چیدمان صفحه شاگی بررسی کردند. آنها از افراد می خواستند که در برابر هر چیدمان، به حرکت بعدی خود عمیقا فکر کنند.
نتایج این مطالعه نشان داد که وقتی افراد حرفه ای به صفحه بازی نگاه می کنند، مناطقی از لوب آهیانه مغزشان که با تصاویر دیداری و حافظه اپیزودیک مرتبط است، فعال می شود. همچنین وقتی این افراد تحت فشار قرار می گرفتند تا حرکت بعدی بازی را سریع انتخاب کنند، منطقه دیگری از مغزشان به نام هسته دمی فعال می شود. هسته دمی قسمتی از مغز است که با فعالیت های معطوف به هدف فرد ارتباط دارد.
به گفته محققین، در مغز بازیکنان آماتور شطرنج چنین الگوی فعالیتی دیده نمی شود. آنها بر این باورند که افرادی که سال ها شطرنج بازی می کنند، مداری را بین این دو قسمت از مغز خود تکمیل می کنند که به آنها کمک می کند به سرعت حالت بازی را تشخیص بدهند و گام بعدی را انتخاب کنند.
در واقع با این تغییر در فعالیت مغزی، آنها می توانند به نحوی شهودی، هدف گرایانه و البته با استفاده از روش تشخیص الگو، با سرعتی بالاتر و بدون نیاز به هیچ جستجوی هشیارانه ای در مغز، بازی کنند. در واقع این شهود نتیجه سال ها تمرین آنهاست و ربطی به الهام شدن ندارد که پدیده ای غیرقابل پیش بینی و بسیار نادر است.
بدین ترتیب، وقتی یک بازیکن حرفه ای به صفحه شطرنج نگاه می کند، قسمت هایی از مغزش با هم مرتبط می شوند تا به طور خودکار وضعیت بازی را شناسایی کند و باز هم به طور خودکار، حرکت بعدی را انتخاب کند.
این تولید کننده فرش که کارگاه تولیدش در شهر "کارلسروه" در جنوب غرب آلمان قرار دارد، این جانماز را "جنگجو" نامیده است.

گفته می شود در نگاه اول این جانماز بسیار ساده به نظر می آید اما طول آن 1.25 سانتی متر و ضخامت آن 1.5 سانتی متر است. جنس این جانماز از حصیر است و مواد خاصی در آن به کار رفته شده است.
تولید کننده این جانماز که "گرهارد ینیرر" نام دارد، در مورد محصولی که تولید کرده، می گوید: تلاش کردم در این جانماز از مواد خاصی استفاده کنم که در تشک های بیمارستانی استفاده می شود. این جانماز به گونه ای تولید شده که موجب کاهش دردهای زانو، کمر و کف پا می شود.
وی در ادامه افزود: پیش از تولید این جانماز و اعلام رسمی تولید آن، موافقت علمای اسلامی آلمان را کسب کردم. در حال حاضر برای نمونه 50 عدد از این جانماز را تولید کرده ام و موفق شدم آن را به عنوان یک اختراع ثبت کنم.
"ینیرر" همچنین در مورد فکر و انگیزه اولیه تولید این جانماز، گفت: بنده و همکاران فرش فروشم مشتریان زیاد مسلمانی داشتیم وقتی به ما مراجعه می کردند درخواست قالیچه های کوچکی می کردند که نرم باشد و زانوی آنان را اذیت نکند. هنگامی که هدف از خرید این قالیچه ها را از آنان می پرسیدیم، می گفتند "برای نماز خواندن". از آنجا بود که به فکر تولید چنین جانمازی افتادم.
این تولید کننده آلمانی در پایان اظهارات خود گفت: تولید رسمی این جانماز تا به امروز آغاز نشده و همچنان در مرحله آزمایش هستیم اما فروش اینترنتی آن را آغاز کرده ایم. آماری که در دست داریم نشان می دهد تا به امروز 60 درصد از مسلمانان آلمان برای خرید این جانماز در سایت اینترنتی این محصول سفارش داده اند. برخی از مشتریان ما نیز از کشور ترکیه بوده اند. قصد داریم در آینده بسیار نزدیک فروش این محصول را بین المللی کنیم.
شیوانا متوجه شد که با وجودی که چهره هر دو دختر عادی و معمولی است اما یکی از آن ها دندان هایی بسیار تمیز و سفید و مرتب دارد. به همین خاطر تبسمی کرد و خطاب به دختر دیگر گفت: تو هم سعی کن مثل خواهرت مواظب دندان ها و نظافت همین بدنی که داری باشی، نگران نباشید حتما کسی سراغتان می آید.
چند ماه بعد دو خواستگار که هر دو برادر بودند برای دختران پیدا شد و شیوانا برای مراسم عروسی دعوت شد. در طول مراسم دوست شیوانا از او پرسید: آخر دندان های سفید که دلیل تمایل یک شخص برای همسر گزینی نمی شود؟
شیوانا سری تکان داد و گفت: بیا از خود دامادها بپرسیم! سپس به سراغ دامادها رفتند و دلیل واقعی تمایل آنها برای ازدواج با این دو دختر را پرسیدند.
یکی از آنها گفت: امثال این دختران در این منطقه زیاد بود، اما دندان های سفید و تمیز و مرتب آنها حکایت از نوعی وسواس و حساسیت و جدیت و پافشاری در حفظ چیزی با ارزش و رعایت کردن صدها قاعده برای محافظت از بخشی اساسی از بدن یعنی دندان دارد.
خوب وقتی کسی بتواند در یک بخش زندگی اش تمام قواعد بازی درست را بداند می تواند با آگاهی این قواعد را در بخش های دیگر زندگی اش هم به کار گیرد، دندان های سفید فقط شاهدی بودند بر این که نو عروسان ما قواعد زندگی درست را بلدند، همین برای ما کفایت می کرد.
به گزارش فوتبال 3، طبق هماهنگی های به عمل آمده قرار است بارسلونایی ها برای انجام دو بازی دوستانه، یکی با تیم ملی و دیگری با یک تیم باشگاهی، سفری به ایران داشته باشند.
ترابیان در این باره گفت: زمان برگزاری این مسابقه را با هم هماهنگ خواهیم کرد، اما در مورد میزبانی باید بگویم اگر فولاد ماهان اصفهان علاقمند به برگزاری این مسابقه باشد، میزبانی را به آنها خواهیم داد چون آنها مسابقات را بخوبی برگزار می کنند. میزبانی این باشگاه از دیدار تیم های ملی ایران و روسیه واقعا بی نظیر بود و روس ها حتی پس از خروج از ایران هم در ایمیل های متعددی به این موضوع اشاره کرده بودند.
تیم فوتسال بارسلونا که پیش از این رده دوم جدول رده بندی لیگ برتر اسپانیا را از آن خود داشت، با برد شب گذشته اش برابر تیم مورسیا بار دیگر به صدر جدول بازگشت.
در پی این تصادف، مسئولان یک بار دیگر از لزوم برنامه ریزی برای مهار خطرهای جاده گیلاوند سخن گفتند. برای مهار سرعت خودروهایی که از جاده فیروزکوه به گیلاوند می رسند و ناگهان خود را درون شهر می یابند، ساخت میدانی در ورودی دماوند پیشنهاد شده است، اما اداره راه دماوند به دلیل این که ورودی گیلاوند را محوری ترانزیتی با الحاقی غیرقانونی به شهر تشخیص داده است، ساخت میدان را مغایر با ماده 16 قانون راه ها می داند. ورودی گیلاوند به دلیل نبود پایانه مسافربری در دماوند، به محل تجمع مسافران بین شهری نیز تبدیل شده است. ساخت یک پایانه در دماوند می تواند جان مسافرانی را که هر روز کنار جاده گیلاوند منتظرند، نجات دهد. ساخت این پایانه که از 5 سال پیش آغاز شده تاکنون تنها 10 درصد پیشرفت داشته است.
دماوند در سال های اخیر به یکی از شهرهای دانشجویی استان تهران تبدیل شده است. دانشگاه آزاد واحدهای دماوند، بومهن و رودهن، دانشگاه پیام نور واحدهای دماوند، آبسرد و بومهن، دانشگاه علمی- کاربردی دماوند و دانشگاه غیرانتفاعی ارشاد از جمله واحدهای آموزش عالی واقع در دماوند است. تعداد کل دانشجویان این شهر به 40 هزار نفر می رسد که بیشتر آنها دانشجویان اهل دماوند نیستند. این دانشجویان آخر هفته می خواهند به منازل خود بازگردند و در ورودی گیلاوند منتظر سواری و مینی بوس می مانند. یکی از مغازه داران گیلاوند به «همشهری» می گوید: «آخر هفته ها مسافران کنار جاده در چند خط می ایستند. این کار خیلی خطرناک است چون خودرو ها با سرعت از جاده رد می شوند و هر لحظه احتمال دارد که به کسی برخورد کنند.»
مسافرانی که از دماوند به تهران یا از گیلاوند به نقاط دیگر دماوند، مانند پردیس و رودهن می روند، کنار یک ضلع از پارک شقایق که در ورودی گیلاوند واقع شده است، می ایستند. در قسمتی از این مکان تاکسی های خطی ایستاده اند و کمی آن طرف تر ایستگاه مینی بوس هاست. عملا قسمتی از این پارک، جایگزین پایانه ساخته نشده دماوند شده است. اینجا نه مکانی برای استراحت رانندگان وجود دارد و نه فضایی برای انتظار مسافران. یکی از شهروندان دماوندی که 3 روز در هفته از دماوند به تهران می رود، می گوید: «این پارک امکانات ترمینال را ندارد، نه غذاخوری مناسبی دارد و نه سرویس های بهداشتی به تعداد کافی. گاهی رانندگانی را می توانید ببینید که برای استراحت روی چمن های پارک خوابیده اند. مسافران هم همین طور استراحت می کنند. گاهی که باران می بارد، اینجا خیلی شلوغ می شود، خودرو گیر نمی آید، همه تا وسط جاده جلو می روند، سواری ها و کامیون ها برای باز کردن جاده بوق می زنند و چنان بی نظمی ای حاکم می شود که اصلا در شأن شهر دماوند نیست.»
مشکل نبود پایانه دماوند اعتراض امام جمعه دماوند را نیز برانگیخته است. حجت الاسلام محمد علاءالدینی،
امام جمعه دماوند، اواخر آذر امسال در خطبه های نماز جمعه این شهر گفت:
«باید به تامین زیرساخت های حمل و نقل در شهرستان دماوند بیشتر توجه شود.
شکل گیری یک پایانه مسافربری در دماوند و باز شدن جاده پردیس از موضوعاتی
است که مسئولان باید به آن توجه داشته باشند. اکنون به دلیل نبود پایانه
مسافربری در شهرستان دماوند، شهروندان، دانشجویان و سایر افرادی که به این
شهر رفت و آمد می کنند در این سرما با مشکل مواجه هستند.»
مسئولان فرمانداری دماوند در پاسخ به این پرسش که چرا در 5 سال گذشته پایانه دماوند ساخته نشده، اعلام می کنند که شهرداری بودجه ای برای این کار در نظر نگرفته است. نور محمد فردی، فرماندار دماوند، در این باره می گوید: «دماوند شاید از معدود شهرستان هایی باشد که فاقد ترمینال مسافربری است و مردم مجبورند در هوای سرد و گرم بدون امکانات مسافرت کنند که دستگاه های ذی ربط باید به سرعت برای رفع این مشکل اقدام کنند و همه توان خود را در این زمینه به کار گیرند.»
از سوی دیگر، مسئولان شهرداری دماوند می گویند طرح ساخت پایانه دست کم 2 میلیارد تومان هزینه در بر دارد، در صورتی که کل بودجه سالانه شهرداری 3/5 میلیارد تومان است، بنابراین شهرداری به تنهایی نمی تواند ساخت پایانه را به اتمام برساند. برای ساخت پایانه مسافربری در دماوند، زمین وسیعی در نظر گرفته شده است که تا کنون دیوارکشی و ساخت پی ساختمان پایانه انجام شده است، اما اگر عملیات ساخت با این سرعت پیش برود، احتمالا سال ها طول خواهد کشید و در این مدت، همچنان شهرداری و فرمانداری منتظر یکدیگر خواهند ماند تا بودجه ساخت پایانه تامین شود.
نبود تناسب بین جمعیت و زیرساخت ها
شهرستان دماوند که از شرق به پایتخت چسبیده است، بیش از 10 درصد وسعت استان تهران را به خود اختصاص می دهد. دماوند همان طور که از نامش پیداست، در دامنه های زیبای قله دماوند واقع شده است. رودخانه های متعددی که از دماوند سرچشمه می گیرند، در آبادانی باغ ها و کشتزارهای اطراف این شهرستان سهم بسزایی دارند و کشاورزی و باغداری را رونق بخشیده اند. شهرستان دماوند یکی از مناطق تاریخی استان نیز به شمار می رود که پس از تهران بیشترین آثار تاریخی و طبیعی را در خود جای داده است. بیش از 170 اثر تاریخی در این شهرستان به ثبت رسیده است. اگرچه صنایع گوناگونی در دماوند مستقر شده و معادن زیادی هم در این شهرستان به چشم می خورد، دماوند کمتر از بخش های غربی استان تهران صنعتی است و به همین دلیل بافت جمعیتی آن بیشتر کارمندی و دانشجویی است.
دماوند، رودهن، آبسرد، کیلان و آبعلی 5 شهری هستند که زیر نظر فرمانداری دماوند مدیریت می شوند. البته پردیس، بومهن، گیلاوند و مشاء هم در این حوزه مدیریتی قرار می گیرد. شهر پردیس به تنهایی 90 هزار نفر جمعیت دارد و طبق گفته مدیران این شهر، بناست که جمعیت این شهر تا 5 سال دیگر 2 برابر شود. با این حال افزایش جمعیت در شهرستان دماوند با نبود زیرساخت های مناسب در شهرهای این منطقه همراه است. شهرهای شهرستان دماوند هم از نظر امکانات شهری با مشکلات زیادی روبه روست و هم از نظر زیرساخت هایی که دولت باید فراهم کند همچون مدرسه، بیمارستان، سینما و بانک کمبود دارد. روند رو به گسترش پذیرش تعداد دانشجو در واحدهای دانشگاهی مستقر در شهرستان دماوند هم به مشکلات ناشی از کمبود امکانات و به عبارت دیگر نبود تناسب بین جمعیت و زیرساخت ها افزوده است.
2. هر ساعت از روز بدن ما باید یک میلیارد سلول را جایگزین کند. قدرت بدن برای تولید این همه سلول جدید واقعاً جای شگفتی دارد.
3. همه ما می دانیم که اسید معده بسیار قوی است. این اسید آنقدر قوی است که حتی زینک را هم حل می کند. این یعنی یک قدرت اسیدی بسیار بالا. اما دلیل اینکه ما با اسید معده خودمان آسیب نمی بینیم این است که سلول هایی برای محافظت از ما در برابر خودمان لایه پوششی ایجاد کرده اند.
4. شش ماه طول می کشد که ناخن به طور کامل روی انگشتان دست یا پا رشد کند. به همین خاطر است که افتادن یک ناخن آسیب دیدگی بسیار دردناک است و به مدتی طولانی ظاهری زننده برای انگشتمان ایجاد می کند. پس حسابی مراقب ناخن هایتان باشید.
5. استخوان انسان به اندازه گرانیت سخت است. استخوان های ما بسیار پرتراکم هستند و قادرند فشار و نیروی بسیار زیادی را تحمل کنند که ویژگی بسیار خوبی است چون همه ما انسانها حرکات و اعمال فشارآوری انجام می دهیم.
6. هر شب که می خوابیم کمی رشد می کنیم. در طول روز، نیروی جاذبه ستون فقرات ما را منقبض می کند و شب دوباره به همان نقطه شروع بر می گردیم.
7. صدای ما در روز قبل از اینکه کششی به دیافراگم و تارهای صوتیمان بدهیم، فرکانس پایین تری دارد.
8. هر کلیه بیشتر از هزار فیلتر دارد. به همین دلیل است که باید مقدار زیادی آب بنوشیم تا بدن روی مواد مغذی و مایعات تازه در سیستم عملیات انجام دهد.
9. خون ما خیلی سریع پمپاژ می شود؛ آنقدر سریع که یک سلول می تواند در یک دقیقه آن را به کل بدن برساند. با ورزش و انجام حرکات کششی همیشه می توانید پمپاژ خونتان را در حد عالی نگه دارید.
10. جالب ترین واقعیت در مورد بدن انسان در مورد مصرف اکسیژن ماست چون هیچوقت به آن فکر هم نمی کنیم. ما در هر روز چیزی در حدود 44 کیلوگرم هوا تنفس می کنیم. این هزاران تنفس روی هوا که تقریباً بی وزن است، تاثیر می گذارد. دفعه بعدی که می خواستید کار مثبتی برای محیط زیست یا پاکی هوا انجام دهید این را خوب به یاد داشته باشید.
ابرها به حرکت آمدند
نیرومند٬ فروزان٬ پرجوش و خروش
مثل دود، مثل گردباد، مثل گرداب، مثل آتش گردان
اتمی بزرگ٬ نامش: منظومه:
آفتابی در میان
پیرامونش٬ ستاره ای٬ ستاره هایی٬ پروانه وار٬ در گردش
(کعبه ای٬ و بر گردش پرستندگان٬ در طواف
از سنگ سیاه٬ تا سنگ سیاه)
زندگی پدید آمد
گیاه ها: از خزه های کوچک تا درختهای بزرگ
و حیوان ها: از میکروب ها تا ماموت ها
و در آخر انسان:
بدها و خوب ها
بدها بدتر از همه ی بدها
خوب ها٬ خوب تر از همه ی خوب ها
بدها مثل شیطان
خوب ها مثل خدا
زندگی٬ یک ذره جاندار یک تخم
تخم یک گیاه:
در خاک سبز می شود٬ سر می زند٬ نمو می کند٬ نهال می شود٬ جوان می شود٬ شاخ و
برگ می افشاند گل و میوه می دهد٬ پیر می شود٬ خشک می شود٬ می میرد٬ خاک
می شود
از او باز تخم می ماند٬ مثل روز اول
تخم یک حیوان:
جنین٬ نوزاد٬ کودک٬ نوجوان٬ جوان٬کامل٬ پیر٬ مرگ
از او باز تخم می ماند٬ مثل روز اول
زندگی هم دور می زند
تخم یک گیاه٬ تخم یک حیوان
از صبح تولد تا شب مرگ٬ تمام عمر، در جنب و جوش٬ در تلاش٬ در حرکت
هر لحظه، در جایی
هر جا٬ در حالی
همیشه و همه جا! در جستجوی لذت٬ در پیرامون احتیاج٬ از تولد تا مرگ
زندگی هم دور می زند
آفتابی در میان
- احتیاج -
در پیرامونش٬ زنده ای٬ زنده هایی٬ پروانه وار٬ در گردش
از نیستی٬ تا نیستی
(کعبه ای٬ برگردش٬ پرستندگان٬ در طواف٬ از سنگ سیاه تا سنگ سیاه)
یکی بود یکی نبود
غیر از خدا، هیچ چی نبود، هیچ کی نبود
جهان آفریده شد
ذره ها٬ منظومه ها٬ زنده ها...
زمین ها و آسمان ها٬ ستاره ها و آفتاب ها٬ مشرق ها و مغرب ها٬ گیاهها و
حیوانها٬ دیدنی ها و ندیدنی ها هر کدام در حرکت٬ در تلاش با نظمی ثابت در
تغییری دایم
زندگی سر زده از مرگ٬ مرگ زاده زندگی٬ روز سر زده از شب ٬ شب زاده روز
همه چیز در حرکت٬ همه چیز دور زن:
آفتابی در میان
در پیرامونش٬ زنده ای٬ زنده هایی٬ پروانه وار٬ در گردش
از نیستی٬ تا نیستی
(کعبه ای٬ برگردش٬ پرستندگان٬ در طواف٬ از سنگ سیاه تا سنگ سیاه)
یکی بود، یکی نبود
غیر از خدا، هیچ چی نبود، هیچ کی نبود
آفرینش پایان یافت و جهان بر پا شد...
و زمین ها و آسمان ها٬ ستاره ها و آفتاب ها٬ مشرق ها و مغرب ها٬ جاندارها و
بیجان ها٬ گیاه ها و حیوان ها٬ ذره ها و منظومه ها ... همه با نظمی ثابت٬
در تغییری دایم٬ همه در حرکت٬ حرکت همیشگی٬ همیشه در جستجو در جستجوی
چیزی، دور زنان، به دور چیزی:
آفتابی در میان
در پیرامونش٬ زنده ای٬ زنده هایی٬ پروانه وار٬ در گردش
از نیستی٬ تا نیستی
(کعبه ای٬ برگردش٬ پرستندگان٬ در طواف٬ از سنگ سیاه تا سنگ سیاه)
چرا تمام جیزهای جهان شکل کره است؟
زمین٬ ستاره، خورشید
الکترون و پروتون
هر ملکول٬ هر اتم
هر ذره ای، خشت بنای این جهان
منظومه ای:
شهری٬ دهی٬ از کشور بی سر و پایان جهان
چرا تمام حرکت هایی جهان دایره ای است؟
زمین٬ ستاره٬ خورشید
الکترون و پروتون
هر ملکول٬ هر اتم
هر ذره ای، خشت بنای این جهان
منظومه ای
شهری٬ دهی٬ از کشور یی سر و پایان جهان
هر زنده ای
چه یک گیاه٬ چه جانور
دور می زند٬ دایره وار
تمام چیزهای جهان دایره وار٬ دور می زند:
آب٬ خاک
شب٬ روز، صبح٬ غروب
هر ثانیه٬ هر دقیقه٬ هر ساعت، هر هفته٬ هر ماه٬
هر فصل: بهار٬ تابستان، پاییز، زمستان
هر سال...
یکی بود، یکی نبود
غیر از خدا هیچی نبود، هیچ کی نبود
زمین ها بود، آسمان ها بود
ستاره ها٬ خورشیدها، مشرق ها٬ مغرب ها
فضای جهان بی آغاز٬ بی پایان
و در این گوشه
آفتابی در میان
در پیرامونش٬ زنده ای٬ زنده هایی٬ پروانه وار٬ در گردش
و مجموعا: یک منظومه
و در آن گوشه٬ یک منظومه دیگر
و در گوشه دیگر٬ یکی دیگر
و یکی دیگر
و دو تا و ده تا و صد تا و هزار تا و یک میلیون و یک میلیارد و تا ...
کسی نمی داند چند میلیارد ٬ میلیارد میلیارد ...!
یک عدد 1 روی کاغذ بنویس
هر چقدر می تونی جلوی 1 صفر بذار
صفحه ات که تمام شد صفحه دیگری بگیر
کاغذت که تمام شد کاغذ دیگر بخر
دواتت که ته کشید دوات دیگه وردار
جوهرت که تمام شد جوهر دیگر بخر
وقتی دستت خسته شد
از دوستت خواهش کن که او صفر بذاره
دست او که خسته شد تو باز ادامه بده
تو که غذا می خوری او صفرها رو بذاره
وقتی تو صفر می گذاری او غذاشو بخوره
شب که میشه به نوبت بخوابین
تو صفر بذار او بخوابه
وقتی که او بیدار شد تو بخواب او صفر بذاره
پیر که شدین به بچه هاتون بگین کارتونو دنبال کنن
آخرهای عمرتان
وقتی دیگه پیر پیرشدین
یک لحظه دست از کار بکشین ...
روز اول فقط دو تا بچه بودین
فقط بلد بودین که صفر بذارین
حالا دو تا پیر زمینگیر شده این
فقط می تونین صفر بشمارین
باز بچه شده این، مثل روز اول شده این
اون روزها بزرگترها دلشون براتون می سوخت
نازتون می کردن، پرستاریتون می کردن، گاهی هم مسخره تون می کردن
و حالا کوچکترها!
چون حالا بچه تر شده این
حالا بچه پیرین، بچه ریش و پشم دارین
هشتاد سال، نود سال، صد سال، راه رفته این
صد سال کار کرده این
از سالها و سالها و سالهای عمر، گذر کرده این
آخر کار رسیده این به اول!
باز بچه شده این
خاک بودین، خوراک شدین
لقمه ای در دهان بابا
لقمه ای در دهان مامان
ذره ای تو دل مامان
ذره ای تو پشت بابا...
مامان و بابا با هم عروسی کردن
آن ذره و این ذره با هم یکی شدن
آن یکی تو شدی، تو دل مامان
مثل یک تخم مرغ تو دل مرغ
با گرمی تن مامان، با خون بدن مامان
تو زنده شدی، تو بزرگ شدی
مثل یک تخم مرغ زیر پرهای مرغ
نه ماه گذشت، نه روز گذشت، نه ساعت گذشت
مامان دردش گرفت
تخم مرغ را شکستی، یکهو بیرون جستی!
افتادی تو گهواره
چشمات نمی دید، گوشت نمی شنید
پاهات نمی رفت، دستات نمی گرفت
مغزت کار نمی کرد
هیچ چی نمی فهمیدی، هیچ کس را نمی شناختی
تو گهواره افتاده بود
فقط سه کار بلد بودی
1- شیر مکیدن 2- زیرت شاشیدن 3- گریه کردن!
صد سال گذشت...
چشمات نمی بینه، گوشات نمی شنوه، پاهات نمیره، دستات نمی گیره
مغزت دیگه کار نمی کنه
هیچ چی نمی فهمی، هیچ کس را نمی شناسی
تو بسترت افتاده ای
فقط سه کار بلدی
1-... 2- .... 3-....
بعد می میری
میندازنت تو دل زمین ، باز خاک می شی
از تو هیچی نمی مونه، تو می مونی
آدمیزاد دور می زنه:
مثل زمین، مثل زمان، مثل بهار، مثل همه چیز!
آب، گل، درخت، زمین، ستاره، خورشید، منظومه ها، کهکشانها، همه جهان!
هیچ بودی٬ خاک بودی٬ دور زدی: هیچ شدی، خاک شدی.
از تو چیزی که می مونه:
" کاری که کردی می مونه
هر کاری کردی می مونه
کاری اگر کردی می مونه"
حالا بشین بچه پیر
شماره ستاره ها، منظومه ها به چند رسید؟
1 جلوش یک میلیون صفر؟
صد میلیون صفر؟ یک میلیارد؟ صد میلیارد؟ ...؟
نمی تونی بشماری
1 جلوش صد متر صفر؟ یک کیلومتر؟ صد کیلومتر؟ صدفرسنگ؟
هر چه که هست ضربش کن در هرچه که هست
هر چه که شد باز ضرب کن در هر چه که شد
هی ضرب کن هی ضرب کن
صفحه اگر تمام شد صفحه دیگری بگیر
کاغذ اگر تمام شد کاغذ دیگری بخر
جوهر اگر تمام شد...
دستت اگر خسته شد...
خواب ... خوراک ... دوستت ... ادامه ... بچه ها ...
شماره ستاره ها، منظومه ها، تمام چیزهای جهان به چند رسید؟
1 ، جلوی 1 ، صفر ها
هزار تا صفر؟ یک میلیون ؟ یک میلیارد؟
صد کیلومتر؟ صدفرسنگ؟
از جلوی 1 صف صفر تا به کجا؟
آن سر شهر؟ آن سر کوه؟ تا دریا؟ تا صحرا؟ تا به افق؟
تا .... آن سر دنیا؟ ته دنیا؟
نه نه، تا همیشه، تا همه جا
تا هر کجا که جا باشه
تا جایی که تو بتونی بشماری
بتونی جلو 1 ، صفر بذاری
شماره گیاهها، پرنده ها، خزنده ها، چرنده ها
آدم ها، فرشته ها
زمین ها، آسمانها
ستاره ها، خورشیدها، منظومه ها
دیده ها، ندیده ها
پست و بالا، زشت و زیبا
خوب و بدها
هر چه که هست، هر چه که تو این دنیاست، هر چه که دنیا اسمشه
همه جهان، همه وجود، همه اش همینه!
معنی عالم همینه
شماره تمام چیزهای جهان
چه آشکار و چه نهان
چه در زمین، چه آسمان
جمادها، نبات ها
جانوران، آدمیان
ستاره ها، خورشیدها، منظومه ها
شماره تمام هستی همینه
1 ، جلوش تا بی نهایت صفرها
ببین:
فقط 1 عدده
ببین:
فقط یکعدد ه
به غیر 1 ٬ هر چه که هست
چه ده، چه صد، چه هزار، چه میلیون، چه میلیارد، چه بیشمار
شماره نیست، هیچ نیست
هستند، اما نیستند
نیستند، اما هستند
صفرند، یعنی خالی اند
هیچ اند، پوچ اند، بی معنی اند
یک عدد خشک و خالی هم نیستند، نیستند
زیرا فقط 1 عدده
چون که فقط یکعدد ه
اما همین صفر جلوی 1 که نشست ...؟؟؟!!!
وقتی صفرها جلوی 1 می نشینند
1 را صدها، میلیون ها و بیلیون ها می کنند
اما صدها و میلیون ها و میلیاردها
فقط 1 است: صدها یک، میلیونها یک، میلیاردها یک ...
زیرا فقط 1 عدده
دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه، یعنی: دو تا یک، سه تا یک،
چهار تا یک، پنج تا یک، شش تا یک، هفت تا یک، هشت تا یکف نه تا یک، ده
یازده دوازده سیزده چهارده پانزده شانزاده هفده هیجده نوزده و بیست.
سی و چهل و پنجاه و شصت و هفتاد و هشتاد و نود و صد ...
دویست و سیصد و چهارصد و پانصد و ششصد و هفتصد و هشتصد و نهصد و هزار میلیون و بیلیون و تریلیون و کاتریلیون ... و همه
فقط، 1 است و بقیه صفر!
***
توی حساب
فقط 1 عدده
تو این عالم
فقط یکعدد ه
بقیه هر چه هست
صفر است، همه صفرند
هیچ اند، پوچ اند، خالی اند
صفر: یک دایره تو خالی، دور می زند
و آخرش میرسد به اولش و...
هیچ! همین!
فقط 1 است و جلوش - تا بی نهایت - صفرها
صفر: خالی٬ پوچ٬ هیچ - وقتی بخواد خودش باشه، تنها باشه، وقتی بخواد فقط با صفرها باشه!
اما وقتی جلو 1 بشینه ...؟!
وقتی بخواد فقط برای "یک" باشه
از پوچی و از تنهایی در بیاد
همنشین "یک" بشه؟!
***
تو بچه جان!
بچه 9 ساله ده ساله!
که هیچ بودی، خاک بودی، خوراک شدی
هشتاد سال دیگر، نود سال دیگر، یک بچه پیر می شی، هیچ می شی، خاک می شی، دور می زنی، دایره ای
بی جهت، بی معنی، تو خالی
باز از آخر میرسی به اول
- مثل صفر -
وقتی برای خودت زندگی کنی
وقتی بخوای فقط برای خودت باشی
تنها باشی
وقتی بخوای فقط با صفرها باشی
عمر تو مثل یک خط منحنی روی خودت دور می زنه
مثل صفر
باز از آخر میرسی به اول!
می مونی می گندی
مثل مرداب مثل حوض
بسته می شی مثل دایره
مثل صفر!
اما اگر جلو 1 بنشینی ...؟
اگر بخوای فقط برای "یک" باشی
از پوچی و از تنهایی در بیایی
همنشین "یک" بشی ...؟!
باید برای دیگران زندگی کنی
عمر تو مثل یک خط افقی پیش می ره
مثل راه، مثل رود
وقتی از خودت دور بشی
از آخر به آبادی می رسی مثل راه
از آخر می ریزی به دریا مثل رود ...
اما اگر جلو "یک" بنشینی
اگر بخوای فقط برای "یک" باشی
از پوچی و از تنهایی در بیایی
همنشین "یک" بشی
باید برای دیگران بمیری
عمر تو مثل یک خط عمودی بالا میره
مثل موج
مثل طوفان
مثل یک قله ی بلند مغرور، تو تپه ها
مثل درخت سرو آزاد، تو خزه ها
که رو به خورشید میرویه
به آسمان قد می کشه
مثل یک انسان بزرگ، یک شهید
یک امام، تو گرگ ها تو روباه ها تو موش ها تو میش ها
که پامیشه، که می ایسته
بپاخیزی بایستی
تو صفرها، مثل 1 !
بله
فقط 1 عدده
فط یکعدد ه
شماره ی ستاره ها، منظومه ها، زمین ها، آسمان ها
شماره ی تمام چیزهای عالم
1 :
جلوش تا بی نهایت صفرها!
یک ی هست
یک ی نیست
غیر از خدا
هیچ چیز نیست
هیچ کس نیست ...
دکتر علی شریعتی
نوشيدني قهوه نوعي نوشيدني گرم است كه از دانه برشته شده قهوه كه از گياه قهوه بدست مي آيد، تهيه مي شود.
اين
نوع نوشيدني همچون چاي، جايگاه خاصي در انواع نوشيدني هاي گرم دارد. با
اضافه نمودن مواد مختلف به نوشيدني قهوه و همچنين با روش هاي مختلف دم كردن
آن، انواع متفاوتي از اين نوع نوشيدني را تهيه مي كنند.
روش هاي مختلف دم كردن قهوه
براي
تهيه نوشيدني قهوه، قهوه را مي توان به صورت هاي مختلف دم كرد. تمام اين
روش ها را به چهار دسته كلي تقسيم بندي نموده اند كه تفاوت اين روش ها تنها
به اين نكته بستگي دارد كه چگونه آب را به قهوه اضافه مي كنند.
جوشاندن
يكي
از روش هاي قديمي دم كردن قهوه كه هنوز در خاور ميانه، آفريقاي شمالي،
تركيه و يونان به كار مي رود، اين است كه قهوه را به همراه آب، داخل قوري
مي ريزند و اجازه مي دهند كه آرام به جوش آيد. اين نوع قهوه را گاهي شيرين
مصرف مي كنند. براي اين كارچند حبه قند داخل قوري مي ريزند و مي گذارند تا
همراه قهوه به جوش آيد. گاهي به اين قهوه هل هم اضافه مي كنند.
قهوه ترك به اين روش تهيه مي شود. قهوه بدست آمده، نوشيدني غليظي است كه رويش كف دارد و پودر قهوه هم در ته فنجان، ته نشين شده است.
تحت فشار قرار دادن
قهوه
اسپرسو ، با تحت فشار قرار دادن آب داغ تهيه مي شود. اين روش براي تهيه
انواع نوشيدني هاي قهوه به كار مي رود. قهوه اسپرسو طعم متمايزي داشته و به
علاوه رويش ماده خامه مانندي جمع مي شود.
در اين روش از نوعي قوري كه سه بخش دارد استفاده مي كنند. در قسمت پاييني، آب مي ريزند. پس از آن كه آب به جوش مي آيد، با فشار وارد قسمت مياني مي شود كه پودر قهوه در آن قسمت قرار دارد. در نهايت، نوشيدني قهوه در قسمت بالايي قوري جمع مي شود. معمولاً قوري را روي گاز مي گذارند تا عمليات تهيه قهوه صورت گيرد.
كمك گرفتن از نيروي جاذبه
روشي
ديگر براي تهيه ي نوشيدني قهوه، قرار دادن پودر قهوه داخل يك صافي است كه
آب جوش قطره قطره روي قهوه مي چكد. طعم اين قهوه به ميزان آب و قهوه بسيار
بستگي دارد. اما كلاً طعم قهوه اسپرسو از اين قهوه بهتر است. در اين روش با
استفاده از نيروي جاذبه، آب از ميان پودر قهوه عبور مي كند و قهوه خوش
طعمي را ايجاد مي نمايد.
خيس كردن
در
اين روش از استوانه اي شيشه اي كه داراي پيستون صافي داري است استفاده مي
كنند. قهوه و آب جوش در استوانه با هم مخلوط مي شوند (معمولاً به مدت چند
دقيقه) قبل از آن كه پيستون كه به شكل فويل است، پايين بيايد. در اين هنگام
نوشيدني قهوه در قسمت بالايي آماده ريختن است.
قهوه هاي كيسه اي نسبت به چاي كيسه اي كمياب ترند. اين امر به دليل آن است كه در تهيه ي قهوه كيسه اي بايد مقدار زيادي قهوه آسياب شده (نسبت به چاي به كار رفته در چاي كيسه اي) به كار برد كه از نظر اقتصادي براي توليد كنندگان اين محصولات، با صرفه نمي باشد.
در تمام اين روش ها از مخلوط آب جوش با قهوه آسياب شده (دانه قهوه اي كه برشته و آسياب شده است) استفاده مي شود. پودر قهوه يا پشت صافي باقي مي ماند يا همراه نوشيدني داخل فنجان ريخته مي شود. ميزان ريز بودن دانه قهوه بستگي به نوع نوشيدني دارد كه قرار است با آن تهيه شود.
دستگاه هاي برقي تهيه قهوه، آب را جوش مي آورند و سپس مواد لازم را بدون اين كه لازم باشد انسان كمك زيادي كند، با هم مخلوط مي كنند. اين دستگاه ها بر اساس برنامه زمان بندي خاصي عمل مي كنند. افرادي كه در تهيه نوشيدني قهوه مهارت دارند، دانه هاي سبز قهوه خام و دم كردن آنها به روش سنتي را ترجيح مي دهند.
انواع نوشيدني قهوه
قهوه تلخ: نوعي قهوه ي دم كرده است كه بدون شكر، شير و ديگر مواد افزودني مصرف مي شود.
شير قهوه: قهوه اي است كه پس از تهيه ي آن، شير و گاهي شكر اضافه مي كنند.
كاپوچينو: نوعي اسپرسو است كه با شير كف كرده و گاهي شكر و كاكائو تهيه مي شود.
قهوه معطر: در برخي كشورها، به نوشيدني قهوه مواد مختلفي اضافه مي نمايند. شكلات يكي از مرسوم ترين اين مواد است كه يا روي قهوه آماده شده مي پاشند يا همراه با قهوه هنگام دم كردن، مخلوط مي كنند. البته از برخي ادويه جات از جمله دارچين، جوز هندي، هل و.. هم براي معطر نمودن قهوه استفاده مي كنند.
قهوه يوناني يا قهوه ترك: اين نوع قهوه را با جوشاندن پودر بسيار ريز قهوه در آب تهيه مي كنند. اين نوع قهوه را داخل قوري مسي كه دسته بلندي دارد و سر آن باز است درست مي كنند. زماني كه قهوه را داخل فنجان مي ريزند، صافي نمي گذارند و بنابراين، پودر قهوه كه ديگر به تفاله قهوه تبديل شده است هم داخل فنجان مي ريزد. معمولاً فنجان را تا مدتي حركت نمي دهند تا اين پودر قهوه كاملاً ته نشين شود. گاهي به اين نوع قهوه ادويه و شكر هم اضافه مي كنند.
قهوه فوري
قهوه
فوري پودري است كه قابل حل شدن در آب يا شير مي باشد. اين نوع قهوه به
روشي بسيار متفاوت از قهوه هايي كه در بالا در موردشان توضيح داده شد، تهيه
مي شوند. البته اين نوع قهوه مسلماً طعم قهوه هايي كه براي درست كردن آنها
زمان صرف مي شود، را ندارد. برخي اين نوشيدني را غير قابل تحمل به شمار مي
آورند و بعضي عقيده دارند كه جانشين خوبي براي نوشيدني قهوه واقعي است.
برخي هم اعتقاد دارند كه اين نوشيدني، اصلاً قهوه نيست و نوعي نوشيدني خاص
خود مي باشد.
جنبه هاي اجتماعي نوشيدني قهوه
كشورهاي
آمريكا، آلمان و فنلاند به ترتيب، بيشترين ميزان مصرف قهوه را دارند. در
كانادا و اروپا هم اين نوشيدني رايج است و بسياري از رستوران ها تخصص ويژه
اي در تهيه ي اين نوشيدني دارند.
در اين رستوران ها چاي، انواع
ساندويچ، انواع كيك و كلوچه و ديگر انواع اسنك هم عرضه مي شود. افرادي كه
اين نوشيدني را خيلي دوست دارند، معمولاً در پيك نيك ها و يا مسافرت ها
قهوه را آماده نموده و داخل فلاسك كه تا مدتها آن را گرم نگه مي دارد با
خود مي برند.
در برخي كشورها، مخصوصاً شمال فرانسه، نوشيدني قهوه جايگاه خاصي در عصرانه دارد. افراد، دوستان و افراد فاميل خود را به عصرانه دعوت مي كنند و به عنوان عصرانه، به آنها قهوه با كيك مي دهند. معمولاً اين كيك ها را خانم ها خود در خانه تهيه مي كنند.البته از قهوه در وعده صبحانه هم بسيار زياد استفاده مي كنند.
مواد محرك موجود در قهوه
همان
طور كه مي دانيد، قهوه داراي كافئين بوده كه نوعي ماده محرك محسوب مي شود.
بنابراين معمولاً براي صبحانه و هنگام كار، از اين نوع نوشيدني استفاده مي
كنند (چون كافئين خاصيت از بين بردن حالت خواب آلودگي دارد). دانش آموزان و
دانشجويان هم در شب هاي امتحانات، از اين نوشيدني استفاده مي كنند كه قدرت
تمركزشان بالا رود. كارمندان هم وقتي خسته مي شوند و احساس مي كنند كه
براي ادامه كار ديگر انرژي ندارند، با خوردن يك فنجان قهوه انرژي خود را
باز مي يابند.
قهوه بدون كافئين، نوعي قهوه است كه كافئين موجود در آن را با استفاده از آب يا يك حلال ديگر، مثلاً تري كلرو اتيلن گرفته اند.
قهوه به عنوان نوعي كود
تفاله
نوشيدني قهوه كود خوبي محسوب مي شود، چون ميزان نيتروژن آن بسيار بالاست.
نيتروژن بخش عمده RNA و DNA و همچنين پروتئين را تشكيل مي دهد كه گياهان
براي رشد خود، به اين مواد نياز اساسي دارند. پودر قهوه پتاسيم، فسفر و
بسياري از مواد لازم براي رشد گياه را هم در بر مي گيرد. بسياري از باغبان
ها به اين نتيجه رسيده اند كه با اضافه كردن پودر قهوه به خاك، گل هاي رز
بزرگ و خوشرنگ مي شوند.
خطر نوشيدن قهوه براي سلامتي كافئين موجود در قهوه مي تواند فرد مصرف كننده را معتاد كند يا احتمال خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي را افزايش دهد. افرادي كه از اين نوشيدني زياد مصرف مي كنند، همگي نوعي حالت عصبي را پس از مصرف زياد قهوه بيان مي كنند. در سال هاي اخير، تحقيقات نشان داده اند كه مصرف چاي، به مراتب كم ضررتر و سالم تر از مصرف قهوه است. البته چاي هم كافئين دارد، اما مقدار اين كافئين كمتر است.
تحقيقات مختلفي در زمينه ضررهاي نوشيدن قهوه صورت گرفته است. براي مثال، تحقيقي كه در فوريه سال 2003 م در كشور دانمارك بر روي 18.478 زن باردار كه ميزان مصرف قهوه آنها در دوران بارداري شان زياد بود صورت گرفت، نشان داد كه احتمال مرده به دنيا آمدن نوزاد در مادراني كه هنگام بارداري قهوه زياد مي نوشيدند (تقريبا 4 تا 7 فنجان در روز) بسيار بيشتر از مادراني است كه از اين نوشيدني خيلي كم استفاده مي كنند.
تحقيقي كه در سال 2004 انجام شد نشان داد كه مصرف بيش از يك فنجان قهوه در روز، سبب افزايش التهاب و حالت برافروختگي مي شود. در نتيجه اين حالت، مصرف قهوه تأثير مضاعفي بر عروق قلبي مي گذارد.
برچسب: قهوه-قهوه ترک-آموزش-درست کردن-دم کرد قهوه-قهوه تلخ-اسپرسو-کافی-میت-کافی میت-روشها-دم کردن-قوه جوش-قهوه ای
.:: This Template By : web93.ir ::.